تقديـر و تشـکر
نگارش و تدوين هر مجموعه‌اي، بدون ترديد، افزون بر پويش‌ها و پرسشگري‌هاي نگارنده‌ي آن، حاصل افکار و انديشه‌هايي است که برخي آن را مطرح کرده‌اند، برخي آن را بسط داده‌اند و برخي ديگر نکات مبهم آن را روشن ساخته‌اند.
نگارش اين مجموعه نيز به هيچ وجه از قاعده فوق خارج نبود و از اين رو بر خود وظيفه مي‌دانم که از زحمات افراد زيادي که از انديشه‌ها و توصيه‌هاي آنان در تدوين اين پژوهش بهره بردم، قدرداني نمايم.
تهيه و تدوين اين پژوهش افزون بر 6 ماه، بحث و گفتگوي علمي پيرامون موضوع آن با جناب آقاي دکتر رحماني نيا و راهنمايي‌هاي بسيار سودمند و ارزشمند ايشان، حاصل توصيه‌هاي گرانبها و راهگشاي جناب آقاي دکتر عليرضا علميه نيز بود.
از اساتيد گرامي، کارمندان محترم و دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي که محيطي شاد و لذتبخش را در کنار آنها تجربه کرده‌ام، سپاسگزاري مي‌کنم.
همچنين از خانواده و تمامي دوستان عزيزم که همواره مشوّق من بودند، تشکر و قدرداني مي‌نمايم.
تقديم به:
همسر مهربان و دلسوزم که همواره مشوّق من بوده و خواهند بود.
و
نمونه دلسوزي و فداکاري مادر مهربانم.
و
فرزاندان عزيزم که همواره يار و ياور من بوده و خواهند بود.

چکيده
هدف از پژوهش حاضر، بررسي رابطه بين دانش تغذيه، ترکيب بدن و سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق و کم وزن بود. به همين منظور 172 نفر در قالب گروه چاق و130 نفردر قالب گروه کم وزن(جمعأ 302 نفر) با ميانگين سني 68/38 سال، قد 58/159 سانتي متر و وزن 25/69 کيلوگرم به طور تصادفي به عنوان آزمودني در شهر رشت انتخاب شدند. براي تعيين کم وزني و چاقي از شاخص توده‌ي بدني(BMI) استفاده شده است. به اين صورت که BMIکوچکتر يا مساوي با kg/m2 20 کم وزن و بزرگتر يا مساوي با kg/m230 چاق محسوب مي‌شدند. براي بررسي وضعيت دانش تغذيه و سطح فعاليت بدني آزمودني‌ها، به ترتيب از پرسشنامه دانش تغذيه پارمنتر و واردل و پرسشنامه بک استفاده شد و براي آزمون فرضيه‌هاي پژوهش روش آماريt مستقل، “يومن ويتني”، ضريب همبستگي پيرسون و اسپيرمن به کار گرفته شد.
يافته‌هاي پژوهش نشان داد که بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني، در صد چربي بدن و توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن رابطه معني‌داري وجود ندارد(05/0 p?)؛ در حالي که بين دانش تغذيه زنان ميانسال چاق و کم وزن تفاوت معني‌داري مشاهده شد(05/0 p?). همچنين بين سطح فعاليت بدني آزمودني‌هاي چاق و کم وزن هم هيچ تفاوت معني‌داري مشاهده نشد(05/0p?)؛ ولي بين در صد چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن و همچنين توده‌ي بدون چربي در زنان ميانسال چاق و کم وزن تفاوت معني‌داري مشاهده شد (05/0p?).
همچنين نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد هيچ رابطه معني‌داري بين دانش تغذيه با ترکيب بدن و سطح فعاليت بدني در دو گروه وجود ندارد(05/0p?). دانش تغذيه و توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال کم وزن تفاوت معني‌داري نسبت به زنان ميانسال چاق داشت(05/0p?). بنابراين، مي‌توان چنين نتيجه گيري کرد که دانش تغذيه‌اي کافي مي‌تواند نگرش افراد را به تغذيه و ترکيب بدن ارتقاء داده و آگاهي افراد را در مورد جنبه‌هاي مربوط به سلامت مرتبط با تغذيه و فعاليت بدني بالا ببرد. اين افزايش دانش و آگاهي و به دنبال آن افزايش نگرش مي‌تواند افراد را در انتخاب نوع غذاي سالم و بروز رفتار تغذيه‌اي مناسب کمک کرده و آن‌ها را به داشتن ترکيب بدني سالم ترغيب کند.

واژه‌هاي کليدي: دانش تغذيه، فعاليت بدني، شاخص توده بدن، کم وزن، چاق
“فهرست مطالب”
عنوان صفحه
فصل اول. طرح تحقيق
1-1- مقدمه 2
1-2- بيان مسأله پژوهش 3
1-3- اهميت و ضرورت پژوهش6
1-4- اهداف پژوهش8
1-4-1- هدف کلي8
1-4-2- اهداف اختصاصي8
1-5- فرضيه‌هاي پژوهش8
1-6- پيش فرض‌هاي پژوهش9
1-7- محدوديت‌هاي پژوهش9
1-7-1- قابل کنترل9
1-7-2- غير قابل کنترل9
1-8- روش پژوهش9
1-9- تعريف واژه‌ها و اصطلاحات10
فصل دوم. مباني نظري و پيشينيه پژوهش
2-1- مقدمه13
2-2- بخش اول مباني نظري13
2-2-1- ابعاد و جنبه‌هاي گوناگون وضعيت چاقي و اضافه وزن13
2-2-2- عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي14
2-2-3- عوامل رواني 15
2-2-4- پيامدهاي چاقي16
2- 2-5- آثار رواني چاقي18
2-2-6- وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي21
2-2-7- جنسيت 22
2-2-8- سن23
2-3- شاخص توده بدن(BMI)23
2-4- علل کم وزني و اضافه وزن28
2-4-1- رژيم غذايي28
2-4-2- وراثت28
2-5-3- بي تحرکي29
2-5- فعاليت بدني31
2-5-1- فعاليت بدني و آثار آن32
2-6- جمع بندي35
فصل سوم. روش شناسي پژوهش
3-1- مقدمه37
3-2- نوع پژوهش37
3-3- جامعه آماري پژوهش و نمونه گيري38
3-4 متغيرهاي پژوهش38
3-4-1- دانش تغذيه38
3-4-2- سطح فعاليت بدني39
3-4-3- قد40
3-4-4- وزن41
3-4-5- شاخص توده بدني41
3-4-6- در صد چربي بدن41
3-5- روش اجراي آزمون42
3-5-1- طرح پژوهشي42
3-6- تجزيه و تحليل آماري 43
فصل چهارم. تجزيه و تحليل يافته‌هاي پژوهش
4-1. مقدمه 45

4-2. تجزيه و تحليل توصيفي يافته‌هاي پژوهش 45
4-2-1- اطلاعات و ويژگي‌هاي توصيفي آزمودني46 4-2-2- اطلاعات وضعيت تحصيلي آزمودني‌ها46

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-2-3- اطلاعات مربوط به متغيرهاي آزمودني‌ها48
4-2-4- بررسي طبيعي بودن توزيع دادهها48
4-3- بخش دوم: آزمون فرضيههاي پژوهش49
4-3-1- فرضيه اول49
4-3-2- فرضيه دوم50
4-3-3- فرضيه سوم50
4-3-4- فرضيه چهارم51
4-3-5- فرضيه پنجم51
4-3-6- فرضيه ششم52
4-3-7- فرضيه هفتم52
4-3-8- فرضيه هشتم53
4-3-9- فرضيه نهم54
4-3-10- فرضيه دهم55
فصل پنجم. بحث و بررسي
5-1- مقدمه58
5-2- خلاصه پژوهش 58
5-3- بحث و بررسي59
5-4- نتيجه گيري 65
5-5- پيشنهادهاي برخاسته از تحقيق 65
5-5-1- پيشنهادهاي کاربردي 65
5-2- پيشنهادهاي پژوهشي66
منابع68
“فهرست جداول”
عنوان صفحه
جدول2-1- طبقه بندي سازمان جهاني بهداشت از وزن براساس BMI 24
جدول 4-1- توصيف ويژگيهاي آزمودنيها 46
جدول4-2- وضعيت تحصيلي آزمودنيها46
جدول 4-3- وضعيت تحصيلي آزمودنيها در گروه چاق و کم وزن47
جدول 4-4- ميانگين و انحراف استاندارد پيش آزمون و پس آزمون متغيرها48
جدول 4-5- نتايج آزمون کالموگراف اسميرنوف49
جدول 4-6- بررسي ارتباط بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق50
جدول 4-7- بررسي ارتباط بين دانش تغذيه با درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق50
جدول 4-8- بررسي ارتباط بين دانش تغذيه با توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق51
جدول 4-9- بررسي ارتباط بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال کم وزن51
جدول 4-10- بررسي ارتباط بين دانش تغذيه با درصد چربي بدن در زنان ميانسال کم وزن52
جدول4-11- بررسي ارتباط بين دانش تغذيه با توده بدون چربي در زنان ميانسال کم وزن52
جدول 4-12- بررسي تفاوت بين دانش تغذيه در زنان ميانسال چاق و کم وزن53
جدول4-13- بررسي تفاوت بين سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق و کم وزن54
جدول 4-14- بررسي تفاوت بين درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن55
جدول 4-15- بررسي تفاوت بين توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن56
“فهرست نمودارها”
عنوان صفحه
نمودار 4-1- فراواني آزمودنيها در گروه چاق و کم وزن 47
نمودار 4-2- ميزان دانش تغذيه در زنان ميانسال چاق و کم وزن 53 نمودار 4-3- ميزان سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق و کم وزن 54
نمودار 4-4- ميزان درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن55
نمودار 4-5- ميزان توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن56
“فهرست شکل‌ها”
عنوان صفحه
شکل 3-1- اندازه گيري قد40
شکل 3-2- اندازه گيري وزن41
شکل 3-3- اندازه گيري درصدچربي بدن42
“فهرست پيوست‌ها”
عنوان صفحه
پيوست شماره (1) نامه دانشگاه آزاد اسلامي82
پيوست شماره (2) آگهي دعوت به همکاري83
پيوست شماره (3) رضايت نامه84
پيوست شماره (4) پرسشنامه دانش تغذيه 90
پيوست شماره (5) پرسشنامه فعاليت بدني92
1-1- مقدمه
ميانسالي و سالمندي، تغييرات پيوسته‌اي از بدو تولد تا مرگ مي‌باشد که روند رشد و کهنسالي را دربر مي‌گيرد و سرعت آن در مراحل گوناگون زندگي از فردي به فرد ديگر متفاوت است. اين تغييرات در زندگي، راهنمايي‌هاي تغذيه‌اي مورد نياز شخصي را تعيين مي‌نمايد. ميانسالي از دهه 40 عمر شروع مي‌شود و تا اواخر دهه 50 و اوايل 60 سالگي ادامه مي‌يابد(7). در سال2000 ميلادي، متوسط سن در کشورهاي در حال توسعه 3/24 سال در مقايسه با 4/37 سال در کشورهاي توسعه يافته بود. سازمان ملل متحد پيش‌بيني کرده است که در سال 2050 متوسط سن در کشورهاي در حال توسعه به 35 و در کشورهاي توسعه يافته به 4/46 سال خواهد رسيد(17). از آنجايي که ميانسالان، بخش قابل توجهي از جمعيت جوامع مختلف را تشکيل داده‌اند، امروزه در تربيت بدني و علوم ورزشي، تحقيقات زيادي، قشر ميانسالي و سالمندي را در کانون توجه خود قرار داده است و شواهد پژوهشي تأکيد کرده‌اند که شرکت در فعاليت بدني منظم با پيشگيري يا کاهش پيشرفت بيماري‌هاي مزمن، موجب بهبود وضعيت عمومي و سلامت جسماني خواهدشد(114 و 152).
علي رغم اينکه بسياري از مردم به سودمندي فعاليت بدني در تندرستي آگاه هستند، ولي متأسفانه در سال‌هاي اخير، سطح فعاليت بدني کاهش يافته است و افزايش روش زندگي غير فعال که در کشورهاي توسعه يافته وجود دارد، باعث بروز مشکلات عديده از جمله چاقي و اضافه وزن شده است(13) و چاقي به عنوان سندرم دنياي جديد و يکي از مشکلات رايج در جوامع جديد روي هر دو گروه، مردان و زنان در سنين مختلف اثر مي‌گذارد(10 و 12 و 152). داده‌هاي آماري روشن مي‌سازد که در 10 سال اخير مشکل چاقي به مرز 20-12درصد در مردان و 25-16درصد در زنان افزايش داشته است. تحقيقات اخير نشان مي‌دهد که نزديک به 20-15درصد از جمعيت ميانسال اروپايي چاق هستند؛ آمار چاقي در ايران نيز بسيار بالا تخمين زده شد و بنا بر نتايج پژوهش وزارت بهداشت حدود 25/0 درصد ازجمعيت مورد بررسي در تهران دچار چاقي هستند(8). در ايران فراواني توأم اضافه وزن و چاقي در سال 2005 ميلادي در بررسي سلامت در مردان کشور 8 /42 درصد و در زنان 57 درصد بدست آمد. پيش‌بيني مي‌شود که فراواني اضافه وزن و چاقي در ايران تا سال 2015 ميلادي براي مردان و زنان به ترتيب به 54 درصد و 74 درصد برسد(143).
توسعه صنعتي، افزايش تمايل به شهرنشيني و ماشيني شدن زندگي، تأثيرات عمده‌اي در شيوه‌ي زندگي افراد ايجاد نموده و شيوه‌ي زندگي کم تحرک را براي جوامع به ارمغان آورده است. بيماري‌هاي غيرواگير به ويژه بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، به عنوان يک مشکل حوزه سلامت در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، دليل عمده‌اي براي مرگ و ميرها به شمار مي‌آيد که از ميان ده عامل خطر مربوط به مرگ و ميرها در جهان، اکثر آن‌ها با رژيم غذايي و فعاليت بدني در ارتباطند(134).
به نظر مي‌رسد فعاليت بدني، نقش مهمي در پيشگيري از چاقي و اضافه وزن ايفا مي‌کند(13). ميزان فعاليت بدني افراد به عنوان يک عامل مستقل مؤثر در بروز برخي از بيماري‌هاي مزمن از جمله ديابت، فشار خون بالا، بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي و استئوپوروز نقش دارد(142).
و خلاصه اينکه، بيش از يک ميليارد نفر از بزرگسالان جهان با مشکلات وزني روبرو هستند، که حداقل 300 ميليون نفر از آن‌ها چاق هستند و مسأله چاقي به صورت يک پديده جهاني و عامل اصلي بيماري‌هاي مزمن و ناتواني‌ها درآمده است(5).

2-1 بيان مسأله
چاقي؛ مشکل اساسي سلامتي در کشورهاي توسعه يافته و هم در حال توسعه مي‌باشد. بسياري از عوامل ارثي، رفتاري، اجتماعي و اقتصادي بر هم اثر نموده و منجر به رشد چاقي در جوامع شده است. افراد جوامعي که دسترسي فراواني به غذاهاي پر انرژي داشته و سطوح فعاليت بدني پاييني دارند، با خطر بالايي از اضافه وزن يا چاقي روبرو هستند(129).
با در نظر گرفتن اين مطلب که بيش از 30 درصد جمعيت بزرگسال آمريکا چاق هستند و با توجه به مشاهده‌ي رابطه‌ي چاقي با بيماري قلبي، فشار خون، چربي خون، انواع ديابت، سکته، آرتروز و برخي از سرطان‌ها، نگراني‌ها، درباره‌ي ارتباط بيماري‌هاي وابسته به چاقي در حال رشد است(80 و 118).
تحقيقات و آمارهاي مختلف نشان داده‌اند که چاقي، يک عامل منفي در جهت سلامتي و طول عمر افراد جامعه مي‌باشد. گزارش‌هاي پزشکي، مؤيد اين مطلب هستند که چاقي و بسياري از بيماري‌هاي جسماني با هم ارتباط دارند و مرگ و مير در افراد چاق 75 درصد – 25 درصد بيش از افراد معمولي است(8). از سوي ديگر، افزايش روش زندگي بي تحرک، در کشورهاي توسعه يافته باعث مشکلات زيادي از جمله چاقي و اضافه وزن مي‌شود(5). بر اساس برآورد سازمان بهداشت جهاني، بيش از 60 درصد بزرگسالان از فعاليت بدني کافي براي حفظ سلامت خود برخوردار نيستند(156). به طور کلي، تأکيد توصيه‌هاي بهداشت عمومي، بر اهميت انجام فعاليت بدني در شرايط مختلف زندگي شده است(95).
بخش سلامت و آموزش پزشکي کشور در سال 1384 مشخص کرد که 6/60درصد مردان و 77درصد زنان فاقد فعاليت بدني هستند(44). در زنان فعاليت بدني براي پيشگيري از چاقي بسيار مورد توجه قرار مي‌گيرد. تحقيقات نشان مي‌دهد زنان ميانسال و سالمندي که از فعاليت بدني خوبي برخوردار بودند، در طول زندگي کمتر دچار افزايش چربي کل بدن و چربي شکمي(139) در مقايسه با زنان کم تحرک هستند.
پژوهش‌هاي اخير سازمان جهاني بهداشت نشان داده که 80-60درصد از افراد بزرگسال جهان از فعاليت کافي براي حفظ سلامت برخوردار نيستند(155)، و کم تحرکي، يکي از عوامل خطرساز مهم در ارتباط با بيشتر بيماري‌ها مي‌باشد(116). مطالعات بي‌شماري ارتباط قوي، بين فعاليت بدني، کاهش گسترش بيماري‌هاي مزمن از قبيل سکته، ديابت، پوکي استخوان و … را نشان داده‌اند(114 و 152). اضافه وزن، يک موضوع مهم در سرتاسر دنياست. در ايالات متحده آمريکا، درصد شيوع چاقي و اضافه وزن به ترتيب 5/64 درصد و 5/30 درصد است(53). افزايش مصرف غذاهاي پرانرژي با مقادير بالاي قند و چربي اشباع که فاقد مواد مغذي کافي هستند، همراه با کاهش فعاليت بدني، باعث شده که ميزان چاقي در بعضي نواحي آمريکاي شمالي، انگلستان، اروپاي غربي، خاورميانه، جزاير اقيانوس آرام، استراليا و چين از 1980 به بعد تا 3 برابر افزايش پيدا کند. همه گيري مشکلات وزني منحصر به کشورهاي صنعتي نيست. اين مشکلات، در کشورهاي در حال توسعه، در مقايسه با کشورهاي توسعه يافته اغلب رشدي سريع‌تر داشته است. در کشور ما نيز طبق آمار وزارت بهداشت بيش از 27 درصد از مردان و 40 درصد زنان چاق هستند(5).
نتايج تحقيقات نشان داده‌اند که دانش تغذيه، به عنوان يکي از عوامل مهم در کاهش خطر بروز بيماري‌ها از طريق اصلاح عادات غذايي غلط مؤثر مي‌باشد(26 و 132). يافته‌هاي قابل توجه از مطالعات موجود، شيوع بالاي عوامل عمده بيماري قلبي و عروقي، اضافه وزن، چاقي، چاقي مرکزي و ديس ـ ليپيدمي در ميان زنان ميانسال مشاهده و شيوع اضافه وزن و چاقي بسيار بالاتر از گزارش ذکر شده، در بزرگسالان بود.
با اين حال، سازمان بهداشت جهاني(WHO)1 شاخص توده بدن(BMI) را در آفريقا و آسيا 22 تا 23 اعلام کرد(148). شيوع چاقي مرکزي 5/75 درصد در زنان ميانسال و طبق گزارش قبلي اعلام شده در تهران، شيوع چاقي مرکزي 93 درصد در زنان بزرگسال ديده شد(97). از طرف ديگر، در کنار مشکل چاقي و اضافه وزن، مشکل کم وزني نيز به خصوص در کشورهاي در حال توسعه شايع است(56 و 76).
گفته مي‌شود که در اين گروه، شايع‌ترين بيماري‌ها بعد از بيماري‌هايي چون آسم و چاقي، اختلالات خوردن است. اين دسته از بيماران، در ابتدا به صورت حالت‌هاي خفيف چون اختلال در دانش تغذيه‌اي و نگرش غيرطبيعي نسبت به خوردن، شروع و به حالات باليني شديد و تقريبا غير قابل برگشتي چون بي‌اشتهايي2 عصبي و پرخوري3 عصبي تبديل مي‌شوند. لذا شناخت افراد در معرض خطر و تشخيص عوامل ايجاد کننده اين بيماري‌ها حايز اهميت فراوان است(60). به همين منظور نقش ورزش در پيشگيري از اضافه وزن در زنان، به شدت مورد توجه قرار گرفته است. همچنين تجزيه و تحليل نشان مي‌دهد که چاقي مرتبط، با سن و وضعيت تأهل در زنان ميانسال مي‌باشد و زنان متأهل در معرض بيشتر چاقي شکمي، نسبت به زنان جوان هستند(28).
به کار بردن دانش تغذيه که بر اساس دستورالعمل‌ها و راهنمايي‌هاي تغذيه‌اي تهيه گرديده، مي‌تواند به مبارزه با بيماري‌ها کمک نمايد. امراضي که به طور واضح مربوط به تغذيه است، در زندگي روزمره ما در جامعه‌اي مدرن، اهميت روزافزوني را به خود اختصاص داده است(15).
عجيب نيست که در منابع علمي به اين موضوع اشاره شده است که دو بيماري چاقي و لاغري به خاطر بد اشتهايي، نتيجه‌ي گرايش‌هاي مختلف در تغذيه است و به ترتيب از خوردن زياد و نخوردن عارض مي‌شود. مردان يا زنان بزرگسال که بيش از اين مقدار(20درصد و 35 درصد) چربي در بدن خود داشته باشند، چاق به حساب مي‌آيند. چاقي؛ وضعيتي است که شخص مقدار زيادي چربي را در بدن خود انباشته کند. در همين راستا، تشخيص داده شده که يکي از معمولي ترين اختلالات تغذيه‌اي و از مهم‌ترين مسائل بهداشتي است، و گزارش‌هاي جديد نشان داده که يک سوم تمام مردم دنياي غرب چاق مي‌باشند و چاقي را تهديدي جدي براي سلامتي مي‌دانند(15).
با توجه به مواردي که تشريح شد، تلاش مي‌کنيم تا به اين پرسش‌ها پاسخ دهيم، که ميزان دانش تغذيه در زنان ميانسال شهر رشت چقدر بوده و آيا رابطه‌اي بين دانش تغذيه، ترکيب بدن و سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق و کم وزن شهر رشت وجود دارد؟

1-3- اهميت و ضرورت پژوهش
چاقي به عنوان يک اپيدمي جهاني در کشورهاي توسعه يافته مطرح است. بيش از يک ميليارد و 600 ميليون نفر در جهان به اضافه وزن دچار هستند و 400 ميليون نفر نيز درسطح جهان از بيماري چاقي رنج مي‌برند(93).
چاقي با شيوع بيماري‌هايي از قبيل ديابت نوع 24، پرفشاري خوني5، بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي و مرگ و ميرهاي ناگهاني همراه است. چاقي، براي افرادي که وزن زيادي تحمل مي‌کنند، زمينه‌ي استئوآرتريت6 را مهيا مي‌کند و همچنين مشکلات تنفسي از قبيل انسداد تنفس در حالت خواب7 را به وجود مي‌آورد. بنابراين چاقي، هزينه و بار سلامتي عمومي را افزايش مي‌دهد(105).
با توجه به افزايش شيوع چاقي و بيماري‌ها، در بسياري از کشورهاي دنيا و ايران و با در نظر گرفتن بيماري‌هاي مرتبط با آن(26 و 132) و تقريبا 80 درصد مرگ و مير در کشورهاي کمتر توسعه يافته ناشي از اين بيماري‌هاست(154). تحقيق در مورد علل و درمان بيماري‌ها و تکميل فناوري تشخيصي و درمان، موقعيت‌هايي براي کشورهاي پيشرفته فراهم کرده که در ساير نقاط دنيا موجود نيست. اما استفاده از اين فناوري‌هاي جديد هزينه بسيار بالايي دارد. کوشش‌هايي براي کنترل هزينه‌ها و رساندن آن‌ها به سطحي که در حد تحمل اقتصاد ملي باشد، در حال انجام است. هزينه سلامتي ممکن است تمام پس انداز افراد مسن را به خود اختصاص دهد و آن‌ها را تهديد کند. هزينه بالاي درمان براي مردم در تمام سنين، انگيزه‌اي قوي مي‌خواهد تا عاداتشان را به نحوي اصلاح کنند که از بروز بيماري‌ها و ناتواني‌ها پيشگيري شود(7).
نکته قابل توجه اين که افزايش فراواني اين بيمـاري‌ها، در کشورهـاي در حال توسـعه در جمعيت 60-45 ساله است؛ درحالي که در کشورهاي توسعه يافته افزايش رشد اين بيماري‌ها در سنين بالاي 65 سال ديده مي‌شود(36). همچنين تحقيقات نشان مي‌دهد 8/82 درصد، زنان ميانسال شهري با چاقي و اضافه وزن مواجه هستند و اين عارضه تا حد زيادي مرتبط با سطح تحصيلات آن‌هاست. زنان با سطح تحصيلات پايين‌تر، بيشتر در معرض چاقي قرار دارند(88). همچنين به دليل وجود تبليغات تهاجمي، هزينه پايين و دسترسي آسان، افراد بيش از گذشته به مصرف غذاهاي چرب، نوشيدني‌هاي شيرين و حاوي کربنات روي آورده‌اند که اين خود، دال بر افزايش تمايل به سمت جايگزيني غذاهاي سنتي با غذاهاي نامتعادل است. اين قبيل الگوهاي غذايي، به همراه فعاليت بدني ناکافي، يک محرک در پيدايش چربي تلقي شده و منجر به عوارضي مثل عارضه متابوليک و ديابت نوع 2 مي‌شود. تغذيه و فعاليت بدني، دو عامل قابل اصلاح و مهم در سبک زندگي است که خود رابطه مستقيمي با بروز ديابت و بيماري‌هاي غيرواگيردار دارد. از سوي ديگر، پزشکان تمايل زيادي به آموزش ميانسالان و بزرگسالان حول محور زندگي سالم نشان داده‌اند و روش‌هاي سالم و ناسالم مربوط به زندگي از زواياي مختلف مورد ارزيابي قرار گرفته شد(133) و در اين مطالعات ارزيابي دانش تغذيه و عوامل وابسته به فعاليت بدني و بيماري‌هاي غيرواگير مد نظر قرار گرفته و تغيير تغذيه و تأثير سبک زندگي، غرب نشيني نيز به يک عامل اثرگذار مهم در کشورهاي رو به توسعه طي پنج سال گذشته تبديل شد(98 و 146). فقدان اطلاعات پيرامون مؤلفه‌هاي غذايي، توصيف کننده جذب بالاي چربي‌ها و در نهايت شيوع بالاي چاقي در ميان کشورهاي در حال توسعه است. بسياري از غذاهايي که با هزينه پايين به بازار عرضه مي‌شوند، داراي مواد غذايي کم ارزش و فوق‌العاده پايين هستند؛ اين قبيل غذاها با مقادير بالاي روغن‌هاي هيدروژنه سرخ شده، به طوري که هيچگونه اشرافي نسبت به اسيدهاي چرب ـ ترانس پنهان شده در مواد غذايي کنسرو و بسته بندي شده ديده نمي‌شود. گذشته از اين، بسياري از باورهاي غذايي غلط در کشورهاي در حال توسعه نسل به نسل انتقال يافته است(133). در چنين شرايطي معرفي برنامه‌هاي غذايي سالم و بهبود فعاليت بدني، پيشرفت قابل توجهي را در زمينه دانش، نگرش‌ها و رفتارهاي افراد به بار مي‌آورد(31 و 54). بخش عمده اطلاعات مربوط به تغذيه، سلامت و تحرک، از طريق کتب، روزنامه و حتي اينترنت در اختيار بزرگسالان بايد قرار گيرد تا با روش‌ها و تکنيک‌هاي غذايي مناسب، بتوانند زمينه را براي رشد جسمي، ذهني و پيشگيري از بيماري‌هاي غيرواگير مهيا کنند(133).
افزايش جمعيت سالمندان در عصر حاضر تا آن اندازه مهم است که سازمان بهداشت جهاني متذکر شده که امروزه در سطح جهان، انقلابي در جمعيت شناسي در شرف وقوع است؛ به طوري که حدود 600 ميليون فرد سالخورده بالاي 60 سال در سطح جهان وجود دارد و اين رقم تا سال 2025 به دوبرابر خواهد رسيد و در سال 2050 به دو ميليارد نفر افزايش خواهد يافت(63). همچنين سازمان ملل متحد نيز تخمين مي‌زند که تا سال 2050 افراد 60 سال به بالا 22 درصد کل جمعيت جهان را در برمي‌گيرد که اکثرا کشورهاي آسيايي و آمريکاي لاتين را تشکيل مي‌دهند(143).
اين افزايش، در کشورهاي در حال توسعه بسيار شديدتر از کشورهاي توسعه يافته خواهد بود. کشور ما ايران نيز از اين نظر مستثني نخواهد بود و در صورت عدم برنامه‌ريزي و توجه به اين مسأله، در آينده‌اي نه چندان دور مشکلات ناشي از افزايش جمعيت ميانسال و سالمند گريبانگير کشور ما خواهد شد که براساس آمارهاي جمعيتي در سال 1335 ميانسال 1183980 (25/6 درصد) از کل جمعيت ايران را تشکيل داده که اين تعداد در سال 1385 به 5119000 (2/7 درصد) از کل جمعيت ايران رسيد و پيش بيني مي‌شود تا سال 1429 جمعيت ميانسالان کشور به 25912000 نفر؛ يعني(24/62 درصدي) جمعيت برسد(23 و 137). از اين رو، به منظور شناسايي عوامل خطرزا بايد از داده‌هاي قانع کننده در تحقيقات استفاده به عمل آيد و ضروري به نظر مي‌رسد با پژوهش‌هاي علمي در کشورمان به بررسي همه جانبه اين موارد اقدام شود.

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلي
تعيين رابطه بين دانش تغذيه، ترکيب بدن و سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق و کم وزن.

1-4-2- اهداف اختصاصي
1- بررسي رابطه‌ي بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق.
2- بررسي رابطه‌ي بين دانش تغذيه با درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق.
3- بررسي رابطه‌ي بين دانش تغذيه با توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق.
4- بررسي رابطه‌ي بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال کم وزن.
5- بررسي رابطه‌ي بين دانش تغذيه با درصد چربي بدن در زنان ميانسال کم وزن.
6- بررسي رابطه‌ي بين دانش تغذيه با توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال کم وزن.
7- مقايسه دانش تغذيه در زنان ميانسال چاق و کم وزن.
8- مقايسه سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق و کم وزن.
9- مقايسه درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن.
10- مقايسه توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق و کم وزن.
1-5- فرضيه‌هاي پژوهش
1- بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق رابطه معني‌داري وجود دارد.
2- بين دانش تغذيه با درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق رابطه معني‌داري وجود دارد.
3- بين دانش تغذيه با توده بدون چربي بدن درزنان ميانسال چاق رابطه معني‌داري وجود دارد.
4- بين دانش تغذيه با سطح فعاليت بدني درزنان ميانسال کم وزن رابطه معني‌داري وجود دارد.
5- بين دانش تغذيه با درصد چربي بدن در زنان ميانسال کم وزن رابطه معني‌داري وجود دارد.
6- بين دانش تغذيه با توده بدون چربي در زنان ميانسال کم وزن رابطه معني‌داري وجود دارد.
7- بين دانش تغذيه در زنان ميانسال چاق وکم وزن تفاوت معني‌داري وجود دارد.
8- بين سطح فعاليت بدني در زنان ميانسال چاق وکم وزن تفاوت معني‌داري وجود دارد.
9- بين درصد چربي بدن در زنان ميانسال چاق وکم وزن تفاوت معني‌داري وجود دارد.
10- بين توده بدون چربي بدن در زنان ميانسال چاق وکم وزن تفاوت معني‌داري وجود دارد.
1-6- پيش فرض‌هاي پژوهش
1- آزمودني‌ها به سؤالات پرسشنامه دانش تغذيه و فعاليت بدني با دقت و صداقت کامل پاسخ داده‌اند.
2- ابزار و وسايل مورد استفاده از روايي و پايايي کافي برخوردار بوده‌اند.

1 -7- محدوديت‌هاي پژوهش
1-7-1- قابل کنترل
1- سن کليه آزمودني‌ها 50-30 سال بود.
2- در نظر گرفتن BMI پايين‌تر يا مساوي با 20 براي افراد کم وزن و بالاتر يا مساوي با 30 براي افراد چاق.
3- اندازه گيري‌هاي ترکيب بدني آزمودني‌ها توسط آزمونگر با وسايل مشابه صورت گرفت.

1-7-2- غير قابل کنترل


دیدگاهتان را بنویسید