5- بررسي رابطه بين ميزان درآمد خانواده و آرزوي شغلي دختران دانشآموز.
6- بررسي رابطه بين پايه تحصيلي دانشآموزان و آرزوي شغلي آنان.

با توجه به اهداف ياد شده، سؤالات زير پيش مي‏آيد:
1-5 سوالات تحقيق
1- آيا پايگاه اقتصادي-اجتماعي خانواده دانش آموزان با آرزوهاي شغلي او رابطه دارد؟
2- آيا بين سطح تحصيلات خانواده دانش آموز با آرزوهاي شغلي او رابطه وجود دارد؟
3- آيا بين وضعيت تحصيلي دانش آموز (معدل) و آرزوهاي شغلي او رابطه وجود دارد؟
4- كداميك از عوامل خانواده، دوستان، اقوام.اولياء مدرسه نقش مهمتري در كسب شکل گرفتن آرزوهاي شغلي دانش آموزان ايفا مي كند؟
5- آيا بين شغل پدر و آرزوي شغلي دختران رابطه وجود دارد؟
6- چه رابطهاي بين پايه تحصيلي دختران دانشآموز و آرزوي شغلي آنان وجود دارد؟
1-6 فرضيات
1- بهنظر ميرسد بين پايگاه اقتصادي اجتماعي والدين و آرزوهاي شغلي دختران رابطه دارد.
2- بهنظر مي رسد بين معدل دانشآموزان دختر و آرزوي شغلي آنان رابطه وجود دارد.
3- بهنظر مي رسد بين تحصيلات پدر و آرزوي شغلي دانشآموزان رابطه وجود دارد.
4- بهنظر مي رسد بين ميزان درآمد خانوار و آرزوي شغلي دانشآموزان دختر رابطه وجود دارد.
5- بهنظر مي رسد بين شغل پدر و آرزوي شغلي دانشآموزان دختر رابطه وجود دارد.
6- بهنظر مي رسد بين پايه تحصيلي دختران دانشآموز و آرزوي شغلي آنان رابطه وجود دارد.
1-7 متغير وابسته
متغير وابسته در پژوهش حاضر آرزوهاي شغلي دختران مقطع متوسطه شهرستان انديمشک مي باشد.
1-8 متغير هاي مستقل
متغير هاي مستقل در پژوهش حاضر که تاثير آنها بر آرزوهاي شغلي دختران مورد بررسي قرار مي گيرند عبارتند از: پايگاه اقتصادي-اجتماعي، معدل، درآمد، مقطع تحصيلي، شغل پدر، شغل مادر، سطح تحصيلات والدين و بعد خانوار.
1-9 تعريف مفاهيم (نظري- عملياتي)
در اين قسمت مفاهيم اصلي بكارگرفته شده در پيمايش از منظر نظري و عملياتي مورد بررسي قرار مي‏گيرند تا در درك مفاهيم و شاخص‏سازي آنها مشكلي پيش نيآيد. مفاهيم اصلي عبارتند از: آرزوهاي شغلي، متغير هاي مستقل و ساير عوامل فردي كه در ذيل به تعاريف نظري و عملياتي هر يك از مفاهيم ياد شده پرداخته مي‏شود.
1-9-1 کار (شغل)
با استنباط از نشريات متعدد انتشار يافته توسط مركز آمار ايران، در تعريف كار مي توان گفت: كار، آن دسته از فعاليت هاي اقتصادي (فكري يا بدني) است كه به منظور كسب درآمد(نقدي يا غير نقدي) انجام شود و هدف آن توليد كالا يا ارائه خدمت باشد. براي شروع به كار يك حداقل سن درنظر مي گيرند. در نشريات مركز آمار به غيراز سرشماري 1365، در بقيه سرشماري ها سن 10 سالگي بعنوان حداقل سن ورود به فعاليت و بازار كار است. بنابراين، تمام افراد 10 ساله و بيشتر را مي توان در دو طبقه فعال و غيرفعال قرار داد. افراد 10 ساله وبيش تر كه در هفته تقويمي قبل از هفته آمارگيري(هفته مرجع)، در توليد كالا و خدمات مشاركت داشته (شاغل) و يا از قابليت مشاركت برخوردار بود ه اند(بيكار(، جمعيت فعال محسوب مي شوند. ساير افراد10 ساله و بيشتر تحت عنوان جمعيت غيرفعال قلمداد مي شوند.
تعابير گوناگوني که از کار شده عبارتند از:
– استفاده از نيروي مادي و معنوي در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات؛
– انجام وظايفي که متضمن صرف کوشش هاي فکري و جسمي بوده، هدف از آن، توليد کالاها و خدماتي است که نيازهاي انساني را برآورده مي سازد؛
– فعاليتي قانوني که در مقابل آن مزد دريافت مي شود (کاظمي پور، 1382: 35).
1-9-2 آرزوهاي شغلي
اين متغير انتظار فرد را از موقعيت شغلي، ترجيح فردي از پايگاه و موقعيت شغلي را که تحصيل خواهد کرد و نيز رغبت، خواست و آرزوي فرد را از پايگاه و موقعيت شغلي و حرفه ايي که احراز خواهد نمود تبيين مي کند (محسني تبريزي و ميرزايي، 1383: 22).
به عبارت ديگر آرزوهاي شغلي، آن گروه از مشاغل را شامل مي شود که فرد در آينده آرزو دارد به آنها بپردازد و معمولا در زمينه مشاغلي است که فرد تمايل به اشتغال در آن زمينه ها را دارد (شفيع آبادي، 1371: 94).
1-9-3 تعريف عملياتي
منظور از آرزوهاي شغلي در اين پژوهش، پاسخي است که آزمودني به پرسشنامه 23 سوالي که جهت سنجش ميزان ترجيحات و آرزوهاي شغلي در نظر گرفته شده است مي دهد. عملياتي کردن آرزوهاي شغلي در فصل روش تحقيق به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است.

1-9-4 عوامل فردي
عوامل فردي يكي از مهمترين عوامل تعيين كننده آرزوهاي شغلي مي‏باشند. عوامل فردي به ويژگيهاي فردي دانشآموزان ازجمله؛ سن، تحصيلات، ويژگيهاي رواني و شخصيتي افراد، پايگاه اجتماعي- اقتصادي و غيره اطلاق مي‏شود. تحت تأثير چنين ويژگيهايي افراد شغل هاي متفاوت را ترجيح مي‏دهند. از ميان عوامل فردي پايگاه اجتماعي- اقتصادي که نياز به شاخص سازي دارد مورد بررسي قرار مي گيرد.
1-9-5 پايگاه اجتماعي-اقتصادي
طبقه اجتماعي به بخشي از اعضاي جامعه اطلاق مي‏شود كه از نظر ارزشهاي مشترك، حيثيت، فعاليتهاي اجتماعي، ميزان ثروت و متعلقات شخصي ديگر و نيز آداب معاشرت، از بخشهاي ديگر جامعه تفاوت داشته باشند. در جوامع نوين سه شاخص بنيادي براي طبقه اجتماعي وجود دارند كه عبارتند از درآمد، شغل و تحصيلات. علاوه ‏براين شاخصهاي بنيادي، متغيرهاي مهم ديگر طبقات اجتماعي عبارتند از مذهب، مليت، جنسيت، محل سكونت و زمينه خانوادگي (كوئن، 1375: 178).
به لحاظ عملياتي، براي سنجش و تعيين پايگاه اجتماعي- اقتصادي فرد از گويه‏هاي تحصيلات پدر و مادر، شغل پدر و مادر و ميزان درآمد خانوار در ماه استفاده مي شود.
فصل دوم:
پيشينه نظري و ادبيات تحقيق
چهارچوب نظري
ادبيات تحقيق
روند تحولات جمعيت و اشتغال در يران
2-1 چهارچوب نظري
2-1-1 نظريه نيازهاي آبراهام مازلو1:
در خصوص اشتغال نظريه‌هاي مختلفي بيان شده و هر کدام از منظري به مطالعه اين موضوع پرداخته‌اند. يکي از مشهورترين تئوري‌هاي انگيزش انسان، در سال 1934 ميلادي به وسيله آبراهام مازلو ارائه شده است.
آبراهام مازلو، روان شناس معروف، ايده سلسله مراتب نيازها را در کتاب خود به نام “انگيزه و شخصيت” در سال 1943 مطرح نمود. طبق تعريف مازلو، پنج سطح مختلف در سلسله مراتب نيازهاي انسان وجود دارد:
1- نيازهاي فيزيولوژيکي: اين نيازها شامل ابتدايي ترين و اساسي ترين نيازهايي هستند که براي ادامه بقا ضرورت دارند، مثل آب، هوا، غذا و خواب. مازلو عقيده داشت که اين ها اساسي ترين و غريزي ترين نيازها در سلسله مراتب نيازها هستند زيرا تا اين ها برآورده نشوند بقيه نيازها در اولويت قرار نمي گيرند.
2- نيازهاي امنيتي: نيازهاي امنيتي نيز براي بقا اهميت دارند امّا به اهميت نيازهاي فيزيولوژيکي نيستند. نمونه هايي از نيازهاي امنيتي عبارت است از تمايل به داشتن شغل ثابت، بيمه پزشکي، همسايگان بي خطر و سرپناهي در مقابل محيط.
3- نيازهاي اجتماعي: اين نيازها شامل وابستگي، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقيده مزلو اين نيازها کمتر از نيازهاي فيزيولوژيکي و نيازهاي امنيتي، اساسي هستند. روابط دوستانه، وابستگي عاطفي و روابط خانوادگي به ارضاء اين نيازها کمک مي کند. عضويت در گروه هاي اجتماعي، محلي و مذهبي نيز چنين اثري دارد.
4- نيازهاي احترامي: پس از ارضاء نيازهاي فيزيولوژيکي، امنيتي و اجتماعي، نياز به مورد احترام واقع شدن، اهميت فزاينده اي مي يابد. اين نيازها شامل نياز به چيزهايي است که در احترام به خود، ارزش هاي شخصي، شناخت اجتماعي و پيشرفت، انعکاس مي يابد.
5- نيازهاي خودشکوفايي : اين بالاترين سطح نيازها در سلسله مراتب مازلو است. انسان هاي خودشکوفا، افرادي هستند خودآگاه، علاقه مند به رشد شخصي، کم توجه به عقايد ديگران و علاقه مند به ارضاء توانائي هاي بالقوّه خود.
مازلو عقيده داشت که اين نيازها مشابه غرايز انساني هستند و نقش عمده اي در رفتار انگيزشي دارند. نيازهاي فيزيولوژيکي امنيتي، اجتماعي و احترامي به نام نيازهاي کمبود يا نيازهاي کاستي هستند، به اين معني که اين نيازها به دليل محروميت به وجود مي آيند. برآورده کردن اين نيازهاي سطح پائين تر به منظور اجتناب از احساسات يا پيامدهاي ناخوشايند اهميت دارد. مازلو بالاترين سطح هرم نيازها را نياز رشد مي نامد. نيازهاي رشد به دليل کمبود يا محروميت از چيزي به وجود نمي آيند بلکه زائيده تمايل رشد از سوي يک فرد هستند.
سلسله مراتب نيازهاي مزلو غالباً به صورت يک هرم نشان داده مي شود. در سطوح پائين تر هرم، ابتدائي ترين و پايه اي ترين نيازها و در بالاترين سطح هرم، نيازهاي پيچيده تر قرار دارند (توسلي، 1375: 138).
در جمع بندي نظريه مازلو بايد گفت براساس تئوري مازلو، نيازهاي انسان در يک سلسله مراتب اهميت طبقه‌بندي مي‌شوند که از پايين‌ترين آنها يعني نيازهاي فيزيولوژيکي آغاز شده و به ترتيب در رديف‌هاي بالاتر نياز به تأمين، نياز به عشق و محبت يا نيازهاي اجتماعي، نياز به احترام و سرانجام نياز به خوديابي مي‌رسد (هيکس2، 1368 : 64). اين سلسله مراتب يا زنجير? رضايتمندي، بيان کنند? اين مفهوم بنيادي است که تا آن هنگام که فوري‌ترين نيازها ارضاء‌ نشده ميزان غلب? نيازهاي ديگري بر روي فرد به مراتب کمتر است. در رابطه با شغل، افرد در ابتدا سعي مي‌کنند آرزوها و آيند? شغلي خود را طوري تعيين کند که نيازهاي اساسي و ضروري خود را فراهم کند و بعداً به مراحل بالاتر که در آيند? شغلي خود تصور دارد به آن برسد (آتکينسون3، 1368 : 386).
2-1-2 نظريه روان شناسي انفرادي شفيع آبادي:
اشتغال موفقيت آميز يکي از نيازهاي اساسي بشر در طول زمان بوده و هست. انسان از طريق کار کردن علاوه بر ارضاي نيازهاي مادي، نيازهاي پيوندجويي4، تعلق اجتماعي5 و نياز به عزت نفس6 خود را برآورده مي کند. برخي از نظريه هاي انتخاب شغل انسان را موجودي مختار و با اراده مي دانند که با آگاهي کامل از اهداف و شيوه زندگي و مهارت هاي تصميم گيري7 دست به انتخاب شغل مي زند (شفيع آبادي، 1381: 128).
شفيع آبادي (1381) در نظريه خود با عنوان روانشناسي انفرادي و انتخاب شغل معتقد است انتخاب شغل فرآيندي تکامل، فعال، هدف جويانه و چند بعدي است که در نتيجه تعامل بين خويشتن پنداري، ارضاي نيازها و تصميم گيري حاصل مي شود. خويشتن پنداري قضاوتي است که فرد در زمينه هاي موفقيت، ارزش ها، توانايي ها، اهميت و اعتبار فردي دارد. وي بر نقش اهداف، شيوة زندگي، نيازها و تصميم گيري تأکيد زيادي دارد.

نيازها به سه نوع تقسيم مي شوند که عبارتند از: نيازهاي جسماني، نيازهاي رواني و نيازهاي اجتماعي. ارضاي نيازها يکي از ابعاد شيوة زندگي و فيزيکي از عوامل تعيين کننده نوع رفتار مي باشد. يکي ديگر از ابعاد لاينفک شيوه زندگي که در انتخاب شغل مؤثر است تصميم گيري مي باشد. بررسي ساده ترين تا پيچيده ترين وقايع زندگي معلوم مي دارد که تصميم گيري عملي خلاق و فعال است که بدان وسيله فرد به انتخاب راه حلي مناسب موفق مي شود و مشکلي را حل مي کند. براي اتخاذ تصميم عاقلانه فرد مراحل زير را مورد توجه قرار مي دهد:
1- جستجوي راه حل هاي گوناگون و متعدد مي پردازد.
2- راه حل احتمالي را دقيقاً مورد ارزيابي قرار مي دهد و عواقب احتمالي هر کدام را در رسيدن به هدف هايش پيش بيني مي نمايد.
3- بهترين راه حل را که احتمالاً فرد را به هدفش خواهد رسانيد برمي گزيند.
شفيع آبادي (1381) معتقد است قدرت تصميم گيري8 فرد با چگونگي شغل او رابطه دارد يعني افرادي که قدرت تصميم گيري بهتري دارند در ارتباط با خصوصيات خود مشاغل مناسب تري را انتخاب خواهند نمود. از طرفي به زعم تيدمن تصميم گيري شغل داراي فرآيندي به قرار زير مي باشد:
مرحله اول: آگاهي: در اين مرحله فرد آگاهي پيدا مي کند که در اين مقطع از زندگي انجام يک تغيير يا تصميم ضرورت دارد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مرحله دوم: خود ارزيابي: در اين مرحله فرد ارزيابي مي کند که با اتخاذ تصميم مورد نظر خود به چه اهدافي خواهد رسيد.
مرحله سوم: اکتشاف: در اين مرحله فرد به جمع آوري اطلاعات درباره مسأله تصميم گيري و همچنين ويژگي هاي فردي خود مي پردازد.
مرحله چهارم: تلفيق: در اين مرحله فرد ميان داده هاي جمع آوري شده درباره خود و موقعيت تناسب برقرار مي کند و به تحليل آنها مي پردازد مثلاً از خود مي پرسد با توجه به خصوصياتي که من دارم کدام رشته تحصيلي براي من بهتر است؟
مرحله پنجم: تعهد: در اين مرحله فرد خود را متعهد به اجرا و انجام تصميمات مي کند و مقدمات ورود به تصميم و عملي کردن آن را فراهم مي کند.
مرحله ششم: انجام: در اين مرحله فرد براي انجام تصميم خود يک برنامه ريزي جامع انجام مي دهد او به مسايلي از قبيل چه چيزي را انجام دهد، چه موقع انجام مي دهد و چگونه انجام مي دهد مي پردازد.
مرحله هفتم: ارزيابي مجدد: در اين مرحله تصميمات فرد بازبيني مي شود و اگر تغييرات جزئي در آن لازم است انجام مي گيرد، به هر حال اين بدان معني نيست که تصميم اوليه ما ناقص بوده است بلکه هميشه بايد بخاطر داشته باشيم که در يک جهان در حال تغيير زندگي مي کنيم.
با توجه به فرآيند فوق و تحقيقات انجام شده درباره نقش و اهميت مهارت هاي تصميم گيري والدين با آموزش گام به گام مهارت هاي تصميم گيري مي توانند کودکان را براي اتخاذ تصميمات مهم زندگي به خصوص انتخاب شغل آماده کنند.
شفيع آبادي (1381) نظريه روان شناسي انفرادي آدلر9 را در حوزة شغلي و انتخاب شغل بسط مي دهد. آدلر معتقد است که آنچه افراد از کودکي خود بخاطر مي آورند قوياً بر مسائل شغلي در زندگي آينده آنها تأثير مي گذارد. وي معتقد است که خاطرات اوليه افراد در سه گروه روان شناسي باليني، دندانپزشک و وکيل مانند مشاهدات آنها درباره روابطي که با خاطرات اوليه در مورد انتخاب شغل داشتند از هم کاملاً متمايز بود.
در بحث از اين که چگونه مي توان از خاطرات اوليه در مشاوره و روان درماني استفاده کرد، بايد اذعان داشت که افراد مي توانند مشاغلي را انتخاب کنند که به آنها کمک کند تا شيوه زندگي شان را مشخص کنند. بنابراين شيوه زندگي مي تواند از خلال خاطرات اوليه شناخته شود.
در کاربرد نظريه روان شناسي انفرادي در طرح ريزي شغلي کودکان بايد گفت که چون شيوة زندگي را منظومه خانواده و تجارب اوليه فرد در خانواده مشخص مي کند بنابراين نقش والدين در شکل دادن به شيوة زندگي کودک انکار ناپذير است و چون افراد مشاغلي را برمي گزينند که در آن شيوه زندگي خود را به اجرا در آورند پس والدين نقش بي چون و چرايي در انتخاب شغل آينده کودک دارند. آنچه امروز بيش از پيش آشکار شده اين است که والدين نقش انکار ناپذيري را در طرح ريزي شغلي کودکان شان بر عهده دارند.

2-1-3 نظريه خصيصه-عامل
در نظريه خصيصه-عامل اعتقاد بر آن است که بايد خصوصيات فرد (توانايي ها، رغبت ها و محدوديت ها) را شناخت و آنها را با مشاغل مناسب سازش منطقي داد. در اين نظريه از آزمون هاي رواني زياد استفاده مي شود. نظريه خصيصه-عامل اولين و قديمي ترين نظريه در زمينه انتخاب شغل است و فرانک پارسونز از رهبران سرشناس اين نظريه است. بر اساس اين نظريه بايد به افراد کمک شود تا خود را بطور کامل در ابعاد مختلف به خوبي بشناسند، سپس با استفاده از ابزار و وسايل مناسب مشاغل را شناسايي کنند و در نهايت با توجه به ويژگي هاي خود، شغل مناسبي را انتخاب کنند (شفيع آبادي، 1388: 153).
پيتربلاو معتقد است که توانايي‌ها و خصوصيات شخصيتي فرد و مقتضيات اقتصادي جامعه در دوران مختلف بر انتخاب فرد اثر مي‌گذارد. فرد به سنجش توانايي‌هاي خود از يکسو و مقتضيات اجتماعي و اقتصادي جامعه از سوي ديگر مي‌پردازد و با توجه به پاداش‌هاي دريافتي از شغل و هزينه‌هاي صرف شده براي آن به انتخاب دست مي‌زند (پاوالکو10، 1974 : 47).


دیدگاهتان را بنویسید