3-1-2- دامهاي مورد آزمايش و نحو? آماده سازي دام40
3-2- تجزيه شيميايي نمونه ها40
3-2- 1- روش توليد گاز42
3-2-1-1- روش توليد گاز با استفاده از مايع شکمبه42
3-2-1-2- روش توليد گاز با استفاده از مايع مدفوع43
3-2-1-3-مواد و دستگاه هاي لازم براي انجام آزمون گاز43
3-2-2-حيوان دهنده مايع شکمبه و ابزار گرفتن و آماده سازي مايع شکمبه و مدفوع44
3-2-3-گرفتن مايع شکمبه44
3-2-4-آماده سازي دستگاه45
3-2-5-آماده سازي خوراک 45
3-2-6-آماده سازي محلول 45
3-2-7- آزمون گاز46
3-2-8- روش تجزيه و تحليل اطلاعات48
فصل چهارم. تجزيه و تحليل داده‌ها49
4-1-نتايج آناليز شيميايي گونه هاي مرتعي سه گونه مورد مطالعه50
4-2- اندازه گيري گاز توليدي و پارامترهاي توليد گاز در گونه هاي مرتعي مورد مطالعه50
فصل پنجم. نتيجه‌گيري و پيشنهادها73
5-1-نتايج آناليز شيميايي گونه هاي مرتعي سه گونه مورد مطالعه74
منابع و مآخذ80
“فهرست جداول”
عنوان صفحه
جدول 4-1- ميزان ترکيبات شيميايي گونه‌هاي مرتعي مطالعه شده با روش تجزيه شيميايي(براساس ماده خشک)50
جدول 4-2- تجزيه واريانس بين گروههاي مورد مقايسه در ميزان گاز توليدي و صفات اندازه گيري شده51
جدول 4-3- مقايسه ميزان گاز توليدي سه گونه با استفاده از مايع شکمبه در هر يک از سه نوع دام54
جدول 4-4- مقايسه ميزان گاز توليدي سه گونه با استفاده از مايع مدفوع در هر يک از سه نوع دام56
جدول 4-5- مقايسه صفات اندازه گيري شده سه گونه با استفاده از مايع شکمبه در هر يک از سه نوع دام58
جدول 4-6- مقايسه صفات اندازه گيري شده سه گونه با استفاده از مايع مدفوع در هر يک از سه نوع دام59
جدول 4-7- مقايسه ميزان گاز توليدي مايع شکمبه سه نوع دام در هر يک از سه نوع گونه61
جدول 4-8- مقايسه ميزان گاز توليدي مايع مدفوع سه نوع دام در هر يک از سه نوع گونه63
جدول 4-9- مقايسه صفات اندازه گيري شده سه نوع دام در هر يک از سه نوع گونه با استفاده از مايع شکمبه65
جدول 4-10- مقايسه صفات اندازه گيري شده سه نوع دام در هر يک از سه نوع گونه با استفاده از مايع مدفوع66
جدول 4-11- مقايسه ميزان گاز توليد شده مايع شکمبه و مايع مدفوع در هر يک از سه نوع دام در سه گونه67

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 4-12- مقايسه صفات اندازه گيري شده در مايع شکمبه و مدفوع در هر يک از سه نوع دام و سه گونه69

جدول 4-13- اثرات متقابل بين گروههاي آزمايشي در صفات اندازه‌گيري شده در سه نوع دام و گونه گياهي71
“فهرست تصاوير”
عنوان صفحه
تصوير 2-1- رويشگاه گونه جاشير19
تصوير 4-1- نمودار تغييرات گاز توليدي درمايع شکمبه هر يک از دامها در گونه هاي مورد مطالعه54
تصوير 4-2- نمودار تغييرات گاز توليدي درمايع مدفوع هر يک از دامها در گونه هاي مورد مطالعه56
تصوير 4-3- نمودار تغييرات گاز توليدي درمايع شکمبه هر يک ازگونه ها در دامهاي مورد مطالعه61
تصوير 4-4- نمودار تغييرات گاز توليدي درمايع مدفوع هر يک ازگونه ها در دامهاي مورد مطالعه63
چکيده
اين تحقيق به منظور تعيين ارزش غذايي وقابليت هضم سه گونه مرتعي با روشهاي شيميايي ومقايسه توليدگاز با استفاده از دو روش مايع شکمبه و مايع مدفوع انجام شد. نمونه برداري از مناطق مختلف استان گيلان به روش تصادفي انجام شد. کليه نمونه هاي بدست آمده ابتدا خرد شده ،آسياب کرده وجهت تعيين ترکيبات شيميايي وتعيين قابليت هضم با روش توليد گاز مورد آزمايش قرار گرفتند. در اين تحقيق از 3 راس گاو ،گوسفند و بز فيستوله دار و روش ساکشن در موسسه تحقيقات علوم دامي کشور استفاده شد. اين طرح در قالب طرح کاملاً تصادفي و داده ها نيز با نرم افزار SAS , Neway مورد آناليز قرار گرفت . ترکيب شيميايي (CP – EE – CF – ASH – ADF – NDF )و توليد گاز ( OMD – SCFA – ME – NEL DMD) براي هر سه گونه تعيين شد . در روش تجزيه شيميايي، گونه ها از لحاظ پروتئن، چربي، خاکستر، فيبر خام ،ADF وNDF داري تفاوت معني داري مي باشند. نتايج نشان مي دهد که ميزان گاز توليدي در گونه هاي و در دامهاي مختلف داراي اختلافات معني داري مي باشد. نتايج همچنان نشان داد که با گذشت زمان انکوباسيون ميزان گاز توليدي در تمام گونه هاي مورد مطالعه و در تمام دامها در هر دو مايع شکمبه و مايع مدفوع ميزان گاز توليدي افزايش يافته است . البته در اغلب شرايط اين افزايش تا ساعت 24 انکوباسيون داراي شيب تندي و بعد از آن از آهنگ رشد کندتري برخوردار مي باشد. با توجه به نتايج حاصل از آزمايش تعين قابليت هضم توسط گاز تست با استفاده از مقايسه مايع شکمبه با مدفوع که در يک روند افزايشي يکسان در توليد گاز بوده مي توان اين نتيجه را گرفت که بجاي استفاده از مايع شکمبه، از مايع مدفوع دام استفاده کرد،که روشي آسان و ارزان مي باشد.
واژه هاي کليدي: ارزش غذايي، توليد گاز، مايع شکمبه، مايع مدفوع، سه گونه مرتعي
1-1- مقدمه
يکي از مهمترين مسأئلي که بشر با آن مواجه است، ايجاد امنيت غذايي براي جمعيت جهان و در عين حال حفظ منابع طبيعي اعم از خاک، آب و هوا و تنوع زيستي مي باشد. تجزيه و تحليل اطلاعات حاصل ازکشورهاي در حال توسعه درخصوص فرآورده هاي دامي در طول 20 سال گذشته نشان مي دهد که بخش دام از يک بخش چند جانبه در يک سيستم کشاورزي مختلط به سمت سيستم هاي توليدي تخصصي و منسجم تر پيش مي رود. افزايش سريع جمعيت، افزايش تقاضا براي مواد غذايي، همراه با سطح پايين فناوري توليد محصولات کشاورزي و دامي و صنايع وابسته روستايي در کشور و توأم شدن آن با شرايط دشوار زيست محيطي، کمبود آب، محدوديت اراضي و سرمايه گذاري ناکافي، روند تخريب منابع پايه را تشديد نموده است. تدوين سياست ها و برنامه هاي توسعه کشاورزي در گذشته که عمدتاً با هدف حداکثر بهره برداري از منابع پايه براي تأمين نيازهاي مقطعي و کوتاه مدت بوده، موجب بهره برداري بيش از ظرفيت منابع و کاهش توان توليدي آنها شده است. در برنامه هاي دوم و سوم توسعه کشور بر احياء، توسعه و ظرفيت سازي اين منابع تأکيد شده است.سهم بخش دام در اقتصاد جهان بسيار مهم مي باشد زيرا اين بخش شامل گوشت، شير، پوست، الياف، کود، نيروي کار و همچنين انباشت سرمايه مي باشد. موارد مذکور با ساختار رفاه اجتماعي بسياري از جوامع روستايي گره خورده و به عنوان يک ذخيره استراتژيک محسوب مي گردد که به ثبات خانواده و نظام کلي کشاورزي مي افزايد(فائو، 1996).
اگر افزايش در توليد مواد غذايي متناسب با افزايش جمعيت انجام نشود، در آينده مشکلات فراواني پيش روي بشر بروز نموده و خطر قحطي سراسر جهان را تهديد خواهد نمود چرا که با بهبود وضعيت بهداشتي جوامع و ارائه روش‎هاي نوين پيشگيري از بيماري‎ها و بالارفتن ميانگين عمر، جمعيت روند رو به رشد سريعتري را دنبال نموده(در هر ساعت 8700 نفر) و نياز غذايي و پروتئيني بسيار حائز اهميت دارد(افشار، 1380).
در کشور ايران بالغ بر 75 ميليون نفر است، با رشدي معادل 5/2 درصد در سال هاي آينده به نزديک 100 ميليون نفر خواهد رسيد. البته با سياست جديد دولت و نظام براي افزايش جمعيت اين ارقام مقادير بيشتري را بخود اختصاص خواهد داد. در صورت ثابت بودن نياز سرانه گوشت، بايستي در سال هاي آتي توليدگوشت 5/1 برابر و متناسب با آن توليدات دامي حدود 8/4 برابر افزايش يابد(خالداري، 1387).
از طرفي کيفيت و کميت غذاي دريافتي مردم ايران هنوز فاصله زيادي با استانداردهاي جهاني دارد(زهري، 1372).
مشکل تغذيه دام در کشور از مهم ترين مسائل دامپروري بوده(70-50 درصد هزينه هاي توليدات دامي(آبرامس1، 2000))و باتوجه مشکلات مربوط به واردات نهاده هاي دامي در راستاي تحريم ها سبب افزايش قيمتهاي توليد و به تبع آن کاهش توليدات بخش دامي گشته است.يکي از منابع ارزان قيمت براي تغذيه دام، مراتع (فرهومند، 1381) بوده که با بيش از 3000 ميليون هکتار(بيش از 25%) از سطح خشکي هاي زمين و 4000 ميليون هکتار واقع دراراضي جنگلي و بيشه زارها، علوفه حاصل، بيش از 90% انرژي غذايي 1500 ميليون واحد دامي شامل گوسفند، بز، گاو، گاوميش، شتر و … را تأمين کرده و لذا علوفه مراتع بطور غير مستقيم بخش اعظم غذاي ساکنين زمين را توليد مي کند(شيندي2 و همکاران، 2000).
مراتع به عنوان اراضي که پوشش طبيعي آنها شامل گندميان، پهن برگان علفي يا بوته ها است تعريف شده و در نتيجه تأثير متقابل محيط و موجودات زنده به وجود آمده و به عنوان يک اکوسيستم طبيعي مديريت مي شوند. براي اعمال مديريت صحيح و اصولي روي اين اکوسيستم طبيعي مي بايست منابع موجود در آن دقيقا ارزيابي گردد تا بتوان از ارقام و اطلاعات بدست آمده در برنامه ريزي هاي کوتاه مدت و بلند مدت براي احيا اين منابع و تأمين علوفه مورد نياز دام هاي کشور استفاده نمود. شرايط خاص کشور ايجاب مي کند که از تمامي مباني علمي و عملي براي افزايش توليدات دامي استفاده به عمل آيد.
ايران يکي از مهمترين مراکز تنوع گياهان علوفه اي مي باشد و از پتانسيل بالقوه اي براي توسعه اين محصولات برخوردار است. براي بهره برداري بهتر از اين پتانسيل نياز به برنامه ريزي دقيق و مناسبي مي باشد تا به نحو مطلوبي بتوان اين تنوع کم نظير را حفظ کرده و از آن بهره برداري نمود. اما در کشور ما به شناخت، توليد و مديريت گياهان علوفه اي در مقايسه با ساير محصولات زراعي کمتر توجه شده است. توليد علوفه هايي که علاوه بر عملکرد خوب داراي مواد مغذي مناسب براي انواع متفاوت دام ها هستند يکي از اهداف مهم مي باشد. کمبود علوفه در کشور و فشار بيش از حد به مراتع منجر به کاهش توليدات دامي، کمبود فعلي گوشت و تخريب مراتع شده است. واردات علوفه و گوشت راه حل اساسي در اين راستا نيست، بلکه توليد خوراک دام در داخل کشور بهترين راهکار در اين مورد مي باشد. بايد توجه داشت که منابع طبيعي بيش از 80 % از مساحت کل کشور را شامل مي شود و معادل 136 ميليون هکتار سرزمين ايران را در بر مي گيرد و 90 ميليون هکتار از مساحت کل منابع طبيعي ايران را مراتع تشکيل مي دهد. در حال حاضر توليد بالفعل معادل 21/4 ميليون تن علوفه خشک است که 50 % آن قابل برداشت بوده و نقش مهمي در تغذيه دامهاي کشور دارد( آقاجاني و رضايي 1383).
آمار و اطلاعات موجود در منابع نشان مي دهد که علوفه توليدي مراتع کشور با سطحي معادل 90 ميليون هکتار فقط مي تواند 40 ميليون واحد دامي را تعذيه نمايد در حالي که تعداد دام موجود در کشور در حال حاضر بيش از 100 ميليون واحد دامي است(مصداقي1372).
استفاده علمي و اصولي از مراتع، مستلزم آگاهي از کيفيت و ارزش غذايي گونه هاي موجود در مراتع، همراه با مديريت کارآمد مي باشد(عرفانزاده و ارزاني، 1381).
علوفه هاي مرتعي از مهم ترين منابع غذايي مورد استفاده دام محسوب مي گردد، به طوري که طبق آخرين آمار ارائه شده توسط معاونت دام از تعداد 124 ميليون واحد دامي کشور، حدود 83 ميليون واحد دامي وابسته به مراتع مي باشد(1381). گياهان غالب در مراتع عموماً مشتمل بر گندميان، پهن برگان و بوته ها مي باشد که براي انواع دام مناسب مي باشند(قورچي، 1374).
لذا بخش عمده مشکل تغذيه دام ها منوط به عدم آگاهي از شرايط و امکانات بالقوه مراتع و مديريت بوده و جمع آوري اطلاعات علمي در زمينه نباتات مرتعي، راه گشامي باشد بطوريکه شناسايي گياهان مرتعي در سيستم هاي پرورش دام در کشورهاي حوزه درياي مديترانه و خاورميانه مورد نظر متخصصين دام قرار گرفته است(گلسن واينال2، 1995).
براي بدست آوردن اطلاعات ارزش غذايي روشهايي بيولوژيکي دام زنده3 و آزمايشگاهي4، شيميايي و فيزيکي(اسپکتروفتومتر، طيف سنجي مادون قرمز و…) مي باشند(تکاسي وسيدمومن،1381).
باتوجه به مقادير بسيار بالاي گونه هاي مرتعي و هزينه و زمان بالاي مورد نياز رسيدن به هدف آگاهي از ارزش غذايي، بررسي و جايگزين کردن روشهاي جديد با دقت قابل قبول و هزينه و زمان کمتر بسيار حائز اهميت مي باشد. يکي از روشهاي مناسب و ارزان و سريع روش توليد گاز مي باشد که نسبت خوراک هضم شده به طور غير مستقيم از روي حجم گاز توليدي توسط تخمير برآورد شده و مزيت آن نسبت به روش هاي ديگر، کاربرد آسان آن براي تعداد زيادي نمونه خوراک به خصوص در صورت خودکار بودن ثبت گاز توليدي مي باشد(نويد شاد و جعفري صيادي، 1386).
با توجه به مشکلات مربوط به تهيه مايع شکمبه در اين روش و نياز به فيستوله گذاري يا آزار و اذيت حيوان براي قرار دادن شلنگ خاص در شکمبه و مکش کردن مايع شکمبه، در سالهاي اخير جايگزيني مايع مدفوع بجاي مايع شکمبه و جلوگيري از جراحي و قرار دادن شلنگ در دهان دام از استقبال زيادي برخوردار شده است. البته براي رسيدن به اين هدف نياز به مطالعات گسترده و زياد مي باشد که هر کدام از اين مطالعات مي تواند در راستاي رسيدن به روش مناسب و کم هزينه و سريع کمک شاياني نمايد. با توجه به جايگاه خاص مراتع در تأمين علوفه مورد نياز دام هاي کشور و اختصاص داشتن بخش قابل توجهي از اراضي کشور به مراتع، متأسفانه در راستاي تعيين قابليت هضم و ارزش غذايي علوفه هاي مرتعي با روش هاي جديد و جايگزين کردن مايع شکمبه بوسيله مايع مدفوع، تحقيقات جامع و زيادي صورت نگرفته است و اکثر تحقيقات صورت گرفته نيز، اغلب تعيين ترکيبات شيميايي به وسيله روش شيميايي بوده است. لذا در اين تحقيق، ارزش غذايي و قابليت هضم سه گونه مرتعي جاشيردامي5،سورگم6 و بروموس7 با استفاده از جايگزيني مايع مدفوع بجاي مايع شکمبه در روش توليد گاز در سه نوع دام غالب مراتع شامل گوسفند، بز و گاو مورد ارزيابي قرار گرفت.
2-1- سطح مراتع در جهان و ايران
بيشترين سطح خشکي هاي جهان به مراتع اختصاص دارد. بر اساس يکي از برآوردهاي انجام شده حدود 43 درصد از خشکي هاي زمين به مراتع ، 18 درصد به جنگلها ، 15 درصد پوشش هاي يخي و اراضي خالي از پوشش و 20 درصد به اراضي کشاورزي و 4 درصد به مناطق مسکوني و صنعتي اختصاص يافته است. 164 ميليون هكتار عرصه كشور را مي توان در يك نگاه بصورت زير طبقه بندي نمود :
منابع طبيعي تجديد شونده 5/83درصد از كل خاك كشور را شامل مي شود
مراتع با مساحت 1/86 ميليون هكتار 53 درصد سطح ايران را مي پوشاند
سالمساحت مراتع كشورمراتع خوبمراتع متوسطمراتع فقير1374900000009311506372905404339795413838610394069367932258747656579671
جدول فوق مساحت مراتع كشور را در يك فاصله زماني 10 ساله نشان مي دهد كه بيانگر تخريب شديد و كاهش مراتع كشور و در نتيجه افزايش اراضي كويري و عاري از پوشش در كشور مي باشد. بيشتر مراتع ايران به‌دليل واقع شدن در مناطق خشك و نيمه‌خشك و چراي مفرط از نوع مرتع درجه 3 مي‌باشند
مراتع ايران از نظر پوشش گياهي به سه گروه تقسيم شده‌اند:
الف) مراتع علفي ييلاقي 14 ميليون هكتار با توليد متوسط 290 كيلوگرم علوفه قابل برداشت در هكتار .ب) مراتع بوته زار با وضعيت ضعيف و متوسط 60 ميليون هكتار با توليد 92 كيلوگرم علوفه قابل برداشت در هكتار.
ج) مراتع حاشيه كوير (خيلي ضعيف) با توليد بسيار كم 16 ميليون هكتار با توليد متوسط 25 كيلوگرم علوفه قابل برداشت در هكتار .
متاسفانه به دليل استفاده هاي غلط هم از وسعت و هم از كيفيت مراتع كاسته شده است. به طوري كه هم اكنون از سطح 86 ميليون هكتار مرتع فقط 16 ميليون هكتار از آن در شرايط خوبي قرار دارد.اگر اين خرابي و نابودي ادامه پيدا كند توليد علوفه مورد نياز دام روز به روز كمتر مي شود و خاكهاي حاصلخيز كشاورزي نيز از بين ميروند. از طرفي نابودي مراتع موجب بروز سيل و در نتيجه پر شدن مخرن سدها مي شود وسر انجام مراتع اين ثروت خدادادي به بيابانها و شوره زارها تبديل مي شوند. فعلا بزرگترين مشكل گريبانگير مراتع دام مازاد است
2-1-1- اهميت مراتع
مراتع در مقايسه با اراضي کشاورزي و جنگلي داراي بازدهي کمتري در واحد سطح هستند.. اين در حالي است که اهميت مراتع فقط به توليد علوفه خلاصه نمي شود. پوشش گياهي مراتع همچنين در حفاظت منابع آب و خاک کشور حائز کمال اهميت ميباشد. علاوه بر آن، استفاده هاي تفرجگاهي، بانک ژن گياهي، انواع گياهان داروئي و صنعتي و مسائل زيست محيطي را به اهميت مراتع افزود. ارزش زيست محيطي مرتع براساس مطالعات انجام شده ارزش يك هكتار مرتع در سال 232 دلار ميباشد ارزش غير علوفه اي پوشش گياهي مرتع معادل 75% است. ارزش علوفه اي پوشش گياهي مرتع معادل 25%‌ است ارزش زيست محيطي در ايران بين 4 تا 8 برابر علوفه است به هر حال مراتع بهترين منبع تغذيه دامها مي باشند. علوفه سبز و آبدار مراتع براي جبران کمبود مواد غذايي دامها اهميت دارد. در مراتع خوب تمام مواد مغذي مورد نياز دام وجود دارد و چنانچه دام چند ماهي از سال را در مرتع چرا کند نيرو و شادابي بيشتري خواهد داشت. با برداشت علوفه از بعضي مراتع مي توان بخشي از علوفه خشک مورد نياز دام در زمستان را نيز تأمين کرد. مديريت مراتع بايد بر اساس اصول اکولوژي بنا نهاده شود و شناخت اين اصول پيش شرط اصلي مديريت مراتع مي باشد. هدف اصلي در مراتع بايد دستيابي به حداکثر درآمد خالص بدون صدمه زدن به خود مراتع باشد.
2-1-2- تأثير چَرا بر روي اجتماعات گياهي
در جوامع گياهي ، گونه هاي زيادي از گياهان براي چراي دام موجود است و همان طوري که از نظر مکاني گياهان در سطح مرتع پراکنده شده اند اختلافات نيز در عملکرد و خوش خوراکي آنها وجود دارد. گياهان را مي توان بر حسب انتخاب براي چرا در 4 گروه طبقه بندي کرد.
طبقه اول : گونه هاي خوش خوراک چند ساله ، همراه با تعدادي از گياهان فصلي ، معمولاً در چنين موقعيتي گياهان فصلي رژيم غالب غذايي دامها را تشکيل مي دهند. بعد از خشک شدن و يا چراي گياهان فصلي و گياهان چند ساله کاملاً خوش خوراک، دومين طبقه گياهان چند ساله با خوش خوراکي کمتر مورد چرا قرار مي گيرند.در آب و هواي خشک و يا سالهاي کم باران هنگامي که گياهان فصلي کم هستند ممکن است گياهان چند ساله با درجه خوش خوراکي کمتر از همان آغاز شروع چرا به صورت رژيم غذايي غالب درآيند. همين که گياهان خوش خوراک موجود کاهش يافتند سومين طبقه گياهان با خوش خوراکي کمتر ، ترکيب اصلي رژيم غذايي دام خواهد شد. ممکن است اين حالت به عنوان گونه هاي ذخيره8 قلمداد گردد که در دوره هاي نامساعد ، رژيم غذايي را براي نگهداري دام، تأمين مي کنند. بسياري از گياهان بوته اي مانند آتريپلکس ، قيچ و Agropyron elongatum يا سبد Stipagrostis plumose جزو اين طبقه قرار مي گيرند. چهارمين طبقه، گونه هايي هستند که بندرت مورد چرا واقع شده و يا اصلاً خورده نمي شوند. انواع دامها از خوردن آنها خودداري مي کنند. زيرا اين گياهان داراي مواد تلخ يا بو داري مانند اسانس ها ، کومارين ها، آلکالوئيد ها و تانن ها هستند. بعضي گونه هاي گياهي مانند درمنه به علت داشتن اسانس در ابتداي فصل کمتر مورد چرا واقع مي شود ولي در پائيز با شروع بارندگي ها و شسته شدن بوته ها بيشتر مورد توجه دام قرار مي گيرد. بعضي از گياهان در اوايل رشد ممکن است خوش خوراکي متوسطي داشته باشند ولي چون ساير گياهان خوش خوراک تر از آنها در مرتع به وفور وجود دارد لذا مورد توجه دام قرار نمي گيرند. بسياري از گياهان با رسيدن بذرشان و خشبي شدن از ميزان خوش خوراکي شان کاسته مي شود. مانند آگروپيرون. در مجموع انتخاب گياهان براي چرا از تلفيق عوامل مثبتي مانند آساني قطع، شيريني ، تردي و عوامل منفي مانند مزه نامطبوع و سختي قطع به وجود مي آيد. نتيجه آن که در طول فصل چَرا، انتخاب براي چَرا با توجه به خشکي و يا مرطوب بودن هوا، مرحله رشد گياه و ساير عوامل از يک گونه يا گروهي از گونه ها به گونه يا گروه ديگري از گونه ها منتقل مي گردد.
حداکثر استفاده از يک مرتع در يک منطقه مشخص بستگي به استفاده صحيح از منابع طبيعي آن منطقه دارد. بنابراين در استفاده از مرتع توجه به موارد زير ضروري خواهد بود.
1- حفظ و نگهداري پوشش گياهي و سوق دادن مرتع در جهت اصلاح از نظر کيفي و کمي
2- حفاظت آب و خاک
3- بهره برداري بهينه از گياهان مرتعي بدون اينکه به دو مورد قبلي لطمه اي وارد شود.
هرچند که در اغلب موارد منظور از تهيه و اجراي برنامه هاي اداره منطقه سوق دادن پوشش گياهي به مرحله کليماکس و تعادل مي باشد ولي در پاره اي مواقع هدف رسيدن به مرحله قبل از مرحله کليماکس و تعادل مي باشد.براي استفاده مداوم و اقتصادي و همچنين استفاده متناسب از دام مرتع بايستي در انتخاب دام دقت کافي بعمل آيد. آسيب پذيري گياهان در مقابل چرا بستگي به اشکال زيستي آنها دارد حتي در فرم زيستي واحد مبناي اختلافهاي مخصوص از لحاظ تعداد و طرز قرار گرفتن جوانه هاي گياه و نيز چگونگي رشد، باعث بوجود آمدن اختلافاتي در حساسيت و آسيب پذيري گياهان در مقابل چرا مي شود. محل قرار گرفتن بافت مريستم حائز اهميت مي باشد و بيشترين صدمه به گياه وقتي وارد مي شود که بافت مريستم توسط دام چرا شود. شدت چرا در گياهان علفي محدود به رشد همان سال مي باشد ولي در مورد بوته ها، ساقه هاي مربوط به رشد سالهاي قبل نيز مي تواند چرا شوند به طوري که در اثر چراي تکراري بوته ها حالت فشرده و متراکم به خود گرفته، ضمن حفظ جوانه ها ، امکان چراي دام را محدود مي کنند. گياهاني که ساقه هاي محکم دارند بهتر از گياهاني که ساقه هاي نرم دارند در مقابل چرا مقاومت مي کنند. وجود اندامهاي محافظتي از قبيل خار و تيغ باعث محدود شدن استفاده چرائي از گياه و کمک به بقاء آن مي نمايد.
2-1-3- اهميت گياهان علوفه اي در تغذيه دام ها
گياهان در زنجيره غذايي جهان که حيوانات و از جمله انسان به آن وابسته اند جايگاه منحصر به فردي دارند. وظيفه اصلي گياهان استفاده از مواد غير آلي ساده براي تبديل به ترکيبات پيچيده است. قسمت اصلي خوراک دام ها را علوفه تشکيل مي دهد که به صورت تازه، خشک و سيلو شده به مصرف مي رسد.
معمولا احتياج دام هايي که توليد زياد ندارند را تأمين مي کند، ولي براي دام هايي که توليد زياد دارند، کافي نيست. براي متعادل کردن جيره غذايي اينگونه دام ها از مواد کنسانتره کم حجم که مقدار زيادتري مواد ازته و انرژي زا و معدني دارند نيز استفاده مي شود. بنابراين علوفه غذاي اصلي و پايه حيوانات نشخوار کننده و برخي تک معده ايها (اسب و …) مي باشد که چون ارزانترين راه تهيه مواد آلي است سعي مي شود که حتي الامکان علوفه بيشتري تهيه و در تمام مدت سال در اختيار دام ها قرار گيرد. ايران يکي از مهمترين مراکز تنوع گياهان علوفه اي مي باشد و از پتانسيل بالقوه اي براي توسعه اين محصولات برخوردار است. براي بهره برداري بهتر از اين پتانسيل نياز به برنامه ريزي دقيق و مناسبي مي باشد تا به نحو مطلوبي بتوان اين تنوع کم نظير را حفظ کرده و از آن بهره برداري نمود.اما در کشور ما به شناخت، توليد و مديريت گياهان علوفه اي در مقايسه با ساير محصولات زراعي کمتر توجه شده است. توليد علوفه هايي که علاوه بر عملکرد خوب داراي مواد مغذي مناسب براي انواع متفاوت دام ها هستند يکي از اهداف مهم مي باشد.
2-2 – عوامل مؤثر بر هضم پذيري علوفه مرتع
2-2-1- نوع گونه گياهان مرتعي
ترکيب گياهي متفاوت به معني تغيير پذيري کيفيت علوفه مورد استفاده دام مي‌باشد، آگاهي از ارزش غذايي و تغييرات آن، هنگامي که دام از يک گياه خاص تغذيه مي‌کند، براي تنظيم جيره‌ي دام ضروري است. هرگونه‌ي گياهي ، ويژگي‌هاي مورفولوژيکي، آناتوميکي و فيزيولوژيکي خاص خود را دارد که سازگاري، ساختارهاي رشدي و کيفي ويژه‌اي به آن مي‌بخشد. تشخيص تفاوت موجود در گونه‌هاي گياهي خاص و حتي واريته‌هاي مختلف از تأثيرگذاري آنها بر کيفيت علوفه مهم است گياهان خانواده بقولات، بطور معمول نسبت به ديگر خانواده‌هاي گياهي کيفيت علوفه مطلوب‌تر دارند و در ترکيب گياهي مرتع، با اهميت ترين علوفه‌هايي‌اند که توسط دام انتخاب مي‌شوند (کوربتو همکاران9، 1982). گياهان خانواده‌ي گندميان، مقادير پروتئين کمتر و الياف نامحلول در شوينده‌ي اسيدي (ADF) بيشتري نسبت به بقولات دارند بر اين اساس هضم پذيري کمتري داشته و از نظر تغذيه‌اي، در مقايسه با بقولات ارزش کمتري دارند. اگر مقايسه در مرحله مشابهي از رشد انجام گيرد، رقم هاي درون يک گونه عموماً تنها اندکي از نظر ارزش غذايي با هم تفاوت نشان خواهند داد، اما تفاوت هاي موجود بين گونه هاي نظيرممکن است بزرگتر باشد (صوفي سياوش و جان محمدي، 1383).
2-2-2- مرحله رشد گياهان مرتعي
مرحله‌ي رشد گياه بر هضم پذيري علوفه، مقدار و عملکرد دام تأثير مهمي دارد. هنگامي که گياه بالغ مي‌گردد، هضم پذيري برگ‌ها و کل علوفه کاهش مي‌يابد. مقدار ساقه ها با هضم‌پذيري اندک در گياه، افزايش و هر چه رشد گياه کامل‌تر شود، هضم پذيري ساقه‌ي گياه کاهش مي‌يابد. اين تغييرات فيزيکي، بر ترکيبات شيميايي و به دنبال آن بر هضم پذيري علوفه اثر مي‌گذارد. افزايش ديواره سلولي به ويژه ليگنين، محدوديت اصلي در ارزش غذايي گونه‌هاي مرتعي است. اين مسئله به علت هضم پذيري اندک اين ماده و مقاومتش در برابر تجزيه‌ي فيزيکي در شکمبه است. بنابراين با پيشرفت مراحل رشد گياه که افزايش نسبت کربوهيدرات‌هاي ساختاري را به دنبال دارد، از هضم پذيري علوفه کاسته مي‌شود. هرگونه محدوديت در هضم فيبر بر اثر کامل شدن دوره‌ي رشد، به سرعت انرژي هضمي به دست آمده توسط حيوان را کاهش خواهد داد. کاهش در انرژي هضمي نه تنها نتيجه‌ي کاهش هضم پذيري ماده‌ي آلي گياه است، بلکه مربوط به افزايش غلظت سلولز در گياه نيز مي‌شود چرا که سلولز موجب توليد مقدار زيادي اسيد استيک در شکمبه مي‌شود که بازده مورد استفاده قرار گرفتن آن براي رشد و چاق‌شدن دام کم است. حيواناتي که علوفه در بردارنده‌ي ترکيبات ليگنيني را مصرف مي‌کنند، واکنش‌هايي همچون عدم توليد، تغيير در اندازه بافت‌ها، خون دماغ شدن يا مرگ را از خود نشان مي‌دهند. اثرهاي ناشي از هضم ليگنين ممکن است غير ملموس باشد و چنانچه توليد و وزن حيوان اندازه‌گيري شود، امکان دارد ملاحظه شود که حيوان به حداکثر ظرفيت مورد نظر نرسيده است.
2-2-3- نسبت وزني اندام هاي مختلف گياهان مرتعي
مقادير کمتر ADF و همي سلولز در بقولات در مقايسه با گندميان توسط کرودر نيز گزارش گرديده است(کوربت و همکاران، 1982 ). زياد بودن پروتئين خام، هضم پذيري و انرژي متابوليسمي گياهان خانواده‌ي بقولات نسبت به گندميان، اين خانواده را از نظر کيفيت علوفه در سطح مطلوبي قرار مي‌دهد. گندميان در بردارنده‌ي مقادير بيشتري نسبت به لگوم ها هستند. آسيب ليگنين روي کل انرژي قابل هضم است. از اين رو، آسيب، بيشتر از جانب گراس‌ها است. در بين گراس‌ها يک اختلاف اساسي وجود دارد و آن اينکه گونه‌هاي گرمسيري داراي فيبر بيشتري در مقايسه با گونه‌هاي سردسيري هستند. در مقايسه مراحل رشد گراس با لگوم، لگوم‌ها داراي سرعت تخمير زيادتري نسبت به گراس‌ها هستند. زيرا لگوم ها فيبر کمتر و ذرات با سرعت تخمير زيادتري دارند.
اجزاي ضروري گياه همچون برگ، ساقه و گل و نسبت وزني هر کدام از آنها، از ديگر عوامل مؤثر بر هضم پذيري علوفه‌ي مرتعي است. بطور معمول هر چه نسبت برگ به ساقه بيشتر باشد، هضم پذيري علوفه بيشتر خواهد بود. کاهش هضم پذيري همزمان با بلوغ گياه، نخست بر اثر کاهش نسبت برگ به ساقه و کاهش در کيفيت اجزاي تشکيل دهنده است. با افزايش سن گياهان، بخش مهم رشد گياهي صرف تشکيل ساقه‌ها مي شود. ساقه در گياهان، در بردارنده‌ي بيشترين بافت ساختماني ليگنيني شده در مقايسه با برگ‌ها هستند. از اين رو داراي هضم پذيري کمتري هستند. علت افزايش هضم پذيري گل‌ها در زمان رسيدن بذر، بدليل افزايش به نسبت زياد کربوهيدرات‌هاي قابل هضم در بذرهاست. ارزاني به نقل از (پينکرتون10 ،1996) ، بيان مي‌کند که هضم پذيري علوفه با ويژگي‌هاي ديواره‌ي سلولي رابطه‌ي نزديکي دارد (ارزاني، 1388؛ پينکرتون، 1996). هضم پذيري بيشتر بقولات نسبت به گندميان را مي‌توان به زياد بودن نسبت برگ به ساقه در آنها ربط داد. در بيشتر بقولات، زياد بودن نسبت برگ به ساقه، تا اوايل بلوغ گياه باقي مي‌ماند. هضم پذيري برگ بقولات در مرحله‌ي بلوغ بيشتر از هضم پذيري برگ گندميان است.
2-2-4- مرحله رشد در زمان برداشت
مرحله رشد مهمترين عامل مؤثر بر ترکيب و ارزش غذايي علوفه‌هاي مرتعي مي‌باشد، با افزايش سن گياه و رسيدن به سن بلوغ، تراکم الياف خام در گياه افزايش يافته و به تبع آن غلظت مواد محلول کاهش مي‌يابد، در نتيجه مقادير کربوهيدرات‌هاي ساختماني (مانند سلولز و همي سلولز)و ليگنين آن زياد مي‌گردد. ليگنين را مي‌توان مهمترين عامل کاهش دهنده قابليت هضم الياف قلمداد نمود. ليگنين پلي مري است که از ترکيب پيش ماده‌هاي الکلي حاصل شده است. فرم غالب ليگنين در ديواره اوليه گواسيل ليگنين11 است که از کونيفريل الکل مونوليگنول‌ها12 مشتق شده است. در ديواره ثانويه، سرينجيل ليگنين13 فرم غالب ليگنين است که از پيش ماده‌هاي سيناپيل الکل14 حاصل شده است (حسين خاني، 1377؛ نجف نژاد، 1385). مرحله بلوغ گياه، در ميزان الياف خام گياه نيز منعکس است که مي توان از 20 درصد ماده خشک در گياه جوان تا 40 درصد ماده خشک در گياه بالغ افزايش يابد. با افزايش سن گياه، از مقدار پروتئين آن کاسته مي‌شود. بنابراين رابطه معکوس بين مقادير پروتئين و الياف خام در يک گونه گياه وجود دارد. اگر چه مي‌توان آن را با استفاده از کودهاي ازته بر هم زد (صوفي سياوش و جان محمدي، 1383). در گياهاني نظير يونجه، که نحوه رشد کاملاً متفاوتي نسبت به گندميان دارند، تغييرات سريع در زمان بلوغ گياه و گلدهي صورت مي‌گيرد. بطور مشابه تغييرات در مجموع مواد مغذي قابل هضم 1، از 55 تا 63 درصد تغيير مي‌کند. قسمتي از اين اختلاف‌ها به اين حقيقت مربوط مي شود که گياهان برگ هاي خودشان را همراه با بالغ شدن از دست مي دهند. برگ ها در مقايسه با ساير قسمت هاي گياه، مقدار ماده مغذي بيشتري دارند. با بالغ شدن گياه غلظت کلسيم، پتاسيم، فسفر و اکثر عناصر کم مصرف کاهش مي‌يابد (نيکخواه و امانلو، 1374). رشد علوفه در زمان برداشت از عواملي است که مي تواند در قابليت هضم پروتئين تأثير بگذارد. چنانچه با افزايش رشد گياه، مقاديرپروتئين خام و همچنين تجزيه پذيري شکمبه‌اي پروتئين کاهش مي‌يابد.
با پيشرفت بلوغ در گياهان علوفه‌اي، تغييراتي در آنها ايجاد مي‌شود. نسبت بالايي از رشد اوليه گياه را برگ‌ها به خود اختصاص مي‌دهند. در گياهان علوفه‌اي جوان، ساقه‌ها، ديواره سلولي ظريفي داشته و از قابليت هضم بالايي برخوردارند. در اکثر گياهان علوفه‌اي بالغ ديواره سلول‌هاي ساقه ضخيم شده و داراي مقدار زيادي ليگنين مي‌گردند. در اکثر علوفه هاي خانواده بقولات و گندميان، انرژي قابل هضم، پروتئين و مواد معدني ضروري با پيشرفت بلوغ‌کاهش مي‌يابد (عزيزي، 1375). در نتيجه با افزايش و گذر از هر مرحله رشد به مراحلبعدي رشدهمراه با عملکرد مطلوب (مقدار ماده خشک در هکتار) نيست و زماني که عملکرد ماده خشک بالاست، بر عکس ارزش غذايي کم مي‌شود. بنابراين بايد مرحله يا زماني علوفه برداشت شود که دو عامل عملکرد (ماده خشک در هکتار) و ارزش غذايي در حد مطلوب باشد (نجف نژاد، 1385). مسن شدن علوفه اغلب با کاهش برگ و افزايش نسبت ساقه به برگ همراه است. اين عامل تأثير عمده اي در کاهش کيفيت علوفه دارد. افزايش سن علوفه‌ها (زمان برداشت) با کاهش کيفيت آن همراه است، بنابراين عواملي نظير درجه حرارت پايين و نور با ايجاد تأخير بلوغ سبب افزايش کيفيت علوفه در يک سن مورد نظر مي‌شود. علاوه بر اين اغلب مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد که معمولاً اولين برداشت علوفه در طي فصل بهار و تابستان انجام مي‌گيرد که در اين زمان گرم شدن هوا و رسيدگي (بلوغ) روي هم اثر مثبت دارند. اين مطالعات کاهش سريع در قابليت هضم و مقدار پروتئين و افزايش در مقدار الياف، ليگنين و ساير اجزاء ديواره سلولي را نشان مي دهد. مرحله رويش و سن گياه بر تراکم عناصر مغذي آن اثرات مختلفي دارد. با افزايش سن گياه و رسيدن به مرحله بلوغ ، غلظت بعضي از عناصر مانند پتاسيم فسفر، مس، روي، کبالت،
نيکل و موليبدنيوم کاهش مي يابد ولي سليس، آلومينيم و کروم افزايش مي يابد. که البته اين تغييرات به نوع عنصر، نوع گياه و ساير شرايط محيطي و بيولوژيکي بستگي دارد (نجف نژاد، 1385).


دیدگاهتان را بنویسید