-پيشنهادات در راستاي نتايج تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………..80
5-4 – محدوديتهاي تحقيق………………………………………………………………………………………………………………………………………………82
5-5 پيشنهادات براي محققين بعدي…………………………………………………………………………………………………………………………………..83
منابع و مأخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….84
پيوست……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
چکيده انگليسي ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
فهرست جدولها
عنوان صفحه
3-1 پايايي پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..61
4-1 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية فكري………………………………………………………………………….63
4-2 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية ساختاري…………………………………………………………………………64
4-3 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية انساني…………………………………………………………………………65
4-4 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية رابطه‌اي……………………………………………………………………….66
4-5 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير وابستة عملكرد……………………………………………………………………………………67
4-6 نتايج آزمون كولموگوروف – اسميرنوف……………………………………………………………………………………………………………………………68
4-7 تحليل عاملي مرتبة دوم براي مؤلفه‌هاي سرماية فكري…………………………………………………………………………………………………………..70
4-8 ضرايب همبستگي ميان مؤلفه‌هاي سه‌گانة سرماية فكري………………………………………………………………………………………………………..72
4-9 تحليل عاملي مرتبة دوم براي مؤلفه‌هاي عملكرد………………………………………………………………………………………………………………….72
4-10 ضرايب همبستگي ميان مؤلفه‌هاي چهارگانة عملكرد……………………………………………………………………………………………………..73
4-11 آزمون فرضية اصلي………………………………………………………………………………………………………………………………………………73
4-12 آزمون فرضية 1……………………………………………………………………………………………………………………………………………………74
4-13 آزمون فرضية 2…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….75
4-14 آزمون فرضية 3…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….76
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
4-1 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية فكري………………………………………………………………………….64
4-2 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية ساختاري……………………………………………………………………..65
4-3 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية انساني…………………………………………………………………………66
4-4 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير مستقل سرماية رابطه‌اي……………………………………………………………………….67

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-5 توزيع فراواني و درصد پاسخهاي نمونه آماري به متغير وابستة عملكرد……………………………………………………………………………………..68
چـکيده
تحقيق حاضر با هدف بررسي تأثير سرماية فكري بر عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان انجام پذيرفته است. روش انجام پژوهش توصيفي از نوع توصيفي ـ همبستگي بوده كه در اين راستا فرضيه‌هايي به صورت زير تدوين گرديد؛
فرضيه اصلي:
بين سرماية فكري و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
فرضيه‌هاي فرعي:
1. بين سرماية ساختاري و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
2. بين سرماية انساني و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
3. بين سرماية مشتري (رابطه‌اي) و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
جامعة آماري اين تحقيق شامل کلية شعب بانكهاي استان گيلان بوده كه نمونه‌اي به حجم 150 شعبه مطابق فرمول كوكران انتخاب و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت كه نتايج حاصل از تحليل همبستگي و الگوي معادلات ساختاري بين متغيرهاي تحقيق نشان داد كه بين سرماية فكري (سرماية ساختاري، سرماية انساني و سرماية مشتري (رابطه‌اي)) و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
واژه‌هاي كليدي: سرماية انساني، سرماية مشتري (رابطه‌اي)، سرماية ساختار، عملكرد
فصل اول
كـليـات تـحقيـق
1ـ 1) مقدمه
با مروري بر گذشته اين نكته قابل اذعان است كه در قرن بيستم، اقتصاد مبتني بر صنعت بود. در اين قرن هر شرکتي و هر کشوري که دارايي‌هاي فيزيکي و سرمايه‌هاي مادي و مشهود بيشتري داشت ثروت بيشتري توليد مي‌کرد. اما قرن 21 اقتصاد مبتني بر دانش است. به عنوان نمونه ستارامن1 و همکاران (2002) به نقل از کندريک يکي از اقتصاددانان آمريکايي بيان مي‌کند که در سال 1925 نسبت دارايي‌هاي نامشهود به دارايي‌هاي مشهود 30 به 70 بود. اما در دهة 1990 به نسبت 63 به 37 افزايش يافت. استيوارت2 (1997) سرماية انساني را مهمترين دارايي سازمان تلقي مي‌كند. بنابراين انتظار مي‌رود شرکت‌هايي که از سرمايه فکري و انساني بالاتري برخوردارند عملکرد مالي آن‌ها نيز بالاتر باشد. آثار سرمايه انساني بر عملکرد واحد تجاري در شرکتهاي خدماتي بسيار مهم تلقي مي‌شود زيرا اين شرکتها بيشتر بر ظرفيتها و منابع نامشهود متکي هستند (منشن و بنتيس3، 2013). از طرفي در طي دو دهة اخير، افزايش رقابت تجاري و ظهور فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي، منجر به پررنگتر شدن اهميت دارايي‌هاي نامشهود به عنوان مهمترين عامل در ارزش‌گذاري شرکتها شده است (لو4، 2001). اندازه‌گيري و گزارشگري دارايي‌هاي نامشهود يکي از موضوعات جذاب براي محققان حسابداري است و اين جذابيت با افزايش تفاوت بين ارزش دفتري و ارزش بازار شرکتها بيشتر شده است (بياتي5، 2005). نگراني‌ها در مورد عدم شناسايي دارايي‌هاي نامشهود، در حال افزايش است. اين نگراني ناشي از ماهيت محافظه‌کارانه معيارهاي شناسايي دارايي و نگراني‌ها در مورد قابليت اتکا استانداردهاي اخير حسابداري است (اليوييرا6 و همکاران، 2010). بنابراين سطوح بالاي عدم‌اطمينان، توانايي شناسايي برخي دارايي‌هاي نامشهود را در واحدهاي تجاري که در دارايي‌هاي نامشهود سرمايه‌گذاري مي‌کنند، محدود مي‌کند و اين موضوع باعث مي‌شود که اطلاعات صحيح به اشخاص برون‌سازماني انتقال نيابد. اين مشکل براي شرکتهايي که متکي بر دانش هستند، بيشتر نمود پيدا مي‌کند. با اين وجود مي‌توان گفت اطلاعات سرماية انساني داراي محتواي اطلاعاتي است. اطلاعاتي که راجع به شايستگي و صلاحيت کارکنان منتشر مي‌شود با ارزش شرکت رابطة مثبت و معني‌دار دارد. افشاي اين اطلاعات منجر به تغييرات کوتاه‌مدت در ارزش بازار نمي‌شود (گامرسچلاگ7، 2013). سرماية فکري سرمايه‌اي فراتر از دارايي‌هاي فيزيکي و دارايي‌هاي مشهود است. امروزه سهم سرماية فکري به دليل دانش و اطلاعات و در نتيجه توليد ثروت در اقتصاد مبتني بر دانش مي‌تواند نقش مهمي در خلق ارزش افزوده و توليد ناخالص داخلي داشته باشد. به همين دليل در سطح بنگاه‌هاي اقتصادي نيز عملکرد شرکت‌ها مي‌تواند تحت ‌تأثيردارايي‌هاي فکري و سرماية انساني قرار گيرد. با اين تفاسير در اين فصل به بيان مقدمه‌اي در خصوص موضوع تحقيق اشاره گرديد. در ادامه فصل به مباحثي پيرامون بيان مسأله اصلي و اساسي تحقيق، اهميت و ضرورت تحقيق و اهداف پژوهشگر اشاره شده و فرضيه‌‌ها و چارچوب نظري تحقيق به تفصيل بيان شده و در نهايت تعاريف مفهومي و عملياتي متغيرهاي تحقيق و قلمرو تحقيق تشريح مي‌گردد.
1 ـ 2) بيان مساله
در دو دهة اخير، عملكرد و مديريت راهبردي آن به يكي از موضوعهاي مورد توجه و جذاب تبديل شده است كه در اين راستا مديريت عملكرد اقدامي است مستمر و همه جانبه‌نگر در زمينة تعامل آموزش، ارزشيابي و عملكرد كه سه فلسفه مديريتي زير در آن اعمال مي‌شود: فلسفه مديريت بر مبناي نتيجة كار؛ فلسفه مديريت مشاركتي؛ فلسفه مديريت كيفيت جامع. در راستاي بكارگيري اين سه فلسفه مديريتي، توجه به توسعة فردي، توسعة گروهي و تيمي و توسعة سازماني، هم در مفهوم بالندگي سازمان و هم عملكرد اقتصادي سازمان، همچنين به ميزان اهميت مشاغل گوناگون در سازمان نيز توجه دارد و چون اين فرايند به طور مداوم در حال تكامل است، منجر به توسعة مستمر و پايدار منابع انساني و سرماية فكري در سازمانها و در نهايت توسعة منابع انساني ملي مي‌شود. بدون ترديد اگر فلسفه مديريت عملكرد به طور مؤثر در سازمان اعمال شود، باعث توسعة پايدار منابع انساني مي‌شود و پايداري توسعة منابع انساني نيز به اجراي منظم و بهبود فرايند كمك خواهد كرد (مجتهدزاده و همكاران، 1389). كه در اين بين عملكرد عبارت است از سمت‌دهي صحيح و مؤثر به عوامل مؤثر و اثرگذار بر عملكرد هر سازمان (منابع انساني، فرايندهاي سازماني، مديران، مشتريان) به منظور اثرگذاري بر خط‌مشي فعلي يا مسير برنامه به منظور دستيابي به آن اهداف و تسهيم و در ميان‌گذاري نتايج عملكرد در ترغيب آن اهداف (منشن و بنتيس8، 2013). از طرفي تمامي رويكردهاي مديريتي در اجرا اهدافي را به دنبال دارند كه معمولاً اساسي‌ترين هدف رسيدن به نتــايج دلخواه براسـاس برنامه‌ريزيهاي قبلي برنامه‌ريزان در سازمان و عملكرد آنهاست. طبق گزارشات سازمان ملي بهره‌وري در پايان سال 1391 عواملي چون رضايتمندي مشتريان، رضايتمندي كاركنان، برنامه‌ريزي استراتژيك مؤثر، فرايندهاي روان كاري و عملكرد كاري مديران عواملي هستند كه بر عملكرد سازمانهاي ايراني به شدت تأثير گذارده و موجب تأكيد بيشتر آنها بر بهبود عملكرد شده است كه در اين راستا تعريفي كه از عملكرد ارائه گرديده عبارت است از مجموعه‌اي از اقدامات به هم پيوسته‌اي از سياستها و رويه‌ها و اقداماتي كه روي دستيابي اهداف از طريق تمركز روي عملكرد ابعاد سازماني تأكيد دارد. به بيان بهتر فرايندي است مبتني بر يك سري فعاليتها و به نحوي بنا شده است كه بايد از طريق تضمين بهبود مستمر عملكرد افراد و گروههاي كاري در جهت اهداف راهبردي و اثربخشي سازماني طراحي شود (حبيبي، 1392). مطابق گزارشات صندوق بين‌المللي پول و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در پايان شهريور ماه 1392 بانكهاي ايران به دليل پايين بودن رقابت ميان کارکنان، عدم امکان اِعمال مديريت به دليل شرايط و متغيرهاي از پيش تعيين شده، ثابت بودن نرخ تسهيلات اعطايي و وجود تورم بيش از آن، مشکلات موجود در اعطاي تسهيلات و عدم فرايند ساده‌سازي ارائه تسهيلات در چارچوب قانون بانکداري بدون ربا، پرداخت تسهيلات تکليفي و عدم افزايش سرماية بانکها به وسيله دولت کارا عمل نمي‌کنند. به عبارت ديگر بانکها با استفاده از نهاده‌هاي موجود نمي‌توانند حداکثر ستاده را داشته باشند (محبوبي، 1392) كه بانكهاي استان گيلان (جامعة آماري اين تحقيق) نيز از اين قاعده مستثني نيستند. نتايج حاصل از بسياري از تحقيقات دربارة نقش و اهميت سرماية فكري در رشد و توسعة سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشري، بر اين نكته تأكيد دارد كه هيچ جامعه‌اي توسعه نيافته است، مگر آنكه به توسعة سرمايه‌هاي فكري خود پرداخته باشد. امروزه محققان پي برده‌اند كه سرماية فكري جزء ضرورتهاي انكارناپذير هر سازماني تلقي شده و سرمايه‌اي بي‌پايان در جهت رشد و توسعة سازمانها و كشورها هستند طوري كه طي نيم قرن گذشته بخش قابل توجهي از پيشرفت كشورهاي توسعه يافته مرهون تحول در سرماية فكري آنها بوده است. اگر در گذشته كار، سرمايه و زمين عوامل اصلي توليد به حساب مي‌آمدند، امروز تغييرات فناوريها، فاكتورهاي نيروي انساني و ارتقاء سطح سرماية فكري به عنوان عوامل رشد تلقي مي‌شوند (نوروزي، 1384). در اين اثنا سرماية فكري عبارتست از تمام منابع دانش‌محوري که براي سازمان ارزش توليد مي‌کنند ولي در صورتهاي مالي وارد نمي‌شوند و شامل ابعادي همچون سرماية ساختاري، انساني و مشتري مي‌باشد (صالحي‌نژاد، 1392). به علاوه تجارب ارزندة سازمانهاي موفق و پيشرو دربارة ارزش سرماية فكري، مبين اهميت آن در سازمانهاست. آنها عظمت و بزرگي سازمان خود را به اندازة كساني مي‌دانند كه برايشان كار مي‌كنند، محور اصلي رشد كسب و كار خود را بر مبناي كاركنان خود بنا نهاده‌اند، انسان را ســـرچشمة تمامي خلاقيتها، نوآوريها، تواناييها و زيباييها مي‌دانند و معتقدند چنانچه فضا و شرايط براي انسان شاغل در سازمان فراهم شود، تواناييهاي او شكوفاتر و متجلي مي‌شود اين گونه سازمانها كاميابي يا شكست سازمان يا مؤسسه خود را به ميزان وفاداري و شايستگي نيروي انساني، مشتريان و ساختار سازماني خود نسبت مي‌دهند و در نهايت بر اين اعتقادند كه اگر سازماني شايستگي حفظ سرمايه‌هاي فكري خود را نداشته باشد، به آرامي به افول كشيده خواهد شد (چانگ و يانگ، 2013). با توجه به الزامات اشاره شده در بالا، در اين تحقيق محقق به دنبال يافتن پاسخ مناسبي به اين سؤال است كه آيا بين سرماية فكري و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطه وجود دارد؟
1 ـ 3) اهميت و ضرورت پژوهش
تحولات نوين در عرصة اقتصادي، جهاني شده و پيامدهاي آن موجب شده تا عملکرد بانكها بيشتر از گذشته مورد توجه ذينفعان قرار گيرد. سهامداران، سرمايه‌گذاران، مشتريان، مديران، کارکنان، عرضه‌کنندگان مواد اوليه، توزيع‌کنندگان، نهادهاي دولتي و به نوعي همة کساني که با مؤسسات مختلف درگير هستند همواره بانكها را ارزيابي مي‌کنند. بهبود عملكرد تکنيکي نوين و مؤثر در جهت ارتقاء بهره‌وري بانك، افزايش توان رقابتي بانك، پاسخگويي سريع به نيازهاي مشتريان، ارتقاء سطح انعطاف‌پذيري و انطباق‌پذيري بانك به وسيله بهره‌گيري از ابعاد بانك است (محبوبي، 1392). از سويي نزول عملكرد در بانكها منجر به بوجود آمدن مشكلاتي همچون ريزش مشتريان بعد از اخذ وام، بوجود آمدن محدوديتهاي در باب حفظ و نگهداري مشتريان، عدم رسوب سپرده‌هاي مشتريان هدف و فرار سپرده‌گذاري و پس‌اندازهاي مشتريان به سوي بانكهاي رقيب و در نتيجه افزايش منابع سپرده‌گذاري بانكهاي رقيب و در نهايت بوجود آمدن يك ساختار بوفالويي شكل در بانكها مي‌گردد. به همين دليل بررسي چنين مفهوم با ارزشي در نظام بانكي و مالي و علي‌الخصوص بانكهاي جامعة مورد مطالعه بسيار ضروري و انجام چنين تحقيقي به شدت احساس مي‌شود.
1 ـ 4) چارچوب نظري تحقيق
چارچوب نظري الگويي است که فرد پژوهشگر بر اساس آن درباره روابط بين عواملي که در ايجاد مسأله مهم تشخيص داده شده‌اند تبيين‌هايي فراهم مي‌کند. چارچوب نظري روابط بين متغيرها را روشن مي‌کند، نظريه‌هايي را که مباني اين روابط هستند، مي‌پروراند و نيز ماهيت و جهت اين روابط را توصيف مي‌کند. همان گونه که بررسي پيشينة مبناي چارچوب نظري را تشکيل مي‌دهد، يک چارچوب نظري خوب نيز در جاي خود، مبناي منطقي لازم براي تدوين فرضيه‌هاي آزمون‌پذير را فراهم مي‌آورد. در اين مطالعه متغيرهاي مورد بررسي در اين تحقيق عبارتند از سرماية فكري و ابعاد آن و عملكرد و مدل مفهومي پژوهش در زير نشان داده شده است كه بيانگر روابط تئوريك ميان ابعاد سرماية فكري با عملكرد مي‌باشد. بعبارتي در اين تحقيق با توجه به عنوان تحقيق و مباني نظري ارائه شده، ابتدا اهميت و ابعاد سرماية فكري كه عبارتند از سرماية ساختاري، انساني و رابطه‌اي را مورد بررسي قرار داده و در ادامه به اهميت عملكرد پرداخته خواهد شد. ابعاد سرماية فكري و عملكرد از تحقيق چانگ و يانگ (2013) استخراج شده و بر اساس چارچوب نظري تحقيق، مدل مفهومي تحقيق به صورت زير قابل ارائه مي‌باشد:
منبع: (چانگ و يانگ، 2013)
1 ـ 5) اهداف پژوهش
اهداف تحقيق حاضر شامل؛
1. سنجش سرماية فكري و ابعاد آن و همچنين سنجش عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان.
2. سنجش رابطة سرماية فكري و ابعاد آن با عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان.
3. آزمون مدل تحقيق.
1 ـ 6) فرضيه‌هاي تحقيق
فرضيه اصلي:
بين سرماية فكري و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
فرضيه‌هاي فرعي:
1. بين سرماية ساختاري و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
2. بين سرماية انساني و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
3. بين سرماية مشتري (رابطه‌اي) و عملكرد شعب بانكهاي استان گيلان رابطة معني‌داري وجود دارد.
1ـ 7) تعاريف مفهومي و عملياتي متغيرهاي تحقيق
1-7-1) تعريف مفهومي متغيرهاي تحقيق؛
متغيرهاي مستقل:
سرماية فكري؛ سرمايه فكري عبارتست از دانش، تجربه، مهارت شخصي، روابط خوب و توانايي فناوري، منبع مهم مزيت رقابتي و عامل كليدي سودآوري (مجتهدزاده و همكاران، 1389).
سرماية ساختاري؛ عبارتست از ساختار سرمايه‌اي كه تأكيد بر راه و شيوه‌اي دارد كه بوسيلة آن فعاليتهاي سازماني تقسيم، سازماندهي و هماهنگ مي‌شوند (ذوقي، 1390).
سرماية انساني؛ عبارتست از دانش، مهارتها و اطلاعات موجود در ميان نيروي انساني سازمان (چيت‌سازيان، 1385).
سرماية مشتري (رابطه‌اي)؛ عبارتست از سرمايه‌اي كه تمام ابعاد و مشخصه‌هاي مشتري را آدرس‌دهي مي‌ند، دانش مشتري را بــه وجود مي‌آورد، روابط را با مشتري شكل مي‌دهد و برداشت آنها را از محصولات يا خدمات سازمان ايجاد مي‌كند (شاه‌سمندي، 1384).
متغير وابسته:
عملكرد؛ عبارت است از مجموعه‌اي از اقدامات به هم پيوسته‌اي از سياستها و رويه‌ها و اقداماتي كه روي دستيابي اهداف از طريق تمركز روي عملكرد ابعاد سازماني تأكيد دارد (حبيبي، 1392).
1-7-2) تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق؛
متغيرهاي مستقل:
سرماية فكري؛ سرمايه فكري با توجه به شاخصهايي همچون سرماية انساني، مشتري و ساختاري در سازمانها قابل سنجش و محاسبه مي‌باشد (چانگ و يانگ، 2013).
سرماية ساختاري؛ اين سرمايه با استفاده از شاخصها و مؤلفه‌هايي همچون نوع ساختار سازمان، مديريت استراتژيك ساختار سازماني، جريان اطلاعات در سازمان و خط‌مشي‌ها و راهبردهاي سازمان در چارچوب ساختار سازمان قابل اندازه‌گيري مي‌باشد (چانگ و يانگ، 2013).
سرماية انساني؛ اين سرمايه با توجه به مؤلفه‌هايي همچون قابليت و توانائيها، مهارتها و دانش ضمني و آشكار منابع انساني سازمانها و همچنين وجود پايگاه دانش در خصوص برقراري نظام ارتباطي يكپارچه قابل اندازه‌گيري مي‌باشد (چانگ و يانگ، 2013).
سرماية مشتري؛ با توجه به شاخصهايي مانند جريان درآمد مشتريان به سمت سازمان، الگوي ارتباطات سازمان با مشتريان، تقابل و تعامل دانش در جريان سازمان با مشتريان و جريان سيستمهاي اطلاعاتي مديريت در سازمان قابل اندازه‌گيري مي‌باشد (چانگ و يانگ، 2013).
متغير وابسته:
عملكرد؛ فرايندي است مبتني بر يك سري فعاليتها و به نحوي بنا شده است كه بايد از طريق تضمين بهبود مستمر عملكرد افراد و گروهها در جهت اهداف راهبردي و اثربخشي سازماني طراحي شود (حبيبي، 1392).
1- 7) قلمرو پژوهش
1-7-1) قلمرو زماني پژوهش: قلمرو زماني پژوهش حاضر در سال 1392 است.
1-7-2) قلمرو موضوعي پژوهش: قلمرو موضوعي پژوهش به طور اعم در چارچوب تئوري سازمان و حوزة عملكرد سازماني مي‌باشد.
1-7-3) قلمرو مكاني پژوهش: قلمرو مكاني پژوهش حاضر محدود به شعب بانكهاي استان گيلان مي‌باشد.
فصل دوم
ادبيات تحقيـق
2ـ 1) مقدمه
نتايج حاصل از بسياري از تحقيقات دربارة نقش و اهميت سرماية فكري در رشد و توسعة سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشري، بر اين نكته تأكيد دارد كه جوامعي توسعه يافته تلقي مي‌شوند كه به توسعة سرمايه‌هاي فكري خود پرداخته باشد. امروزه محققان پي برده‌اند كه سرماية فكري جزء ضرورتهاي انكارناپذير هر سازماني تلقي شده و سرمايه‌اي بي‌پايان در جهت رشد و توسعة سازمانها و كشورها هستند طوري كه طي نيم قرن گذشته بخش قابل توجهي از پيشرفت كشورهاي توسعه يافته مرهون تحول در سرماية فكري آنها بوده است. اگر در گذشته كار، سرمايه و زمين عوامل اصلي توليد به حساب مي‌آمدند، امروز تغييرات فناوريها، فاكتورهاي نيروي انساني و ارتقاء سطح سرماية فكري به عنوان عوامل رشد تلقي مي‌شوند (نوروزي، 1384). تجارب ارزندة سازمانهاي موفق و پيشرو درباره ارزش سرماية فكري، مبين اهميت آن در سازمانهاست. آنها عظمت و بزرگي سازمان خود را به اندازة كساني مي‌دانند كه برايشان كار مي‌كنند، محور اصلي رشد كسب و كار خود را بر مبناي كاركنان خود بنا نهاده‌اند، انسان را ســـرچشمة تمامي خلاقيتها، نوآوريها، تواناييها و زيباييها مي‌دانند و معتقدند چنانچه فضا و شرايط براي انسان شاغل در سازمان فراهم شود، تواناييهاي او شكوفاتر و متجلي مي‌شود اين گونه سازمانها كاميابي يا شكست سازمان يا مؤسسه خود را به ميزان وفاداري و شايستگي نيروي انساني، مشتريان و ساختار سازماني خود نسبت مي‌دهند و در نهايت بر اين اعتقادند كه اگر سازماني شايستگي حفظ سرمايه‌هاي فكري خود را نداشته باشد، به آرامي به افول كشيده خواهد شد (چانگ و يانگ، 2013). افزون بر موارد اشاره شده در بالا در دو دهة اخير، مي‌تون چنين اذعان نمود كه با بررسي و تحليل سرمايه‌هاي فكري و اهميت ويژگيهاي آن در حيطة عملكرد مالي سازمانها مي‌توان دريافت كه برخورداري از سرمايه‌هاي فكري براي ادامة حيات سازمانها به يك ضرورت انكارناپذير تبديل شده است. بخصوص اگر روند تغيير و تحولات در جامعه به دقت مورد ارزيابي واقع شود. اين نتيجه هم حاصل مي‌شود كه جامعة فراصنعتي امروز، جامعه‌اي اطلاعاتي است كه در آن به تدريج فناوريهاي نيروافزا جاي خود را به فناوريهاي دانش‌افزا و سرمايه‌هاي فكري مي‌دهند و در محيط پويا و پيچيدة امروزي براي سازمانها ضروري است كه به طور مداوم سرمايه‌هاي خود را به شكل ايجاد، اعتباربخشي و كاربرد در محصولات و خدمات نوين خود بكار گيرند. بنابراين، مديريت سازمانها بايد با تكيه بر سرمايه‌هاي فكري برتر اتخاذ تصميمات معقول‌تر در موضوعهاي مهم و بهبود عملكردهاي مبتني بر دانايي را پيدا كنند (مجتهدزاده، علوي طبري و مهدي‌زاده، 1389).
بخش اول؛ سرمايــــة فكـــــري
2ـ2) سرماية فكــري

امروزه همه مي‌دانند که اينترنت و شبکة جهان‌گستر وب، پيام‌آور ظهور دورة جديدي بنام عصر دانش و وداع با عصر صنعتي است. در عصر صنعتي که در دهة 1890 آغاز گرديد بر توليد و توزيع انبوه تأکيد مي‌شد. اما در عصر دانش، آنچه که موجب موفقيت تجارت و صنعت مي‌شود، دانش بشر است. اين دارايي نامشهود به عنوان سرماية فکري شناخته مي‌شود و گسترش سرماية فکري، حوزة حياتي ايجاد منفعت است. نتايج حاصل از بسياري از تحقيقات دربارة نقش و اهميت سرماية فكري در رشد و توسعة سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشري، بر اين نكته تأكيد دارد كه هيچ جامعه‌اي توسعه نيافته است، مگر آنكه به توسعة سرماية فكري خود پرداخته باشد. امروز محققان پي برده‌اند كه سرماية فكري، عامل باارزش و سرمايه‌اي بي‌پايان در جهت رشد و توسعة سازمانها و كشورها هستند. طوري كه طي نيم قرن گذشته بخش قابل توجهي از پيشرفت كشورهاي توسعه يافته مرهون تحول در سرماية فكري آنها بوده است. اگر در گذشته كار، سرمايه و زمين عوامل اصلي توليد به حساب مي‌آمدند، امروزه تغييرات فناوريها، فاكتورهاي نيروي انساني و افزايش بهره‌وري به عنوان عوامل رشد تلقي مي‌شوند. تجارب ارزنده سازمانهاي موفق و پيشرو دربارة سرماية فكري، مبين اهميت سرمايه‌هاي انساني شاغل در آن سازمانهاست. آنها عظمت و بزرگي سازمان خود را به اندازة كساني مي‌دانند كه برايشان كار مي‌كنند، محور اصلي رشد كسب و كار خود را بر مبناي كاركنان خود بنا نهاده‌اند، انسان را سرچشمة تمامي خلاقيتها، نوآوريها، تواناييها و زيبايي‌ها مي‌دانند و معتقدند چنانچه فضا و شرايط براي انسان شاغل در سازمان فراهم شود، تواناييهاي او شكوفاتر و متجلي مي‌شود اين گونه سازمانها كاميابي يا شكست سازمان يا مؤسسه خود را به ميزان سرماية فكري خود نسبت مي‌دهند و در نهايت بر اين اعتقادند كه اگر سازماني شايستگي حفظ سرماية فكري خود را نداشته باشد يا افرادي را براي حفظ ارزشها و برترينهاي خود انتخاب نكند، به آرامي به افول كشيده خواهد شد (ابراهيمي و نمازي، 1388).
در راستاي تبيين نقش و مفهوم سرماية فكري موضوع مهم آن است که ما فاقد يک سيستم سنجش قابل مقايسه هستيم که ما را قادر سازد تا به افراد به همان اندازه‌اي توجه کنيم که به مسائل مادي توجه مي‌کنيم. تعدادي از شرکتهاي بين‌المللي، متخصصان و مشاوران شروع به بررسي کردن روشهاي متعددي براي شناسايي، اندازه‌گيري و گزارش‌دهي سرماية فکري درون سازمانها کرده‌اند. طي اين روند، نسلهاي جديدي از گزارشهاي حسابداري داخلي و خارجي درون سازمان ها پديدار شده‌اند. نتايجي که از گزارش‌دهي سرماية فکري به دست مي‌آيد، شامل بهبود روحية کارکنان، جابجايي کمتر کارکنان، افزايش سرمايه‌گذاري در توسعة سرماية فکري، ارزشمند قلمداد کردن سرماية فکري شرکت به وسيله کارکنان عالي رتبه نسبت به قبل و درك بهتر فاکتورهاي اصلي است که براي توسعه و رشد مستمر، حياتي هستند (همتي، كرامتي فرهود وشيپوريان، 1392).
به منظور صحه نهادن به نقش و ارزش سرماية فكري در محيط كسب و كار امروزي، مبناي ثروت آفريني در اقتصاد امروز، كسب دانايي بيشتر است و كسب و كار امروز مبتني بر دانش و تخصص است. اين ميان انسانها منابع باارزش و مولد دارايي اين عصر هستند بدون ترديد بايد گفت دانش سرماية فكري در عصر جديد، جوهرة مزيت رقابتي است و وجود افراد هوشيار و دانا، اساس قابليت رقابتي در فضاي جهاني شدن است. به تعبير چارلز هندي9، به وجود آمدن مديريت مبتني بر خرد در سازمانهاي عصر جديد، نشانگر تحولات نويني است كه در گستره مديريت استراتژيك سرماية فكري به وجود آمده است و براي شناخت ريشه‌هاي اين اقبال و استقبال به انسان و توسعة سرماية فكري بايد به سير تحول و تطور اين دانش ارزشمند با دقت نگريسته شود. متفكران علم مديريت بر اين اعتقادند كه كاركنان را بايد مبنا و ريشه اصلي بهبود كيفيت و بهره‌وري دانست و آنها را مبناي اصلي فرايند افزايش كارايي و نوعي سرمايه به حساب آورد و حتي براي مديراني كه اين سرمايه ارزشمند را رهبــــري مي‌كنند، نقشهاي جديدي قائل شده‌اند. امروز مديران منابع انساني وظايف مهمي برعهده دارند. يكي از وظايف اساسي آنها جذب نيروهاي شايسته و حفظ و نگهداري سرماية فكري سازمان است، سازماندهي سرمايه‌هاي فكري و فراهم ساختن زمينة مشاركت همگاني در فرايند تصميم‌گيري و تصميم‌سازي سازماني، از ديگر نقشهاي سرنوشت‌ساز مديران منابع انساني تلقي مي‌شود (نوروزي، 1385). اصطلاح سرماية فکري اولين بار توسط جان کنز گالبريس10 در سال 1969 به کار گرفته شد. وي بر اين باور بود که سرماية فکري فراتر از “تفکر به معناي تفکر صرف” است و درجه‌اي از اقدام فکري را نيز شامل مي‌گردد. در اين معنا، سرماية فکري نه تنها به خودي خود يک دارايي نامشهود ايستا است، بلکه يک فرايند ايدئولوژيکي است و وسيله‌اي براي رسيدن به هدف محصول مي‌گردد. از آغاز پژوهش در مورد سرماية فکري در اوايل دهة 1980، تعاريف متعددي از سرماية فکري ارائه شده است که همگي بيانگر مفاهيم کلي هستند؛ زيرا ارائه يک تعريف دقيق از سرماية فکري دشوار است. از اين رو، با وجود تلاشهاي فراوان، پژوهشگران سرماية فکري، يک تعريف پذيرفته شده عمومي از سرماية فکري وجود ندارد و کلية تعاريف ارائه شده کم و بيش شبيه به يکديگر هستند. اين تعاريف و مفاهيم زيربنايي، اساس و پايه مفيدي را براي درك سرماية فکري ارائه مي‌کنند. اما، آنها فاقد ويژگيهاي لازم براي شناسايي، طبقه‌بندي و اندازه‌گيري هستند. به عنوان نمونه، لوثي11 (1998)، بر اين باور است که طرحهاي طبقه‌بندي ارائه شده توسط محققان به درك اجزاي سرماية فکري کمک مي‌کند. درك اجزاي مختلف سرماية فکري به بهبود مديريت و استفاده از آن در سطح عملياتي و استراتژيک منجر مي‌گردد. متداول‌ترين طرح طبقه‌بندي، سرماية فکري را به سه جزء سرماية انساني، سرماية ساختاري و سرماية مشتري تقسيم مي‌کند. همچنين بررسي سرماية نوآوري موضوع جديدي است که در ادبيات و پژوهشهاي حسابداري کمتر به آن پرداخته شده است كه در اين بين مي‌توان گفت يکي از مهمترين چالشها و مشکلات سيستمهاي حسابداري سنتي، عدم انعکاس ارزش سرمايه‌هاي فکري در صورتهاي مالي و گزارشات واحدهاي تجاري است. در حالي که امروزه نقش سرمايه‌هاي فکري در ايجاد ارزش براي شرکتها و واحدهاي تجاري بسيار بيشتر از نقشي است که سرمايه‌هاي مالي در واحدها ايفا مي‌کنند (سهراب‌فر، 1391).
2- 3) سير تاريخي توسعة مفهوم و کاربرد سرماية فکري
در سال 1969 آقاي جان گالبريت اولين کسي بود که از اصطلاح سرماية فکري استفاده کرد. اما در اواسط دهة 1980 حرکت از عصر صنعت به سمت عصر اطلاعات آغاز شد و شکاف عميق بين ارزش دفتري و ارزش بازار شرکت ها بوجود آمد و در اواخر دهة 1980 اولين تلاشها براي تدوين صورتهاي مالي حسابهايي که سرماية فکري را اندازه‌گيري کنند صورت گرفت و کتابهايي در اين موضوع از قبيل مديريت داراييهاي دانش توسط آميدن تأليف شد. در اوايل سال 1990، اولين بار نقش مديريت سرمايه‌هاي فکري با تخصيص يک پست رسمي، در سازمان مشروعيت يافت و آقاي ادوينسون به عنوان مدير سرمايه‌هاي فکري شرکت اسکانديا معرفي شد. همچنين در اين دوره مفهوم رويکرد ارزيابي متوازن توسط کاپلان و نورتن مطرح گرديد و در مجله فورچون مقالاتي در اين زمينه منتشر گرديد. اما در اواسط سال 1990، شرکت اسکانديا اولين گزارش سرمايه‌هاي فکري را منتشر کرد و همايشي در سال 1996 توسط SEC با موضوع سرماية فکري ترتيب داده شد. در اوايل سال 2000، اولين مجله معتبر با محوريت سرمايه‌هاي فکري و اولين استانداردهاي حسابداري سرماية فکري توسط دولت دانمارك منتشر گرديد. كندريك12 (1990) که يکي از مشهورترين اقتصاددانان مطرح کشور آمريکا است مي‌گويد، در سال 1929، نسبت سرمايه‌هاي تجاري نامشهود به سرمايه‌هاي تجاري مشهود 30 به 70 بوده است، ولي در سال 1990 اين نسبت به ميزان 63 به 37 رسيده است و همچنين لئو13 مطرح نموده است که فقط در حدود 10 تا 15 درصد کل ارزش بازاري سازمانها، از داراييهاي مشهود و فيزيکي است و داراييهاي نامشهود در حدود 85 درصد کل ارزش بازاري سازمان‌ را تشکيل مي‌دهند که هنوز هيچ کاري در مورد اندازه‌گيري آنها صورت نگرفته است (سيتارمن، زاييني و ساراوانان، 2002). همچنين يک سري مطالعات انجام شده در سال 1999 در زمينة ترکيب داراييهاي هزاران سازمان‌ غيرمالي و سرمايه‌هاي فكري آنها در طي سال‌هاي 1978 تا 1998 نشان داد که رابطه بين داراييهاي نامشهود و مشهود بطور قابل ملاحظه‌اي تغيير کرده است در سال 1978، نسبت داراييهاي مشهود و نامشهود 80 به 20 بوده ولي در سال‌ 1998، اين نسبت درست عکس دو دهة گذشته تقريباً به 20 به 80 رسيده است. اين تغيير قابل ملاحظه؛ زمينه‌هاي لازم براي ابداع برخي روش‌ها براي محاسبة ثروت سازمان‌هايي شده است که مهمترين داراييهاي آنها، داراييهاي نامشهود بويژه فکري و دانشي بوده است. در طي دهة گذشته، اکثر سازمانها اهميت مديريت داراييهاي نامشهود خود را درک کرده‌اند و بدين جهت توسعه مارک‌ها14، روابط سهامداران، شهرت و فرهنگ سازمان‌ها15، را به عنوان مهمترين منابع مزيت پايدار تجاري خود در نظر گرفته‌اند. در اين اقتصاد، توانايي خلق و استفاده از ارزش اين داراييهاي نامشهود، منجر به ايجاد يک نوع شايستگي اصلي براي سازمان‌ها مي‌شود (كانان و آلبور، 2011). پيتر دراكر16 (1993) انديشمند معروف علم مديريت مي‌گويد: ما در حال وارد شدن به يک جامعه دانشي هستيم که در آن منابع اقتصادي، منابع طبيعي و نيروي کار بيشتر و… منابع اصلي نيستند، بلکه منبع اقتصادي اصلي دانش خواهد بود. دانش به عنوان يكي از مهمترين اجزاي دارائيهاي نامشهود محسوب مي‌شود. اگر در گذشته بيشتر دارائيهاي سازمانها مشهود بوده‌اند ولي امروزه قسمت اعظم دارائيهاي سازمانها نامشهود هستند (سوليوان، هال و سوليوان، 2000). در اين بين مي‌توان گفت كه موفقيت سازمانها به توانايي مديريت دارائيهاي نامشهود بستگي دارد، براي اينكه بتوانيم اين دارائيها را مديريت كنيم ابتدا مي‌بايستي آنها را شناسايي و اندازه‌گيري كرده و در نهايت بتوانيم آنها را مديريت كنيم. بدين ترتيب و براي نايل شدن به اين شايستگيها امروزه سازمان‌ها بايد داراييهاي خود را از نو و دوباره طبقه‌بندي نموده و اين موضوع را درک کنند که چگونه اين داراييها مي‌توانند اهداف استراتژيک آنها را حمايت کنند و سهم آنها را در توليد ارزش براي سازمان بصورت کمي درآورده و بتوانند مقايسه درستي از داراييهاي خود با داراييهاي ساير سازمانها، داشته باشند (آشنا، يوسفي و صادقي، 1391).
2- 4) تعاريف، مفاهيم و ابعاد سرماية فکري
محققان مختلف، اين مفهوم را به اشکال گوناگون تعريف کرده‌اند. برخي تعاريف مفهوم سرماية فکري عبارتند از؛
پابلوس17 (2004) سرماية فکري را شامل تمام منابع دانش محوري مي‌داند که براي سازمان ارزش توليد مي‌کنند ولي در صورتهاي مالي وارد نمي‌شوند.
ماوريدس18 (2005) سرماية فکري را يک دارائي ناملموس با پتانسيل خلق ارزش براي سازمان و کل جامعه مي‌داند.
مار و اسکيوما19 (2009) سرماية فکري را بصورت يک گروهي از داراييهاي دانشي که به يک سازمان وابسته هستند و با افزودن بر ارزش سازمان از طريق تعيين ذينفعان کليدي، بطور چشمگيري در بهبود موقعيت رقابتي سازمان مشارکت مي‌کنند، تعريف کرده‌اند.
به اعتقاد ليو20 (2013) سرماية فکري عبارتست از منابع سودهاي آينده (ارزش) که توسط نوآوري، طراحي‌هاي منحصر به فرد سازمان يا تجربيات نيروي انساني توليد مي‌شود (همتي، كرامتي فرهود وشيپوريان، 1392).
در جمع‌بندي تعاريف متعدد سرماية فکري و اجزاي آن مي‌توان اظهار داشت که، سرماية فکري به سه دسته سرماية انساني، سرماية ساختاري (سازماني) و سرماية مشتري قابل تقسيم است. سرماية انساني مهمترين دارايي يک سازمان و منبع خلاقيت و نوآوري است. در يک سازمان داراييهاي دانشي ضمني کارکنان يکي از حياتي‌ترين اجزايي است که بر عملکرد سازمان تأثير بسزايي دارد. همچنين سرماية انساني ترکيبي از دانش، مهارت، قدرت نوآوري و توانايي افراد شرکت براي انجام وظايفشان و در بردارنده ارزشها، فرهنگ و فلسفه شرکت است (جوليانگ، چن و لينگ، 2013).
سرماية ساختاري را ادوينسون و مالون21 به عنوان سخت‌افزار، نرم‌افزار، پايگاه داده‌ها، ساختار سازماني، حقوق انحصاري سازمان، علايم تجاري و تمام تواناييهاي سازمان که حامي بهره‌وري کارکنان است، تعريف مي‌کنند. سرمايه ساختاري چيزي است که، هنگامي که کارکنان شب به خانه مي‌روند در شرکت باقي مي‌ماند. سرمايه ساختاري به چند دسته تقسيم مي شود؛ فرهنگ شرکت، ساختار سازماني، يادگيري سازماني، فرآيند عملياتي و سيستم اطلاعاتي (بونتيس، كيو و ريچاردسون، 2009).
سرماية مشتري که به عنوان پل و کاتاليزوري در فعاليتهاي سرماية فکري محسوب مي‌شود، از ملزومات اصلي و تعيين کننده تبديل سرماية فکري به ارزش بازار و در نتيجه عملکرد تجاري شرکت است. سرمايه مشتري يک جزء اصلي و اساسي سرماية فکري به شمار مي‌رود که ارزش را در کانالهاي بازاريابي و ارتباطاتي که شرکت با رهبران آن صنعت و تجارت دارد، جاي داده است. بطور كلي مي‌توان گفت كه مهمترين جز اصلي و اساسي سرماية فکري، سرمايه انساني است و دو سرمايه ديگر تابعي از سرمايه انساني هستند در واقع بدون سرمايه انساني امکان رشد و توسعه آنها محدود است. مر22 و همكارانش دلايلي را براي توجه و اندازه‌گيري سرمايه‌هاي فکري برشمرده‌اند كه عبارتند از:
1- كمك به سازمانها براي تنظيم استراتژيهاي آنها.
2- ارزيابي اجراي استراتژيها.
3- كمك به تصميمات گسترش و تنوع فعاليتهاي سازمان.
4- استفاده از نتايج اندازه‌گيري سرمايه‌هاي فكري به عنوان مبنايي براي جبران خدمات.
5- ابلاغ اين داراييها به ذينفعان خارجي سازمانها (مر، گري و نيلي، 2003).
براي تأثيرگذاري مثبت بر ارزش آيندة بنگاه، لازم است درك بهتري از سرماية فکري و آخرين ابزار موجود براي شناسايي، اندازه‌گيري و مديريت اين عامل مهم ايجاد ارزش را داشته باشيم. رهنمود حسابداري مديريت منتشر شده بوسيله انجمن حسابداران رسمي آمريکا (AICPA) پنج گام اساسي را براي مديريت موفق سرماية فکري تعيين مي‌کند؛
1. شناسايي سرماية فکري بنگاه؛
2. ترسيم عوامل کليدي ارزش؛
3. اندازه‌گيري سرماية فکري؛
4. مديريت سرماية فکري؛
5. گزارشگري سرماية فکري.
اولين گام، شناسايي سرمايه‌هاي فکري بنگاه است. اين مرحله، شامل اندازه‌گيري ارزش آن مي‌باشد. همة سرمايه‌هاي فکري بطور خودکار براي يک بنگاه ارزشمند نيستند. اين سرمايه‌ها زماني ارزشمند هستند که به پيشبرد اهداف بنگاه کمک کنند. سرماية فکري را مي‌توان از طريق انجام مصاحبه، کارگاههاي آموزشي يا از طريق نظرسنجي‌هاي اينترنتي شناسايي کرد. زماني که سرماية فکري شناسايي شد، مي‌توان ارزش آن را سنجيد. هنگام ارزش‌گذاري سرماية فکري بايد به خاطر داشته باشيم که ارزش سرمايه فکري به راهبرد بنگاه بستگي دارد و به طور پويا با ساير منابع در تعامل و به آنها وابسته است.
گام بعدي، ترسيم نقشه ارزش‌زايي است. اين گام، دو کارکرد اوليه دارد؛ ايجاد اطمينان از اين که راهبرد با همه عوامل ارزش سرماية فکري منسجم و پيوسته است، و ايجاد امکان ارتباط‌دهي آسان راهبرد و نقش و اهميت سرماية فکري در پيشبرد راهبرد.


دیدگاهتان را بنویسید