فصل اول: کليات
1-1- تاريخچه بيماري ديابت2
1-1- 1- تعريف ديابت مليتوس4
1-1-2- تقسيم بندي ديابت4
1-1- 3- تعريف ديابت مليتوس نوع دو5
1-1-4- کالبد شناسي و عملکرد لوزالمعده6
1-1- 5-انسولين 8

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1- 6- عملکرد انسولين9
1-1-7- عوارض حاد ديابت10
1-1- 8- عوارض مزمن ديابت 10
1-1- 9- درمان ديابت نوع دو 12
1-2- تعريف استرس اکسيداتيو 13
1-2-1- شاخص هاي ارزيابي استرس اکسيداتيو14
1-2-2- مشکلات عمومي تعيين استرس اکسيداتيو17
1-2-3-تعريف رايکال آزاد20
1-2-4- زنجيره واکنشي راديکال هاي آزاد21
1-2-5- گونه هاي فعال اکسيژن21
1-2-6- گونه هاي فعال نيتروژن23
1-2-7- گونه هاي راديکالي ثانويه25
1-2-8- عملکردهاي فيزيولوژيکي گونه هاي واکنشي25
1-3- سيستم هاي دفاع آنتي اکسيداني26
1-3-1- تعريف آنتي اکسيدان26
1-3-2- آنزيم هاي آنتي اکسيداني 29
1-3-2- آنتي اکسيدان هاي آنزيمي فرعي ( ثانويه ) 34
1-3-4- آنتي اکسيدان هاي غير آنزيمي 35
1-3-5- آنتي اکسيدان هاي تغذيه اي37
1-3-6- ساير آنتي اکسيدان ها39
1-4گزنه((Nettle41
1-4- 1- نام‌هاي ديگر گياه گزنه41
1-4-2- ويژگي‌هاي گياه گزنه42
1-4-3- کاربرد داخلي گياه گزنه42
1-4-4- نحوه کاربرد داخلي گياه گزنه42
1-4-5- نحوه کاربرد موضعي گياه گزنه42
1-4-6ترکيبات بيوشيميايي گزنه43
1-4-7- نکات لازم هنگام مصرف گياه گزنه43
1-4-8- پراکندگي گياه گزنه در ايران44
1-4-9- تاثير گياه گزنه بر ديابت44
فصل دوم : مواد و روش ها
2-1مواد ونمونه هاي آماري45
2-2وسايل و تجهيزات آزمايشگاهي46
2-3روش انجام آزمايش هاي فرعي طرح47
2-3-1اندازه گيري قند خون (گلوکز)47
2-3-2اهميت باليني گلوکز47
2-3-3مراحل آزمايش گلوکز47
2-3-4اندازه گيري ميزان آنزيم هاي (SGOT) و (SGPT)48
2-3-5اهميت باليني SGOT48
2-3-6اهميت بالينيSGPT48
2-3-7مراحل آزمايش آنزيم(SGOT) 49
2-3-8مراحل آزمايش آنزيم(SGPT) 49
2-3-9اندازه گيري ميزان کلسترول خون49
2-3-10مراحل آزمايش کلسترول49
2-3-11اهميت باليني کلسترول49
2-3-12اندازه گيري ميزان تري گليسريد خون50
2-3-13اهميت باليني تري گليسريد50
2-3-14اندازه گيري ميزانHDL50
2-3-15اهميت باليني HDL50
2-3-16مراحل انجام آزمايشHDL51
2-3-17اندازه گيري ميزان LDL خون51
2-3-18اهميت بالينيLDL51
2-3-19مراحل انجا م آزمايشLDL52
2-4روش جمع آوري سرم نمونه ها و گروه بندي ها 52
2-4-1روش آماري تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………52
فصل سوم: نمودار و نتايج
فصل چهارم: بحث و نتيجه گيري
4-1اپيد ميولوژي ديابت در جهان62
4-2اپيدميولوژي ديابت در ايران63
4-3تاثير گذاري ژنتيک بر ديابت65
4-4- شرح مختصري در مورد استرس اکسيداتيو و ارتباط آن با ديابت 66
4-5تعريفي از راديکال آزاد67
4-6انواع آنتي اکسيدان ها67
4-7روند فعاليت آنتي اکسيدان ها67
4-8ديابت و استرس اکسيداتيو68
4-9سابقه گياه دارويي گزنه………………………………………………………………………………………………………………68
4-10ارزيابي استرس اکسيداتيودر بيماري ديابت68
4-11ارزيابي نتايج تحقيق71
4-11-1مدت زمان درمان، ميزان دوز دارو و روش مصرف دارو71
4-11-2روش کار 71
4-11-3 نتيجه گيري نهايي71
4-11-3-1سابقه ي تحقيق71
4-11-3-2نتايج حاصله72
4-11-3-3نتايج آزمايش هاي اصلي طرح: سوپر اکسيد دسموتاز(SOD) و نيتريک اکسايد(NO)72
4-11-3-4نتايج آزمايش هاي فرعي طرح:شامل گلوکز،تري گليسريد، کلسترول،SGPT,SGOT,HDL, LDL73
4-12پيشنهادات74.
منابع فارسي75
منابع انگليسي77
چکيده انگليسي89.
فهرست جداول
جدول1-1 تقسيم بندي انواع ديابت6
جدول2-1 درمان هاي پايين آورنده ي قند خون12
جدول3-1 آنتي اکسيدان هاي آنزيمي28
جدول4-1 آنتي اکسيدان هاي غير آنزيمي29
فهرست نمودار ها
نمودار1-3 ارزيابي ميزان گلوکز53
نمودار2-3 ارزيابي ميزان کلسترول54
نمودار3-3 ارزيابي ميزان تري گليسريد55
نمودار4-3 ارزيابي ميزان HDL56
نمودار5-3 ارزيابي ميزان LDL57
نمودار6-3 ارزيابي ميزان SGPT58
نمودار7-3 ارزيابي ميزان SGOT59
نمودار8-3 ارزيابي ميزان NO60
نمودار9-3 ارزيابي ميزان SOD61
فهرست شکل ها و تصوير ها
شکل 1-1 موقعيت لوزالمعده در بدن6
شکل 2-1 اجزاي سلولي پانکراس7
شکل 3-1 آناتومي پانکراس (لوزالمعده )7
شکل 4-1 روند توليد انسولين از پانکراس8
شکل 5-1 شکل مولکول انسولين9
شکل 6-1 آسيب چشمي رتينوپاتي ديابتي11
شکل7-1 روند وقوع استرس اکسيداتيو بر اثر هايپوکسي و ديابت13
شکل8-1 روندتاثير گذاري ديابت مليتوس واسترس اکسيداتيو برواکنش هاي درون سلولي17
شکل 9-1 گياه گزنه خودرو41
شکل 10-1 مزرعه گياه گزنه 43
شکل11-1 ساختمان شيميايي اسيد فرميک 43
شکل 12-1 ساختمان شيميايي فلاوونوئيد 44
چکيده :
مقدمه: در بيماران مبتلا به ديابت خطر پيشرفت ضايعات عروقي وجود دارد که يکي از عوامل بسيار مهم و موثر در اتيولوژي آن را صدمات اکسيداتيو ناشي از راديکال هاي آزاد و گونه هاي فعال اکسيژن مي دانند و تقويت سيستم دفاع آنتي اکسيداني در اين بيماران مي تواند تا حدودي مانع از ايجاد و پيشرفت اين عوارض گردد. يکي از استراتژيهاي مهم در درمان اين گونه بيماري هاي متابوليک در جهان، آزمودن داروهاي طب مکمل و شناسايي آثار بيوشيميايي و فارماکولوژيکي آنها است.1
مواد و روش ها: سرم افراد نمونه يعني تعداد 45 نفر از خانم هاي شرکت کننده در اين طرح در ابتدا و انتهاي 8هفته گرفته شد.که ترتيب گروه بندي افراد از اين قرار است:1-گروه کنترل : که شامل 15 خانم بالاي 50 سال و کاملا سالم مخصوصا از نظر ابتلا به ديابت.2- گروه ديابتيک: که شامل 15 نفر از خانم هاي ديابتيک نوع دو تحت پوشش انجمن ديابت شهرستان شاهرود بودند.3-گروه تحت در مان با گزنه: اين خانم ها نيز به تعداد 15 نفر تحت درمان هشت هفته اي با عصاره گياه گزنه قرار گرفتند. گروه کنترل تنها يکبار سرم شان مورد تحليل آزمايشگاهي قرار گرفت و در تمام آزمايش ها و نتايج گروه کنترل با ساير نتايج گرو هاي بعدي مقايسه شد. گروه ديابتيک نيز به همين طريق و گروه تحت درمان با عصاره گزنه يکبار قبل شروع دوره درمان و يکبار در انتهاي هفته ي هشتم يعني پايان دوره درمان از آنها خون گيري به عمل آمد و فاکتور هاي مورد نظر بررسي شدند. براي اندازه گيري فاکتور هاي اين تحقيق از روش هاي الايزا و فتومتريک بهره گرفته شده است .و همين طور براي تجزيه و تحليل داده هاي اين تحقيق از نرم افزار prism ،روش آماريone wey و تست Tuky test استفاده شده است.
نتايج: بر اساس نتايج يافت شده در اين طرح ما شاهد آن هستيم که مصرف دو ماهه ي عصاره ي گياه گزنه موجب تاثير گذاري معنا داري بر روند استرس اکسيداتيو و فعال کردن سيستم دفاع آنتي اکسيداني بيماران ديابتيک نوع دو عليه را ديکال هاي آزاد مي شود.
نتيجه گيري : عصاره ي گياه گزنه به طور مستقيم سبب افزايش معنا دار ميزان آنزيم سوپر اکسيد دسموتاز(SOD) شده که يکي از اصلي ترين آنزيم هاي سيستم دفاع آنتي اکسيداني بدن مي باشد و در مقابل يکي از فاکتورهاي راديکال آزاد توليد شده توسط سلول هاي بدن يعني نيتريک اکسايد(NO) را کاهش داده است.و همين طور عصاره ي گياه گزنه سبب ايجاد تفاوت معنا داري در ميزان فاکتورهاي تري گليسريد (TG)گلوکز(GLU)،HDL (ليپوپروتئين با چگالي بالا)، SGOT(آسپارتات آمينوترانسفراز)، SGPT(آلانين آمينو ترانسفراز) در بيماران ديابتيک نوع دو تحت درمان با عصاره ي گياه گزنه شده است. اما در مورد فاکتورهاي LDL (ليپوپروتئين با چگالي پايين) و کلسترولChol تفاوت معنا داري ديده نشد.
واژگان کليدي : ديابت نوع 2 ، استرس اکسيداتيو ، گياه گزنه، عصاره گياه گزنه، سوپر اکسيد دسموتاز (SOD)، نيتريک اکسايد (NO)
فصل اول : کليات
1-1- تاريخچه بيماري ديابت
ديابت در روزگار باستان شناخته شده بود و برخي پزشکان دوران باستان نشانه هاي آن را به خوبي توصيف و راه هايي براي درمان آن پيشنهاد کرده بودند . اولين سند به دست آمده درباره ديابت ، پاپيروسي مربوط به 1552 سال پيش از ميلاد است که در سال 1862 ميلادي در شهر باستاني تبس در مصر به دست آمده است . در اين پاپيروس ، پزشکي مصري به شرح بيماري مرموزي پرداخته است که بيماران مبتلا به آن زياد آب مي نوشند و بيش از حد ادرار مي کنند و آب بدنشان کم مي شود و زودتر از بقيه مردم مي ميرند . اريتيوس ( 30-90 پس از ميلاد ) ، پزشک يوناني ، در کنار پرادراري ، نشانه هاي ديگري از اين بيماري ، از جمله تشنگي هميشگي و کاهش وزن را برشمرد . همچنين نام ديابت را که به معناي ” گذر کردن ” يا ” جريان پيدا کردن ” است . براي اين بيماري برگزيد . وي ديابت را پيامد آب شدن گوشت دست و پا و وارد شدن آن به ادرار مي دانست . جالينوس ( 201-131 ميلادي ) ،پزشک سرشناس ارتش روم ، بر اين باور بود که اين بيماري رازآلود از نارسايي کليه ها پديد مي آيد . تا نزديک به دو هزار سال ، همه پزشکان چنين نظري را درست مي دانستند . دو پزشک بسيار حاذق و مشهور هندي در قرن پنجم ميلادي ، با چشيدن ادرار بيماران ، به شيرين بودن آن پي بردند . مشهور است که آنها براي تشخيص بيماران به دستشويي ها توجه مي کردند و اگر مورچه ها در آنجا جمع مي شدند ، مي فهميدند که بيماري که در آن خانه زندگي مي کند به ديابت مبتلا است . آنها براي اولين بار تشخيص دادند که بيماران ديابتي دو دسته اند ، دسته اي از آنها چاق و دسته اي لاغرند. همچنين دريافتند که کودکان مبتلا به ديابت عموما لاغر هستند . در قانون ابن سينا نيز به شيرين بودن ادرار بيماران ديابتي اشاره شده است . ابن سينا اولين پزشکي بود که به دو عارضه بسيار مشهور بيماري ديابت يعني ناتواني جنسي و گانگرن يا قانقاريا اشاره کرد و استفاده از گياهان مختلف موثر در کاهش شدت بيماري ديابت را پيشنهاد نموده است . نوشته هاي ابن سينا تا صدها سال بدون تغيير در دانشکده هاي پزشکي مغرب زمين تدريس مي شد .(مفيد و همکاران، 1388)
در قرن شانزدهم ، پزشکي سوئيسي به نام فون هوهنهايم2 پس از جوشاندن ادرار بيماران ديابتي متوجه ذرات سفيدي گرديد که به احتمال زياد ، مواد قندي بود ولي او آنها را نمک پنداشت و چنين استدلال کرد که پرنوشي و پرادراري بيماران ديابتي ناشي از تجمع نمک در کليه هاست . صد سال بعد در قرن هفدهم توماس ولس پزشک انگليسي ، دوباره ادرار ديابتي ها را جوشاند و اين بار شيريني ماده سفيد حاصله را تاييد کرد و اين حقيقت هزار ساله را که ادرار بيماران ديابتي شيرين است ، مجدداً اثبات نمود . در قرن هفدهم ، پزشکي به نام توماس سيدنهايم براي اولين بار به اين حقيقت اشاره کرد که ديابت يک بيماري عمومي در تمام اعضاي بدن است . در قرن هجدهم ، پزشک و فيلسوف انگليسي به نام متيو دابسون ، براي اولين بار شرح داد که علاوه بر ادرار ، سرم بيماران ديابتي نيز شيرين است . در همين زمان جان روله لغت مليتوس را که در زبان يوناني به معناي عسل است به نام ديابت افزود . آسيب شناسي ( پاتولوژي ) دقيق ديابت تا قرن نوزدهم ميلادي به درستي روشن نمود . در سال 1875 ، کلود برنارد فيزيولوژيست شهير ، گليکوژن را به عنوان فرآورده سوخت و ساز گلوکز در کبد معرفي و اين مفهوم را عرضه کرد که اختلال در سوخت و ساز گلوکز باعث بروز ديابت مي شود . در سال 1869 ، پل لانگرهانس دانشمند بيست و دو ساله آلماني ، جزاير لانگرهانس را کشف کرد . پژوهشگران ديگر ناهنجاري جزاير لانگرهانس را در کالبد شکافي بيماران ديابتي که جان باخته بودند ، مشاهده نمودند ، سپس در سال 1889 ، اسکار مينورسکي و جوزف ون مرينگ ، پژوهشگران فرانسوي نشان دادند که اگر لوزالمعده سگي را از بدنش بيرون آورند ، نشانه هاي ديابت پديدار شده و سگ به زودي مي ميرد . (مفيد و همکاران، 1388)
از آغاز سده بيستم ميلادي اين نظر مطرح شد که بيماران ديابتي دچار کمبود ماده اي هستند که لوزالمعده سالم مي تواند آن را بسازد . ماده ترشح شده از سلول هاي بتاي موجود در جزاير لانگرهانس ، انسولين خوانده شد که از لغت لاتيني اينسولا به معناي جزيره گرفته شده است . گيورگ زولزر ، دانشمند آلماني ، در سال 1908 براي نخستين بار نشان داد که با تزريق افشره اي از لوزالمعده مي توان ورود گلوکز به ادرار را کاهش داد . سپس در سال 1920 فردريک بنتينگ و دستيارش چارلز بست ، آزمايش هاي خود را براي يافتن ماده اي در افشره لوزالمعده که قند ادرار را در سگ ديابتي کاهش مي دهد ، آغاز کردند . آنها از شيميداني به نام جيمز کليپ براي تخليص عصاره ( افشره ) لوزالمعده و استخراج انسولين خالص کمک گرفتند و سرانجام توانستند در سال 1921 پروتئين انسولين را از لوزالمعده به دست آورند و با تزريق آن به فردي چهارده ساله به نام لئونارد تامسون ( که در حال مرگ بود ) در تورنتوي کانادا ، تاثير اين پروتئين در کاهش قند ادرار و بهبود بيماران ديابتي را نشان دهند . تامسون بهبود يافت و سال ها زندگي کرد . تا آن زمان ، بيماران ديابتي ، به خصوص بيماران ديابت نوع يک ، خيلي زود در اثر عوارض بيماري مي مردند . اين کشف انقلابي بزرگ در درمان ديابت به شمار مي رفت . بنتينگ و جان مک لويد ( شخصي که آزمايشگاه خود را در اختيار بنتينگ گذاشته بود ) به پاس کشف بزرگ و تاريخي شان مفتخر به دريافت جايزه نوبل پزشکي در سال 1923 شدند . آنها جايزه خود را با چارلز بست و جيمز کليپ تقسيم کردند .
در سال 1930 ، دانشمندي آرژانتيني متوجه شد که مصرف بعضي از قرص هاي سولفاميد باعث کاهش قند خون مي شود . اين کشف مورد توجه واقع نشد تا اينکه در اوج جنگ جهاني دوم ، يک پزشک نظامي فرانسوي به نام لوباتيه ، هنگام درمان بيماران مجروح جنگي با آنتي بيوتيک سولفاميد متوجه شد که قند خون آنها کاهش مي يابد و اين آغاز مصرف گروهي از داروهاي کاهنده قند خون بود که هنوز در بازار دارويي وجود دارند و انواع جديدي از آنها نيز عرضه شده و همان گروه سولفونيل اوره هاي معروفند . در دهه 1950 ، دانشمندان آمريکايي دسته ديگري از داروهاي خوراکي را که نوع جديد آن به گلوکوفاژ يا متفورمين مشهور است ، کشف کردند . اين داروهاي خوراکي در درمان ديابت نوع دو کاربرد دارند . در اواخر دهه 1960 ، يک پزشک ايراني به نام دکتر شموئيل رهبر ، هموگلوبين قنددار شده يا گليکوزيله را که به هموگلوبين Alc مشهور است ، کشف نمود که با اندازه گيري آن معدل قند خون سه ماه بيماران ديابتي تعيين مي گردد . کشف اين هموگلوبين انقلاب بزرگي در پيگيري نحوه کنترل قند و درمان بيماران ديابتي به وجود آورد . با پيشرفت تکنولوژي ، به جاي انسولين حيواني ( مانند انواع گاوي ، خوکي و اسبي ) که به مقدار کم و محدود توليد مي شد و ممکن بود در انسان توليد آلرژي نمايد ، انسولين نوترکيب انساني از تزريق ژن سازنده انسولين به باکتري ها به دست آمد . البته اين پايان راه بيماري ديابت نيست . ما نيز چون شما اميدواريم روزي با عرضه روش هاي درماني نوين براي درمان قطعي ديابت ، اين داستان به پايان خوش خود برسد و طومار اين بيماري براي هميشه بسته شود .(مفيد و همکاران، 1388)
1-1- 1- تعريف ديابت مليتوس
ديابت کلمه اي است با ريشه يوناني ، شامل دو بخش dia به معني ميان و خلال و betes ( از ريشه bainein ) به معناي عبور ، اين لفظ در پزشکي براي مجموعه اي از بيماري ها به کار مي رود که وجه اشتراک آنها پر ادراري بيمار است . 3
1-1-2- تقسيم بندي ديابت
تقسيم بندي ديابت مليتوس بر اساس روندهايي است که باعث ايجاد قندخون بالا مي شود دو گروه عمده ديابت مليتوس به عنوان نوع يک و نوع دو نام گذاري شده اند . ديابت مليتوس نوع يک خود به دو گروه A و B تقسيم مي شود . گروه 1A که اکثريت بيماران مبتلا به ديابت نوع يک را شامل مي شود ، در اثر تخريب خود ايمني سلول هاي بتا ايجاد شده و منجر به کمبود انسولين مي گردد. ديابت مليتوس نوع 1B فاقد نشانگرهاي ايمني است که بر تخريب خود ايمني سلول هاي بتا دلالت مي نمايد . اين بيماران از طريق مکانيسم هاي ناشناخته اي دچار کمبود انسولين مي شوند و مستعد ابتلا به کتواسيدوز ديابتي هستند . تعداد نسبتاً کمي از بيماران مبتلا به ديابت مليتوس نوع يک در گروه 1B قرار مي گيرند . (الوين پاور سي 2005)
1-1- 3- تعريف ديابت مليتوس نوع دو
ديابت مليتوس نوع دو شامل گروه ناهمگوني از اختلالات است که با درجات متفاوتي از مقاومت به انسلولين ، اختلال ترشح انسولين ، افزايش توليد گلوکز همراهند . قبل از بروز ديابت مليتوس نوع دو ، دوره اي از تنظيم غير طبيعي قند خون وجود دارد که طي آن گلوکز خون افزايش مي يابد ولي اين افزايش در حد ايجاد بيماري ديابت نيست . اگر اين افزايش گلوکز در حالت ناشتا رخ دهد ، به اين افزايش در حد ايجاد بيماري ديابت نيست . اگر اين افزايش گلوکز در حالت ناشتا رخ دهد ، به آن اختلال گلوکز ناشتا (IFG)مي گويند و اگر اختلال در گلوکز خون به دنبال صرف غذا رخ دهد تحت عنوان اختلال تحمل گلوکز (IGT) ناميده مي شود . (هراتي،1385)
نکته قابل توجه اين است که برخي افراد ، ديابت نوع دو را ديابت خفيف مي نامند . به ياد داشته باشيد که ” ديابت خفيف ” وجود ندارد . تمام افراد مبتلا به انواع ديابت اگر به طور دقيق درمان نشوند و همواره قند خون آنها بالا باشد ، دچار عوارض مخرب ديابت خواهند شد .(هراتي،1385)
جدول 1-1 تقسيم بندي انواع ديابت
1- ديابت نوع يک . تخريب سلول هاي بتاي لوزالمعده ( پانکراس ) منجر به کمبود مطلق انسولين مي شود . ديابت نوع يک به دو گروه تقسيم مي شود :
A. به واسطه ايمني ( تخريب خود ايمني سلول هاي بتا )
B. به علت نامشخص
2- ديابت نوع دو . از حالت غالب مقاومت به انسولين همراه با کمبود نسبي انسولين تا حالت غالب نقص ترشحي انسولين همراه با مقاومت به انسولين متغير است .
3. انواع ديگر ديابت :
الف. نقايص ژنتيکي عملکرد سلول هاي بتاي لوزالمعده : شامل ديابت جوانان با شروع در دوران بلوغ (MODY) که الگوي وراثت غالب داشته و با شروع زودرس اختلال ترشح انسولين و ايجاد قندخون بالا همراه است .
اختلال در ماده وراثتي ميتوکندري ها و نقص در تبديل پيش ساز انسولين به انسولين ، از ديگر علل نادر ايجاد ديابت در اثر نقايص ژنتيکي هستند .
ب. نقايض ژنتيکي عملکرد انسولين
جو بيماري هاي بخش برون ريز لوزالمعده : التهاب لوزالمعده ( پانکراتيت ) ، برداشتن لوزالمعده ( پامگراتکتومي ) ، سرطان لوزالمعده ، بيماري فيبروز کيستيک ، بيماري هموکروماتوز ، سفت شدن بافت لوزالمعده ( فيبروز پانکراس )
د. اختلالات غدد درون ريز : بيماري آکرومگالي ، سندرم کوشينگ ، گلوکاگونوم ، فئوکروموسيتوم ، پرکاري تيروئيد ، سوماتواستاتينوم ، آلدوسترونوم
ه. داروها و مواد شيميايي : واکور ، پنتاميدين ، اسيد نيکوتينيک ، کورتيکواستروئيدها ، ديازوکسايد ، آگونيست هاي بتا آدرنرژيک ، تيازيدها ، فني توئين ، اينتروفرون آلفا ، مهار کننده پروتئاز ، کلوزاپين ، مسدود کننده هاي بتا .
و. عفونت ها : سرخجه مادرزادي ، سايتومگالوويروس ، کوکساکي
ز. ساير سندرم هاي ژنتيکي که گاهي با ديابت همراه هستند ، مانند سندرم داون ، سندرم کلاين فلتر ، سندرم ترنر ،و …
4. ديابت مليتوس حاملگي
1-1-4- کالبد شناسي و عملکرد لوزالمعده

شکل 1-1 موقعيت لوزالمعده در بدن
لوزالمعده يا پانکراس غده اي است به رنگ سفيد متمايل به خاکستري که طول آن در حدود پانزده تا بيست سانتي متر مي باشد . وزن آن در فرد بالغ حدود هفتاد و پنج تا صد گرم است جايگاه آن از اولين قسمت روده کوچک تا نزديک ناف طحال در پشت معده است. (هراتي،1385)
لوزالمعده از نظر آناتومي سه قسمت دارد . سر پانکراس در قسمت c شکل دئودنوم (بخش اول روده کوچک ) و دوم پانکراس در مقابل ناف طحال قرار دارد .
شکل 2-1 اجزاي سلولي پانکراس
پانکراس از بيرون توسط کپسولي از بافت همبند پوشيده شده که استطاله هايي از آن به درون غده نفوذ کرده و آن را به بخش هاي کوچک تري به نام لوبول تقسيم مي کند . متابوليسم کربوهيدرات ها ، ليپيدها و پروتئين ها در کنترل و تنظيم خيلي دقيق بوده و اين اعمال به وسيله هورمون هاي ترشح شده از لوزالمعده صورت مي گيرند . لوزالمعده داراي دو نوع غده مترشحه کاملاً متمايز است ؛‌يکي غده هاي برون ريز با ساختمان خوشه اي که ترشحات خود را براي کمک به هضم مواد غذايي در دوازدهه مي ريزد و ديگري غده اي درون ريز که از حدود يک ميليون خوشه ميکروسکوپي سلولي موسوم به جزاير لانگرهانس تشکيل شده است . جزاير لانگرهانس که در تمام بافت لوزالمعده پراکنده اند مجموعه هايي متشکل از چهار نوع سلول مترشحه آلفا ، بتا ، دلتا و PP با وظايف متفاوتند .(مفيد و همکاران،1388)
شکل 3-1 آناتومي پانکراس (لوزالمعده )
1-1- 5-انسولين
هورمون ها موادي شيميايي هستند که در بدن ساخته شده و هر کدام براي تنظيم دسته اي از فعاليت هاي حياتي انسان ضروري هستند . انسولين هورموني است که توسط سلول هاي بتاي جزاير لانگرهانس لوزالمعده توليد مي شود و ميزان قند خون را کاهش مي دهد .4
شکل 4-1- روند توليد انسولين از پانکراس
براي اولين بار در سال 1921 به وجود انسولين در عصاره جدا شده از جزاير لانگرهانس پي برده شد و سرعت اثرات آن در کاهش قند خون شناسايي گرديد و پس از مدت کوتاهي انسولين گاو و خوک در درمان بيماري قند در انسان مورد استفاده قرار گرفت . انسولين نخستين پروتئيني بود که خواص هورموني آن شناخته و به صورت کاملاً خالص و متبلور تهيه شده و نوع و رديف اسيدهاي آمينه آن تعيين و به طور مصنوعي توليد شد . همچنين اولين هورموني بود که پروتئين پيش ساز آن شناخته شد و بالاخره اولين پروتئيني بود که به کمک روش هاي توليد DNA نوترکيب 1 براي مصارف تجاري تهيه شد .(الوين پاور سي 2005)
شکل 5-1 شکل مولکول انسولين
1-1- 6- عملکرد انسولين
پس از ترشح انسولين به داخل سيستم وريدي باب تقريباً‌ پنجاه درصد آن به وسيله کبد تخريب مي شود . انسوليني که از کبد عبور مي کند وارد گردش خون سيستميک شده و به گيرنده هاي خود در نقاط هدف متصل مي شود . اتصال انسولين به اين گيرنده باعث ايجاد اثرات انسولين مي شود . اين اثرات که شامل تسهيل جذب گلوکز به وسيله عضلات اسکلتي و بافت چربي است . اهميت زيادي دارد . فعال شدن مسيرهاي ارسال پيام از طريق گيرنده انسولين سبب القاي سنتز (توليد ) گليکوژن ، سنتز پروتئين ، سنتز ليپيدها و تنظيم ژن هاي مختلفي مي شود که در سلول هاي پاسخ دهنده به انسولين وجود دارند .5
تعادل دقيقي بين توليد گلوکز به وسيله کبد و جذب و مصرف گلوکز در قسمت هاي محيطي بدن وجود دارد . انسولين مهمترين عامل تنظيم کننده اين تعادل متابوليک است و تاثير ساير عوامل مانند عوامل عصبي و هورمون ها (مثل گلوکاگون ) سبب تنظيم جامع تر تامين و مصرف گلوکز مي شود . (آراجو و همکاران،2011)
در حالت ناشتا ، پايين بودن سطح انسولين توليد گلوکز در کبد را تشديد کرده و به اين ترتيب توليد گلوکز افزايش مي يابد . گلوکاگون نيز توليد گلوکز در کبد و کليه را افزايش مي دهد . پايين بودن سطح انسولين باعث کاهش توليد گليکوژن و کاهش جذب گلوکز در بافت هاي حساس به انسولين مي گردد . پس از مصرف غذا ، حجم زياد گلوکزي که وارد بدن مي شود مقدار انسولين را بالا برده و گلوکاگون را کاهش مي دهد و در نتيجه روندهايي که قبلاً، ذکر شد معکوس مي گردد ، يعني توليد گليکوژن و جذب گلوکز در بافت هاي حساس به انسولين افزايش مي يابد و توليد گلوکز در کبد و کليه مهار مي گردد . قسمت اعظم گلوکزي که پس از مصرف غذا وارد بدن شده است به واسطه انسولين به وسيله عضلات اسکلتي جذب مي شود . ساير بافت ها و مهمتر از همه مغز از گلوکز به صورت غير وابسته به انسولين استفاده مي کنند .6 (برينک، 1997)
1-1-7- عوارض حاد ديابت
عوارض ديابت به دو دسته حاد و مزمن تقسيم مي شوند .
عوارض حاد ديابت مليتوس عبارتند از :
1. کتواسيدوز ديابتي
2. وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک (NKHS)
3. هيپوگليسمي (کاهش غير طبيعي سطح قند خون به علت مصرف زياد انسولين يا استفاده از داروهاي کاهنده قند خون )
عوارض حاد ديابت . کتواسيدوز ديابتي (DKA) و وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک (NKHS) عوارض حاد ديابت را تشکيل مي دهند . کتواسيدوز ديابتي عمدتاً در افراد مبتلا به ديابت نوع يک مشاهده مي شود و وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک در افراد مبتلا به ديابت نوع دوم رخ مي دهد . اين هر دو اختلال به طور کامل يا نسبي با کمبود انسولين ، کاهش حجم و تغيير وضعيت رواني بيمار همراهند . کتواسيدوز ديابتي و وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک در امتداد روند افزايش قند خون با يا بدون کتوز به وجود مي آيند . هر دو اختلال مذکور در صورتي که به سرعت تشخيص داده و درمان نشوند با عوارض بالقوه خطرناکي همراه خواهند بود .(برينک اس جي 1997)
1-1- 8- عوارض مزمن ديابت
عوارض مزمن ديابت شامل موارد زير است :
– آسيب چشم (رتينوپاتي )
– آسيب کليه (نفروپاتي )
– آسيب اعصاب (نوروپاتي )
– افزايش فشار خون
– بيماريهاي عروق کرونر
– بيماري هاي عروق محيطي
– بيماري هاي عروق مغزي
– فلج معده يا گاستروپارزي
– اختلال عملکرد جنسي
– تغييرات پوستي
– عفونت
عوارض مزمن را مي توان به دو دسته عروقي و غير عروقي تقسيم کرد . عوارض عروقي ديابت نيز خود به دو دسته درگيري عروق کوچک (رتينوپاتي ، نوروپاتي ، نفروپاتي ) و درگيري عروق بزرگ (بيماري سرخرگ هاي کرونر ، بيماري عروق محيطي ، بيماري عروق مغز ) تقسيم مي شوند عوارض غير عروقي شامل مشکلاتي مانند گاستروپارزي (فلج معده ) ، اختلال عمل جنسي و تغييرات پوستي استدرمان ديابت نوع دودر بيست تا پنجاه درصد بيماراني که به تازگي ديابت نوع دو در آنها تشخيص داده شده است عوارض ديابت وجود دارند . در مجموع ، کاهش عوامل خطرساز قلبي عروقي در اين بيماران اهميت بسياري دارد زيرا اختلالات قلبي عروقي شايع ترين علت مرگ در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو است .(برينک اس جي 1997)
شکل 6-1 آسيب چشمي رتينوپاتي ديابتي
1-1- 9- درمان ديابت نوع دو
جدول 2-1 درمان هاي پايين آورنده قند خون
دارونحوه اثرمثالکاهش HbA1cمزيت عارضهممنوعيتسولفونيل اوره ها افزايش انسولينکلروپروپاميد (نسل 1 ) گليپيزايد (نسل 2 )1 تا 2 درصدکاهش قند خون ناشتاهيپرگليسمي ، افزايش وزن ، افزايش بيش از حد انسولين بيماري کبدي ، بيماري کليويبيگوانيدها کاهش توليد گلوکز در کبد ، افزايش مصرف گلوکز ، کاهش مقاومت به انسولين متفورمين1 تا 2 درصدکاهش وزن ، بهبود وضعيت ، چربي ، عدم ايجاد هيپوگليسمي اسيدوز لاکتيک ، اسهال ، تهوعکراتينين سرم بيش از 5/1 در آقايان و بيش از 4/1 در خانم ها ، راديوگرافي با ماده حاجب ، ناخوشي شديد ، اسيدوزمهار کننده آلفا گلوکوزيدازکاهش جذب گلوکزآکاربوز5/0تا 1 درصدعدم ايجاد هيپوگليسمي نفخ ، افزايش آنزيم هاي کبديبيماري کبدي ، بيماري کليويتيازوليدينديون ها کاهش مقاومت به انسولين ، افزايش مصرف گلوکزروزيگليتازون1 تا 2 درصدکاهش نياز به انسولين و سولفونيل اوره ها ، کاهش تري گليسريد نياز به کنترل مکرر از نظر آسيب به کبدبيماري کبدي ، نارسايي مزمن قلبياگزناتيدکاهش سرعت تخليه معدهآمپول اگزناتيدنامشخص هيپوگليسميتهوعدر اين باره تحقيقات باليني درازمدت صورت نگرفته است گليپتين مهار کننده آنزيمسيتاگليپتين و ويلداگليپتيننامشخص هيپوگليسمي و کاهش وزن نمي دهد تهوع و استفراغ و کاهش وزنتحقيقات باليني ضرورت دارد تغذيه و ورزش کاهش مقاومت به انسولين رژيم کم کالري و کم چربي ، ورزش1 تا 2 درصدبهبود سلامتياحتمال کم موفقيت دراز مدت-1-2- تعريف استرس اکسيداتيو :
توليد فزاينده گونه هاي واکنشي و برداشت ناکارآمد آن ها از محيط سلولي منجر به رخدادشرايطي به عنوان استرس اکسيداتيو مي شود. براي اولين بار درسال 1985 اصطلاح استرس اکسيداتيو به عنوان اخلال در تعادل آنتي اکسيداني- اکسيدان تعريف شد که اين عدم تعادل موجب افزايش توليد اکسيدان در بدن مي شود. اگرچه اين تعريف بطور گسترده اي در دو دهه اخير مورد استفاده قرارگرفته است اما به احتمال زياد در آينده مورد تغيير و اصلاح قرار خواهد گرفت 7.(بريتيئس و همکاران، 1999) در يک راستا ،پيشنهاد شده است که اين اصطلاح بايد به صورت زير تعريف شود:
اخلال در پيام دهي ردوکسي و کنترل.بدون توجه به اين که تعاريف جديد مقبوليت عمده اي را بدست مي آورد يا نه، مي توان پيش بيني کرد که تعريف استرس اکسيداتيو همزمان با پيشرفت زمينه هاي بيولوژيکي در آينده متحمل اصلاحات و تغييرات زيادي قرار خواهدگرفت .کمي سازي استرس اکسيداتيو چالش عمده اي است که منجر به شکل گيري تعداد زيادي از رويکردهاي روش شناختي شده است. اگرچه تعدادي از رويکردهاي روش شناختي منجر به افزايش فهم ما از استرس اکسيداتيو در سيستم هاي بيولوژي شده است تعدادي از رويکردها به درستي مورد استفاده قرار نگرفته اند و نتايج گمراه کننده اي را به دست داده اند.(بريتيئس و همکاران،1999)
شکل7-1 روند وقوع استرس اکسيداتيو بر اثر هايپوکسي و ديابت
1-2-1- شاخص هاي ارزيابي استرس اکسيداتيو:
بدون توجه به اينکه استرس اکسيداتيو چگونه تعريف مي شود تداوم محيط اکسيداني موجب تغيير مولکول هاي سلولي مي شوند. يک روش رايج براي ارزيابي استرس اکسيداتيو در سيستم هاي بيولوژيکي مستلزم ان است که افزايش يا کاهش در يک شاخص که به استرس اکسيداتيو پاسخ مي دهد را ارزيابي کنيم. بطور کلي، شاخص هاي معتبر استرس اکسيداتيو از ويژگي هاي زير برخوردارند.8 (بلمور و همکاران،2009)
1)از لحاظ شيميايي منحصر به فرد و قابل کشف هستند.
2)درطي دوره هاي استرس اکسيداتيو افزايش يا کاهش مي يابند.

3)از نيمه عمر نسبتا طولاني برخوردارند.
4)تحت تاثير فرايندهاي سلولي ديگر(براي مثال چرخه سلولي،متابوليسم انرژي و غيره)قرار نمي گيرند.
شاخص هاي زيادي که يک يا چند ضابطه فوق را دارند شناسايي شده اند و تکنيک هايي براي اندازه گيري اين شاخص ها گزارش شده است(4،5،6). در طي دوره هاي استرس اکسيداتيو ، اکسيدان ها بر دفاع آنتي اکسيداني در سلول غلبه مي کنند و آسيب هاي سازنده و ساختاري سلولي را موجب مي شوند. بنابراين، استرس اکسيداتيو در سيستم بيولوژيکي اغلب با 4 طبقه از پارامترهاي زير سنجيده مي شوند(بلومر و همکاران،2009)
1-افزايش توليد گونه هاي اکسيژن و فعال نيتروژن
2-کاهش آنتي اکسيدان هاي غير آنزيمي محلول در چربي يا محلول در آب
3-اخلال در تعادل ردوکس سلولي(مانند اخلال در تعادل ردوکسي GSH/GSSG )
4-افزايش آسيب اکسايشي اجزاي سلولي (يعني ليپيد، پروتئين و DNA)


دیدگاهتان را بنویسید