فصل اول: کليات
1-1 پيشگفتار
بابي‌گري به‌عنوان يک جنبش اجتماعي در قرن سيزده هجري در ايران پا به عرصه وجود گذاشت و به‌عنوان حرکتي عليه سنت‌هاي ديني و اجتماعي حاکم بر جامعه به وجود آمد. اين جنبش در کنار حکومت‌هاي استعماري و در مقابل فرهنگ اسلامي قرار گرفت عنوان ابزار استعمارگران مورد بهره‌برداري قرار گرفت.
از نظر اجتماعي ‍بروز اين جنبش در ايران زماني بود که پس از جنگ‌هاي ايران و روس به علت افزايش تماس بافرهنگ خارجي‌ها و تازه شدن افکار، نخبگان ونيز عوام را به خود مشغول کرده بود و در نتيجه‌ي چنين عواملي بود که فضا و زمينه براي ظهور و رشد حرکت‌هاي اجتماعي فراهم شده بود.
در چنين شرايطي جنبش‌هاي اجتماعي و اصلاحي چندي در ايران شکل گرفت و در اين فضا برخي به فکر تغيير فرهنگ ملي حاکم و ايجاد نوآوري‌هاي مذهبي افتادند. درنتيجه اين طرز تفکر بود که فرقه‌هايي مانند شيخيه، بابيه و حتي بها‍‍‍‍ئيه در کنار مکاتب سکولار در ايران ظاهر شدند و همواره در مقابل حرکت‌هاي احياگر سنت‌هاي ملي ـ ديني ايستادند و حرکت‌هاي سنت‌شکن را تأييد کردند. با اين طرز فکر کلي اين فرقه‌ها آلت دست استعمار گران قرار گرفتند‍.
براي بيان ضرورت مطالعه جنبش‌هاي مذهبي ايران ازجمله بابيت بايد گفت که ايدئولوژي نقش اساسي در ايجاد تشکل‌هاي سياسي دارد. نظري به جنبش‌هاي اجتماعي خشک‌کنان درصد سال اخير نشان مي‌دهد که همه‌ي آنان از نوعي ايدئولوژي مذهبي بهره‌مند بوده‌اند. از سوي ديگر نظري به ايدئولوژي‌هاي غيرمذهبي و طرز تفکر و تلقي مردم ايران نسبت به آن‌ها از عدم موفقيت اين‌گونه مرام‌ها در اين سرزمين حکايت مي‌کند.
شدت دوري جستن مردم جامعه‌ي ما از ايدئولوژي‌هاي سکولار به‌اندازه‌اي است که در تاريخ پنجاه ساله‌ي اخير ايران قدرتمندان سياسي به‌راحتي توانسته‌اند آنان را از صحنه‌ي سياست حذف کنند و حتي براي مشروع جلوه دادن سرکوب مخالفان خود آنان را به وابستگي به اين دسته از انديشه‌ها متهم نمايند. اين امر نشان مي‌دهد که در جغرافياي سياسي ايران‌زمين، براي ايجاد حرکت‌هاي سياسي و اجتماعي استفاده از ايدئولوژي‌هاي مذهبي به‌مراتب کارسازتر از ايدئولوژي سکولاراست که نمونه‌هاي آن در تاريخ ايران فراوان ثبت‌شده است.
دولت مقتدر کورش کبير با اتکا به ايدئولوژي مذهبي زرتشت قوام گرفت و دولت ساسانيان براي تجديد آن شکوه به وجهي از همان ايدئولوژي تمسک جست اولين دولت پايدار ملي با تشکيل حکومت صفويه و با ايدئولوژي مذهب شيعه به وجود آمد و حدود 200 سال دوام يافت.
اين واقعيت اهميت ايدئولوژي مذهبي و به‌تبع آن جنبش‌هاي مذهبي در ايران رانشان مي‌دهد ونيز توجه ما را به اين نکته جلب‌توجه مي‌کند که در انجام حرکت‌هاي پايدار و درنتيجه تغييرات باثبات در اين سرزمين همواره جنبش‌هاي مذهبي دخيل بوده‌اند.
اين واقعيت تيغي دو دم است چرا که اصلاحگران مي‌توانند در بهبود اوضاع از اين قاعده سود جويند و ناصالحان در به بند کشيدن و غارت ثروت‌هاي او از آن بهره‌مند شوند. از اين‌رو شناخت ابعاد و زمينه‌هاي اجتماعي بروز چنين جنبش‌هايي مي‌تواند مصلحان حقيقي را از ميان مدعيان دروغين اصلاحگري متمايز کند و سطح آگاهي مردم ومسوولان را بالا ببرد.
در ايران جنبش‌هاي مذهبي فراواني ظهور کرده‌اند که در اين تحقيق بررسي جنبش بابيت زمينه‌هاي اجتماعي آن مد نظر است براي شناسايي اين جنبش و حرکت لازم است همه‌ي عوامل و زمينه‌ها و ابعاد دخيل در ايجاد و ظهور اين جنبش مورد بررسي قرار گيرد. قبل از بيان دقيق‌تر هدف اين تحقيق لازم است منظور خود را از مفهوم ” جنبش‌هاي اجتماعي ” بيان داريم.
انديشمندان مختلف تعاريف متفاوتي از جنبش‌هاي اجتماعي ارائه کرده‌اند. ازلحاظ تاريخي مباحث مربوط به جنبش‌هاي ابتدا در نوشته‌هاي مربوط به ” رفتارهاي جمعي ” آورده مي‌شد و برخي از متفکرين اين دو مفهوم را يکي مي‌دانستند.
براي مثال بلومر در مورد تعريف جنبش‌هاي اجتماعي مي‌گويد: “فعاليت جمعي براي استقرار نظم جديدي از زندگي”1.
نظر تورن تا حدي متفاوت است. او نظريه‌اي در مورد تغييرات اجتماعي، کنش و انقلاب ارائه مي‌کند همه‌ي آن‌ها را جنبش اجتماعي تلقي مي‌کند.
او عمدتاً جنبش‌هاي اجتماعي را کنش اجتماعي سياسي ـفرهنگي قلمدادمي کند. جنبش‌هاي اجتماعي نه حادثه هستند و نه عواملي براي تغيير بلکه آنان کنش جمعي فاعلين مي‌باشند که براي کنترل تاريخي گري مبارزه مي‌کند يعني کنترل منشأهاي عظيم فرهنگي که معمولاً توسط آنان روابط محيط بر جامعه سازمان داده مي‌شود2.
برخي ديگر از نويسندگان جنبش‌هاي اجتماعي را يک پديده مشخص معرفي مي‌کنند اما تعريف آن‌ها همه‌ي ابعاد اين پديده را در برنمي‌گيرد مثلاً تيلي بر ” مجموعه‌ي خاصي از اعتقادات”3 به‌عنوان اساس جنبش‌هاي اجتماعي تأکيد مي‌کند و مک کارتي به”نظريات و عقايد جمعيتي که نشانه‌ي ترجيح آنان براي ايجاد تغيير در برخي از اجزاي يک جامعه است”4، اهميت مي‌دهد. تعريفي که توسط گيدنز در اين مورد وجود دارد جامع تراست وبيان مي‌کند که “مي‌توان يک جنبش اجتماعي را به‌عنوان کوششي جمعي براي نيل به منابع مشترک از طريق کنش جمعي خارج از محدوده‌ي نهادهاي تثبيت‌شده‌ي اجتماعي تعريف کرد”5.
همه‌ي تعاريف فوق تعاريف درستي از جنبش‌هاي اجتماعي هستند اما هر کدام به بخشي از اين مفهوم توجه کرده‌اند در واقع تعاريف فوق تعاريف جامع و مانعي نيستند. اما در نهايت با توجه به همه‌ي تعاريف فوق مي‌توان از آن‌ها اين تعريف را که از همه آن‌ها گرفته‌شده و در واقع تلفيقي از تعاريف فوق است بيان داشت: جنبش اجتماعي عبارت است از حرکت مجموعه‌اي از افراد انساني در زمينه‌اي از امکانات و لوازم و در بستري از محدوديت‌ها به‌صورت سازمان‌يافته به دنبال پيروي از يک رهبر با تعدادي از رهبران که همراه با ايدئولوژي مشخص هست به وجود مي‌آيد و به دنبال ايجاد تغييرات است که از اين تغييرات ممکن است تدريجي باشد يا بنيادي.
1-2بيان مسئله
دين از قديم‌ترين، ريشه‌دارترين و گسترده‌ترين پديده‌هاي اجتماعي و از نيرومندترين و پايدارترين نهادهاي زندگي اجتماعي انسان در طول تاريخ بوده است.
لذا همواره اديان بزرگ با چالش‌هاي فراواني روبرو بوده‌اند که کمي از اين چالش‌ها بزرگ اثرگذار نيرومند جنبش‌هاي ديني يا مذهبي است6.
برخي از متخصصان به‌ويژه جامعه‌شناسان دين براي توصيف جنبش‌هاي مذهبي واديان جزئي از واژه جنش هاي ديني جديد استفاده مي‌کنند.
بر اساس آمار مراکز بين‌المللي اکنون بيش از هزار فرقه و جريان معنوي در جهان وجود دارد که تقريباً آن‌ها را مي‌توان در ايالات‌متحده آمريکا يافت. در کشورهاي اروپايي بيشترين تعداد فرقه‌ها در انگلستان (700) و کمترين آن در سوئيس و سوئد (50تا100فرقه)يافت شده‌اند7.
با عنايت به اين‌که جنبش‌هاي ديني برحسب عقايد، مناسک، ساختار سازماني و پذيرش اجتماعي باهم متفاوت‌اند و گاه شباهت نيز دارند. دانشمندان علوم اجتماعي در ارائه تعريفي جامع از جنبش‌هاي ديني و تدوين معيارهاي مشخص براي طبقه‌بندي آن‌ها با مشکلاتي مواجه شده‌اند. بااين‌حال امروزه متخصصان معمولاً جنبش‌هاي ديني براي توصيف گروه‌هايي که از مسير اصلي ديني جداشده‌اند به کار مي‌برند8.
به‌طور معمول دو نوع از تعاريف در حوزه‌ي جنبش‌هاي ديني به کار گرفته مي‌شوند: نوع اول تعريف مخالفين جنبش‌هاي ديني است که به ماهيت فرقه‌اي آن اشاره‌کرده و آن را برحسب مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي منفي تعريف مي‌کنند درحالي‌که متخصصان و دانشگاهيان به دنبال ارائه تعريفي فارغ از ارزش‌گذاري بدون قضاوت و سوگيري بوده و در تعريف اين جنبش‌ها به زمان و مکان سرچشمه آن‌ها اشاره مي‌کنند.
براي ارائه تعريف مقبول‌تر و واقعي‌تر سه معيار براي تعريف جنبش‌هاي ديني به کار گرفته: نخست آن که يک جنبش ديني نوظهور و نوين است دوم آن‌که خارج از جريان حاکم و مسلط است و در نهايت طرفداران و پيروانش را از فرهنگ ميزبان جذب مي‌کند9.
فرقه بابيه که از فرقه‌هاي انشعابي و انحرافي مذهب تشيع است که با تکيه بر انديشه‌هاي سيد محمد شيرازي که بعدها معروف به باب شد، به وجود آمد از مهم‌ترين زمينه‌هاي شکل‌گيري بابيه به طور کلي مي‌توان از شيخيه نام برد که در رأس آن شيخ احمد احسائي و شاگردان سيد کاظم رشتي قرار داشتند و سيدعلي محمد شيرازي نيز چون از شاگردان برجسته‌ي سيد کاظم رشتي بود از استادش تأثير فراوان پذيرفته و بعد از مرگ او و کش‌وقوس‌هاي فراوان خود را به‌عنوان باب استادش سيد کاظم رشتي و رکن رابع معرفي کرد که در اعتقادات شيخيه عقيده محکمي بود.
بعد از گذشت مدتي سيد علي‌محمد شيرازي طرفداراني را در اطراف خود مشاهده کرد و شروع نمود به ابراز ادعاهاي واهي خود و اين‌گونه بود که جنبش بابيه متولد شد. از آنجايي که پشت صحنه‌ي تأسيس فرقه انحرافي نقشه‌هاي فراواني وجود دارد ويکي از اساسي‌ترين آن‌ها ايجاد خلل در يکپارچگي و ايجاد سستي و کارکردهايي از اين قبيل است، لازم است تا به‌صورت دقيق و موشکافانه زمينه‌هايي که باعث پيدايش فرقه‌هاي انحرافي مي‌شود مورد کنکاش و بررسي قرار گيرد که يکي از مهم‌ترين اين زمينه‌ها، زمينه‌هاي اجتماعي است.
لذا نگارنده سعي دارد تا زمينه‌هاي اجتماعي پيدايش بابيه را آن هم در ايران شيعي به‌صورت برجسته و منسجم بيان کند واحيانا مورد بررسي و نقد جامعه‌شناسانه قرار دهد.
1-3 هدف از تحقيق
هدف از اين تحقيق بررسي زمينه‌هاي اجتماعي جنبش بابيت به‌عنوان يک جنش مذهبي از آغاز تا سقوط آن است. سؤال اصلي ما اين است: فرقه بابيه از چه زمينه‌هاي اجتماعي بهره گرفت و خود را به‌عنوان يک جنبش مذهبي در جامعه ايران معرفي نمود؟ و اينکه آيا تمامي زمينه‌هاي اجتماعي دخيل در ظهور اين فرقه زمينه‌هاي داخلي بودند؟يا زمينه‌هاي خارجي نيز در به وجود آمدن اين فرقه مؤثر و تأثيرگذار بوده‌اند؟
در اين تحقيق مي‌خواهيم جنبش بابيت را از زاويه جامعه‌شناسي مورد تحليل و بررسي قرار دهيم و زمينه‌هاي اجتماعي اين جنبش مذهبي را برجسته نموده و روشن کنيم که آيا اين جنبش تعاملي بااقتدار ملي داشته است يا نه.
به گمان ما قدرت‌هاي استعماري از اين قبيل فرقه‌ها(شيخيه، بابيه، و حتي بهائيت) براي شکستن اقتدار ملي ايران استفاده نموده‌اند. به عبارت ديگر يکي از سؤال‌هاي مادر اين تحقيق بررسي نقش استعمار به‌عنوان يک زمينه اجتماعي خارجي مؤثر در بروز و ظهور اين فرقه مي‌باشد که در بخش‌هاي بعدي در اين مورد به‌طور مفصل بحث و بررسي صورت خواهد گرفت.
1-4 سؤالات تحقيق
1- آيا ساختار حکومتي (وضعيت ساسي کشور) در پيدايش بابيت تأثير گذار بوده است يا نه؟
2- نقش استعمار (به عنوان زمينه اجتماعي خارجي) و استبداد حاکم بر جامعه چگونه بوده است؟
3- آيا وضعيت اقتصادي مردم و سواد و آگاهي آنها تا چه اندازه مؤثر بوده است؟
1-5 فرضيه‌هاي تحقيق
آنچه در بروز اين جنبش محرز است دخيل بودن زمينه‌هاي اجتماعي مي‌باشد زيرا هرجنبشي در بستري اجتماعي اتفاق مي‌افتد. بعضي از اين بسترها تأثيرگذاري‌شان به‌وضوح قابل درک و رؤيت است، ازجمله در بروز اين جنبش نقش استعمار است که واضح مي‌باشد.
به نظر مي‌آيد که ساختار حکومتي و سياسي در بروز بابيه مؤثر بوده است.
نقش پديده‌ي استعمار و استبداد در متولد شدن اين فرقه محرز به نظر مي‌رسد.
وضعيت اقتصادي و سطح سواد و آگاهي در پيدايش بابيه در ايران مؤثر بوده است.

1-6 روش تحقيق
روش تحقيق ما در اين پروژه توصيفي -تحليلي و سندي است و از قالب مطالعات کتابخانه‌اي استفاده مي‌کنيم. اطلاعات لازم را از متون تاريخي استخراج کرده و در کنار هم مي‌گذاريم تا با ترکيب حاصله به تحليل روند شل گيري بابيه و زمينه‌ها و حوادث دخيل در بروز آن دست يابيم.
روش جمع‌آوري اطلاعات در اين تحقيق به اين صورت خواهد بود که ابتدا به معرفي کاملي از جنبش بابيه خواهيم پرداخت و در رابطه با تاريخچه، مرام، کنشگران و زمينه اجتماعي، به‌صورت جداگانه اطلاعات مربوط به آن‌ها را بر اساس نظريه جنبش‌هاي اجتماعي جمع‌آوري و جمع‌بندي خواهد شد.
1-7 نظريات تحقيق

جنبش اجتماعي پديده‌اي غامض و چندوجهي است. قبل از شروع به بحث اصلي لازم است در وهله‌ي اول دريابيم عوامل اصلي و تعيين‌کننده جنبش‌هاي اجتماعي چيست و چه سازوکارهايي بر اين جنبش‌ها حاکم است.
در همين راستا ابتدا به بحث مختصري درباره‌ي نظريات جنبش‌هاي اجتماعي خواهم پرداخت و از جمع‌بندي اين نظريه‌ها يک نظريه کاراتري را به دست خواهيم آورد. سپس با توجه به هدفي که در اين تحقيق داريم به بررسي زمينه‌هاي اجتماعي جنبش بابيه در ايران شيعي از منظر جامعه‌شناختي خواهيم پرداخت و همچنين به وضعيت و نظريات گوناگون درباره زمينه‌هاي اجتماعي در ايران از جمله وضعيت اقتدار در ايران (ساختار حکومتي)وضعيت اقتصادي، سطح آگاهي و سواد مردم و اهميت و جايگاه آن‌ها در ميان گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعي اشاره کرد و آن‌ها را مورد بررسي دقيق جامعه‌شناسانه قرار خواهيم دارد.
الگوي مادر مطالعه ابعاد و زمينه‌هاي اجتماعي جنبش بابيت نظريات جنبش‌هاي اجتماعي وچارچوپ حرکت ما در مطالعه عملکرد اين زمينه‌ها، زمينه‌ي اجتماعي ايران خواهد بود که باعث شده است که اين فرقه از اين زمينه‌ي اجتماعي ايران که در زمان ظهور اين فرقه وجود داشته استفاده کند و خود را نمايان سازد.

1-8 نظريات جنبش‌هاي اجتماعي
در رابطه با جنبش‌هاي اجتماعي نظريه‌پردازان متعدد، نظريات متنوعي را بيان داشته‌اند. هر يک از اين نظريه‌پردازان با توجه به جوانب گوناگون جنبش‌هاي اجتماعي به بعد خاصي از اين جنبش‌ها براي به دست آوردن الگوي کاملي براي اين پديده اجتماعي تلاش کرده‌اند که همين توجه به بعد خاص باعث به وجود آمدن نظريه‌هاي متفاوتي شده است. به‌گونه‌اي که برخي از دانشمندان موتور پيش برنده‌ي جنبش‌هاي اجتماعي را فرد معرفي کرده‌اند و افرادي ديگر از انديشمندان موتور پيش برنده‌ي جنبش‌هاي اجتماعي را شرايط اجتماعي معرفي نموده‌اند. و در ميان اين دو گروه، گروه سومي هم مي‌توان مشاهده کرد که بر نقش ارتباطات و عناصر گوناگون آن اشاره نموده و اساس قرار داده‌اند.
آنچه در ميان همه‌ي دانشمندان در رابطه با جنبش‌هاي اجتماعي ديده مي‌شود و براي آن به‌نوعي نقش قائل هستند ايدئولوژي مي‌باشد. در واقع همه آن‌ها ايدئولوژي را به‌عنوان يکي از عناصر تشکيل‌دهنده هر نوع جنبش اجتماعي لازم مي‌دانند وبر آن تأکيد مي‌کنند.
با توجه به هدفي که ما از اين تحقيق داريم قصد ما پرداختن دقيق به نظريه‌هاي جنبش‌هاي اجتماعي نيست بلکه هدف از بيان کردن اين همه تعاريف و گروه‌هاي گوناگون رسيدن به يک نظريه کامل به‌عنوان روشن‌کننده مفهوم جنبش‌هاي اجتماعي و همچنين پيش‌شرط لازم براي ورود به متن اصلي اين تحقيق مي‌باشد.
از آنجا که لازم است در مطالعه و بررسي هر پديده اجتماعي به‌صورت نظام‌مند به آن پرداخته شود الگوي ما نيز همين روش نظام‌مند است؛ يعني بايد به هر سه جنبه‌ي پديده‌هاي اجتماعي با روشي نظام‌مند پرداخته شود و منظور از سه جنبه جنبش‌هاي اجتماعي فرد، جامعه و روابط بين اين دو به‌صورت توأمان مي‌باشد.
تصويرسازي ما بر اين است که با اين مدل از نگريستن کليه‌ي ابعاد نظري و عملي و حتي خرد و کلان موضوع قابل‌ملاحظه خواهد بود و رابطه‌ي بين اين جوانب و عناصر با يکديگر مورد توجه قرار خواهد گرفت.
آن گونه که بامطالعه و تفحص در کتاب‌هاي جامعه‌شناسي به دست مي‌آيد در تشکيل جنبش‌هاي اجتماعي سه عامل اساسي دخيل هستند. اين عوامل عبارت‌اند از: کنشگران (افراد)، ايدئولوژي و زمينه‌هاي اجتماعي (جامعه)که هدف اصلي ما در اين تحقيق بخش سوم؛ يعني زمينه‌هاي اجتماعي در پيدايش بابيت در جامعه ايران است.
اما ترکيب اين سه جزء ما را به ديدگاه جامع‌تري در توصيف و تحليل اين پديده رهنمون خواهد کرد.
1-9 مفهوم ايدئولوژي
با توجه به اينکه ايدئولوژي جزء لاينفک هر جنبشي است لازم است به اين مفهوم به‌صورت مختصري پرداخته شود تا در بررسي جنبش‌هاي اجتماعي که جنش بابيه نيز يکي از موارد آن در جامعه ايران بوده است ديد دقيق‌تري به موضوع مورد نظر داشته باشيم.
براي بسياري از نويسندگان جامعه‌شناسي ايدئولوژي پايه و اساس انسجام اجتماعي جنبش‌هاست و مقاصد آنان را سروسامان مي‌دهد. ويلسن چهار ويژگي را براي ايدئولوژي بيان مي‌کند:
الف)آنچه بايد انجام بگيرد را مشخص مي‌کند.
ب)نوعي اعتقاد همه جانبه است.
ج)به معناي هم صدايي و هماهنگ بودن است.
د)همراه با حرکت‌هاي جمعي مي‌باشد10.
بنابراين مفهوم ايدئولوژي در هر جنشي هدف يا اهداف را تعريف مي‌کند و جهت و راهي را که به وسيله‌ي آن پيروان مي‌توانند به‌طور دسته‌جمعي به مقاصدشان برسند را روشن مي‌کند ونشان مي‌دهد.
همچنين ايدئولوژي تعيين کننده‌ي قوانين مقررات و مراسم هر جنبش است. ايدئولوژي داراي دو بخش است: عيني و ذهني.
ايدئولوژي اعتقادي است که به‌طور ذهني توسط فاعلين پذيرفته مي‌شود و داراي آثار عيني مي‌باشد که آن نيز در فرهنگ افرادي که به آن جنبش اعتقاددارند قابل مشاهده است که اين افراد مي‌توانند يک خانوار باشند يا يک ملت و همچنين بين اين دو بخش ايدئولوژي ارتباط متقابلي حکم‌فرما است. اين دو بخش هميشه در ارتباط با يکديگر مي‌باشند.
1-10 زمينه‌ي اجتماعي
جنبش در زمينه‌ي اجتماعي اتفاق مي‌افتد‍. زمينه اجتماعي مکاني است که در آن کنشگران در راستاي اهداف جنبش عمل مي‌کنند. زمينه اجتماعي امکاناتي در اختيار کنشگران قرار مي‌دهد ونيز محدوديت‌هايي براي جنبش ايجاد مي‌کند.
کنشگران يک جنبش در حالي که از محدوديت‌ها چشم پوشي مي‌کنند و به‌نوعي آن هارا ناديده مي‌گيرند لوازم را براي رسيدن به هدف يا اهداف ايدئولوژي مجهز مي‌کنند. زمينه‌ي اجتماعي سهم خويش را در شکل گيري شخصيت کنشگران و فراهم آوردن شرايط براي اعمالشان ايفا مي‌کند. تقسيم‌کار اجتماعي بين کنشگران در يک جنبش اجتماعي بر اساس لوازم و محدوديت‌هاي زمينه‌ي اجتماعي شکل مي‌گيرد.
آنچه در پيدايش اين جنبش روشن است اين است که قاعده‌ي شکسته شدن سرزمين و قدرتمندي مذهبي و زمينه‌سازي براي مجزا ساختن و از بين بردن اتحاد اجزاي يک کشور توسط استعمار گران (روسيه و انگليس)در اوايل قرن نوزدهم در منطقه خاورميانه و ايران مورد استفاده قرار گرفته است.
آنان با اين برنامه در پي از هم پاشيدن قدرت ملي در اين کشور بودند. به نظر مي‌رسد در ايران کمک به رشد و پيدايش بابيگيري و پس از آن بهائيت به علت مقاومت دولت، مردم و روحانيت اصيل به‌عنوان سنگربانان مذهب نتوانست اقتدار ملي را که همان تأکيد بر مذهب شيعه بود را در هم بشکند.
پس از نااميدي از فروپاشي اقتدار ملي استعمارگران در تدارک برنامه‌اي براي استفاده از اين مذهب در استقرار نظام اجتماعي وابسته به غرب در ايران تلاش کردند و از اين جنبش براي به دست آوردن خواست‌هاي خود استفاده نمودند. اما از آنجايي که زمينه‌هاي ديگر اجتماعي در متولد شدن اين جنبش ت‍‍‍اثير گذار بودند، در نتيجه وجود چنين زمينه‌هاي اجتماعي از قبيل وضع معيشت و اقتصاد مردم و حتي سطح آگاهي و سواد، اين جنبش مي‌توانست با بهره گيري از همين زمينه‌ها به‌طور مؤثرتري حرکت کند و به خواسته‌هايي که داشت دست يابد.
در اين تحقيق به نظريه‌ي جنبش‌هاي اجتماعي و عوامل مؤثر در به وجود آمدن يک جنبش اجتماعي که شايد پايه آن وجود زمينه‌هاي مساعد براي ظهور چنين جنبش‌هاي است براي تحليل فرضيه‌هاي خويش، جنبش بابيه را از لحظه شکل‌گيري و نقش حوادث و زمينه‌هاي اجتماعي مؤثر در به وجود آمدن اين جنبش را به نظاره خواهيم نشست.
بدين ترتيب در خواهيم يافت که کدام زمينه‌ها باعث به وجود آمدن اين جنبش شده و آيا سهم تمامي زمينه‌هاي تأثيرگذار در جنبش به يک اندازه بوده يا نه ؟و همچنين آيا تمامي فرضيه‌هاي ما در مورد اين جنبش درست بوده و کم و کيف اين فرضيه‌ها در مورد اين جنبش چگونه است و اينکه نقش کدام يک از زمينه‌هاي اجتماعي در بروز و متولد شدن يک چنين جنبشي برجسته و چشمگير است.
1-11 چيستي باب

باب واژه‌اي عربي است، به معناي در و درگاه منزل، قلعه و مانند آن به‌طوري که نتوان به‌جز آن وارد آن جا شد. 11 باب به معاني نگهبان، منشي نيز آمده است.
اين واژه معاني ديگري هم دارد از جمله به برخي از چيزها که در جامعه رواج مي‌يابد “باب‌شدن “يا “مد شدن “مي‌گويند12.
در اين تحقيق باب به معناي سبب ارتباط و محل مراجعه در امور خاص پيونددهنده‌ي دو چيز است درباره معاني اصطلاحي باب و اين‌که به چه کسي اطلاق شده و چه کسي شايستگي آن را دارد به نظر مي‌رسد در دين اسلام “نبوت”بالاترين مقامي است که مي‌تواند متضمن چنين معنايي به شکل نظري و عملي باشد. امام محمدباقر (ع)به پيامبر (ْص) لقب “باب الله “و”سبيل الله “داده است: “ان رسول الله (ص)باب الله الذي لايوتي الامنه وسبيله الذي من سلکه وصل الي الله”13.
نبوت دري به‌سوي ماوراي طبيعت است و به‌اصطلاح عالم ملکوت به‌وسيله باب نبوت با هستي فروتر از خود مرتبط شده است. خداوند نيز اين مقام عالي را بر عهده‌ي برخي از بندگان شايسته خود نهاده است تا از اين طريق راهي به عالم بالا براي بندگان زميني باز شود پس در حقيقت پيامبران الهي باب وحي الهي هستند.
بعد از مرتبه نبوت، مرتبه‌ي امامت قرار دارد. مقام شامخ امير المومنين (ع) پس از رتبه‌ي پيامبر خاتم (ص) است. رسول خدا (ص)بر اساس روايت متواتر درباره‌ي علي (ع)چنين فرمود: “يا علي انت مني بمنزله هارون من موسي. . . اي علي نسبت تو با من همانند نسبت هارون با موسي است “فرمود: “انا مدينه العلم و علي بها من شهر علم هستم و علي دروازه ورودي آن است “14.
پس اگر نبوت را وحي و علم پيوسته به دريايي بي‌کران فرض کنيم امامت مدخل منحصر به فرد است. از آنجا که اميرالمنين (ع)پيوسته با پيامبر (ص) زيسته و در حضور او علم آموخته باب علم نبوي بشمار مي رود و اهل‌بيت عصمت و طهارت هم ابواب حکمت‌هاي الهي معرفي شده‌اند.
در تمام معارف و علوم هستي و ماوراي طبيعت بر روي اهل‌بيت باز است. در نگرش معارف اسلامي و در مباني معرفتي مهم‌ترين رهيانت هاي شناختي، ادعيه ونياش هاي دقيق، بلند و ژرف است. ائمه با واژه‌هاي رسا و کاملي معرفي‌شده‌اند ويکي از نمونه‌هاي عالي آن زيارت جامعه کبيره است که از نظر سند و محتوا داراي اعتبار است. در بخشي از اين زيارت ائمه چنين معرفي‌شده‌اند: عليکم يا اهل البيت انبوه. . . وابواب الا يمان. . . انتم الصراط الا قوم. . . والباب المتبلي به الناس من اناکم نجي و. . . درود برشما اي خاندان نبوت و درهاي ايمان شما صراط مستقيم ايد و تنها دروازه نجات مردم وهرکس بسوي شما آيد نجات يابد. . .
بر اساس بسياري از اخبار و احاديث باب حکمت الهي و علوم نبوي که متصل به وحي است در هر زماني وجود دارد: همان حجت و خليفه‌ي الهي بر روي زمين که هستي به وجود او وابسته است بنابراين باب خاستگاه ديني دارد و مخصوص مقام و مرتبه معصوم است و حقيقتا کسي غير از معصوم نمي‌تواند چنين ادعايي نمايد. چون پيامبر اکرم اولين امام را به‌صراحت اعلام نمود که اين دروازه دانش مادامي‌که هستي برقرار است بسته نخواهد شد.
در عصر ما نيز اين باب الهي اختصاص به دوازده همين جانشين پيامبر (ص)دارد. بنابراين واژه باب از مقدس‌ترين القاب ائمه به شمار مي‌رود بدين معنا آنها در ورودي سعادت و کمال معرفي شده‌اند. در اين ميان عده‌اي جهت رسيدن اميال و هواهاي نفساني خويش از اين واژه مقدس در تعاليم ديني و شيعي بهره جسته و به‌دروغ خود را باب ائمه معرفي کرده‌اند. البته روشن است که در طول تاريخ عده‌اي با ادعاي دروغين الوهيت، ربوبيت. . . هم خود از اين راه حق منحرف شده‌اند وهم از مردم ناآگاه يا معرض و سودجو رابه انحراف کشيده اند15.
1-12 تاريخچه ي باب و بابي گري
1-12-1 شيخيه، پيشينه ي بابيت
فرقه‌ي شيخيه که از آن به کشفيه يا پايين سري نيز تعبير مي‌کنند يکي از فرقه‌هاي نوظهوري است که توسط دانشمند شيعي، شيخ احمد احسايي در قرن سيزدهم هجري تحقق يافت و سر به عرصه‌ي وجود نهاد و کم‌کم پيرواني را از شهرهاي بصره، کربلا، قطيف، بحرين، کرمان، تبريز و غيره پيدا کرد. رهبران اين فرقه بر اين باورند که شيخيه هيچ تمايزي با تشيع اثناعشري ندارد16.
شيخ احمد احسايي در ذي‌القعده‌ي سال 1342 قمري از دنيا رفت و در قبرستان بقيع دفن گرديد. احسايي يکي از شاگردانش بنام سيد کاظم رشتي را جانشين خود معرفي نمود. اعتقاد به رکن رابع، مهم‌ترين موضوع جنجالي شيخيه ي منسوب به سيد کاظم رشتي است که به بابيت منجر شد. او بر اين باور بود که واسطه‌ي فيض ميان امام زمان (عج)و مردم، شيعه‌ي کامل و رکن رابع است17.
بعد از مرگ رشتي در سال 1259 يا در 1260 قمري و معلوم نبودن جانشين وي، عده‌اي مانند حاج محمد کريم‌خان کرماني، ميرزا حسن گوهر و علي‌محمد شيرازي و غيره نيز براي جانشيني مطرح شدند. افرادي مانند ملا حسين بشرويه، جذب زهد ظاهري علي‌محمد شيرازي شده و او را به‌عنوان جانشين بر حق سيد کاظم رشتي معرفي کردند. بدين‌سان انشعاب در فرقه‌ي شيخيه تحقق يافت و زمينه پيدايش جنبش بابيه پديد آمد18.
بنا بر آنچه گفته آمد ادعاي “شيعه‌ي کامل” يا “رکن رابع” در ميان فرقه شيخيه، زمينه‌ساز ادعاي “بابيت” و پذيرش آن از سوي جمعي از طرفداران اين فرقه شد که خود فرقه مستقل ديگري را تشکيل دادند و بنام “بابيت” شناخته شده‌اند.
ادعاي دروغين آن هر از چند گاهي، از زمان ائمه عليهم‌السلام تا قرن حاضر کم و بيش رواج داشته، اما هيچ يک از مدعيان دروغين به‌اندازه‌ي ميرزاعلي محمد باب جامعه‌ي اسلامي را به انحراف نکشاند.
در اواسط قرن نوزدهم ميلادي، رشته‌اي از شورش‌هاي بابيه فضاي سياسي جامعه ايران را در بر گرفت. اين شورش‌ها مدت مديدي به درازا نکشيد ولي تقريبا کل فضاي کشور را درگير خود کرد و رشته‌اي از وقايع، تأثيرات بلندمدتي چون انقلاب مشروطه و ايجاد آئيني جديد “بهائيت” را به همراه آورد.
سيد علي‌محمد شيرازي مؤسس فرقه بابيه در ابتدا عنوان کرد که با امام غائب در ارتباط است و اين ادعاي وي تنها معطوف به پيروان مکتب شيخيه بود که به‌تازگي رهبر خود را از دست داده و در جست و جوي رهبر ديگري بودند. ولي چند سال بعد مشخص شد که ادعاهاي باب بسي فراتر از اين است19.
او در سال 1848 ميلادي خود را مهدي موعود خواند و بيان داشت که از سوي خدا آمده و حامل وحي جديد است که شريعت اسلامي و دين قرآن را منسوخ مي‌کند. چنين ادعايي چالشي مستقيم در برابر دستگاه روحانيت به‌حساب مي‌آمد. متعاقب آن در خراسان پرچم‌هاي سياه بر افراشته شد، اين عمل چالشي مستقيم براي دولت محسوب مي شد. کمي بعد اولين رشته از شورش ها در منطقه اي بنام شيخ طبرسي به وقوع پيوست20.
پس از آن اولين شورش ني‌ريز روي داد و کمي بعد شورش بلندمدت زنجان جامعه آن روز ايران را در شرايط آشوب قرارداد. باب را در 9 جولاي 1850 ميلادي اعدام کردند. يک سال و نيم بعد از پايان آشوب زنجان در 15 آگوست 1851ميلادي گروهي از بابيان به جان شاه سو قصد کردند اين عمل موجي از باز داشت‌ها و اعدام بابيان را در سال‌هاي پيش رو به دنبال داشت. سال بعد در اکتبر 1852 شورش دوم ني‌ريز آغاز گرديد؛ پس از سرکوب خونين اين شورش‌ها، جنبش بابيه شکل زيرزميني پيدا کرد و دهه‌ي بعد در قالب بهاييت نمايان گرديد21.
1-13 پيشينه‌ي تاريخي موضوع

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

درزمينهي مورد ما کتب متعددي يافت مي‌شود. برخي از اين کتب نوشته‌ي خود رهبران اين جنبش است که عمدتاً مرام (ايدئولوژي) آن‌ها را مشخص مي‌کند و برخي ديگر عمدتاً کتاب‌هاي تاريخي – تحليلي هستند که در خلال آن‌ها به بررسي مختصري از اين فرقه‌ها اختصاص‌يافته است.
گروه ديگري از منابع، نوشته‌ي مخالفان يا اصلاح گران اين فرقه‌هاست که با نگرش انتقادي به اين حرکت‌ها توجه نموده‌اند و يا مرحله‌اي را نفي کرده و مرحله‌ي بعدي را مورد تائيد قرار داده‌اند. اين‌گونه کتب عمدتاً از جنبه‌ي اعتقادات مذهبي به اين فرقه‌ها پرداخته و به نوشتن رديه بر عقايد آنان مبادرت ورزيده‌اند و اين کتب را از خود به يادگار گذاشته‌اند.
کتب و مقالات ديگري به تحليل اين جنبش و يا سلسله جنبش‌ها پرداخته‌اند و با ديدي جامعه‌شناختي به آن نگريسته‌اند. با توجه به اين‌که تحقيق حاضر؛ تحقيقي است جامعه‌شناختي؛ دسته‌ي آخر بيشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت. البته اين به آن معنا نيست که از کتاب‌هاي ديگر استفاده‌اي نخواهد شد بلکه متناسب با مطالب تحقيق از آن‌ها نيز به‌عنوان منابع اطلاعاتي استفاده خواهد گرديد.
تقريباً تمامي تحليل گران جنبش بابي‌گري و بهايي‌گري، علل بروز اين حرکت را در زمينه‌هاي اجتماعي جست وجو کرده‌اند. برخي زمينه‌ي اقتصادي و فقر و فلاکت مردم را عامل اصلي اين جنبش‌ها قلمداد کرده‌اند، برخي نيز توجه خود را به ساختار حکومتي و وضعيت دولت – ملت معطوف ساخته و مورد بررسي قرار داده‌اند و برخي نيز در کنار توجه به اين عوامل به سطح آگاهي و سواد نيز توجه کرده‌اند. اما آنچه مسلم است اين است که هيچ تحقيق موردي در رابطه با زمينه‌هاي اجتماعي پيدايش بابيه در ايران، تاکنون به‌صورت جامعي به رشته‌ي تحرير درنيامده است.


دیدگاهتان را بنویسید