2-1-6- در جستجوي شناخت واقعي دو وجه غالب دوگانگي موجود (عملکردگرايي- نشانه شناسي)30
2-2- معنا- زبان- الگو31
2-2-1- مقدمه31
2-2-2- رويدادها (فعاليت ها، موقعيتها)31
2-2-3- الگوي رويدادها- کيفيت رويدادها- رفتارها32
2-2-4- فرهنگ32
2-2-5- رويداد- فضا32
2-2-6- نظريه ميان رويداد و فضا32
2-2-7- الگوي جامع شامل فضا و رويداد 32
2-3- مفهوم يابي سکونت- خانه (شناخت مفاهيم و معناها نقشها و کارکردهاي خانه)34
2-3-1- خانه نهاد سکونت34
2-3-2- ارزشيابي و استنباط ما از محل سکونت35
2-3-2-1- نحوه نگرش به خانه و محل سکونت36
2-4-2-2- رفاه36
فصل سوم : روش تحقيق
3- بخش تاريخي
3-1- مقدمه40
3-2- معماري سنتي ايران40
3-3- بررسي و مقايسه معماري سنتي و امروزي ايران42
3-4- جدول مقايسه خانه هاي سنتي و امروزي43
3-5- نتيجه گيري تحليلي46
فصل چهارم : تجزيه و تحليل داده ها
4- بخش کاربردي (تدوين نهايي مباحث مطالعاتي)
4-1- نظريه هاي مختلف در مورد شکل خانه52
4-2- عوامل اجتماعي – فرهنگي و شکل خانه59
4-3- نيروهاي اجتماعي – فرهنگي و شکل بنا62
4-4-اقليم: تغييير دهنده فرم و تعامل گرايي66
4-5-بررسي علل مهاجرت روستائيان به شهرها در ايران با فرا تحليل پايان نامه هاي تحصيلي69
4-5-1-نتيجه گيري و پيشنهادها……………………………………………………………………………………………….74
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري
5-بخش مطالعات بسترطرح
5-1-پيشينه منطقه و مشخصات جغرافيايي78
5-2-اصول فني واستانداردهاي طراحي درفضاهاي مجموعه80
5-3-نتيجه گيري – تقرب به طرح90
6- ضمائم100
7- منابع104
چکيده:
يافتن مکاني براي سکونت و احساس آسايش در آن يکي از اساسي ترين و مهمترين نيازهاي بشر در طول تاريخ مي باشد. خانه به عنوان عنصري که تامين کنندهي اين نياز است، داراي اهميت خاصي مي باشد. با نگاهي به معماري سنتي ايران نيز، نقش و جايگاه ويژه خانه به عنوان عنصري مهم در معماري اشکار
مي شود. در طراحي خانه هاي سنتي از الگوهايي استفاده شده است که اين الگوها متاثر از عوامل متعددي مي باشد. ميزان تعامل و فرهنگ مردماني که در اين خانه ها و جامعه زندگي مي کنند، بسيار حائز اهميت است. در معماري معاصر، با تغيير روش زندگي، افزايش جمعيت، کمبود زمين و تفاوت نگرش در نسل هاي مختلف، الگوهاي معماري مسکن نيز تغيير يافته است.
طراحي خانه هاي چند نسلي مي تواند در صورت مطالعهي دقيق، به عنوان راه حلي بهينه براي بسياري از مشکلات و ناهنجاري هاي مرتبط با مسکن بکار رود. اين مقاله با رويکردي توصيفي- تحليلي و با استفاده از مفاهيم نظري مرتبط با معماري تعامل گرا و فرهنگ گرا و بررسي علل نياز به طراحي خانه هاي چند نسلي، به بيان معضلات و مشکلات در اين رابطه و وجود رويکردهايي با مضامين فرهنگي و تعاملي در قالب طراحي خانه هاي چند نسلي به عنوان راه حلي مطمئن جهت جلوگيري از مهاجرت هاي تخريبي مي پردازد.
واژگان کليدي:
خانه هاي چند نسلي، معماري تعامل گرا، معماري فرهنگ گرا، معماري سنتي- مدرن
آغاز سخن
تاکنون هر چيزي را پذيرفته و تاييد کرده ايم. زمان آن رسيده که ازطرح مسائل تکراري معماري فراتر رفته و به اين بيانديشيم که مسائل عميق تري از اقليم و منظر و مصالح و سبک و … در طراحي ما دخيل اند و بيانديشيم که چرا معماري و مظاهر آن زماني خوشايند و زماني مشمئز کننده است، چرا گاهي صميمي و زماني غريبه و غير قابل درک است. در پس اين مظاهر کدام عوامل پشت پرده، خواسته و ناخواسته معماران را به ارائه نقش وادار مي?سازد.
به نظر مي?رسد گردانندگان واقعي اين صحنه?ها و اين نمودها کارگردانان توانايي مي?باشند که هر چند بار زماني ظهور کرده و امت هنري شان را رهبري مي?کنند و سعي دارند که آنها را از بيراهه به مسير جدي و واقعي هدايت نمايند.
آنچه تاکنون بوده و هستيم و آنچه از معماري با دست خود عرضه مي?داريم و با دروغ آفريده خود مي?دانيم و به آن مي?باليم از اين درک هوشمندانه بي بهره است. ما آلت دست سبک، تقليد، سنت شکني و يا حتي آرمان احياي سنت?ها و ارزشهاي پايداريم، چرا که از درونمايه و جوهره اين ادعاهاي بزرگ بي خبريم.
آنچه در وصف معماري امروز که با رعايت حرمت و ارزش اين هنر، نامگذاريش هم بي تناسب است مي?توان گفت اين است که، ساخت و ساز و به ادعاي ما معماري امروز، زماني موسيقي دلنواز و برانگيزاننده?اي است که حتي از درک وزن و تناسبات و علت اوج و فرود آواهايش عاجزيم و نمي?دانيم چرا مي?گويند زيباست و چرا براي ما زيبا است و چرا گاهي ملودي خسته کننده و کسالت آوري است که اتفاقاً مخاطب و کارفرمايان زيادي دارد.
در حقيقت ايده و تفکرات جديد و پرداختن و طرح مسائل بنيادي جديد که پايه سياستگذاريهاي هنري است، منشا وضع بسامان ونابسامان معماري دنيا است.
معماري نيز مانند هر اقليمي دولتي سياستگذار مي?خواهد و امتي که با درک صحيح از سياست?ها و القائات و با بينشي عميق نسبت به باورهاي شخصي و مردمي و درک صحيح نيازها به نشر و توسعه آنها اقدام نمايند. واضح است که اعمال اين سياست?ها و انقلابات فکري و يا اجتناب از قبول و اجراي آن خود نوعي ابتکار است و تشخيص آن مسئوليت سنگيني مي?باشد. بي دليل نيست که به گفته ميس وان در روهه معماري صحنه بازي کودکان خردسال يا بزرگسال نيست.
فصل اول
کليات
بخش اول : پروپزال
1-1- عنوان تحقيق (Title): طراحي خانه چند نسلي با رويکرد به فرم هاي تعاملي اقليم وفرهنگ گرا به منظور جلوگيري از مهاجرت تخريبي.
1-2- بيان مسئله (Statement of Problem)
مقدمه بيان مسئله
1-2-1- مسئله چيست و مشکل کدام است؟
يکي از کامل ترين توصيفاتي که درباره خانه آمده توصيفي است که جبران خليل جبران در کتاب “پيامبر” خود آورده: “خانه کالبد بزرگ شماست.” در اين بيان خانه به شدت به وجود انسان وابسته است و از وجود و ويژگيهاي انساني متاثر مي?باشد و واسطه?اي است که انسان بين خود و جهان پيرامونش برگزيده.
خانه?ها و الگوهاي زندگي انسان با تحول و تکامل او رشد کرده و با ويژگيها و نيازهاي او سازگار مي?گردند و از محدوديت و يا انبساط ذهنيت او متاثر مي?شوند. در واقع آنچه که در رأس همه عوامل در تجارب خانه سازي انسان موثر بوده خود او و روان دليل مي?توان ادعا کرد که خانه ارگانيسمي متغير بوده و مفاهيم متعدد و پيچيده?اي دارد.
تحولات عظيم و تجربه خانه سازي در دوران معاصر اين امر را به روشني نشان مي?دهند. با عوض شدن شيوه زندگي مفهوم و مصداق خانه و سکونت جاي خود را به واحد مسکوني و اسکان واگذار کرده و نسلهاي جديد راه و روش و شيوه و منش ديگري را براي زندگي خصوصي و اجتماعي خود برگزيده?اند.
نکته قابل اهميت اين است که سازمان فضايي خانه نيز تحت تاثير اين رويکرد به شدت دگرگون شده و اين تاثير عميقي است که بر جاي مانده و به راحتي قابل لمس مي?باشد. خانه?هاي کوچک و جمع و جور و راحت جاي خانه?هاي بزرگ قديمي و پر دردسر را گرفته?اند و امکانات بي نظير و آسايش خانه?هاي جديد مورد استقبال نسل امروز واقع شده و دلمشغولي معماران و مسئولان امروز مفاهيمي چون مسکن اجتماعي با زير بنايي محدود- ضرورت اسکان در ارتفاع و بحث?هايي از اين قبيل را تشکيل مي?دهد و اين در حالي است که اين قبيل مسائل در گذشته مطرح نبوده است. خانه?ها جعبه?هايي هستند که روي هم گذاشته شده?اند.
اما بحث ما در اينجا ارائه تحليل سطحي و يا جامع از نارساييهاي موجود و پرداختن فوري به راه حل?ها و راهکارها نيست، بلکه اين اعتقاد قوي وجود دارد که اين مسائل ريشه دار تر و عميق تر از آن مي?باشند که تنها در ذکر چند واژه خلاصه شوند و بايد پرسيد که منشا اين مشکلات در چيست و اينکه:
*چه عواملي روشها و تجارب (سنت) گذشته را بي اعتبار کرده و به وضعيت موجود انجاميده است ؟
*چه بستر و زمينه?اي و چه دلايلي کارايي شيوه?ها و وضعيت موجود را زير سئوال مي?برد؟
با وجود تکامل خانه?ها باز هم اين توافق به طور گسترده وجود دارد که خانه?هايي که ما در آنها زندگي مي?کنيم براي مردم امروز طراحي نشده?اند و شرايط نشان مي?دهد که ما به فرم جديد و ساختار کاملاً متفاوتي از خانه?ها نياز داريم که پاسخگوي ويژگيها و شرايطمان باشد چرا که به نظر مي?رسد خانه?هاي امروز معناي جديدي پيدا کرده?اند. با روند رو به رشد و فزاينده جمعيت بحران فضا امري بديهي است. مسلماً فضاي زندگي محدودتر مي?شود و بايد پرسيد در اين شرايط سکونت چه معنايي دارد؟ همينطور خانه ديگر در طبيعت ساخته نمي?شود و در نتيجه روابط مسکن و فضا ساختگي و تصنعي است. همينطور استفاده رو به گسترش از فن آوري ديجيتال و ارتباطات- محدوديت فضاي زندگي- توجيه اقتصادي- نحوه عملکرد و زندگي ما- نياز به فضاهايي براي تفکر و تناسب فيزيکي و سلامتي روان و تغذيه روح انساني- ارتباط با محيط شهري و در عين حال برخوردار از خلوتي دروني و شخصي و …
فرم خانه دائماً تکامل يافته است و ما نمي?توانيم به برداشت و تصور قبلي مان از خانه ادامه دهيم و در عين حال مشکلات را برطرف سازيم. يکي از اشتباهاتمان کم بها دادن به امکانات الگوهاي جديد و پافشاري بي مورد بر الگوهاي رايج و يا گذشته است. در حاليکه بسياري از پيشتازان اين زمان معتقدند که ما در انقلاب صنعتي ديگري هستيم و هزاره آينده خانه?هايمان را گريز از طرح?هاو کانسپتهاي بنيادين فرداهاي ديروز مي?دانند.
در انتهاي اين بحث براي تاکيد بر چنين برداشت و رويه غلطي که ما در ايران در نتيجه تحليل?هاي سطحي و راه حل?هاي فوري در پيش گرفته ايم بايد خاطر نشان کرد که در ايران بجز الگوي سنتي سکونت که همه آنرا مي?شناسيم الگوي ديگري وجود ندارد و آنچه پس از آن شاهد هستيم درايت و التقاط مي?باشد. بايد به اين نکته توجه داشت که اصرار بر تعريف يک الگوي ويژه ايراني در ابتدا کاملاً اشتباه است و ما را از بحث اصلي دور مي?سازد. ما نيز همگام با بسياري از ملل ديگر از مزاياي دستاوردهاي جهاني بهره مي?گيريم و البته اين به معناي تناقض نيست و ايراني بودن ما را زير سئوال نمي?برد. اما مبين اين مطلب است که در چنين شرايطي نمي?توانيم بر واقعيتي پافشاري نماييم که ديگر وجود خارجي ندارد.
در جامعه و نظام اجتماعي ايران ديگر خبري از خانواده?هاي گسترده نيست و ما ديگر هزينه و يا زمين کافي براي احداث خانه- باغ?هاي گذشته (البته اگر چنين تعبيري کاملاً صحيح باشد) در اختيار نداريم.
واقعيت?هاي امروز چيزهاي ديگري است که بايد با آنها روبرو شده و آنها را صميمانه بپذيريم. ما در طول اين زمان سپري شده به عنوان يک جامعه انساني مسير تحول را پيموده ايم و متحول شده ايم و بدين ترتيب بانسل?هاي گذشته در جهان بيني و ويژگيهاي انسان و شيوه زندگي تفاوت?هاي قابل ملاحظه?اي داريم.
از طرفي همينطور که گفته شد در حال حاضر ايده?هاي زيادي در اين خصوص عرضه شده و بکار گرفته مي?شوند. همينطور کانسپتهاي زيادي که در آينده ارائه شوند نيز دور از ذهن نخواهند بود. اين چنين الگوهايي حاصل انديشه و پژوهش بسياري از پيشتازان اين زمان است که طي جرياني نه چندان پيچيده به ما نيز عرضه مي?شود.
واضح است که چنين راهکارهايي براي همه و از جمله ما کارايي صد درصد را نخواهد داشت و اين قضاوت ربطي به ديدگاههاي مغرضانه و يا ناآگاهانه ما ندارد. بلکه مردم براستي تعابير گوناگوني از سکونت خود دارند. در مناطقي از جهان مردم جامعه نياز را پشت سر گذاشته و به جامعه آرزو نزديک شده?اند و کاملاً بجاست که ما حدود و شرايط خودمان را داريم و بايد تعبير ويژه خود را متبلور سازيم و اگر اين دستاورد براستي حاصل شرايط بروز شده و واقع بينانه باشد مورد قبول و پذيرش عام قرار مي?گيرد. عصر جديد يک واقعيت است و بي توجه به پذيرش يا عدم پذيرش ما وجود دارد و هيچ کس نمي?تواند از امکانات زمان خود و تجربه بشري خود دست بکشد.
واضح است که هر چهارچوب به نوعي از يک اعتقاد سرچشمه مي?گيرد و الگوي سکونت ما به عنوان چهارچوبي کلي که فعاليت?ها و عرصه?هاي زيستي و سازمان و الگوي فضاي زندگي ما را در برگرفته از اعتقاد ما به زندگي سرچشمه مي?گيرد و در اين اعتقاد همه بشريت با هم يکدلند. با اين وجود انسانها الگوهاي متنوعي را براي سکونت برگزيده?اند و اين امر مبين اين حقيقت است که مفهوم سکونت نزد انسانها تعابير گوناگوني دارد. بدين ترتيب مي?توان براي روشن نمودن مساله پرسشي درباره الگوي سکونت مطرح نمود:
*الگوي سکونت امروز ما متاثر از چه رويکردي است و ريشه آن در کجاست؟
*برداشتهاي ما از مفهوم سکونت چگونه بر الگوي سکونت تاثير مي?گذارند و در معماري خانه امروز چگونه تجلي مي?يابند؟
*آيا الگوهاي سکونت مي?توانند ثابت تعميم پذير و يا تکراري باشند؟ آيا مي?توان در اينجا به دنبال يک هنجار و يا عرف بود.
*آيا در زمانه نوگراي ما دستيابي به نظم جامعيت و هنجار امکانپذير است؟
*چه چيز براستي زندگي افراد را در زمانه ما غنا مي?بخشد؟
1-2-2- آگاهي يا خدمات ما در خصوص مسئله چقدر است؟ چه بايد کرد؟
يکي از مهمترين مسئوليت?هاي معماري امروزه شناسايي ويژگي زمانه و سکونت امروز مي?باشد و اينکه تصوير روشن و صريحي از فضاي زندگي امروز ارائه دهد. بدين منظور به نظر مي?رسد که معماري واقعي بايد در مسير بازآفريني، خلق مجدد و روايت?هاي تازه از شيوه?ها و الگوهاي گذشته و يا رايج گام بر دارد.
وظيفه ما به عنوان نسل امروز معماران در اين است که ضمن پاسخگويي به خواسته?هاي جامعه، با شناخت اولويتها، در ارزشها و عناصر تشکيل دهنده خانه تجديد نظر نموده و مسائل بنيادين و اساسي و ارزشهاي واقعي خانه امروز را ارائه دهيم و آن چيزي را که وجود ندارد بسازيم.
بدين ترتيب فضاي خانه?هاي امروز بايد توقعات تعريف نشده بشر امروز را که حتي خود او از داشتن آنها بي اطلاع است برآورد.
1-2-3- عواقب مشکل و تبعات استمرار مسئله
ممکن است اين ايراد وارد شود که اگر به برداشت و تصور قبلي مان از خانه ادامه دهيم چه مشکلي پيش مي?آيد؟ عموم مردم هم روشهاي سنتي و رايج را به راحتي مي?پذيرند و چه تضميني وجود دارد که الگوهاي جديد از سوي مردم مورد استقبال قرار گيرند؟
همانطور که پيشتر اشاره شد منشا مشکلات امروز در ناهماهنگي وضع موجود با معاني جديد خانه و ضرورتهاي جديد است و يا اينکه اين وضع در هماهنگ نمودن نامناسب با شرايط امروز به وجود آمده که اين امر خود به روشني نشان مي?دهد که فضاها بالاجبار دستخوش چنين تغييراتي مي?شوند.
همانطور که انقلاب مدرنيسم تمامي چهار چوبها را در همه جا دگرگون نمود به نظر مي?رسد که امروز نيز در آستانه تحول و فروپاشي ديگري هستيم. ايران از شناسايي و رويارويي با چنين رويداد عظيمي که ميراث مشترک بشري محسوب مي?گرديد غفلت ورزيده و در مواجهه باآن به افراط و تفريط دچار گرديد و نتيجتاً تجربه تلخ ناشي از اين سردرگمي ما را امروز محتاط و بدبين نموده است. در حالي که در اين عصر و زمانه?اي که بيش از هر زمان ديگر به پيوندها فرهنگ و همزماني هويت حضور سرعت حرکت هوشمندي و آزادي توجه دارد انزوا طلبي و محصوريت بجاي مشارکت در تجارب بشري و آزادانديشي پيامدهاي ناگوارتري به دنبال خواهد داشت و فاصله ما را با اين جريان پرشتاب بيشتر و بيشتر خواهد نمود و در حالي که جهان بيني و حتي شيوه لباس پوشيدن و رفتارها و ارتباطمان متحول شده فضاهاي زندگي آمادگي پذيرش چنين رويارويي را پيدا نکرده?اند.
در حال حاضر ناديده گرفتن اين مسئله ماهيت و کيفيت فضاها و در نتيجه کيفيت زندگي امروز را تحت تاثير قرار داده است.
عدم انعطاف پذيري وتناسب فضاهاي زندگي با فعاليت?هاي متنوع و اعمال روزمره و مراسم و کيفيات روحي امروز ما، تحميل فضا و تقسيمات قاطع آن و بي توجهي به مفاهيم سيال و منعطف فضاها به يکنواختي محيطي منجر شده و زندگي در خانه?هاي امروز جنبه?اي مکانيکي و ماشيني به خود گرفته است. ساکنان خانه?هاي امروز سعي در سازش با فضاي غير منعطف يکنواخت، تحميلي و واژگان تکراري آنها دارند. ادامه چنين وضعيتي مردم را به پذيرش آنچه هست و آنچه بايد بکنند مقيد مي?نمايد و آنها را وامي دارد که با اين شرايط کنار بيايند. با پيشرفت اين امر ديگر ساکنان فضاها اعتنايي به اين نارسايي نمي?کنند و حساسيت فضايي به دليل تجربه فضايي اندک و محدوديت در کشف و تجربه متنوع فضا از ميان مي?رود.
همينطور فضاي صرفاً ساخت شده امروز تنها سهم کمي و مادي ما را از جهان پيرامونمان معلوم مي?دارد و در نتيجه نشاني از وابستگي معنوي ميان انسان و محيط و حس تعلق به آن وجود ندارد. فضاي تجريد يافته و خلاصه شده خانه?هاي امروز امکان درک عميق و پر معني جهان پيرامون و امکان بازشناسي خود انساني و همينطور امکان رشد و پرورش احساس و ذهنيت خلاق را از انسان امروز سلب نموده و وجودش را تک بعدي مي?سازد.
هر چندنسل امروز با اين شرايط دست به گريبان مي?باشند و از تبعات آن رنج مي?برند، با اين وجود اين امر براي نسل?هاي آينده که اولين افکار و انديشه?هاي آگاهانه و نخستين شناخت?ها و تصوراتشان در چنين مکانهايي شکل خواهد گرفت، اهميت بيشتري پيدا مي?کند. نسل?هايي که حتي در خاطر خويش هم تجربه?اي غني از فضا را ندارند.
از طرفي شواهد حال حاضر نشان مي?دهد که به دليل فقدان شناخت درست و کامل و همچنين فقدان راهکارهاي شناخته شده و در دسترس، مردم در انتخاب و بهره گيري الگوها و فضاها و اصولاً هر چيز گزينشي به عمل نمي?آورند و فضاي زندگي امروز از روي الگوي پنجاه سال پيش مدرنيته و شرايط جنگ آن دوره و يا الگوهاي نامانوس و ناکارآمد ديگر برگرفته شده است. با اين وجود تغييرات جزء مداوم امروز در ساختار فضا، آرايش و کيفيت بنا نشان دهنده عدم رضايت از فضاها و نياز به تغيير اين چهار چوب است.
متن بيان مسئله
1-2-4- راه حل?ها کجايند؟ طرح چند سوال خوب
به نظر مي?رسد که در ابتدا بايد از يک سو، امکاني براي خروج از ذهنيت صرفاً ساختماني و عملکردي بيابيم و از سوي ديگر از ساده?انديشي يا ساده انگاري رايج بپرهيزيم. براي درک مفهوم خانه بايد بجاي تنظيم فيزيکي فضا از خود بپرسيم که:
منظور از سکونت خصوصي (خانه ساختن و درخانه زيستن) چيست و از اين ديدگاه ارزشها و مفاهيم بنيادين و ذاتي خانه چه مي?باشد؟
شناخت ما انسان?هاي امروز از مفهوم سکونتمان چه تاثير بر الگوي سکونت و معماري خانه?هايمان داشته و دارد؟ و الگوي سکونت مان متاثر از کدام رويکردها است؟
بايد پاسخي براي اين سوال بيابيم که اولويت فضاي سکونت امروز چيست؟ و معماري امروز بايد در راه رسيدن به چه فضايي گام بر دارد و چه هدفي بايد راهبر معمار به خلق فضا باشد؟ معمار راه خود را براي طراحي از کجا بايد پيدا کند؟
همينطور بررسي سير تحول خانه?ها را نبايد از نظر دور داشت. استمرار اين تحول در طول گذر زمان و شرايط بايد ما را به اين نکته حساس نمايد که چه عواملي اعتبار و کارآيي الگوهاي زندگي را به طور پيوسته زير سوال برده و آنها را تغيير داده است؟ و مجموعه چنين تجاربي چه دستاوري براي خانه سازي امروز دارد؟ و چه امکاناتي را در اختيارمان قرار مي?دهد؟
1-2-5- خلاء اطلاعات يا تناقض اطلاعات
مي توان ادعا نمود که کليه بحث?هاي مربوط به خانه دچار تناقضي دروني است و البته اين تناقض را مي?توان در دو وجه متمايز بررسي نمود. نگرش به خانه به عنوان يک نماد و مفهوم و همچنين نگاه به خانه به عنوان يک ساختار. تمامي آراء و عقايدي که از سوي نظريه پردازان و معماران پيرامون خانه ارائه شده و همچنين آنچه که در اذهان محققان، دانشجويان و مردم عادي نقش بسته است، با چنين تقابل و تناقضي قرابت و نزديکي بسيار دارد.
چنين تقابلي با دو گرايش عمده که از زمان تدوين تاريخ معماري به وجود آمده است، همخواني بسيار دارد و چنين همخواني شايد نتيجه مستقيم اين حقيقت است که خانه جوهره و اساس و شالوده و عامل وجودي معماري است.
از طرفي به دليل پراکندگي عقايد و نظرات و تعاريف مطرح شده پيرامون خانه دسته بندي و تحليل آنها به نظر غير ممکن مي?رسد و طبقه بندي بالا براساس دو گرايش عمده در نتيجه مطالعات آزمايشي (Pilot Study)، مطالعات پايه و اکتشافي وسيع تا حدودي قابل پذيرش است، اما شناخت دقيق موضوع نيازمند تدقيق چنين نظرات و مطالبي است.
همينطور با وجود نظرات فراوان ارائه شده، به ندرت تحقيقات منسجم و متمرکزي بر روي موضوع خانه قابل معرفي است و دشواري چنين پژوهشي يکي در همين پراکندگي موجود در حجم وسيع نظرات گوناگون حوزه?هاي گونه شناسي، معماري، مردم شناسي، فرهنگ، معناشناسي و … است.
1-2-6- تصوير تحقيق (مکان پژوهش، مکان تنظيم و ارائه- سيماي مخاطب):
معماري در بستري از تاريخ سنت اقليم و ساير نيروهاي طبيعي به وجود مي?آيد و شکل مي?گيرد. بنابراين متعلق و وابسته به فرهنگ است. به همين دليل در عين پرداختن به جهان امروز و آنچه که زندگي در اين عصر و انسان متعلق به آنرا متمايز مي?سازد بايد به زمينه?اي که اين رويداد (سکونت) را متبلور مي?سازد توجه شود. به همين دليل مکان تحقيق و تنظيم، سرزمين ايران در نظر گرفته شده و مورد بررسي قرار مي?گيرد. اطلاعات کلي کتابخانه?اي و غير حضوري با تکيه بر منابع و پيشينه از کشور ايران و مطالعه موردي، تطبيقي وحضوري و به صورت ميداني درسمنان- دامغانانجام مي?شود. همينطور احتمال بررسي دقيق و تنظيم، سرزمين ايران در نظر گرفته شده و مورد بررسي قرار مي?گيرد.
نتيجه بيان مسئله
1-2-7- نتايج تحقيق چگونه مي?تواند مفيد باشد؟ (سودمندي و کارآيي)
درک و ارتقاي کيفيت زندگي انسان و نحوه سکونت امروز و بهره مندي مخاطبان از طريق:
*شناسايي جوهر زندگي امروز
*شناسايي معيارهاي زندگي بهينه در تمامي جنبه?هاي آن و در همه حوزه?هاي جسماني و رواني و روحاني نه برخي از وجوه آن وقوف بر تصويري از زندگي بهتر و ارائه شايسته ترين زندگي قابل عرضه در مکان
*بکارگيري تمامي توان حسي و ادراکي براي نزديک نمودن زندگي مخاطبان وبهره برداران به حد مطلوب آن
*بهبود بخشيدن به وضعيت معماري خانه?هاي امروز که غالباً به فضاهاي ناکارآمد و فاقد روح زندگي منجر شده است و مردم در آنها حس زنده بودن، انسجام و آرامش ندارند.
*شناخت صحيح ونوين از معماري به عنوان هنر زندگي کردن در فضا
*توسعه آموزش و انتقال ديدگاههاي معمارانه به مردم در تعامل معماري و مردم
پرورش و آموزش ذهنيت معمارانه
1-3- بيان اهداف:
اهداف کلي: شناسايي و تعريف خانه چندنسلي (درک دوباره مفهوم خانه و شناسايي معناي امروز آن)
اهداف اختصاصي و اختصاصي تر
*شناسايي عوامل موثر بر الگوهاي سکونت خصوصي در تعامل با اوضاع فرهنگي (تحول فرهنگي و فضاي مسکوني)
*شناسايي نيازها ارزشها و پاسخ?ها در توليد خانه- ويژگيها و نيازها با توجه به فرم و اقليم براي جلوگيري از مهاجرت تخريبي.
*تلاش به منظور حصول زباني براي معماري خانه معاصر
1-4- منابع و پيشينه

کتب:
1- انسان شناسي فرهنگي- دانيل بتيس و فرد پلاک
2- مفهوم سکونت به سوي معماري تمثيلي- کريستيان نوربرگ شولتز
3- گزينه?اي از معماري: معنا و مکان- کريستيان نوربرگ شولتز
4- معماري حضور زبان و مکان- کريستيان نوربرگ شولتز
5- مفاهيم جديد معماري هستي و فضا- کريستيان نوربرگ شولتز
6- درآمد وجود و زمان- مارتين?هايدگر
7- مباني فلسفي و روانشناختي ادراک فضا
معماري معنا و دلالت – ادوارد وينترز
خانه همچون نمادي از خود- کلير کوپر
8- عرصه?هاي زندگي جمعي و خصوصي (به جانب يک معماري انساني)- سرج چرمايف و کريستوفر الکساندر
مجموعه مقالات معماري و شهرسازي:
9- مناطق مسکوني: مجموعه مقالات معماري و شهرسازي نومدرنها کجايند؟ نوشته و ترجمه مهندسين مشاور محمدرضا جودت و همکاران همراه با دو مقاله از فريبرز رئيس دانا
مناطق مسکوني
10- مجموعه مقالات معماري و شهرسازي تو معماري را ترسيم مي?کني ولي من آنرا مي?سازم. نوشته و ترجمه مهندسين مشاور محمد رضا جودت و همکاران همراه با دو مقاله از فريبرز رئيس دانا
11- مسائل و چشم اندازهاي فرهنگ (مجموعه مقالات)- گزيده مقالات مجله فرهنگ و زندگي
ملال غرب- آرنولد توين بي
علل غايي توسعه فرهنگ، کيفيت زندگي و هويت انسان- اگوستن ژيرار- جلال ستاري
مسائل و چشم اندازهاي فرهنگ در جهان کنوني- رنه مائو
12- جهاني شدن و فرهنگ- جان تاملينسون
13- يک تئوري نوين در معماري- بروس آلسوپ
14- ساختمان سازي با مردم- حسن فتحي
15- شعر فضا- تادائو با مردم- حسن فتحي
رخنه درمحيط A wedge in Circumstances
روابط تازه ميان فضا و فرد New relationship between the space and the person
ديوار به مثابه ترسيم کننده قلمرو The wall As Territorial Delineation
مقالات برگرفته از مجلات با موضوع خانه
-به سوي انسان شناسي خانه- آموس راپاپورت
-معماري مدرن و سکونتگاه- محمد رضا جودت
-تعهد اجتماعي و معمار خود مختار (هنر معماري در جامعه مصرفي)- يوهاني پالاسما
-شش درونمايه براي هزار آينده- يوهاني پالاسما Six themes for the next millennium Juhani Pallasmaa
-معماري مدرن و پست مدرن- يورگن?هابرماس- ترانه يلدا
-وصف دوره و پست مدرن- رضا داوري اردکاني
-تحول فرهنگي و فضاي مسکوني- محمد روح الاميني
-الگوي مصرف مسکن و نقدي بر مسکن اجتماع
-خانه ايراني به روايت استاد محمد کريم پيرنيا
-خانه و دگرگونيهاي آن در معماري ايران- يعقوب دانشدوست
-زبان مشترک ساخت مسکن در معماري گذشته ايران- گيسو قائم
-تيپولوژي خانه?هاي ايران
-گونه شناسي معماري خانه- محمد رضا حائري
-خانه?هاي ايراني در خطر ويراني- محمد رضا حائري
مقالات برگرفته از اينترنت
خانه يعني شفافيت و تعلق- انديشه?اي در نگاه به معماري مسکوني در معناي منطقه?اي و جهاني (رقابت مجتمع مسکوني شهيد عراقي) بهرام هوشيار يوسفي- وبلاگ هنر و معماري- 30/9/83
خانه مفاهيم و معناها،نقش?ها و کارکردها- وبلاگ زروان پژوهشگاه هنر و معماري- شهريور ماه 1383
خانه?اي براي هزاره سوم- وبلاگ معماري را بياموزيم
مکاتب فلسفي مشرق و معماري آن- وبلاگ معماري را بياموزيم.
بررسي معماري آندو کارهاي يگانه انگار آندو- مجله الکترونيک archinfolding
بحثي پيرامون معماري امروز ايران در گفتگو با مهندس معمار ايرج کلانتري- به نقل از روزنامه همشهري- 25/6/1382
گفتگو با داراب ديبا- به نقل از روزنامه همشهري
از معماري گذشته ايران براي آينده معماريمان- سايت تخصصي معماران
1-5- آيا طرح يا طرح?هاي مشابهي وجود دارد؟ اگر بلي کدام است؟
معماران پژوهشگران و صاحبنظران حوزه?هاي مختلف مرتبط با معماري مفهوم خانه را از ديدگاههاي متعدد مورد بررسي و تحليل قرار داده?اند. اين مطالعات وپژوهشهاي فراوان درباره سکونت (خانه ساختن و در خانه زيستن و چگونگي خانه مسکوني انسان) صورت گرفته است که برجسته ترين آنها را مي?توان در سه گروه مورد بررسي قرار داد:
1- بررسي?هاي پديدار شناسان (پديده شناسان) که از بيان جزئيات و تحليل چند و چون آسايش خانه فراتر رفته و در وراي تشريح (عيني- ذهني) در جستجوي ارزشهاي اوليه خانه مي?باشند که ريشه در کارکرد نخستين و اصلي سکونت دارند. به عبارت ديگر در اين بررسيها به ارزشهاي ذاتي باطني و خصوصي و دروني خانه پرداخته مي?شود. براي نمونه مي?توان به بررسي روانکاوان برجسته?اي چون کارل گوستاو يونگ و پديدار شناساني چون ادموند هوسرل و گاستون باشلار و همينطور به تحقيقات ارزشمند کريستيان نوربرگ شولتز، کلير کوپر وآموس راپاپورت اشاره نمود.
2- بررسي?هايي که در حيطه خاص مردم شناسي صورت مي?گيرند و از اين ديدگاه انواع گوناگون مسکن بررسي مي?شود. بررسيهاي بوک هولت?هابر آگن و تيج سن دين جونز در کتاب گونه گوني?ها در خانه سازي، نوربرت شوئنرئر در کتاب مسکن حومه شهر، کنستانتين. ا. دوکيسادس در کتاب معماري مرحله تحول با اين نگرش انجام شده است.
3- بررسي?هايي که به چگونگي?هاي کمي و کالبدي خانه مي?پردازند و چهارچوب?ها ضوابط معيارها و استانداردهاي منطقي را تعيين مي?نمايند و يا اينکه ابزارها و امکانات را ارائه مي?دهند. از جمله اثر آلفردو ديويد و با عنوان طراحي خانه فن و هنر.
با توجه به وضعيت امروز مسکن آنچه بيش از هر چيز به چشم مي?خورد ناديده گرفتن اين پژوهشها و دستاوردها در حوزه معماري است.
1-6- نحوه اجراي تحقيق، طراحي (Design) تحقيق:
در صفحات آينده به نحوه اجراي تحقيق به تفصيل پرداخته خواهد شد.
جدول زمانبندي:
مطالعات آزمايشي (Pilot Study) 5 ماه
پرده اول: گسستن
مرحله 1- پرسش آغازين (تعريف مسئله)- تنظيم پروپوزال 1 ماه
مرحله 2- بررسي منابع مربوط و انجام مطالعات اکتشافي- حوزه شناخت و تحليل?هاي
بخشي و موردي 1 ماه
مرحله 3- طرح نظري مسئله تحقيق (روشن ساختن مسئله تحقيق) 2 ماه
مرحله 4- نحوه اجراي تحقيق- تصوير کلي تحقيق- طراحي (design) تحقيق 5/1 ماه
پرده دوم: ساختن
مرحله 5- تدقيق چهارچوب نظري مسئله تحقيق (فرضيه عمومي) و توسعه آن 4 ماه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مرحله 6- ساختن مدل تحليلي گستره تحقيق 4ماه
پرده سوم: مقايسه با واقعيات
مرحله 7- اجراي تحقيق (آزمون فرضيات) 1 ماه
1-6-1- فرآيند شکل گيري پژوهش
در ابتداي سخن يادآوري تفاوت ميان مطالعه (Study) و پژوهش (Research) به عنوان يک نکته مهم ضروري است. در پروسه مطالعه، اطلاعات گردآوري شده و به نتيجه?اي کاربردي ختم مي?شوند. در حاليکه در يک پژوهش با روند بسيار پيچيده تري مواجه مي?باشيم. هر پژوهشي با پروسه مطالعه آغاز مي?شود، اما از آن فراتر خواهد رفت. بدين معني که پژوهشگر بي جواب خود يا ديگران، تناقضات موجود، حلقه?هاي گمشده ارتباط و … و به طور کلي دريافتي جديد و ارائه چشم اندازي نو در رفع و حل و شناخت موارد گذشته تلاش مي?نمايد.
لازم است اين نکته نيز روشن شود که چگونه يک پژوهش شکل مي?گيرد. در حقيقت يک پژوهش از بطن يک مطالعه با علاقمندي و اشتياق زاده مي?شود، با انگيزه و همتي نو، اين نوع مطالعه، مطالعه آزمايشي (Pilot Study) ناميده ميشود. در اينجا مطالعه آزمايشي اين تحقيق بررسي کلي و نه چندان عميقي ازموضوعات وابسته به خانه را در بر گرفته و در ادامه با انگيزه?هاي ياد شده بالا منجر به شکل گيري اين پژوهش گرديد.
اماتجربه انجام يک تحقيق نشان خواهد داد که شروع کار بسيار دشوارتر از آن است که به نظر مي?رسد و يا تصور مي?شود، ما با واقعيتي روبرو هستيم و در جستجوي حقيقتي مي?باشيم که نمي?دانيم بايد آنرا از کجا يافت؟
موضوع بسيار بديهي و روشني که به نام خانه در ذهن اکثر ما تداعي مي?شود، جنبه?هاي مرموز و ناشناخته و جذاب، پيچيده و متناقضي را در خود پنهان نموده که اين موارد را تنها از طريق يک جستجوي عميق و عاشقانه به ما عرضه خواهد داشت که البته خلاصي از آنها نيز تقريباً غير ممکن است. آنچه در ابتداي راه وجود دارد سردرگمي است و باز هم سردرگمي.
نمي دانم در کجاي کار هستم.
سر رشته کارها از دستم در رفته است.
نمي دانم اصلاً دنبال چه هستم.
براي ادامه کار هيچ راهي به نظرم نمي?رسد.
اطلاعات زيادي جمع آوري کرده ام اما نمي?دانم از آنها چگونه استفاده کنم.
نمي دانم کار را از کجا شروع کنم.
ريمون کيوي آشفتگي و سردرگمي ابتداي راه را ويژگي هر پژوهش واقعي مي?داند:
تحقيق خوب چيزي جز جستجوي صميمانه حقيقت نيست.
به عقيده گاستون باشلار واقعيت علمي از راه غلبه، ساختن و مقايسه به دست مي?آيد:
غلبه بر پيش داوريها و سوابق ذهني (گسستن)
ساختن از راه تعقل: ساختن پيش فرض?هايي براي تبيين موضوع بررسي و شکل گيري ساختمان نظري (ساختن)
مقايسه با واقعيات (تجربه)
اين پژوهش به طور ترکيبي روند زير را دنبال نموده است:


دیدگاهتان را بنویسید