1-4-1. هدف کلي7
1-4-2.اهداف ويژه 7
1-5.فرضيات پژوهش8
1-6. محدوديت هاي پژوهش8
1-6-1. محدوديتهاي قابل کنترل8
1-6-2. محدوديت هاي غير قابل کنترل8
1-7. تعريف واژه ها واصطلاحات پژوهش8
1-7-1. عصاره هيدروالکلي گل گياه ازگيل ژاپني(Eriobotrya japonica)8
1-7-2. دويدن اختياري روي چرخ دوار8
1-7- 3 .فاکتورهاي نروتروفيک (NTFs):9
1-7-4 .شاخص GDNF9
1-7-5 . مخچه9
فصل دوم مروري بر ادبيات تحقيق و پيشينه تحقيق
2-1. مباني نظري11
2-2.معرفي چند ناحيه از مغز که در توليد دوپامين وGDNF،موثر مي باشند12
ز
2-2-1.گانگليا بازال12
2-2-2. جسم سياه در مغز مياني13
2-3.نرونهاي دوپامينژيک -دوپامين14
2-4. مخچه وپارکينسون15
2-5.خانواده نروتروفينهاو GDNF16

2-5-1.فاکتورهاي نروتروفيک 16
2-5-2.عوامل نروتروفيک در مغز مياني نرون هاي دوپامينرژيک17
2-5-3 .سلول گليال وفاکتورهاي نروتروفيک17
2-5-4.فاکتور نروتروفيک GDNF مشتق از سلولهاي گليال19
2-5-5.ساختار GDNF21
2-6.نقش استرس اکسايشي در پارکينسون22
2-7.مخچه25
2-7-1.آناتومي وعملکرد بخشهاي مختلف مخچه25
2-7-1-1.لوب هاي مخچه26
2-7-1-2. بخشهاي طولي مخچه26
2-7-1-3. ساقه مخچه26
2-7-1-4. قشر مخچه( سطح ماده خاکستري مخچه)26
2-7-1-5. انواع سلول و الياف آوران از قشر مخچه27
2-7-1-5.راه هاي ورودي اصلي مخچه28
2-7-1-6.راه هاي خروجي (وابران)مخچه28
2-7-2.فيزيولوژي مخچه29
2-7-3.عملکرد مخچه در کنترل کلي حرکات32
2-7-4. ارتباط مخچه وپارکينسون33
2-7-4-1.اتصالات هاي تشريحي بين عقده هاي قاعده اي ومخچه 34
2-7-5.پارکينسون وتغيرات ساختاري در مخچه 35
ح
2-7-5-1.مخچه وعلائم غير حرکتي در بيماري پارکينسون36
2-8.ورزش وبيماري پارکينسون36
2-8-1.ورزش اختياري چرخ دوار و پارکينسون38
2-8-2.ورزش اجباري38
2-7.مدل حيواني پارکينسون مدل تجربي با استفاده از هيدروکسي دوپامين6-OHDA)39
2-9. مکملهاي گياهي42
2-10.تحقيقات انجام شده قبلي (ورزش پارکينسون ،GDNF)48
2-10-1.تحقيقات داخلي (ايراني)48
2-10-2. تحقيقات خارجي49
فصل سوم ،روش اجراي تحقيق
3-1. مقدمه53
3-2. طرح پژوهش53
3-3. آزمودنيها و دسته بندي آنها53
3-4. محيط پژوهش54
3-5. تغذيه آزمودنيها55
3-6. وسايل و ابزار 55
3-7. متغيرهاي تحقيق 56
3-7-1. متغيرهاي مستقل56
3-7-2. متغير وابسته : سطح GDNF مخچه56
3-7-3. عوامل مداخله گر قابل کنترل56
3-7-4. عوامل مداخلهگر غير قابل کنترل56
3-8 . دوره و زمانبندي تمريني56
3-9. روش و نحوه عصارهگيري57
3-10. نحوه تزريق عصاره57
ط
3-11-1. دستگاه استريوتاکسي 58
3-11-2. آماده کردن حيوان براي جراحي59
3-12. روش کانول گذاري و تزريق 6-OHDA 61
3-13. تست چرخشي62
3-14. بافت برداري64
3-15. هموژنايز، تهيه عصاره بافتي و اندازه گيري متغيرهاي وابسته64
3-17. تجزيه و تحليل آماري دادهها64
فصل چهارم ،تجزيه و تحليل داده ها
4-1. مقدمه66
4-2. توصيف دادهها 66
4-3. تجزيه و تحليل استنباطي دادهها69
4-3-1. فرضيه اول 69
4-3-2. فرضيه دوم 70
4-3-3. فرضيه سوم 71
4-3-4. فرضيه چهارم72
فصل پنجم،نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1. مقدمه 74
5-2. خلاصه تحقيق 74
5-3. يافته‌ها بطور كلي و به تفكيك مراحل تحقيق 75
5-4. بحث و بررسي و نتيجهگيري يافته هاي پژوهش75
5-5. نتيجه گيري پژوهش79
5-6. پيشنهادات تحقيق 80
منابع و مآخذ81
فهرست منابع فارسي81

ي
فهرست منابع انگليسي83
چکيده انگليسي93
فهرست شکلها
شکل 2-1 موقعيت عقده هاي قاعده اي در نيمکره هاي مغز12
شکل 2-2. ارتباط هسته قاعده اي با قسمتهاي ديگر مغز13
شکل2-3. بخشهاي مغز مياني ،موقعيت جسم سياه13
2-4.ترسم شماتيک از روابط آستروسيت با عناصر ديگر از سيستم عصبي مرکزي18
شکل2-5. ليگاندهاي خانواده 21
شکل2-6 موقعيت مخچه در مغز25
شکل2-7. بخشهاي مختلف قشر مخچه27
شکل2-8..راههاي انتقال پيام هاي عصبي از مخچه34
شکل3-1. چرخ دوار 56
شکل3-2 دستگاه استريوتاکسي 59
شکل 3-3. فيکس کردن سر موش صحرايي 60
شکل 3-4. نماي پشتي- جانبي از جمجمه موش61
شکل3-5. تزريق با سرنگ هميلتون63
شکل3-6. تست چرخشي 64

ک
فهرست جداول
جداول 3-1. گروههاي اصلي و ويژگي آنها54
جداول3-2. اطلاعات استريوتاکسي براي موشها با جنسيت، نژاد و وزن متفاوت61
جدول4-1. مجموع و ميانگين تمرين انجام شده توسط گروههاي تمريني68
فهرست نمودار
نمودار4-1. وزن گروهها در طول دوره پژوهش66
نمودار 4-2. مسافت روزانه طي شده توسط گروه هاي تمريني68
نمودار 4-3. تغييرات GDNF مخچه در گروه هاي پايه، کنترل و تمرين69
نمودار4-4. تغييرات GDNF مخچه در گروه هاي پايه، کنترل و عصاره70
نمودار 4-5.تغييرات GDNF مخچه در گروه هاي پايه، کنترل و ترکيب تمرين و عصاره71
نمودار 4-7. تغييرات سطح GDNF همه گروه هاي تحقيق72
م
چکيده :
مقدمه و هدف: پارکينسون يک اختلال عصبي تخريب کننده ي مزمن وشايع است که سبب اختلال در مراکز کنترل بدن مي شود .اين بيماري بر سلولهاي دوپامين ساز جسم سياه (SN1 ) واقع درهسته قاعده اي ، اثر مي گذارد . هدف از اين پژوهش بررسي، اثر حفاظتي تمرين اختياري روي چرخ دوار همراه با مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني برسطح GDNF2مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA) بود.
مواد و روشها : 50 سر موش صحرائي نر بالغ نژاد ويستار (دوازده هفتهاي)به طور تصادفي به شش گروه: گروه پايه، گروه كنترل پارکينسوني،گروه مصرف آنتي اکسيدان وگروه تمرين (كه به نوبه خود به زير گروههاي مربوطه تقسيم شدند: 1- گروه پارکينسون و تمرين؛ 2- گروه پارکينسون و تمرين و عصاره؛ و 3- گروه پارکينسون و عصاره). گروههاي تمريني به مدت دوازده هفته روي چرخ دوار تمرين کردند و گروههايي که عصاره مصرف کردند، هر هفته سه بار عصاره را به صورت صفاقي و به ميزان200 ميلي گرم به ازاي هر کيلو گرم وزن بدن دريافت کردند. مخچه همه گروهها به جز گروه پايه و تمرين سالم با تزريق محلول 6-هيدروکسي دوپامين به صورت استريوتاکسي به داخل بطن مغز تخريب شد. سطح GDNFمخچه ، با روش الايزا اندازه گيري گرديد. داده ها به روش One way ANOVA و آزمون تعقيبي TUKEYتجزيه و تحليل شد.
نتايج: بررسي سطح GDNF مخچه در گروههاي تمرين، و مصرف عصاره نشان داد ورزشي اختياري و مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني تأثير پيش درمان معنيداري بر حفاظت عصبي سلول هاي DA مخچه پس از ايجاد مدل پارکينسوني دارد اما نتيجه تحقيق درگروه تمرين با مصرف عصاره نسبت به گروه پايه وکنترل پارکينسوني نشان دادکه ترکيب اين دو مداخله با هم تأثير پيشگيري بر کاهش سطح GDNF مخچه در برابر آثار سمي 6 هيدروکسي دوپامين نشان نداده است.
کليدواژگان: عصاره گل گياه ازگيل ژاپني، تمرين اختياري، 6-هيدروکسي دوپامين، GDNFومخچه

1-1 مقدمه
بيماري پارکينسون (PD3) براي اولين بار توسط جيمز پارکينسون در سال 1817 شرح داده شد.( 105) پارکينسون يک اختلال عصبي تخريب کننده ي مزمن وشايع است که حدودا”01/0در صد از افراد بالاي 60 سال را گرفتار مي کند (5). علائم اوليه پارکينسون عبارتند از: اختلال در عملکرد خودکار، اختلالات عصبي، خواب وخستگي وشکايت حسي مي باشد (25) . علائم ديگر در طول بيماري پارکينسون اختلالاتي نظير سفتي عضلاني، کندي غيرطبيعي حرکات، لرزش و ناپايداري وضعيتي مي باشد . (7). درمان با لوودوپا، موثرترين روش براي مديريت علائم حرکتي وافزايش خطر ابتلابه نوسانات حرکتي ووقوع حرکات غير ارادي مي باشد(79)بيماري پارکينسون بر اثر از بين رفتن سلول هاي ترشح کننده ماده اي به نام دوپامين رخ مي دهد(71)اين بيماري زماني آغاز مي شود که حدود 80/0سلول عصبي دوپامينرژيک از بين برود (13).ويژگي هاي پاتولوژيک اوليه PD انحطاط نروني و مرگ نرونهاي دوپامينرژيک (DA4) منجر به کاهش سطح دوپامين درجسم مخطط شده(46) و علاوه بر از دست دادن نرون هاي دوپامينرژيک، حضور اجزاي داخل سيتوپلاسمي به نام جسم لوي ،مشخص شده است(90). بيولوژي پيچيده بيماري پاركينسون و مكانيسم ناشناخته مرگ نرونهاي دوپامين ساز در طي اين بيماري، بيانگر آنست كه شاهراه هاي درون سلولي متعدد و عناصر اساسي بيشماري در زوال اين نرونها نقش ايفا مي کند.نرون ها به طور مداوم در معرض سموم داخلي و خارجي موجود در مغز هستند. گونه هاي اکسيژن فعال (ROS) و گونه هاي نيتروژن واکنشي (RNS) نشان دهنده عوامل واسطه رايج ناشي از يک گروه متنوع از نروتوکسين که شروع کننده انحطاط عصبي هستند مي باشد.به طور بالقوه راديکال آزاد مخرب است وبه طور مداوم به عنوان بخشي از سوخت وساز طبيعي درنرون DA تشکيل مي شود . سيستم دفاعي آنتي اکسيداني ارائه شده توسط آنتي اکسيدان آنزيمها ،سنتز آنتي اکسيدان ها در رژيم غذايي، مي توانند اين راديکالها را فرو بنشانند(82).چنانچه راديکال هاي آزاد بيش از حد توليد شود يا آنتي اکسيدان هاي آندروژنيک کاهش يابند، آسيب نروني، ايجاد خواهد شد. بنابراين تعادل مناسب بين راديکالهاي آزاد و آنتي اکسيدان ها براي بقا نرون ها ضروري است(98). مغز داراي سيستمهاي دفاعي آنتي اکسيداني است که به عنوان سد دفاعي در برابر راديکالهاي آزاد عمل مي کند ، اما با افزايش سن و بروز کهنسالي اين سيستمهاي دفاعي، تضعيف مي گردند. از آنزيمهاي موجود در اين سيستمها مي توان به آنزيمهاي سوپراکسيد دسموتاز(SOD) و کاتالازCAT) ) اشاره کرد (9). فاکتورهاي نرتروفيک گروهي مهم از پروتئين هاي ترشحي نهان وخارج سلولي است که بقا و مرگ سلولهاي عصبي را در زمان تشکيل سيناپس با بافت هدف ويا با ديگر سلولهاي عصبي تنظيم مي کنند . فاکتورهاي نروتروفيک باعث دوام سلولهاي عصبي دوپامينژيکي مي شوند که در جسم سياه ماده مغز مياني قرار گرفته اند(68) در سال1993,GDNF (عوامل نروتروفيک مشتق از سلول هاي گليال) به عنوان يک فاکتور نروترفيک رشد وبقا، مشخص شده است. نشان داده شده به عنوان يک عامل تغذيه اي قوي براي نرونهاي حرکتي ستون فقرات ونرونهاي نورآدرژنيک مرکزي است .GDNF،از نرونهاي سروتونرژيک ،دوپامينرژيک وسلولهاي گليال در برابر استرس اکسيداتيو محافظت مي کند (113)وموجب رشد اکسون DAنرون هاي مغز مياني مي شود.همچنين از نرونهاي DA محکوم به مرگ محافظت و به بازسازي مسير SN_ST کمک مي کند(44 ).واثر تغذيه اي در انواع مختلف از نرون ها، از جمله سلول هاي پورکنژ مخچه دارند و ازانحطاط نرون هاي نورآدرنرژيک مخچه به دنبال ضايعات اعصاب جلوگيري مي کند. داده ها نشان مي دهد که GDNF ممکن است به طور عمده در سلول هاي پورکنژ مخچه توليد و متمرکزشود (65).
1-2.بيان مسئله
فاکتورهاي نوروتروفيک (NTFs) پروتئين هاي ترشحي اي هستند که به گيرنده هاي هدفشان متصل مي شوند و از کاهش سلول هاي عصبي جلوگيري مي کنند. فاکتورهاي نروتروفيک باعث دوام سلولهاي عصبي دوپامينژيکي مي شوند که در جسم سياه ماده مغز مياني قرار گرفته اند(68؛93). GDNF در سال 1991 کشف شد، و اولين عضو از خانواده GDNF ليگاندهاي (GFL) است. GDNFدر سال 1993به عنوان يک فاکتور نروترفيک رشد وبقا، مشخص شده است. نشان داده شده به عنوان يک عامل تغذيه اي قوي براي نرونهاي حرکتي ستون فقرات ونرونهاي نورآدرژنيک مرکزي است .GDNF، نرونهاي سروتونرژيک،دوپامينژيک وسلولهاي گليال را در برابر استرس اکسيداتيو محافظت مي کند(113). GDNF فاکتور نروتروفيک مشتق از سلول گليال، موجب رشد اکسون DAنرون هاي مغز مياني مي شود.همچنين از نرونهاي DAمحکوم به مرگ محافظت و به بازسازي مسير SN_ST کمک مي کند. شواهد مستقيم نشان مي دهد GDNF در نرونهاي واسطه DA روييده شده وجود دارد(44) . GDNF،از چندين جمعيت نرون ،در سيستم عصبي مرکزي، از جمله نرونهاي حرکتي دوپامين مغز مياني،حمايت مي کند . موجب دوام نرون هاي؛ حرکتي ، حسي و عصب سمپاتيک وپاراسمپاتيک مي شود . همچنين عملکرد مهمي درخارج از سيستم عصبي دارد . براي تکثير سلولهاي عصبي روده اي وتحريک رشد کليه ،براي سلولهاي اوليه جنسي مرد تمايز وتجديد تشکيل اسپرماتوزوئيد مهم مي باشد(93). ذخيره مداوم GDNFبراي بقاي سلولهاي عصبي فعال شده يا کاتکولامين هاي بالغ ضروري مي باشد. گيرنده نروتروفيک GDNF توسط CK2 در فعاليت حياتي ،عبور سيگنال ،سنتز پروتئين ،چسبندگي سلول به سلول ورونويسي ژن که همه موجب بقائ بافت عصبي مي شود به عنوان واسطه نقش دارد. GDNFبه همراه (گيرنده آلفا/گيرنده کيناز)GFR?1/Retدر حفاظت از سيستم عصبي ونروتوژنيک نقش دارد ومسير Mapk/Erk (چرخه گلوتامات- گلوتامين که موجب جذب گلوتامات مي شود)را تحريک مي کند که مانع از مرگ سلولي ناشي از NMDAمي شودGDNF. در تعامل با گيرنده هايGFR?1/Ret در سطح سلول، موجب بقاي ميکروگليال شده وفعاليت فاگوسيتوز را بهبود مي بخشد .فعال سازي ميکروگليال موجب توليد GDNFمي شود .که اين امر موجب بقاي DAمي شودوفعاليت GPX-1را افزايش مي دهد وآن را فعال مي کند که اين امر خواص حفاظتي GDNFرا با مهار استرس اکسيداتيو تقويت مي کند وفاکتور رشد براي کمک به يادگيري وتقويت حافظه گزارش شده است (27). GDNF داراي خواص احيا کننده براي سلول هاي مغز است و به عنوان پتانسيل درمان براي بيماري پارکينسون نشان داده شده است. (44) . پيري با کاهش در عملکرد پاسخ هاي گيرنده بتا آدرنرژيک در مخچه در ارتباط است. گزارش شده سلول فاکتور نروتروفيک مشتق از گليال (GDNF)،ازانحطاط نرون هاي نروآدرنرژيک به دنبال ضايعات اعصاب جلوگيري مي کند . فعاليت بدني موجب کاهش مقدار قابل توجهي اکسيژن در کل بدن و به خصوص در ماهيچه هاي اسکلتي مي شود.بخش کوچکي از اکسيژن(2-5?)به اکسيداتيو متوسط تبديل شده و موجب تغييرات بيوشيميايي و آسيب بافت مي شود.کاهش فعاليت سيستم آنتي اکسيدان مي تواند باعث افزايش اکسيداتيو در طي ورزش شود .تمرين بدني باعث افزايش فعاليت آنزيم آنتي اکسيدان ماهيچه اي و کبدي و تسهيل مقدار حذف ،گونه هاي اکسيژن غير فعال و کاهش سطح استرس اکسايشي مي شود (65). در ميان الگوهاي ورزشي مختلف، فعاليت اختياري روي چرخدوار، دوي اجباري تردميل و حرکات مقاومتي عضلاني ، رايج ترين مدلهاي ورزشي اتخاذ شده هستند.اين ورزشها، جدا از مزاياي بدني خود، عملکرد شناختي را بهبود بخشيده و بازتواني عصبي را بعد از آسيب مغزي، آسانتر ميکنند(90).امروزه استفاده از مکمل هاي گياهي افزايش چشمگيري يافته است.يکي از اين گياهان ازگيل ژاپني است.گياه ازگيل ژاپني با ترکيبات فنوليک ، متابوليت هاي ثانويه اي هستند که به نوعي از طريق کاهش استرس اکسايشي کاهش دهنده ريسک چندين بيماري مي باشند(80). اگر چه تحقيقات زيادي در رابطه با اثر تمرين بر پارکينسون انجام گرفته است اما هنوز طرحي که اثر همزمان تمرين اختياري و عصاره هيدروالکلي گل گياه ازگيل ژاپني را به صورت پيش درماني و پيشگيري از کاهش سطح GDNF در موش هاي مدل تجربي بيماري پارکينسون که بر اثر تزريق 6-هيدروکسي دوپامين به داخل بطن سمت راست مغز ايجاد شده باشد صورت نگرفته است. همچنين طول مدت تمرينات در تحقيقاتي که از نوع اختياري آن استفاده کردند، کوتاه بوده است. لذا محقق در نظر دارد به اين پرسش پاسخ دهد که :
1-آيا تمرين اختياري روي چرخ دوار(wheel running) برسطح GDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”.اثر حفاظتي دارد ؟.
2-آيا مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني برسطح GDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي، توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”.اثر حفاظتي دارد ؟.
3-آيا ترکيب تمرين اختياري روي چرخ دوار و مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني، برسطح GDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي، توسط 6 -هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”اثرحفاظتي دارد؟
4-آيا بين مقادير GDNF مخچه ، گروههاي تحقيق تفاوت وجود دارد؟
1-3.اهميت و ضرورت انجام تحقيق:
يکي از مهمترين مشکلات زندگي بشر امروزي، وجود فشارهاي رواني و عصبي بر روي افراد ميباشد.اين فشارهاي رواني باعث بروز بيماريهاي عصبي ميشوند. که بين بيماريها و بيتحرکي ، ارتباط مستقيم وجود دارد. يکي از اين بيماريها فلج رعشه اي يا پارکينسون ميباشد که بعد از آلزايمر به عنوان شايعترين بيماري مخرب عصبي مطرح است(79). و تقريباً 1 درصد از افراد بالاي 50 سال را در حال حاضر مبتلا کرده است(5).علائم باليني اين بيماري تقريباً به دنبال از بين رفتن حدود 80% از نرونهاي دوپامينرژيک ماده سياه بروز ميکند(13). استرس اکسيداتيو نقش کليدي در آغاز فرايند مرگ سلولي نرونهاي DAدارد (119). شواهد به دست آمده از مطالعات اپيدميولوژيک و آزمايشگاهي نشان داده اند که برخي از گياهان خوراکي ،يا مواد تشکيل دهنده شناسايي شده آنها با خواص آنتي اکسيداني اثرات محافظتي قابل توجهي در انسان دارند
(12).بنابراين، تلاش براي يافتن عوامل طبيعي براي مقابله با اين بيماري از ارزش باليني بسياري برخوردار است. فعاليت بدني موجب کاهش مقدار قابل توجهي اکسيژن در کل بدن و به خصوص در ماهيچه هاي اسکلتي مي شود.بخش کوچکي از اکسيژن(2-5?)به اکسيداتيو متوسط تبديل شده و موجب تغييرات بيوشيميايي و آسيب بافت مي شود.کاهش فعاليت سيستم آنتي اکسيدان مي تواند باعث افزايش اکسيداتيو در طي ورزش شود .تمرين بدني باعث افزايش فعاليت آنزيم آنتي اکسيدان ماهيچه اي و کبدي و تسهيل مقدار حذف ،گونه هاي اکسيژن غير فعال و کاهش سطح استرس اکسايشي مي شود (65). در ميان الگوهاي ورزشي مختلف، فعاليت داوطلبانه روي چرخدوار، دوي اجباري تردميل و حرکات عضلاني مقاومتي، رايج ترين مدلهاي ورزشي اتخاذ شده هستند. اين ورزشها، جدا از مزاياي بدني خود، به طور جداگانه نشان داده شده که عملکرد شناختي را بهبود بخشيده و بازتواني عصبي را بعد از آسيب مغز، آسانتر ميکنند(90 ). تمرين چرخ دوار آثار قابل توجهي روي مغز و رفتار جوندگان برجاي مي گذارد. فعاليت چرخ دوار شکلي از ورزش اختياري است که در تحقيقات روي جوندگان آزمايشگاهي به کار گرفته شده و ابزار مفيدي براي مطالعه و بررسي شکل گيري عصبي رفتاري در جوندگان مي باشد. تمرينات اختياري برخلاف تمرينات اجباري دويدن روي نوارگردان آثار زيانباري روي توانايي هاي بدن اعمال نمي کند که ناشي از استرس مزمن همراه با ورزش اجباري مي باشد. از آنجايکه تمرين اختياري روي ويل رانينگ نسبت به تمرين اجباري تاثير مفيدتري در سيستم عصبي دارد و با توجه به اينکه بين بيماري پارکينسون و استرس اکسايشي رابطه تنگاتنگي وجود دارد (افزايش راديکال آزاد در مغز تخريب نرون هاي دوپامينرژيک صورت مي گيرد وباعث کاهش سطح دوپامين توليدي در جسم سياه مي شود) مي توان بيان کرد که تمرين روي ويل رانينگ به علت عدم ايجاد استرس ناشي از ورزش براي سيستم عصبي بهتر وسودمندتر است(2). تحقيقي که اثر همزمان تمرين اختياري طولاني مدت و مصرف عصاره هيدروالکي گل گياه ازگيل ژاپني را به صورت پيش درمان بيماري پارکينسون بررسي کرده باشد انجام نگرفته است.
با توجه موارد گفته شده اهميت يافتن پاسخ به اين سوال که اثر همزمان تمرين اختياري طولاني مدت 12 هفتهاي و مصرف عصاره هيدروالکي گل گياه ازگيل ژاپني بر سطح GDNF مخچه، موشهاي پارکينسوني شده توسط 6 هيدرو کسي دوپامين و متعاقباً ميزان پيشگيري از ابتلا به بيماري پارکينسون ضروري به نظر مي رسد.پيشگيري ازافزايش روز افزون تعداد بيماران پارکينسوني در جامعه از ضروريات و اهميت انجام اين تحقيق مي باشد. همچنين محدوديت و يا فقدان تحقيقات انجام شده در حوزه مطالعه تأثير مصرف عصاره هيدروالکلي گل گياه ازگيل ژاپني بر سطح GDNF مخچه و همچنين تأثير ورزش (ورزش اختياري چرخ دوار) با هدف بهبود و يا پيشگيري از بيماري پارکينسون، محقق را بر آن داشت تا به دنبال اجراي اين تحقيق باشد. لذا اجراي اين طرح تحقيقي و اطلاع رساني در مورد يافتههاي اين مطالعه کمک مؤثري به ارتقاء سطح سلامت عمومي جامعه به ويژه بيماران پارکينسوني خواهد نمود.
1-4. اهداف پژوهش
1-4-1. هدف کلي
هدف از اين پژوهش تعيين تأثير تمرينات دويدن روي چرخ دوار و انتي اکسيدان هيدرو الکلي گل گياه ازگيل ژاپني بر سطح GDNF در مخچه موشهاي پارکينسوني شده توسط 6 هيدرو کسي دوپامين.
1-4-2. اهداف ويژه
1-تعيين اثر حفاظتي تمرين اختياري روي چرخ دوار(wheel running) برسطح GDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”.
2-تعيين اثر حفاظتي مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني برسطح GDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”.
3-تعيين اثر ترکيبي حفاظتي تمرين اختياري روي چرخ دوارو مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني برسطح GDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”
4-بررسي تفاوت سطح GDNF مخچه بين گروهها.
1-5. فرضيات پژوهش
1-تمرين اختياري روي چرخ دوار(wheel running) برسطحGDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي ،توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”.اثر حفاظتي ندارد.
2-مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني برسطحGDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”.اثر حفاظتي ندارد.
3-ترکيب تمرين اختياري روي چرخ دوار و مصرف عصاره گل گياه ازگيل ژاپني، برسطحGDNF مخچه موش هاي پارکينسوني القائي توسط 6 هيدروکسي دوپامين (6-OHDA)”اثرحفاظتي ندارد.
4-بين گروه هاي تحقيق از نظر GDNF مخچه تفاوتي وجود ندارد.
1-6. محدوديت هاي پژوهش
1-6-1. محدوديتهاي قابل کنترل
در اين تحقيق متغيرهاي مختلفي از جمله، ويژگي هاي بدني (گونه، نژاد، جنس، وزن)، عوامل محيطي(نور، دما،
رطوبت،صدا)، عوامل تمريني(نوع فعاليت) و نوع غذاي مصرفي تحت کنترل قرار داشت.
1-6-2. محدوديت هاي غير قابل کنترل
عدم کنترل دقيق فعاليت سيکل شبانه روز
ايجاد عفونت در صفاق آزمودني ها در اثر تزريق آنتي اکسيدان و حذف از تحقيق
ريزش يکي از آزمودني ها هنگام انجام جراحي استريوتاکسي
1-7. تعريف واژه ها واصطلاحات پژوهش
1-7-1. عصاره هيدروالکلي گل گياه ازگيل ژاپني(Eriobotrya japonica)
عصاره هيدروالکلي گل گياه ازگيل ژاپني محتوي قند، اسيد سيتريک، پکتين، چربي اشباع، سديم، ويتامين A، فيبرهاي غذايي، پتاسيم، منگنز و ترکيبات فنولي است. ترکيبات فنوليک، متابوليت هاي ثانويه اي هستند که به نوعي از طريق کاهش استرس اکسايشي به عنوان کاهش دهنده ريسک چندين بيماري مطرح است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-7-2 دويدن اختياري روي چرخ دوار
دويدن اختياري بهطور کلي بهعنوان نوعي از فعاليت ورزشي داوطلبانه در مدلهاي حيواني در نظر گرفته ميشود و استرس عمومي را فعال نميکند.فعاليت ورزشي دويدن اختياري روي چرخ دوار مجهز به کانتر که ميزان فعاليت را ثبت مي کند (ساخت دکتر فلاح محمدي و همکاران دانشکده تربيت بدني دانشگاه مازندران).همچنين هر بار چرخش اين چرخ دوار مسافتي برابر يک متر را طي مي کند.
1-7- 3 .فاکتورهاي نروتروفيک (NTFs):
پروتئين هاي ترشحي اي هستند که به گيرنده هاي هدفشان متصل مي شوند و از کاهش سلول هاي عصبي جلوگيري مي کنند.
1-7-4 .شاخص GDNF:
فاکتور جديدي از خانوادهي فاکتورهاي نوروتروفيک است. از خانواده نروتروفين ها و پروتئين هاي ترشحي اي هستند که پوششهاي پروتيني سلولهاي دوپامين ساز را مي سازند
1-7- 5: مخچه
مخچه بزرگترين بخش پس‌مغز است و در حفره مغزي پسين يعني در عقب بصل النخاع و پل مغزي و در زير
چادر مخچه‌اي قرار مي‌گيرد. مخچه مسئول انقباض ظريف گروههاى عضلات اسكلتى و انبساط ظريف آنتاگونيست هاى آنها مي باشد. اين ظرافت عمل براى تمام انواع حركات، چه حركات غير ارادى و اتوماتيك و يا
حركات ارادى، ضرورى است.

2-1. مباني نظري
بيماري پارکينسون (PD) براي اولين بار توسط جيمز پار کينسون در سال 1867شرح داده شد(105) بيماري پارکينسون دومين بيماري شايع عصبي مردم سراسر جهان است . پارکينسون يک اختلال عصبي تخريب کننده ي مزمن وشايع است که حدودا”01/0در صد از افراد بالاي 60 سال را گرفتار مي کند (5).بيماري پارکينسون زماني آغاز مي شود که حدود 80/0سلول عصبي دوپامينرژيک از بين برود(13).PD توسط از دست دادن تدريجي مجموعه خاص از سلول هاي عصبي در ساقه مغز و در دستگاه عصبي محيطي ايجاد مي شود(83) .علائم اوليه پارکينسون عبارتند از: اختلال در عملکرد خودکار، اختلالات عصبي، خواب وخستگي وشکايت حسي مي باشد (25) . علائم ديگر در طول بيماري پارکينسون اختلالاتي نظير سفتي عضلاني، کندي غيرطبيعي حرکات، لرزش و ناپايداري وضعيتي مي باشد .اين علائم ممکن است با علايم ديگري چون افزايش بزاق، يبوست، برافروختگي، تعريق، اختلال در چرخه هاي بيولوژيک، مشکلات رواني و اختلال در صدا، حافظه، ، در نوشتن، چهره بي روح و در بعضي موارد جنون همراه باشد. (63 ؛ 7). يک توافق کلي وجود دارد که PD ممکن است نتيجه نهايي از فعل و انفعالات عوامل متعدد، از جمله استعداد ژنتيکي و قرار گرفتن در معرض سموم محيطي باشد(63 ).مطالعات اپيدميولوژيکي تفاوت هاي جنسيتي را ، درشدت علائم و نتيجه درمان خطر PD پيشنهاد کرده اند. شيوع بالاتري از PD در مردان با احتمال دو برابر بيشتر نسبت به زنان گزارش شده است. شدت علائم، در مردان به صورت؛ سفتي بدتر ، مشکلات در نوشتن وگفتارو راه رفتن است ، در حالي که زنان بيشتر نشانه هاي ديسکينزي ناشي از لوودوپا را دارند .علاوه بر اين، تفاوتهاي جنسي در پاسخ به داروها ي ضد پارکينسون لوودوپا نيز گزارش شده که درمان با لوودوپا باعث بهبود قابل توجهي در عملکرد حرکتي در زنان نسبت به در مردان است.شواهدي وجود دارد که استروژن ممکن است يک نقش محافظت نوروني را بازي کند. استفاده از استروژن پس از يائسگي درمان جايگزيني به منظور کاهش خطر ابتلا به اين بيماري همچنين حمايت از نقش محافظتي استروژن به نظر مي رسد(92). مطالعات اپيدميولوژيکي نشان مي دهد که قرار گرفتن در معرض آفت کش ها ممکن است يک عامل خطر براي PDباشد. يکي ازمهم ترين آفت کش به طور گسترده اي در سراسر جهان استفاده مي شود روتنون است(63 ).مطالعات اپيدميولوژيکي نشان مي دهد پاراکوات علف کش و مانب قارچ کش ودر معرض فلزات سنگين ،آب چاه ،ديگر مواد شيميايي کشاورزي عامل خطر براي PDباشد(30) . اگر چه علت اين فرايند عصبي ناشناخته است، يک نامزد استرس اکسيداتيو است که به احتمال زياد ناشي از قرار گرفتن در معرض سموم محيطي مي باشد.افزايش اين آسيب پذيري مي تواند استعداد ژنتيکي، استرس عاطفي يا جسمي، و يا قرار گرفتن در معرض برخي از مواد مخدر تفريحي باشد(41).
2-2.معرفي چند ناحيه از مغزکه در توليد دوپامين وGDNF ، موثر مي باشند.
2-2-1.گانگليا بازال(عقده قاعده اي ): در داخل ماده سفيد هر يک از نيمکره هاي مخ سه توده از جنس ماده خاکستري موجود است که آنها را عقده قاعده اي (گانگليا بازال )مي نامند (شکل2-1). عقده قاعده اي مجموعه اي از هسته هاي سابکورتيکال ، در اطراف تالاموس مي باشد .هسته اصلي عقده قاعده اي درجسم مخطط وبخشهاي ديگر به نام کودات ،هسته و پوتامن تشکيل شده است .جسم مخطط شامل بخشهاي : مشبک SNRومتراکم SNCوهسته مي باشد(103).
شکل 2-1 موقعيت عقده هاي قاعده اي در نيمکره هاي مغز
در انسان عقده قاعده اي به فعاليت منطقه ي حرکتي قشر مخ کمک مي کنند آسيب دستگاه خارج هرمي منجر به يک سلسله حرکات غير ارادي و يا بر عکس سختي و محدوديت حرکات مي شود.نشانه هاي آسيب اين هسته ها که ممکن است در يک طرف بدن و يا در هر دو طرف واقع شود عبارتند از:لرزش و سختي عضلات و اختلال حرکات وابسته(يعني حرکات فرعي که حرکات ارادي را همراهي مي کنند)مختل شدن راه رفتن وضعيت بدن در فضا است (32) به طور کلي هسته قاعده اي مقدار زيادي(شکل.2-2) از ورودي قشر مغزي را دريافت ، و پس از پردازش از طريق تالاموس آن را به عقب به قشر مخ ارسال مي کند. اين قشر ،ورودي تحريکي را به جسم مخطط مي فرستد. مشابه مخچه هسته قاعده اي نيز در يادگيري نقش دارد و سيستمي است که ورودي دوپامينرژيک جسم سياه از بخش متراکم است.
شکل2-2 .ارتباط هسته قاعده اي با قسمتهاي ديگر مغز
عملکرد جذاب ديگر هسته قاعده اي توالي زماني حرکات است . احتمالا بهترين واقعيت شناخته شده در باره عقده قاعده اي اين است که در يکپارچه سازي بسياري از انواع اطلاعات در هر جريان ارائه شده در قشر مغزنقش دارد (18) ( 50).
2-2-3. جسم سياه در مغز مياني
مغز مياني، کوچکترين منطقه از مغز است که به عنوان يک نوع از ايستگاه هاي رله براي شنوايي و اطلاعات بصري عمل مي کند.
شکل 2-3.بخشهاي مغز مياني ،موقعيت جسم سياه


دیدگاهتان را بنویسید