تقديم به پدر ، مادر و همسرم
و
همه کساني که در راستاي خلاقيت و کارآفريني گام مي نهند،
ياد مي گيرند،
يادآور مي شوند،
و مي آموزانند.
چکيده
هدف اين تحقيق توصيفي- پيمايشي، تحليل نيازهاي آموزشي-ترويجي جوانان روستايي براي توسعه فعاليتهاي کارآفرينانه کشاورزي در استان گيلان ميباشد. جامعه آماري اين تحقيق شامل كليه جوانان 15 تا 35 سال ساكن در مناطق روستايي در استان گيلان بودند (2598N=). . حجم نمونه با استفاده از جدول حداقل حجم نمونه بارتلت و همکاران تعيين شد (262n=) که اين تعداد با روش نمونهگيري خوشهاي متناسب، انتخاب شدند. براي تحقق هدفهاي پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته براساس مدل نيازسنجي بوريچ استفاده گرديده است. اين پرسشنامه شامل 16 سؤال (گويه) بود که در دو سطح ميزان آگاهي و مهارت و ميزان اهميت به تحليل نيازهاي آموزشي-ترويجي پاسخگويان ميپردازد. براي بررسي روائي محتواي، پرسشنامه در اختيار چند تن از اساتيد دانشگاه و کارشناسان امر قرار دادهشد و براي بررسي پايائي پرسشنامه، از روش آلفاي کرونباخ استفاده گرديد که که ميزان ضريب اعتماد محاسبه شده براي هر دو سطح ميزان آگاهي و مهارت و ميزان اهميت به ترتيب 89/0 و 87/0 درصد محاسبه شد. تجزيه و تحليل دادهها با استفاده از نرمافزارهاي SPSS18 در دو سطح آمار توصيفي و استنباطي صورت گرفت. يافتهها نشان‌ داد نيازهايي چون “آشنايي با اصول صحيح روشهاي تصميمگيري”، در بالاترين رتبه جهت آموزش و نياز به “آشنايي بااصول صحيح راه‌اندازي مشاغل خانگي”؛ در پايين‌ترين اولويت قرار گرفتند. همچنين نمرات اولويت محاسبهشده نشان ميدهد که چهارده نياز مرتبط با کارآفريني کشاورزي در سطح بالاي نياز قرار داشته و فقط نياز به “آشنايي بااصول صحيح اقتصاد منزل” به عنوان نياز آموزشي نبوده بلکه نياز به تقويت دارد و نياز”آشنايي با اصول صحيح راه‌اندازي مشاغل خانگي” به عنوان تنها دورهاي است که کمترين تعداد پاسخگويان در خصوص اين دوره اعلام نياز نمودهاند و به عنوان عدم نياز به آموزش اعلام گرديد است.
واژههاي کليدي: نيازسنجي، آموزش، ترويج، جوانان روستايي، کارآفريني
فهرست مطالب
1-1- مقدمه2
1-2- بيان مساله4
1-3- اهميت و ضرورت تحقيق4
1-4- اهداف و سوالات تحقيق5

1-5- محدوده تحقيق6
1-6- واژههاي کليدي6
مقدمه9
بخش اول10
2-1 نياز10
2-1-1 تقسيم بندي نياز11
2-2 آموزش12
2-3 نياز آموزشي13
2-3-1 مراحل چهارگانه فرآيند برنامه‌ريزي براي شناسايي و رفع نياز15
2-4 نيازسنجي15
2-4-1 تعريف عملياتي نيازسنجي17
2-4-2 اصول اجراي نياز سنجي آموزشي18
2-4-3 اهداف نيازسنجي18
2-4-4 روشها و فنون تعيين نيازهاي آموزشي19
2-4-5 تعيين الگو براي نياز سنجي22
2-4-5-1 انواع الگوهاي نيازسنجي22
بخش دوم26
مقدمه27
2-5 ترويج و مفهوم آن27
2-5-1 اهداف ترويج28
2-5-2 هدف ترويج در ايران29
2-5-3 اصول ده گانه اجتماعي در ترويج29
2-5-4- فلسفه آموزش هاي ترويجي32
2-6 رفتار فردي از نگاه علم روان‌شناسي34
2-6-1 يادگيري35
2-6 جوانان روستايي36
2-7 تعريف كارآفريني و كارآفرين37
8-2 سير تطور كارآفريني در جهان 40
9-2 فرهنگ كار و كارآفريني 42
10-2 کارآفريني کشاورزي و نقش دولت در ارتقاي آن 43
10-2-1 مفهوم کارآفريني در بخش کشاورزي 43
10-2-2 نقش دولت در ارتقاي کارآفريني کشاورزي 44
11-2 کارآفريني روستايي، ضرورت استراتژيک توسعه 45
11-2-1 پيش نيازهاي توسعه کارآفريني در روستاها 46
11-2-2 راهبردهاي بلندمدت توسعه کارآفريني روستايي 46
12-2 ضرورت توسعه كارآفريني در جوامع روستايي 47
12-2-1 دلايل اهميت كارآفريني در توسعه پايدار كشورها 48
12-2-2 اثرات اجتماعي، اقتصادي کارآفريني در توسعه کشاورزي 48
بخش سوم50
2-7 پيش نگاشتهها50
بخش چهارم60
2-8 چهارچوب نظري تحقيق60
سازمان مورد مطالعه62
3-1 مقدمه62
3-2 منطقه مورد مطالعه62
3-3 روش تحقيق64
3-4 جامعه و نمونه آماري64
3-4-1 جامعه آماري64
3-4-2 حجم نمونه65
3-4-3 روش نمونهگيري67
3-5 متغيرهاي تحقيق67
3-6 روش گردآوري دادهها68
3-7 ابزار پژوهش69
3-8 روائي و پايائي ابزار اندازهگيري70
3-8-2 پايائي ابزار اندازهگيري70
3-9 روش تجزيه و تحليل دادهها71
4-1- مقدمه73
4-2- آمار توصيفي73
4-2-1- سن74
4-2-2- جنس74
4-2-3- وضعيت تاهل75
4-2-4- سطح تحصيلات75
4-2-5- مسافت تا شهر76
4-2-6- وضعيت شغلي76
4-2-7- مساحت زمينهاي زراعي در دسترس77
4-2-8- برگزاري دورههاي آموزش77
4-2-9- انتخاب روشهاي برگزاري براي دورههاي کارآفريني و کسب و کار78
4-2-10- کسب اطلاعات مورد نياز شغل78
4-2-11- وجود بازارهاي محلي79
4-2-12- وضعيت فعاليت در بخشهاي مختلف79
4-2-13- وضعيت فعاليت در بخشهاي اقتصادي80
4-2-14- وجود صندوقهاي اعتبار خرد روستايي80
4-2-15- وضعيت دسترسي به امکانات81
4-2-16- ميزان پوشش خدمات بيمه‌اي82
4-2-17- تمايل در فعاليت هاي توليدي به صورت گروهي82
4-2-18- اجراي بهتر دوره‌هاي آموزشي83
4-2-19- اولويتبندي شاخصهاي براساس نياز آموزشي پاسخگويان84
4-3-1- مقايسه نياز آموزشي و برخي از ويژگيهاي فردي پاسخگويان86
4-3-2-2- بر اساس (آزمون F)87
5-1- خلاصه89
5-2- يافته‌هاي تحقيق90
5-2-1- يافتههاي توصيفي90
5-2-2 يافتههاي استنباطي93
5-2-2-1 مقايسه نياز آموزشي و برخي از ويژگيهاي فردي پاسخگويان براساس آزمون t:93
5-2-2-2 بر اساس (آزمون F)93
5-3- پيشنهادات و راهکارهاي بهبود94
5-4- پيشنهادات براي تحقيقات آتي95
منابع و مآخذ97
فهرست جداول
جدول 2-1: تعاريف نياز آموزشي از ديدگاه صاحبنظران و پژوهشگران مختلف13
جدول 2-2: تفاوت آموزش ترويجي و آموزش رسمي33
جدول 2-1: تعاريف کارآفريني و کارآفرين از ديدگاه صاحبنظران38
جدول 3-1: وضعيت اشتغال در بخشهاي اقتصادي در مقايسه با كشور (درصد)63
جدول 3-2: جمعيت استان گيلان به تفكيك شهرستان، جمعيت فعال و نقاط شهري و روستايي63
جدول 3-3: روستاهاي منتخب حوزه تحقيق65
جدول 3- 4: جدول بارتلت براي تعيين حداقل حجم نمونه66
جدول 3- 5: خوشهبندي جغرافيايي سازمانها و حجم نمونههاي آنها67
جدول 3- 6: متغيرهاي مرتبط با موضوع پژوهش68
جدول 3- 7: شيوه امتيازدهي طيف ليکرت69
جدول 3- 9: ضرايب آلفاي کرونباخ71
جدول 4- 1: توزيع فراواني سن پاسخ دهندگان74
جدول 4- 2: توزيع فراواني جنسي پاسخ دهندگان74
جدول 4- 3: توزيع فراواني وضعيت تاهل پاسخ دهندگان75
جدول 4-4: توزيع فراواني تحصيلات پاسخ دهندگان75
جدول 4- 5: توزيع فراواني ميزان مسافت محل سکونت پاسخ گويان تا نزديکترين شهر76
جدول 4- 5: توزيع فراواني وضعيت شغلي پاسخ دهندگان76
جدول 4- 6: توزيع فراواني براساس ميزان مساحت زمينهاي زراعي77
جدول 4- 7: توزيع فراواني براساس ميزان شرکت در دورههاي کارآفريني77
جدول 4- 8: توزيع فراواني براساس ميزان شرکت در دورههاي کارآفريني78
جدول 4- 9: توزيع فراواني براساس روش هاي کسب اطلاعات مورد نياز شغلي78
جدول 4- 10: توزيع فراواني براساس وجود بازارهاي محلي79
جدول 4- 11: توزيع فراواني براساس وضعيت فعاليت اقتصادي79
جدول 4- 12: توزيع فراواني براساس بخشهاي اقتصادي80
جدول 4- 13: توزيع فراواني براساس وجود صندوقهاي اعتبار80
جدول 4- 14: توزيع فراواني براساس وضعيت دسترسي به امكانات81
جدول 4- 15: توزيع فراواني براساس ميزان پوشش خدمات بيمه‌اي82
جدول 4- 16: توزيع فراواني براساس تمايل پاسخ‌گويان در فعاليت‌هاي توليدي به‌صورت گروهي82
جدول 4- 17: توزيع فراواني براساس بخشهاي اقتصادي اقتصادي83
جدول 4-18 اولويتبندي شاخصها براساس نياز آموزشي84
جدول 4- 19: مقايسه نياز آموزشي براساس برخي از متغيرهاي تحقيق (262=n)86
جدول 4- 20: مقايسه نياز آموزشي براساس برخي از متغيرهاي تحقيق (262=n)87
فهرست شکل‌ها
شکل 2-1: مدل نياز سنجي فرد و رابطه آن با هدفهاي سازمان16
شکل 2-2 : رابطه متغيرهاي اصلي براي برآورد نيازهاي آموزشي – مدل كوفمان26
شکل 2-3: فرآيند يادگيري35
شکل 2- 4: مدل نيازسنجي آموزشي- ترويجي در بين جوانان روستايي درجهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كشاورزي در استان گيلان47
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
نيازسنجي فرآيندي نظامدار براي تعيين اهداف، شناسايي فاصله بين وضع موجود و هدفها ونهايتا تعيين اولويتها براي عمل ميباشد. بايد توجه داشت كه فرآيند جمعآوري و تحليل اطلاعات است كه منجر به شناسايي نيازهاي افراد، گروهها، موسسات و جامعه ميشود. بنابراين بهطوركلي ميتوان عنوان نمود، نياز سنجي، فرآيند شناسايي نيازهاي مهم و فراهمكردن زمينه جهت رفع آن نيازها ميباشد.
نيازسنجي در واقع فرآيند جمعآوري و تحليل اطلاعات است كه براساس آن نيازهاي افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و جوامع مورد شناسايي قرار مي‌گيرد. معمولاً هر برنامه‌آموزشي براي ايجاد تحول و تغيير در وضعيت موجود، طراحي و سپس بهاجرا گذاشته مي‌شود. از اين‌رو گام آغازين در يک نيازسنجي، اجراي فرآيند برنامه‌ريزي، شناسايي هدف‌ها و نقاط مطلوب است. زيرا هدف‌ها عموماً ريشه در نيازها دارند. بههميندليل براي طراحي و اجراي برنامه‌هاي واقع‌بينانه و اثربخش، ضرورت دارد تا نيازها دقيقاً سنجيده و براساس نيازها، اهداف ويژه هربرنامه تدوين شده و سپس مجموعه اقدامات و وسايلي كه به بهترينوجه نيازها را محقق ميسازند، پيشبيني گردند. شناخت و تحليل اثربخش نيازهاي آموزشي، پيشنياز يك سيستم آموزشي موفق است.
از سوي ديگر، هدف نيازسنجي آموزشي، شناخت و کشف کمبودهاي مهارتي، دانش‌ها و بينش‌هايي است که براي اجراي موفقيت‌آميز شغل لازم است. براي رسيدن به اين هدف بايد عواملي را که وقوع آنها ضرورت و نياز آموزشي خاصي را سبب مي‌شود شناسائي و بررسي نمود. نتايج نيازسنجي به مديران و مسئولان اجازه ميدهد تا به دو سوال اساسي پاسخ مناسب دهند، ابتدا تلاش براي پاسخ به اين موضوع که چه كسي به آموزش نياز دارد؟ و در ادامه پاسخ به اين موضوع که چه آموزشي موردنياز ميباشد؟
بررسي‌هاي انجام شده از تحقيقات بهعمل آمده، نشان ميدهد حوزه تحقيقات درخصوص نيازسنجي آموزشي در بيش‌تر موارد بصورت خاص براي سازمان‌ها انجام شده و يا درخصوص اهميت، ضرورت و الزامات مرتبط با استقرار سيستم نياز سنجي آموزش بوده است. تحقيقاتي نظير: مدل کافمن و هرمن (1996)، کريگ (1987)، گلدستاين(1992)، سينجر (1990) استوت (1993)، سورينا (1997)، اندرسون (1994 و 1993)، انرسون (1993)، الگوي شوراي همکاري (1997)، گريفث و ويليامز (1998)، ادگار شاين (1980)، ترولو (1997)، وودال و وينستنتلي (1998) به ارائه طرحها و الگوهاي مناسب و مورد نياز سازماني، جهت سنجش نيازهاي آموزشي پرداختهاند و تحقيقاتي توسط، باقري و شهبازي (1381)، قنبري و برقي (1388)، زرافشاني و همکاران (1390)، پيدايي (1388)، ميرگوهر و موحد محمدي (1387)، درحوزه روستايي و پورصادق (1391)، بذر افکن و همکاران (1388)، پزشکي راد (1387)، رضايي (1390)، ندايي و همکاران(1390)، خداياري (1390)، جليليان (1389)، محمدي (1389)، غزاني (1388)، خيرمند و همکاران (1389)، اسمعيلي (1386)، مير رحيمي و زماني (1381)، عابدي (1387)، مهر نگار و حسيني نيا (1388)، مجتهد و همکاران (1387)، فرهمند‌خواه (1389)، به بررسي نيازسنجي آموزشي در سازمانها و يا جامعه هدف مربوط به تحقيق خود پرداختهاند. از اينرو بررسي نيازهاي آموزشي با رويكرد ترويج اهداف مرتبط با آموزش به‌طور خاص براي يك بخش از فعالان اقتصادي از اهميت بالايي برخوردار ميباشد. تحقيق و بررسي شرايط مورد نياز براي آموزشهاي لازم، نحوه اجرا، الزامات و فصول مورد نياز آموزشي مرتبط با جامعه روستايي، رويکرد ارائه روش‌هاي علمي در اين حوزه به منظور ارتقاي سطح آموزش در روستا بهخصوص در بين جوانان روستايي به منظور حرکت به سمت توسعه پايدار و ارتقاي همهجانبه در روستا از اهميت بالايي برخوردار مي‌باشد.
در اين پژوهش، منظور از جوان روستايي، جوانان سنين زير 30 سال مدنظر ميباشد که سازندگان فرهنگ و اقتصاد آينده جامعه بوده و بخش عمدهاي از آنان نيروهاي مولد آينده در بخش کشاورزي و صنعت را به خود اختصاص ميدهند. نظر بهاينکه آينده توسعه کشاورزي متکي بر جوانان روستايي است، جوانان روستايي پتانسيلهاي بالقوه جهت مشارکت در برنامههاي سازندگي روستايي بهشمار آمده و براي خانوار روستايي هر جوان به عنوان يک نيروي بالفعل محسوب ميگردد. اهميت جوانان روستايي براساس نقشهايي است در پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي خانوار ايفا ميکنند. آنان نيروي مولد جامعه خود بهشمار آمده و در تصميمگيريها و تصميمسازيها موثر ميباشند. اين بخش از جمعيت نيازمند، آموزش مهارتهاي لازم براي اشتغال، فراهم نمودن بسترهاي لازم براي مشارکت، ايجاد فرصتهاي برابر آموزش و تقويت و تعلقخاطر به محيط روستا ميباشند. از اينرو ارائه راهکارهاي مناسب درخصوص دستيابي به موارد فوق از اهميت بالايي برخوردار بوده و يکي از مهمترين اين راهکارها ارائه آموزشهاي کارآفريني در اين حوزه مي باشد.
آنچه که از مرور بر مطالعات و تحقيقات گذشته برميآيد، ميتوان عنوان نمود، تحقيق حاضر تحت عنوان نياز سنجي آموزشي ترويجي براي جوانان روستايي ارائه دهنده موضوع جديد درخصوص ارتقاي سطوح مورد نظر در بين جامعه هدف بوده و با نوع تحقيقات گذشته با توجه به تمرکز بر جوانان روستايي از طريق ارائه روش مناسب آموزشي ترويجي متفاوت ميباشد.
انتظار ميرود نتايج حاصل از تحقيق حاضر که بهطور مشخص به بررسي نيازسنجي آموزشي، ترويجي در بين جوانان روستايي درجهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كشاورزي در استان گيلان ميپردازد، مورد استفاده مديران،کارشناسان و کارکنان سازمان جهاد کشاورزي و تمامي کارشناسان دستگاه‌هاي اجرايي و دانشجويان و محققين قرارگيرد.

1-2- بيان مساله
جمعيت استان گيلان براساس آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن در سال 1390 به تعداد 2480874 نفر بوده که از اين تعداد 983701 نفر در روستاها زندگي ميکنند. با توجه به آمارهاي موجود، از تعداد افراد ساکن در روستاها 275436 نفر در سن 15 تا 30 سال ميباشند که جامعه هدف اين تحقيق را تشکيل ميدهند.
مسائل و مشكلات فراوان اقتصادي- اجتماعي حاكم بر بخش روستايي، همچون کمبود درآمد، فصلي بودن مشاغل روستايي، افزايش بيكاري و نيز كاركردهاي نامطلوب از منابع موجود و از سويي ديگر، نزديکي روستاها به شهرها در استان و ايجاد پديده مهاجرت و حاشيه نشيني، اجراي برنامههاي دقيق و هدفمند توسعه را دوچندان مي نمايد.
بررسيهاي انجامشده نشان دادهاست، با نوجه وجود مشکلات اقتصادي در روستاهاي استان، نقش كارآفريني روستايي و استفاده و بکارگيري از كارآفرينان ساكن درمحيطهاي روستايي به منظور يکي از راه‌هاي توسعه و ارتقاي سطوح اجتماعي و اقتصادي در روستاها، مورد شناسايي و ارزيابي دقيقي قرار نگرفته است. به همين منظورتوسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كشاورزي در استان گيلان از طريق نيازسنجي آموزشي- ترويجي در بين جوانان روستايي به عنوان هدف اين تحقيق مورد توجه قرار گرفت. با توجه به موارد فوق، سوال اساسي اين است که چگونه ميتوان از طريق نيازسنجي آموزشي- ترويجي، بهترين نوع آموزش را با توجه به نياز افراد جهت ارتقاي فعاليتهاي کارآفرينانه در بين جوانان روستايي ارائه نمود.

1-3- اهميت و ضرورت تحقيق
موقعيت جغرافيايي استان با توجه به آب و هوا و ساختار معيشتي خانوارها، بهنوعي به بخش کشاورزي نزديکتر بوده و به همين دليل، نگاه ويژه برنامهريزان و تصميمسازان را به سمت حوزههاي مرتبط با اين بخش معطوف نمودهاست. ايجاد شرايط مناسب در روستاها از طريق تامين زيرساختهاي اوليه و حياتي از يک طرف و مرتفع نمودن ساير نيازهاي اين بخش از جمعيت بهخصوص در بخش آموزشهاي مورد نياز کارآفرينانه از اقدامات موثر و پيشتاز دولت در اغلب برنامههاي توسعه بوده است. روشن است که مفاهيم کارآفريني و وجود کارآفرينان به عنوان يكي از راهبردهاي توسعه و شكوفايي جوامع انساني به جايگزين بيبديلي تبديل شدهاست. موضوعي كه در خصوص اهميت كارآفريني و ارتباط مستقيم آن با توسعه ملي بايد جدي تلقي گردد، اهميتدادن به نقش كارآفريني روستايي و كارآفرينان ساكن درمحيطهاي روستايي است. زيرا كارآفرين روستايي با توجه به تعريف و مفهوم کارآفريني، در پي يافتن تركيبي مناسب از منابع براي فعاليتهاي اقتصادي اعم از كشاورزي و غيركشاورزي و دستيابي به بيشترين سود ممكن است. از اينرو بهمنظور دستيابي به موضوع فوق، بايد الزامات، چالشها و اهداف كارآفريني مورد بررسي قرار گيرد. با توجه به موارد ذکرشده ميتوان اذعاننمود، اصليترين الزامات استقرار و توسعه كارآفريني در روستاها توسعهفرهنگ كارآفريني، آموزش و ترويج فعاليتهاي كارآفرينانه، توسعه زيرساختهاي و آمادهسازي محيط از لحاظ فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي روستاها براي نگهداشت و حتي جذب نيروي انساني جوان، متخصص و ماهر است.
بررسي پيشينه تحقيقات و مرور منابع و پشنگاشتههاي محققين نشان دادهاست كه با توجه به تاييد اهميت آموزش و لزوم نيازسنجيهاي علمي، تا كنون پژوهش و تحقيقي براي نيازسنجي آموزشي-ترويجي متناسب با جوانان روستايي، مورد بررسي قرار نگرفته است و اين امر نياز و ضرورت يک تحقيق علمي در اين خصوص را ايجاب مينمايد. شناسايي عوامل موثر در نيازسنجي آموزشي- ترويجي در جهت توسعه فعاليتهاي كارآفرينانه از يک سو و بسترسازي شرايط بهمنظور ايجاد و تقويت موارد مرتبط با اين حوزه از سوييديگر ضرورت انجام چنين تحقيقي را اجتنابناپذير ساختهاست. در راستاي اين هدف، تحقيق حاضر به بررسي نيازسنجي آموزشي- ترويجي در بين جوانان روستايي در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كشاورزي در استان گيلان پرداخته است.

1-4- اهداف و سوالات تحقيق
الف- هدف اصلي تحقيق
هدف اصلي اين تحقيق نيازسنجي آموزشي- ترويجي در بين جوانان روستايي در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كشاورزي در استان گيلان مي‌باشد.

ب- اهداف اختصاصي تحقيق
1 – تعيين وضعيت فعلي دانش جوانان روستايي استان گيلان در در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه.
2 – تعيين وضعيت فعلي مهارت جوانان روستايي استان گيلان در در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه.
3 – تعيين وضعيت مطلوب دانش جوانان روستايي استان گيلان در در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه.
4 – تعيين وضعيت مطلوب مهارت جوانان روستايي استان گيلان در در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه.

ج- سوالات تحقيق
با توجه به موارد مذكور و همچنين ويژگيهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي استان گيلان، مطالعه حاضر به دنبال پاسخگوئي به سؤالهاي زير است:
1- مهم‌ترين اولويت هاي آموزشي مورد نياز جوانان روستايي استان گيلان در جهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كدام است؟
2- آيا بين مشخصات فردي (سن، جنس، مدرک تحصيلي، رشته تحصيلي، سابقه کاري، پست سازماني، شرکت در دوره آموزشي مرتبط و …) و نيازهاي آموزشي مربوطه رابطه معني‌داري وجود دارد؟

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-5- محدوده تحقيق
الف- محدوده موضوعي
موضوع تحقيق حاضر، درخصوص نيازسنجي آموزشي- ترويجي در بين جوانان روستايي درجهت توسعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه كشاورزي در استان گيلان ميباشد.
ب- محدوده زماني
تحقيق حاضر با توجه به زمانبندي اعلام شده از ابتداي ارديبهشت ماه سال 1392 شروع و در پايان مرداد ماه 1392 بهاتمام خواهدرسيد.
ج- محدوده مکاني
تحقيق فوق در استان گيلان و مختص جوانان روستايي انجام گرديده است.

1-6- واژههاي کليدي
نيازسنجي1
نيازسنجي فرآيندي نظامدار براي تعيين اهداف، شناسايي فاصله بين وضع موجود و هدفها و نهايتا تعيين اولويتها براي عمل ميباشد.
آموزش2
آموزش كليه مساعي و كوششهايي است كه جهت ارتقاء سطح دانش و آگاهي، مهارتهاي فني و حرفهاي و شغلي و همچنين ايجاد رفتار مطلوب در كاركنان يك سازمان جهت آماده كردن آنان براي انجام وظايف و مسئوليتهاي شغلي صورت ميگيرد (بهروزي، 84).

ترويج3
به مجموعهاي از فعاليتها گفته ميشود که به منظور انتقال نوآوريهاي سودمند به جوانسالان و بزرگسالان در خارج از نظام آموزشهاي رسمي انجام ميپذيرد.

جوانان روستايي4
در اين پژوهش، منظور از جوان روستايي، جوانان بهويژه جوانان سنين زير 30 سال مدنظر ميباشد که در اصل سرنوشت سازان فرهنگ و اقتصاد آينده جامعه بوده و بخش عمدهاي از آنان نيروهاي مولد آينده در بخش کشاورزي و صنعت را به خود اختصاص ميدهند.

کارآفريني5:
کارآفريني فرآيند يا مفهومي است که در طي آن فرد کارآفرين با ايده هاي نو، خلاق و شناسايي فرصت هاي جديد با بسيج منابع، به ايجاد کسب و شرکت هاي نو ، سازمان هاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت مي ورزد. اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارئه خدمات به جامعه مي شود. (احمدپور دارياني و مقيمي، 1386).

فصل دوم
ادبيات تحقيق
مقدمه
اولين و اساسي‌ترين گام در تدوين و اجراي برنامه‌آموزشي، اجراي صحيح و مبتني‌بر واقعيت فرآيند نيازسنجي است. نيازسنجي در حقيقت اصلي‌ترين موضوع در بحث آموزش بوده و از اين جهت هرچقدر فرآيند نيازسنجي با دقت مورد بررسي قرار گيرد، درصد تحقق اهداف آموزش افزايش مي‌يابد. در فرآيند آموزش، نيازسنجي به عنوان يکي از مولفه‌هاي اساسي و ضروري فرآيند برنامه‌ريزي در نظر گرفته مي‌شود و هر کجا که مسئله تدوين طرحها و اتخاذ مجموعه‌اي از تدابير آموزشي مطرح باشد‌. تعيين نيازهاي آموزشي اولين گام برنامه‌ريزي آموزش کارکنان و در واقع نخستين عامل ايجاد و تضمين اثربخش کارکرد آموزش و بهسازي است که اگر به درستي انجام شود، مبناي صحيح‌تري براي برنامه‌ريزي به عنوان نقشه اثربخشي فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن اهداف مورد نظر از جمله نيازهاي سازمان، حوزه هاي شغلي و کارکنان و در نهايت اثربخشي، افزايش خواهد يافت.
در اين فصل به مفاهيم مربوط با عنوان پژوهش در چهار قسمت پرداخته مي‌شود. بخش اول به ارايه تعاريفي از نياز، نياز آموزشي، نيازسنجي و فنون و الگوهاي نيازسنجي و مفاهيم مرتبط با آنها مي‌پردازد. در بخش دوم مهمترين تعاريف و مفاهيم مربوط به ترويج و رفتارهاي کارآفرينانه ارايه مي‌شود. در بخش سوم پيش‌نگاشته‌ها يا مرور ادبيات تحقيق آورده شده که در آن پژوهشهاي صورتگرفته‌ که بيشترين ارتباط با تحقيق حاضر را دارند مورد بررسي و مطالعه قرار مي‌گيرند. در پايان در بخش چهارم با استفاده از مرور منابع و بررسي مدلهاي نيازسنجي مرتبط، چارچوب نظري، متناسب با اهداف تحقيق ارايه ميگردد.
بخش اول

2-1 نياز
واژه نياز ابتدا در اوايل دهه 1930 در مباحث روان شناسي به کار گرفته شد و منظور از آن متغير انگيزاننده بود که باعث رفتار خاصي در فرد مي شد. به تعبير ديگر نياز عبارت بود از يک خواست که باعث رها شدن انرژي مي گرديد و نيرويي ايجاد مي کرد که براي نيل به هدف خاصي، رفتار ويژه اي را موجب مي شود (بابايي، 1378).
فتحي واجارگاه (1382)، معتقد است که تعريف نياز مفهومي چندبعدي است که درک کامل آن تاحدود زيادي مستلزم جامع‌نگري است وکاملترين تعريف ارايه شده را فاصله بين نتايج جاري و نتايج مطلوب مي‌داند. البته برخي منتقدين شناسايي يک وضعيت مطلوب را کاري دشوار و ارزشي مي‌داند که درک هر فرد از آن مي‌تواند نسبي باشد.
نياز چيزي براي ارضاء و تحقق يک هدف قابل دسترس،ضروري و مفيد است(اسماعيلي،1380).
نياز يک حالت کمبود يا نقصان در موجود زنده است.يک موجود زنده زماني احساس نياز مي‌کند که به کمبود يا نقصاني به طور آگاهانه يا از طريق ديگران واقف شود(عباسي، 1375)
سوانسون و همکاران 6(1977)، نياز را يکي از اصول اساسي در کليه‌ي نظامهاي آموزشي بهويژه ترويج و آموزش کشاورزي دانسته که شالوده اساسي آن مبتني بر تغييرات برنامه‌ريزيشده براي تغيير رفتار مطلوب فراگيران از طريق برنامه‌هاي آموزشي ميباشد. يکي از دلايلي که ضرورت تعيين نيازهاي آموزشي را توجيه مي‌کند آن است که تاسر حد ممکن اطمينان حاصل شود که هم محتوي و روشهاي آموزشي و هم سطحي که براي تدريس موضوع انتخاب شده مناسبترين باشد.
از ديدگاه ري7 (1991)، نياز بر فاصله بين آنچه كه هست، وضع موجود و آنچه كه بايد باشد، وضع مطلوب دلالت دارد . در مطالعه وضع موجود داده‌ها وحقايق پيرامون مانند نگرشها ، دانش ، وضع زندگي مردم ، سطح توليدات آنها و ساير عوامل فيزيكي، گردآوري و تجزيه و تحليل مي‌گردند. همچنين “آنچه كه مي‌تواند باشد” معمولادر نتايج كارهاي تحقيقاتي منعكس مي‌گردد. در بسياري از حالتها اين يك وضعيت ايده آل و آرماني را ترسيم مي‌كند كه ممكن است توسط بسياري از مردم قابل دستيابي نباشد.

2-1-1 تقسيم بندي نياز
به طور کل نياز را مي‌توان به چهار دسته تقسيم کرد
1- نياز به عنوان فاصله وضع موجود و وضع مطلوب: يکي از متداولترين و قابل قبولترين تعاريف است و در اين حالت نياز به موقعيتي دلالت دارد که در آن وضعيت موجود يا حاضر، با وضعيت مطلوب و مورد انتظار فاصله دارد. وضع مطلوب شامل ايده‌آل‌ها، هنجارها، ترجيحات، انتظارات و ادراکات مختلف درباره آنچه که بايد باشد است.
2- نياز به عنوان خواست يا ترجيح: اين برداشت عمدتا داراي کاربرد وسيعي است. هسته اصلي اين نظريه ايناست که نظرات و عقايد افراد و گروهها در خصوص نيازها کانون اصلي نيازسنجي است. در واقع به نوعي سليقه‌اي است و از فردي به فرد ديگر تفاوت مي‌کند.
3- نياز به عنوان عيب، کاستي يا نقص: اين نياز مربوط به زماني است که عدم وجود دانش، مهارت، توانايي، نگرش و يا ابزاري که منجر به ايجاد عملکرد بهينه شود احساس شود. اين شکل از نياز وقتي حس مي‌شود که در موردي مشخص، حصول سطح حداقل رضايت ممکن نباشد.
4- برداشت مختلط و ترکيبي: اين ديدگاه بيان مي‌کند که تمامي آنچه که بين وضع فعلي و مطلوب قراردارد، آنچه که ترجيحات، علايق و انتظارات افراد را تشکيل مي‌دهد و در نهايت آن چيزي که بر عملکردهاي مطلوب اثر منفي دارد نياز محسوب مي‌شود. (اسمعيلي، 1380).

از منظر ديگر مفهوم نياز را ميتوان به سه دسته تقسيم نمود
الف- انواع نيازها با توجه به شيوه تشخيص
1- نيازهاي پنهان: شامل آن دسته از نيازها هستند که بسيار پيچيده‌اند و مستلزم بررسي دقيقتري مي‌باشند.
2- نيازهاي آشکار: اين دسته از نيازها روشن، ملموس و عيني هستند.

ب- انواع نيازها با توجه به ماهيت آن‌ها
1- نيازهاي هنجاري: اگر دانش و مهارت يک فرد را تجزيه و تحليل کنيم و تشخيص دهيم که عملکرد فکري وي پايين‌تر از حد مطلوب است، فرد مزبور داراي نيازهاي هنجاري است. براي رفع اين نياز بايد دانش، مهارت، نگرش و رفتار وي از طريق آموزش مطلوب شود.
2- نيازهاي محسوس: زماني وجود دارند که فرد در يک موضوع مشخص و معين، به تغيير و تحول و آموزش نياز دارد و آن را به روشني بيان کند. البته در ترويج علاوه بر اين نيازهاي نامحسوس که تشخيص آن توسط متخصصان امر صورت مي‌گيرد، وجود دارد.
3- نيازهاي مقايسه‌اي: زماني که فرد دانش، مهارت و توانايي‌هاي خويش را با افراد هم‌سطح خود مقايسه کند و کمبودهايي را مشاهده يا احساس کند ظهور مي‌يابند.
4- نيازهاي مورد تقاضا: زماني ظاهر مي‌شوند که فرد بهطور ويژه در خويش نيازي حس کند و به دنبال تامين آن برآيد.

ج- انواع نيازها بر اساس اهميت
1- نيازهاي فوري- اين دسته از نيازها به طور سريع و آني بايد رفع شوند.بنابراين از لحاظ اهميت حياتي و ضروري هستند.
2- نيازهاي غير ضروري به نيازهايي که الويت چنداني ندارند و مي‌توان براي رفع آن‌ها به‌طور تدريجي اقدام مي‌گردد.

2-2 آموزش
آموزش و بهسازي نيروي انساني مجموعه کنشهاي هدفمند و از پيش انديشيده و طرح‌ريزي شده‌اي است که با هدف افزايش رفاه و اثربخشي فرد و سازمان بهطور مداوم و نظام‌مند به بهبود و ارتقاي سطح دانش مهارت و نگرشهاي معطوف به بهبود عملکرد شغل حال و آينده کارکنان مي‌پردازد (ترک زاده و عباس‌زادگان، 1379).
به طور کلي آموزش را مي‌توان به سه دسته تقسيم نمود
1- آموزش مستمر ضمني(آموزش بدون رسميت): اين نوع آموزش به هر آنچهکه انسان در طول عمر، بهگونه‌اي نامنظم در زمينههاي دانش، توان و بينش فرا ميگيرد، اطلاق مي‌گردد. آموزش مستمرضمني از طريق تجربيات شخصي روزمره با توجه به محيطي که فرد در آن رشد مييابد و کار و زندگي ميکند به دست مي آيد.
2- آموزش رسمي :آموزش رسمي يا مدرسهاي شامل آن قسمت از نظام آموزش است که از کودکستان آغاز شده تا آموزش عالي ادامه مييابد. اين نوع آموزش سازمان يافته است و داراي ساختاري مشخص ميباشد و از سلسله مراتب منظمي پيروي مي‌نمايد.
3- آموزش غيررسمي: آموزش غيررسمي به هر نوع فعاليت آموزشي و کارآموزي اطلاق ميشود که سازمان يافته است ولي خارج از آموزش رسمي تحقق ميپذيرد. مانند دورههاي آموزشي و کارآموزي کوتاهمدت در زمينههاي گوناگون عقيدتي، سياسي، سوادآموزي، بهداشت، تعاون، کمکهاي اوليه، تنظيم خانواده، کسب مهارتهاي حرفهاي و حتي در زمينههاي صنعت، کشاورزي و خدمات و انواع آموزش‌هاي مفيد براي بارور ساختن اوقات فراغت (ميرزابيگي، 1380).

2-3 نياز آموزشي
با توجه به مفاهيم و تعريف فوق، آموزش يک فرآيند مشارکتي است لذا تشخيص و تعيين واقعي نيازهاي آموزشي بايد با دخالت و مشارکت تمامي مسئولين، مامورين و دستاندر کاران امور ترويج صورت گيرد. از تلفيق دو واژه نياز و آموزش در کنار يکديگر مي‌توان شکل ديگري از نياز را تعريف کرد اين شکل از نياز را نيازآموزشي مي‌نامند. تعاريف گوناگون توسط انديشمندان و پژوهشگران از مفهوم نيازآموزشي ارائه گرديده در اين ميان با توجه به جدول (2-1)، به برخي از مهمترين اين تعاريف اشاره ميشود.

جدول 2-1: تعاريف نياز آموزشي از ديدگاه صاحبنظران و پژوهشگران مختلف
رديفصاحبنظران و پژوهشگرانتاريخ تعريف نياز و نياز آموزشي1پيدايي1386نيازهاي آموزشي يکي از دروندادهاي اصلي سيستم آموزشي است که مبناي اصلي طرح ريزي اجرا و ارزشيابي فعاليتهاي يک سيستم قرار مي‌گيرد.2حجازي1385نيازهاي آموزشي را عبارت از تغييرات مطلوبي مي‌داند که در فرد يا افراد از نظر دانش مهارت يا رفتار بايد به وجود آيد تا بتوانند استانداردها را انجام دهند.3فتحي واجارگاه1384نياز آموزشي، فاصلهاي است بين آنچه فرد و ياگروه شغلي بايد بدانند و آنچه که انجام ميدهند. نياز آموزشي در حقيقت شکاف ميان سطح کنوني و سطح مطلوب توانايي فرد يا افراد در انجام وظايف و مسوليت خويش مي‌باشد.4ترک زاده و عباس زادگان1379نياز آموزشي به نيازهايي اطلاق مي شود که از طريق آموزش قابل رفع باشند و اين گونه نيازها تنها در حوزه هاي دانشي، مهارتي و نگرشي مطرح مي شوند.5ابطحي1368نياز آموزشي عبارت از مجموعه يادگيري‌هاي لازم (در سه حيطه دانش، توانايي و نگرش) براي انجام صحيح و مؤثر وظايف شغلي است. اين نياز زماني پديد مي‌آيد كه فاصله و شكافي ميان وضعيت موجود و وضعيت مطلوب وجود داشته باشد6رايمون82001نيازسنجي را بررسي وضعيت موجود و مشخص كردن فاصله بين اين وضعيت تا وضعيت مطلوب مي داند ولي معتقد است اولين گام در هر تحقيقي براي دستيابي به اطلاعات دقيق نيازسنجي مي باشد اين سرمايه گذاري كوچك (نيازسنجي) مقدار قابل توجهي از وقت و سرمايه را در درازمدت براي يك سازمان ذخيره خواهد كرد.7رابرت91987نيازسنجي آموزشي به ارائه طرحي براي فعاليت آموزشي منتهي مي شود كه شامل پاسخهايي براي سؤالهايي نظير ” فراگيران چه مطالبي را بايد بياموزند؟ ، “آموزش به چه روشهايي و چه وقت ارائه خواهد شد؟”، “چه نوع مطالب يا مواد آموزشي بايد در اختيار آنان قرار داده شود؟” مي باشد.8بويل 101995نياز وضعيتي است بين آنچه هست و آنچه بايد باشد يا بين آنچه هست و آنچه مطلوب تر است. نياز كليد فراخواني رفتار است كه در آن يك حالت عدم تعادل ايجاد مي شود بنابراين نشان دهنده عدم تعادل است ، عدم تطابق يا يك شكاف بين وضعيت موجود يا حالت بودن و يك سلسله شرايط جديد يا تغيير يافته با فرض اينكه مطلوب تر باشد. نياز هميشه مشخص كننده يك شكاف است.9كافمن111995فاصله بين نتايج موجود و مطلوب ، يا اختلاف بين “آنچه هست” و “آنچه بايد باشد”.10يوندوي و كارتنگ122006نياز آموزشي را اختلاف سطح بين صلاحيت شخصي مورد نياز و صلاحيت موجود تعريف مي‌کنند.
هر نقصان يا کمبودي صرفا نشانگر نياز نيست. نياز در برخي موارد يک امر قراردادي است و براي تعين نياز واقعي بايد نوعي هنجار وجود داشته باشد تا وضعيت مورد انتظار و مطلوب با هنجار مقايسه شود و نيازها مشخص شوند.

2-3-1 مراحل چهارگانه فرآيند برنامه‌ريزي براي شناسايي و رفع نياز
مرحله اول تجزيه و تحليل وضعيت موجود: در اين مرحله شناسايي ابعاد مختلف موضوع، مورد بررسي و رسيدن به دانش و آگاهي در خصوص آن انجام مي‌شود.
مرحله دوم ترسيم و تنظيم وضعيت مطلوب: اين مرحله شامل مرور منابع، اسفاده از نتايج کار پژوهش ديگران و با توجه به توانايي‌ها و امکانات با‌القوه مي‌باشد.
مرحله سوم شناسايي و تعيين نياز واقعي: اين مرحله به منظور گريز از وضعيت فعلي و رسيدن به مطلوبيتي ايده‌آل است. در واقع در اين مرحله آنچه که به عنوان نياز مطرح مي‌شود بايد به طور دقيق شناسايي و مشخص شود.
مرحله چهارم برنامه‎‌ريزي براي مرتفع ساختن نيازهاي تشخيص داده شده: اين مرحله شامل کليه اقدامات لازم براي پاسخگويي به نيازها است. (عباسي، 1375)

2-4 نيازسنجي
بايد توجه نمود که بين نياز آموزش نيروي انساني و فرآيند نياز سنجي رابطه مستقيم وجود دارد. اجراي آموزش به شکل کارآمد و درست صورت نميگيرد، مگر آنکه عمليات و فرآيند نياز سنجي توسط مجريان و متخصصان آموزش اجرا گردد. تعاريف مختلف از مفهوم نياز سنجي نشان داده است که نيازسنجي فرآيندي نظامدار براي تعيين اهداف، شناسايي فاصله بين وضع موجود و هدفها و نهايتا تعيين اولويتها براي عمل ميباشد (رخشان، 1366). بايد توجه داشت كه فرآيند جمعآوري و تحليل اطلاعات است كه منجر به شناسايي نيازهاي افراد، گروهها، موسسات و جامعه ميشود. بنابراين بهطوركلي ميتوان عنوان نمود، نياز سنجي، فرآيند شناسايي نيازهاي مهم و فراهمكردن زمينه جهت رفع آن نيازها است و به بياني ديگر، نيازسنجي عبارتست از شناسايي نيازها (فاصله ميان آنچه هست و آنچه بايد باشد) و درجهبندي آنها به ترتيب اولويت و انتخاب نيازهايي که بايد کاهش يافته و حذف شود (مشايخ و بازرگان، 1374).

نيازسنجي در واقع فرآيند جمعآوري و تحليل اطلاعات است كه براساس آن نيازهاي افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و جوامع مورد شناسايي قرار مي‌گيرد. نيازسنجي روشي نظام‌مند براي مطالعه جايگاه دانش، توانايي، ارزش، نگرش و تمايل يک گروه معين در خصوص موضوعي معين مي‌باشد (مک کوالي13،2013).
معمولاً هر برنامه‌آموزشي براي ايجاد تحول و تغيير در وضعيت موجود، طراحي و سپس بهاجرا گذاشته مي‌شود. از اين‌رو گام آغازين در يک نيازسنجي، اجراي فرآيند برنامه‌ريزي، شناسايي هدف‌ها و نقاط مطلوب است. زيرا هدف‌ها عموماً ريشه در نيازها دارند. بههميندليل براي طراحي و اجراي برنامه‌هاي واقع‌بينانه و اثربخش، ضرورت دارد تا نيازها دقيقاً سنجيده و براساس نيازها، اهداف ويژه هر برنامه تدوين شده و سپس مجموعه اقدامات و وسايلي كه به بهترينوجه نيازها را محقق ميسازند، پيشبيني گردند. شناخت و تحليل اثربخش نيازهاي آموزشي، پيشنياز يك سيستم آموزشي موفق است. شکل (2-1)، عناصر چهارگانه مدل نيازسنجي را نشان ميدهد.


دیدگاهتان را بنویسید