3-5-1- واحد اندازهگيري پارامترهاي کنترلي40
3-5-2- تعيين وروديها و خروجيهاي سيستم40
3-5-3- نحوه دستيابي به قوانين و چگونگي کسب دانش براي ايجاد پايگاه دانش41

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-5-4- چگونگي نمايش دانش در سيستم خبره مورد نظر42
3-5-5- چگونگي روش استنتاج در سيستم خبره مورد نظر43
3-5-6- چگونگي اعتبارسنجي سيستم ايجاد شده44
3-5-7- نحوه به روزآوري دانش سيستم خبره44
3-6- جمعبندي44
فصل چهارم: پيادهسازي کنترل فرايند آماري و طراحي سيستم خبره جهت بکارگيري آن در کاشي مرجان
4-1- مقدمه45
4-2- فرايند توليد کاشي45
4-3- وضعيت کنترل کيفيت در کاشي مرجان46
4-4- پيادهسازي کنترل فرايند آماري در شرکت کاشي مرجان47
4-3-1- تعيين پارامترهاي کنترلي47
4-3-2- تعيين پريودهاي اندازهگيري48
4-3-3- تعيين حدود کنترلي براي هر يک از پارامترهاي کنترلي51
4-3-4- تعيين اقدامات اصلاحي و دستورالعملهاي مورد نياز51
4-3-5- تعيين سياستها و استراتژيهاي ارتقاء کيفيت51
4-3-6- آموزش52
4-3-7- تجزيه و تحليل52
4-4- طراحي سيستم خبره جهت بکارگيري در کنترل فرايند آماري در کاشي مرجان52
4-4-1- تعيين وروديهاي و خروجيهاي سيستم53
4-4-2- طراحي پايگاه دانش62
4-4-3- طراحي موتور استنتاج63
4-4-4- استفاده از نرمافزار جهت ايجاد سيستم خبره63
4-4-5- اعتبارسنجي سيستم با استفاده از دادههاي قبلي67
4-5- نتايج حاصل از کار با سيستم خبره طراحي شده68
4-6- جمعبندي71
فصل پنجم: خلاصه، نتيجهگيري و پيشنهادات
5-1- مقدمه72
5-2- خلاصه و جمعبندي72
5-2-1- پيادهسازي سيستم کنترل فرايند آماري72
5-2-2- طراحي سيستم خبره جهت بکارگيري در کنترل فرايند آماري72
5-2-3- پيادهسازي سيستم کنترل فرايند آماري و طراحي سيستم خبره مربوط به آن74
5-3- پيشنهادات74
فهرست منابع76
چکيده:
چالش فرا روي اکثر مؤسسات توليدي و خدماتي هنگام مواجه شدن با کاهش کيفيت کالا و خدمات آن مؤسسات، يافتن علل کاهش کيفيت و خدمات اين سازمان‌ها است. در صورتي که تعداد کنترلها در طول فرايند توليد و يا ارائه خدمت زياد باشد و تاثير پذيري اين پارامترهاي کنترلي بر روي هم بالا باشد تشخيص عامل بروز عيب يا خطا بسيار مشکل است. در اين تحقيق، با مدلسازي و طراحي يک سيستم خبره به استقرار سيستم کنترل کيفيت آماري در واحدهاي صنعتي کمک خواهد شد و به سادگي ميتوان يک سيستم پشتيباني از تصميم براي شناسايي علل به وجود آورنده عيوب محصول، ايجاد نمود. با استفاده از علم فازي، وجود عدم قطعيت نيز مد نظر قرار گرفته است. اين سيستم براي شرکت کاشي مرجان نيز جهت استفاده در کنترل آماري فرايند خود، طراحي شده است و نتايج اجرا بررسي شده است.
کلمات کليدي: کيفيت، کنترل کيفيت، فازي، سيستمهاي خبره

فصل اول
مقدمه

1-1- مروري بر کاربرد سيستمهاي خبره
در سالهاي اخير تحقيقات هوش مصنوعي، براي پديدآوري نرم افزارهايي که بتوانند فکر کنند، آغاز گرديده است و در اين ميان انسان در جستجوي سيستمهايي مشابه انسانهاي کارشناس ميباشد. لذا به عنوان شاخهاي از رشته وسيع هوش مصنوعي، تصور سيستم خبره، تصور برنامه کامپيوتري بود که توانايي جايگزيني با فرد خبره در رشته علمي يا عملي خاصي، مثلاً در کنترل فرايندها در کار تصميمگيري، را داشته باشد و توضيحاتي را براي افراد خبره يا غيرخبره ارائه دهد.
کاربردهاي پيچيده يا غيرکلاسيک در سيستمهاي خبره مطرح ميباشند و شامل کاربردهايي هستند که دربردارنده فعاليتها در دامنه هاي غيرکلاسيک ميباشند. دامنه هاي غيرکلاسيک، دامنههاي پويا و جديدتري هستند که دو مبحث کاملاً متمايز “کنـترل فرايند” و “امور مـالي” به اين دامنهها تعلق دارند[1]. به هرحـال از ديد فني در مقـابل دامنههاي کلاسيک، اين دامنهها آنهايي هستند که هنگام تداوم استدلال، هدف استدلال ممکن است تغيير يابد، يا امکان دارد پاسخ در محدوده زماني معيني مورد نياز باشد، و توصيف کامل اين سيستمها يا در دسترس نبوده (به ويژه در امور مالي) و ياناقص وبسيار پيچيده باشد.
اولين سيستمهاي خبره در دهه 1970 توسعه يافتند. از نخستين سيستم‌هاي خبره مي‌توان به DENDERAL اشاره کرد که در سال 1965 توسط پژوهشگران هوش مصنوعي در دانشگاه استنفورد ساخته شد[2].
DENDERAL مي‌توانست با بررسي آرايش و اطلاعات مربوط به يک ماده، ساختار مولکولي آن را شبيه‌سازي کند. کارکرد اين نرم‌افزار چنان خوب بود که مي‌توانست با يک متخصص رقابت کند. از ديگر سيستم‌هاي خبره مشهور مي‌توان به MYCIN اشاره کرد که در سال 1972 در استنفورد طراحي شد. MYCIN برنامه‌اي بود که کار آن تشخيص عفونت‌هاي خوني با بررسي اطلاعات به دست آمده از شرايط جسمي بيمار و نيز نتيجه آزمايش‌هاي او بود.
PROSPECTOR يک متخصص در امر زمينشناسي است که احتمال وجود رسوبات معدني در يک ناحيه بخصوص را پيشبيني ميکند. اين سيستم در سال 1987 توسط “ريچارد دودا” و “پيتر هارد” و “رنه ربو” ساخته شد.
در اوايل دهه 80 سيستمهاي متخصص به بازار عرضه شد که ميتوانستند مشورتهاي مالياتي، توصيههاي بيمهاي و يا قانوني را به استفادهکنندگان خود ارائه دهند.
سيستمهاي خبرهي اندکي نيز براي استفاده در سيستمهاي کيفيتي ايجاد شدهاند. از اين ميان ميتوان به مواردي اشاره نمود. يک سيستم کنترل کيفيت مبتني بر دانش که ميتوانست روش اجرايي بازرسيها و نيز چارتهاي کنترلي مورد نياز براي متغيرهاي کمي و کيفي را مشخص کند در سال 1988 توسط حُسني [3] توسعه يافت که يکي از اولين سيستمهاي خبره در زمينه کنترل کيفيت است. البته اين سيستم تنها قادر به انتخاب چارت کنترلي مناسب و نيز تشخيص تحت کنترل بودن يا خارج از کنترل بودن فرايند بود. در سال 1989 نيز سيستم خبرهاي جهت تخصيص فرايند تضمين کيفيت در زمينه مواد اوليه توسط کراوفرد و ايادا [4] ايجاد شد که وظيفه اصلي آن کنترل مواد ورودي به صنايع توليدي بود. تعداد زيادي سيستم خبره نيز طراحي شدند که کار اصلي آنها انتخاب کنترل چارت مناسب براي هر پارامتر بود که از آن جمله ميتوان به سيستم خبره طراحي شده توسط الکساندر و جاناتان [5] اشاره کرد.
البته سيستمهاي خبرهاي نيز جهت استفاده در کنترل کيفيت آماري طراحي شدهاند که از ميان آنها ميتوان به سيستم خبرهاي که توسط جيمز، اوانز و ليندسي [6] در سال 1988 طراحي شد اشاره نمود. اين سيستم نه تنها ميتوانست چارت کنترلي مناسب را انتخاب کند، بلکه قادر بود تفسيرهاي مورد نياز بر روي هر نمودار را نيز به کاربر خود ارائه کند. سيستمهاي خبرهاي نيز براي ارزيابي سطح کيفيت توليد در سال هاي 1990 به بعد توسعه يافتند که اکثر آنها با شاخص هاي کيفيتي نظير قابليت فرايند کار ميکردند که از جمله آن ها ميتوان به سيستم خبره طراحي شده توسط برينک و ماهالينگام [7] اشاره کرد. سيستم خبرهاي نيز در سال 1989 به همت دانشمندان آلماني از جمله فيفر [8] براي شناسايي عيوب در طول خط توليد طراحي شد. اين سيستم قادر بود عيوب مربوط به محصول را با استفاده از دادههاي جمع آوري شده از بازرسيها شناسايي کند.
در سالهاي اخير نيز تحقيقات اندکي بر روي اين زمينه صورت گرفته است که بيشتر آنها به سمت استفاده از سيستمهاي کنترل کيفيت اتوماتيک و سريع پيش رفتهاند. از اين ميان ميتوان به ايجاد يک سيستم خبره بازرسي تصويري اتوماتيک در سال 2008 توسط ليو و چن [9] اشاره کرد که براي بازرسي تصويري اتوماتيک و استفاده از چارتهاي کنترل آماري فرايندچند متغيره مورد استفاده قرار ميگيرد. در سال 1999 نيز گوه، تانوک و اُبرايان [10] يک ابزار هوشمند براي کنترل آماري فرايند بهروز و اقتصادي ارائه کردند. در سال 1996 سايا و وان [11] يک سيستم کنترل خبره در زمان واقعي را طراحي نمودهاند که هدف آن کنترل چند سطحي و به لحظه بود.
در چندين مقاله نيز به طراحي سيستم خبره جهت کنترل پارامترهاي کنترلي در خطوط توليد خاص اشاره شده است. بناستره، اُرس و پريس [12] در سال 2004 يک سيستم خبره جهت کنترل يک پارامتر کنترلي و تعيين اقدامات اصلاحي مورد نياز بر روي آن در صنايع توليد روغن زيتون، طراحي نمودند. پائولو و پوگجانر [13] در سال 1999 سيستم خبرهاي طراحي نمودند که وظيفه آن کنترل جذب سطحي ماشينهاي خنک کننده با استفاده از شبکههاي عصبي و سيستمهاي خبره بود. داويدسون [14] هم در سال 1994 در مقاله خود به استفاده از سيستم خبره در صنايع غذايي اشاره کرده است.
چن، لي و زاين [15] در سال 2007 سيستم خبرهاي را بر اساس کنترل ماتريسي پوياي تطبيقي1 براي کنترل مدارهاي بالميل در صنايع طراحي نمودند که از آن ميتوان در صنعت کاشي و سراميک نيز بهره جست. لي [16] نيز در سال 2005 در پاياننامه خود سيستم خبرهاي را طراحي نموده است که به تشخيص عيوب سطح کاشيهاي براق به صورت اتوماتيک کمک ميکند.
1-2- اهميت موضوع، هدف از انجام تحقيق و روش انجام تحقيق
تحولات شتابان اخير در بازارهاي رقابتي باعث توجه بيش از پيش به مباني و نگرش مديريت کيفيت در سازمانهاي توليدي و خدماتي شده است و به تبع آن استفاده گستردهتري از ابزارهاي مديريت کيفيت در اداره اين سازمانها به عمل ميآيد.
کنترل آماري فرايند يکي از بهترين ابزارهاي مديريت کيفيت جامع است که عموماً براي مينيمم کردن واريانس هر فرايند به کار گرفته ميشود. کنترل آماري فراينددو کارکرد عمده دارد که عبارتند از:
1- کنترل فرايندها و تشخيص انحرافات فرايندها
2- انجام اقدام اصلاحي
با توجه به پيشرفت صنايع در دهههاي اخير و ايجاد محيطهاي توليدي بزرگ با فرايندهاي طولاني، پيچيده و حساس، نياز به استفاده از يک سيستم کنترل آماري فرايندبيش از پيش لزوم پيدا کرده است. اما به علت وجود پارامترهاي کنترلي زياد و تغييرات مداوم آنها، صنايع توليدي شديداً به يک سيستم کنترل کيفيت اتوماتيک نيازمندند. تحقيقات زيادي بر روي اين زمينه صورت گرفته است اما همگي آنها تمرکز خود را بر روي کنترل فرايند گذاشتهاند و به فعاليت ديگر يعني انجام اقدام اصلاحي توجه خاصي ننمودهاند. به دليل زياد بودن تعداد پارامترهاي کنترلي، کنترل آنها به صورت يکپارچه نيز بسيار مشکل خواهد بود و لذا تعيين وضعيت محصول نهايي قبل از توليد بسيار مشکل است.
يکي ديگر از مشکلات صنايع توليدي عدم اطلاع از وضعيت توليد محصولات جديد ميباشد. در اين صنايع معمولاً براي تعيين پارامترهاي کنترلي هر فرايند از روش آزمون و خطا استفاده ميکنند و به همين دليل ميزان محصولات خراب در ابتداي توليد بسيار زياد است و به مرور و با تنظيم شدن کليه پارامترهاي کنترلي کاهش مييابد.
با استفاده از روشي که در اين تحقيق بيان شده است ميتوان کليه پارامترهاي کنترلي در طول خط توليد را به صورت يکپارچه کنترل نمود و در ضمن امکان تعيين پارامترهاي کنترلي محصول نهايي نيز امکان پذير خواهد بود.
با استفاده از سيستمهاي خبره و تعيين حالات مختلف هر پارامتر به مرور زمان و يافتن روابط مابين پارامترها از طريق روشهاي آماري و تعيين قوانين حاکم بر آنها ميتوان يک سيستم هوشمند ايجاد نمود به طوري که وروديهاي سيستم وضعيت فعلي هر پارامتر از هر فرايند خواهد بود و خروجي اين سيستم وضعيت کنترل هر فرايند (تحت کنترل يا خارج شدن از کنترل) و نيز پارامترهاي کنترلي محصول نهايي خواهد بود.
با استفاده از اين سيستم خبره ميتوان اقدامات اصلاحي پيشنهادي را ابتدا شبيهسازي نمود و پس از اثبات کارايي آن، سريعاً اقدام اصلاحي مناسب را اعلام نمود. اين شبيهسازي در تنظيم اوليه پارامترهاي کنترلي نيز ميتواند به کار گرفته شود به طوري که قبل از شروع به توليد واقعي، ميتوان وضعيت پارامترهاي محصول نهايي را با استفاده از اين سيستم بررسي نمود تا از مناسب بودن آن اطمينان حاصل کرد. در ضمن با استفاده از اين سيستم ميتوان چندين پارامتر را به طور همزمان کنترل نمود.
سيستم طراحي شده در اين تحقيق تاکنون در هيچ صنعتي در ايران براي مباحث کيفيتي استفاده نشده است و در مقالات اندکي نيز به اجراي آن در بعضي از صنايع خارج از کشور اشاره شده است. در چندين مقاله تنها به کنترل يک پارامتر توسط يک سيستم خبره اشاره شده است.
روش تحقيق به صورت مطالعات کتابخانهاي و اينترنتي به همراه طراحي يک سيستم خبره(با يکي از نرم افزارهاي موجود)، تجزيه وتحليل، پياده سازي در شرکت کاشي مرجان و اعلام نتايج حاصله است.
1-3- معرفي فصلهاي بعدي
اين رساله متشکل از پنج فصل است. مرور بر ادبيات موضوع در فصل اول بيان شد. در فصل دوم نحوه استقرار کنترل آماري فرايند مورد بحث قرار ميگيرد. در فصل سوم نحوه طراحي يک سيستم خبره براي استفاده در کنترل آماري فرايند مورد بررسي قرار خواهد گرفت. طراحي و پياده سازي سيستم خبره طراحي شده در شرکت کاشي مرجان در فصل چهارم آمده است و نهايتاً در فصل پنجم نتيجهگيري کلي از تحقيق و پيشنهادات آتي آورده ميشود.

فصل دوم
پيادهسازي يک سيستم کنترل آماري فرايند

2-1- مقدمه
در اين فصل پيادهسازي يک سيستم کنترل آماري فرايند مورد بررسي اجمالي قرار خواهد گرفت و نکاتي که بايستي براي سهولت در طراحي سيستم خبره مورد نظر، در نظر گرفته شود عنوان خواهد شد.

2-2- کنترل کيفيت
کنترل کيفيت قدمتي برابر با توليد دارد. هر آنچه انسان حتي قرنها قبل از ميلاد مسيح توليد کرده است داراي دقت و ظرافتي است که نشان از توجه سازندگان آن به کيفيت دارد. نگاهي بر دست ساختههاي انسان باستان در موزهها و يا عجايب هفتگانه جهان نظير اهرام ثلاثه مصر، مجسمه ابوالهول و ديوار چين تاييد خوبي بر اين ادعا است.
کنترل کيفيت در مواقعي فقط به بازرسي نهايي و جدا کردن محصولات فاقد کيفيت محدود ميشود اما در اکثر موارد فراتر از آن عمل ميکند. به عنوان مثال به برنامهريزي کيفيت، کنترل مواد ورودي، کنترل کيفيت در حين توليد، کنترل مواد خروجي، تجزيه و تحليل و اقدام مقتضي در رابطه با مشکلات کيفي توليد و غيره، ميپردازد. در اين حالت گزارشهاي مربوط به مسايل کيفي کمک بزرگي به حساب ميآيند. در کل ميتوان گفت کنترل کيفيت سيستمي است که با اتـکا به آن ميتوان کيـفيت يک محصول يا يک فرايند توليد را به حد منـاسبي رسـاند و با برنامهريزي دقيق، استفاده از ابزارهاي کيفي، بازرسيهاي مداوم و غيره، آن را حفظ کرد و يا نسبت به بهبود مداوم آن گام برداشت.
با شروع انقلاب صنعتي در اروپا در اواسط قرن هجدهم ميلادي و استفاده از ماشين آلات و ابزار دقيق در توليد، روشهاي توليد نيز مدرنتر و پيچيدهتر شدند. اين تغييرات، حجم توليد محصولات را بالا برد و روشهاي کنترل دقيق بودن و ظرافت نيز در آنها تغيير يافت. مقايسه روشهاي کنترل کيفيت توليدات در سالهاي اوليه انقلاب صنعتي با آنچه که امروزه به چشم ميخورد، نشان ميدهد که تغييرات در اين بخش فوق العاده بوده است. اين تغييرات که خواست عمده صاحبان صنايع و مصرف کنندگان بود، در سال 1920 ميلادي به ابداع کنترل کيفيت آماري منجر شد.
2-3- کنترل آماري فرايند2
در بحث کيفيت، صاحب نظران معتقدند که نميتوان کيفيت را به وسيلهي انجام فعاليتهاي بازرسي و آزمون در محصول گنجاند. محصول از ابتدا بايد درست توليد شود. اين بدان معنا است که فرآيند توليد بايد از ثبات مناسبي برخوردار باشد و کليه افرادي که به گونهاي با فرآيند سر و کار دارند (نظير اپراتورها، مهندسان، پرسنل تضمين کيفيت و مديريت) بايد به طور مستمر سعي بر بهبود عملکرد فرآيند و کاهش تغييرپذيري در پارامترهاي کليدي داشته باشند.
کنترل آماري فرايند حين توليد، ابزار اصلي مورد نياز جهت دست يافتن به چنين هدفي ميباشد. موثرترين راه براي کنترل کيفي محصولات، روشهاي آماري ميباشد که تصويري از وضعيت کل توليد را ارائه ميدهد. در واقع تغيير پذيري به عنوان يک پديده دائمي و جزء لاينفک محصولات توليدي، دليل اصلي استفاده از روشهاي آماري براي بررسي و کنترل اين تغييرات است. در واحدهاي صنعتي، تا زماني که از مواد، ماشين آلات، افراد و روشهاي مختلف براي توليد استفاده ميشود مشکل تغيير کيفيت نيز وجود خواهد داشت و تا زماني که اين مشکل وجود داشته باشد، روشهاي آماري کنترل کيفيت نيز لازم خواهند بود.
روشهاي فوق در کنترل کيفيت محصولات با توليد انبوه موثر بوده و با تکراري شدن توليد چه به صورت پيوسته (مداوم) و چه به صورت ناپيوسته(بهر به بهر)، روشهاي فوق اهميت بيشتري کسب خواهند کرد.
اگر قرار باشد يک محصول مشخصات مورد نظر مشتري را دارا باشد آنگاه اين محصول بايد به وسيلهي يک فرآيند پايدار يا تکرارپذير توليد گردد. به عبارت ديگر، فرآيند توليد بايد از تغييرپذيري کمي در حول مقدار هدف يا ابعاد اسمي مشخصات کيفي محصول برخوردار باشد. کنترل آماري فرايند مجموعهاي قدرتمند و توانا از ابزار حل مشکل است که در ايجاد ثبات در فرآيند و بهبود کارايي آن از طريق کاهش تغييرپذيري مفيد واقع ميگردد.
کنترل آماري فرايند را ميتوان براي هرگونه فرآيندي استفاده نمود. ابزار هفتگانهي کنترل آماري فرايندعبارتند از:
1- هيستوگرام3
2- برگهي کنترل4
3- نمودار پارتو5
4- نمودار علت و معلول6
5- نمودار جريان فرايند7
6- نمودار پراکندگي8
7- نمودار کنترل9
گرچه اين ابزار که غالباً ابزار هفتـگانهي عالي10 ناميده ميشوند [17] بخش مهمي از کنترل آماري فرايند را تشـکيل ميدهند ولي آنها فقط جنبههاي فني آن هستند. کنترل آماري فراينديک نگرش و طرز تفکر، يک ميل و آرزو براي کليهي افراد سازمان جهت برقراري يک سيستم بهبود مستمر در زمينهي کيفيت و بهرهوري است. يک چنين نگرش و طرز تفکري بيشترين پيشرفت خود را زماني خواهد داشت که مديريت در فرآيند بهبود کيفيت مشارکت نمايد. زماني که اين نگرش و طرز تفکر ايجاد گردد، استفاده از ابزارهاي هفتگانه، بخشي از کارهاي روزانه ميشود و سازمان در مسير دستيابي به اهداف بهبود کيفيت قرار ميگيرد.
2-3-1- نقش انحرافات تصادفي و بادليل در تغييرپذيري کيفيت
در هر فرآيند توليد، هميشه عليرغم طراحي خوب يا نگهداري مناسب از آن، مقدار خاصي تغييرپذيري به طور ذاتي وجود دارد. اين تغييرپذيري ذاتي يا اختلال، در اثر انباشته شدن مجموعهي زيادي از انحرافات کوچک و غيرقابل اجتناب بوجود ميآيد. اگر اختلالات موجود در يک فرآيند کوچک باشد آنگاه عملکرد فرآيند از لحاظ تغييرپذيري قابل قبول خواهد بود. در ساختار کنترل کيفيت آماري، اين تغييرپذيري ذاتي را معمولاً به عنوان يک سيستم پايدار “انحرافهاي تصادفي11” شناخته مي شود. فرآيندي که فقط در حضور انحرافات تصادفي عمل کند را فرآيند تحت کنترل آماري مينامند. به عبارت ديگر، انحرافات تصادفي بخش لاينفک فرآيند محسوب ميگردند.
گونههاي ديگر از تغييرپذيري نيز ممکن است هر از چندگاهي در خروجي يک فرآيند مشاهده گردد. تغييرپذيري در مشخصات کيفي کليدي معمولاً از چهار منبع سرچشمه ميگيرد[18] :
1. تنظيم نادرست دستگاه
2. خطاهاي اپراتور
3. مواد اوليهي معيوب
4. شرايط محيطي نامطلوب
بهطور کلي، يک چنين تغييرپذيري در مقايسه با اختلالات ذاتي موجود در فرآيند بزرگتر است و معمولاً بيانگر سطح غير قابل قبولي براي عملکرد فرآيند ميباشد[19]. اين منابع ايجاد تغييرپذيري که بخشي از انحرافات تصادفي محسوب نميگردند را انحرافهاي بادليل12 نامند. فرآيندي که در حضور انحرافهاي بادليل عمل ميکند را فرآيند خارج از کنترل مينامند.
اغلب فرآيندهاي توليد معمولاً درحالت تحت کنترل به سر ميبرند و اين باعث ميگردد تا براي مدت طولاني محصولات قابل قبول توليد شود. با اين حال در بعضي مواقع انحرافهاي بادليل به وجود ميآيند (معمولاً به صورت اتفاقي) و باعث ميگردند تا فرآيند به حالت خارج از کنترل تغيير پيدا کند. در چنين حالتي درصد زيادي از خروجي فرآيند با خواستههاي مورد نظر انطباق نخواهند داشت. يکي از اهداف اصلي کنترل آماري فرايندپي بردن سريع به وجود انحرافات بادليل يا تغييرات در فرآيند است تا قبل از اينکه تعداد زيادي محصول معيوب توليد شود علل ايجاد چنين انحرافاتي بررسي و اقدامات اصلاحي انجام گيرد.

نمودار کنترل يکي از روشهاي کنترل فرآيند در حين توليد است که براي اين منظور مناسب خواهد بود. نمودارهاي کنترل را نيز ميتوان براي تخمين پارامترهاي يک فرآيند توليد استفاده نمود و اطلاعات حاصل را به منظور تعيين کارايي فرآيند به کار گرفت. نمودار کنترل را همچنين ميتوان به منظور تهيه اطلاعات مفيد جهت بهبود فرآيند استفاده کرد. در نهايت بايد بخاطر داشت که هدف اصلي کنترل آماري فرايندحذف تغييرپذيري فرآيند است.
اين امکان وجود ندارد که بتوان کل تغييرپذيري فرآيند را حذف نمود ولي نمودار کنترل را ميتوان به عنوان ابزار موثري جهت کاهش تغييرپذيري فرآيند استفاده نمود[19].
نمودار کنترل ابزاري است براي ارائه تعريف دقيقي از معناي کنترل آماري که در چنين شرايطي ميتوان آن را به گونههاي متفاوتي استفاده نمود. بيشترين کاربرد اين نمودارها براي نظارت و کنترل فرآيند حين توليد است. به عبارت ديگر، دادههاي نمونه براي تهيه نمودار کنترل جمعآوري ميشوند و اگر مقادير (به فرض) حاصل بين حدود کنترل قرار گيرند و روند خاصي از خودشان ندهند، ميتوان نتيجه گرفت که فرآيند در سطح نشان داده شده تحت کنترل قرار دارد. بايد به اين نکته توجه داشت که ممکن است افراديعلاقه مند به دانستن اين مطلب باشندکه آيا دادههاي قبلي از فرآيندي که تحت کنترل بوده است تهيه گرديده و آيا نمونههاي آتي که از اين فرآيند تهيه ميگردند تحت کنترل آماري خواهند بود. مهمترين دليل استفاده از يک نمودار کنترل، بهبود وضعيت موجود در يک فرآيند است.
بطور کلي ميدانيم که اغلب فرآيندها در شرايط کنترل آماري به سر نميبرند. بنابراين، استفاده دقيق و مستمر از نمودارهاي کنترل به شناسايي انحرافات با دليل کمک ميکند. اگر اين انحرافات با دليل را بتوان از فرآيند حذف نمود، تغييرپذيري کاهش و فرآيند بهبود مييابد.
معمولاً براي حذف اين گونه انحرافات با دليل وجود اقدامات مديريتي، مهندسي و اپراتوري ضروري است. به منظور شناسايي و حذف انحرافات با دليل، بايد ابتدا منابع اصلي ايجاد اشکال تعيين و حذف گردند. هرگونه راهحل مقطعي باعث بهبود کامل فرآيند در دراز مدت نخواهد شد. بنابراين، ارائه يک سيستم موثر براي انجام اقدامات اصلاحي يكي از مؤلفههاي ضروري يك سيستم کنترل آماري فرايندموثر محسوب ميشود.
همچنين ممكن از نمودار كنترل به عنوان ابزاري جهت تخمين يك پارامتر استفاده شود. به عبارت ديگر،‌ از نمودار كنترلي كه شرايط تحت كنترل بودن را نشان ميدهد ميتوان پارامترهاي خاصي از فرآيند، نظير ميانگين،‌ انحراف معيار،‌ نسبت اقلام معيوب و غيره را تخمين زد. در اين صورت،‌ ميتوان اين تخمينها را براي تعيين كارايي فرآيند به منظور توليد محصولات قابل قبول استفاده نمود.
انجام اين گونه مطالعات، برروي اغلب تصميمات مديريتي كه در طول عمر يك محصول اتخاذ ميگردد اثر قابل توجهي خواهد داشت. اين تصميمات ميتواند شامل تصميماتي نظير ساختن يك قطعه يا خريد آن،‌ بهبود فرآيند يا شرايط كار و در نتيجه كاهش تغييرپذيري در فرآيند و توافقات قراردادي با مشتريان يا تامين كنندگان در مورد كيفيت محصول باشد.
خيلي از مشخصههاي كيفي را ممكن است نتوان در مقياس پيوسته يا حتي مقياس كمي اندازهگيري كرد. در چنين شرايطي ممكن است بتوان هر محصول را بر اساس معيار انطباق يا عدم انطباق و يا شمارش تعداد نقصهاي آن، گروهبندي نمود[19].
2-3-2- پيادهسازي يک سيستم کنترل آماري فرآيند
در جو اقتصادي امروز، براي دستيابي به توفيق ، لازم است كه منابع و توليد كنندگان مواد اوليه و خدمات به امر بهينه سازي كاملاً متعهد باشند. سازمانها بايد همواره به دنبال يافتن راه حل كارا و سود بخش براي توليد محصولها و انجام خدمات باشند. اين محصولات و خدمات بايد همچنان مراحل بهبود را بپيمايند. اين بهبود مستمر را ميتوان از راه جلب رضايت مشتريان داخلي و خارجي سازمانها، مؤسسات و شركتها كسب كرد. جلب رضايت مشتريان بايد هدف اصلي هر موسسه قرار گيرد.
براي دستيابي به كيفيت مطلوب و براي اين كه بتوان تغييرات كيفيتي محصول را در جهت مطلوب هدايت كرد، بايد ابتدا اين تغييرات را شناخت و سپس علل پيدايش آن را تشخيص داد. اگر چه تعداد اين تغييرات زياد ميباشد، ولي منطقيتر آن است كه از بين آنها مهمترين و تعيين كنندهترين عوامل مورد توجه قرار گيرد و به طور فراگير و جامع، كل سازمان در جهت رفع آن اقدام كند.
علم آمار مجموعهاي از فنون مفيدي است که ميتواند در زمان تصميمگيري در مورد يک فرايند يا جامعه با استفاده از اطلاعات حاصل از تجزيه و تحليل نمونهايکه از جامعه انتخاب شده است مثمر ثمر واقع گردند. روشهاي آماري نقش اساسي و مهمي را در بهبود کيفيت بر عهده دارد. اين روشها اصول مورد نياز براي تهيه نمونه، انجام آزمون، ارزيابي و استفاده از اطلاعات حاصل جهت کنترل و بهبود فرايند توليد را ارائه مي نمايد.
پيادهسازي کنترل آماري فراينددر حقيقت استفاده از ابزارهاي آماري در بهبود کيفيت است. با استفاده از فنون آماري ميتوان تغييراتي که در کيفيت محصول ايجاد ميشود را تجزيه و تحليل نمود و آنها را بر طرف نمود و سيستم توليد را به سمت عدم تغيير پذيري نزديک نمود.
2-4- پيش نيازهاي پياده سازي
سازمانهايي که روشهاي کنترل آماري فرايند را به نحو موفقيت آميزي اجرا کنند از بازده قابل توجهي برخوردار خواهند بود. گرچه به نظر ميرسد کنترل آماري فرايند مجموعهاي از ابزارهاي آماري باشد که براي برطرف نمودن مشکلات استفاده ميشود ولي اجراي موفقيت آميز کنترل آماري فرايندچيزي فراتر از يادگيري و استفاده از اين ابزارها است. حضور و تعهد مديريت در فرآيند بهبود کيفيت نقش اصلي و حياتي را در موفقيت کنترل آماري فرايندايفا ميکند. مديريت در يک سازمان يعني الگو بودن، زيرا ساير افراد سازمان به مديران به عنوان راهنما و الگو نگاه ميکنند. استفاده از گروههاي کاري و يا تيمها نيز مهم است زيرا معمولاً يک نفر از عهدهي اجراي فرآيندهاي بهبود کيفيت برنخواهد آمد.
بسـياري از ابزارهاي هفتگانهي عالي نظـير نمودار علت و معـلول، نمودارهاي پارتو، نمـودارهاي تمرکز نقصها ميتوانند در راستاي تشکيل تيم مفيد واقع گردند. ابزار اساسي کنترل آماري فرايند بايد در سطح سازمان شناخته و استفاده شوند. بنابراين، آموزش مستمر يکي از روشهايي است که ميتوان براي ارتقاء سطح دانش افراد سازمان در مورد کنترل آماري فرايند و روشهاي بهبود کيفيت به کار برد. هدف يک برنامهي بهبود کيفيت بر اساس کنترل آماري فرايند بهبود مستمر به طور هفتگي، فصلي و سالي است. نظير هر برنامهي کيفيت ديگر کنترل آماري فرايند نيز برنامهاي نيست که فقط سازمان آن را يک بار و آن هم در زمان بروز مشکل از آن استفاده کند و هنگامي که مشکل برطرف شد کنار گذاشته شود. بهبود کيفيت بايد بخشي از فرهنگ سازمان گردد.
نمودار کنترل، ابزار مهمي براي بهبود فرآيند محسوب ميشود. معمولاً فرآيندها به طور طبيعي در حالت تحت کنترل به سر نميبرند و استفاده از نمودارهاي کنترل يکي از گامهاي مهم اوليه است که بايد در مراحل ابتدايي يک برنامه کنترل آماري فرايند از آنها استفاده شود تا خطاهاي بادليل حذف شوند، تغييرپذيري فرآيند کاهش يابد و عملکرد فرآيند تثبيت گردد.
به منظور بهبود کيفيت و ارتقاء بهرهوري بايد فعاليتهاي سازمان بر اساس حقايق و دادهها برنامهريزي و اجرا شوند و سعي گردد نظر و سليقهي شخصي درگير و اعمال نگردد. معمولاً عناصر زير در اجراي موفقيت آميز يک برنامه کنترل آماري فرايند در سطح سازمان نقش دارند[20]:
1- رهبري مديريت
2- نگرش تيمي
3- آموزش پرسنل در کليهي سطوح
4- مکانيزمي براي تشخيص موفقيت
5- تاکيد بر بهبود مستمر
بهبود کيفيت موفقيت آميز، يک فعاليت از بالا به پايين است که نيروي محرکه آن توسط مديريت تامين ميشود. يکي ديگر از معيارهاي مهم، اندازهگيري ميزان پيشرفت و موفقيتي است که بايد تعيين گردد و به اطلاع افراد در سطح سازمان برسد. زماني که از بهبودهاي موفقيت آميز در سطح سازمان صحبت ميشود زمينه براي ايجاد انگيزه جهت بهبود ساير فرآيندها آماده و بهبود مستمر بخشي از فعاليتهاي روزمرهي سازمان ميگردد.
2-5- طراحي سيستم اندازهگيري و جمعآوري دادهها در کنترل آماري فرايند
پس از ايجاد هماهنگيهاي لازم براي لزوم برقراري پيش نيازهاي کنترل آماري فرايند با مديريت، نوبت به اجراي گام به گام کنترل آماري فرايند در سطح شرکت يا سازمان مربوطه ميرسد. براي طراحي اين سيستم بايستي موارد زير انجام شوند:
* تعيين پارامترهاي کنترلي
* تعيين پريود اندازهگيري هر پارامتر
* تعيين حدود کنترلي براي هر يک از پارامترها
* تعيين روش اندازهگيري و دستورالعملهاي موردنياز براي ثبت دادهها و انجام اقدامات اصلاحي
در ادامه کليه اين موارد بررسي خواهد شد.
2-5-1- تعيين پارامترهاي کنترلي
براي تعيين پارامترهايي که قرار است کنترل شوند ابتدا بايد يک تقسيم بندي کلي انجام داد. همانطور که بيان شد کنترل آماري فراينـد علاوه بر کنترل محصـول در حال ساخت، مواد اوليـه و محصول نهايي را نيز کنـترل ميکند و سعي ميکند با فنون آماري، کيفيت محصول نهايي را بهبود بخشد. لذا در اين قسمت سه دسته پارامتر کنترلي ايجاد خواهد شد[21]:
1. پارامترهاي کنترلي در مواد اوليه
2. پارامترهاي کنترلي در محصول نهايي
3. پارامترهاي کنترلي محصول در حال ساخت
براي تعيين پارامترهاي کنترلي هر دسته بايستي مطالعات زيادي بر روي صنعت مورد نظر انجام داد. استفاده از کتب و مقالات علمي در خصوص محصول توليد ميتواند بهترين راه تشخيص پارامترهاي کنترلي ميباشد. علاوه بر منابع علمي ميتوان از طريق مصاحبه با افراد با تجربه در آن صنعت نيز به تعيين پارامترهاي کنترلي در هر يک از دستههاي فوق پرداخت. براي تعيين پارامترهاي کنترلي علاوه بر اهميت بايستي امکان پذيري کنترل را نيز مد نظر قرار داد. بهترين راه براي انتخاب و تعيين پارامترهاي کنترلي شکستن کل پروسه توليد به فرايندهاي کوچکتر است. مواد اوليه معمولاً بايستي استانداردهايي را داشته باشد که اين پارامترها مي توانند بر اساس استانداردهاي موجود کنترل شوند. محصول نهايي نيز استانداردهاي خاصي دارد و کنترل ميشوند. لذا آن طور که به نظر ميرسد تعيين پارامترهاي کنترلي در مواد اوليه و نيز محصول نهايي ساده است.
براي تعيين پارامترهاي کنترلي محصول در حال ساخت بايستي نکات زيادي را مد نظر قرار داد. يکي از اين موارد زياد نبودن تعداد پارامترهاي کنترلي در هر فرايند توليدي است. در صورتي که تعداد پارامترهايي که بايستي کنترل شوند زياد باشد سيستم کنترلي قوت خود را از دست ميدهد و تمام توجه خود را به اندازهگيريها معطوف ميکند و توجه خاصي به علل ايجاد خطا و تغييرات نميکند[22]. نکته دوم اين است که بهتر است پارامترهايي را به عنوان پارامتر کنترلي انتخاب کنيم که در فرايند توليد متغير باشند و عوامل مختلفي بر روي آن اثرگذار باشند. انتـخاب پارامترهايي که معمولاً ثابت هستند و به ندرت دچار تغيـير ميشوند اصلاً توصيه نميشود.
نکته ديگري که بايد به آن دقت نمود تعداد نمونهاي است که براي هر پارامتر بايستي اندازهگيري و کنترل شود. در انتخاب تعداد نمونهها نيز بايد به نکات زير توجه کنيم:
* نمونهها بايد به اندازه كافي كوچك باشند تا انجام كار، ازلحاظ هزينه نمونه برداري و اندازهگيري مقرون به صرفه وامكان پذير باشد.
* نمونهها بايد به اندازه كافي بزرگ باشند تا بتوانند يك توزيع نرمال را ايجاد كنند. (4 عدد به بالا)
هرچه حجم نمونه بيشتر باشد دلايل تغييرات فرآيند و شناسائي حالتهاي خارج از كنترل آسانترخواهد بود. اگرحجم نمونه خيلي زياد باشد امكان تفكيك علل تغييرات خاص وعام از بين رفته و حساسيت نمودارهاي كنترل کم خواهد شد[23].


دیدگاهتان را بنویسید