2-4-6-3- اسپرماتوفور عقرب33
2-4-6-4- بارداري33
2-4-6-5- تولد ( زايمان)34
2-4-6-6- چند زايي35
2-4-6-7- بکرزايي35
2-4-6-8- ابعاد مراقبت مادري و رفتار اجتماعي در عقرب ها36
2-4-6-9- فرزند در هنگام تولد36
2-4-6-10- رشد و پوست اندازي37
2-4-6-11- پوست اندازي38
2-5- طول عمر عقرب ها39
2-6- خاصيت و نقش فلوئورسانس در عقرب ها39
2-7- مقاومت به فاکتورهاي محيطي و سازگاري براي زندگي در بيابان در عقرب ها41
2-7-1- مقاومت به تابش يونيزه41
2-7-2- مقاومت و تنظيم به دماهاي حداکثر در عقرب ها41
2-7-3- مقاومت به خشکي، حفظ و ارتباط با آب42
2-7-4- مقاومت به نبود غذا43
2-7-5- مقاومت به آلودگي هاي باکتريايي43
2-8- بيولوژي تغذيه و شکار43
2-8-1- راهبردهاي تغذيه اي43
2-8-1-1- تله گذاري43
2-8-1-2- جستجو به دنبال غذا44
2-8-2- نحوه گرفتن شکار44
2-8-2-1- شکار عقرب ها44
2-8-2-2- شکارچي هاي عقرب ها45
2-9- اکولوژي عقرب ها46
2-9-1 – زيستگاه هاي عقرب ها46
2-9-2- پراکندگي عقرب ها از نظر وضعيت آب و هواي ايران47
2-9-2-1- آب و هواي خشک47
2-9-2-2- آب و هواي معتدل48
2-9-2-3- آب و هواي سرد48
2-9-3- رفتار لانه سازي48
2-9-3-1- دفاع از لانه49
2-10- ميزان فعاليت عقرب49
2-10-1- ريتم هاي شبانه روزي50
فصل سوم51
3-1- سيماي جغرافيايي استان تهران52
3-1-1- جغرافياي طبيعي و اقليم استان تهران52
3-1-2- منابع آب استان تهران53
3-2- ايستگاه هاي نمونه برداري55
3-3- مواد لازم و روش کار58
3-3-1- مواد و وسايل لازم58
3-3-2- روش نمونه برداري58
3-4- کليد تشخيصي عقرب ها59
3-4-1- کليد تشخيصي خانواده عقرب ها کواريک59
3-4-2- کليد تشخيصي عقرب هاي خانواده بوتيده در ايران60
3-5- ملاحظات اخلاقي61
فصل چهارم62
4-1- طبقه بندي عقرب ها63
4-2- خانواده بوتيده سي. ال. کوخ، 183763
4-2-1- جنس مزوبوتوس واشون، 195064
4-2-1-1- گونه مزوبوتوس اپئوس کوچ، 183964
4-2-2- جنس ادونتوبوتوس واشون، 195066
4-2-2-1- گونه ادونتوبوتوس دوريه ترل، 187666
4-2-3- جنس ارتوکيروس کارخ، 189168
4-2-3-1- گونه ارتوکيروس زاگروسنسيس کواريک، 200468
4-2-4- جنس کمپسوبوتوس واشون، 194970
4-2-4-1- گونه کمپسوبوتوس کفتاني کواريک، 200370
4-2-5- جنس ايرانوبوتوس کواريک، 199772
4-2-5-1- گونه ايرانوبوتوس کرالي کواريک، 199772
4-3- بررسي وضعيت فراواني عقرب ها در استان تهران74
فصل پنجم79
5-1- بحث80
5-1-1- گونه مزوبوتوس اپئوس (Mesobuthus eupeus )81
5-1-2- گونه ادونتوبوتوس دوريه (Odontobuthus doriae)82
5-1-3- گونه کمپسوبوتوس کفتاني (Compsobuthus kaftani)83
5-1-4- گونه ارتوکيروس زاگروسنسيس (Orthochirus zagrosensis)84
5-1-5- گونه ايرانوبوتوس کرالي (Iranobuthus krali)85
5-2- نسبت جنسي86
5-3- عقرب هاي مهم پزشکي و خطرناک استان86
5-4- نتيجه گيري88
5-6- پيشنهادات88
منابع90
چکيده انگليسي97
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 3-1- مشخصات ايستگاه هاي نمونه برداري55
جدول 4-1- مجموع تعداد و درصد فراواني عقرب هاي صيد شده به تفکيک گونه و اقليم از استان تهران74
جدول 4-2- مجموع تعداد و درصد فراواني عقرب هاي صيد شده به تفکيک گونه و جنسيت از استان تهران75
جدول 4-3- مجموع تعداد و درصد فراواني عقرب هاي صيد شده به تفکيک ايستگاه از استان تهران76
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل 2-1- منظره ي پشتي عقرب…………………………………………………………………………………………..20
شکل 2-2- منظره ي خارجي و پشتي کليسر در Mesobuthus vesiculatus22
شکل 2-3- منظره ي خارجي و پشتي پديپالپ در Mesobuthus vesiculatus23
شکل 2-4- منظره ي پاي سوم در Mesobuthus vesiculatus23
شکل 2-5- موقعيت شانه ها در ناحيه تناسلي در Mesobuthus vesiculatus شکل a جنس نر و شکل b جنس ماده24
شکل2-6- منظره ي متازوما و نيش (a) ، منظره ي بند پنجم متازوما و نيش (b) در Mesobuthus vesiculatus25
شکل2-7- شلا با تريکوبوتري هاي متعدد در Euscorpius Tergestinus. (a) يک تريکوبوتري از Euscorpius Tergestinus (b) جزئيات پايه يک تريکوبوتري از Hottentotta Minax (c)27
شکل2-8- منظره ي ساختمان بدن عقرب31
شکل2-9- معاشقه و جفت گيري در عقرب Androctonus mauretanicus33
شکل2-10- عقرب ماده ي Euscorpius flavicaudis به همراه نوزادان در پشت35
شکل2-11- منظره ي پوست اندازي در عقرب Opistacanthus leavipes39
شکل2-12- منظره ي عقرب Androctonus crassicauda در زير نور فرا بنفش40
شکل2-13- منظره ي عقرب Pandinus imperator در حال خوردن طعمه45
شکل2-14- نقشه پراکندگي جغرافيايي عقرب ها47
شکل2-15- قالب و شکل لانه در عقرب هاي حفار گروه Pelophilous49
شکل 3-1- موقعيت کشور ايران در نقشه جهان54
شکل 3-2- موقعيت استان تهران در نقشه ايران……………………………………………………………………………………54
شکل 3-3- نمايش ايستگاههاي نمونه برداري بروي نقشه بوسيله نرم افزار Google Earth57
شکل 4-1- Mesobuthus eupeus65
شکل 4-2-Odontobuthus doriae 67
شکل 4-3-Orthochirus zagrosensis 69
شکل 4-4- Compsobuthus kaftani71
شکل 4-5-Iranobuthus krali 73
شکل 4-6- نقشه پراکندگي عقرب هاي استان تهران، C. kaftani(a)،I. krali (b)،O. doriae (c)،O. zagrosensis (d)77
شکل 4-7- نقشه پراکندگي عقربM. eupeus در استان تهران78
شکل 4-8- نقشه پراکندگي عقرب هاي استان تهران78
چکيده :
عقرب ها از جمله جانوران سمي هستند وکشور ايران با توجه به نوع اقليم و آب و هوا از نظر گونه بندپايان مخصوصا عقرب ها غني است و با توجه به پراکندگي گسترده عقرب ها در مناطق گوناگون کشور و اهميت اين جانوران در علوم زيستي و پزشکي و اينکه استان تهران با توجه به اقليم آن از اين نظر مستثنا نيست لذا اين تحقيق به منظور شناسايي گونه هاي عقرب در استان تهران انجام گرفت. استان تهران براساس موقعيت آب و هوايي و محدوده پراکنش عقرب ها به 22 ايستگاه نمونه برداري تقسيم شد. نمونه برداري به صورت صيد شبانه و با استفاده از چراغ هاي مجهز به لامپ UV انجام گرفت. نمونه ها در ظروف حاوي اتانول 70% قرار داده شد و به آزمايشگاه رفرانس تحقيقات عقرب در موسسه واكسن و سرم سازي رازي منتقل شدند. تعيين هويت آنها با استفاده از استريوميکروسکوپ و براساس کليد تشخيصي عقرب هاي ايران انجام گرفت. از 316 نمونه عقرب جمع آوري شده182 نمونه نر (57.59%) 134 نمونه ماده (42.41%) که شامل 5 گونه که همگي متعلق به خانواده بوتيده مي باشند از استان تهران شناسايي شد که فون عقرب هاي استان شامل گونه هاي Mesobuthus eupeus، Odontobuthus doriae، Compsobuthus kaftani، Orthochirus zagrosensis، Iranobuthus krali بوده که M. eupeus با فراواني 191 نمونه (60.44%) گونه ي غالب استان نام گرفت که داراي پراکندگي خوبي بوده به طوري که از هر سه اقليم استان تهران قابل صيد است. هم چنين گونه هاي C. kaftani و I. krali براي اولين بار از استان تهران صيد و گزارش شده است. از آنجا که درمان عقرب زدگي براساس نوع گونه و اثراتي که بر جاي مي گذارد مشخص مي شود لذا پيشنهاد مي شود آموزش هاي لازم به کادر درماني مراکز بهداشتي- درماني هر منطقه براساس نوع گونه ها داده شود.
کليد واژه : عقرب، فون، ايران، تهران، بوتيده
فصل اول
کليات
1-1- مقدمه:
واژه Arthropoda بندپايان از دو کلمه ي يوناني poda به معني پاها و arthros به معني بند بند ساخته شده است. عقرب متعلق به زير شاخه ي گيره داران1، رده ي آراکنيدا2، که اين واژه از دو واژه ي Arachna به معني عنکبوت و oid به معني شبيه تشکيل شده است (پاشايي راد، 1388).
عقرب ها ( کژدم ها ) جانوراني هستند که از زمان هاي قديم پا به عرصه وجود نهاده و به مرور ايام تمايز و تکامل يافته اند، اولين سنگواره عقرب ها در صخره ها ي مربوط به دوره سيلورين3 (420 ميليون سال پيش) يافت شده است. به اين ترتيب عقرب ها 200 ميليون سال قبل از آن که دايناسورها در کره زمين پديدار شوند و در مقايسه با انسان که حدود 2.5 ميليون سال پيش در کره زمين ظاهر شده از قدمت بسيار زيادي برخوردار هستند (دهقاني، 1385). عقرب ها داراي نيش واقعي هستند و نيش آنها مجهز به كيسه زهري كه زهر آن از يك جفت غده در نزديكي دم آنها حاصل مي گردد و از اين رو از خطرناك ترين بندپايان براي انسان محسوب مي شوند (صداقت و همکاران، 1390).
عقربها در تمام قارهها به استثناء قطب جنوب وجود دارند و در دامنهي وسيعي از محيطها و اقليمها از کوههاي بسيار مرتفع گرفته تا بيابانهاي خشک، جنگلهاي باراني نواحي حارهاي، نوارهاي جزر و مدي و غارها زندگي ميکنند. اکثر عقرب ها دماي 20 تا 37 درجه سانتيگراد رو ترجيح ميدهند، با اين وجود برخي از آنها ميتوانند در گسترهاي از دماها از 31- درجه سانتيگراد تا 50 درجه سانتي گراد را زنده بمانند (Hembree, 2012).
بدن عقرب از يک بخش قدامي به نام پروزوما4 (سفالوتراکس5 يا سرسينه)، يک بخش مياني به نام مزوزوما6 (آبدومن يا شکم) و يک بخش خلفي به نام متازوما7 (پست آبدومن يا دم) تشکيل شده است. مجموع مزوزوما و متازوما را اپيستوزوما8 يا تنه هم مي گويند (فرزان پي، 1366).
عقرب جانوري است شب فعال، گوشتخوار با اندازه اي در حدود 20-15 سانتي متر، به رنگ قهوه اي، زرد، سياه و يا غيره که در نواحي گرم و خشک به سر مي برد (پاشايي راد، 1388). هرچند تعدادي از گونه هاي عقرب داراي فعاليت سطحي (خارج از پناهگاه) در طي روز هستند، ولي بسياري از گونه ها فعاليت هاي زيستي خود را در خلال شب انجام مي دهند. به نظر مي رسد که عقرب هاي بيابان (دشت) بيشتر فعاليت شبانه و گونه هاي گرمسيري بيشتر فعاليت روزانه دارند (زرگان و همکاران، 1382).
انسان بزرگترين دشمن عقرب است. هم چنين آخوندک، عنکبوت هاي بزرگ، هزارپايان بزرگ، بعضي از رتيلان و اغلب سوسماران، انواع پرندگان مانند لک لک سرکاس، لک لک سفيد، بوقلمون و مرغ خانگي عقرب را شکار مي کنند (حبيبي، 1384). عقرب ها از حشرات ، عنکبوتيان، حلزون ها، کرم پروانه ها، دم موئي نقره اي، پشه هاي پادراز، موريانه، عنکبوت هاي زمين زي، سيرسيرک ها، ملخ ها، سوسري ها، سن ها، لارو سوسک ها، هزارپايان تغذيه مي کنند. عقرب ها رفتار همنوع خواري (کاني باليسم) به دليل گرسنگي و نبود شکار نيز دارند (دهقاني، 1385).
عقرب ها موجوداتي هستند که تعداد نوزادانشان در هر تولد بسته به نوع گونه شان متفاوت است. اندازه نوزادان در حدود چند ميلي متر است. نوزادان بلافاصله به پشت مادر خود رفته و حدود يک هفته به وسيله مادر تغذيه مي شوند و از جايي به جايي ديگر حمل مي شوند (پاشايي راد، 1388). عقرب ها در هر زايمان از 6 تا 105 نوزاد به دنيا مي آورند (دهقاني، 1385).
لانه يک عقرب ممکن است به سادگي يک حفره در زير صخره ها، کنده درخت ها و يا در سطوح پوشيده ديگر به طور استادانه و عميق حفر شده باشد تعدادي از عقرب ها سوراخ هاي موقتي حفر مي کنند، در صورتي که عقرب هاي ديگر لانه هاي دائمي مي سازند که گاهگاهي تا عمق 42 سانتي متر مي رسد (دهقاني، 1385).
راسته عقربها به رده عنکبوتيان تعلق دارد. که شامل 2100 گونه متعلق به 190 جنس و 16(تا19) خانواده که تاکنون مشخص شدهاند (Stockmann, 2013). از اين بين سم 50 گونه براي انسان خطرناک است. بيشتر آنها به جنس Hemiscorpius از خانواده Hemiscorpidae و جنسهاي Buthus ، Parabuthus ، Mesobuthus ، Tityus ، Leiurus ، Androctonus از خانواده Buthidae تعلق دارند (Kassiri et al., 2015).
1-2- بيان مسئله :
عقرب ها راسته اي از کلاس يا رده عنکبوتيان و زير شاخه کليسرداران، در شاخه بندپايان مي باشند. عقربها در زمره اولين جانوراني مي باشند كه از زمانهاي قديم پا به عرصه حيات نهاده اند و تاكنون در حدود 1500 گونه از آنها شناسايي شده اند(دهقاني، 1385).
اولين سنگواره عقرب ها در صخره هاي مربوط به دوره سيلورين (420 ميليون سال پيش) يافت شده است(دهقاني، 1385). امروزه عقربها از پراكندگي وسيعي برخوردار بوده و بيشترين تنوع گونه اي آنها در مناطق نيمه گرمسيري يعني عرض هاي جغرافيايي 23-38 درجه اتفاق مي افتد. بنابراين با توجه به موقعيت جغرافيايي ايران در 25-40 درجه شمالي، تنوع گونه اي و پراكندگي عقرب ها در آن نسبتا قابل توجه است (خاقاني و همکاران، 1384). يکي از اطلاعات مورد نياز در علم جانورشناسي تشخيص خانواده و جنس و گونه و بيواکولوژي آنان است. اين مهم نيز در مورد عقرب ها از اهميت زيادي برخوردار است، زيرا در مطالعه جنبه هاي مختلف زيستي و چگونگي بروز رفتاري آنان در طبيعت کاربرد ويژه اي دارد. اين جانوران نسبت به بقيه بندپايان در بيرون از پناهگاه فعاليت کمتري دارند. از طرفي شناخت ترکيب گونه اي و بيواکولوژي عقرب ها مي تواند منجر به شناخت زيستگاه ها و همچنين ساير جنبه هاي زيستي و بررسي نقش آنان در ميزان گزش و همچنين چگونگي پيشگيري ازگزش گردد (دهقاني و ولائي، 1383).
در حال حاضر فون عقرب هاي ايران شامل 4 خانواده (Buthidae, Scorpionidae,Hemsicorpidae,Diplocentridae) از 51 گونه (30 گونه بومي ايران) در 18 جنس مي باشند (Mirshamsi et al., 2011). ايران در زمره کشورهايي است که گونه هاي زيادي از عقرب ها به ويژه انواع خطرناک از آن گزارش شده است (حسيني نسب و همکاران، 1388). سرتاسر جغرافياي ايران با اقليم مناسب زيستگاه مناسبي براي زيستن عقرب ها است و بررسي ها نشان مي دهد که عقرب و عقرب زدگي و اهميت آن در تاريخ ، ادبيات و متون پزشکي و علمي ايران باستان و بعد از آن جايگاه ويژه اي دارد و نشان از قدمت ديرينه اين مسئله در کشور مي دهد(دهقاني و همکاران، 1387).
بنابر گزارش اداره كل مبارزه با بيماري هاي وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در كشور بيش از 40000 هزار مورد گزش ناشي از اين بندپايان به ثبت رسيده است، اگر چه بيشترين موارد گزش و مرگ و ميرها در استان خوزستان رخ مي دهد، اما موارد آن در ساير نقاط كشور نيز ثبت شده است، دامنه اين مشكل به بيمارستان هاي تهران رسيده به نحوي که 7/2% از مرگ و ميرهاي ناشي از مسموميت در بيمارستان لقمان حكيم به واسطه عقرب گزيدگي بوده است (صداقت و همکاران، 1390).
استان تهران با ????? کيلومتر مربع مساحت، فضايي معادل ?/? درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است .اين استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از غرب به استان قزوين و از شرق به استان سمنان محدود مي‌شود. استان تهران از نظر موقعيت جغرافيايي بين ?? درجه و ?? دقيقه تا ?? درجه و ?? دقيقه عرض شمالي و ?? درجه و ?? دقيقه تا ?? درجه و ?? دقيقه طول شرقي قرار دارد. فصل سرما در تهران معمولاً از آذرماه شروع مي‌شود و بيش‌ترين دماي سال را در اواسط تابستان (مردادماه) دارا مي‌باشد. هواي تهران در مناطق کوهستاني داراي آب و هواي معتدل و در دشت، نيمه بياباني است.
1-3- اهميت و ضرورت تحقيق :
در ايران عقرب و عقرب زدگي در زمره يکي از مهم ترين مشکلات بهداشتي و پزشکي کشور محسوب گرديده و سالانه جان تعداد زيادي از مردم را با خطر مرگ مواجه مي کند (متولي حقي و همکاران، 1383).
مطالعات مربوط به بيولوژي و اكولوژي عقرب ها در ايران محدود بوده و بيشتر به بررسي محققان خارجي مربوط بود كه بر اساس مطالعه يك يا چند نمونه صيد شده تصادفي بوده است، بررسي خصوصيات زيستي و زيست محيطي عقرب ها با توجه به اهميت آنها در مسائل بهداشتي و خطرات جاني ناشي از برخي گونه هاي آن در پزشكي مي تواند ما را براي رسيدن به راهكارهاي علمي و عملي مناسب جهت مقابله با آنها ياري نمايد (طاهريان، 1382).
استان تهران با توجه به شرايط آب و هوايي و اقليمي که دارد مي تواند جز استان هايي باشد که از لحاظ شيوع عقرب زدگي و مرگ و مير ناشي از آن داراي اهميت باشد. موسسه سرم سازي رازي در نظر دارد اقدام به توليد سرم مونو والان ضد عقرب نمايد كه لازمه آن شناسايي كامل گونه هاي عقرب در سراسر كشور مي باشد. لذا با عنايت به تنوع گونه اي و زير گونه اي در ايران و تاثير اين تنوع و جمعيت عقرب هاي خطرناك در نقاط شهري و روستائي كه منجر به وجود بين عقرب هاي استان تهران است مي تواند علاوه بر مشخص كردن الگوي پراكندگي آنها در مطالعه سيستماتيك و افزايش امكان صيد و شناسايي عقرب هاي جديد و تعيين پراكنش عقرب هاي مهم خطرناك از نظر پزشكي نيز كمك كند و همچنين با توجه به مشکلات موجود از لحاظ عقرب زدگي مي توان از نتايج حاصل از اين مطالعه در جهت ارائه راهكارهاي كنترلي مناسب در سيستم بهداشتي – درماني در سطح منطقه اي و كشوري و همچنين تهيه سرم منووالان توسط موسسه سرم سازي رازي کمک کننده باشد .
1-3-1- اهداف تحقيق :
بررسي فونستيک عقرب هاي استان تهران
تع??ن فون عقرب هاي استان تهران به منظور ارا?ه راهکارهاي بهداشت? – درمان? پ?شگ?رانه از عقرب گز?دگ?
تعيين نسبت جنسي عقرب هاي استان تهران
شناسايي گونه هاي غالب، فراواني و پراكندگي آن ها
1-3-2- سوالات تحقيق :
فونستيک عقرب هاي استان تهران چگونه است؟
انواع گونه ها و گونه هاي غالب عقربهاي استان تهران به چه نحوي است؟
نسبت جنسي عقرب هاي استان تهران چگونه است؟
فراواني و پراكندگي عقرب هاي استان تهران به چه صورتي است؟
1-3-3- فرضيه هاي تحقيق :
استان تهران با توجه به ويژگي هاي اقليمي شرايط مناسبي براي زيست برخي از گونه هاي عقرب (مهم پزشکي) را دارد.
فصل دوم
مروري بر ادبيات و پيشينه تحقيق
2-1- اهميت عقرب ها :
عقرب ها را مي توان جزء اجدادي ترين بندپايان هم از لحاظ منشأ و هم از لحاظ شکل بدن طبقه بندي کرد. آن ها ابتدا به صورت ارگانيسم هاي آبزي در طول سيلورين ظاهر شدند و از آن زمان تغييرات شکلي نسبتاً کمي پيدا کردند. هرچند شکل نگهدارنده ظاهري آن ها برخي کارشناسان را وادار کرد تا آن ها را به عنوان “فسيل زنده9” تعريف کنند، عقرب ها سازگاري هاي مهم بيولوژيک، فيزيولوژيک، رفتاري و اکولوژيک را به وجود آوردند که از موفقيت مداوم در طول 450 ميليون سال گذشته اطمينان مي دهند (Lourenço, 2013).
در رسوب هاي دوره ي سيلورين فوقاني تا دوره ي اوليگوسن10، يعني تقريبا از اواسط دوران اول زمين شناسي (پالئوزوئيک11) تا اواسط دوره ي سوم (ترتياري12)، سنگواره هايي از عقرب ها بدست آمده است (فرزان پي، 1366). به اين ترتيب عقرب ها 200 ميليون سال قبل از آن که دايناسورها در کره زمين پديدار شوند و در مقايسه با انسان که حدود 2.5 ميليون سال پيش در کره زمين ظاهر شده از قدمت بسيار زيادي برخوردار هستند. بيشترين سنگواره عقرب ها از صخره هايي با قدمت 290-220 ميليون سال که به دوره کربونيفر13 زيرين تعلق دارند کشف شده اند، اين عقرب ها در آب هاي کم عمق درياهاي گرمسيري مي زيسته اند (دهقاني، 1385). قديمي ترين نمونه از اين سنگواره ها متعلق به جزيره ي گوتلند واقع در کشور سوئد است اين سنگواره توسط ترل14 و ليندسترون15 پالئوفنوس- ننسيوس نام گذاري شده است (فرزان پي، 1366). اخيرا سنگواره جديدي در اسکاتلند به دست آمده است که تاريخچه سير تکاملي اين جانوران را پس از ترک درياها و فرمانروايي آنها بر زمين و چگونگي شکارچي شدنشان را بازگو مي کند اين سنگواره جديد از ناحيه کيرکتون شرقي در نزديکي هاي شهر ادينبورگ کشف کرده است . اولين فسيل عقرب توسط Corda در سال 1835 توصيف شد (دهقاني، 1385). ترل عقرب هاي دوره ي سيلورين را که داراي پنجه اي يک شاخه بودند در زير راسته ي جداگانه اي بنام آپکسي پدز و ساير عقرب ها را که داراي پنجه اي دو شاخه بودند در زير راسته ي ديونيکوپدز دسته بندي کرد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد که تنها عقرب هاي دوره ي سيلورين آپکسي پدز هستند. سنگواره هاي به دست آمده از دوره ي کربونيفر متعلق به زير راسته ي ديونيکوپدز بوده و از نظر ظاهري به نمونه هاي کنوني شباهت بيشتري دارند تا به عقرب هاي دوره ي سيلورين به همين دليل شايد بتوان گفت که پيدايش عقرب هاي امروزي و پراکندگي جغرافيايي آنها در زمين، تقريبا در دوره ي دونين بوده است (فرزان پي، 1366). تکه هاي نسبتا زيادي در سنگواره پوششي شاخي عقرب ها در لايه هاي رسوبي صخره هاي کاوش شده در کيرکتون شرقي به دست آمده اند که نشان مي دهند از اندازه عقرب هاي دوره کربونيفر به تدريج کاسته شده تا آنجا که در حدود 200 ميليون سال پيش ميانگين اندازه عقرب ها به 30 سانتي متر رسيده است هم چنين در طول زمان از تعداد چشم هاي مرکب جانبي هم به تدريج کاسته شده و تنها چند عدسي جدا از يکديگر باقي مانده در صورتي که تعداد اين چشم ها در بيشتر تيره هاي عقرب هاي دوره کربونيفر بالاي 40-20 عدد بوده که عقرب هاي جديد بسته به نوع فقط 5-2 چشم جانبي مجزا از يکديگر دارند (دهقاني، 1385). از دوران مزوزوئيک16 هم سنگواره هايي از عقرب ها بدست آمده است اين سنگواره ها به 6 گونه در جنس مزوفنوس از تيره ي مزوفنيده طبقه بندي شده اند. از دوران سنوزوئيک در رسوب هاي دوره ي سوم، بقاياي سنگواره اي از عقرب ها پيدا شده است که گمان نمي رود مربوط به دوره ي، قديمي تر از دوره اوليگوسن باشد (فرزان پي، 1366). مطالعه اين سنگواره ها نشان مي دهد که اين جانوران با توجه به اينکه آبشش ها بطور روشن در سنگواره مشخص است ابتدا آبزي بوده سپس به دوزيست تبديل شده و سپس خشکي زي شده اند (دهقاني، 1385).
116 فسيل شناخته شده از گونههاي عقرب موجود است که اکثريت آنها به عصر پالئوزوئيک و تعداد کمتري از آنها مربوط به عصر مزوزوئيک و سنوزوئيک17 هستند (Hembree et al., 2014). برخي گونهها کوچک، حدود يک سانتيمتر(Microbuthus ، Orthochirus ، خانواده Buthidae) هستند، برخي ديگر (Androctonus) ميتوانند به ده سانتيمتر يا بيشتر برسند. غول عقرب، عقربها، (Pandinus imperator ) ، بندپاي خاک زي غول پيکري با حداکثر طول بيست و پنج سانتي متر مي باشد (Goyffon and Tournier, 2014).
از نظر فون عقرب، کشور ايران در اواخر دوران سوم (سنوزوئيک) براي ادامه ي حيات اين جانور مساعد بوده است ، شايد بتوان عقرب ها را نه تنها قديمي ترين عنکبوتيان، بلکه قديمي ترين بندپاي زميني دانست. زيرا کهن ترين سنگواره ي به دست آمده از جانوران اين رده به عقرب ها تعلق دارد وجود زنجير گره هاي منفرد عصبي در بدن اين جانوران دليلي بر اين مدعاست. با وجود اين، برخي بر اين باورند که سوليفوژها و پالپي گرادها قديمي ترين جانوران اين رده را تشکيل مي دهند، اما به علت آنکه پوشش مقاومي نداشته اند سنگواره اي از آنها به جا نمانده است (فرزان پي، 1366).
عقرب ها در تمامي قاره ها پراکنده اند به طوريکه در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري از وفور بيشتري برخوردارند، در سال 1968 Jaunqua و Vachon فهرست 79 گونه عقرب با اهميت پزشکي را که داراي گزش جدي بوده و در مواردي منجر به مرگ مي شده است را منتشر نموده اند ولي Polis به وجود 25 گونه با اهميت پزشکي در دنيا اشاره نموده است Maguire و همکاران 30 گونه عقرب را از نظر پزشکي با اهميت گزارش نموده و متذکر شده است هر ساله 5000 مورد مرگ و مير ناشي از گزش عقرب در دنيا، اتفاق مي افتد (دهقاني و بيگدلي، 1386). نوع انسان (Homo Sapiens) از آغاز پيدايش و آفرينش با مشکل بندپاياني مانند پشه، مگس، شپش، کک، عقرب و غيره روبرو بوده است . عقرب ها به ويژه به دليل نيش زهري، دردناک و گاهي مرگ آور توجه بيشتري را به خود جلب کرده اند. مانند ساير ملل، ايرانيان نيز اين جانواران را مورد توجه قرار داده اند (دهقاني و ولائي، 1384). عقرب زدگي يكي از مشكلات بهداشتي عمومي در نواحي مختلف دنيا مي باشد. كشور ايران با توجه به نوع اقليم و آب و هوا از نظر گونه بندپايان مخصوصا عقرب ها بسيار غني مي باشد و در زمره كشورهايي است كه گونه هاي زيادي از عقرب ها به ويژه انواع خطرناك آن را داراست . هر ساله 40تا 50 هزار مورد عقرب گزيدگي و موارد متعدد مرگ ناشي از آن در كشور اتفاق مي افتد (حسيني نسب و همکاران، 1388). وضعيت عقرب زدگي در مناطق و كشورهاي گوناگون باتوجه به شيوه زندگي، وضع اجتماعي، اقتصادي، وضع مسكن، چگونگي ارائه خدمات بهداشتي و گونه هاي هر منطقه جغرافيايي، متفاوت است. عقرب زدگي در بعضي از كشورهاي آفريقايي و خاورميانه و در كشورهاي آمريكاي جنوبي و مركزي مشكل مهم پزشكي محسوب مي گردد (دهقاني و ولائي، 1388). عقرب زدگي در نواحي معتدل و گرمسيري به ويژه بين عرض 50 درجه شمالي و 50 درجه جنوبي رخ مي دهد (دهقاني، 1385).
شدت علايم و عوارض عقرب زدگي در انسان، به نوع عقرب و شرايط بوم شناسي محيط زيست اين جانور و همچنين، ترکيبات سم، مقدار سم تزريق شده، فصل گزش و فرد گزيده شده بستگي دارد (فرزان پي، 1366). گونه هاي آندروکتونوس کراسيکودا (Androctonus crassicauda) و هميسکورپيوس لپتوروس (Hemiscorpius Lepturus) به لحاظ فراواني گزش و عوارض ناشي از آن، جزو خطرناک ترين عقرب هاي ايران به شمار آمده اند (دهقاني و ولائي، 1384).
2-2- جايگاه عقرب ها در طبقه بندي بندپايان :
سلسله جانوران18 به دو زير سلسله تک ياختگان19 و پرياختگان20 تقسيم مي شود. زير سلسله تک ياختگان تنها داراي يک شاخه است اما زير سلسله ي پرياختگان به 13 شاخه تقسيم مي شود که يکي از آن ها شاخه ي بندپايان مي باشد، شاخه ي بندپايان در سلسله جانوري اهميت بسزايي دارد از 1.200.000 گونه جانور که تاکنون شناخته شده اند بيش از 1.000.000 گونه جز بندپايان مي باشند آن ها به تنهايي خيلي بيشتر از مجموع تمام جانوران ديگر هستند. شاخه ي بندپايان21 که پر جمعيت ترين شاخه در تمام سلسله ي جانوران مي باشد به دو زير شاخه ي گيره داران يا کليسرداران22 و شاخک داران يا آرواره داران تقسيم مي شود (دليلي، 1384).
عقرب ها راسته اي از کلاس يا رده عنکبوتيان و زير شاخه کليسرداران، در شاخه بندپايان مي باشند. واژه بندپايان حدود 140 سال پيش معرفي گرديد. بندپايان براساس پذيرش اين نظريه که منشا و نياي يگانه23 يا چندگانه24 داشته باشند به اشکال زير طبقه بندي مي گردند.
با منشا يک گانه بند پايان شامل:
1. تريلوبيتومورفا (Trilobitomorpha)
تريلوبيت ها (Trilobites)
2. آرواره داران (Gnathostomata)
سخت پوستان (Pancrustacea)
پائوروپودا (Pauropoda)
صدپايان (Chilopoda)
هزارپايان (Myriapoda)
سيمفيلا (Symphyla)
کولمبولا (Collembola)
حشرات (Insecta)
3. کليسر داران (Chelicerata)
عنکبوتيان (Arachnida)
عنکبوت مانندهاي دريايي (Pycnogonida)
پنتاستوميدا (Pantastomida)
تاردي گرادا (Tardigrada)
خرچنگ هاي عقرب مانند
با منشا چندگانه بندپايان شامل:
1. يونيراميا شامل:
شش پايان يا حشرات (Hexapoda)
هزارپايان (Myriapoda)
اونيکوفورا (Onychophora)
2. سخت پوستان (Pancrustacea)
تريلوبيت ها (Trilobites)
سخت پوستان (Pancrustacea)
3. کليسر داران (Chelicerata)
کلاس عنکبوتيان در زير شاخه کليسرداران شامل راسته هاي زير مي باشد:
راسته عنکبوت25 ها
راسته عقرب26 ها
راسته کنه27 ها و مايت ها
راسته تليفونيدا (عقرب هاي شلاقي)
راسته آمبليجي (عقرب هاي بدون دم)
راسته سولفيژيدا (رتيل ها يا عقرب هاي بادي يا عنکبوت هاي شتري)
راسته پسودو اسکورپيون28 (عقرب هاي دروغي)
از اين راسته ها ، فقط عنکبوت ها، کنه ها، مايت ها، عقرب ها، اهميت پزشکي دارند (دهقاني، 1385).
براساس نظريه ي پيشنهادي پترنکويچ عقرب ها به صورت زير در رده ي عنکبوتيان از شاخه ي بندپايان، در سلسله ي جانوري قرار مي گيرند :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

رده ي عنکبوتيان
زير رده ي لاتي گاسترا
بالا راسته ي پکتي نيفرا
راسته ي عقرب ها (فرزان پي، 1366).
2-2-1- راسته ي عقرب ها C. L. Koch, 1850:
زيرراسته Branchioscorpionina Kjellesvig-Waering, 1986
Protobuthidae ، Gallioscorpionidae و چندين خانواده ديگر به انضمام تمام خانوادههاي منقرض شدهي عقربها بجز Palaeopisthacanthidae ، در دورهي زمينشناسي کرتاسه کشف شدند. به عقيدهي نويسندگان مختلف، زيرراسته Branchioscorpionina شامل 18 تا 21 بالاخانواده و 41 تا 47 خانواده ميباشد که به عبارت زير است :
Suborder Neoscorpionina Thorell and Lindstr?m, 1885
Infraorder Orthosternina Pocock, 1911
Family Akravidae Levy, 2007 (1 genus, 1 species)
† Family Archaeobuthidae Lourenço, 2001 (1 genus, 1 species)
Family Bothriuridae Simon, 1880 (14 genera, 145 species)
Family Buthidae C. L. Koch, 1837 (86/†6 genera, 990/†18 species)
Family Chactidae Pocock, 1893 (15/†1 genera, 180/†2 species)
Family Chaerilidae Pocock, 1893 (1/†1 genera, 43/† 1 species)
† Family Chaerilobuthidae Lourenço and Beigel, 2011 (1 genus, 1 species)
Family Diplocentridae Karsch, 1880 (9 genera, 116 species)
Family Euscorpiidae Laurie, 1896 (4 genera, 31 species)
† Family Gallioscorpionidae Lourenço and Gall, 2004 (1 genus, 1 species)
Family Hadogenidae Lourenço, 1999 (1 genus, 20 species)
Family Hemiscorpiidae Pocock, 1893 (1 genus, 15 species)
Family Heteroscorpionidae Kraepelin, 1905 (1 genus, 6 species)
Family Hormuridae Laurie, 1896 (9 genera, 54 species)
Family Iuridae Thorell, 1876 (8 genera, 42 species)
Family Lisposomidae Lawrence, 1928 (2 genera, 3 species)
Family Microcharmidae Lourenço, 1996 (2 genera, 16 species)
† Family Palaeoeuscorpiidae Lourenço, 2003 (1 genus, 1 species)
† Family Palaeopisthacanthidae Kjellesvig-Waering, 1986 (3 genera, 4 species)
† Family Protobuthidae Lourenço and Gall, 2004 (1 genus, 1 species)
† Family Protoischnuridae Carvalho and Lourenço, 2001 (1 genus, 1 species)
Family Pseudochactidae Gromov, 1998 (3 genera, 6 species)
Family Scorpionidae Latreille, 1802 (5 genera, 135 species)
Family Scorpiopidae Kraepelin, 1905 (6/†1 genera, 56/†1 species)
Family Superstitioniidae Stahnke, 1940 (1 genus, 1 species)
† Family Palaeotrilineatidae Lourenço, 2012 (1 genus, 1 species)
Family Troglotayosicidae Lourenço, 1998 (2 genera, 4 species)
Family Typhlochactidae Mitchell, 1971 (4 genera, 10 species)
Family Urodacidae Pocock, 1893 (2 genera, 22 species)
Family Vaejovidae Thorell, 1876 (17 genera, 181 species)
(Lourenço, 2013).
2-2-2- سابقه مطالعات انجام گرفته و طبقه بندي عقرب ها در جهان :
اولين تحقيقات تجربي و علمي در مورد عقرب ها، بدون دخالت اعتقادات عامه، توسط فران سيزو ردي29 به سال 1668 و پس از آن موپرتينز30 به سال 1731 انجام شده است. اما لينه طبيعيدان سوئدي اولين کسي بود که به منظور رده بندي علمي آنها، به مطالعه ي اين جانوران پرداخت. نام برده تمام عقرب ها را در يک جنس تحت نام اسکرپيو31 قرار مي دهد، دوژير32 با قبول نظر لينه در مورد رده بندي عقرب ها در يک جنس، آنها را بر حسب تعداد چشم هاي جانبي در دو گروه چهار چشم و شش چشم، تقسيم مي کند.
بعد ها محققيني نظير هربست33، ليچ34، اهرنبرگ35، لاترل36، کک37 و جرويس38 براساس برخي از خصوصيات ظاهري نظير تعدا چشم ها، اين جانوران را در راسته، تيره، و زير جنس قرار دادند. پترز (1861) بر حسب شکل استرنوم و تعداد دندانه هاي انگشت متحرک کليسرها، عقرب ها را به چهار گروه تقسيم مي کند (فرزان پي، 1366).
مونوگراف منتشر شده توسط کراپلين39 اولين بررسي کامل فون جهاني عقرب بود. پيش از اين دست آورد، نويسندگان ديگر تلاش کردند با ترکيب تمام فونهاي شناخته شده از قبيل فون کوخ که 4 خانواده و 11 جنس را معرفي کرده و فون پترز40 که 4 خانواده و 19 جنس را ثبت کرده، يک تاليف خلاصه ايجاد کنند. بخشي از طبقهبندي کراپلين در کتاب Das-Tierreich که شامل 6 خانواده و 64 جنس ميباشد درمدت چندين دهه تقريبا بدون تغيير مانده است. سال 1899 که به دليل انتشار کتاب Das-Tierreich کراپلين شاخص بود، به عنوان نقطهي شروع سراشيبي مطالعات مربوط به عقرب معروف به عصر طلايي اعلام شد. اين دوره که در هنگامهي قرن 20 آغاز شد، به علم طبقهبندي و زيست زمين شناسي عقرب کمکهاي بسياري نمود (Lourenço, 2014).

مطالعه در سيستماتيک خانواده هاي عقرب، از ميانه قرن نوزدهم، با نوشتن مقاله،(1861) Peters شروع شد. به دنبال آن چندين نويسنده ديگر Thorell(1876), Karsch(1879), Simon(1879,1880), Pocock(1893), Kraeplin(1894,1899,1905), Birula(1977) اين کار را دنبال کردند. در طول اين مدت 6 خانواده شناخته شده بود اين خانواده ها عبارتند از: Buthidae, Scorpionidae, Diplocentridae, Chactidae, Vaejovidae, Bothriuridae اين موقعيت تا انتشار مقالات, Lourenco(1985,1989), William(1987), Lamoral(1980) پا برجا بود.
در اين زمان 9-8 خانواده عقرب معرفي گرديد. اين خانواده ها عبارتند از : Bothriuridae, Buthidae, Chactidae, Chaerilidae, Diplocentridae, Luridae, Vaejovidae, Scorpionidae در ضمن اعلام گرديد، 14 خانواده از عقرب ها ، تاکنون منقرض شده اند که سنگواره هاي آنان کشف گرديده است. در سالهاي اخير طبقه بندي خانواده هاي عقرب دستخوش تغييراتي گرديد. رساله PhD, Stock well در سال 1989 چند زير خانواده را به سطح خانواده ارتقا داد، وضع چندين جنس مورد تجديد نظر قرار گرفت. به دنبال اين رساله Lourenco 9 خانواده از عقرب ها را معرفي نمود پس از آن Fet و همکاران، تعداد خانواده عقرب ها را به 17 خانواده افزايش دادند و سپس در مقاله Lourenco تعداد خانواده به 20 افزايش يافت.
در آخرين بررسي(1989) Stockwell عقرب ها را در دو زير راسته با sub-orders با نام هاي Mesoscorpionina Stockwell, Neoscorpionina thorell(1989) & Lindstrom(1885) معرفي مي کند. سپس Neoscorpionina را به دو، دون راسته يا Infraorders به نام هاي Palaeosterni stockwell 1989 و Orthosterni pocok 1911 تقسيم نموده است. Palaeosterni عقرب هاي منقرض شده را در بر مي گيرد و Orthosterni شامل عقرب هاي موجود است که در 6 بالا خانواده و 20 خانواده و 162 جنس طبقه بندي گرديد. اين بالا خانواده ها و خانواده ها که توسط,2011 Lourenco معرفي گرديد عبارت بودند از :
I. بالاخانواده Bothriuroidea Simon 1880
1. خانواده Bothriuridae Simon 1880
II. بالاخانواده Buthoidea C.L.Loch 1837
2. خانواده Buthidae C.L.Kock
3. خانواده Microcharmidae lourenco 1996
III. بالاخانواده Chaerilidae Pocock 1893
4. خانواده Chaerilidae Pocock 1893
5. خانواده Pseudochactidae Gromov 1998
IV. بالاخانواده Chactoidea Pocock 1893
6. خانواده Chactidae Pocock 1893


دیدگاهتان را بنویسید