4-6-1-1) تعريف مفهومي (نظري):45
4-6-1-2) عمليات‌سازي:45
4-6-2) تعريف مفاهيم و متغيّرها45
4-6-2-1) تعريف مفهومي و عمليّاتي متغيّر وابسته46
4-6-3) تعريف مفهومي و عمليّاتي متغيّرهاي مستقل47
4-6-3-1) پايگاه اقتصادي اجتماعي47
4-6-3-1-1) وضع سواد و تحصيلات47
4-6-3-1-2) وضعيّت اشتغال48
4-6-3-1-3) درآمد ماهيانه‌ي خانوار48
4-6-3-2) سن ازدواج48
4-6-3-3) محل تولّد48
4-6-3-4) تاريخ تولّد48
4-6-3-5) سرمايه‌ي فرهنگي48
4-6-3-6) برابري جنسيّتي49
4-6-3-7) ترجيح جنسي49
4-6-3-8) تقديرگرايي در رفتار باروري49
4-6-3-9) کم‌فرزندي به مثابه خود حمايتي50
4-7) اعتبار و پايايي50
فصل پنجم :يافته‌هاي تحقيق52
5-1)آمار توصيفي53
5-2) سيماي جمعيّت نمونه54
5-2-1) مشخّصه‌هاي جمعيّتي پاسخگويان54
5-2-1-1) توزيع زنان در گروههاي سنّي توليد مثل54
5-2-1-2) سن به هنگام ازدواج55
5-2-1-3) توزيع زنان بر حسب شمار فرزندان زنده به دنيا آمده و در حال حاضر زنده55
5-2-1-4) توزيع زنان بر حسب تمايلات و ايده‌آلهاي فرزندآوري56
5-2-1-5) توزيع زنان و همسران آنها بر حسب محل تولد57
5-2-2) مشخّصه‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي پاسخگويان58
5-2-2-1) توزيع زنان بر حسب وضع سواد و سطح تحصيلات58
5-2-2-2) توزيع زنان برحسب وضع سواد و سطح تحصيلات پدر ومادر پاسخگو59
5-2-2-3) توزيع زنان بر حسب درآمد ماهيانه‌ي خانوار59
5-2-2-4) توزيع زنان و همسران آنها بر حسب شغل60
5-2-2-5) مشخّصه‌هاي فرهنگي پاسخگويان61
5-2-2-6) توزيع پاسخگويان بر حسب برابري جنسيّتي در خانواده62
5-2-2-7) توزيع پاسخگويان بر حسب تقديرگرايي در رفتار باروري63
5-2-2-8) توزيع پاسخگويان بر حسب اهميّت مديريت بدن64
5-2-2-9) توزيع پاسخگويان بر حسب خود حفاظتي رواني- عاطفي65
5-2-2-10) توزيع پاسخگويان بر حسب توانمندي اجتماعي65
5-2-2-11) توزيع پاسخگويان بر حسب کم‌فرزندآوري بازانديشانه66
5-2-2-12) توزيع پاسخگويان بر حسب نگرش نسبت به اهميّت فرزند67
5-3) آمار استنباطي:68
5-3-1) رابطه‌ي بين پايگاه اقتصادي- اجتماعي با باروري و ايده‌آل باروري زنان68
5-3-2) ميانگين باروري زنان و نتايج آزمون T بين ترجيح جنسي با بار69
5-3-3) رابطه برابري جنسيّتي در خانواده با باروري و ايده‌آل باروري زنان70
5-3-4) رابطه تقدير گرايي در رفتار باروري با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان70
5-3-5) رابطه مديريت بدن با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان71
5-3-6) خود حفاظتي رواني-عاطفي با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان72
5-4-7) رابطه توانمندي اجتماعي با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان73
5-4-8) رابطه کم‌فرزندآوري بازانديشانه با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان74
5-4-9) رابطه نگرش نسبت به اهميّت فرزند با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان75
5-4-10) رابطه سرمايه فرهنگي با باروري و ايده‌آل‌‌هاي باروري زنان76
5-4)تحليل چند متغيّره76
5-4-2) تحليل مسير77
فصل ششم:خلاصه، بحث و نتيجه‌گيري82
5-1) خلاصه، بحث و نتيجه‌گيري83

5-2) محدويّتها و پيشنهادهاي تحقيق88
منابع فارسي90
منابع انگليسي94
صفحه چکيده و صفحه عنوان به انگليسي
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1 تعداد بلوکهاي انتخابي در هر خوشه متناسب با حجم45
جدول 4-2 متغيّرها و شاخصهاي تحليل به تفکيک متغيّرهاي مستقل و وابسته47
جدول 4-3 متغيرهاي تحقيق همراه با تعداد گويه‌ها و مقدار آلفا53
جدول 5-1 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان و همسران آنها بر حسب گروههاي سنّي….56
جدول 5-2توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان و همسران آنها بر حسب سن به ‌هنگام ازدواج57
جدول 5-3 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب فرزندان در حال حاضر زنده و زنده متولّد شده58
جدول 5-4 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب ايدهآلهاي باروري زنان59
جدول 5-5 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان و همسران آنها برحسب محل تولد60
جدول 5-6 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان و همسران آنها بر حسب وضع سواد و سطح تحصيلات61
جدول 5-7 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب وضع سواد و سطح تحصيلات پدر و مادر پاسخگو62

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 5-8 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب درآمد ماهيانهي خانوار62
جدول 5-9 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب شغل خود و شغل همسر63
جدول 5-10 توزيع فراواني و فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب سرمايهي فرهنگي65
جدول 5-11 توزيع پاسخگويان بر حسب برابري جنسيّتي در خانواده66
جدول 5-12 توزيع پاسخگويان بر حسب تقديرگرايي در رفتار باروري66
جدول 5-13 توزيع پاسخگويان بر حسب اهميّت مديريت بدن67
جدول 5-14 توزيع پاسخگويان بر حسب خود حفاظتي رواني- عاطفي68
جدول 5-15 توزيع پاسخگويان بر حسب توانمندي اجتماعي69
جدول 5-16 توزيع پاسخگويان بر حسب کم‌فرزندآوري بازانديشانه70
جدول 5-17 توزيع پاسخگويان بر حسب نگرش نسبت به اهميّت فرزند71
جدول 5-18 رابطه‌ي بين پايگاه اقتصادي- اجتماعي با باروري و ايده‌آل باروري زنان72
جدول 5-19 ميانگين باروري زنان ونتايج آزمون T بين ترجيح جنسي با باروري و
ايده‌آل باروي73
جدول 5-20 رابطه برابري جنسيّتي در خانواده با باروري و ايده‌آل باروري زنان…..74
جدول5-21 رابطه تقدير گرايي در رفتار باروري با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان75
جدول5-22 رابطه اهميّت مديريت بدن با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان76
جدول5-23 رابطه خود حفاظتي رواني-عاطفي با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان77
جدول5-24 رابطه توانمندي اجتماعي با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان78
جدول5-25 رابطه کم‌فرزندآوري بازانديشانه با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان79
جدول5-26 رابطه نگرش نسبت به اهميّت فرزند با باروري و ايده‌آل‌هاي باروري زنان80
جدول5-27 رابطه سرمايه فرهنگي با باروري و ايده‌آل‌‌هاي باروري زنان81
جدول5-28 ضرايب رگرسيوني متغيرهاي تاثيرگذار بر شاخص کم‌فرزندآوري بازانديشانه83
جدول5-29 ضرايب رگرسيوني متغيرهاي تاثيرگذار بر شاخص ايده‌آل‌هاي باروري زنان84
جدول5-30 ضرايب رگرسيوني متغيرهاي تاثيرگذار بر شاخص باروري و ايده‌آل‌هاي
باروري زنان85
جدول 5-31 اثرات مستقيم و غيرمستقيم و کلّ متغيّرهاي مستقل بر باروري87
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل 3-1 مدل تحليلي تبيين باروري بر اساس نظريهي هزينهها و منافع فرزندان21
شکل 3-2 چارچوب عرضه، تقاضا و هزينههاي تنظيم باروري، مدل استرلين24
شکل 3-3 تبيين کاهش باروري در نظريهي جريان ثروت بين نسلي27
شکل 3-4 مدل پارادايميک: کم‌فرزندآوري به مثابه خود حمايتي، مدل محموديان
و رضائي35
شکل 3-5 مدل نظري تبيين باروري و ايدهآلهاي باروري زنان39
شکل 5-1 مدل تجربي عوامل مؤثّر بر باروري زنان86
فصل اوّل
کليات
1-1)مقدمه:
همواره در طول تاريخ بشري تعداد جمعيّت ساکن در يک منطقه و سرزمين از اهيّمت به‌سزايي برخوردار بوده و هميشه معياري براي اقتدار و افتخار نسبت به مناطق ديگر به حساب مي‌آمده است. جمعيّت جهان تا اواسط قرن 18 ميلادي افزايش کُند و ناچيزي داشت،و هميشه بنا به‌دلايلي از جمله (شيوع بيماريهايي با تلفات سنگين، جنگ‌هاي دا‌‌منه‌دار و غيره…..) باعث مي‌شده تا جمعيّت کل دنيا با نرخ رشد نسبتاً ثابت و البته بسيار کندي رو به جلو حرکت کند. امّا از انقلاب صنعتي به بعد با توسعه و پيشرفت تکنولوژي در همهي زمينهها و بخصوص پيشرفت در بهداشت و درمان و به دنبال آن کاهش ميزان مرگومير بر حجم جمعيّت دنيا به سرعت افزوده شد. ابتدا در کشورهاي توسعهيافته که شاهد انقلاب صنعتي و پزشکي در خود بودند، اين افزايش روي داد و بعد هم با انتقال پيشرفتهاي پزشکي به کشورهاي در حال توسعه، در اين مناطق نيز جمعيّت رشد چشمگيري پيدا کرد.
کشورهاي جهان سوم با وجود بهرهمندي از بيشترين امکانات مادي و انساني و منابع عظيم ثروت، نسبت به کشورهاي اروپايي به لحاظ توسعه اقتصادي ـ اجتماعي در شرايط مناسبي بهسر نميبرند. رشد سريع جمعيّت و ناهماهنگي ميان رشد جمعيّت و رشد اقتصادي، موجب مشکلات زيادي در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي ـ اجتماعي، تغذيهاي، بهداشتي، آموزشي، اشتغال، مسکن و ديگر مسائل شده است و تداوم اين مسائل و مشکلات و کاهش مرگومير باعث شد برنامههاي تنظيم خانواده در بعضي از اين کشورها از جمله ايران مورد قبول افراد واقع شود و باروري با سرعت زيادي پايين آمد. بهطوري که در حال حاضر کاهش باروري به عنوان يکي از مهّمترين عوامل رشد جمعيّت در معرض تهديد واقع شده است و به زير حدّ جايگزيني رسيده است. شواهد گوياي آن است ميزان باروري در ايران از 7 بچّه براي هر زن در سال 1357 به 7/1 بچّه براي هر زن در سال 1385 کاهش يافت (مرکز آمار ايران 1385). اين کاهش باروري به طور همزمان در همهي مناطق جغرافيايي و گروههاي سنّي توليد مثل صورت گرفت. بر اساس بررسيهاي انجام شده در طول دورهي گذار باروري در ايران، گروههاي قومي و استانهاي ناهمگن از نظر قومي و مذهبي سطوح متفاوت امّا روندهاي باروري مشابهي با سطوح و روندهاي ملّي باروري و اکثريّت فارس تجربه کردهاند (عباسيشوازي و حسيني، 2008). هرچند برنامهي تنظيم خانواده نقش مؤثّري در سرعت کاهش باروري و استمرار آن از نيمهي دههي 1360 به بعد داشته است، امّا فرآيند گذار باروري متناسب با تحوّلاتي بوده است که در ابعاد مختلف اقتصادي ـ اجتماعي و نيز برخي از ابعاد سنّتي خانواده به وقوع پيوسته و به تغييراتي در ايستارهاي مرتبط با ازدواج و در نهايت رفتارها و تمايلات فرزندآوري مردم منجر شده است. همچنين طي سه دههي اخير، در اثر تغييرات فرهنگي ـ اجتماعي بهويژه تحت تأثير تحوّلات پديد آمده در خانواده، حضور زنان در عرصههاي اجتماعي افزايش يافته است. تغييرات ساختار خانواده از خانوادهي گسترده به هستهاي، جدا شدن فعاليتهاي توليدي از خانواده و تبديل به يک واحد مصرفي، کاهش تعداد فرزندان خانواده و مشارکت زنان در فعاليتهاي اجتماعي و کارهاي درآمدزا از اين تغييرات است. در تبيين اين انتقال و تغييرات به رشد تحصيلات و سياست‌هاي آموزشي و بهداشتي، حمايت مقامات مذهبي، کاهش مرگ ومير نوزادان، مشکلات تامين نيازهاي مادّي، فشار اقتصادي منجر به تعليق ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج و تغيير نگرش‌ها اشاره شده است. اين انتقال اگر زماني معلول مداخله‌هاي مستقيم نهاد‌هاي دولتي و غيردولتي بوده امروزه به مرحله‌ي تثبيت رسيده است و زنان تا حدِّ زيادي و نه کاملاً خود متمايل به اين کم‌فرزندي هستند و به عبارتي خود را عاملان کم‌فرزندي و آن‌‌را نتيجه‌ي انتخاب عقلاني خود مي‌دانند(محموديان و رضائي،1391).
1-2)بيان مسأله
رشد جمعيّت بشر نه‌تنها افزايش تصاعدي ندارد بلکه در حال کاهش است. در طي سي سال گذشته از تعداد فرزندان به‌دنيا آمده توسط زنان جهان کاسته شده است. در مقياس جهاني، زنان معاصر به اندازه نصف مادران خود بارور مي‌شوند. نگاهي دقيق‌تر به اعداد و آمار تأييد کننده اين واقعيت مستند خواهد بود. چهل سال پيش هر مادر به‌طور متوسط بين ? تا ? کودک به دنيا مي‌آورد ولي در حال حاضر به نصف مقدار قبلي رسيده است(پيرس، 2008)1. خانواده اصليترين واحدي است که تصميمات باروري، هدفهاي فرزند?آوري و رفتارهاي باروري در آن شکل مي‌گيرد(تافلر2 ، 1383). و در برنامه‌هاي تنظيم خانواده هميشه زنان جزء گروههاي هدف بوده‌اند و زنان در سياستهاي کنترل جمعيّت و تنظيم خانواده جزء گروه‌هاي هدف اصلي به حساب مي‌آيند. به ويژه در برنامه‌هاي کنترل باروري و مواليد اين امر اهميّت بيشتري دارد. در طي اجراي برنامه‌هاي کنترل جمعيت در ايران در دهه‌ي 70 بيشترين برنامه‌ها معطوف به زنان بود. سياست کنترل مواليد در ايران توانست سطح باروري را به سطح جايگزين و زير جايگزين برساند و به اين وسيله ايران در همه‌ي مناطق شهري و روستايي انتقال باروري را تجربه کرد. اعمال سياستهاي کنترل مواليد موجب تغييرات شگرفي در ساختار جمعيتي جوامع شد که مهمترين آن مي‌توان به انتقال باروري اشاره کرد، يعني انتقال از باروري کل سطح بالا به باروري کل سطح جايگزين و زير حدّ جايگزين. اين تغيير شگرف با مدت زمانهاي مختلف و کيفيتهاي گوناگون در کشورهاي جهان اتفاق افتاد. ايران از آن‌جمله کشورها بود که در اواخر قرن 20 به جرگه‌ي اين گفتمان پيوست و به‌طور جدي کنترل مواليد را تجربه کرد. به‌ شکل‌هايي که کمتر از يک دهه باروري کل آن کاهش چشمگيري يافت و در بسياري از مناطق به سطح جايگزين رسيد و در يک دهه‌ي اخير، بسياري از استانها و مناطق شهري و روستايي آن شاهد باروري سطح جايگزين و زير حدّ جايگزين است. در اين‌جا منظور از باروري سطح جايگزين، سطحي از فرزندآوري است که در آن يک نسل از زنان تنها آن تعداد فرزند کافي براي جايگزيني خود و والدينشان را به‌دنيا مي‌آورند که برابر با 1/2 فرزند براي هر زن است(ويکس3، 68:2005). نيل به اين هدف بدون شک مديون سياست‌هاي جدي معطوف به رفتار توليد مثل زنان و البته مشارکت و تصميم گيري خود آنها نيز بوده است.
ايران در چند دههي اخير تحوّلات جمعيّت?شناختي چشمگيري را تجربه کرده است. کاهش باروري از حدود 7 فرزند در سال 1358 به حدود 1/2 فرزند در سال 1379 مؤيد همين مطلب است (عباسي شوازي و ديگران، 2009). کاهش چشمگير ميزان باروري کل4 از 1379 به بعد و حتي کمي پيشتر از آن علائم باروري پايينتر از حد جايگزيني در نيمه اول دههي 1370، باعث شد که ايران به جرگهي کشورهايي بپيوندد که داراي باروري زير حد جايگزيني5 هستند.
تحقيقات پيمايشي نشان از اين واقعيّت دارد که باروري مشاهده شده همواره کمتر از منتهاي بُعد خانوار ايده?آل خانوادههاست. به بيان ديگر، افراد و خانوادهها در دنياي کنوني، رفتارهاي باروريشان برخلاف آن چيزي است که در ذهن انديشه ميکنند. همين خود گوياي اين واقعيّت است که آنها در تحقّق ايده?آل?هاي باروريشان با موانعي مواجه هستند. بنابراين، چنانچه موانعي که باعث اين تفاوتها شده است از ميان برداشته شود، امکان افزايش باروري در آينده دور از انتظار نيست(حسيني،330:1386).
بررسيها (عباسيشوازي و همکاران، 1381؛ عباسيشوازي، حسينيچاووشي و مکدونالد، 1383؛ حسينيچاووشي و عباسي?شوازي، 1388؛ عباسي شوازي و حسيني، 1388) نشان دادند که در ايران نوعي همگرايي در رفتار، ايدهآلها و تمايلات فرزندآوري در ميان زنان واقع در سنين توليد مثل در بسترهاي مختلف اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي ايجاد شده است. تحقيقات نشان از اين واقعيّت دارد که استان کردستان براساس شاخصهاي توسعه و ميزان توسعهيافتگي در سال 1390، در بين 30 استان کشور رتبهي 22 را کسب کرده است (شيخ بيگلو،64:1390). با وجود سطح پايين توسعه در اين استان، ميزان باروري کل به طور قابل توجهي کاهش يافته و به 7/1 در سال 1390 رسيده است (اداره کل ثبت احوال استان کردستان).
شهر سنندج نيز به عنوان يکي از شهرستانهاي اين استان از اين قاعده مستثني نيست. در اين شرايط، پرسش اين است که آيا نبايد اقداماتي براي جلوگيري از کاهش بيشتر باروري و ثبات باروري، دستکم در سطح جايگزيني، صورت بگيرد؟ پاسخ به اين پرسش و اتّخاذ هر گونه برنامهي عمل در اين زمينه، مستلزم انجام مطالعات زمينهاي با هدف و آگاهي از شناخت اين مسأله است که زنان چگونه کم فرزندي را انتخاب کرده‌‌اند؟ چه عواملي در روند اين تصميم‌‌گيري دخيل مي‌باشد؟ بيترديد، توافق در آرمانها و اهداف يکي از مقدّمات ضروري براي هر نوع سياستگذاري است. هدف هر چه باشد، محقّق نخواهد شد مگر اينکه يک سياست و يا يک برنامهي عمل در قالب يک سياست جامع جمعيّتي به اجرا گذاشته شود.
اولين گام در فرمولبندي يک سياست جمعيّتي، تعيين و شناسايي دقيق وضعيّت فعلي جمعيّت است. با توجّه به زمينههاي متنوّع قومي ـ فرهنگي جامعهي ايران، تغييرات جمعيّتي دهههاي اخير و ضرورت اتّخاذ سياستي مشخّص در زمينهي باروري و آهنگ رشد جمعيّت در آينده، آگاهي و شناخت از رفتارها، ايدهآلها و تمايلات فرزندآوري گروههاي قومي و تعيينکنندههاي آن نقش مهمّي در درک پوياييهاي جمعيّت و روندهاي آن خواهد داشت. بيتوجهي به اهميّت تفاوتهاي قومي در نگرشها و تمايلات باروري و پاسخهاي متفاوت قومي به سياستهاي جمعيّتي دولت به يک ترکيب قومي متفاوت منجر خواهد شد؛ که پيامدهاي اقتصادي ـ اجتماعي و سياسي مهمّي در سطح منطقهاي و ملّي خواهد داشت (حسيني و عباسيشوازي 1388).
بحث تنها در مورد تاثير يک متغير در مورد چرايي کنش کم فرزندآوري زنان بسيار کار سختي است و به هيچ وجه نمي‌توان تنها با در نظر گرفتن يک متغير بتوان به تفسير و تفصيل در مورد عوامل تاثير‌گذار بر اين پديده بحث کرد. ولي زنان امروزه فرزندان را مانعي براي توسعه و پيشرفت و گاهاً تفريح خود مي‌دانند.
يکي از مهم‌ترين معاني که زنان در درون کنش کم‌فرزندآوري خود در نظر دارند همانا حمايت از خودشان به‌عنوان يک زن است. اين امر گوياي اين موضوع است که زنان حمايت از شرايط و وضعيت‌هاي جسماني، رواني و اجتماعي خود را به‌عنوان استدلالي براي تمايل به کم‌فرزندآوري در نظر دارند(محموديان ورضائي، 213:1391).
دولت بايد به اين موضوع نگاه ويژه داشته باشد و در اين زمينه برنامه ريزي گسترده انجام دهد، کاهش فرزندآوري خلأهاي بين نسلي را در آينده رقم مي‌زند که آسيبهاي اقتصادي و فرهنگي بسيار زيادي را موجب مي شود. ذکر اين نکته ضروري مي‌‌باشد که تنظيم خانواده به معناي کاهش فرزندآوري نيست بلکه به معناي برنامه ريزي براي برخورداري از خانواده مطلوب با جمعيت متعادل است.
بنابراين، انجام مطالعات زمينهاي به منظور درک تعيين کننده‌‌‌هاي باروري زيرحد جايگزين مي‌‌تواند نقش مهمّي در زمينهي سياستگذاري جمعيّتي، دستکم در مقياس محلّي و منطقهاي داشته باشد. بنابراين، پرسش اصلي تحقيق حاضر اين است که تعيين کننده‌‌هاي باروري زير حدّ جايگزين زنان کُردِ 49-15 ساله شهر سنندج چه مي‌باشد؟ آيا تفاوت آماري معني?داري در اين تعيين کننده‌ها در بين زنان مذکور وجود دارد؟ چه تفاوتها و شباهت‌هايي از نظر تعداد باروري در ميان اين زير گروههاي جمعيّتي در شهر سنندج وجود دارد؟ عوامل و تعيين کنندههاي اين تفاوتها و شباهتها کدامند؟
1-3)اهميت و ضرورت تحقيق
انتشار نتايج اوليّهي سرشماري 1390 کل کشور، که نرخ رشد جمعيّت ايران را 3/1 محاسبه کرده است؛ موجب اظهارنظرها و ابراز نگرانيهايي دربارهي آينده جمعيّت کشور شد. ايران در 50 سال گذشته فراز و فرودهايي در ميزان رشد جمعيّت داشته است. اعمال سياستهاي کنترل جمعيّت از دههي 1370 نرخ رشد جمعيّت را به شدّت کاهش داد. باروري نيز يکي از عوامل مؤثّر و مهم در تغير و تحوّل ساختار جمعيّتي هر جامعهاي ميباشد. اهميّت اين موضوع به قدري است که عمدتاً در مسأله رشد جمعيّت تنها عاملي که بيش از عوامل ديگر بر آن تأکيد مي?شود، ?باروري است. عوامل متعددي وجود دارد که مستقيم يا به طور غير مستقيم، در رفتار و پديدهي باروري تأثير مي?گذارند، به عنوان مثال ميتوان از عوامل زيستشناختي، اجتماعي و عوامل جسماني نام برد(ميرزايي،29:1377). در حقيقت تلاشهاي تحقيقاتي منظم علوم اجتماعي باروري را در کانون توجّه خود قرار دادهاند. انگيزه اين توجّه ناشي از اهميّت و پيامدهاي همه جانبهي باروري و تغييرات آن ميباشد.
باروري به عنوان رکن اصلي رشد و تغييرات جمعيّت و همچنين به عنوان يکي از عوامل تغيير در ساختار جمعيّت، نقش اساسي در برنامهريزيهاي خُرد و کلان کشوري و منطقهاي دارد. علاوه بر اين، از آنجايي که باروري به طور مستقيم تحت تأثير تصميمگيريهاي فردي و خانوادگي، و به طور غير مستقيم تحت تأثير عوامـــل اقتصادي ـ اجتماعي، جمعيّتي و فرهنگي ميباشد، شناخت کامل و همــه‌جانبه‌ي باروري زير حدِّ جايگزين زنان در زيرگروه‌هاي مختلف جمعيّتي و عوامل و تعيين‌کننده‌هاي آن کمک مؤثّري در اتّخاذ سياست‌هاي جمعيّتي متناسب با زمينه‌هاي مختلف اجتماعي ـ فرهنگي جامعه‌ي ايران خواهد داشت. شناخت نحوه‌ي تغييرات در باروري و پيشبيني آن مستلزم شناخت دقيق و کامل عوامل تأثير گذار بر باروري زير حدّ جايگزين و تغييرات در موقعيّت تصميم‌گيران اصلي اين عوامل، يعني زنان است. همچنين عباسي شوازي بر اين باور است که سطح باروري در آينده بستگي به نگرش?ها و تصميماتي دارد که توسّط نسل کنوني و آتي گرفته خواهد شد(1380).
بيشتر تحقيقات در ايران به بررسي عوامل تأثيرگذار بر تغييرات خانواده و تحوّلات باروري پرداختهاند و عواملي که ميتوانند بر باروري -زير حدِّ جايگزين- زنان تأثير گذار باشند، کمتر پرداخته شده است. و همچنين طبق نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1390، زنان نصف جمعيت کشور را تشکيل مي‌دهند، و از آنجا که زنان يکي از ارکان اصلي براي تصميم گيري و اقدام به بچّه‌دار شدن هستند سنجش تفکر و رويکرد آنان نسبت به اين مهم بسيار حائز اهميّت مي‌باشد. و اين امر بايد مورد توجّه سياستگذاران و برنامهريزان جمعيّتي قرار گيرد.

استان کردستان يکي از استانهايي است که تا قبل از اجراي سياستهاي کنترل جمعيّت، سطح بالايي از باروري يعني 5/6 را داشته است؛ امّا پس از اجراي سياستها و تقريبآً حدود يک دهه پس از آن سطح باروري آن به زير سطح جايگزيني رسيده و تا جايي که امروزه برخي از شهرستانهاي آن سطح باروري پايينتر از 2 را تجربه ميکنند. اين در حالي است که به لحاظ مذهبي و قومي متمايز از گروههاي اکثريت مذهبي و قومي جغرافيايي ايران است؛ امّا به لحاظ سطح باروري همسو و هم‌سطح با بسياري از مناطق توسعهيافتهي ايران ميباشد(محموديان ورضائي، 1391). بر اين اساس، همانطور که مي‌دانيم چند سالي است که موضوع بازنگري در سياست‌هاي جمعيّتي کشور از طرفي در دستور کار مقامات رسمي دولتي قرار گرفته و از سوي ديگر، به موضوع بحث و بررسي محافل علمي و دانشگاهي تبديل شده است. اگرچه برآيند همه‌ي نشست‌ها بازنگري در سياست‌هاي جمعيّتي و اتّخاذ سياست‌هايي در راستاي تشويق مواليد است،‌ امّا واقعيّت اين است که اتّخاذ هرگونه برنامه‌ي عمل در اين زمينه مستلزم آگاهي و شناخت از نيّات باروري زنان و عوامل و تعيين‌کننده‌هاي آن در بسترها و زمينه‌هاي گوناگون اجتماعي ـ فرهنگي جامعه‌ي ايران و نيز در ميان زيرگروه‌هاي مختلف جمعيّتي است.

1-4) اهداف تحقيق
1-4-1) هدف اصلي
هدف اصلي اين پژوهش آگاهي از تعيين کننده‌هاي باروري زير حدِ جايگزين زنان کُردِ 49-15 ساله شهر سنندج ميباشد. از اين رو تصوّر مي‌شود انجام اين پژوهش مي‌تواند باعث روشنتر شدن بينش و درکي نسبت به اين مسأله باشد. جهت دستيابي به اين هدف کلّي، اهداف فرعي زير را دنبال خواهيم کرد:

1-4-2)اهداف فرعي

بررسي ارتباط عوامل جمعيّتي(سن، بُعد خانوار، وضعيت تأهّل و وضعيّت اشتغال) بر باروري و ايده‌آلهاي باروري زنان.
بررسي ديدگاه زنان نسبت به تقدير گرايي بر باروري و ايده‌آلهاي باروري زنان.
بررسي رابطه پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي با باروري و ايده‌آلهاي باروري زنان.
بررسي رابطه تفکر کم‌فرزندآوري بازانديشانه با باروري و ايده‌آلهاي باروري زنان.
بررسي رابطه برابري جنسيتي در خانواده با باروري و ايده‌آلهاي باروري زنان.
فصل دوّم
پيشينه تحقيق
يکي از مهم‌ترين مراحل در نوشتن تحقيق، اشاره به مطالعاتي است که قبلاً در اين زمينه انجام شده است. آگاهي از پيشينه انجام شده، ضمن آشکار ساختن ابعاد جديد مسأله، از تکرار بيهوده تحقيق در مورد جنبه‌هايي که ديگران بررسي کرده‌اند جلوگيري خواهد کرد. همچنين سئوالات يا فرضيه‌هاي تحقيق دقيق‌تر خواهند شد و امکان شراکت در تجربيات محققان قبلي فراهم مي‌شود.
2-1) تحقيقات داخلي
کلانتري و همکاران در تحقيقي تحت عنوان عوامل جمعيتي مؤثر بر رفتار باروري زنان يزد در سال 1383، با بررسي زنان 49-15 ساله شهر يزد به نتايج زير دست يافتند: افزايش تحصيلات زنان و همچنين شوهران تأثير زيادي در کاهش باروري داشته و در اين ميان افزايش تحصيلات زنان از بي‌سوادي به ابتدايي تأثير زيادي بر باروري ندارد، امّا ارتقاي سطح تحصيلي آنان به راهنمايي و دبيرستان و حتّي بالاتر، تأثير زيادي در باروري زنان داشته است. در مورد مردان، افزايش تحصيل از بي‌سوادي تا تمام مقاطع بالاتر، در کاهش باروري مؤثر بوده است. اشتغال و سطح تحصيلي زنان، رابطه معکوسي با باروري داشت. 1/63 درصد از پاسخگويان از طريق مراکز آموزشي و رسانه‌هاي جمعي با وسايل جلوگيري از بارداري آشنا شده‌اند و 74 درصد از آنان در حال حاضر از يکي از روش‌هاي جلوگيري استفاده مي‌کنند. بر اساس نتايج حاصل از مدل رگرسيوني، ارتباط باروري با متغيرهاي تحصيلات، مشارکت مردان در تنظيم خانواده، سن ازدواج زنان و مرگ و مير کودکان، معني‌دار بوده و وارد معادله شده‌اند. همه متغيرها، غير از مرگ ومير کودکان، با باروري رابطه‌ي منفي و معکوس داشتند. يعني هرچه بر ميزان آنها افزوده مي‌شود، باروري کاهش مي‌يابد. بر اساس مقدار بتا، دو متغير تحصيلات زنان و مشارکت مردان در تنظيم خانواده، بيشترين تأثير را در تبيين تغييرات باروري داشته‌اند (کلانتري و همکاران، 1384).
در پژوهشي که با عنوان بررسي عوامل مؤثر در باروري با روش تجزيه و تحليل مسيري در استان مازندران توسط سليماني انجام شد، سن مادر، سواد مادر، تعداد سال‌هاي زناشويي، سن مادر هنگام ازدواج و سن اوّلين حاملگي، به‌عنوان فاکتورهاي مؤثر بر باروري در استان مازندران مورد بررسي قرار گرفتند. در اين تحقيق، 1343 خانوار به روش نمونه گيري دو مرحله‌اي تصادفي به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و با تکنيک پرسشنامه‌اي مشتمل بر سه بخش دمگرافيک، اطلاعات باروري و بخش تنظيم خانواده، اطلاعات مورد نظر گرداوري شدند. داده‌هاي به‌دست آمده به‌وسيله روش آناليز مسير اثر عليتي (اثر مستقيم و غير مستقيم) و اثرات غير عليتي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته‌هاي پژوهش بدين شرح بود: از بين متغيرهاي مورد بررسي، تعداد سال‌هاي زناشويي داراي بيشترين ضريب اثر مستقيم بر باروري بود. بعد از آن سن مادر بيشترين تأثير مستقيم را داشت. همچنين سواد مادر به‌عنوان مؤثرترين عامل مستقيم تأثير منفي بر باروري شناخته شد (سليماني، 1384).
منصوريان و خوشنويس در تحقيقي تحت عنوان ترجيحات جنسي و گرايش زنان همسردار به رفتار باروري: مطالعه موردي شهر تهران، به تبيين جايگاه مفهوم رضايت از ترکيب جنسي فرزندان بر گرايش زنان به رفتار باروري پرداخته‌اند. تحليل‌هاي تفکيکي اين تحقيق نشان داد که در سطح متغيرهاي مربوط به خصوصيات فردي، متغيرهاي تحصيلات و سن زن، در سطح متغيرهاي جمعيت شناختي، متغيرهاي تعداد کل فرزندان، مدت ازدواج، تعداد فرزندان دختر، ترکيب جنسي و تعداد فرزندان مطلوب، در تبيين گرايش زنان به رفتار باروري نقش عمده‌اي بر عهده دارند. تحليل‌هاي چند متغيره در الگوي رگرسيون لجستيک، در سطح مجموع متغيرهاي اصلي تحقيق نيز نشان داد که متغيرهاي ارزيابي ترکيب جنسي فرزندان بر مبناي ترجيحات جنسي، سال‌هاي ازدواج و محل تولد، در مجموع در پيش‌بيني گرايش زنان همسردار به رفتار باروري مشارکت دارند و حدود 84 درصد از تغييرات متغير وابسته را پيش‌بيني مي‌کنند (منصوريان و خوشنويس، 1385).
شيخ عطار (1388) در تحقيقي تحت عنوان بررسي عوامل اقتصادي و فرهنگي موثر بر رفتار باروري: مطالعه موردي زنان متأهل شاغل در دانشگاه شيراز، به تبيين تأثير عوامل فرهنگي مانند قوميت، سطح تحصيلات و باورهاي مذهبي، بر رفتار باروري و شناخت و بررسي عوامل اقتصادي مانند نوع منزل شخصي، درآمد و غيره بر رفتار باروري پرداخته است. در اين پژوهش مشخص شده که متغيرهاي محل تولد، فعاليت‌هاي ورزشي، قوميت و اعتقادات مذهبي، تأثير معناداري بر باروري ايده‌آل نمونه آماري ندارد. از ديگر مسايلي که در اين تحقيق به‌طور ضمني بررسي گرديده است، تأثير سقط جنين يا فرزند مرده به‌دنيا آمده، بر رفتار باروري بوده است و مشخص گرديد که تعداد فرزند دختر مرده يا سقط شده بر رفتار باروري ايده‌آل نمونه آماري، تأثير گذار مي‌باشد و بدين معناست که کساني که سابقه سقط جنين يا فرزند دختر مرده به‌دنيا داشتند، خواهان فرزند دختر نبوده‌اند (شيخ عطار، 1388).
حسيني و بگي (1391) در مطالعهاي تحت عنوان فرهنگ و فرزندآوري: بررسي تمايلات باروري زنان کُردِ شهر مهاباد که با حجم نمونهي 700 خانوار در فروردين ماه 1391 انجام گرفت به اين نتيجه رسيدند 4/61 درصد زنان قصد بر توقّف فرزندآوري دارند. بررسي تمايلات فرزندآوري زنان بر حسب شمار فرزندان در حال حاضر زندهي آنها گوياي آن است که 3/39 درصد زنان بدون فرزند يا با يک فرزند، 7/77 درصد زنان صاحب دو تا سه فرزند و 86 درصد زنان صاحب بيش از سه فرزند تمايل ندارند که فرزند ديگري داشته باشند. تحليلهاي دو متغيّره نشان داد که تفاوت معنيداري بر حسب تمايلات فرزندآوري در ميان زنان با ويژگيهاي اقتصادي – اجتماعي، جمعيّتي و فرهنگي متفاوت وجود دارد. نتايج نشان داد که مشخّصههاي فرهنگي به تنهايي نميتوانند نقش تعيينکنندهاي در پيشبيني احتمال تمايل نداشتن به فرزندآوري داشته باشند. در واقع، ترکيبي از مشخّصههاي فرهنگي، اقتصادي – اجتماعي و جمعيّتي تبيين بهتري از تمايلات فرزندآوري زنان به دست ميدهد.
حسيني و بگي (1391) در مطالعهي خود تحت عنوان “استقلال زنان و کنش?هاي باروري در ميان زنان کُردِ شهر مهاباد” که با حجم نمونهي 700 خانوار در فروردين 1391 انجام گرفت به اين نتيجه رسيدند که زنان مورد بررسي از استقلال نسبي در همه?ي شاخص?هاي مرتبط با استقلال زنان برخوردارند. بر اساس اين بررسي، کمي بيش از 61 درصد زنان اظهار داشته?اند که تمايل ندارند فرزند ديگري داشته باشند. در ميان آن?هايي که تمايل به ادامهي فرزند?آوري دارند، نزديک به70 درصد شمار فرزندان ايده?آل? براي يک خانواده را دو فرزند ميدانند. نتايج تحليل طبقهبندي چندگانه6 نشان داد که ايده?آل?ها وتمايلات فرزند?آوري زنان به ترتيب از شاخص?هاي مستقيم و غيرمستقيم استقلال زنان تأثير ميپذيرند. علاوه بر اين، اگرچه رفتار باروري زنان از شاخصهاي سه گانهي استقلال تأثير ميپذيرد، اما استفاده از وسايل پيشگيري از بارداري در کنار ساير متغيرها، نقش تعيينکننده?اي در تبيين رفتار باروري زنان دارد. با توجه به نتايج اين تحقيق، انتظار نمي?رود سياستهاي جمعيّتي در راستاي تشويق مواليد منجر به افزايش باروري در همهي لايههاي اجتماعي شود.
نتايج بررسي حسيني و عباسي شوازي (1388) پيرامون تغييرات انديشه?اي و تأثير آن بر رفتار و ايدهآل?هاي باروري زنان کُرد و تُرک که با حجم نمونه 768 خانوار در آذربايجان غربي به روش پيمايشي انجام گرفت، از عموميت تغييرات اجتماعي و تحوّلات خانواده در ميان گروه?هاي قومي مورد مطالعه به ويژه در گروه?هاي هم دوره‌ي اخيرتر ازدواج حکايت دارد. بر اساس اين مطالعه، تغييرات انديشه?اي محسوس در زمينهي ازدواج و فرزندآوري و نيز رفتار و ايده??آل?هاي باروري زنان گروه?هاي قومي به وجود آمده است. نتايج گوياي آن است که تغييرات اجتماعي و تحوّلات خانواده ملازم با تغيير در نگرش?ها و ايستارهاي مرتبط با ازدواج و فرزندآوري و در نهايت رفتار و ايده?آل?هاي باروري است.


دیدگاهتان را بنویسید