2-3-1- نقوش گره چيني بر روي بدنه و جناحين منبرها37
2-3-2- نقوش گره چيني بر روي پله هاي منبرها38
2-3-3- نقوش گره چيني بر روي نشيمن منبرها40
2-3-4- نقوش گره چيني بر روي قسمت هاي ديگر منبرها41
فصل سوم: مفاهيم نمادين در نقوش هندسي
3-1- تشخيص و تعيين نقوش45
3-2- ارائه چند نظر درباره اين نقوش49
3-3- تحليل اين نظرها52
فصل چهارم: منبرها
4-1- تاريخچه و واژه شناسي منبرها59

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-2- گونه شناسي منبرها65
4-2-1- تاريحچه مساجد مورد مطالعه65
4-2-2- بررسي منبرها از نظر ساختمايه – نوع نقوش به کار رفته -67
زوايا، ابعاد و اندازه ها
4-2-3- ساخت منبرها از نظر ابزار کار – نوع چوب – نوع اتصالات73
4-3- تزئينات منبرها82
4-3-1- حکاکي يا منبت82
4-3-2- معرق86
4-3-3- گره87
فصل پنجم: نتيجه گيري
نتيجه گيري90
فهرست جدولها
عنوان صفحه صفحه
جدول (2-1) آلت هاي گره تند ، کند ، شل20
جدول (2-2) نام گذاري آلات توسط غياث الدين جمشيد کاشاني25
جدول (2-3) تفاوت نام گذاري آلات نزد زمرشيدي و ماهرالنقش27
جدول (4-1) مقايسه منبرها از نظر نوع چوب و نوع نقوش و تزئينات68
جدول (4-2) مقايسه ابعاد و اندازه هاي منبرها70
جدول (4-3) مقايسه منبرها و نوع تزئينات قسمت هاي مختلف آنها72
جدول (4-4) انواع اتصالات گوشه اي79
جدول (5-1) مقايسه نقوش بدنه منبرها92
جدول (5-2) مقايسه نقوش پله هاي منبرها93
جدول (5-3) مقايسه نقوش نشيمن منبرها95
جدول (5-4) مقايسه مشخصات کلي منبرها98
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه صفحه
شکل (2-1) آلات شل ، کند ، تند23
شکل (2-2) گره ده تند32
شکل (2-3) روش ترسيم گره ده تند از نظر زمرشيدي34
شکل (2-4) روش ترسيم گره ده تند از نظر شعرباف35
شکل (2-5) طريقه ترسيم گره ده تند از نظر فرشته نژاد35
شکل (2-6) طريقه ترسيم گره از نظر لرزاده36
شکل (2-7) طرح گره هشت مربع و سرمه دان37
شکل (2-8) طرح گره هشت و ماکو (يا زهره)37
شکل (2-9) طرح دو نوع گره ده تند37
شکل (2-10) طرح گره طبل اندر طبل38
شکل (2-11) طرح گره کند طبل قناس38
شکل (2-12) طرح گره هشت و چهارلنگه38
شکل (2-13) طرح گره شش39
شکل (2-14) طرح گره ده تند39
شکل (2-15) طرح گره کند طبل قناس39
شکل (2-16) طرح گره در پله هاي منبر مسجد حکيم40
شکل (2-17) طرح گره ده تند در نشيمن منبرهاي مساجد حکيم40
آقانور ، جامع عتيق و سيد
شکل (2-18) طرح گره تند ده در منبر مسجد جامع عتيق41
(به صورت نقاشي)
شکل (2-19) طرح گره کند طبل قناس41
شکل (4-2) شکل خلاصه شده منبرها69
شکل (4-3) مقايسه ابعاد و اندازه هاي منبرها70
شکل (4-4) اتصال قلم بر76
شکل (4-5) اتصال قلم بُر با ميخ76
شکل (4-6) اتصال قلم بُر با برش76
شکل (4-7) اتصال قلم بُر با برش کج76
شکل (4-8) اتصال نيم آ نيم يا نيم نيم76
شکل (4-9) اتصال نيم آ نيم يا نيم نيم با ميخ77
شکل (4-10) اتصال نيم آ نيم يا نيم نيم با برش کج77
شکل (4-11) اتصال نيم آ نيم يا نيم نيم با برش کج77
شکل (4-12) اتصال فاق و زبانه ساده(يا کام و زبانه)77
شکل (4-13) اتصال فاق و زبانه ساده با برش کج77
شکل (4-14) اتصال دو فاق و دو زبانه ساده78
شکل (4-15) اتصال دو فاق و دو زبانه ساده78
شکل (4-16) اتصال دم چلچله اي دو طرفه78
شکل (4-17) اتصال دم چلچله اي يا طرح78
شکل (4-18) اتصال نيم و نيم با زبانه78
شکل (4-19) اتصال نيم و نيم با گوه چوبي78
شکل (4-20) اتصال درز ساده79
شکل (4-21) اتصال درز ساده با ميخ چوبي79
شکل (4-22) اتصال درز ساده شومي79
شکل (4-23) اتصال نيم و نيم79
شکل (4-24) اتصال قليف79
فهرست عکسها
عنوان صفحه صفحه
عکس (2-1) گره چيني با شيشه18
عکس (2-2) گره چيني پوک و گره چيني تو پر يا منبت19
عکس (2-3) اتصالات در گره چيني21
عکس (2-4) منبر مساجد حکيم و جامع عتيق37
عکس (2-5) دو منبر مسجد جامع عتيق37
عکس (2-6) منبر مساجد سيد و آقانور37
عکس (2-7) گره طبل اندر طبل38
عکس (2-8) گره کند طبل قناس38
عکس (2-9) گره هشت و چهارلنگه38
عکس (2-10) گره شش39
عکس (2-11) پله در منبر مساجد سيد ، جامع عتيق ، حکيم39
عکس (2-12) پله در منبر مساجد سيد و حکيم39
عکس (2-13) پله در منبر مسجد حکيم40
عکس (2-14) نشيمن در منبر مساجد حکيم ، آقانور ، جامع عتيق و سيد40
عکس (2-15) نقاشي گره ده تند در نشيمن منبر مسجد جامع عتيق41
عکس (2-16) نشيمن در منبرهاي مساجد حکيم و جامع عتيق41
عکس (2-17) تزئين خوشنويسي و گره روي دسته صندلي در منبر مسجد حکيم42
عکس (2-18) تزئينات قطاربندي و گره چيني بر روي دسته صندلي42
در منبر مسجد جامع
عکس (2-19) نرده يا طارمي در منبر دوم و اول مسجد جامع عتيق و حکيم43
عکس (4-1) تصوير کامل محراب اولجايتو در شمسه مرکزي منبر مسجد جامع عتيق66
عکس (4-2) منبت کاري نقوش گردان لقاط منبر مسجد جامع عتيق66
عکس (4-3) منبرهاي مساجد جامع عتيق ، حکيم ، شاه عباس ، آقانور و سيد71
عکس (4-4) منبت روليف88
عکس (4-5) منبت با روليف88
عکس (4-6) منبت اوروليف88
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه :
منبر به عنوان فضايي خاص براي تشريح مباني ديني، جايگاه ويژه‌اي را به خود اختصاص داده است. از آنجا که در دين اسلام تبيين مباني ديني، بر پايه سخنراني و ارتباط مستقيم با مردم (نماز جماعت) گذارده شده است،منبر واجد همان کارکرد اجتماعي- سياسي است که از نقش الوهي نمادين آن جدا نيست و بررسي نقش منبر در تحقق اين مهم آشکار مي‌گردد. بر اين اساس منبر نمادي از هنر اسلامي است. اين پژوهش بر آن است تا اين سمبل هنر اسلامي را بهتر شناسانده و ارزش‌هاي آن را آشکار کند.
پرسش‌هاي قابل طرح در اين حوزه را مي‌توان بدين نحو بيان کرد: آيا بين هندسه نظري و عملي يا طرح و اجرا در نقوش گره چيني کار شده در منبرها، ارتباطي وجود دارد؟ و اينکه چگونه نقوش هندسي تکرار شونده، خود را در قالب مفاهيم نمادين ارايه مي‌کنند. اين پژوهش با روش بررسي تک به تک منبرها و نقوش گره چيني چوبي مورد استفاده در آن‌ها، از سويي، تلاش دارد به ارتباط بين طرح و اجرا در اين نقوش دست يابد؛ همچنين در اين پژوهش، منبرها و انواع نقوش گره چيني چوبي آن‌ها به نحو مقايسه‌اي بررسي و شناسايي و دسته بندي مي‌شوند. از سويي ديگر، نه تنها به کاربرد دانش هندسه در طراحي و ساخت نقوش گره چيني منبرهاي اسلامي پرداخته مي‌شود، بلکه در هم آميختگي اين نقوش با مفاهيم نمادين آشکار مي‌گردد. بر اين اساس با شناسايي نقوش مورد استفاده بر روي منبر و وجوه اشتراک و افتراق آن با نمادها، روابط مغفولي از اين دست در هنر اسلامي بايد مورد بررسي قرار گيرد.
منبر محل نشستن خطيب يا واعظ و براي بيان مسايل مذهبي است؛ اين عنصر که در فرهنگ عامه از آن به نام تختي که داراي يک پله يا بيشتر باشد و بر آن خطيب يا واعظ مي‌نشيند ياد شده است، نوعي صندلي است. صندلي يا همان کرسي به عنوان يک جايگاه پلكاني از قديم در ايران معمول بوده و به مرور جايگزين تخت شده است که پس از چندي نمونه‌هاي چوبي آن به فرم متکامل‌تر درآمد و كم كم نام منبر، بر روي آن نهاده شد. نخستين نمونه منبر عبارت بوده است از جايگاهي که پيامبر اکرم (ص) در مسجد النبي در مدينه بر فراز آن براي مؤمنان موعظه مي‌فرمودند. بر حسب بعضي از روايت‌ها اين کرسي سه پله بوده که پيامبر اکرم بر سومين پله مي‌نشست و پاي خود را بر پله دوم مي‌گذاشت (زکي 1366، 79). به عقيده بورکهارت در کتاب هنر اسلامي، دليلي که باعث مي‌شود يک مسجد، جامع باشد وجود همين منبر يا کرسي است (البته اين نظريه مورد تاييد همه انديشمندان در اين گستره نمي‌باشد). در سال‌هاي اوليه هجرت، منبرها از جمله وسايل مساجد جامعي شدند که در مراکز حکومتي ايالت‌ها بودند و حق برگزاري خطبه داشتند. در دوره‌هاي بعدتر منبر بخشي از وسايل هر مسجد شد، حتي مساجدي که مراسم نماز جمعه در آن برگزار نمي‌شد (پروچاسکا 1373، 36). منبر در مساجد جمعه سکويي است که از آن براي ايراد خطابه و اجراي مراسم ظهر جمعه استفاده مي‌کنند. شکل منبر بدون در نظر گرفتن تزيينات و جزييات و مانند موقعيت آن در کنار محراب (هميشه سمت راست محراب)، از گذشته تاکنون تغيير اندکي کرده است (همان،37). منبر از يک پلکان و در بعضي موارد يک در براي محافظت از جان خطيب، با نشيمني کوچک و گاهي يک آسمانه يا سقف کوچک در بالاي آن شکل گرفته است. عنصر سقف در منبرهاي کشورهاي اسلامي ديگر مانند مصر و آفريقا بيشتر ديده مي‌شود. پلکان در سمت نمازگزاران قرار دارد و مؤذن هميشه روي پله قرار مي‌گيرد. بررسي گونه‌هاي منبرها نشانگر وجود عناصر مختلف از جمله سقف و گنبد بر روي آن، پايه، تارمي يا نرده، در و تزيينات آن، نشيمن و تزيينات دسته‌هايش است. منبرهاي کشورهاي اسلامي از تنوع زيادي برخوردارند، در عين حال که نقوش گوناگوني اعم از شكسته و گردان در آن‌ها بكار رفته است. اين نقوش بيشتر تحت نام گره چيني چوبي مشهور هستند. اشکالي که در ترکيبات هندسي اسلامي در گره چيني به کار مي‌رود هنر خاص ايرانيان است و اگرچه در برخي ديگر از کشورهاي اسلامي نيز نمونه‌هاي فراوان از هنر گره چيني ديده مي‌شود ولي تمام آن‌ها ريشه در هنر گره چيني ايران داشته و دارند (زمرشيدي 1374، 68) و يا به تعبيري در هنر ايراني هويت متمايز يافته‌اند. نقوش شکسته در اين پژوهش، نقوشي است که هندسي و تحت زوايا و قواعد خاصي ترسيم مي‌شوند و بيشتر به نام گره يا گره چيني خوانده مي‌شوند. گره چيني چوب از هنرهاي ظريفي است که از زمان‌هاي بسيار کهن، در ايران رايج بوده و بر اساس شواهد و آثار موجود پيشينه اين هنر در معماري ايران به دوران بسيار کهن باز مي‌گردد. صنعت گره سازي به ترکيب حاصل از لقط ها (واحد کار گره سازي)، همان نقوشي که ابتدا به صورت دو بعدي و هندسي بر روي کاغذ ترسيم مي‌شود. به واسطه آلات(واسطه) گفته مي‌شود. گره از دو عنصر ساخته شده که به نام آلت و لقط مشهورند(آذرمهر.81.1374). لفظ آلت به معني وسيله يا واسطه مي‌باشد و باعث مي‌شود گره‌ها داراي استحکام و ايستايي و در جاي خود ثابت باشند. آلت به دو نوع آلت اصلي و آلت تبعي تقسيم مي‌شود. آلت اصلي که در اصطلاح نجارها کلاف نيز گفته مي‌شود، معمولاً به صورت چندضلعي است اما به شکل منحني هم استفاده مي‌شود. همچنين آلت اصلي هم خارج از گره و هم داخل گره به کار برده مي‌شود. آلات تبعي مي‌توانند صغير يا کبير باشند. آلت کبير در اصطلاح گره چينان به استخوان بندي هم معروف است و بيشتر تيره گفته مي‌شود. اين آلت‌ها به صورت عمود بر هم(صليبي شکل)، شعاعي و گاه به صورت اسليمي بري، پارچه بري و گره سازي بر پايه شکل‌هاي گياهي و منحني، به صورت قطاعي از دايره و با انحناهاي مختلف و در ميان آلات اصلي ساخته مي‌شوند(همان). آلات صغير به آلت‌هايي گفته مي‌شود که براي تشکيل لقط ها مورد نياز هستند و جهت اتصال لقط ها به يکديگر به کار مي‌رود. آلت صغير بيشتر نقش پيوند دادن لقط ها را دارد در حاليکه به عنوان پايه طرح گره چيني است و عامل ايستايي و ثبات کل گره است. لقط دومين عنصر تشکيل دهنده گره و در عربي به معناي تکه‌اي از يک چيز است. لقط به نوعي واحد کار گره سازي محسوب مي‌شود. از ترکيب لقاط با هم و با آلات اصلي و تبعي است که نقش گره به وجود مي آيد. لقط به دو شکل و روش توپر و توخالي اجرا مي‌شود. اسامي لقط ها در گذر زمان از عوامل و عناصر بسياري مانند شکل‌هاي هندسي، اسامي گياهان و حيوانات، خورشيد و ستارگان و اشياي مختلف الهام گرفته است. براي مثال لقاط شش از شش ضلعي، مورد از گياهي به همين نام، خرچنگي از خرچنگ، شمسه از خورشيد و سرمه دان از سرمه دان؛ گرفته شده‌اند. گره بر هفت نوع است: 1-گره تند، 2-گره کند، 3-گره شل، 4-گره تند و شل، 5-گره کند و شل، 6-گره پيلي و 7-گره درودگري که هرکدام از آن‌ها طرح و زمينه‌هاي بسيار دارد. اسامي آلت‌ها به صورت زير است: آلات گره تند: 1-شش بند 2-پنج تند 3-ترنج تند 4-ترقه 5-دانه بلوطي 6-شمسه تند ده 7-پابزي 8-شش منتظم 9-ماکو 10-شش طبل 11-برگ چناري 12-طبل تند 13-شمسه ته بريده 14-چهارلنگه. آلات گره کند: 1-پنج کند 2-طبل کند 3-شمسه کند ده 4-سرمه دان 5-ترنجي کند. آلات گره شل: 1-شش شل 2-پنج شل 3-گيوه 4-سکرو 5-ترنجي شل 6-چهارلنگه شل 7-شمسه. آلت واسطه شش دواتي، رابط و پيوند دهنده گره‌هاي تند و کند با شل و آلت واسطه موريانه نيز رابط گره‌هاي تند و کند است(حلي.65.1362).
ارزيابي تفاوت اساسي بين آثار مذهبي و غيرمذهبي امري دشوار است. زيرا اشياء مخصوصي را نمي‌توان يافت که کاربرد انحصاري داشته باشند، بجز منبر که فقط در مساجد به کار گرفته مي‌شد و در زمان بني‌اميه متداول شده است (دوري1368، 32). با توجه به کمبود منابع تحقيقي درباره منبرها، پرداختن به مباحث در اين حوزه، خصوصاً منبرهاي موجود در اصفهان، ضرورت ويژه‌اي مي‌يابد. اشاراتي که در خلال کتاب‌هاي هنر اسلامي و صنايع دستي به منبرها شده بيشتر کلي بوده و اين جزء لاينفک مسجدها و همين‌طور نقوش بکار رفته بر آن، مورد بي مهري واقع شده است. در برخي از کتاب‌هايي که به مساجد و تزيينات بکار رفته در اجزاي آن پرداخته شده، يک توصيف کلي از تاريخچه، مصالح به کار رفته و مسائل زيباشناختي منبرها وجود دارد که مسلماً نمي‌تواند گوياي قابليت‌ها و ظرافت‌هاي آن باشد.بر اين اساس، در اين پژوهش، براي اولين بار منبرها و نقوش آن‌ها، با ديدي موشکافانه هندسي و به نحو مقايسه‌اي مورد بررسي و مطالعه قرارگرفته‌اند. در اين تحقيق نخست اطلاعات اوليه براي تحليل منبرها با عکاسي و برداشت از مساجد مختلف موجود در اصفهان به دست آمده و سپس بررسي منبرها به لحاظ ساخت مايه و عناصر الزامي آن(مانند پله، جناحين، نشيمن، دسته صندلي و ..) انجام مي‌شود. در مرحله بعد پيشينه مساجد و همين‌طور منبرهايي که در حال حاضر در اين مساجد قرار دارند مورد بررسي کتابخانه‌اي قرار گرفته است. در گام بعدي، با استفاده از روش تحليل جزء به جزء، نقوش کار شده بر روي قسمت‌هاي مختلف منبرها با يکديگر مقايسه و در نهايت با استفاده از نتايج به دست آمده در طول تحقيق، داده‌ها(حاوي تمام مشخصات منبرهاي مورد بحث) دسته بندي مي‌شود.
1-2- بيان مسأله پژوهش(تعريف موضوع پژوهش) :
همواره در گذر زمان ،طراح براي طراحي و پياده سازي نقوش هندسي، افزون بر در نظر گرفتن فرم و زمينه كار به شيوه‌هاي عملي کار و ابزار در دسترس مي‌انديشيده است. (مثلاً پياده کردن يک دايره بر روي کاغذ با پرگار ميسر مي‌شده است) همين هندسه نظري هنگام اجراي يک نقش گره چيني با يک ريسمان و نخ صورت مي‌پذيرفته است. همين‌طور پياده سازي نقوش پيچيده‌تر، نياز به دانش بسيار طراح در زمينه هندسه، در نزد طراح داشته است. توانايي طراح در دانش هندسه، راهکارهاي گوناگوني را در مرحله نخست براي طراحي(هندسه نظري) و در مرحله دوم پياده سازي(هندسه عملي) پديد آورده است. آنچنان که ابوالوفا بوزجاني و غياث الدين جمشيد کاشاني در نوشته‌هاي خود آورده‌اند، دانش هندسه مهم‌ترين ابزار براي طراحي نقوش است. بروک در کتاب خود آورده است که در کلاس‌هاي رياضيدانان بزرگ، نيمي از افراد رياضيدان و نيمي ديگر طراحان و معماران بوده‌اند و استادان مي‌کوشيده اند با طرح مسايل مشترک، مابين دانش هندسه نظري و هندسه عملي، پيوند بين رياضيدانان و هنرمندان را افزون کنند. از سوي ديگر در زماني، براي طراحي و پياده سازي نقوش بر روي کاغذ؛ طراح هميشه انديشه‌هاي خاصي را در کنار تسلط بر هندسه در ذهن مي‌پروراند. آنچنان که نقوش را مي‌بايستي با کاربري و فرم مورد استفاده آن و همچنين افرادي که از آن بهره‌مند مي‌شدند ، مرتبط مي ساخت و اين ميسر نبود مگر با شناخت عميق هنرمند از مخاطب و فرهنگش، تا پيام هنري خويش را همخوان با فرهنگ مخاطب سازد. جايگاه مفاهيم نمادين و بکار بردن نماد ها در اينجا آشکار مي‌شود. هنرمندان همواره با بهره بردن از زبان نماد توانسته اند مفاهيم خويش را در قالب زبان هنري به مخاطب انتقال دهند. اين قضيه وقتي آشکارتر خواهد شد که هنرمند در شرايط پيچيده زماني از ارايه پيام خود به شکل صريح، معذور باشد. همانطور که مي دانيم فرهنگ، ارتباط تنگاتنگي با نماد و اسطوره، به عنوان جلوه بيروني آن دارد. منبر را نيز مي‌توان يکي از شاخص ترين عناصر فرهنگي و مذهبي اسلام از آغاز شيوع آن در اکثر سرزمينهاي اسلامي دانست. اين پژوهش بر آنست تا نه تنها به کاربرد دانش هندسه در طراحي و ساخت نقوش گره چيني منبرهاي اسلامي بپردازد، بلکه در هم آميختگي اين نقوش را با مفاهيم نمادين آشکار سازد. همين‌طور با شناسايي نقوش مورد استفاده بر روي منبرها و وجه اشتراک و افتراق آن با نمادها، روابط مغفولي از اين دست را در هنر اسلامي مورد بررسي قرار دهد. در اينجا منظور منبرهايي است که با ساختمايه چوبي ساخته شده اند و نقوش آن تحت عنوان نقوش گره چيني مشهور است. منبرهاي مطرح شده در اين پژوهش همگي در اصفهان و متعلق به مساجد آقانور، حکيم، لنبان، سيد و جامع هستند.

1-3- اهميت و ضرورت موضوع پژوهش:
جايگاه منبرها به عنوان مهم‌ترين رکن بنيادين دين اسلام که بر پايه سخنراني و ارتباط مستقيم با مردم (نماز جمعه) گذارده شده ، غير قابل انکار مي‌باشد. با توجه به اينکه منبرها نمادي از هنر اسلامي هستند و همينطور کمبود منابع تحقيقي درباره آنها، نياز به مباحث تخصصي در اين حوزه ضرورت ويژه اي مي يابد. اين پژوهش بر آن است که اين سمبل هنر اسلامي را بهتر شناسانده و ارزشهاي آن را آشکار کند. در عين حال، با يافتن رازهاي نهفته در نقوش هندسي گره چيني بکار رفته در منبرهاي چوبي، پيوند فرم و زيبايي را با كارايي نشان دهد.
1-4- اهداف پژوهش:
هنوز تحقيق جامع و کاملي بر روي منبرهاي مساجد اصفهان به ويژه نوع چوبي آن نه از ديدگاه فرم وشکل و نه از ديدگاه معاني نمادين آن، انجام نشده است. از سويي بسياري بر اين معتقدند که منبرها در طول دوران حضور تقريبا ثابتي که در مساجد داشته اند، بيشتر جنبه کاربردي داشته اند تا جنبه زيبايي شناسانه. از اين رو اين پژوهش با گذري تاريخي بر پيدايش منبر ها و بررسي نمونه هاي چوبي آن در تعدادي از مساجد اصفهان، به جايگاه مفاهيم نمادين در نقوش تکرارشونده منبرهاي چوبي و نقش آن، در طرح و اجراي نقوش هندسي گره چيني پرداخته است. همچنين با شناسايي و دسته بندي نقوش گره چيني بکاررفته در تعدادي از منبرهاي مساجد اصفهان و بررسي بکارگيري دانش هندسه نظري و عملي در طرح و اجراي نقوش هندسي گره چيني، سعي در دستيابي به يک نظام مورفولوژي نقوش گره چيني در منبرهاي چوبي مساجد اصفهان دارد.
1-5- چارچوب نظري پژوهش :
تعاريف متفاوتي از نقوش هندسي وجود دارد. نظريه تزئيني يا نمادين بودن آن از تعاريف نظري آن است. اما نقوش هندسي در معناي معمول به نقوشي گفته مي‌شود که با استفاده از هندسه و تحت قواعد و قوانين خاصي ترسيم مي‌شوند و از قديم تا به الان در هنرهاي مختلف ظهور کرده است. اصطلاح نقوش هندسي گره چيني که اين پايان نامه بر اساس آن شکل گرفته است، به نقوشي اطلاق مي‌شود که با استفاده از ابزار خاص ترسيمي(مانند پرگار ، نقاله خط کش و ..) و قوانين هندسي ترسيم مي‌شود که همگي بر اساس هندسه نقوش به وجود مي آيند. اين نقوش از تعدادي آلات و لقاط تشکيل شده است که نقش تعيين کننده در تشکيل يک دستگاه گره را مي دهدکه از چهار ربع قسمت تشکيل شده است. چگونگي ظهور اين نقوش بر روي منبرها ، مبناي شکل گيري اين پايان نامه بوده است. همين‌طور بررسي نقوش هندسي مختلفي که بر روي منبرهاي مساجد شاخص اصفهان کار شده است.
1-6- روش پژوهش :
روش اين تحقيق از نظر هدف بنيادي محسوب مي‌شود. زيرا با هدف ترويج نتايج پژوهش به منظور استفاده در زمينه هاي گوناگون و بهبود آن ها صورت گرفته است.
روش تحقيق از نظر اجراي آن، توصيفي تحليلي است. در فصل 3 رويکرد انتقادي و در فصل هاي 2 و 4 تحليلي- مقايسه اي است.
در نهايت اطلاعات گردآوري شده بر اساس روش کيفي، تجزيه و تحليل شده اند.
1-7- قلمرو مکاني پژوهش (جامعه آماري) :
قلمرو مکاني اين پژوهش مساجد جامع عتيق ، سيد ، حکيم ، شاه عباس و آقانور واقع در شهر اصفهان است و جامعه آماري آن منبرهاي واقع در اين مساجد است. در حقيقت براي بررسي نقوش هندسي که در اين تحقيق تحت نام گره چيني قرار دارند ، جمعا ده منبر مورد تحقيق و بررسي قرار گرفت. به اين شرح : مسجد جامع عتيق با سه منبر ، مسجد سيد با دو منبر ، مسجد حکيم با دو منبر ، مسجد شاه عباس با دو منبر که منبر چوبي آن (واقع در موزه چهلستون) مد نظر اين تحقيق است و مسجد آقانور با يک منبر.
1-8- قلمرو زماني پژوهش :
به اين دليل که در اين پژوهش به مقايسه نسبت بين مفاهيم نمادين و نقوش هندسي تکرار شونده منبرها پرداخته مي‌شود، قلمرو زماني آن به زمان پياده شدن اين نقوش در منبرها بر مي‌گردد. يعني به زماني که نقوش گره چيني، رواج بيشتري براي استفاده در منبرها پيدا کردند که در عصر صفوي خود را بيشتر نمايان مي کند. چنانکه تمامي مساجد مورد مطالعه در اين پژوهش متعلق به اين عصر و منبرهاي آن‌ها نيز تقريبا به اين دوره و يا قبل از آن تعلق دارند.
1-9- روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه :
نمونه ها در اين پايان نامه منبرها، نوع نقوش هندسي مورد استفاده بر روي آنها و جايگاهي که در ساخت منبرها دارند، هستند و نحوه انتخاب آنها به گونه اي بوده تا ارتباط اين نقوش با مفاهيمي که با آن‌ها مرتبط هستند، را بهتر بتوان مقايسه کرد. روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه اين پژوهش بر اساس مطالعات ميداني و کتابخانه اي شامل کتاب، مقاله و پايان نامه است. به اين صورت که در ابتدا تعدادي از منبرهاي مساجد اصفهان که به لحاظ دوره تاريخي(دوره صفوي و قاجار) با يکيديگر مشترک بودند، انتخاب شدند. پس از بازديد از منبرها تعداد 5 منبر از مساجد سيد، جامع عتيق، حکيم، شاه عباس وآقانور انتخاب شد. سپس طرح هاي موجود بر روي اجزاء تشکيل دهنده آنها مانند پله ، در ، نشيمن و .. مورد بررسي و مقايسه قرار گرفت. در بررسي طرح هاي مورد نظر مشخصا از نقوش هندسي و گره چيني مورد استفاده بر روي منبرها و از جنس چوب استفاده شد. مصاحبه با استادان متخصص در زمينه موضوع بخش ديگري از روند جمع آوري اطلاعات بود.
1-10- ابزارهاي گردآوري داده ها :
اين پژوهش به روش مصاحبه و مشاهده و بر پايه داده هاي برگرفته از متون کتابخانه اي، اسناد ديجيتالي و اينترنت از يک سو و داده هاي برگرفته از تعامل نگارنده با استادکاران سنتي در طرح، ساخت، اجرا و برداشت از محل هاي مورد نظر از سوي ديگر، شکل گرفته است.
1-11- روش تجزيه و تحليل داده ها :
نگارنده داده هاي حاصل از نمونه گيري را مورد دسته بندي قرار داده و با ديدگاه دوگانه کيفي و کمي به تجزيه و تحليل آن‌ها از کل به جزء و از جزء به کل پرداخته است. در اين سامانه، کار نگارنده با ديدگاهي علمي و به دور از جبهه گيري شخصي دسته بندي ها و تحليل هاي خود را در ديدگاه کيفي بر پايه تحليل فرم و در ديدگاه کمي بر اساس آناليز آماري انجام داده است. آنگاه داده ها با يکديگر مقايسه شده و سپس نتايج به دست آمده در جداول آورده شده است.
1-12- محدوديت هاي پژوهش :
کمبود و بعضا نبود منبع موثق قابل ارجاع در باب منبرها، که باعث ايجاد مشکلاتي در مسير پژوهش گرديد.
1-13- سوالات پژوهش
1- چگونه نقوش هندسي تکرار شونده خود را در قالب مفاهيم نمادين ارايه مي کنند؟
2- هنرمند با بکار بردن چه نقوشي سعي در انتقال پيام خويش در قالب نمادها داشته است؟
3- بين هندسه نظري و عملي در طرح و اجراي نقوش گره چيني چه ارتباطي وجود دارد؟


دیدگاهتان را بنویسید