عوامل فرهنگي
در گردشگري از همان برخورد اول تعاملات فرهنگي ميهمانان و ميزبانان آغاز مي شود. دو طرف داراي ارزش ها و الگوهاي متفاوتي هستند و مسئله تماس و برخورد طرفين و تأثيرات فرهنگي و اجتماعي آن ها بر يکديگر داراي اهميت ويژه اي است تفاوت رفتاري اجتماعي و فرهنگي بين گردشگران و بومي ها بازخوردهاي متفاوتي را به همراه دارد. گردشگري مي تواند سبب ارتباط هايي براي تماس هاي فرهنگي شود يعني بوجود آوردن شرايطي که گردشگران بتوانند خود، فرهنگ بومي را از نزديک لمس کنند.
اثرات گردشگري بر فرهنگ و اجتماع غيرملموس و در روندي طولاني و به آرامي و ممکن است به صورت ناخواسته و ناخودآگاه صورت مي گيرد. گردشگري داراي آثار فرهنگي و اجتماعي متعددي است که بي توجهي به آن مي تواند پيامدهاي نامطلوبي در پي داشته باشد. منظور از اثرات اجتماعي گردشگري تغييراتي است که در زندگي مردم جامعه ي ميزبان به وجود مي آيد و اين تغيير به دليل تماس مستقيم ميزبانان و گردشگران با يکديگر است و منظور از اثرات فرهنگي تغييراتي است که در هنر ، آداب و رسوم و معماري و ساير ابعاد فرهنگ مردم ساکن در جامعه ميزبان رخ مي دهد.
اوقات فراغت به عنوان حوزه اي زماني درک مي شود که انتقال و تداوم فرهنگي و آموزش فرهنگي- اجتماعي هم مي تواند در آن انجام گيرد و مي توان از اوقات فراغت براي تقويت، تداوم و تنوع فرهنگي استفاده کرد. در عين حال به خطراتي که در واقع اين حوزه زماني و مکاني براي تخريب و يورش بردن به فرهنگ ها و از بين بردن تنوع فرهنگي و به وجود آوردن رفتارهاي فرهنگي غيرمناسب در جامعه دارد، بايد بسيار توجه کرد و مي توان گفت اين حوزه از لحاظ فرهنگي، هم پتانسيلي بسيار قدرتمند دارد که بشود از آن براي پيشبرد فرهنگ استفاده کرد، و هم حوزه اي خطرناک است که فرهنگ را تخريب مي کند.
گردشگري تعاملاتي بين جامعه ميزبان و ميهمان پديد مي آورد که پيامد طبيعي آن بروز تغيير و تحول در کيفيت و سطح زندگي، کار، الگوهاي فرهنگي- رفتاري و نظام ارزشي، زبان، روابط خانوادگي، نگرش ها، آداب و سنن، ساختار جامعه و به طور کلي تأثير بر فرهنگ ساکنان محلي و يا گردشگران است.
نکته مهم در بررسي اثرات گردشگري توجه به تمام متغيرها و عواملي چون نوع گردشگر، ميزان و تفاوت کمي جمعيت ميزبان و گردشگر، نگرش هاي گردشگران و ميزبانان نسبت به يکديگر، نوع تعامل بين گردشگران و ميزبان، تفاوت فرهنگي بين توريست و ميزبان، بافت فرهنگي و اجتماعي دو طرف، موقعيت اقتصادي نسبي ميزبان و ميهمان، نوع سوژه مورد علاقه گردشگران، ميزان ماندگاري در محل و … مي باشد که ميزان و کيفيت اثرگذاري را مشخص مي کند.

گردشگر ، هم مي تواند بر مقصد تاثير بگذارد هم مي تواند از آن تاثير بگيرد اما در تحقيق حاضر اثرات مثبت و منفي گردشگري بر فرهنگ و اجتماع ميزبان مدنظر است چرا که به خاطر ويژگي هاي گردشگري اين اثرات بر ميزبان قابل توجه است. ظواهر، رفتارها، برخوردها و تقاضاهاي گردشگران تأثيراتي بر جامعه ميزبان مي گذارد که با رهيافتي سيستمي در دو دسته اثرات مثبت و منفي فرهنگي و اجتماعي بر فرهنگ و اجتماع ميزبان، مورد بررسي و تحليل قرار مي دهيم.
2-2- اثرات مثبت فرهنگي و اجتماعي گردشگري
در کنار منافع اقتصادي، گردشگري براي مناطق گردشگرپذير به صورت مستقيم و غير مستقيم اثراتي مثبت در دو عرصه داخلي و خارجي دارد.
بي اهميتي به گردشگري باعث بيزاري انسان ها از يکديگر و بيگانه تر شدن آن ها با هم است که به دنبال آن بدگماني و کينه ورزي در ميان ايشان رخ مي نمايد و سرانجام آن دشمني و درگيري است. اما گردشگري الگوهاي ايجاد شده غيرواقعي و افکار کليشه اي را تغيير داده و با ايجاد تعاملات مستقيم، واقعيات دروني يک اجتماع را عيان مي کند. ورود گردشگران خارجي، فرصت مناسبي را در زمينه شناخت واقعيت هاي جامعه ميزبان فراهم مي کند. در بعد روابط بين المللي به عنوان نيرويي کمکي در کاهش و از بين بردن خصومت ها بين دولت هاست بي ترديد شناخت بيشتر افراد يک کشور يا کشورهاي مختلف از يکديگر، تأثير بسيار مطلوبي در استحکام روابط سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و… دولت هاي آنان دارد و از طرفي تضادهاي فرهنگي ميان جامعه ميزبان و مبدأ را کاهش مي دهد و با بالابردن ظرفيت تحمل انسان هاي با فرهنگ هاي متفاوت، تعصب فرهنگي و “قوم مداري” (ethnocenterism) را تبديل به “نسبي گرايي فرهنگي” (cultural relativism) مي کند. اين حقيقت که بايد در تماس با طبيعت و انسان هاي آن زندگي کرد، تفاهم، شناخت و درک متقابل در رابطه با آداب و برداشت ها فرهنگ هاي ديگر را آسان تر مي کند و به گردشگران مي آموزد تا وجوه تمايز و اختلاف و تفاوت هاي ميان خود و ديگران را به عنوان يک ارزش وجودي بشناسند. بعد از مسافرت، حالت ها و برداشت هاي فرد در رابطه با مکان ها و محيط مي تواند تغيير پيدا کند. گردشگري به عنوان يک نياز منطقي در جهت برآورده ساختن خواسته هاي مادي و فطري انسان ها جهت ايجاد تفاهم و گسترش فرهنگ و انسجام اجتماعي در همه ي جهان مي باشد. بنابراين در يک نتيجه گيري مي توان گفت، گردشگري در ايجاد ارتباط بين فرهنگ هاي جوامع مؤثر است. هيچ فرهنگي را نمي توان بدون شناخت هسته اصلي ارزش ها و پيش فرض هاي منطقي شناخت. انسان ها نمايندگان فرهنگ هاي گوناگون اند و تماس رودرروي اين نمايندگان، تماس رودرروي فرهنگ هاست. با اين نگرش مي توان گفت که مسافرت صرفاً به معناي “ديدن” نيست بلکه “تجربه کردن” است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در داخل يک کشور، گردشگري داخلي باعث ايجاد مفاهيم فرهنگي مشترک مي شود و اين زمينه همدلي ملي و انسجام فرهنگ هاي متفاوت را فراهم مي کند. خاستگاه هاي اقتصادي متفاوت در داخل يک کشور، خواه نا خواه قشرهاي متفاوت فرهنگي جدا از يکديگر پديد مي آورد، شغل ها و سطح هاي درآمدي متفاوت باعث گسستگي اجتماعي است اين جدايي فرهنگي در ساختار سياسي کشور انعکاس پيدا مي کند و توان پيشرفت جامعه را مي فرسايد براي جلوگيري از اين فرسايش هيچ ابزاري کارآمدتر از تماس هاي رودررو نيست. نقاط دوردست بايد همديگر را بپذيرند و داراي حس رواني و عاطفي مشترک باشند. ارزش هاي فرهنگي هر کشور از طريق تماس هاي رودررو تزريق مي شود و گردشگري با ايجاد شناخت متقابل، تهديد کثرت فرهنگ هاي متفاوت را به طرف وحدت و انسجام ملي مي برد. گردشگري داخلي به عنوان عاملي در ايجاد ارتباط فرهنگي و قومي در سطح ملي براي تأمين وحدت ملي بيشتر است. از طرفي ديگر گردشگر با ديدن فرهنگ هاي نزديک به فرهنگ خود و مکان هاي اين فرهنگ ها که از لحاظ تاريخي داراي معنا هستند مي توانند در گردشگر احساسات خفته وطن پرستي يا قوميتي را بيدار کنند که در حالت مثبت باعث وحدت و انسجام قومي و فرهنگي است. گردشگري راهي است که در آن، تنها “گام زدن در طبيعت” مي تواند احساس ملي گرايي و نوستالوژي نسبت به مکان هاي خيالي را در شخص ايجاد کند و باعث بازيابي هويتي و قومي گردشگران شود. از طرفي اگر به گردشگري به عنوان يک دوره گذر در زندگي شخص نگاه کرد (مثل تولد، بلوغ، ازدواج و …) بازگشت گردشگر به محيط مبدأ باعث تقويت و پيوند دوباره وي با اجتماعش مي شود و اين زمينه همبستگي و انسجام اجتماع را فراهم مي کند.
توسعه گردشگري، حفظ ميراث فرهنگي جامعه ميزبان را در پي دارد فولکلور، هنرهاي قومي الگوهاي فرهنگي موسيقي، رقص، نمايش، مدهاي لباس، مراسم، شيوه زندگي، رفتارها و برخوردها، نهادها، نمادها و سنت ها، فعاليت هاي سنتي اقتصادي و سبک هاي معماري فرهنگ که فراموش شده يا در حال از بين رفتن است زنده و بازسازي کنند تا بدين وسيله در قدرت بخشيدن به هويت فرهنگي اجتماع شان سهمي داشته باشند. گذر زمان در جوامع گاهي موجب کم شدن توجه مردم از ميراث فرهنگي و هنري خود مي شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم ، بي اعتبار مي شود و يا فقط نمادي از آنها نزد کهنسالان باقي مي ماند اما وقتي صنعت گردشگري با توجه به ابعاد فرهنگي گسترش پيدا کند اين سنت ها ، جشن ها و آيين ها با تقاضا روبه رو مي شوند که نتيجه ي آن مي تواند زنده سازي و تقويت ميراث فرهنگي باشد. بدين ترتيب گردشگري نه تنها مي تواند بر آينده فرهنگي ميزبان تأثير بگذارد بلکه مي تواند الگوها و ميراث فرهنگي فراموش شده را احيا کند چرا که ويژگي بنيادي گردشگران فرهنگي جستجوي چيزهاي اصيل است. در واقع گردشگري مي تواند عامل نگهدارنده و احياکننده فرهنگ سنتي باشد .
گردشگران پژوهشگر با کاوش و مطالعه در تاريخ، فرهنگ، هويت و اسطوره هاي موجود در جامعه مورد مطالعه خويش، تاريخ را بازسازي مي کنند و ماحصل چنين رويکردي، احياي ميراث و هويت فرهنگي کشور ميزبان خواهد بود. مسافرت مي تواند به ارضاء کنجکاوي روي ساير افراد، زبان و فرهنگ آن ها بيانجامد؛ محرکه اي است براي هنر، موسيقي، معماري و فولکلور. به درک عميق تر مکان هاي تاريخي و باستاني مي انجامد. از طرفي گردشگري به توسعه و حفظ موزه ها، تئاترها و ساير امکانات فرهنگي مدد مي رساند. گردشگري تا حدودي از اين منابع و ميراث ها حمايت مي کند ولي ساکنان بومي نيز از آن ها بهره مند مي شوند. بسياري از موزه ها، اماکن باستاني و تاريخي و تئاترها، بيشترين حمايت مالي را از طريق خريد بليط هاي ورودي گردشگران دريافت مي کنند و در روندي اقتصادي به مرور باعث توسعه اقتصادي و فرهنگي ميزبان (چون کاهش فقر، تلقي مثبت به ميهمان، توسعه مناطق محروم و …) مي شود به شرطي که تمام اجتماع ميزبان از منافع گردشگري بهره مند گردند، در غير اين صورت باعث نزاع گروه ها و طبقات اجتماعي محلي خواهد شد. درآمد حاصل از گردشگري موجب پويايي آثار تاريخي و فرهنگي مي شود بدين ترتيب گردشگري از طريق تقويت توسعه عادلانه اقتصادي، به توسعه جامعه مدني کمک مي کند.
گردشگري فرصتي براي توسعه فرهنگي است. فرهنگ در انزوا پژمرده مي شود و از رشد باز مي ماند فرهنگ يک جلوه از حيات اجتماعي است و حيات اجتماعي در ارتباط انسان ها نهفته است ارتباط انسان ها هر چقدر گسترده تر باشد فرصت آفرينش و ژرف يافتن فرهنگ بيشتر است. برخورد انسان ها با يکديگر زمينه آفرينش فرهنگ را آماده مي کند. براي استواري، سالم بودن و کارآمد بودن فرهنگ، انسان ها بايد با يکديگر ارتباط داشته باشند. استواري يک فرهنگ در برخورد با فرهنگ هاي ديگر مشخص مي شود. هر فرهنگي در برخورد با ديگر فرهنگ ها توانايي هاي خود را مي سنجد از طرفي فرهنگ هاي ديگر درون خود، مايه ها و توانايي هاي وافري براي عرضه به بشريت دارد، انفعال باعث مي شود فرهنگ ها هرچه بيشتر در افراد تخريب شوند. بدين ترتيب گردشگري فرهنگ انسان ها را از بعد معنوي و مادي توسعه مي دهد(که ممکن است در تضاد يا موافق با فرهنگ بومي باشد)، موجب شکوفايي جوامع، مدرنيزه کردن، تغيير تلقي نسبت به قشربندي جنسي و … مي شود. در مجموع، برخورد هاي گردشگر و ميزبان و مشاهده، بررسي و مطالعه رفتار ديگران موجب تصفيه فرهنگ دو طرف و شناخت شيوه هاي توسعه فرهنگي ضمن بقاي اصول مفيد فرهنگي مي شود و به نوعي همانندسازي و همزيستي فرهنگي شکل مي گيرد. فرهنگ براي آن که به حاشيه رانده نشود و راه توسعه و تکامل را طي کند چاره اي ندارد جز اين که به توليد و بازتوليد ارزش ها و هنجارهاي فرهنگي خود بپردازد و از اين طريق به احيا و توسعه الگوهاي فرهنگي کمک کند. يکي از راه هاي توسعه و تکامل تعاملات فرهنگي، توسعه گردشگري است و داراي پتانسيلي است با نيروي مثبت براي بازيافت و ترميم تمام بخش هاي جامعه.

2-3- اثرات منفي فرهنگي و اجتماعي گردشگري
اساس ويژگي دوران گردشگري هم شکل شدن انسان ها در مکان هاي گردشگري است خوراک، پوشاک و ساير رفتارهاي جمعي انسان ها به هم نزديک مي شود در گردشگري، کشورهاي ايجادکننده، فرهنگ (باقيمانده در گردشگران)، فرهنگ عمومي گردشگران و فرهنگ روزمره ي بومي روي هم رفته، نوعي “فرهنگ ساختگي” ايجاد مي کند و اين هم شکل سازي به ضرر فرهنگ بومي و مانع تلاش براي حفظ تفاوت فرهنگي است مقدسات، ارزش ها و باورهاي اين جوامع را تغيير مي دهد و فرهنگ بومي را منحل و به حاشيه مي راند.


دیدگاهتان را بنویسید