2-7-3- روش هاي تجربي قيمت گذاري آب در ايران33
2-7-3-1- روش هاي حجمي34
2-7-3-1-1- روش حجمي تک نرخي34
2-7-3-1-2- روش حجمي دو نرخي (چند نرخي)35
2-7-3-2- روش هاي دريافت غير حجمي35
2-7-3-2-1- اخذ آب بها بر اساس مقدار توليد35
2-7-3-2-2- اخذ آب بها بر اساس سطح زير کشت37
2-7-3-2-3- قيمت گذاري بر اساس حق مرغوبيت38
2-8- مباني نظري تقاضا براي نهاده آب39
2-9- مروري بر مطالعات انجام شده42
2-9-1- مطالعات داخلي42
2-9-2- مطالعات خارجي45
2-10- جمع بندي47
فصل سوم49
مواد و روشها49
3-1- مقدمه50
3-2- تابع توليد50
3-3- توابع توليد مهم در کشاورزي50
3-3-1- تابع توليد کاب- داگلاس51
3-3-2- تابع توليد ترانسندنتال52
3-3-3- تابع توليد ترانسلوگ53
3-3-4- تابع توليد درجه دوم تعميم يافته53
3-4- استخراج تابع تقاضا نهاده آب آبياري در حالت کلي54
3-4-1- استخراج تابع تقاضاي آب در اين پژوهش55
3-4-2- محاسبه ارزش اقتصادي آب آبياري57
3-5- جامعه، نمونه آماري و روش نمونه گيري57
3-6- جمع بندي58
فصل چهارم59
نتايج و بحث59
4-1- مقدمه60
آمار توصيفي60
4-1-1 – وضعيت سن60
4-1-2- وضعيت آموزش61
4-1-3- ميزان سابقه زارعين63
4-1-4- ميزان مصرف نهاده ها64
4-1-4-1- فراواني آب مصرفي64
4-1-4-2- کود شيميايي65
4-1-4-3- سم ساقه خوار66
4-1-4-4-سم علف کش67
4-1-4-5- بذر68
4-1-4-6- نيروي کار69
4-1-4-7- هزينه ماشين آلات70

4-1-5- هزينه‌هاي متغير زراعت برنج70
4-1-5-1- هزينه هاي متغير کل71
4-1-5-2- در آمد72
نتايج برازش فرم تابعي کاب- داگلاس73
نتايج برازش فرم تابعي ترانسندنتال79
نتايج برازش فرم تابعي ترانسلوگ85
نتايج برازش فرم تابعي درجه دوم تعميميافته90
فرم تابعي برتر و تعيين ارزش اقتصادي آب آبياري95
تابع تقاضاي آب آبياري در ناحيه فومنات96
جمع بندي فصل چهارم96
فصل پنجم97
خلاصه،97
نتيجه گيري، بحث و پيشنهادها97
5-1- مرور کلي بر تحقيق98
5-1-1- مقدمه98
5-1-2- اهداف و سوالات99
5-1-3- محدوده تحقيق99
5-1-4- محدوديت تحقيق99
5-1-5- روش و نوع تحقيق99
5-1-6- متغيرهاي تحقيق100
5-1-6-1- متغيرهاي مستقل100
5-1-6-2- متغير وابسته100
5-1-7- فرضيه هاي تحقيق100
5-2- نتيجه گيري100
5-2-1- يافته هاي توصيفي100
– گروههاي سني100
– سطح تحصيلات101
– ميزان سابقه زارعين101
– ميزان مصرف نهاده ها101
– فراواني آب مصرفي101
– کود شيميايي101
– سم ساقه خوار101
– سم علف کش101
– بذر102
– نيروي کار102
– هزينه ماشين آلات102
– هزينه‌هاي متغير زراعت برنج102
– هزينه هاي متغير کل102
– در آمد102
5-1-2- يافته هاي استنباطي103
– نتايج برازش فرم تابعي کاب- داگلاس103
– نتايج برازش فرم تابعي ترانسندنتال103
– نتايج برازش فرم تابعي ترانسلوگ104
– نتايج برازش فرم تابعي درجه دوم تعميم يافته105
– فرم تابعي برتر و تعيين ارزش اقتصادي آب آبياري106
– ارزش اقتصادي هر متر مکعب آب آبياري106
5-3- بحث106
5-4- پيشنهادها106
5-4-1- پيشنهادهاي پژوهش حاضر106
5-4-2- پيشنهادهايي براي پژوهشهاي آينده107
منابع108
فهرست جداول
جدول 1-1- سهم منابع مختلف در تأمين آب آبياري ناحيه فومنات……………………………………… 6
جدول 1-1- سهم منابع مختلف در تأمين آب آبياري ناحيه فومنات……………………………………. 21
جدول 2-2- آثار کمتر شناخته شده سياست افزايش قيمت آب………………………………………… 22
جدول 4-1- وضعيت سني شاليکاران مورد مطالعه……………………………………………………… 60
جدول 4-2- وضعيت سطح آموزش شاليکاران مورد مطالعه……………………………………………. 62
جدول 4-3- وضعيت ميزان سابقه شاليکاران…………………………………………………………… 63
جدول 4-4- وضعيت آب مصرفي بر حسب متر مکعب……………………………………………….. 64
جدول 4-5- وضعيت ميزان مصرف کود شيميايي بر حسب کيلوگرم………………………………….. 65
جدول 4-6- وضعيت ميزان مصرف سم ساقه خوار بر حسب ليتر……………………………………… 66
جدول 4-7- مصرف سم علف کش بر حسب ليتر……………………………………………………… 67
جدول 4-8- وضعيت ميزان مصرف بذر برحسب کيلوگرم…………………………………………….. 68
جدول 4-9- وضعيت تعداد نيروي انساني……………………………………………………………… 69
جدول 4-10- هزينه ماشين آلات……………………………………………………………………….. 70
جدول 4-11- هزينه هاي متغير کل……………………………………………………………………… 71
جدول 4-12- توصيف موارد مربوط به هزينه هاي متغير کل…………………………………………… 72
جدول 4-13- وضعيت درآمد زارعين…………………………………………………………………… 72
جدول 4-14- آمار توصيفي مربوط به درآمد……………………………………………………………. 73
جدول 4-15- نتايج حاصل از آزمون همخطي تجزيه واريانس…………………………………………. 74
جدول 4-16- نتايج حاصل از برازش تابع توليد کابداگلاس………………………………………….. 74
جدول 4-17- نتايج حاصل از آزمونهاي ناهمساني واريانس اجزاء اخلال در برآورد اوليه تابع کابداگلاس………………………………………………………………………………………………….. 75
جدول 4-18- نتايج حاصل از برازش تابع توليد کاب- داگلاس بر مبناي وزنHCCM ……………… 76
جدول 4-19- ماتريس واريانس- کواريانس ضرايب رگرسيون فرم تابعي کاب- داگلاس ……………. 77
جدول 4-20- ماتريس همبستگي ضرايب رگرسيون فرم تابعي کاب- داگلاس ……………………….. 77
جدول 4-21- نتايج حاصل از برازش تابع توليد ترانسندنتال ………………………………………….. 79
جدول 4-22- نتايج حاصل از آزمونهاي ناهمساني واريانس اجزاء اخلال در برآورد اوليه تابع ترانسندنتال …………………………………………………………………………………………………………… 80
جدول 4-23- نتايج حاصل از برازش تابع توليد ترانسندنتال بر مبناي وزندهي HCCM…………………. 80
جدول 4-24- کشش جزئي عوامل توليد در فرم تابعي ترانسندنتال ……………………………………. 81
جدول 4-25- ماتريس واريانس- کواريانس ضرايب رگرسيون فرم تابعي ترانسندنتال ………………… 83
جدول 4-26- ماتريس همبستگي ضرايب رگرسيون فرم تابعي ترانسندنتال …………………………… 84
جدول 4-27- نتايج حاصل از برازش تابع توليد ترانسلوگ ……………………………………………. 85
جدول 4-29- نتايج حاصل از آزمونهاي ناهمساني واريانس اجزاء اخلال در برآورد اوليه تابع ترانسلوگ …………………………………………………………………………………………………………… 86
جدول 4-30- نتايج حاصل از برازش تابع توليد ترانسلوگ بر مبناي وزندهي HCCM ……………… 87
جدول 4-32- کشش جزئي عوامل توليد در فرم تابعي ترانسلوگ …………………………………….. 89
جدول 4-33- نتايج حاصل از برازش تابع توليد درجه دوم تعميميافته ………………………………… 90
جدول 4-35- نتايج حاصل از آزمونهاي ناهمساني واريانس اجزاء اخلال در برآورد اوليه تابع درجه دوم تعميميافته ……………………………………………………………………………………………….. 91
جدول 4-36- نتايج حاصل از برازش تابع توليد درجه دوم تعميميافته بر مبناي وزندهيHCCM …… 92
جدول 4-38- کشش جزئي عوامل توليد در فرم تابعي درجه دوم تعميميافته …………………………. 94
جدول 4-39- معيارهاي انتخاب فرم تابعي توليد برتر …………………………………………………. 95
فهرست شکلها
شکل 2-1- تاثير تغيير در قيد مقدار نهاده شبه ثابت بر کاهش هزينه ………………………………….. 31
شکل 2-2- منحني ارزش توليد نهايي آب (تابع تقاضاي آب) …………………………………………. 40
شکل 4-1- پراکنش سني شاليکاران مورد مطالعه ……………………………………………………… 61
شکل 4-2- پراکنش سطح آموزش شاليکاران مورد مطالعه …………………………………………….. 62
شکل 4-3- پراکنش سابقه شاليکاران …………………………………………………………………… 63
شکل 4-4- پراکنش ميزان آب مصرفي …………………………………………………………………. 64
شکل 4-5- پراکنش ميزان کود مصرفي ………………………………………………………………… 65
شکل 4-6- ميزان مصرف سم ساقه خوار ………………………………………………………………. 66
شکل 4-7- ميزان مصرف سم علف کش ………………………………………………………………. 67
شکل 4-8- ميزان مصرف بذر ………………………………………………………………………….. 68
شکل 4-9- وضعيت نيروي کار ………………………………………………………………………… 69
شکل 4-10- پراکنش هزينه ماشين آلات ………………………………………………………………. 70
شکل 4-11- پراکنش هزينه کل ………………………………………………………………………… 71
شکل 4-13- پراکنش درآمد زارعين ……………………………………………………………………. 73
شکل 5-1- ساز و کار اجرايي در پژوهش حاضر ……………………………………………………… 98
فصل اول
کليات

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1- مقدمه
در سال هاي اخير، رشد جمعيت، تغيير اقليم و پديده صنعتي شدن، محدوديت منابع آب را به همراه داشته است. بخش کشاورزي بزرگترين مصرفکننده آب بوده و کمترين راندمان مصرف آب را به خود اختصاص داده است. از اين رو، طي سالهاي اخير تلاشهاي گستردهاي به منظور برآورد ارزش اقتصادي مصرف آب در بخش کشاورزي به منظور بهبود برنامهريزيهاي توسعهاي صورت گرفته است. در اين فصل ابتدا به بيان مسأله مدنظر در پژوهش حاضر پرداخته، سپس متغيرهاي پژوهش، ويژگي هاي منطقه مورد مطالعه و روش و ابزارها مورد استفاده معرفي مي گردند. همچنين، ضرورت تحقيق، اهداف و فرضيه هاي تحقيق به تفسير ارائه شده و در نهايت به تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي پژوهش پراخته مي شود.
1-2- بيان مسأله
ايران جزء مناطق خشک و نيمه خشک آب و هوايي بوده و آب يکي از عوامل محدودکننده‌ي فرايند توليد در بخش‌هاي اقتصادي و به ويژه بخش کشاورزي است. از اين ‌رو، مديريت منابع آب از اولويتهاي برنامه‌هاي سياستي در کشور محسوب ميشود. مديريت منابع آب به عنوان مهمترين منبع طبيعي تجديدپذير اما محدود، يکي از مهمترين چالشهاي قرن حاضر بوده و موجبات نگرانيهاي عمده‌ي جهاني را فراهم آورده است (لينر1، 2009). منابع آب در معرض تنش فزاينده ناشي از آثار متقابل رشد جمعيت، توسعهي اقتصادي، تنوع اقليمي و توزيع ناهمگون زماني و مکاني منابع آب، تغيير اقليم و حفاظت از اکوسيستم است (وادا2 ، 2010). اين موارد سبب بروز مسائلي جدي مانند فقر، ايجاد اختلال در فرايند رشد و توسعهي پايدار اقتصادي- اجتماعي، تهديد توليد جهاني غذا و ناپايداري منابع طبيعي ميشود (آنگلس3، 2011).
کشاورزي با 85 درصد مصرف جهاني آب به عنوان بزرگترين مصرف‌کننده‌ اين منبع، نقش مهمي در تعادل مقدار آب بين استفادههاي رقيب دارد (پونگکيوراسين4، 2007). در دهههاي آينده، تأمين بيش از دو سوم عرضهي فزاينده‌ي غذاي مورد نياز جمعيت رو به گسترش جهان بر عهده‌ي کشاورزي مبتني بر آبياري خواهد بود (الجئيدي5، 2009). و پيشبيني ميشود در سال 2050 ميلادي تقاضا براي آب کشاورزي به دو برابر برسد (پفيستر و همکاران6، 2011).
دستيابي به خودکفايي در توليد محصولات کشاورزي سالها در سرلوحه کار وزارت جهاد کشاورزي قرار دارد. ولي عاملي که تحقق اين هدف را با چالش مواجه ميسازد، محدوديت منابع و فقدان سرمايههاي کافي در داخل کشور ميباشد که لاجرم دست اندرکاران و محققين را به سمت روشهاي استفاده بهينه و اقتصادي از منابع توليد هدايت مينمايد. تاکيد بر بهره وري در استفاده از منابع موجود و تخصيص منابع و سرمايهها به مصارفي که حداکثر بازدهي را ايجاد مينمايد، اصولي است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند. در اين راستا، آب به عنوان محدودکنندهترين عامل توليد در کشاورزي از اهميت بسزايي برخوردار است و برنامهريزي براي تخصيص مناسب آن به نحوي که حداکثر بازدهي در توليد محصولات کشاورزي ايجاد گرديده و در عين حال رفاه نسلهاي آينده و محيطزيست حفظ شود، بسيار اهميت دارد. در واقع تقاضاي روز افزون منابع آب و محدوديت منابع آبي کشور، شکاف بين عرضه و تقاضاي آب را روز به روز افزايش ميدهد و امروزه محدوديت منابع اب تعيين کننده الگوي کشت بوده و در اين راستا يکي از موثرترين راههاي دستيابي به خودکفايي، توليد داخلي بيشتر و بهره وري افزونتر، تخصيص مناسب آب بر اساس معيارهاي اقتصادي مي باشد. از ديدگاه پارتو زماني تخصيص منابع توليد بهينه اقتصادي خواهد بود که با تخصيص مجدد آن امکان افزايش مطلوبيت يا بازده اقتصادي در هيچ يک از بهره برداريها وجود نداشته باشد. در اين راستا، معيارها و ابزارهاي اقتصادي مختلفي ميتواند نمايانگر بازده اقتصادي و فيزيکي نهادهها در بين بهره برداريها و کشتهاي مختلف باشد که از مهمترين آنها ارزش اقتصادي ميباشد. در واقع مقايسه ارزش اقتصادي بين محصولات زراعي مختلف نشاندهنده اين است که الگوي تخصيص فعلي چقدر با اصول اقتصادي مطابقت دارد.
مباحث و مطالعاتي که پيرامون موضوع آب به عنوان يکي از محوريترين اجزاي توسعهي پايدار صورت پذيرفته، مديريت ضعيف، ناکارامد و ناپايدار آب و نه محدوديتهاي واقعي فيزيکي عرضه را مسئول چالشهاي امروزي ميداند (استراتون7، 2008) به طوري که بسياري از مشکلات، توسط مديريت کارا و پايدار آب آبياري قابل اداره شدن ميباشد که اين امر مستلزم حفاظت از منابع آب و افزايش درآمد خالص توليدکننده است (OECD، 2009). بانک جهاني و ساير سازمان‌هاي مربوط، ارزيابي ميزان تقاضا را هسته‌ي مرکزي فرايند مقابله با بحران‌هاي پيش‌گفته شناخته و برآوردي از طبيعت تقاضا به عنوان پيش‌نياز طراحي پايدار پروژه‌ها و برنامه‌ها و هدايت تصميمات سرمايه‌گذاري در بخش آب مطرح است (دردن8، 1998). از اين رو، استخراج تابع تقاضاي آب آبياري و تعيين ارزش اقتصادي و ميزان بهرهوري اين نهاده کمياب گام نخست طراحي راهبرد بهينه بهرهبرداري ميباشد.
ناحيه آبياري فومنات در شبکه آبياري و زهکشي سفيدرود مشتمل بر پنج واحد عمراني بوده که اراضي زراعي بالغ بر 66/49 هزار هکتار را تحت پوشش خود دارد. براساس آخرين اطلاعات موجود، سهم محصولات زراعي مختلف در الگوي کشت اين ناحيه آبياري عبارت از برنج دانه بلند مرغوب با 73/88 درصد، برنج دانه بلند پرمحصول با 56/9 درصد و ساير محصولات زراعي با 71/1 درصد است (). ارقام برنج دانه بلند با دارا بودن 29/98 درصد سطح زير کشت، زراعت غالب در اين ناحيه آبياري ميباشد. از سوي ديگر، کل سود ناخالص زراعت در ناحيه آبياري فومنات براساس مقادير پولي دوره زراعي 90-1389 معادل با 96/0 هزار ميليارد ريال برآورد ميشود. تأمين آب آبياري در اين ناحيه توسط چهار منبع اصلي شامل شبکه آبياري سفيدرود، رودخانهها و انهار محلي و زهکشها، آببندانها و منابع زيرزميني صورت ميگيرد. با توجه به مصرف آب آبياري بالغ بر 487 ميليون متر مکعب در اين ناحيه آبياري، سهم هر يک از منابع چهارگانه فوق در تأمين آب آبياري به ترتيب برابر با 06/60، 08/31، 24/2 و 62/6 درصد ميباشد (). استخراج تابع تقاضاي آب آبياري، تعيين ارزش اقتصادي و بهرهوري اين نهاده در منطقه مورد مطالعه نقش شايان توجهي در بهبود سياستهاي مديريت منابع آب در اراضي پاياب سد و شبکه سفيدرود دارد.
1-3- ضرورت تحقيق
با نگاهي به اسناد بالادستي توسعه در سطح استاني و کشوري، ضرورت خاص انجام پژوهشهايي از اين دست را ميتوان در موارد زير خلاصه نمود:
ضرورت تعديل سياستهاي قيمتگذاري و تعيين تعرفه آب آبياري بر مبناي ارزش اقتصادي.
ارائه دورنماي مناسب براي برآورد منافع اقتصادي از دست رفته ناشي از تغيير شرايط تخصيص آب آبياري.
1-4- پرسش هاي تحقيق
با توجه به شرايطي محيطي و چالشهاي آتي پيشروي استان گيلان در بخش آب مهمترين پرسشهاي مدنظر از طراحي اين پژوهش به قرار زير است:
آيا ارزش اقتصادي آب آبياري بيشتر از نرخ تعرفه فعلي آب در ناحيه فومنات است؟
واکنش يا حساسيت شاليکاران اين ناحيه به تغييرات قيمت اين نهاده به چه ميزان است؟
آيا انتخاب ارزش اقتصادي آب به عنوان روشي مناسب براي دريافت آب بهاء موجب مصرف بهينه آب توسط کشاورزان مي شود؟
1-5- اهداف تحقيق
بر مبناي پرسشهاي پيشروي در اين پژوهش، اهداف اصلي و ويژه مدنظر در مطالعه حاضر به قرار زير است:
1-5-1- اهداف اصلي
تعيين ارزش اقتصادي آب آبياري و بازه مناسب براي تعرفه آب آبياري در ناحيه فومنات.
برآورد رفاه اقتصادي از دست رفته در صورت کاهش سطح دسترسي به آب آبياري در ناحيه فومنات.
1-5-2- اهداف ويژه (فرعي)
استخراج تابع تقاضاي آب آبياري در ناحيه فومنات.
برازش تابع توليد محصولات زراعي عمده در ناحيه فومنات
ارائه شاخصهاي مهم اقتصادي براي سامانه توليد محصولات زراعي عمده در ناحيه فومنات.
1-6- فرضيه‌هاي تحقيق
مهمترين فرضيههاي مدنظر در طراحي و انتخاب روششناسي پژوهش حاضر به قرار زير است:
ارزش اقتصادي آب آبياري در توليد محصولات زراعي ناحيه فومنات تفاوت قابل ملاحظه اي با يکديگر دارد.
ارزش اقتصادي آب آبياري که نمايانگر تمايل به پرداخت مصرفکنندگان آب است، به مراتب بالاتر از نرخ تعرفه فعلي آب ميباشد.
عدم استفاده از فرم تابعي مناسب منجر به ايجاد اريب در مقادير حاصل براي ارزش اقتصادي آب آبياري در ناحيه فومنات ميشود.
معيار ارزش اقتصادي آب آبياري راهنمايي مناسب براي تخصيص بهينه اين نهاده است.
1-7- ناحيه آبياري فومنات
در اين پژوهش اراضي کشاورزي ناحيه فومنات که تحت پوشش شبکه سفيدرود بوده، مورد مطالعه قرار گرفته است. در حالت کلي نياز آبي گياه برنج 5240 متر مکعب در هکتار است اما با توجه به مساله اتلاف و 100 درصد نبودن راندمان آبياري، نياز آبي شاليزارها در ناحيه فومنات 8500 مترمکعب در هکتار و کل نياز آبي ناحيه فومنات 8/453 ميليون متر مکعب محاسبه مي شود. منابع آب اين ناحيه از زهکش ها، تالاب ها، رودخانه ها (پمپاژ)، چاه ها، رودخانه ها (ثقلي)، آب بندان ها و بارندگي حاصل مي گردد که در جدول زير مقادير حجم آب قابل انتظار در هر يک از سال هاي کم آبي، نرمال و ترسالي مشاهده مي شود.
جدول 1-1- سهم منابع مختلف در تأمين آب آبياري ناحيه فومنات.
شرحزهکش ها، تالاب ها و رودخانه هاچاه هارودخانه هاآب بندان هابارندگيجمعکم آبي7/265/2195/3542/63/759/165نرمال6/357/2876/5057/81/9276/215ترسالي6/357/2888/10657/86/1003/280مأخذ: شرکت بهره برداري از شبکه هاي آبياري و زهکشي گيلان.1-8- روش و ابزار گردآوري اطلاعات
اطلاعات مورد نياز با استفاده از روش ميداني، پرسشنامه و مصاحبه حضوري بدست ميآيد. همچنين، علاوه بر منابع اطلاعاتي ميداني پايگاههاي اطلاعاتي رسمي کشوري و استاني به همراه اطلاعات حاصل از ارگانها و سازمانهاي مرتبط، ديگر روش گردآوري اطلاعات در پژوهش حاضر ميباشند. ابزارهاي گردآوري اطلاعات شامل بانکها و منابع اطلاعاتي، ارگانها و سازمانهاي مرتبط و پرسشنامه ميباشد. پرسشنامه مورد استفاده در سه بخش اصلي شامل بخش اول ويژگيهاي اقتصادي- اجتماعي زارعين، بخش دوم منابع آب آبياري در دسترس و هزينه تأمين آب آبياري و بخش سوم مقادير مصرف نهادههاي توليد و هزينههاي مربوط به تأمين نهادهها طراحي شده است.
1-9- روش تجزيه و تحليل داده‌ها
به منظور استخراج ارزش اقتصادي آب، از روش ارزش بهره وري نهايي نهاده آب استفاده شده است. بدين منظور ابتدا مناسب ترين تابع توليد با توجه به معيارهاي انتخاب بهترين فرم تابعي تعيين مي شود و سپس با حداکثر سازي تابع سود نسبت به قيد هزينه و مشتق گرفتن نسبت به مقدار نهاده آب، و برابر صفر قرار دادن آن، ارزش توليد نهايي نهاده استخراج مي شود. همچنين، با استخراج تابع تقاضاي نهاده ي آب، ميزان حساسيت مصرف آب به تغييرات قيمت آن به دست مي آيد.
1-10- کليد واژه ها
قيمت سايهاي9: قيمت سايهاي قيمتي است که از تقاطع منحني هاي عرضه و تقاضاي کالا حاصل نمي شود اما به نوعي ميتواند بر اساس محدوديت منابع تعيين شود. قيمت سايهاي براي کالاهايي که فاقد بازار آزاد بوده، کاربرد دارد.
ارزش بهرهوري نهايي10: مطابق نظريه بهرهوري نهايي، دستمزد نهادهها بايد برابر ارزش توليد آخرين واحد نهاده استخدام شده باشد.
کارايي11: كارايي عبارت است از نسبت بازده واقعي بدست آمده به بازدهي استاندارد و تعيين شده (مورد انتظار) يا نسبت مقدار كاري كه انجام مي‌شود به مقدار كاري كه بايد انجام شود.
کشش قيمتي تقاضا12: ميزان حساسيت تقاضا به تغييرات قيمت را نشان ميدهد. در واقع همان درصد تغييرات تقاضا به درصد تغييرات قيمت مي باشد.
مديريت تقاضا: مديريت تقاضا شامل تصميمات و سياست هايي است که طرف تقاضا را کنترل و مديريت ميکند. در بحث مديريت تقاضا سعي ميشود به وسيله ي ابزارهاي قانوني و اقتصادي اولاً تقاضاي آن منبع کنترل شود و ثانياً به صورت کارا بين مصارف مختلف تخصيص يابد.
1-11- سازماندهي پژوهش
پژوهش حاضر در پنج فصل مختلف ارائه ميشود. در فصل اول به کليات پژوهش پرداخته شده است، و در آن پس از بيان مسأله و آشنايي با موضوع تحقيق، منطقه مورد مطالعه و متغيرهاي پژوهش معرفي شد. در فصل دوم، مباني نظري تحقيق به تفصيل بيان شده و در آخر مهمترين مطالعاتي که در اين زمينه انجام شده بود، معرفي شد. فصل سوم به روش تحيق اختصاص داده شده است. در اين فصل نحوه تعيين ارزش اقتصادي آب و استخراج تابع تقاضا توضيح داده شده است. فصل چهارم مربوط به تجزيه و تحليل دادهها است که در آن پس از تحليل دادهها با استفاده از نرم افزارهاي لازم، نتايج آن در قالب جدول و يا نمودار گزارش شده است. در فصل آخر نيز، خلاصه اي از يافتههاي پژوهش ارائه شده و مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. همچنين در اين فصل به فرضيات پژوهش پاسخ داده و محدوديتها، پيشنهادات تحقيق بيان ميشود.
فصل دوم
مباني نظري و پيشينه پژوهش
2-1- مقدمه
در ايران، کشاورزي بزرگترين متقاضي آب است، به طوري که حدود 93 درصد از آب قابل استحصال، سالانه در اين بخش استفاده مي شود. اين باور وجود دارد که پايين بودن قيمت نسبي نهاده ي آب در مقايسه با ساير نهاده هاي مورد استفاده در کشاورزي موجب از بين رفتن انگيزه سرمايه گذاري در تکنولوژي آب اندوز به جاي تکنولوژي هاي سنتي موجود و عدم صرفه جويي در مصرف آب و اتلاف آن تا بيش از 80 درصد شده است. که اگر تنها راندمان کاربردي آب در اين بخش به ميزان پنج درصد افزايش يابد، مقدار آب صرفه جويي شده معادل با کل نياز بخش هاي ديگر خواهد بود. يکي از راهکار هايي که براي توازن تقاضا و عرضه آب و حل مشکل اتلاف آب و استفاده بهينه از آن مطرح است متعادل کردن قيمت آن است.
در اين فصل جايگاه آب و راندمان مصرف آب در بخش کشاورزي را بيان کرده و سپس به معرفي بازار آب و خصوصيات آن و تفاوت آن با ساير بازارها مي پردازيم. در ادامه مديريت تقاضاي آب را توضيح داده و ابزارهاي آن معرفي مي کنيم. پس از آن قيمت گذاري آب و اثرات آن بر مصرف آب و روش هاي قيمت گذاري آب را مطرح مي کنيم. در بخش دوم اين فصل به برخي مطالعات داخلي و خارجي انجام شده در اين زمينه اشاره مي کنيم.
2-2- نقش آب در کشاورزي
يکي از عوامل اصلي و محدودکننده توسعه بخش کشاورزي ايران نهاده آب مي باشد. در صورتي که محدوديت آب وجود نداشت 30 تا 50 ميليون هکتار از اراضي کشور قابل کشت و زرع مي بود. بخش آب يکي از بخش هاي زيربنايي و اساسي کشور مي باشد که مي تواند به عنوان موتور رشد در اقتصاد عمل کند و باعث رشد ساير بخش ها به خصوص بخش کشاورزي و فعاليت هاي وابسته به آب گردد، به طوري که هر واحد سرمايه گذاري (يک ميليون ريال در سال 1378) در بخش آب باعث 029/0 نفر اشتغال مستقيم و غير مستقيم مي شود. همچنين، محاسبه ي پيوند هاي پسين و پيشين نشان مي دهد که بخش آب از لحاظ پيوندهاي پسين در رتبه ي يازدهم و از لحاظ پيوندهاي پيشين در رتبه ي ششم مي باشد که گويايي اين مطلب است که بخش آب يکي از بخش هاي کليدي اقتصاد است که براي رشد ساير بخش هاي اقتصاد بايد توجه ويژه اي به اين بخش نمود. نتايج بررسي رشد بخش ها نشان مي دهد که براي مهيا کردن رشد شش درصدي بخش کشاورزي، بخش آب بايستي 68/0 درصد رشد نمايد. يعني براي اينکه اين بخش شش درصد رشد نمايد نياز به 558 ميليون مترمکعب آب اضافي مي باشد13.
2-3- راندمان مصرف آب در بخش کشاورزي
ايران در مقايسه با کشورهاي در حال توسعه بيشترين مصرف آب را در بخش کشاورزي دارد و کمترين راندمان کشاورزي نيز مربوط به ايران است. راندمان آبياري در بخش کشاورزي در کشور به طور متوسط 38 درصد است. متاسفانه قوانين کشور به گونه‌اي است که حمايت‌هاي لازم از مصرف بهينه آب صورت نمي‌گيرد. در شمال کشور متوسط قطعات کشاورزي به 4/0 هکتار رسيده‌اند در حالي که متراژ اراضي کشاورزي که مي‌توانند مفيد باشند و از لحاظ نوع توليد بهينه باشند، متفاوت است. مثلاً، براي کشت برنج نياز به حداقل دو هکتار زمين است اما در حال حاضر اندازه اراضي کشاورزي در کشور به زير يک هکتار رسيده‌اند14.
طي چند دهه گذشته، توسعه بهره برداري از منابع آب زيرزميني سبب شده است که در اغلب سفره هاي آب زيرزميني، حالت بحراني به وجود آيد و از طرفي به دلايل مختلفي همچون نبود شبکه هاي آبياري و زهکشي، ضعف مديريت بهره برداري و نگهداري از تاسيسات آبي، بالا بودن تلفات آب در مراحل انتقال، توزيع و مصرف سبب گرديده که بهره برداري مطلوبي از منابع آب در طرح هاي توسعه منابع آب سطحي به عمل نيايد.
از حدود ?? ميليون هکتار اراضي مستعد کشاورزي، ?? ميليون هکتار زير کشت مي باشد که از اين بخش حدود 05/8 ميليون هکتار زير کشت آبي مي باشد، يعني حدود ????? مترمکعب آب به ازاء هر هکتار کشت آبي مصرف مي گردد و اين امر بيانگر راندمان پايين مصرف آب در سطح کشور مي باشد و به اين منظور با اعمال مديريت صحيح مصرف آب، جلوگيري از تلفات آب در مزارع، تشويق کشاورزان به اصلاح، بهبود و ايجاد شبکه هاي آبياري مدرن و در نهايت بهره برداري از منابع کشاورزي با کارآيي و راندمان آبياري بالا مي توان به توسعه کشاورزي پايدار در کشور اميدوار بود15.
2-4- بازار آب
به طور کلي بازار فضايي است که در آن تقابلات عرضه و تقاضا انجام گرفته و کالاها، خدمات و منابع توليدي خريد و فروش شده و قيمت آن ها مشخص مي گردد. براي هر کالا، نهاده و يا خدمت، بازاري وجود دارد که در آن رفتار عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان در تعامل قرار مي گيرد. هر بازار دو رکن اساسي به نام عرضه و تقاضا دارد که عمدتاً بيانگر تصميم هاي عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان در آن بازار است. بنابراين شناسايي متقاضيان و عرضه کنندگان و خصوصيات آن ها در تشکيل نوع بازار مهم است.
با توجه به ماهيت آب، دو نوع تقاضا براي آن وجود دارد. يکي تقاضا براي آب به عنوان يک کالاي نهايي و ديگري به عنوان يک نهاده يا کالاي واسطه ي توليدي که شکل گيري قيمت در دو حالت فوق متفاوت است. آب به عنوان کالاي نهايي بيشتر موارد استفاده خانگي و تفريحي است که تصميم گيري براي تقاضاي آن بر مبناي ملاک هاي مطلوبيت مي باشد. يعني مصرف کننده با توجه به ميزان مطلوبيتي که اين کالا به عنوان يکي از کالاهاي مجموعه سبد مصرفي برايش ايجاد مي کند و در چارچوب درآمد خود مقدار تقاضاي خود را از آب مشخص مي کند. اما آب به عنوان يک کالاي واسطه يا نهاده توليدي بيشتر موارد استفاده صنعتي و کشاورزي دارد که تصميم گيري براي ميزان مصرف و تقاضاي آن بر مبناي ملاک هاي بهره وري اين نهاده در جريان توليد مي باشد. در اين جا ميزان تقاضا براي آب در کنار ساير نهاده هاي توليدي توسط صاحبان بنگاه هاي توليدي به گونه اي تعيين مي شود که با توجه به بهره وري نهايي آب در توليد محصول سود بنگاه (مزرعه) حداکثر شود و يا در مواردي که محدوديت هاي اعتباري وجود دارد هزينه او حداقل گردد. در اين حالت طبعاً تقاضا براي نهاده آب متاثر از تقاضا براي کالايي است که آب در توليد آن به کار رفته است. ارزشي را که متقاضي آب حاضر است بپردازد متاثر از ارزش کالاي توليدي مي باشد. بنابراين ماهيت تقاضا براي آب در اين دو نوع مصرف متفاوت است و هرکدام بازار مخصوص به خود را دارند و عوامل متفاوتي بر تعيين ارزش آن در هر مورد اثر مي گذارند. بر همين اساس براي پي بردن به نحوهي شکل گيري قيمت و کارايي آن شناخت نيروهاي عمل کننده در هر بازار و محدوديت هاي موجود و از جمله قوانين و مقررات حاکم بر آن مهم و ضروري مي باشد. به عبارت ديگر نوع بازار و ساختار حاکم بر آن در تعيين قيمت و کارايي آن حائز اهميت است. با توجه به اين که در مطالعه حاضر آب به عنوان يک نهاده در توليد محصولات کشاورزي مورد توجه مي باشد لذا مباحث مربوط به بازار هم به اين نوع مقوله محدود مي شود.
2-4-1- ويژگي هاي بازار آب
عرضه آب و نهاده هايي مانند برق و گاز ويژگي هاي مشترکي دارند که آن ها را از بازار ساير کالاها متمايز مي کند:
الف) عرضه ي اين نهاده نيازمند سرمايه گذاري ها و احداث تجهيزاتي است که هزينه ي اوليه آن ها بسيار زياد است و معمولا از توان يک بنگاه متعارف خارج است. برعکس پس از احداث هزينه خدمات رساني يا دادن انشعاب و حق استفاده به مصرف کنندگان جديد بسيار ناچيز است. به عبارت ديگر هزينه ثابت تاسيسات آبي بسيار زياد و هزينه کرانه اي آب رساني به طور نسبي اندک مي باشد. اين پديده زمينه را براي انحصار عرضه ي آب فراهم مي آورد. به همين علت عرضه ي آب در اقتصاد هاي مختلف يا در انحصار بخش عمومي است و يا در انحصار شرکت هاي بزرگ خصوصي تحت نظارت بخش عمومي مي باشد.
ب) از ديگر ويژگي هاي بازار آب کوچک، پراکنده و محلي بودن آن است. اين خصوصيت ناشي از بالا بودن هزينه هاي انتقال آب کشاورزي است که موجب مي شود فقط تعداد محدودي از کشاورزان منطقه که زمين هايشان در مجاورت هم قرار دارد، بتوانند در بازار شرکت کنند. به عبارت ديگر دادو ستد در اين بازارها شامل زارعيني مي شود که آب سطحي يا زيرزميني خود را در يک دوره از زمان (فصل کشت) به زارع (مزرعه) همسايه خود مي فروشد. چون اکثر اين بازارها محلي و غيررسمي هستند، لذا قيمتي که در آن ها تعيين مي گردد، يکسان نيست و بر اساس عرف و قراردادهاي محلي است که براي هر منطقه (روستايي) اين عرف و قراردادها متفاوت مي باشد.
ج) ويژگي ديگر بازار آب سهولت اعمال تبعيض ميان متقاضيان و فروختن آب به قيمت هاي مختلف است. از آن جا که جابجايي آب بدون استفاده از شبکه هاي انتقال دشوار و پرهزينه است، گروهي از مصرف کنندگان که آب را ارزان تر مي خرند، نمي توانند آن را به گروهي ديگر به قيمت بيشتر ولي کمتر از نرخ بنگاه اصلي بفروشند و يا حتي چون هزينه هاي ذخيره سازي آب براي زارعين جزء بسيار بالاست، براي خيلي از زارعين مقدور نيست و يا مقرون به صرفه نيست که آب را در ايام پرآبي ذخيره و در مواقع کم آبي مصرف کنند. از اين ويژگي ها، بنگاه هاي منحصر به فرد بهره مي برند و به گروه هاي مختلف با توجه به شدت نياز و کشش تقاضاي آن ها در زمان هاي مختلف، آب را با قيمت هاي مختلف مي فروشند تا کليه اضافه رفاهي را که از مصرف آب عايد مصرف کنندگان مي شود تا حد امکان به خود انتقال دهند
آن چه مسلم است و با توجه به خصوصياتي که براي آب ذکر شد، بازار آب، يک بازار رقابت کامل نيست و خود به خود قيمتي که در آن تعيين مي شود، کارآمد نمي باشد. بنابراين اتکاي کامل و تمام به بازار براي تعيين ارزش آب خالي از اشکال نيست بلکه نوعي مداخله براي اصلاح قيمت و به منظور افزايش کارايي آن ضروري و مطلوب مي باشد16.
2-4-2- تقاضاي نهادهي آب در کشاورزي
تقاضاي نهاده آب عبارت است از رابطه ي يک به يک ميان قيمت آب و حداکثر ميزان آبي که در قيمت هاي گوناگون کشاورزان خريداري مي کنند به شرط آن که ارزش نهاده هاي جانشين و مکمل آب و ارزش يا ميزان محصولي که با آب توليد مي شود ثابت باشند. اگر تقاضاي آب توسط بيشينه کردن تابع سود کشاورز به دست آمده باشد، ارزش محصول بر تقاضاي آب موثر است و اگر از طريق کمينه کردن هزينه ي توليد براي مقدار معيني محصول استخراج شده باشد، همان مقدار محصول بر تقاضاي مشتق آب موثر است، يعني هر چه قيمت محصول در بازار بالا رود و يا تقاضا براي مقدار خريد آن افزايش يابد، مقدار تقاضاي کشاورز براي آب نيز افزايش مي يابد.
رابطه ي قيمت کالا يا نهاده با مقدار تقاضاي آن يک رابطه همبستگي مانند ميزان باران و درجه حرارت هوا نيست، بلکه يک رابطه يک به يک است؛ يعني پيوسته به ازاء هر قيمت، تقاضا يک مقدار معين و مشخص است؛ اگر ارزش آب تغيير کند و سپس به همان قيمت اوليه برگردد مقدار تقاضا نيز دقيقاً با همان مقدار اوليه برابر خواهد شد.
رابطه ي ارزش آب با مقدار تقاضاي آن معکوس است؛ در مقايسه ي رابطه ي در پيش گفته شده با تقاضاي ديگر نهاده ها و حتي محصول، اقتصاددانان آن را به صورت درصد بيان مي کنند تا اثر واحد اندازه گيري مقدار و قيمت را حذف کرده و از سويي رابطه ها قابل مقايسه شوند.
نسبت درصد تغييرات ميزان تقاضاي آب را به درصد تغييرات ارزش آب کشش قيمت آب مي نامند؛ به نحوي که اگر مقدار اين کشش منفي 5/0 باشد، يک درصد افزايش در قيمت آب موجب مي شود که 5/0 درصد مقدار تقاضاي آن کاهش يابد، اين کشش قيمت را مي توان ميان ميزان تقاضاي آب و قيمت نهاده هاي جانشين و مکمل آن بيان کرد، در اين صورت آن را کشش متقابل مي نامند؛ اگر کشش متقابل زمين و آب منفي يک باشد، کاهش يک درصد در قيمت زمين باعث افزايش يک درصد در مقدار تقاضاي آب مي شود. همين طور اگر کشش آب نسبت به قيمت محصول هندوانه دو باشد، افزايش يک درصد در قيمت هندوانه موجب ازدياد دو درصدي از مقدار تقاضاي آب خواهد شد.
گفتني است در قيمت هاي گوناگون آب، تقاضاي آن متفاوت است، کشش قيمت تقاضاي آب نيز در اين صورت متفاوت خواهد بود، براي نمونه هنگامي که آب گران است کشش آن متفاوت از زماني است که آب ارزان است؛ اين کشش در قيمت يا نقطه ها ي متغير از تابع تقاضا کشش نقطه اي ناميده مي شود؛ کشش در تابع تقاضاي کالاها و نهاده ها، در قيمت وسط يا نقطه ي وسط تابع تقاضا، برابر واحد است.
در قيمت هاي بالاتر قدرمطلق کشش قيمت بزرگ تر از يک و در قيمت هاي پايين تر قدرمطلق آن کوچک تر از يک است؛ بنابراين درهنگام گراني آب قدر مطلق کشش قيمت تقاضاي آن بيشتر از يک بوده و اگر فروشندگان آب قيمت آن را يک درصد کاهش دهند، ميزان تقاضاي آن بيشتر از يک درصد افزايش مي يابد و در نتيجه درآمد کل فرشندگان آب بيشتر از يک درصد بالا مي رود؛ از سوي ديگر اگر قدرمطلق کشش قيمت آب کمتر از يک باشد و تمام فروشندگان آب قيمت آن را يک درصد پايين بياورند، ميزان تقاضاي آب کمتر از يک درصد بالا مي رود و در نتيجه درآمد آنها در مجموع کاهش مي يابد؛ بنابراين اطلاع از کشش تقاضاي آب يا ساير نهاده ها و کالاها بسيار براي سياست قيمت گذاري و فروش عرضه کنندگان مهم است. اگر قيمت با کشش تقاضا باشد، کاهش آن باعث افزايش درآمد عرضه کنندگان مي شود و اگر قيمت بي کشش تقاضا باشد، يا به عبارت ديگر قدرمطلق کشش کم تر از يک باشد، افزايش قيمت باعث ازدياد درآمد اين افراد از فروش مي شود. در بسياري از تحقيقات انجام شده، کشش تقاضاي آب کمتر از منفي يک برآورد شده است؛ اين بدان معناست که با کاهش قيمت آب درآمد کل فروشندگان زياد نمي شود. ازسويي به دليل محدوديت هاي قانوني و تعرفه هاي مصوب، افزايش قيمت آب مقدور نمي باشد؛ در نتيجه عرضه کنندگان خصوصي تمايلي براي ورود به بازار آب و سرمايه گذاري در منابع آب پيدا نمي کنند، نهادهاي دولتي نيز درآمد کافي از فروش آب براي توسعه و تکميل تاسيسات آب رساني به دست نمي آورند.
درحال حاضر يکي از مسايل بخش آب پايين بودن غيرموجه قيمت يا تعرفه هاي آب کشاورزي است. همان طور که در بخش بازار آب بيان شد، قيمت آب ارزش اجتماعي آن را نشان مي دهد؛ براي نمونه قيمت پايين، فراواني و ارزش کمي را براي آب متصور مي سازد و انگيزه زراع را براي صرفه جويي کم مي کند؛ بنابراين تحت برخي از شرايط اصلاح تعرفه هاي آب کشاورزي بر ميزان تقاضاي آب مي تواند اثر بگذارد و زمينه صرفه جويي و ذخيره سازي آن را فراهم مي کند.
2-5- اهميت مديريت تقاضاي آب


دیدگاهتان را بنویسید