پدر عزيز و بزرگوارم ،
که دل دريائيش ، آموزگار چگونه زيستنم بود و
چشمهاي پر اميدش ، معنا بخش هستي ام.
همسر مهربانم ،
که همکاري صميمانه اي در تهيه و اجراي پايان نامه داشت.. “
چكيده:1
مقدمه:2
فصل اول: كليات تحقيق
1-1 مقدمه4
2-1 تاريخچه مطالعاتي4
3-1- بيان مسئله9
4-1- سوالات و اهداف تحقيق10
5-1- فرضيات تحقيق10
6-1- حدودمطالعاتي13
1-6-1 قلمرو موضوعي:13
2-6-1 قلمرو زماني :13
7-1- تعريف واژه ها و اصطلاحات13
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه16
2-2- فرهنگ چيست؟16
3-2- تفسير فرهنگ16
4-2- انواع فرهنگ17
1-4-2- فرهنگ انعطاف پذير17
2-4-2- فرهنگ مأموريتي17
3-4-2- فرهنگ مشاركتي18
4-4-2- فرهنگ مبتني بر تداوم18
5-2- نظريه وتحقيق هافستد در خصوص فرهنگ19
1-5-2- “فرهنگ به عنوان يك برنامه ريزي ذهني”19
2-5-2- سمبل ها، قهرمان ها، عقايد مذهبي و ارزش ها19
3-5-2- لايه هاي فرهنگ20
4-5-2- تفاوت هاي فرهنگي براساس سرزمين، مذهب، جنس، نسل وسطح فرهنگ20
6-2- ابعاد مد نظر هافستد براي مطالعه فرهنگ21
1-6-2- فاصله قدرت21
1-1-6-2- تفاوت هاي فاصله قدرت در درون كشورها: طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات وشغل22
2-1-6-2- تفاوت فاصله قدرت در ميان كشورها: ريشه هاي خانوادگي23
3-1-6-2- فاصله قدرت در مدرسه24
4-1-6-2- فاصله قدرت در محيط كار24
5-1-6-2- فاصله قدرت و دولت27
6-1-6-2- فاصله قدرت و عقايد27

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-6-2- فردگرايي/ جمع گرايي در جامعه29
1-2-6-2- فردگرايي و جمع گرايي در ارتباط با شغل30
2-2-6-2- فردگرايي و جمع گرايي در خانواده30
3-2-6-2- فردگرايي و جمع گرايي در مدرسه31
4-2-6-2- فردگرايي و جمع گرايي در محيط كار32
5-2-6-2- فردگرايي، جمع گرايي وعقايد35
7-2- مدلهاي بررسي تغييرات حسابداري39
1-7-2- مدل مك- كينون39
2-7-2- ابعاد ارزشهاي فرهنگي از ديدگاه ترنر وترامپنرز41
3-7-2- توجه به وضعيت اكتسابي در برابر توجه به وضعيت انتسابي42
8-2- اشتباهات حسابداري43
1-8-2- انواع اشتباهات حسابداري44
1-1-8-2- انواع مختلف اشتباهاتي که ممکن است طي فعاليتهاي يک واحد تجاري رخ دهد به شرح زير است:44
2-1-8-2- نمونه اي از اشتباهات فوق به شرح زير مي باشد :46
2-8-2- نحوه اصلاح اشتباهات از نظر استانداردهاي حسابداري ايران47
1-2-8-2- تعديلات‌ سنواتي‌47
2-2-8-2- تغيير در رويه‌ حسابداري‌48
3-2-8-2- اصلاح‌ اشتباه‌49
فصل سوم: روش‌ اجراي تحقيق
1-3 مقدمه51
2-3- روش تحقيق51
3-3- فرضيه ها52
4-3- جامعه آماري تحقيق52
5-3- نمونه آماري53
6-3- مدل مفهومي تحقيق53
7-3- روش و ابزار گردآوري داده ها54
8-3- متغيرهاي مورد مطالعه55
9-3- روش اندازه گيري متغير ها و تجزيه و تحليل داده ها:57
1-9-3- شاخص فاصله قدرت57
2-9-3- شاخص فرد گرايي58
3-9-3- اشتباهات حسابداري58
10-3- روشهاي آماري آزمون فرضيات تحقيق59
11-3- نحوه آزمون فرضيه هاي تحقيق59
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
1-4 مقدمه‏62
2-4- اندازه گيري متغير فاصله قدرت62
3-4- اندازه گيري متغير فردگرايي64
4-4- اشتباهات حسابداري67
5-4- آزمون آماري فرضيه هاي تحقيق68
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه97
2-5- بيان يافته ها97
3-5- نتيجه گيري98
1-3-5- نتيجه گيري کلي به تفکيک فرضيه ها ي اصلي تحقيق :98
4-5- پيشنهادات100
5-5 محدوديت ها ي تحقيق100
پيوست ها
پيوست 1- شاخص مولفه هاي فرهنگي103
پيوست 2- اشتباهات حسابداري105
منابع و ماخذ
منابع فارسي:111
منابع لاتين:113
چکيده انگليسي:116
جدول (1-2) تفاوت هاي كليدي ميان جوامع با فاصله قدرت كم وزياد26
جدول (2-2) تفاوت هاي كليدي جوامع با فاصله قدرت كم و زياد28
جدول (3-2) تفاوت هاي كليدي ميان جوامع جمع گرا وفردگرا34
جدول ( 4-2) تفاوت هاي كليدي ميان جوامع فردگرا وجمع گرا36
جدول (1-4 ) چهار سبک مديريتي از استبدادي تا مشارکتي کامل63
جدول (2-4) شاخص فاصله قدرت63
جدول (3-4) نتايج حاصل از تحليل عاملي و ضريب همبستگي هر يک ازاهداف شغلي باعوامل65
جدول ( 4-4 ) شاخص فرد گرايي66
جدول ( 5-4 ) نتيجه فرضيه 1-1-169
جدول ( 6-4 ) نتيجه فرضيه 1-1-1(مرحله دوم)70
جدول ( 7-4 ) نتيجه فرضيه 2-1-171
? جدول ( 8-4 ) نتيجه فرضيه 2-1-1(مرحله دوم)72
جدول ( 9-4 ) نتيجه فرضيه 3-1-173
جدول ( 10-4 ) نتيجه فرضيه 3-1-1(مرحله دوم)74
جدول (11-4) نتايج آزمون فرضيات 1-175
جدول (12-4) نتايج آزمون فرضيات 2-176
جدول (13-4) نتايج آزمون فرضيات 3-179
جدول (14-4) نتايج آزمون فرضيات 4-182
جدول (15-4) نتايج آزمون فرضيات 1-285
جدول (16-4) نتايج آزمون فرضيات 2-288
جدول (17-4) نتايج آزمون فرضيات 3-291
جدول (18-4) نتايج آزمون فرضيات 4-294

نمودار 1-2 مدل هافستده37
نمودار 2-2 مدل گري38
نمودار 3-2 مدل مك كيون39
نمودار 1-3 مدل تحليلي تحقيق53
چكيده:
اين تحقيق به بررسي ابعاد فرهنگ شرکتهاي مختلف بر اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان در قالب چارچوب نظري هافستده مي پردازد . براساس اشتباهات حسابداري کشف شده از 70 نمونه از شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، محقق به بررسي مستقيم ابعاد فرهنگي نظير فاصله قدرت و فردگرايي بر ميزان اشتباهات حسابداري پرداخته است نتايج تحقيق بيانگر اين واقعيت است که فاصله قدرت و فردگرايي توضيح دهندگي بااهميتي در مورد ميزان اشتباهات حسابداري ندارد تمرکز قدرت در بين اجزاي يک شرکت و ايجاد تعديل گرهاي داخلي نسبتا قوي و کارکنان صلاحيت دار مهمترين مشخصه شرکتهاي مورد مطالعه بوده و همچنين با توجه به روحيات و روابط کاري در ايران شرکتهاي مورد مطالعه برخلاف فردگرايي بيشتربر جمع گرايي تمرکز داشته اند . که اين امر موجب اشتباهات کمتري در اقلام حسابداري شرکتهاي مورد نمونه بوده است . همچنين بر اساس تعديل فرضيات تحقيق و وارد کردن نوع مالکيت شرکتها که غالبا دولتي بوده اند بر ميزان اشتباهات تاثير داشته است و اين امر بيانگر اين موضوع است که نوع مالکيت شرکتها (ازحيث دولتي و خصوصي ) بر افزايش ميزان اشتباهات با توجه به هدف ايجاد آنها تاثير گذار است .
واژه هاي کليدي : اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان ، تاثيرات فرهنگي ، فردگرايي ، فاصله قدرت
مقدمه:
هدف اصلي اين تحقيق آن است که ببينيم آيا فرهنگ براساس تعريف و ابعادآقاي هافستدمفروضات نظريه نمايندگي را توجيه مي كند يا خير؟به كمك اين تحقيق مشخص مي شود كه آيا عوامل فرهنگي مورد بررسي در اين تحقيق بر اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان موثر هست يا خير ؟ بعبارتي ديگر مفروضات تئوري نمايندگي به كمك مدل هافستد مورد بررسي و آزمون قرار مي گيرند .يافته هاي تحقيق مي تواند در ايجاد ساز و كارهايي به منظور كاهش يا حذف اشتباهات حسابداري كمك نمايد .
در اين تحقيق به کمک مدل هافستد و ابعاد فرهنگي ايشان اشتباهات حسابداري کشف بوجود آمده در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسي قرار مي گيرد. در اين تحقيق رابطه بين ميزان فاصله قدرت در جامعه و ميزان فردگرايي موجود در آن با اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان مورد بررسي قرار مي گيرد.
اين تحقيق يک تحقيق علمي بوده و نوع آن کاربردي است و روش آن تجربي که به بررسي تاثير فرهنگ اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابداري مي پردازد.جامعه آماري تحقيق شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ميباشند که بواسطه يکسري محدوديتها تعديل شده اند .اين محدوديتها مقطع پايان سال مالي منتهي به اسفند ماه وحذف شرکتهاي سرمايه گذاري و واسطه گري مالي ميباشند که تعداد شرکتهاي مورد بررسي را به81 شرکت تقليل ميدهد .نمونه آماري با توجه به تجانس شرکتها و راهنماييهاي آماري 70 شرکت انتخاب شده اند . دوره زماني تحقيق سالهاي مالي 1386 و 1385 مي باشد بمنظور گرداوري داده هاي تحقيق از ابزار پرسشنامه کتبي و نيز صورتهاي مالي ساليانه شرکتها استفاده ميشود. داده هاي مربوط به مولفه هاي ميزان فاصله قدرت و فردگرايي افراد به کمک پرسشنامه استاندارد جمع آوري شده اند و متغير اشتباهات حسابداري به كمك مطالعه صورتهاي مالي شرکتهاي جامعه آماري گرداوري گرديده است
بدين ترتيب براي هر يک از شرکتهاي مورد بررسي دو مولفه فرهنگي و متغير اشتباهات حسابداري محاسبه شده است. به کمک روش آماري رگرسيون و اندازه گيري r آنها وجود رابطه بين متغير ها در سطح اطمينان 95 درصد و معنادار بودن اين رابطه آزمون ميشود و در نهايت با توجه به مباني نظري و ادبيات تحقيق به تحليل نتايج اقدام شده است .
فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
در سال هاي اخير گرايش شديدي به استفاده از تئوريهاي رفتاري در تحقيقات حسابداري بوجود آمده است . بدون شک چنين مطالعاتي باعث غناي رشته حسابداري شده و آن را از يک رشته خشک و کاملاً فني (تکنيکي) خارج مي سازد . اين امر انجام تحقيقات گسترده در زمينه هاي مختلف ، از بررسي عوامل روانشناختي که بر تهيه گزارشات مالي اثر مي گذارند تا توجه به نقش سياسي – اجتماعي حسابداري در سازمان ها و جوامع را موجب شده است . به گونه اي که تاکنون مطالعات جالبي در عرصه حسابداري و عوامل محيطي تاثير گذار بر آن در جهان صورت گرفته است که همگي مويد تقابل و تعامل حسابداري و محيط بر يکديگرند (هافستد ، 1987،54)1.
نتايج اين تحقيقات نشان مي دهد که توسعه و تکامل حسابداري تحت تاثير عوامل محيطي مختلفي قرار دارد که يکي از مهمترين اين عوامل “فرهنگ ” مي باشد . تحقيق حاضر در واقع تلاشي است در جهت بررسي رابطه بين مولفه هاي فرهنگي (فاصله قدرت ، فردگرايي ) و اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان و همچنين تاثير عواملي از قبيل نوع مالکيت (دولتي يا خصوصي بودن) در مورد اين رابطه مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرد .در ادامه ي اين فصل مطالبي در ارتباط با بيان مسئله ، سوالات و اهداف تحقيق ، مدل مفهومي تحقيق ، فرضيات ، قلمرو ، تعريف واژه ها و اصطلاحات و محدوديت هاي تحقيق ارائه مي گردد .
2-1 تاريخچه مطالعاتي
تاكنون مطابقات تطبيقي جالبي در عرصه حسابداري وعوامل محيطي تأثيرگذار بر آن در جهان صورت گرفته است كه همگي آنها مؤيد تقابل وتعامل حسابداري ومحيط بر يكديگرند (همان منبع،87)2.نتايج اين تحقيقات نشان مي دهد كه توسعه وتكامل حسابداري تحت تأثير عوامل محيطي مختلفي قراردارد. كه يكي از مهمترين اين عوامل فرهنگ است. تحقيقات انجام شده توسط آرين وروبورگ كمك بسيار زيادي به محققان كرد. نتايج پژوهش آنها نشان داد كه چهار عامل محافظه كاري، پنهان كاري، بي اعتمادي وجبر گرايي بر عملكرد حسابداري تأثير مي گذارند (عبدلي و رويايي ، 1388،47 )2.
گري (1988) با الهام از تحقيقات اين دو وبا استفاده از نتايج تحقيقات هافستده مدلي را ارائه داد كه نحوه ارتباط بين ارزشهاي فرهنگي وحسابداري را به خوبي مشخص مي كرد. تحقيقات زيادي به كمك مدل گري در حوزه هاي حسابداري مديريت، حسابداري مالي واستانداردهاي حسابداري وبررسي تأثير فرهنگ بر عملكرد حسابداري تاكنون صورت پذيرفته است. تحقيقات اوريول وهمكاران3 (1996) در اسپانيا وسو دورن وفا گارتي4 (1992-1981) در اندونزي از آن جمله اند ( همان منبع،48)3.
هافستد در تحقيق خود در سال 1980 بين كاركنان شركت ??? در 50 کشور وبه تعداد 116000 نفر به تحليل واستدلال تفاوت فرهنگ بين كشورها در 4 عنصر پرداخت كه عبارت بودند از: فردگرايي، فاصله قدرت، گريز از ابهام ومردگرايي. كشور ايران در تحقيق هافستده از حيث فاصله قدرت رتبه29 واز حيث مردگرايي رتبه 43 واز حيث اجتناب از ابهام رتبه 59 واز حيث فردگرايي رتبه 41 را داشت( همان منبع،48)4.
آرپان و ردبو (1985) در مطالعات خود به بررسي رابطه مجموعه معيني از ارزشهاي اجتماعي با رويه هاي حسابداري پرداختند. آنان ارزشهاي اجتماعي محافظه كاري، پنهان كاري، نگرش نسبت به تجارت ونگرش نسبت به حرفه حسابداري را مشخص كردند اما تحليل سيستماتيكي از روابط بين آنها ورويه هاي حسابداري ارائه ننمودند( همان منبع،49)5.
گري (1988) با بسط الگوي فرهنگ وارزشهاي اجتماعي مطرح شده توسط هافستده براي خرده فرهنگ حسابداري چهار ارزش تعريف كرد. از ديدگاه او چهار ارزش حسابداري عبارتند از: حرفه گرايي در مقابل كنترل دولتي- يكنواختي در مقابل انعطاف پذيري- محافظه كاري در مقابل خوش بيني- پنهان كاري در مقابل آشكار سازي. به اعتقادگري هر چه رتبه كشورها در اجتناب از عدم اطمينان وفاصله قدرت بالا و در فردگرايي ومردگرايي پايين باشد به احتمال زياد رتبه آنها در محافظه كاري بالا وبرعكس حالات فوق رتبه آنها در پنهان كاري بالا خواهد بود (همان منبع،49)6.
سالتر و نيسواندر (1995) با استفاده از نمرات افشايي كه با ويشي5 (1991) براي 1000 شركت سرآمد جهان جدول بندي كرده است دريافتند كه سطح افشاء در گزارشهاي سالانه با پنهان كاري فرهنگي، رابطه منفي وبا وابستگي مالي از بازار سرمايه رابطه مثبت دارد ( عبدلي و رويايي ، 1388 ،50)2.
سولومون وهمكاران (2002) چارچوب تاريخي وسنتي حاكميت شركتي ونقش فرهنگ كنفوسيوسي را براهميت خانواده وروابط انساني كره جنوبي مورد بررسي قرار دادند. آنها يافتند كه طبق فرهنگ حاكم بر كره كه كنفوسيوسي است ساختار روابط سلسله مراتبي است واين فرهنگ تأثير زيادي بر تجارت واقتصاد آنها گذاشته است. طبق اين فرهنگ سه ارزش مورد تأكيد واحترام مردم كره جنوبي است: تعهد، ارشديت، وفروتني بر ارزشهاي حسابداري پرداختند(1995) به عقيده آن دو فرهنگ جامعه ايران ونيز ارزش هاي حسابداري آن دچار تغييرات اساسي شده است. آن دو نتيجه گرفتند كه نظريه گري در ايران مورد تأييد قرار گرفته است( همان منبع،50)3.
حميد، كريج وكلارك(1993) طي تحقيقي به اين نتيجه رسيدند كه در كشورهاي اسلامي فعاليت هاي اجتماعي- اخلاقي در مقايسه با حداكثر كردن سود در اولويت است. در اين كشورها برخي ازمعاملات مثل سفته بازي مجاز نيست. به علاوه شركت ها در كشورهاي اسلامي ممكن است اطلاعات مالي را به دليل تكيه بر “اعتماد” و “تعهد” كمتر افشاء كنند( همان منبع،51)4.
ارچمونت وارچمونت(2003) در تحقيقي در ارتباط با افشاگري مالي تأثير مذهب بر افشاي مالي مذاهب اسلامي، كاتوليك، پروتستان، يهودي وبودايي را در مدل خود مورد استفاده قرار دادند ونتيجه گرفتند كه ضرايب مربوط به مذاهب كاتوليك وپروتستان وبودايي در ارتباط با افشاگري مالي با اهميت نمي باشد اما ضريب مربوط به مذ هب يهوديت به طور با اهميتي منفي وضريب مربوط به مذهب اسلام به طور با اهميتي مثبت بود. به عبارت ديگر مذهب باعث مي شود افراد اطلاعات را به نحو بهتري در اختيار يكديگر قرار داده تا مشكل عدم تقارن اطلاعات تا حدود زيادي بهبود يابد( همان منبع،49)5.
جنسون ودراك (2004) ابعاد فرهنگ را از ديدگاه هافستيد مورد بررسي قرار دادند. آنها بيان كردند كه فردگرايي وجمع گرايي زماني خود را در جامعه نشان مي دهند كه فرهنگ هاي آن جامعه بر روي منافع شخصي يا گروهي تأكيد داشته باشد. به عبارت ديگر پذيرش فردگرايي يا جمع گرايي به فرهنگ ملي هر جامعه واجتماع بستگي دارد.
آنها دريافتند كه فرهنگ هاي جمع گرا قرارداد برمبناي رفتار مطلوب تر از قرارداد بر مبناي نتيجه است ( عبدلي و رويايي ، 1388،52 )1.
در تحقيق ديگر كه توسط پوتنوم (2000) انجام شد شخصي كه در فرهنگ هاي فردگرا توجه به منافع شخصي در اولويت قراردارد. در اين فرهنگها معمولاً كارگران از كارفرمايان خود به صورت جداگانه ودر جهت بهبود منافع شخصي خود تلاش مي كنند. همچنين تصميمات كارفرمايان براساس فرضيات حساب شده بوده وكارفرمايان كمترين توجه به تعهدات اخلاقي وعاطفي را در برابر عاملان خود دارا مي باشند ودر مقابل كارگران كمترين تعهدات اخلاقي را به كارفرمايان خود داشته وسعي مي كنند در صورت يافتن فرصت كار را به نحو مطلوب انجام ندهند( همان منبع،52)2.
هافستد، وانديوسن، مولر وچارلز(2002) ادعا مي كنند كه مديران برخي از كشورهاي شرقي براساس منافع شخصي عمل مي كنند. در اين كشورها كارفرمايان ورؤسا نسبت به واژه هايي چون صداقت بي اعتنا هستند ودر اين فرهنگ ها حساسيت نسبت به ريسك نسبتاً بالاست( همان منبع، 52)3.
هاريسون (2008) طي تحقيقي به بررسي ارتباط حاکميت شرکتي و فرهنگ ملي پرداخته است. تحقيق ايشان نشان داد که موضوع حاکميت شرکتي در بين شرکتهاي مختلف که فرهنگهاي متفاوت دارند داراي ساختار متفاوت است او در تحقيق خود به کمک تئوري نمايندگي و تئوري سازمان اندازه و ساختار رهبري و مديريت شرکتها ي چند مليتي را در کشورهاي صنعتي مورد بررسي قرار داده اند تحقيق انها بر روي 399 شرکت از 15 کشور صنعتي بود .موضوع فرهنگ به کمک مدل هافستده اندازه گيري شده بود .تفاوتهاي سيستمهاي اقتصادي و سياسي و حقوقي دليل تفاوتهاي حاکميت شرکتي در کشورهاي مختلف اعلام شد( همان منبع،53)4.
چکرابارتي (2009)طي تحقيقي به بررسي تاثير فرهنگ ملي و فرهنگ سازماني بر موضوع مالکيت در شرکتهاي بزرگ پرداخته است .در اين تحقيق ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته اند. نتيجه تحقيق موثر بودن فرهنگ ملي بر موضوع مالکيت با حذف فرهنگ سازماني است و بالعکس( همان منبع،54)5.
چان و لين و لان مو (2003) طي تحقيقي به بررسي تجربي تاثير فرهنگ بر اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان پرداخته اند .جامعه آماري آنها 80 شرکت خارجي فعال در کشور چين بوده است.آنها براي فرهنگ مولفه هاي فاصله قدرت و فردگرايي را مورد بررسي قرار داده اند.
آنها دريافتند که اين دو مولفه ارتباط با اهميتي با ميزان اشتباهات حسابداري کشف شده در شرکتها دارد بعلاوه دريافتند که در شرکتهايي که فردگرايي بالا است و فاصله قدرت زياد است ،تمرکز قدرت در دست چند نفر خاص است و گردش مديران در سطوح بالا زياد است و مديران به دفعات تعديل گرها را نقض کرده اند( عبدلي و رويايي ، 1388،53)1.
کاستر و ماسي و رايت (2000) در تحقيق خود به بررسي ماهيت ،ويزگيها و علل رخداد اشتباهات حسابداري پرداخته اند آنها در بررسي تحليلي خود به اين موضوع اشاره کرده اند که حسابرسان بيشتر بر کشف اشتباهات با اهميت تاکيد داند و همچنين تمام و صد در صد رويدادها و معاملات بررسي نمي شوند لذا امکان عدم کشف اشتباهات وجود دارد و اشتباهات با مقادير کم و ناچيز بدون کشف و بدون توجه باقي مي ماند ( همان منبع،54)2.
آکيتو و برکس و جانسون (2009) در تحقيق خود به بررسي اشتباهات و اصلاح آنها و تاثير آن بر قضاوت براي اتخاذ تصميمات با اهميت پداخته اند آنها تحقيق خود را در 250 شرکت امريکايي انجام داده ا ند موضوع مورد بررسي آنها بررسي عوامل موثر بر اهميت اشاره شده در استاندارد حسابداري 99 درباره اجاره هاي عملياتي مي باشد آنها دريافتند که اصلاحات اشتباهات قبلي عاملي موثر و با اهميت هستند ( همان منبع،54)3.
ثقفي و رضا زاده (1379) طي تحقيقي به بررسي زمينه فرهنگي رفتار حرفه اي حسابداران پرداخته اند. طي اين تحقيق مدل ومتغيرهاي هافستده در خصوص فرهنگ از حيث تأثيرگذاري بر رفتار حسابداران در زمينه هاي محافظه كاري، پنهان كاري وافشاء اطلاعات، مورد بررسي قرار گرفته اند. نتيجه تحقيق آنها تأييد تأثيرگذاري ارزشهاي اجتماعي بر رفتار حرفه اي حسابداران در اندازه گيري وافشاء اطلاعات توسط حسابداران است وليكن سمت و سوي اين تأثير مطابق با انتظارات آنها نبود وشدت آماري نتايج نيز معني دار نبود (ثقفي و رضازاده ، 1379 ،34)4.
نوروش وديانتي ديلمي (1382) طي تحقيقي به بررسي ابعاد پنج گانه نظريه هافستده در شركت هاي ايراني پرداختند. طي اين تحقيق آنها به بررسي تحقيق وارتباط متغيرهاي فرهنگي مدل هافستد بر رفتارهاي حسابداري از جمله حرفه گرايي- محافظه كاري- پنهان كاري ويكنواختي پرداختند. نتيجه تحقيق آنها دو فرضيه از 20 فرضيه بود لذا نتيجه گرفتند كه مدل گري در ايران تأييد نشده است(نوروش و ديانتي ديلمي ، 1382 ،61)5.
نوروش (1381) طي تحقيقي به بررسي ارزش هاي فرهنگي در ايران وامكان دستيابي به هدف ارائه مطلوب استانداردهاي بين المللي حسابداري در ايران پرداخته است.
در اين تحقيق به بررسي قابليت اجراي اهداف اصلي استانداردهاي حسابداري با توجه به ساختار فرهنگي- سياسي- قانوني واقتصادي پرداخته است. نتايج بدست آمده نشان داد كه بيانيه هاي حسابداري ايران نمي تواند اهداف محوري استانداردهاي بين المللي حسابداري را تأمين كند (نوروش ، 1381 ،34)1.
عبدلي و رويايي (1388) طي تحقيق به بررسي ارتباط فرهنگ با نظريه نمايندگي پرداخته اند جامعه اماري انها شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود انها ربر اساس نظريه هافستد چهار مولفه فاصله قدرت ، فردگرايي ،مردگرايي و اجتناب از ابهام را اندازه گيري كردند ودر رابطه با نظريه نمايندگي به اندازه گيري مديريت سود و كارگريزي كاركنان پرداختند نتيجه تحقيق انها عدم تاييد هر گونه رابطه اي بينمديريت سود با مولفه هاي فرهنگي بود وليكن رابطه كارگريزي با فردگرايي و فاصله قدرت تاييد شد(عبدلي و رويايي، 1388،55)2.

3-1- بيان مسئله
مسئوليت اصلي حسابرسان طرح ريزي حسابرسي بنحوي است که نسبت به کشف تحريفات با اهميت در صورتهاي مالي شرکتها اطميناني معقول بوجود آيد در اين راستا حسابرسان بميزان زيادي بر قضاوت حرفه اي خود و تجربيات گذشته خود براي شناخت نسبت به انواع اشتباهات حسابداري اتکا مي کنند .اطلاع از ساختار و ويژگيهاي اشتباهات حسابداري به حسابرسان در ارزيابي ريسک و برنامه ريزي در مورد رويه هاي حسابرسي و بهبود و کارايي و اثر بخشي کشف اشتباهات کمک مي نمايد . فرهنگ بعنوان يک فاکتور مهم محيطي بر رفتار و رويه هاي حسابداري و سيستم هاي تعديل گري مديريت تاثير گذار است . تحقيقات زيادي در سطح دنيا در اينخصوص صورت پذيرفته که همگي حاکي از آن هستند که افراد مختلف از فرهنگهاي متفاوت اولويتهاي رفتاري مديريتي و سيستم هاي تعديل گري متفاوتي را مد نظر قرار دارند لذا الگو هاي متفاوتي از انواع اشتباهات حسابداري را از خود نشان ميدهند بدين ترتيب نوعي رابطه بين فرهنگ هاي مختلف و الگوهاي اشتباهات حسابداري وجود دارد .بمنظور بررسي اين موضوع از دو مولفه فرهنگ با توجه به ديدگاه و نظريه آقاي هافستده استفاده ميکنيم اين دو مولفه فاصله قدرت و فردگرايي هستند اين دو فاکتور با عوامل رخداد اشتباهات حسابداري که توسط حسابرسان کشف مي گردند ارتباط و نزديکي دارد.در اين تحقيق از چارچوب و تئوري هافستد،2001 استفاده ميکنيم.
برمبناي آن سيستمهاي تعديل گر داخلي يک سازمان منعکس کننده نرمهاي اساسي فرهنگ آن سازمان بوده و ارتباط تنگاتنگي با فاصله قدرت دارد از سويي ديگر فردگرايي در مقابل جمع گرايي ( تاکيد بر گروه و نه فرد ) در ارتباط با پيوستگي مديريتي و گردش کارکنان در بخشهاي مختلف شرکت و مشارکت در اشتباهات حسابداري دارد .
4-1- سوالات و اهداف تحقيق
هدف از اجراي اين تحقيق آن است که تاثيرات فرهنگ بر رفتار حسابداران و حسابرسان در حوزه ارزيابي عملکرد مديران شرکتها و ميزان اشتباهات حسابداري در ارقام مالي صورتهاي مالي مورد بررسي وارزيابي قرار گيرد دراين تحقيق موضوع فرهنگ با توجه به تئوري و ديدگاه هافستد از جنبه دو مولفه ميزان فاصله قدرت و ميزان فرد گرايي مورد بحث قرار ميگيرد سوالات تحقيق را مي توان بصورت زير مطرح کرد
آيا بين ميزان فاصله قدرت در يک شرکت با ميزان اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان در آن شرکت رابطه اي وجود دارد ؟ و آيا رابطه مد نظر از اهميت بالايي برخوردار است ؟
آيا بين ميزان فردگرايي در يک شرکت با ميزان اشتباهات حسابداري کشف شده توسط حسابرسان در آن شرکت رابطه اي وجود دارد ؟ و آيا رابطه مد نظر از اهميت بالايي برخوردار است ؟
5-1- فرضيات تحقيق
با توجه به سوالات و مدل مفهومي تحقيق فرضيه هاي تحقيق بر اساس ابعاد بررسي موضوع تحقيق و نوع متغيرها از حيث تاثير گذاري تدوين و بشرح ذيل بيان مي گردد :
فرضيه اول: بين ميزان فاصله قدرت و ميزان اشتباهات حسابداري كشف شده در شركتها رابطه با اهميتي وجود دارد :
فرضيات پژوهشي فرضيه اول شامل دوازده فرضيه فرعي بشرح زير تبيين مي گردد :
1-1-1 بين ميزان فاصله قدرت و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل حسابها و اسناد دريافتني رابطه با اهميتي وجود دارد.
1-2-1 بين ميزان فاصله قدرت و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل موجوديهاي مواد و کالا رابطه با اهميتي وجود دارد.
1-3-1 بين ميزان فاصله قدرت و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل حسابها و اسناد
پرداختني رابطه با اهميتي وجود دارد.
1-4-1 بين ميزان فاصله قدرت و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل سود وزيان انباشته رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-1-1 بين ميزان فاصله قدرت و نسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ سرفصل ) سرفصل حسابها و اسناد دريافتني رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-2-1 بين ميزان فاصله قدرت ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ سرفصل ) سرفصل موجوديهاي مواد و کالا رابطه با اهميتي وجود دارد.

2-3-1 بين ميزان فاصله قدرت ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ سرفصل ) سرفصل حسابها و اسناد پرداختني رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-4-1 بين ميزان فاصله قدرت ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ سرفصل ) سرفصل سود و زيان انباشته رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-1-1 بين ميزان فاصله قدرت و نسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ جمع داراييها) سرفصل حسابها و اسناد دريافتني رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-2-1 بين ميزان فاصله قدرت ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ جمع داراييها) سرفصل موجوديهاي مواد و کالا رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-3-1 بين ميزان فاصله قدرت ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ جمع بدهيها وحقوق صاحبان سهام) سرفصل حسابها و اسناد پرداختني رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-4-1 بين ميزان فاصله قدرت ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ جمع بدهيها وحقوق صاحبان سهام ) سرفصل سود و زيان انباشته رابطه با اهميتي وجود دارد.
فرضيه دوم : بين ميزان فردگرايي و ميزان اشتباهات حسابداري كشف شده در شركتها رابطه با اهميتي وجود دارد .
فرضيات پژوهشي فرضيه دوم شامل دوازده فرضيه فرعي بشرح زير تبيين مي گردد :
1-1-2 بين ميزان فردگرايي و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل حسابها و اسناد دريافتني رابطه با اهميتي وجود دارد.
1-2-2 بين ميزان فردگرايي و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل موجوديهاي مواد و کالا رابطه با اهميتي وجود دارد.
1-3-2 بين ميزان فردگرايي و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل حسابها و اسناد
پرداختني رابطه با اهميتي وجود دارد.
1-4-2 بين ميزان فردگرايي و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل سود وزيان انباشته رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-1-2 بين ميزان فردگرايي و نسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ سرفصل ) سرفصل حسابها و اسناد دريافتني رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-2-2 بين ميزان فردگرايي ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ سرفصل ) سرفصل موجوديهاي مواد و کالا رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-3-2 بين ميزان فردگرايي ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ سرفصل ) سرفصل حسابها و اسناد پرداختني رابطه با اهميتي وجود دارد.
2-4-2 بين ميزان فردگرايي ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ سرفصل ) سرفصل سود و زيان انباشته رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-1-2 بين ميزان فردگرايي و نسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ جمع داراييها) سرفصل حسابها و اسناد دريافتني رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-2-2 بين ميزان فردگرايي ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ جمع داراييها) سرفصل موجوديهاي مواد و کالا رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-3-2 بين ميزان فردگرايي ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري(به مبلغ جمع بدهيها وحقوق صاحبان سهام) سرفصل حسابها و اسناد پرداختني رابطه با اهميتي وجود دارد.
3-4-2 بين ميزان فردگرايي ونسبت قدر مطلق اشتباهات حسابداري (به مبلغ جمع بدهيها وحقوق صاحبان سهام ) سرفصل سود و زيان انباشته رابطه با اهميتي وجود دارد.
همانطور که ملاحظه مي گردد 24 فرضيه فرعي در بالا تشريح گرديد به منظور تاثير و اندازه گيري متغير تعديل گر (نوع مالکيت ) کل فرضيه هاي اشاره شده در بالا با درنظر گرفتن متغير تعديل گر مورد آزمون مجدد قرار خواهند گرفت.
همچنين شايان ذکر است که فرضيه هاي 1-4-1 و 1-4-2 تحقيق که به بررسي رابطه بين ميزان مولفه هاي فرهنگي و قدر مطلق اشتباهات حسابداري سرفصل سود و زيان انباشته پرداخته است و از آنجايي که تعديلات اين سرفصل بيانگر خالص اشتباهات کلي يک شرکت در طي يک سال مالي مي باشد نتيجه اين فرضيات فرعي بعنوان نتيجه کلي فرضيه هاي اصلي اين تحقيق تلقي و مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد .

6-1- حدودمطالعاتي
قلمرو تحقيق حاضر به تفکيک قلمرو موضوعي و زماني بشرح زير تشريح مي گردد :
1-6-1 قلمرو موضوعي :
در اين تحقيق به بررسي رابطه بين مولفه هاي فرهنگي و اشتباهات حسابداري در سطح شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار مي پردازيم.
2-6-1 قلمرو زماني :
قلمرو زماني تحقيق حاضر سعي گرديده براساس آخرين اطلاعات مالي در دسترس جامعه آماري مورد تحقيق در زمان اجراي تحقيق گردآوري شود بهمين جهت بدليل عدم دستيابي به اطلاعات کامل نمونه آماري سال شروع تحقيق (1387) سال قبل از آن انتخاب گرديده است بدين ترتيب قلمرو زماني تحقيق سالهاي مالي 1386 و 1385 مي باشد .

7-1- تعريف واژه ها و اصطلاحات
به اختصار مفاهيم و اصطلاحات مهم بکار رفته در اين تحقيق را بشرح ذيل تعريف مي نمائيم :
فرهنگ


دیدگاهتان را بنویسید