7-بي صبري
8-داشتن خوابي ناآرام
9-نياز به مراقبت و نگهداري درمقابل خطرها و حوادث
پ) نوع تركيبي (كمبود توجه – بيش فعالي )
داشتن علائم كمبود كمبود توجه – بيش فعالي بطور همزمان
درنظر داشته باشيد كه كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه – بيش فعالي بطور غيرعمدي و كاملاً ناخودآگاه اين علائم را از خود نشان مي دهندو هيچ كنترلي بررفتار و اعمال خود ندارند (سلحشور 1384 ص 42).
ازطرفي رفتارهاي شتاب آميز كودك هيچ ارتباطي به استرس و تنش هاي روزانه كودك ندارد . براي مثال كودكاني كه تجاربي از طلاق والدين، جابجايي در خانه و مدرسه، بيماري يا فوت يكي از آشنايان دارند، اغلب دچار اضطراب و پريشاني هاي فكري -حركتي مي شوند. اما كودكان بيش فعال به رغم اين كه هيچ يك از اين تجارب و تنش ها را درزندگي خود نداشته اند، دچار علائم و ناهنجاري هاي رفتاري اند. گروهي از پژوهشگران معتقدند كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه – بيش فعالي در دوران خردسالي به ندرت لبخند مي زنند، تغييرات خلقي آشكار دارند و مشكلاتي در زمينه خواب و رفتارهاي ناهماهنگ با شرايط ازخود نشان دهند (وادل9 1984).
همچنين درسالهاي پيش از مدرسه، اين كودكان زود رنج، كم حوصله، عصباني، كم توجه و لجبازند. در دوران مدرسه، كودكان پرتحرك، حواس پرت و كم توجه مي‌باشند و از عملكرد تحصيلي ضعيف، نواسانات خلقي، روابط ضعيف با همسالان و پرجنب و جوشي فوق العاده رنج مي برند. دوران نوجواني را نيز باخودانگاره اي ضعيف، فقدان تكامل با والدين، آموزگاران و همسالان، افزايش پرخاشگري، رفتارهاي خشونت آميز و افت تحصيلي طي ميكنند. در اغلب موارد، نشانه هاي كمبود توجه دربزرگسالان نيز كماكان ادامه مي يابد و به صورت مشكلات شخصيتي، رفتارهاي ضداجتماعي، هنجارشكني هاي اجتماعي، سيگار كشيدن، انحرافات و كجروي هاي اخلاقي گوناگون خود را نشان دهند
(ويس10و هچتمن111986).
كودكاني كه بيش از اندازه فعال اند، مشكلاتي نيز درتوجه و تمركز دارند. درگذشته نامهاي زيادي براي اين نوع رفتار بكاررفته است كه عبارت است از
بيش فعالي، سندرم بيش فعالي12، اختلال مغزي خفيف، نارسايي كنش مغزي خفيف براي اين كه مهمترين جنبه هاي اختلال مورد توجه قرار گيرد اصطلاح جديد اختلال مربوط به كمبود توجه در III DSM مورد استفاده واقع شده است:
معيارهاي اين اختلال عبارت است از :
الف-بي توجهي. لااقل سه مورد از موارد زير:
1.اغلب درتمام كردن كارهايي كه شروع كرده اند با شكست مواجه مي شوند.
2.اغلب بنظر مي رسد كه گوش نمي دهند.
3.به آساني برآشفته مي شوند.
4.درتمركز نمودن روي كارهاي مدرسه يا ساير وظايفي كه نياز به توجه طولاني دارد و دچار اشكال هستند.
5.در دلبستگي به فعاليت هاي بازيچه اي مشكلاتي دارند.
ب-انگيختگي ناگهاني لااقل سه مورد از موارد زير :
1. اغلب پيش از فكر كردن عمل مي كنند.
2. بطور افراطي ازيك فعاليت به فعاليت ديگري مي روند.
3. از لحاظ نظم دركارها دچار اشكال هستند (به دليل ضايعه‌ي شناختي)
4. نياز به مراقبت زياد دارند.
5. مرتباً دركلاس فرياد مي زنند.
6. درموقعيت هاي گروهي و بازيها رعايت نوبت نمي كنند.
ج-بيش فعالي لااقل دو مورد از موارد زير:
1. مرتباً دراطراف مي دوند و از درو ديوار بالا مي روند.
2. درآرام نشستن دچار اشكال بوده و دائماً مي لولند.
3. تحمل نشستن درجايي را نداشته و از اين حيث دچار اشكالند.
4. بهنگام خواب بيش از اندازه دراطراف حركت مي كنند.
5. هميشه درحال رفتن و عمل كردن هستند چنانكه گويي توسط يك موتور تحريك مي شوند (آزاد 1380 ص 75).
اين علامتها بايد توسط بزرگسالان درمحيط كودك گزارش گردند. اگر والدين و آموزگار از نظر اين رفتارها توافق نداشتند به گزارش آموزگاران بايد وزن بيشتري داده شود زيرا آنان با رفتارهايي كه معمولي و طبيعي هر سني است آشنايي بيشتري دارند . نشانه هاي بيماري كه در بالا ذكر شد مخصوص كودكان 8 تا 15 ساله است. كودكان كم سال تر معمولاً نشانه هاي بيشتري را نشان مي دهند و كودكان مسن تر نشانه هاي كمتري را. اين رفتارها بايد قبل از 7 سالگي شروع شده، لااقل شش ماه دوام داشته باشد و علت آن اسكيزوفرني، اختلال عاطفي يا عقب ماندگي ذهن نباشد (همان منبع).
گرچه اين معيارها براي شناخت رفتار اين كودكان سودمند است با اين وجود مسايل معني داري درتعبير و تفسير آنها وجود دارد. مثلاً رفتار يك كودك بايد براساس سنش بررسي شده، سالم و يا منحرف توصيف گردند اين كه آيا اولين خصوصيات ذكر شده رانشان داده است ياخير. بطور معمول پزشكان و متخصصان اطفال براي تشخيص بيش فعالي كودكان به سه نكته‌ي مهم توجه مي كنند
(تاي نن132005).
1. تهيه ‌ي سابقه‌ي بيماري
-اطلاع از سوابق بيماري هاي كودك و نابهنجاري هاي ژنتيكي خانواده، حساسيت ها و آلرژي هاي گوناگون و سلامت اعضاي خانواده براي تشخيص اين اختلال دركودكان و توجه به علائم و نشانه هايي كه حاكي از بيماريهاي ژنتيكي خانوادگي باشد، از اهميت ويژه اي برخوردار است، زيرا تحقيقات نشان مي دهند كه براساس شواهد علمي محكم، اين اختلال درخانواده بصورت ارثي مشاهده شده است.
2.انجام معاينات جسماني
-سنجش قدرت شنوايي و بينايي كودك، بررسي سابقه‌ي مشكلات روان شناختي (مثل اضطراب و افسردگي) و انجام ساير آزمايش هاي پزشكي لازم.
3. تهيه پرسش نامه‌ي رشدي -رواني كودك
بطور كلي، پزشك متخصص كودك سعي مي كند با تهيه‌ي پرسش نامه‌ي دقيقي از اعضاي خانواده، آموزگار مدرسه، مربيان و مراقبان كودك، اطلاعات كاملي از ويژگي‌ها و علايم بيش فعال كودك كسب كند (سلحشور 1384 ص 44).
بطور خلاصه همه‌ي كودكان مبتلا به اين اختلال بايد توسط پزشك متخصص شناسايي بشوند . زيرا هيچ آزمايش و تست معيني براي شناخت اين بيماري تاكنون ابداع نشده است و براي تشخيص درست و اشتباه گرفته نشدن با اختلالات ديگر مثل سندرم (نشانگان) تارت14، ناتواني هاي يادگيري يا افسردگي كودك را براي معاينه دقيق به يك عصب شناس، روان پزشك يا روان شناس معرفي مي كنند.
دراغلب موارد، پزشك متخصص نيز با بررسي سوابق و زندگي نامريي كودك و تشخيص دقيق بيماري، مراحل درمان را آغاز مي كند. نكات مهم هنگام تشخيص درست اين اختلال عبارت است از :
1. كودك بايد يك سوم علايم رفتاري ذكر شده را تا 7 سالگي نشان دهد.
2. رفتار هاي ذكر شده بايد در تمام فعاليت هايي روزانه‌ي كودك مشاهده شوند.
3. اين رفتار ها بايد در كودك بيش فعال ماندگار تر از كودكان هم سن وسال او باشد.

4. اين رفتارها حداقل بايد 6 ماه دركودك مبتلا به اختلال مشاهده شوند. (منبع قبل ص 43)
گروهي از روان شناسان و متخصصان علوم رفتاري، اين كودكان را به دو گروه تقسيم كرده اند :
الف)گروهي كه داراي رفتارهاي پرخاشگرانه و تكانشي اند.
ب)گروهي كه داراي اختلال كمبود توجه و تمركزند.
اين متخصصان معتقدند كه كودكان گروه دوم شانس بيش تري براي بهبودي و كاهش علائم دارند (لوني15 1978).
ازطرفي اين اختلال در DsMIV به سه نوع فرعي تقسيم شده است:
1.اختلال كمبود توجه – بيش فعالي نوع مركب : اين نوع فرعي زماني مطرح مي شود كه 6 نشانه فقدان توجه و شش يا بيش از شش نشانه بيش فعالي -تكانشگري حداقل در 6 ماه گذشته دوام يافته باشند. در بيشتر كودكان و نوجوانان مبتلا به اين اختلال، نوع مركب ديده مي شود ولي معلوم نيست كه اين موضوع در مورد بزرگسالاني كه اين اختلال را دارند صدق مي كند يا نه.
2.اختلال كبود توجه-پيش فعالي. نوع عمدتاً بي توجه: اين نوع فرعي زماني است كه 6 ماه يا بيش از 6 نشانه‌ي فقدان توجه (ولي كمتر از 6 نشانه‌ي بيش فعالي -تكانشگري) براي حداقل 6 ماه دوام يافته باشند.
3.اختلال كمبود توجه -بيش فعالي نوع عمدتاً بيش فعال تكانشي اين نوع فرعي زماني مطرح مي شود كه 6 يا بيش از 6 نشانه‌ي بيش فعال – تكانشگري
(ولي كمتر از 6 نشانه‌ي كمبود توجه) براي حداقل 6 ماه گذشته دوام يافته باشند. البته احتمال دارد فقدان توجه بعنوان يك ويژگي قابل ملاحظه‌ي باليني درچنين مواردي وجود داشته باشد (شريعت زاده 1377 ص 26).
علاوه بر آن بيش فعالي با مشكلات ديكري نيز مي تواند همراه باشد كه عبارت است از:
1-اختلالات مربوط به سوخت و ساز و غدد داخلي از قبيل فعاليت بيش از اندازه تيروئيد .
2-مسموميت ها، ازقبيل مسموميت با سرب
3-حساسيت بخصوص حساسيت غذايي
4-اختلالات حسي، ازقبيل كوري و كري
5-خلق و خو16از قبيل تغيير غير طبيعي كنش هاي روانشناختي
6-تأثير رشد عصبي از قبيل نارسايي رشد دستگاه عصبي-مركزي آسيب ديدگي دستگاه مركزي مانند صرع هاي حاد سندروم مغزي مزمن
7-واكنش هاي آموخته شده از قبيل واكنش به فشارهاي رواني محيط اجتماعي
8-اختلالات شخصيتي از قبيل اختلالات مرضي مربوط به صفات شخصيت
9-پسيكوزها از قبيل اسيكزوفي و اختلالات رفتاري عميق
بنابراين قبل از آنكه تصميم درباره درمان اين بيماري گرفته شود بايد ساير احتمالات مورد بررسي قرارگيرند (آزاد 1380 ص 76).
عوامل مؤثر در بروز بيماري
به رغم تحقيقاتي كه تا كنون صورت گرفته است، پزشكان و پژوهشگران نتوانسته اند دلايل خاصي براي بروز اين اختلال دركودكان شناسايي و معرفي نمايند. آنان تنها به اين نكته اشاره كرده اند كه شماري از عوامل ژنتيكي و محيطي به همديگر تأثير مي گذارند و موجب بروز اختلال كمبود توجه – بيش فعالي دركودك ميشوند. براساس يافته هاي پژوهشگران بيش فعالي مي تواند منشأ ارثي داشته باشد زيرا بيش از نيمي از خواهر و برادرهاي بيش فعال تاريخچه اي مشابه داشته اند، درحالي كه فقط در 15 درصد از موارد، خواهر و برادرهاي ناتني دچار بيش فعالي بوده اند. علاوه بر آن مطالعات گوناگوني كه برروي دو قلوها انجام شده است. صحت اين ادعا را ثابت مي‌كند (سافر17 و كراگر18 1988).
گروهي از مطالعات نيز احتمال بيماري يا ضايعه‌ي عصبي را علتي براي بروز بيش فعالي در كودكان مي دانند. براساس پژوهش هاي اين دسته از محققان 50-30 درصد از كودكان بيش فعال داراي نوارهاي مغزي EEG غيرطبيعي اند. تحقيقات ديگري كه درسالهاي اخير درباره‌ي اين اختلالات صورت گرفته است، نشان مي دهد كه حساسيت بيش از اندازه به مواد شيميايي و بعضي از غذاها نيز مي تواند موجب بروز بيش فعالي دركودكان شود (فين گلد197519)
سافر (1973) رفتار بيش فعالي را ارثي دانسته 50 درصد از خواهرها و برادرهاي كودكان بيش فعال تاريخچه اي كه نشان دهنده‌ي بيش فعالي است داشته اند درحاليكه وجود اين بيماري درخواهر و برادرهاي ناتني فقط 14 درصد بوده است (آزاد 1380 ص 77).
ازجمله مهمترين تحقيقاتي كه اخيراً در زمينه علل بروز اين اختلال در كودكان صورت گرفته است، ميتوان ازسه تحقيق نام برد (تاي نن 2005).
1-برخي از پژوهش ها نشان مي دهند كه مغز كودكان مبتلا به اختلال بيش فعالي 10-5 درصد ازمغز كودكان سالم كوچكتر است.
2-پژوهش هاي ديگري بر نقش سيگار كشيدن ها در دوران بارداري در احتمال بروز اين اختلال دركودك تاكيد مي كنند. از ديگرناراحتي هاي كودكان كه در ارتباط با سيگار كشيدن مادر بوجود مي آيند، ميتوان از نارساييهاي رشدي، كم وزني و صدمات مغزي نيز نام برد.
3-دسته اي ديگر از تحقيقات، برتأثير تماشاي زودهنگام تلويزيون ونقش آن برميزان فعاليتهاي اين كودكان تاكيد دارد. به همين دليل انجمن روان پزشكان امريكا به والدين توصيه مي كنند كه به هيچ عنوان كودكان زير دو سال را جلوي تلويزيون، كامپيوتر و … ننشانند و به كودكان بالاي دو سال هم اجازه ندهند كه بيش از حداكثر 2 ساعت درطول روز تلويزيون تماشا كنند (سلحشور 1384 ص 44).
گروهي ديگر از تحقيقات نشان ميدهند كه 45 درصد از كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه-بيش فعالي حداقل به يك اختلال ديگر نيز مبتلا هستند (افورد201991).
مهمترين اختلالاتي كه معمولاً بابيش فعالي كودكان توأم مي شوند، عبارتند:
(تاي نن 2005)
الف) اختلالات اضطرابي: تقريباً 25 درصد كودكان پيش فعال، علائمي از اختلالات اضطرابي از خود نشان ميدهند. اين علايم عبارتند از : ترس، وحشت، پريشاني، نگراني هاي شديد و … ، كه اغلب با علائم جسماني متنوعي مثل شدت ضربان قلب، حالت تهوع، درد معده، سرگيجه و سردرد همراه مي شود. ديگر اختلال اضطرابي كه بطور معمول با بيش فعالي -كم توجهي كودك همراه مي شود. اختلال وسواس فكري-عملي، سندرم تارت، تيك هاي عصبي، تيك هاي گفتاري و اختلالات زبان است.
ب)اختلالات خلقي: تقريباً 18 درصد كودكان مبتلا به بيش فعالي، تجاربي از افسردگي داشته اند. آنها ممكن است احساس انزوا، ناكامي و كاهش عزت نفس كنند چنانچه مدرسه مي روند، با افت تحصيلي و كاهش روابط دوستي و اجتماعي روبرو مي‌شوند.
پ) ناتواني هاي يادگيري: نزديك به 25-20 درصد كودكان بيش فعال دچار ناتواني هاي يادگيري اند. رايج ترين اين اختلالات ناتواني در خواندن و نوشتن است. هرچند كودكان بيش فعال الزاماً دريادگيري ناتوان نيستند، اما چون قدرت توجه و تمركز آن ها كاهش يافته است. درانجام وظايف درسي- مدرسه اي خود دچار مشكلات فراواني مي شوند. توجه داشته باشيد كه اگر كودك بيش فعال داراي اختلال حاد ديگري است، حتماً مراتب را به پزشك متخصص گزارش دهيد تا او متناسب با اختلال مضاعف او درمان كامل تري تجويز كند.
ت) نافرماني و مخالفت : حدود 35 درصد كودكان مبتلا به بيش فعالي دچار رفتارهاي مخالفت آميز و نافرماني اند. آنان با رفتارهاي خشن و گاه پرخاشگرانه خود مدام درصدد سرپيچي از دستورها و خواست هاي ديگران (والدين، آموزگاران، مربيان و اعضاي خانواده‌اند). مك آردل21، براين22 و كلوين23 1995).
شيوع
تحقيق تراتيز (1979) نشان داد كه پايگاه اجتماعي و اقتصادي با شيوع و شدت اين اختلال همبستگي دارد. بدين معنا كه در طبقه هاي اجتماعي پايين تر، ميزان شيوع و شدت نشانه ها بيش تر است.
عوامل اجتماعي وفرهنگي نيز دراين ميان دخالت دارند. براي مثال بورهيستر و همكاران (1990) دريافتندكه معلمان، دانش آموزان پورتوريكولي را بيش از حد بعنوان كودكان با اختلال نارسايي توجه بيش فعالي (ADHD) معرفي مي كنند. شيوع اختلال (ADHD) درپسران 3 تا 9 برابر بيشتر از دختران گزارش شده است (ميركاظمي 1384 ص 30).
به اعتقاد ارلز (1987) بروز بيشتر اختلال كمبود توجه و اختلال سلوك درپسران دوره‌ي پيش نوجواني و بروز اضطراب، افسردگي و اختلال جسمي در دختران نوجوان، بازتابي از آسيب پذيريهاي مربوط به جنس با منشأ زيستي يا اجتماعي است (توكلي زاده 1375 به نقل از ايمان زاده ص 31).
توكلي زاده نسبت اختلال مذكور را ميان پسران و دختران 8 به 1 بدست آورده است. اين تفاوتهاي جنسيتي ميتواند ناشي از وجود رفتارهاي تهاجمي درپسران و نيز نظارتي باشد كه والدين بر رفتار دختران اعمال مي كنند (همان منبع).
رابطه اختلال بيش فعالي با اختلالات خلقي چندان آشكار نيست. دربعضي تحقيقات ارتباط ميان بيش فعالي با اختلالات خلقي حدود 75 درصد گزارش شده است (بيدرمن وديگران 1992).
بطور كلي شواهد و مدارك موجود همپوشي هاي ميان اختلال بيش فعالي واختلالات خلقي است. اين احتمال وجود دارد كه 40 تا 50 درصد كودكان (ADHD) يك اختلال خلقي پيدا كنند (ايمان زاده 1377 ص28).
بيش فعالي و رابطه آن با جنسيت
شيوع اختلال بيش فعالي در پسرها بيشتر از دخترها است و با نسبتي بين 3 به 1 تا 5 به 1 گزارش شده است (كاپلان، سادوك، گرب 1375).
ويليامز و همكارانش (1990)، دربررسي خود جنسيت را بعنوان مهمترين عامل تعيين كردند، به نحوي كه اختلال بيش فعالي ارتباط قوئي با اختلالات ضد اجتماعي چون بي اعتنايي مقابله اي، اختلال سلوك و اختلال شخصيت ضد اجتماعي دارد. بيش فعالي مي تواند يكي از معتبرترين پيش بيني كننده هاي اوليه اختلالات ياد شده باشد (فيشر و ديگران 1993؛ لوبر1990؛ مانوزا دكلين 1992؛ تايلور وديگران 1991).
همپوشي هاي اختلالات اضطرابي با اختلال بيش فعالي در 25 تا 40 درصد كودكان ارجاع شده به كلينيك بوده است. (بيدرمن و ديگران 1992؛ روسو و بيدل 1994؛ تانوك درمقاله منتشر شده اش) بايدتوجه داشت كه برخي بررسيهاي طولي نشان داده كه همپوشي هاي اختلال بيش فعالي با اختلالات اضطرابي در نوجواني كاهش يافته يا وجود نداشته است. (رسو و بايدل 1994).
سبب شناسي
* عوامل نوروبيولوژيك : درمعاينات معمولي عصبي، اكثر كودكان مبتلا به (ADHD) قراين آسيب بارز يا بيماري در سلسله اعصاب مركزي نشان نمي دهند. از طرف ديگر اكثر كودكان مبتلا به اختلالات عصبي يا صدمه‌ي مغزي خصوصيات ويژه اي از بيش فعالي نشان نمي دهند. تلاش هاي تحقيقي براي يافتن پايه اي نوروفيزيولوژيك يا نوروشيميايي درمورد (ADHD) قطعي نبوده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

* عوامل ژنتيك: اساس ژنتيك (ADHD) براساس مداركي ك دربعضي از دوقلوهاي مبتلاي توأم نشان دهد مطرح شده است. خواهر وبرادرهاي كودكان بيش فعال بيش تر از خواهر وبرادرهاي ناتني استعداد ابتلا به بيش فعالي دارند. الكيسم، اختلال شخصيت ضد اجتماعي و سندرم بريكه دروالدين كودكان (ADHD) شايعتر است.
* عوامل رواني -اجتماعي : كودكان مقيم موسسات معمولاً بيش فعال بوده و ميزان توجه محدودتري دارند. اين علايم از محروميت هيجاني طولاني ناشي شده و با رفع عوامل محروميتي مثل انتقال به خانه‌ي والدين رضاعي و پذيرفته شدن بعنوان فرزند از بين مي روند.
حوادث استرس آميز، اختلال در تعادل خانوادگي يا ساير عوامل اضطراب انگيز درشروع و دوام اين اختلال سهيم هستند (ميركاظمي 1384ص 30).
خصوصيات باليني (ADHD)
* شروع اختلال ممكن است درشيرخوارگي بوده باشد چنين شيرخواراني نسبت به محركها بسيار حساسند و تحت تأثير سرو صدا، نور، تغييرات درجه‌ي حرارت و ساير تغييرات محيطي دچار آشفتگي مي گردند. گاهي نيز برعكس، چنين بچه هاي شل وبي حال اكثر اوقات مي خوابند وبنظر مي رسد كه درماه اول زندگي رشد آهسته دارند.
* درمدرسه كودكان مبتلا به (ADHD) ممكن است بسرعت پاسخ به سوالات امتحاني را شروع كرده اما پس از جواب دادن يكي دو سوال، دست از فعاليت بردارند. ممكن است نتوانند منتظر نوبت خود شوند و بخواهند به جاي هركس ديگر جواب بدهند. درخانه نيز خاموش كردن آن ها براي چند لحظه بسيار دشوار است.
* اغلب ازنظر هيجاني بي ثبات بوده و به آساني گريه يا خنده سرمي دهند وخلق و عملكرد آنها نيز متغير و غيرمنتظره است.
* خصوصياتي كه بيش از همه مشاهده مي گردد به ترتيب شيوع عبارتند از :
1. بيش فعالي
2. اختلال حركتي – ادراكي
3. بي ثباتي هيجاني
4. كمبودهماهنگي كلي
5. اختلال توجه (محدوديت ميدان توجه، حواس پرتي، تكرار و درجازدن24، ناتواني درتكميل كارها، بي توجهي وضعف تمركز.
6. رفتار خلق الساعه (اقدام قبل از انديشيدن، تغييرات ناگهاني فعاليت، فقدان سازماندهي، بي قراري و از جا پريدن دركلاس درس)
7. اختلال حافظه وتفكر
8. ناتواني هاي خاص يادگيري
9. اختلال تكلم و شنوايي
10.نشانه هاي عصبي مبهم و بي نظمي هاي الكتروانسفالوگرافيك (ميركاظمي1384 ص 30).
واكنش هاي نامطلوب كاركنان مدرسه به رفتار مشخص اين سندرم و پايين بودن احترام به نفس (اعتماد به نفس) بعلت احساس بي كفايتي ممكن است با اشارات ناخوشايند همسالان همراه شده و مدرسه را جاي شكستني ناخوشايند براي اين كودكان سازد.
اين گونه كودكان مبتلا به (ADHD) مورد علاقه‌ي كودكان ديگر قرار نگرفته و درمدرسه يا منزل گاه به دزدي نيز دست مي زنند. اختلال مربوط به خواندن، رياضيات و زبان، … معمولاً با اختلال كمبود توجه همراه است. سير اين اختلال بسيار متغير است ممكن است علايم تا نوجواني و جواني ادامه يافته، ممكن است بيش فعالي از بين رفته ولي كاهش ميدان توجه و مسايل مربوط به كنترل تكانه ادامه يابد (همان منبع).
درمان
تاكنون براي اختلال كمبود توجه – بيش فعالي درمان قطعي و خاصي پيدا نشده است، ولي بخوبي مي توان با استفاده از روش هاي گوناگون، علائم آن را تحت كنترل درآورد. پزشكان معالج سعي مي كنند با مطالعه‌ي تك تك موارد، درمان هاي دراز مدتي متناسب با و يژگي هركودك، تجويز كنند. اغلب روش هاي درماني مبتني بر دو هدف اند: اول كمك به كودك براي كنترل رفتارهاي شتاب آميز و دوم: كمك به والدين و اطرافيان كودك، تا بتوانند شرايطي براي او بوجود آورند كه بتوانند به خوبي علائم بيماري را تحت كنترل خود درآورد.
بهترين نوع درماني كه تاكنون براي اختلال كمبود توجه -بيش فعالي كودكان شناخته شده است، دارودرماني همراه با رفتار درماني است (سلحشور 1384، ص45).
دارو درماني
بيش از 70 درصد كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه – بيش فعالي از روش دارو درماني براي بهبود علايم بيماري استفاده مي كنند. بنا به گفته‌ي والدين و مربيان اين كودكان، دارودرماني توانسته تا مدتي رفتارهاي تكانشي آنان را كاهش دهد و به ميزان توجه و تمركز آن ها بيفزايد (باركلي 1977).
مهمترين اين داروها عبارتند از : ريتالين25، دكسدرين26، دي آمفتامين و فمولين، كه با مقادير مجاز توسط پزشك معالج بايد تجويز شوند (چويل، مدريس 1378).
متداولترين عوارض جانبي اين داروها نيز كاهش خواب و خوراك كودك است و درمواردي هم، سردرد، دل درد، افزايش ضربان قلب يا بالا رفتن فشارخون دركودك مشاهده مي شود. نكات مهمي كه هنگام تجويز دارو بايد رعايت شود، عبارتند از: (باركلي 1981).
1. تشخيص دقيق اختلال توسط پزشك
2. سن كودك
3. استفاده از درمان هاي تكميلي
4. شدت و ميزان رفتارهاي كودك
5. ميزان توانايي والدين دركنترل داروها.
6. احتمال وجود ساير اختلالات عصبي در كودك
7. برداشت كودك از داروخوردن
8. برداشت والدين از داروخوردن فرزندشان
تحقيقات پي گيري شده نشان داده اند كه درمان دارويي كودكان بيش فعال بوسيله‌ي تحريك زاها سازگاريهاي اجتماعي، آموزشگاهي، يا شخص آنها را دربلند مدت اصلاح نمي‌كند. يعني پس از گذشت مدتي هيچ اختلافي بين كودكاني كه دارو دريافت داشته بودند و آنان كه دارو دريافت نداشته بودند وجود نداشته است


دیدگاهتان را بنویسید