فهرست نمودارها
نمودار 4-1- ب
نمودار 4-2- ب
نمودار 4-3- ب
نمودار 4-4- ب
نمودار 4-5- ب
نمودار 4-6- ب
نمودار 4-7- ب
نمودار 4-8- ب
نمودار 4-9- ب
نمودار 4-10- ب
فهرست اشكال
عنوان صفحه
شكل شماره 1- ب 11
شكل شماره 2- بر 12
شكل شماره 3- 12
شكل شماره 4- ت 12
شكل 2-1- ت 54

70
72
73
76
76
77
79
80
81
82

چكيده:
استان ايلام داراي 448 هزار نفر جمعيت و با وسعتي معادل 19 هزار کيلومترمربع و داراي 425 کيلومتر مرز مشترک با کشور عراق و منابع ذخيره نفت و گاز و توسعه نقاط شهري آن در چند سال اخير و وجود سدهاي سيمره، سازبن، چناره و ايلام و … از سوي ديگر و احتمال وقوع زمين لرزه در آن از اهميت ويژه اي در ارزيابي احتمالي خطر زلزله برخوردار است.زلزله هاي ويرانگر و مخربي در گذشته دراين استان رخ داده که باعث تخريب و نابودي شهرهاي ماسبذان (دره شهر کنوني) و سيروان ( شيروان) در دوره ساساني گرديده است.
بعلت عدم انجام چنين تحقيقي در استان ايلام تاکنون، بر آن شدم که تحليل خطر را براي شهر ايلام انجام دهم. مجموعه اي از داده هاي لرزه خيزي تاريخي و دستگاهي با پوشش زماني از0859 م تا به امروز(سال 2007) بکار گرفته شده و منابع لرزه زا تا شعاع 200 کيلومتري از مرکز استان ايلام مدل شده است.براي برآورد پارامترهاي لرزه خيزي با توجه به نبود کافي داده هاي مناسب لرزه خيزي و دقت کم اطلاعات موجود و نيز عدم قطعيت در بزرگا در زمانهاي مختلف از روش(2000 )-Kijko استفاده شده است.
از روابط کاهندگي امبرسيز، سيپسون و بومر(1996 ) وقدرتي و رمضي استفاده گرديدو با استفاده از درخت منطقي ،PGA براي شهرايلام تعيين گرديد. اين كاربا استفاده از نرم افزار SEISRISKIII انجام شده و نتايج اين ارزيابي بوسيله نقشه هاي با2% و 10% احتمال رويداد در 50سال نشان داده شده است .
کليد واژه ها : تحليل خطرزلزله، شهر ايلام.
3
1
1-1 مقدمه :
استان ايلام در غرب کشور ايران و در سلسله جبال زاگرس قرار گرفته است. وجود دشتهاي ايلام، شيروان چرداول، مهران، دهلران، آبدانان، دره شهر و ايوان از ويژگيهاي آن مي باشد.
از آنجائيکه در ساخت بيشتر سازه هاي بزرگ و کوچک استان ايلام به ضوابط و معيارهاي مهندسي كمتر توجه شده است و رويداد زمين لرزه در آن عواقب بسيار نگران کننده اي در برخواهد داشت، منطقه مورد مطالعه از شهر ايلام به شعاع 200 کيلومتري آن يعني تقريبا کل استان ايلام را شامل مي شود که از شمال به استان کرمانشاه و از شرق به استان لرستان و از جنوب به استان خوزستان و از غرب به کشور عراق منتهي مي شود.
براي بدست آوردن برآوردي از خسارت احتمالي زلزله ابتدا لازم است که تخميني از زلزله هاي محتمل را در منطقه بدست آوريم که براي رسيدن به اين هدف نياز به تحليل طيفي خطر زلزله در منطقه مي باشد که در اين مطالعه به آن پرداخته شده است.
تحليل طيفي خطر زلزله در اصل روشي است که با اتکا به آن و با توجه به شرايط زمين شناسي و تکتونيکي منطقه و زلزله هاي ثبت شده گذشته مي توان تخميني از زلزله هاي آينده در نقاط مختلف پهنه تخمين زده و سپس براي پريود و هر سطح خطر نقشه پهنه بندي لرزه خيزي ( نقشه نقاط هم شتاب) را تهيه کرده و اين موضوع را مي توان به عنوان ابزار مناسبي جهت طيفهاي خطر يکنواخت بشمار آورد.
تحليل هاي خطر به تخمين کمي خطرات يک زلزله در يک محل خاص مربوط مي شود. خطرات لرزه اي در شرايطي که يک زلزله مشخص مد نظر باشد، بصورت قطعي و در شرايطي که اندازه و زمان و مکان زلزله قطعي نباشد بصورت احتمالي بررسي مي شود.
در اينجا به بررسي و توضيح اين دو روش مي پردازيم :
1-2- تحليل قطعي خطر زلزله(Deterministic Seismic Hazard Analysis ) :
در سالهاي اوليه مهندسي ژنوتکنيک لرزه اي، کاربرد تحليل هاي قطعي خطر زلزله DSHA رايج بود. يک روش تحليل قطعي خطر زلزله مربوط به تعيين سناريوي خاص لرزه اي بود که بر مبناي آن ارزيابي خطر حرکت زمين صورت مي گيرد، منظور تخمين وقوع زلزله با اندازه هاي خاص و در محلي خاص مي باشد. يک روش نمونه تحليل قطعي خطر زلزله DSHA بصورت روشي با چهار مرحله ( 1990.Reitter ) بشرح زير قابل بيان است :
1- شناسائي و مشخص نمودن تمامي منابع زلزله که در محل قادر به توليد حرکات مهم زمين هستند. منظور از مشخص نمودن تعريف هندسه هر منبع و قابليت لرزه اي آن مي باشد.
2- انتخاب پارامتر فاصله منبع تا محل هر زون منبع : در اغلب روشهاي تحليل قطعي DSHA نزديکترين فاصله ميان زون منبع و محل مورد مطالعه انتخاب مي گردد، اين فاصله ممکن است بر مبناي فاصله کانوني يا زيرکانوني بسته به اندازه گيري فاصله مربوط به روابط تخميني که در مرحله بعد استفاده مي شود، تعريف گردد.
3- انتخاب زلزله مرجع( منظور زلزله اي است که شديدترين ارتعاشات را توليد خواهد کرد). اين زلزله معمولا بر حسب تعدادي از پارامترهاي حرکت زمين در محل بيان مي گردد. انتخاب بر اساس ميزان ارتعاش توليد شده توسط زلزله( مشخص شده در مرحله 1) در فاصله پيش بيني شده در مرحله 2 صورت مي گيرد. زلزله مرجع بر حسب اندازه( که معمولا با بزرگاي آن مشخص مي شود) و فاصله اش از محل مورد مطالعه بيان ميشود.
4- خطر زلزله در محل، معمولاً بر حسب حرکات ايجاد شده زمين در محل توسط زلزله هادي تعريف مي شود. مشخصات آن معمولاً بوسيله يک يا چند پارامتر حرکت زمين که از روابط تجربي بدست مي آيد، بيان مي گردد.
روش DSHA به صورت شماتيک در شکل(1-1 )نشان داده شده است. با نمايش فشرده اين روش در چهار مرحله ملاحظه مي شود که روشي بسيار ساده خواهد بود.
روش DSHA هنگامي که براي ارزيابي سازه هايي بکار مي رود که شکست آنها عواقب فاجعه آميزي دارد( همچون نيروگاههاي اتمي و سدهاي بزرگ)،چارچوب روشني براي بررسي وخيم ترين حالت ارتعاشات زمين ارائه مي دهد. اين روش اطلاعاتي در مورد احتمال وقوع زلزله مرجع، موقعيت وقوع آن، ميزان لرزش مورد انتظار در خلال زماني مشخص( از قبيل عمر مفيد يک سازه يا تأسيسات خاص) و بالأخره اثر عدم قطعيت در مراحل مختلف مورد نياز براي محاسبه منتجه حرکت زمين بدست نمي دهد.
1-3- تحليل احتمالي خطر زلزله(Probablistic Seismic Hazard Analysis ) :
در خلال دهه هاي گذشته استفاده از مفاهيم احتمالات باعث شده است که عدم قطعيت در اندازه، موقعيت و سرعت تکرار زلزله ها و همچنين تغييرات مشخصات حرکت زمين با بزرگي و موقعيت زلزله به طور صريح در ارزيابي خطرات زلزله مورد توجه قرار گيرد.
تحليل احتمالي خطرPSHA چارچوبي ارائه مي دهد که در آن اين عدم قطعيت ها مي تواند شناسايي شده و به صورت کمي درآمده و در يک روند منظم به گونه اي ترکيب شوند، تا تصوير کاملتري از خطر زلزله ترسيم گردد.
درک مفاهيم و ساختار روش PSHA ، مستلزم آشنايي با بعضي واژگان و مفاهيم پايه تئوري احتمالات مي باشد. روش تشريحPSHA از خيلي جهات مشابه روشي است که توسط(CorneLL 1968) بخوبي تبيين شده است.
روش PSHA همچنين به صورت يک روش4 مرحله اي(Reitter 1990 ) که هر مرحله تا حدودي مشابه مراحل روشِDSHA مي باشد قابل بيان خواهد بود. اين قسمت که در شکل (2-1 ) نشان داده شده است بشرح زير مي باشد :
1- قدم اول که همان شناسايي و مشخص نمودن منابع زلزله
مي باشد و مشابه قدم اول در روش قبلي DSHA مي باشد، با اين تفاوت که در اين روش احتمال توزيع موقعيت پتانسيل شکست در محدوده منبع زلزله نيز بايستي مشخص گردد.
در اغلب حالات احتمال يکنواخت توزيع زلزله به هر منبع تخصيص داده مي شود، به اين معني که زلزله ها با احتمال يکسان در هر نقطه داخل زون منبع اتفاق خواهند افتاد. اين گسترش سپس به منظور دستيابي به احتمال توزيع مربوطه در هر فاصله منبع تا محل با هندسه منبع زلزله ترکيب مي شوند. از طرف ديگر در DSHAفرض مي شود که احتمال وقوع زلزله در نقاط مختلف نزديکترين منبع به محل مورد مطالعه1 و در ساير نقاط صفر مي باشد.
2- قدم بعدي مشخص کردن لرزه خيزي يا توزيع موقتي تکرار زلزله مي باشد. در اين مرحله از يک رابطه تکرار که توسط آن سرعت متوسطي که ممکن است زلزله اي به اندازه خاص از آن تجاوز کند، استفاده خواهد شد تا لرزه خيزي هر زون منبع مشخص شود. رابطه تکرار ممکن است دربردارنده زلزله اي با حداکثر اندازه باشد، ليکن ملاحظات در خصوص آن زلزله را همانطور که در روش DSHAغالباً عمل مي شود محدود نمي سازد.
3- با کمک روابط پيش بيني کننده، حرکت زمين که ممکن است در محل مورد مطالعه بوسيله زلزله هايي با هر اندازه ممکن و در هر نقطه ممکن در زون منبع اتفاق بيافتد، بايستي تعيين شود. عدم قطعيت ذاتي که در رابطه پيش بيني کننده وجود نيز در روش DSHA ملحوظ گرديده است.
4- بالأخره عدم قطعيت در محل و اندازه زلزله و تخمين پارامترهاي حرکت زمين به منظور دستيابي به احتمالي که در خلال فاصله زماني خاص، پارامتر حرکت زمين ممکن است از آن تجاوز کند، ترکيب خواهد شد.
اجراي کامل روش PSHA مستلزم توجه دقيق به مسايلي از قبيل تخمين پارامترهاي حرکت زمين، تعيين مشخصات منبع زلزله و فيزيک احتمالات مي باشد.
1-4- منحني هاي خطر لرزه اي( Seismic Hazard Curves (SHC) ):
منحني خطر لرزه اي براي زونهاي منبع منفرد قابل تعيين بوده و با ترکيب آنها خطر جامع زلزله در يک محل خاص بدست مي آيد. مفهوم پايه اي محاسبات مورد نياز جهت تهيه منحني هاي خطر زلزله نسبتا ساده مي باشد.
احتمال تجاوز يک مقدار خاص،y* از يک پارامتر حرکت زمين، Y ، براي زلزله محتمل دار يک موقعيت منبع محتمل، محاسبه شده و سپس در احتمالي که آن زلزله با آن اندازه خاص و در محلي خاص رخ مي دهد ضرب خواهد شد.
اين مراحل سپس براي تمامي اندازه ها و موقعيت هاي ممکن زلزله با احتمالات هر مجموعه تکرار خواهد شد. محاسبات مورد نياز در قسمتهاي زير آمده است :
براي وقوع يک زلزله معلوم، احتمالي که يک پارامتر حرکت زمين،Y ،از مقدار خاصy* تجاوز کند، با استفاده از قضيه احتمال کلي قابل محاسبه خواهد بود. يعني :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

(1-1 ) :
که در آنجا X برداري از متغيرهاي تصادفي است که بر Y تأثير مي گذارد. در اغلب حالات مقاديرX به بزرگي M و فاصله R محدود مي شود. با فرض اينکه M و R مستقل باشند، احتمال تجاوز را مي توان چنين نوشت :
(2-1 ) :
که در آن جا { M , R Y > y* | }از روابط تخميني بدست آمده و (m ) fm و (r) frبترتيب توابع تراکم احتمالات براي بزرگي و فاصله مي باشند.
اگر از محل مورد نظر ناحيه اي متشکل از Ns منبع پتانسيل زلزله باشد که هر کدام داراي سرعت تجاوز از اندازه آستانه برابر exp [a1 – ?1m0] [ =V1 باشند در اينصورت سرعت ميانگين کلي تجاوز چنين خواهد شد :
(3-1) :
مؤلفه هاي منفرد معادله بالا براي تمامي روشهاي واقع گرايانه PSHA آنقدر پيچيده هستند که انتگرال ها بصورت تحليلي قابل ارزيابي نمي باشند. به انتگرال گيري عددي که با روشهاي مختلفي قابل انجام مي باشد، مورد نياز خواهد بود. يک روشي که در اينجا براي سهولت ( نه براي مؤثر بودن) بکار رفته، تقسيم محدوده هاي محتمل بزرگا و فاصله، بترتيب به Nm و NR قطعه مي باشد. در اينصورت سرعت ميانگين تجاوز از رابطه زير قابل تخمين خواهد بود.
(4-1) :

كه در آنجا اين معادل آن است که فرض گردد هر منبع قادر به توليد تنها Nm زلزله مختلف با اندازه m1در تنها NR فاصله منبع تا محل با مقدارk r خواهد بود. در اينصورت معادله معادل است با
(5-1) :

دقت مراحل انتگرال گيري عددي فوق با افزايش Nm و NRافزايش مي يابد.
منحني هاي خطر لزه اي بسادگي بوسيله ارزيابي (X= X )P براي آرايش کافي از مقادي X = X حاصل مي شوند به گونه اي که تمامي سطوح لرزه اي مورد نظر را پوشش دهند. يک ( SHC ) معمولا بوسيله يک احتمال وقوع سالانه در امتداد محور y ها و سطح يا پارامتر جنبش در امتداد محور X ها بيان مي شود.
در تحليلهاي احتمال انديشانه جديد که بر اساس روابط کاهندگي طيفي شکل گرفته اند، ممکن است منحني هاي خطر متفاوتي که بر اساس طولهاي شتاب طيفي در فرکانسهاي دلخواه توليد شده اند، مورد توجه قرار گيرند، به بيان ديگر يک منحني خطر لرزه اي SHC ممکن است بر اساس%5 ميرايي شتاب طيفي در 1HZ ( که به صورت (5% ZH1)SA نمايش داده مي شود) بسط داده شود و يا بصورت (2HZ,%5 )SA و يا (8HZ,%5) SA (5HZ,%5 ) SA و (10HZ,%5 )SA و (25HZ,%5 ) SA و … تدوين يابد، لازم بذکر است که منحني هاي خطر لرزه اي SHC معمولا براي PGA توليد مي شوند.
1-5- نقشه هاي خطرلرزه اي:
نقشه هاي خطر لزه اي با گذشت زمان و تکميل اطلاعات مربوط به زلزله و شناسائي هر چه بيشتر سرچشمه هاي زلزله( Source ) معمولا دستخوش تغيير مي باشند.
نقشه هاي رايج معمولا بر اساس تحليهاي احتمال انديشانه و بر اساس يک سري معيارها و سطوح خطر شکل مي گيرند، اکثر اين نقشه ها بيانگر بيشينه شتاب زمينPGA و يا بيشينه سرعتPGV بوده که احتمالاتي همچون 2% و يا 10% احتمال وقوع در 50 سال را نشان مي دهند ( با ميرايي ثابت).
همانطور که بيان شد PGA بيان کننده ميزان شتاب در روي سنگ بستر مي باشد( يعني در پريود صفر) و مي توان با بدست آوردن PGA مربوط به نقاط مختلف و رسم کانتورهايي به يافتن نقشه هاي PGA دست يافت. اين نقشه ها که معمولا بر مبناي2% و يا 10% عمر مفيد سازه ها (50 سال) مورد استفاده قرار مي گرفته اند، امروزه کم کم جاي خود را به نقشه هاي شتاب طيفي مي دهند.
نقشه هاي شتاب طيفي همانگونه که از اسمشان پيداست بيانگر بيشينه شتاب ( پارامتر جنبش زمين) در پريودهاي مختلف 1.00…. و 0.4 0. 0.3 0.2ثانيه با احتمال وقوع متناوب و يک درصد ميرايي خاص در دوره بازگشت متفاوت مي باشند.
1-6- طيف خطر يکسان( Uniform Hazard Spectrum ):
همانگونه که از اسم آن پيداست يک طيف خطر( UHS ) به شکل يک طيف پاسخ شکل مي گيرد، که به طولهاي طيفي که همگي احتمال وقوع يکساني دارند، مربوط مي شوند. مراحل شکل گيري(UHS ) در زير بصورت گام هاي متوالي بيان شده است :
1- بدست آوردن منحني خطر لرزه اي (SHC ) براي طولهاي طيفي متفاوت. لازم به ذکر است که همگي اين منحني ها بايد بر اساس يک سطح ميرايي ثابت و فرکانسهاي متفاوت حاصل شده باشند(براي مثالf=1,2,58,10,25HZ )همچنين منحني خطر لرزه اي ( SHC )براي PGA نيز بايد حاصل شود( يعني پريود صفر).
2- سطح خطر مورد نظر بايد انتخاب شود( براي مثال يک احتمال وقوع سالانه(?=1×10^3 ).
3- با توجه به مقدار ? ( ميزان احتمال وقوع سالانه ) در روي محورهاي y منحني هاي خطر و يافتن مقدار X متناظر( که همان پارامتر جنبش زمين است) براي هر منحني، نتيجه اين گام مجموعه اي از مقادير:
مي باشد. Sa(f1,zc,?),sa(f2,?c,?),sa(f3,?c,?),…PGA
4- کشيدن يک گراف به طوري که محور y آن بيانگر شتاب و محورx آن بيانگر فرکانس مي باشد. دراين گراف مقادير . Sa(f1,zc,?),sa(f2,?c,?),sa(f3,?c,?),… به نمايش درخواهند آمد.
نتيجه حاصل از اين گام بک تک منحنيUHS مي باشد که نشان دهنده يک سطح ميرايي ثابتي(cx) و يک سطح يکنواخت ثابتي از خطر ? است.
5- در صورت نياز مي توان منحني هاي UHS را براي سطوح ميرايي و يا سطوح خطر متفاوت بدست آورد. با بررسي منحني هايUHS مي توان به اين نتيجه دست يافت که با کاهش سطح خطر( احتمال وقوع سالانه)، سطحUHS افزايش مي يابد.
در اين پروژه به منظور برآورد پارامتر جنبش نيرومند زمين که مقادير بيشينه شتاب طيفي افقي و قائم مورد نظر مي باشد، از روش احتمالاتي ( Probabilistic Seismic Hazars Analysi ) استفاده شده است.
براي بدست آوردن برآوردي از خسارات احتمالي زلزله، ابتدا لازم است که تخميني از زلزله هاي محتمل در منطقه را بدست آوريم که براي رسيدن به اين هدف، نياز به تحليل طيفي خطر زلزله در منطقه مي باشد که در اين پروژه به اين مهم پرداخته شده است.
از آنجايي که PGA بيانگر شتاب يک جسم صلب مي باشد ( T = 0) بنابراين نمي تواند پاسخگوي نياز ما براي طراحي سازه هايي که داراي پريودهاي مختلف مي باشند ( بخصوص سازه هاي با پريود بلند) باشد، لذا بررسي موشکافانه تر رفتار سازه ها و تدوين آئين نامه هاي طراحي نياز به نقشه هاي طيفي را ملموس تر مي نماياند، ازاين رو اخيراً در ايالات متحده و کانادا و تعداد معدودي از کشورها اين نقشه ها شکل گرفته و استفاده از آنها در آئين نامه هاي طراحي در دست بررسي مي باشد، بنحوي که اخيراً استفاده آزمايشي آن در آئين نامهNEHRP در حال بررسي است.
2- زمين شناسي :
2-1- زمين شناسي عمومي منطقه:

منطقه ايلام از نظر تقسيمات زمين شناسي در بخش زاگرس چين خورده يا در بخش خارجي حوزه زاگرس قرار گرفته است. حوزه زاگرس شامل دو واحد زمين شناسي جداگانه به نام زاگرس مرتفع( High Zagros )، يا زاگرس داخلي و زاگرس چين خورده( Fololed Zagros ) يا زاگرس خارجي است.
از نظر زمين شناسي ساختماني زاگرس خارجي به تبعيت از روند عمومي زمين شناسي زاگرس داراي جهت شمال غربي- جنوب شرقي است و اين واحد ساختماني پهنائي در حدود150 تا 250 کيلومتر دارد که از سمت شرق و شمال شرق به زير زاگرس داخلي(مرتفع) کشيده مي شود، در واقع زاگرس مرتفع به طرف زاگرس که در آن رسوبات پالئوزوئيک و ترشياري بطور هم شيب بر رويهم قرار دارند در واقع رسوبات پوشش حاشيه قاره اي شرق پلاتفرم عربستان را تشکيل مي داده اند که در جريان کوهزائي هاي آلپي تغييرشکل پيدا کرده و چين خورده اند.
در ابتدا حوزه زاگرس حالت پلاتفرم داشت بطوريکه، تا قبل از ترياس اين حوزه با ايران مرکزي در ارتباط بوده و رسوبات نمکدار و تخريبي و کربناته به تدريج در آن تشکيل مي شدند.
لکن از اواخر ترياس ساختار زمين شناسي زاگرس دچار تغيير فاحش شد و در نهايت اين حوزه از ساير نقاط ايران جدا شد و به صورت حوزه فرورفته اي در آمد که مدام در حال فرونشستن بوده است.
رسوبات دوران دوم و سوم باقي است که بيش از 10000 متر در اين حوزه رويهم انباشته شده اند. جنس رسوبات عمدتا کربناته است، لکن رسوبات ديگري از قبيل مارن و ماسه سنگ و شيل نيز در شکل سازندهاي زاگرس، نقش مهمي دارند. در اواخر دوران سوم در اثر کوهزائي هاي آلپي حوزه زاگرس شکسته شده و چين خوردگي هاي فراواني پيدا مي کند، بطوري که دو بخش مشخص زاگرس بلند و زاگرس چين خورده به تدريج شکل مي گيرند.
در قسمت زاگرس مرتفع تغيير شکل ساختماني بصورت تراست ها و روراندگي هاي مکرر سبب بوجود آمدن بالاآمدگي هاي زياد و در نتيجه سبب بوجود آمدن کوههاي مرتفع گرديد و بدليل همين نوع ساختار زمين شناسي است که سازندهاي اين بخش از زاگرس نسبت به بخش ديگر آن، يعني زاگرس چين خورده از قدمت بيشتري برخوردار است.در واقع روراندگي ها، سبب بيرون آمدن و خودنمائي بيشتر سازندهاي قديمي شده است. در حاليکه در بخش زاگرس چين خورده رسوبات قديمي به مراتب کمتر ديده مي شود، زيرا آرايش نسبي اين بخش از زاگرس از بيرون زدگي سازندهاي قديمي جلوگيري کرده است و لذا بيشتر رسوبات آن مربوط به دوران هاي دوم و سوم است.
منطقه ايلام در بخش زاگرس چين خورده واقع شده است. رسوبات اين منطقه به تبعيت از روند عمومي ساختار زمين شناسي زاگرس داراي امتداد کلي شمال غربي-جنوب شرقي است.
اين رسوبات بعلت فشارهاي جانبي از دو سوي شمال شرقي و جنوب غربي، طوري چين خوردگي پيدا کرده اند که بصورت مجموعه اي از آنتي کليتوريوم و سنکلينوريوم درآمده اند. در نتيجه طاقديس ها و ناوديس هاي متعددي بوجود آمده اند که در واقع تشکيل دهنده کوهها و دره هاي منطقه هستند.
2-2- سازندهاي زمين شناسي و سنگ شناسي منطقه
3-2- رسوبات اواخر دوران دوم(دوره کرتاسه)
سازندهاي اين دوران باليتولوژي آهک، مارن، آهک مارني و شيل گسترش نسبتا وسيعي در منطقه دارند. اين سازندها بويژه در کوههائي مثل کبيرکوه، کوههاي جنوب ملکشاهي، شاه نخجير، کوه انجير، کوه شموره در جنوب شهر ايلام و سياه کوه در شمال شرقي دهلران، گسترش زيادي دارند.
مهمترين اين سازندها عبارتست از :
1- سازند گرو( گارو) : اين سازند باليتولوژي آهک شيلي و مارني بصورت پنجره تکتونيکي و با رخنمون کم در شمال غربي کبيرکوه (کوه ورزرين) و کوه انجير(مسير رودخانه کنجانچم) وجود دارد. سن اين سازند مربوط به کرتاسه تحتاني است.
2- سازند سروک : مقطع تيپ اين سازند در تنگ سروک واقع در قسمت مرکزي دامنه جنوبي کوه بنگستان مطالعه و نامگذاري شده است. بخش زيرين اين سازند شامل250 متر آهک رسي دانه ريز به رنگ خاکستري تيره نيز ديده مي شود. آمونيتهاي کوچک نيز در اين بخش مشاهده مي گردد.بخش مياني اين سازند با ضخامت 108 متر از نوع گل سفيد توده اي مي باشد و در آن نورولهاي سيليسي به رنگ قرمز مايل به قهوه اي مشاهده مي گردد. بر روي طبقات مذکور408 متر آهکهاي قهوه اي توده اي حاوي قطعاتي از روديست قرار مي گيرد.
بخش فوقاني از 42 متر آهکهاي آهن دار تشکيل شده است. سن سازند سروک به آلبين تا سنومانين نسبت داده شده است و رخنمون اين سازند در لولاي طاقديس کبيرکوه، کوه انجير، لايه هاي فوقاني کوه شاه نخجير، کوه کلک ملکشاهي و سياه کوه دهلران با گسترش نسبتا زيادي ديده مي شود.
3- سازند سورگاه : مقطع تيپ اين سازند در تنگ گراب در 12 کيلومتري جنوب غربي شهر ايلام مورد مطالعه قرار گرفته است و شامل 5/175 متر شيلهاي پيريت دار به رنگ خاکستري تيره متمايل به سياه و آهکهاي نازک لايه زردرنگ مي باشد.
گسترش اين سازند در منطقه، کم بوده و بصورت نوارهائي در کنار سازند سروک در کوههاي انجير، شاه نخجير، شمال غربي کبيرکوه و همچنين در تنگه هاي گراب، حمام و چشمه گل گل ديده مي شود. سن سازند سورگاه به اشکوب تورونين تا سانتونين نسبت داده شده است.
4- سازند ايلام : مقطع تيپ اين سازند در تنگ گراب مطالعه شده است. ليتولوژي اين سازند عبارتست از 190 مترآهک رسي دانه ريز خاکستري تا سفيد مايل به کرم همراه با رگه هاي کلسيت داراي لايه بندي منظم نازک تا متوسط و شيلهاي بين لايه اي.
گسترش اين سازند در منطقه قابل توجه است و بصورت نواري در کوههاي جنوبي شهر ايلام، مثل کبيرکوه، کوه ملک شاهي، کوه شاه نخجير، کوه شمرا و کوه اناران در شمال شرقي مهران تا سياه کوه در شمال شرقي دهلران کوه انجير کشيده شده است.
آهکهاي سازند ايلام فاقد حفره است ولي بعلت وجود درز و شکاف و مرزهاي لايه بندي متعدد بعنوان يک سازند نفوذپذير عمل مي کند. بطوريکه چشمه هاي پرآبي مثل گل گل، ميمه، آبدانان، دره شهر، سيکان، کلم و تنگ حمام از اين سازند ظهور نموده اند. سن سازند ايلام از اشکوب سانتونين تا کامپانين تعيين شده است.
5- سازند گورپي : لايه هاي رسوبي اواخر کرتاسه بالائي بنام سازند گورپي نامگذاري شده است. اين سازند بر روي سازند آهکي ايلام قرار گرفته است. ليتولوژي رسوبات شامل 320 متر مارن، شيلهاي تيره و آبي رنگ و آهکهاي مارني است. رخنمون اين سازند در سطح استان بطور عمده در حوالي شهر ايلام، چوار، شرق کوه انجير، حوالي کوه اناران و سياه کوه ديده مي شود.
قسمت مياني سازند گورپي بخش آهکي امام حسن ناميده مي شود. مقطع آن در تنگ امام حسن واقع در جنوب غرب طاقديس سام واقع است که متشکل از 114 متر طبقات رسوبي با لايه بندي به ضخامت 30 تا 40 سانتي متر از آهک مارني تيره تا روشن با تناوب مارن و مارلستون تيره رنگ است.
چشمه هاي هفت چشمه ايلام و بانقلان از اين بخش ظهور نموده اند. رخنمون بخش امام حسن در هفت چشمه ايلام و سياه کوه دهلران و دينار کوه ديده مي شود. سن سازند گورپي از اشکوب سنونين تا ماستريشين تعيين شده است.
4-2- رسوبات دوران سوم:
رسوبات دوران سوم(پالئوژن و نئوژن) با ضخامت زياد و گسترش وسيع در استان ايلام ديده مي شود. اين رسوبات عمدتا از آهک، مارن، ماسه سنگ، گچ، کنگلومرا تشکيل شده است. سازندها يا واحدهاي سنگي اين دوران از قديم به جديد بشرح زير است :
1- سازند پابده : مقطع اصلي اي سازند در تنگ پابده واقع در منتهي اليه جنوب شرق کوه پابده مي باشد. اين سازند شامل حدود 800 متر شيل و آهک رسي خاکستري است. بخش زيرين آن شامل شيل ارغواني تا آبي تيره است و بخش بالائي آن مرکب از شيلهاي سيلتي و ماسه اي و آهکهاي مارني نازک لايه است.
سازند پابده بطور دگرشيب روي سازند گورپي قرار گرفته و کنتاکت بالائي آن با سازند آسماري تحولي است که نشانه عميق شدن تدريجي دريا در گذشته اين منطقه مي باشد.
سن سازند پابده از دوره پالئوسن تا ميوسن مشخص شده است. رخنمون اين سازند در کوه قلا قيران ايلام، شمال چوار و شهر ايلام و بطور عمده در دينارکوه مشاهده مي شود.
2- سازند اميران : مقطع تيپ اين سازند در کوه اميران در نزديکي دهکده معمولان واقع در استان لرستان مورد مطالعه قرار گرفته است. اين سازند شامل 5/871 متر سيلتستون، ماسه سنگ تيره زيتوني و قهوه اي همراه با باندهاي کنگلومراي چرت دار و آهکهاي شيلي است. حد تحتاني اين سازند با رسوبات سازند گورپي تدريجي است.
سن سازند اميران به اشکوب ماستربشين تا پالئوسن نسبت داده مي شود. رخنمون اين سازند در منطقه، چندان زياد نبوده و در حوالي هليلان و در طاقديس پلكانه و در تنگ چناره دارتوت مشاهده مي شود.
3- سازند تله زنگ : مقطع اصلي اين سازند در تنگ دو، واقع در 5 کيلومتري جنوب شرقي ايستگاه راه آهن تله زنگ مورد بررسي قرار گرفته و شامل 176 متر آهک تيره رنگ با لايه بندي متوسط مي باشد.
اين سازند در بين سازند اميران و کشکان بصورت عدسي طويلي قرار دارد و حد آن با سازندهاي فوقاني و تحتاني خود عادي است. سن سازندتله زنگ، پالئوسن تا ائوسن مياني است و رخنمون آن در استان در کوه گرو، شمال غربي کهره و به صورت نوار باريکي در اطراف طاقديس پلگانه و در جنوب شرقي کبيرکوه مشاهده مي شود.
4- سازند کشکان : مقطع اصلي اين سازند در کوه اميران بررسي شده است و شامل 370 متر ماسه سنگ و کنلگلومراي قرمز رنگ مي باشد.
رسوبات تخريبي سازند کشکان در نتيجه حرکات کوهزائي منطقه مي باشد که در يک محيط کم عمق و پرانرژي را سبب شده اند و سن اين سازند، پالئوسن تا ائوسن مياني است و رخنمون آن در کوه گرو(شمال غربي کهره) و بصورت نوار باريکي در اطراف طاقديس پلكانه ديده مي شود.
5- سازند آسماري : اين سازند در منطقه چين خورده زاگرس گسترش وسيعي دارد و بعنوان يک سازند کارستيک و قابل نفوذ شناخته شده است و ضخامت آن در استان ايلام بين 180 تا 130 متر بوده و ليوتولوژي آن شامل آهک کرم رنگ و گاهي متمايل به خاکستري بطور هم شيب بر روي سازند پابده قرار گرفته و خود توسط رسوبات گروه فارس پوشيده شده است.


دیدگاهتان را بنویسید