تحقيق از نظر قلمرو موضوعي،در حوزه رفتار مصرف‌كننده مي‌باشد.
1-12-ابزار گرد آوري داده ها:
داده‌هاي تحقيق با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوري شده است.
1-13- روش تجزيه تحليل داده‌ها:
گويه‌ها با مقياس ليکرت که از انواع رتبه‌اي يا ترتيبي است اندازه‌گيري خواهند شد و از براي اولويت‌بندي عوامل مؤثر بر گرايش فناوري اطلاعات به استفاده از سيستم تلفن بانک فناوري اطلاعات از آزمون فريدمن استفاده شد. بنابراين به منظور اندازه‌گيري قابليت اعتماد، از روش آلفاي کرونباخ و با استفاده از نرم‌افزار Spss انجام شده است.
1-14- تعاريف نظري و عملياتي تحقيق:
1-14-1- تعاريف مفهومي
سيستم تلفن بانک: تلفن‌‌‌‌‌‌‌بانک يکي از خدمات بانکداري الکترونيکي است که دسترسي سريع، امن و راحت به مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي از خدمات بانکي را امکان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذير مي کند.
گرايش رفتاري به استفاده(قصد رفتاري): به ميزان احتمال به کارگيري سيستم توسط فرد اطلاق مي‌شود.
نگرش:به درجه ارزيابي مثبت يا منفي از رفتار خاص اطلاق مي‌شود.
هنجارهاي ذهني: يک عامل اجتماعي است که به فشار اجتماعي ادراک شده براي انجام يا عدم انجام يک رفتار خاص اطلاق مي‌شود.
سهولت ادراک شده: به درجه‌اي اطلاق مي‌شود که شخص معتقد است که يادگيري نحوه استفاده از يک فناوري خاص نيازمند تلاش اندکي از لحاظ ذهني است.
مفيد بودن ادراک شده: ادراک از مفيد بودن يک فناوري به معني ميزاني است که فرد تصور کند استفاده از يک فناوري خاص به انجام بهتر کارهاي وي کمک مي‌کند.
امنيت ادراک شده: به ادراک فردنسبت به امنيت سامانه از لحاظ حفظ حريم شخصي در انجام مبادلات بانکي توسط سامانه تلفن بانک اطلاق مي‌شود.
1-14-2- تعاريف عملياتي متغيرها:
متغير وابسته تحقيق و تعريف عملياتي آن:
پژوهش‌گر بيش از هر چيز به متغير وابسته علاقه مند است، هدف وي از توصيف يا پيش بيني، تغييرپذيري متغير وابسته است.
متغير وابسته، متغير پاسخ، برونداد يا ملاک است و عبارت است از وجهي از رفتار يک ارگانيسم که تحريک شده است. متغير وابسته مشاهده يا اندازه گيري مي‌شود تا تأثير متغير مستقل بر آن معلوم و مشخص شود.
متغير وابسته در اين تحقيق گرايش رفتاري به استفاده از تلفن بانک توسط مشتريان است. براي اندازه‌گيري اين ويژگي مقياس پنج فاصله‌اي ليکرت با سه عنصر براي ارزيابي استفاده خواهد شد.
1.گرايش به استفاده از تلفن بانك در صورت دسترسي به پيش نيازهايي مثل کامپيوترهاي خانگي يا شخصي که متصل به اينترنت و شبکه جهاني وب باشند.
2.گرايش به استفاده مستمر از تلفن بانك در آينده
3.اضافه کردن تلفن بانک به ليست کارهاي مورد علاقه‌ام.
نگرش: براي اندازه‌گيري اين ويژگي مقياس پنج فاصله‌اي ليکرت با سه عنصر براي ارزيابي استفاده خواهد شد.
1.مناسب دانستن ابزار تلفن بانکي بانك جهت انجام امور بانکي
2.تفکر مثبت نسبت به استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك جهت انجام امور بانکي.

3.ايده اي بودن استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك
هنجارهاي ذهني: براي اندازه‌گيري اين ويژگي مقياس پنج فاصله‌اي ليکرت با دو عنصر براي ارزيابي استفاده خواهد شد.
1.تأثيرعقيده دوستان و نزديکان و همکاران نسبت به استفاده ازخدمات تلفن بانکي بانك.
2.تأثيرعقيده دوستان و نزديکان وهمکاران نسبت به عاقلانه بودن استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك
متغيرهاي مستقل و تعريف عملياتي آن‌ها:
اين متغيربه گونه‌اي مثبت يا منفي بر متغير وابسته تأثير مي‌گذارد يعني وقتي متغير وابسته وجود داشته باشد،متغير وابسته نيز وجود دارد و هر مقدار افزايش در متغير مستقل روي دهد.در متغير وابسته نيز افزايش يا کاهش روي خواهد داد. (سکاران، 85، 1384)
متغيرهاي مستقل در اين تحقيق عبارتند از:
سهولت ادراک شده: براي اندازه‌گيري اين ويژگي مقياس پنج فاصله‌اي ليکرت با چهار عنصر براي ارزيابي استفاده خواهد شد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1.آساني مهارت يافتن در استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك
2.آسان بودن يادگيري نحوه استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك
3.روشن و قابل درک بودن نحوه استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك.
4.آسان بودن استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك به طور کلي
مفيد بودن ادراک شده: براي اندازه‌گيري اين ويژگي مقياس افتراقي پنج فاصله‌اي ليکرت با پنج عنصر براي ارزيابي استفاده خواهد شد.
1.مفيد بودن استفاده از خدمات تلفن بانکي بانك به طور کلي.
2.مفيد بودن تلفن بانکي بانك براي از بين بردن محدوديت مکاني.
3. مفيد بودن تلفن بانکي بانك براي از بين بردن محدوديت زماني.
4. مفيد بودن تلفن بانکي بانك براي سرعت بخشيدن به انجام امور بانکي.
5.مفيد بودن تلفن بانکي بانك به منظور کاهش هزينه‌هاي بانکي
امنيت ادراک شده: براي اندازه‌گيري اين ويژگي مقياس پنج فاصله‌اي ليکرت با چهار عنصر براي ارزيابي استفاده مي‌شود.
1.احساس امنيت نسبت به استفاده از سامانه بانکداري الکترونيکي بانک توسعه تعاون (سمات) به طور کلي.
2.مواجهه با اختلال و اشکال تراشي ناشي از عدم امنيت سامانه الکترونيکي بانك توسعه تعاون.
3.احساس امنيت با وارد کردن کلمه عبور توسط دستگاه Token (امضاء الکترونيکي) به منظور دسترسي به اطلاعات مالي شخصي
4.احساس امنيت با پوشش مالي (بيمه مالي) در برابر هر گونه سوء استفاده مخابراتي و اشتباه احتمالي در برابر پرداخت يا دريافت وجوه.
فصل دوم
ادبيات نظري تحقيق
2-1- مقدمه
درسال 1970 متخصصان دانشگاهي به منظور اشتراک اطلاعات اينترنت راتوسعه دادند و تا سال 1993عموم مردم، بويژه تجاري که اميد به گسترش دامنه تعداد مشتريان‌شان داشتند، از آن استقبال کردند و بدين ترتيب اينترنت در راستاي اهداف بازاريابي، مبادلات وجوه، کالا و سيستم مورد توجه واقع شد. بعدها با توجه به اعتناي کثيري از تجار به مبادلات فناوري اطلاعات، به انتقال وجوه با استفاده از چنين شيوه‌اي توجه شد. هم سو با اين ديدگاه‌ها لازم بودهمزمان با به کارگيري اينترنت در مبادلات ونقل و انتقال، تلفن بانک هم تغيير يابد.از طرف ديگر، با گسترش روز افزون اينترنت و بکارگيري آن در شيوه‌هاي مختلف مبادله عواملي از جمله مبالغ هنگفت هزينه‌اي که بانک‌ها باآن مواجه شدند به گرايش اساسي صنعت تلفن بانک به استفاده از اينترنت در عرضه سيستم و محصولات خود منجر شد. در سال 1994، سعي کردند از اينترنت به عنوان يک نظام تحويل داري پيشنهادي براي محصولات و سيستم استفاده کنند. به کارگيري اينترنت در عرضه سيستم و محصولات بانکي براي بانک‌هاي شعبه‌دار هزينه کمتري داشت. به علاوه، تضمين امکان دسترسي به بازارهاي جهاني و تامين رفاه بيشتربراي مشتريان در دريافت سيستم ومحصولات شبکه بانکي، از دلايل اصلي گرايش نظام تلفن بانک به استفاده از شيوه فناوري اطلاعات شد. دامنه اين گرايش روزبه روز بيشترشد تا جايي که طبق آمار و اطلاعات موجود، تعداد بانک‌هايي که سيستم فناوري اطلاعات ارايه مي‌کردند در سال 2000به رقمي حدود1500شعبه رسيد، درحاليکه اين رقم در آغاز،يعني ژانويه 1995، در حدود 24 شعبه بانکي بود. اين رشد چشمگير به اهميت به کارگيري اينترنت در شيوه‌هاي تلفن بانک جلوه خاصي بخشيد. به طوري که امروزه هر کشوري بخش وسيعي از سياست‌هاي زير ساختي خود را برخودکار کردن، فناوري اطلاعات کردن يا دريک کلمه خدمات اينترنتي جديد متمرکز ساخته است. که تلفن بانک نيز از آن جمله مي‌باشد.
بانکSFNB از بانک‌هاي بزرگ امريکا-اولين بانک فناوري اطلاعات واقعي بود که در 18 اکتبر 1995 به منظور انجام دادن امور تجاري افتتاح شد. اين بانک در واقع هموار کننده مسير توسعه تلفن بانک بوده است. عقيده برآن بود که تلفن بانک رقابت بزرگي را در روابط بانکي ايجاد کرده است و همچنين فرصت بزرگي براي محکم کردن روابط بانک‌ها با مشتريان فراهم آورده است که تنها ديد سودآوري را مد نظر قرار نداده است.اين ديدگاه‌ها آينده توسعه بانک داري را تضمين مي‌کرد. در واقع اينترنت براي بانک‌ها راهي به سوي فرصت‌هاي جديد بود تا ميدان ديد و مشتري مداري‌شان را توسعه دهند و از اين طريق دامنه انتخاب را براي مشتريان خود براي استفاده از نظام بانکي افزايش دهند (عباسي نژاد، 1385، 36-37).
بنابراين نياز به شناسايي عواملي که بر گرايش افراد به استفاده از سيستم تلفن بانک تأثير مي‌گذارند لازم است، تا به صنعت تلفن بانک در تدوين راهبردهاي بازاريابي براي ارتقا اشکال جديد از سامانه تلفن بانک تلفن بانک براي برآورده کردن نيازهاي مشتريان کمک کند(وانگ و همكاران،2003 ؛519-510).
با توجه به اين که نگرش کاربران به سوي پذيرش سامانه‌هاي اطلاعاتي جديد تأثير بنياديني در موفقيت‌آميز بودن پذيرش سامانه‌هاي اطلاعاتي دارد (ديويس،4,1989).
تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه سامانه‌هاي اطلاعاتي انجام شده است. اين تحقيقات از انواع گوناگوني از چارچوب‌هاي تئوريکي استفاده نموده‌اند. از ميان کليه تئوري‌هاي ارائه شده، مدل پذيرش فناوري(TAM) اثرگذارترين و رايج‌ترين تئوري به کار گرفته شده براي شرح پذيرش افراد از سامانه‌هاي اطلاعاتي بوده است. بطوري که طي 18سال گذشته جامعه سامانه‌هاي اطلاعاتي مدل پذيرش فناوري را به عنوان يک تئوري قوي در زمينه سامانه‌هاي اطلاعاتي مورد توجه قرار داده‌اند (ليل و همكاران5 ،2004،ص757).
مدل پذيرش فناوري در سال 1989 توسط فرد ديويس براي بررسي رفتار استفاده از کامپيوترارايه شد. مبناي تئوريکي اين مدل از تئوري عمل عقلائي فيش بين و آجزن اقتباس شده است. هر دو تئوري فرض مي‌کنند زماني که فردي قصد انجام کاري را دارد، به صورت آزادانه و بدون محدوديت مي‌تواند به قصد خود عمل نمايد.
ابتدا به شرح تئوري عمل منطقي که مدل پذيرش فناوري از آن اقتباس شده است مي‌پردازيم.
2-1-2-تئوري عمل منطقي:
مدل نيات فناوري اطلاعات در سال 1967 توسط آجزن و فيش بين ارائه گرديد. اين مدل به منظور بهبود توانايي مدل نگرش نسبت به پديده در پيش بيني رفتار مصرف‌کننده ايجاد گرديده است ( موون، 1386،124).
اين مدل مي‌تواند براي توسعه موضع‌يابي در بازار و راهبردهاي ارتباطي ارايه سيستم و توليد کالا مورد استفاده قرار گيرد.
تئوري عمل منطقي پيش بيني مي‌کند که فرد از قصد پذيرش به سمت پذيرش پيش مي‌رود. بنابراين به طور خلاصه تئوري عمل منطقي خاص رفتارهايي است که ناشي از قصد فناوري اطلاعات هستند. به ترتيب، قصد انجام رفتار ناشي از نگرش در مورد رفتار و هنجارهاي ذهني و اجتماعي در انجام رفتار است. )هوبارد6،2002،ص10).
آجزن وفيش بين تئوري عمل منطقي را بر مبناي اين پيشرفت‌ها در سال 1967 و در تلاش براي شناخت رابطه بين عقايد، طرز نگرش‌ها، مقاصد و رفتار، با در نظر گرفتن دو فرضيه ارائه دادند:
1- انسان موجودي منطقي است که توانايي پردازش و استفاده از اطلاعات را دارد.
2- انسان‌ها از پردازش اطلاعات براي رسيدن به يک تصميم منطقي استفاده مي‌نمايند.
شکل2-1،مدل تئوري اقدام عقلائي(آجزن وفيش بين،1975)
بر اساس تئوري عمل منطقي، عامل تعيين کننده رفتار فرد، قصد او براي انجام يا عدم انجام يک رفتار خاص است. و نيت هرفرد براي دست زدن به يک رفتار معين بهترين پيش‌بيني‌کننده آن رفتار است (رضائيان،204،1385). قصد انجام رفتار به کمک دو پيش‌بيني‌کننده برآورد مي شودکه عبارتند از:1)نگرش‌هاي منتهي به رفتار از عقايد فرد و ارزيابي مثبت و منفي وي شکل مي گيرد.2)هنجارهاي ذهني هم به کمک عقايد هنجاري يا بايدي موجود در جامعه که ميان مردم رايج است و در بروز رفتار اثر مي‌گذارد. شکل مي‌گيرد. به عبارت ديگر هنجارهاي ذهني به ارزيابي آنچه که به گمان مصرف‌کننده ديگران فکر مي‌کنند که او بايد انجام دهد، مي‌پردازد (موون،1386، 225).به عقيده آجزن و فيش بين ساير عوامل نظير شخصيت، تجربيات گذشته، و متغيرهاي جمعيت شناختي از طريق عقايد و ارزيابي‌ها و در نتيجه نگرش‌هاي منتهي به رفتار و عقايد هنجاري و تمايل به پذيرش هنجارها در هنجارهاي ذهني، تجلي مي‌يابند و براي پيش بيني رفتار کفايت مي‌کنند (ترجمه قلي پور سليماني، 1386،3).
مديران بانک‌ها براي افزايش و حفظ مشتريان شان نياز دارند روابط پوياي ميان باورها، نگرش‌ها، هنجارهاي ذهني و نيات فناوري اطلاعات را بشناسند. طبق نظر آجزن و فيش بين، بهترين پيش‌بيني‌کننده رفتار، قصد فرد از انجام آن است، ولي اين رابطه مي‌تواند از طريق گذشت زمان، رويدادهاي پيش‌بيني‌نشده يا اطلاعات جديد مخدوش گردد، به علاوه اين مدل براي رفتارهاي کم اهميت کاربردي ندارد. با اين حال، پيشنهادهاي اساسي تئوري، به طور مستمر از رفتارهاي ارادي مورد استفاده قرار گرفته است (Shappard & East).
اين تئوري بطور خاص مربوط به پيش بيني رفتارهايي مي‌شود که اشخاص قبل از اقدام، بايستي تصميم بگيرند که آيا انجام دهند يا خير(ترجمه قلي پور سليماني، 4،1386).
2-1-3-تئوري رفتار برنامه ريزي شده:
از زماني که تئوري عمل منطقي در علوم اجتماعي مورد استفاده قرار گرفت، محققان دريافتند که اين تئوري چندين محدوديت دارد. يکي از آن‌ها اين است که اين تئوري هنگامي که رفتار، تحت کنترل فرد و اختياري باشد،کاملاً موفق عمل مي‌کند. اگر يک رفتار تحت کنترل نباشد، حتي اگر چه ممکن است شخص داراي انگيزه بسيار بالايي به واسطه نگرش و هنجارهاي ذهني باشد، ولي به احتمال زياد وي رفتار را به صورت واقعي انجام نخواهد داد. يکي از بزرگ‌ترين محدوديت‌هاي آن اين است که افراد قدرت يا کنترل کمي روي رفتار خود دارند يا اين که آن‌ها احساس مي‌کنند که چنين است. براي ايجاد توازن در اين محدوديت‌ها، آجزن در سال 1991 عنصر سومي را به نام ادراک از کنترل فناوري اطلاعات به تئوري اصلي اضافه کرد. با اضافه کردن اين عنصر، نتيجه همان تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده شد که در آن رفتار افراد تحت کنترل غير ارادي پيش بيني مي‌شد.
شکل-2:مدل تئوري رفتار برنامه ريزي شده (آجزن،2002)
ادراک از کنترل فناوري اطلاعات بر اين مطلب اشاره دارد که قصد فرد تحت تأثير درک او از چگونگي و سختي انجام رفتار است.
بر اساس تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده رفتار انسان توسط سه مقوله هدايت مي‌شود: اول باورها و اعتقادات در زمينه پيامد رفتار و ارزيابي اين پيامدها (باورهاي فناوري اطلاعات) دوم باورها و اعتقادات در مورد انتظارات هنجاري از ديگران و انگيزه کامل نمودن اين انتظارات (باورهاي هنجاري) و در نهايت باورها و اعتقادات در زمينه وجود عواملي که ممکن است عملکرد را تسهيل کرده يا آن را مختل کند و قدرت درک اين عوامل(باورهاي کنترلي). حال باورهاي هنجاري، يک نگرش مطلوب يا نامطلوب را در مورد رفتار ايجاد مي‌کنند، نتيجه باورهاي هنجاري در هنجار ذهني نمود پيدا مي‌کند و باورهاي کنترلي نيز ادراک از کنترل فناوري اطلاعات را افزايش مي‌دهد. به طور کلي نگرش در مورد رفتار، هنجارهاي ذهني و ادراک از کنترل فناوري اطلاعات منجر به شکل گيري قصد انجام رفتار مي‌شود. به عنوان يک قانون کلي نگرش و هنجار ذهني مطلوب‌تر و ادراک بيشتر از کنترل فناوري اطلاعات، قصد فرد را براي انجام رفتار به صورت عملي، قوي‌تر خواهد کرد. بنابراين زماني که افراد به ميزان کافي روي رفتار کنترل واقعي داشته باشند، انتظار مي‌رود زماني که فرصت‌ها افزايش پيدا مي‌کنند، آنها قصد و نيت خود را به مرحله عمل برسانند. پس چنين به نظر مي‌رسد که قصد انجام رفتار هميشه قبل از انجام رفتار و متصل به آن است (آجزن، 2002).
2-1-4-مدل پذيرش تکنولوژي:
مدل پذيرش فناوري توسط ديويس در سال 1986 توسعه يافته است. اين مدل توجيه و پيش‌بيني پذيرش سامانه‌هاي اطلاعاتي توسط افراد را بيان مي‌کند.
TAM به عنوان ابزار دقيق مطالعه براي بررسي پذيرش و استفاده ازتکنولوژي و فناوري اطلاعات با توجه به عناوين مورد تقاضا از کاربرد سامانه اطلاعاتي/ فناوري اطلاعات بکار مي‌رود.
به طور کلي در بيشتر موارد از ديدگاه برنامه‌ريزي، TAM هدايت، توسعه، نوآوري و اجراي فناوري بين بخش‌هاي تلفن بانک فناوري اطلاعات را به طور مفيدتري توانمند مي‌کند (يو و همکاران، 2007).
ارزش مدل پذيرش فناوري پذيرفته شده به عنوان چارچوب مؤثر و به صرفه براي تبيين پذيرش سامانه‌هاي اطلاعاتي توسط کاربران است (داويس و همکاران، 1989). محققان سامانه‌هاي اطلاعاتي با بررسي و بررسي‌هاي مجددTAMاعتبار آن را تائيد و دنبال پذيرش سامانه‌هاي اطلاعاتي متنوع توسط افراد هستند (دول و همکاران، 1998 ).
TAMبطور وسيع‌تري توسط محققان و دست اندرکاران براي کمک به پيش‌بيني و مفهوم‌سازي پذيرش استفاده از سامانه‌هاي اطلاعاتي توسط کاربر مي‌باشد (وانگ و همکاران، 2003).
TAMداراي توانايي توصيف چگونگي باورهاي فردي مشتري است و ارزش عمده پيشنهاد استفاده از آن تا اندازه‌اي درک نگرش به از سيستم فناوري اطلاعات با ساير خدمات بانکداري نوين از جمله تلفن بانک و اين که آيا به استفاده از سامانه گرايش دارند يا نه را توصيف مي‌کند (يو و همکاران، 2007).
مدل پذيرش فناوري به مديران ارشد مسئول براي عرضه و توسعه سيستم فناوري اطلاعات در بانکداري نوين آن-اين و به برنامه‌ريزان سامانه‌هاي اطلاعاتي، مبتني بر ايجاد گرايش فناوري اطلاعات کاربران کمک مي‌کند. اين مي‌تواند به تغييرات و اصلاحات واقعي در رفتار افراد، يا در نهايت، شناخت بيشتر اين دانش به کارشناسان فناوري و بانکي امکان توسعه روشهاي جديد براي پشتيباني از نيازها و انتظارات مشتريان تلفن بانک فناوري اطلاعات را مي‌دهد (يو و همکاران، 2007).
يکي از مزاياي کليدي استفاده از TAMبراي درک رفتار کاربردي سامانه است که چارچوبي را براي بررسي اثرمتغيرهاي بيروني روي کارکرد سامانه فراهم مي‌کند (هانگ و همکاران، 2001).
طبق TAMپذيرش فناوري اطلاعات توسط تمايل به استفاده واقعي از سامانه تعيين مي‌شود، که گرايش نيز با سهولت ادراک‌شده و مفيد بودن ادراک‌شده از سامانه تعيين مي‌شود. طبق نظر ديويس دو عامل در تعيين نگرش افراد که منجر به پذيرش فناوري مي‌شود نقش دارد، اين دو عامل ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده و مفيد بودن فناوري مورد نظر است. ادراکات فرد در مورد مفيد بودن يک فناوري اطلاعاتي به معني ميزاني است که فرد تصور مي‌کند که استفاده ازيک فناوري خاص موجب بهبود عملکرد شغلي وي در سازمان مي‌شود ويا به انجام بهتر کار مورد نظر کمک مي‌کند (ديويس و همکاران، 1989). که اين کمک مي‌تواند از طريق کاهش زمان انجام وظيفه يا ارايه اطلاعات به هنگام باشد. تحقيقات زيادي که در زمينه سامانه‌هاي اطلاعاتي انجام شده، نشان داده است که مفيد بودن درک شده تأثير مهمي بر قصد استفاده از فناوري مورد نظر دارد. در واقع دليل اصلي استفاده افراد از فناوري‌هاي اطلاعاتي در بانکداري نوين از جمله تلفن بانک اين است که افراد استفاده از اين سامانه‌ها را براي انجام عمليات مورد نظر مفيد مي‌دانند. ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده به درجه‌اي اطلاق مي‌شود که شخص معتقد است که يادگيري نحوه استفاده و کار کردن با يک سامانه خاص نيازمند تلاش اندکي از لحاظ ذهني مي‌باشد (ديوييس و همکاران، 1989). اين دو عامل بر طرز نگرش فرد نسبت به استفاده از يک سامانه خاص تأثير مي‌گذارند و طرز نگرش بر تمايل فناوري اطلاعات فرد به استفاده از سامانه مورد نظر تأثير مي‌گذارد و تمايل به استفاده واقعي از سامانه منجر خواهد شد. طرز نگرش نسبت به سامانه، ارزيابي فرد از مطلوبيت استفاده از يک سامانه اطلاعاتي است و تمايل فناوري اطلاعات يا قصد استفاده کننده ميزان احتمال بکارگيري سامانه توسط فرد است (لو و همکاران، 2003).


دیدگاهتان را بنویسید