همسر مهربان و فداکارم
که قامتش به مانند کوه برايم تکيه گاهي ست و با صبر و بردباري خود مشکلات راه را بر من هموار نمود و همواره قوت قلب من در زندگي بوده است.
و دو نو گل زندگي ام سيدمهدي و سيدعلي

فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چکيده1
فصل اول: کليات تحقيق
1-1- مقدمه3
1-2- بيان مسئله4
1-3- ضرورت و اهميت تحقيق6
1-4- اهداف پژوهش8
1-4-1 هدف کلي8
1-4-2 اهداف اختصاصي8
1-5- فرضيه هاي تحقيق9
6-1- محدوديت هاي تحقيق9
1-7- پيشفرضهاي تحقيق9
‌1-8- قلمرو تحقيق9
1-9- تعريف واژهها و اصطلاحات تحقيق10
1-9-1 تعريف مفهومي واژههاي تحقيق10
1-9-2 تعريف عملياتي واژههاي تحقيق10
فصل دوم: ادبيات و پيشينه تحقيق
2-1- مقدمه12

2-2- هيئتهاي ورزشي12
2-2-1 تعريف هيئت12
2-2-2 وظايف هيئت13
2-2-3 ارکان هيئت13
2-2-3-1 ترکيب مجمع14
2-2-3-1-1 وظايف مجمع14
2-2-3-2 ترکيب هيئت رئيسه14
2-2-3-2-1 وظايف هيئت رئيسه15
2-2-3-3 رئيس هيئت15
2-2-3-3-1 وظايف رئيس هيئت15
2-2-3-4 وظايف نايب رئيس هيئت رئيس16
2-2-3-5 وظايف دبير هيئت16
2-2-3-6 درآمد و هزينههاي هيئت استان16
2-2-4 هيئت شهرستانها و شهرها17
2-3- مديريت دانش17
2-3-1 تعاريف مديريت دانش18
2-3-2 انواع دانش19
2-3-3 سيستم هاي مديريت دانش20
2-3-4 اهميت مديريت دانش21
2-3-5 کارکرد مديريت دانش21
2-3-6 مراحل مديريت دانش22
2-3-7 مدلهاي دانش و مديريت دانش22
2-3-7-1 مدل مفهومي مديريت دانش23
2-3-7-2 مدل حلزوني دانش23
2-3-7-3 الگوي هفتگانه مديريت دانش24
2-3-8 مدل نيومن در مديريت دانش26
2-3-8-1 خلق و اکتساب دانش26
2-3-8-2 تسهيم دانش26
2-3-8-3 سازماندهي و ذخيرهسازي دانش27
2-3-8-4 کاربرد دانش27
2-3-9 ابزارهاي مديريت دانش29
2-3-9-1 ابزار سازماندهي دانش29
2-3-9-2 ابزار اخذ دانش29
2-3-9-3 ابزار ارزيابي دانش29
2-3-9-4 بزار تسهيم دانش30
2-3-9-5 ابزار ذخيرهسازي و ارائه دانش30
2-4- هوش سازماني31
2-4-1 تعاريف هوش سازماني32
2-4-2 مؤلفههاي هوش سازماني33
2-4-2-1 بينش راهبردي33
2-4-2-2 سرنوشت مشترك34
2-4-2-3 تغييرگرايي34
2-4-2-4 روحية سازماني34
2-4-2-5 اتحاد و توافق34
2-4-2-6 عملكرد سازماني35
2-4-2-7 فناوري اطلاعات و ارتباطات35
2-4-3 ديدگاههاي هوش سازماني35
2-4-3-1 هوش سازماني از ديدگاه ماتسودا35
2-4-3-2 هوش سازماني از ديدگاه ويليام هلال35
2-4-3-3 هوش سازماني از ديدگاه مكمستر36
2-4-3-4 هوش سازماني از ديدگاه کارل آلبرخت36
2-4-3-5 ديدگاه معرفت شناختي37
2-4-4 چهار توانمندساز کليدي هوش سازماني37
2-4-4-1 رهبران فکري38
2-4-4-2 انجمن هاي ذينفع38
2-4-4-3 ادهوکراسي38
2-4-4-4 سکوي دانش38
2-4-5 دلايل استفاده از هوش سازماني در سازمان ها39
2-5- پيشينه تحقيق39
2-5-1 تحقيقات انجام شده در داخل کشور39
2-5-2 تحقيقات انجام شده در خارج از کشور46
2-6 جمع بندي51
فصل سوم: روش شناسي تحقيق
3-1- مقدمه54
3-2- روش تحقيق54
3-3- جامعه آماري54
3-4- نمونه آماري54
3-5- روش جمعآوري دادهها55
3-6- متغيرهاي تحقيق55
3-7- روش و ابزار گردآوري دادهها55
3-8- روشهاي آماري تحقيق56
فصل چهارم: تحليل يافتههاي تحقيق
4-1- مقدمه58
4-2- يافتههاي پژوهش58
4-2-1 يافتههاي توصيفي58
4-2-2 بررسي فرضيه پژوهش61
4-2-2-1 فرضيه اول61
4-2-2-2 فرضيه دوم62
4-2-2-3 فرضيه سوم62
4-2-2-4 فرضيه چهارم63
4-2-2-5 فرضيه پنجم63
4-2-2-6 فرضيه ششم64
فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري
5-1- مقدمه67
5-2- خلاصه تحقيق67
5-3- بحث و نتيجهگيري69
5-4- پيشنهادهاي تحقيق77
5-4-1 پيشنهادهاي مبتني بر يافته هاي تحقيق77
5-4-2 پيشنهادهايي براي محققان ديگر78
منابع و مآخذ79
فهرست منابع فارسي79
فهرست منابع لاتين82
پيوست ها84
پيوست الف) پرسشنامه هوش سازماني84
پيوست ب) پرسشنامه مديريت دانش87
چکيده انگليسي87
فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
جدول4-1: يافتههاي توصيفي مربوط به نمرات متغيرهاي تحقيق60
جدول 4-2: يافتههاي مربوط به ارتباط بين خلق و اکتساب دانش و هوش سازماني60
جدول 4-3: يافتههاي مربوط به ارتباط بين تسهيم دانش و هوش سازماني61
جدول 4-4: يافتههاي مربوط به ارتباط بين سازماندهي و ذخيره سازي اطلاعات و هوش سازماني61
جدول 4-5: يافتههاي مربوط به ارتباط بين کاربرد دانش و هوش سازماني62
جدول 4-6: يافتههاي مربوط به ارتباط بين مديريت دانش و هوش سازماني62
جدول 4-7: يافتههاي مربوط به آزمون رگرسيون خطي چندمتغيره63
فهرست نمودارها
عنوان شماره صفحه
نمودار 4-1: نتايج توصيفي مربوط به جنسيت شرکت کنندگان57
نمودار 4-2: نتايج توصيفي مربوط به وضعيت تأهل شرکت کنندگان58
نمودار 4-3: نتايج توصيفي مربوط به رشته تحصيلي شرکت کنندگان58
نمودار 4-4: نتايج توصيفي مربوط به دامنه سني شرکت کنندگان59
نمودار 4-5: نتايج توصيفي مربوط به سطح تحصيلي شرکت کنندگان59
نمودار 4-6: يافتههاي مربوط به آزمون رگرسيون خطي چندمتغيره64
فهرست شکلها
عنوان شماره صفحه
شکل 2-1: چرخه سيستم مديريت دانش20
شکل 2-2: مدل حلزوني مديريت دانش24
شکل2-3 : الگوي هفت گانه مديريت دانش24
شکل 2-4: مؤلفههاي هوش سازماني33
چکيده
هدف از اين تحقيق بررسي ارتباط بين مؤلفههاي مديريت دانش و هوش سازماني در کارکنان هيئتهاي ورزشي استان کرمان بود. جامعه آماري اين تحقيق را کليه کارکنان هيئتهاي ورزشي استان کرمان(120نفر) تشکيل ميدادند، که نمونه اين تحقيق نيز برابر با کل جامعه (کل شمار) بود. از بين پرسشنامه هاي توزيع شده تعداد 114 پرسشنامه برگشت داده شد. براي سنجش ميزان مديريت دانش نمونههاي تحقيق از پرسشنامه مديريت دانش با الگوگيري از کار خامدا (خامدا، 1388) استفاده شد. اين پرسشنامه نيز داراي چهار قسمت خلق و اکتساب دانش، تسهيم دانش، سازماندهي و ذخيره سازي دانش و کاربرد دانش بود. بعلاوه براي سنجش و اندازه گيري ميزان هوش سازماني از پرسشنامه هوش سازماني آلبرشت (2003) که شامل 36 سؤال است و هوش سازماني کل و هفت مؤلفه آن را مورد سنجش قرار مي دهد، استفاده شد. روايي پرسشنامهها به تأييد اساتيد و متخصصين مديريت ورزشي رسيد. پايايي پرسشنامهها با استفاده از آلفاي کرونباخ براي پرسشنامه مديريت دانش(89/0) و براي پرسشنامه هوش سازماني (90/0) به دست آمد. جهت تجزيه و تحليل دادهها از آزمون آماري ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. يافتههاي تحقيق نشان داد بين مديريت دانش و همچنين مؤلفههاي آن با هوش سازماني ارتباط معني داري وجود دارد. بهعلاوه نتايج آزمون رگرسيون نشان داد، مديريت دانش ميتواند پيش بين مناسبي براي هوش سازماني باشد. استفاده از هوش سازماني ميتواند قدرت رقابت پذيري يك سازمان را افزايش دهد و از ديگر سازمان ها متمايز نمايد، که يکي از اين عوامل ميتواند ارتقاء مديريت دانش در سازمان باشد.
واژگان کليدي: مديريت دانش، هوش سازماني، هيئتهاي ورزشي
فصل اول:
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
فناوريهاي نوين با سرعتي سرسامآور در حال پيشرفت هستند، به طوري كه جوامع به صورت عام و بازار به صورت خاص با شتابي وصف ناپذيربه دنبال ترفندهايي ميگردند كه بقايشان را در اين عرصه آشفته و متلاطم تضمين كنند. سازمانها بايد بپذيرند كه فلسفه حياتشان تغييركرده است و ديگر زنده بودن به معناي رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم نميباشد و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند، چرا كه امروزه كمتر شركتي در اين عرصه به صورت سنتي و به دور از قواعد جديد بازي كسب و كار ميكند و براي اينكه بتواند پا به پاي رقبا باقي ماند يا شايد به سختي و با مهارت بسيـار بتـواند يك قدم از آنها پيش گرفت، ميبايستي به قواعد بازي كاملاً مسلط بوده تا شايد روزي بتوان خود يك قاعده جديد انگاشت. بنابراين تسلط بر فناوريها وابزارهاي جديد در كسب و كار يك الزام و ضرورتي اجتناب ناپذير تلقي شود (باقري 1389، 5).
يكي از ابزارهاي بينظير و جديد به منظور بقا در ميان رقباي خويش استفاده از هوش سازمان ميباشد. هوش سازماني به عنوان راهبردي مهم و ضروري براي حفظ مزيت رقابتي سازمانها و صنايع توسعه يافته و به عنوان يك ضرورت براي دستيابي به بهرهوري بيشتر در سازمانها و صنايع كوچك و بزرگ مطرح شده است. شناسايي هوش سازماني اين امکان را به سازمان ميدهد که بتواند نياز به تغييرات را تشخيص دهد و امکان بهينه سازي فرآيند و بهبود عملکرد خود و زير مجموعه وابسته را فراهم سازد و با به کارگيري راه حلهاي هوش سازماني مي تواند ميزان تعهد کارکنان نسبت به سازمان را افزايش داده و زمينه مناسبي جهت شکوفايي استعدادهاي بالقوه کارکنان و افزايش بهرهوري در سازمان را فراهم نمايند. بررسي هاي محققان نشان داده است که هوش سازماني تحت تأثير يک سري عوامل تعيينکننده مانند مديريت دانش، فرهنگ، استراتژيهاي سازماني و ساختار سازماني ميباشد، که توجه به آنها ميتواند گامي مهم در جهت بهبود کارايي و اثر بخشي و افزايش هوش سازماني در سازمان باشد (کهنسال 1388، 12).
همانگونه که بيان شد يکي از عوامل مؤثر و تأثيرگذار بر هوش سازماني، مديريت دانش ميباشد.
مديريت دانش از طريق اطلاعات و دانش به برنامه ريزي، هدايت و تصميمگيري صحيح درسازمان كمك ميكند. دانش ميتواند در سازمان توزيع شود و مهمتر آنكه براي اتخاذ تصميمات مناسب باشد و از اين طريق منجر به كسب رقابتي براي سازمان گردد و در نهايت ميزان هوش سازماني را به صورت چشمگير افزايش دهد .
هوش سازماني سبب ميشود كه سازمانها آگاهتر در بازار رقابتي ظاهر شوند و همانند انسانها كه از طريق هوش خود با محيط به ارتباط ميپردازد و از دانش وتجربه خود براي حل مشكلات استفاده ميكنند. سازمانها نيز در كسب و كار از طريق ابزارها، چهارچوبها و روشهاي هوش سازماني به صورت هوشمندانه به تطبيق با محيط، حل مشكلات، كاهش هزينهها و افزايش سود ميپردازد. سرمايهگذاري در اين زمينه سبب كسب مزيت رقابتي براي سازمان ميشود. از سوي ديگر مديريت دانش به عنوان فرآيندي منسجم دانش ضمني و صريح را براي نيل به اين هوشمندي فراهم ميسازد واين تعامل به صورت مستقيم و يا غير مستقيم حاصل ميگردد. مديريت دانش از طريق گامهاي خود به صورت متمايز با چرخه هوشمندي سازمان ارتباط برقرار ميكند و از طريق ايجاد و كسب دانش به هدايت و برنامهريزي بهتر و دقيقتر هوشمندي كمك ميكند. در اين مسير، دانش صريح از كل سازمان گردآوري و در اختيار برنامه ريزان و هدايتگران سازماني قرار ميگيرد. اين دانش ميتوان در قالب الكترونيكي به عنوان ورودي براي ابزارهاي سازمان باهوش مورد استفاده قرار گيرد (بيک زاده و همکاران 1389، 19).
دانش و تجربه افراد در كنار هم ، بويژه در تنظيمات سازماني موجب توسعه هوش سازماني مي‌گردد. هدف كليدي هوش سازماني نگهداشتن سازمان در وضعيت مناسب اطلاعاتي و ايجاد آمادگي براي سازمان در مقابل چالشها است. اتحاد و هم افزايي ميان هوش سازماني و مديريت دانش به تعيين جريان دانش و شكافها براي ارزيابي بهتر موقعيتي كه سازمان در آن قرار دارد، آنچه لازم است بداند و آنچه بهتر است دنبال كند، كمك ميكند. مديريت دانش از طريق مديريت بهتر ايدهها، افزايش توانمندي و بهرهوري كاركنان و رهبري مؤثر دانش ميتواند منجر به افزايش هوش سازماني گردد. بنابراين مديريت دانش از طريق تزريق اطلاعات و دانش در سازمانها به هوش سازماني در فرآيند تصميمگيري، برنامهريزي، هدف گذاري كمك ميكند (طاهري 1389، 23). بنابراين هدف از تحقيق حاضر بررسي ارتباط بين مؤلفههاي مديريت دانش و هوش سازماني در کارکنان هيآتهاي ورزشي استان کرمان بود.
1-2- بيان مسئله
دانش سازماني به زعم غالب مديران موفق دنيا، يکي از مهمترين سرمايهي شرکتهاي سده بيست و يکم محسوب ميشود که مديريت بهينه آن موجب ارتقا سطح کيفي سازمان ميگردد(شاهين 1390، 19). مديريت دانش فرآيندي است که به سازمانها در شناسايي، انتخاب، سازماندهي، انتشار و انتقال اطلاعات مهم و مهارتهايي که بخشي از سابقه سازمان هستند و عموماً به صورت ساختار نيافته در سازمان وجود دارند، ياري ميرساند (ستاري قهفرخي 1386، 8). در واقع مديريت دانش”فرآيند نظاممند و يکپارچه هماهنگي در سطح سازماني به منظور دستيابي به اهداف سازماني است”، که هدف از فعاليتهاي آن در سازمان، اطمينان از رشد و تداوم فعاليتها در جهت حفظ دانش حياتي در تمام سطوح، به کارگيري دانش موجود در تمام چرخهها، ترکيب دانش در جهت هم افزايي، کسب مداوم دانش مربوطه و توسعه دانش جديد از طريق يادگيري مداوم است که به وسيله تجارب دروني و دانش بيروني ايجاد ميشود (کان يي وونگ 2005، 13). از طرفي ديگر امروزه صحبت از انواع مختلف هوش است. در هر مورد، هوش به توانايي دريافت، درك و كاربرد نمادها و سمبلها كه نوعي توانايي انتزاعي است، اشاره دارد. امروزه هوش، پيشوند بسياري از مفاهيم مديريتي شده است و اين نشان دهنده تغيير نگاه سازمانها و متفكران سازماني از هوش تستي بر رويكردهاي نوين به مقوله هوش است. يكي از انواع هوش، هوش سازماني است. هوش سازماني يعني داشتن دانشي فراگير از همه عواملي كه بر سازمان مؤثر است. داشتن دانشي عميق نسبت به همه عوامل مثل مشتريان، رقبا، محيط اقتصادي، عمليات و فرآيندي سازماني كه تأثير زيادي بر كيفيت تصميمات مديريتي در سازمان ميگذارد، وما را براي تصميمگيري سازماني توانمند ميسازد(ابرزي 1385، 30). ايده و مفهوم هوش سازماني مهم است چرا که پارادايم هاي جزيي ديگري همچون مديريت دانش را در بر ميگيرد. تمرکز اصلي هوش سازماني بر دانش ميباشد، تا آنجايي که هوش سازماني درحقيقت قابليت يک سازمان درافزايش اطلاعات، نوآوري، دانش عمومي و عمل مؤثر بر پايهي ايجاد دانش است (يالس 2005، 52).
در سالهاي اخير مديريت دانش به موضوعي مهم و حياتي براي موفقيت سازمانها تبديل شده است. به گونهاي که اثربخشي آنها در گرو ايجاد، ذخيرهسازي، انتقال و بکارگيري به هنگام دانش ميباشد. با اين وجود بسياري از سازمانها آمادگي لازم را براي بهرهگيري موفقيتآميز از استراتژي مديريت دانش ندارند(ستاري قهفرخي 1386، 21). امروزه با اطمينان كامل ميتوان ادعا كرد كه شناسايي و استفاده از هوش سازماني ميتواند قدرت رقابت پذيري يك سازمان را افزايش دهد و از ديگر سازمانها متمايز نمايد. ضرورت بررسي هوش سازماني در حال حاضر پاسخ به شرايط فعلي و نياز مديران است. سازمان با بهره گيري از هوش سازماني، اثربخشي استفاده از ساختارهاي اطلاعاتي موجود را در راستاي اهداف خويش افزايش داده و اطلاعات از حالت عملياتي و محدود شده به استفاده در لايههاي اجرايي سازمان براي استفاده مديران توسعه داده ميشود. با توجه به اينكه مديران در سازمانهايي فعاليت ميكنند كه متأثر از محيط داخلي و خارجي خود ميباشند و در مقابل پاسخگويي به مسايل و مشكلات خود مثل انسانها نيازمند قدرت يادگيري هستند. بنابراين مسئله هوش سازماني ميتواند در اين مهم كمك شاياني به مديران كرده و آنها را قادر سازد تا با توجه به حافظة سازماني خود پاسخگوي نيازها و مشكلات و عكس العمل به موقع به تغييرات محيطي باشند. بنابراين مديران براي پيشبرد اهداف سازماني و دستيابي به آنها نياز به هوش سازماني دارند كه بتوانند با اتكاي به آن عملكرد خود را بهبود بخشند(بيک زاده و همکاران 1389، 48). امروزه صنعت ورزش به عنوان يکي از پردرآمدترين و تأثيرگذارترين صنايع در چرخه اقتصاد يک کشور شناخته شده است که حتي در روزهاي رکود شديد اقتصادي، نسبت به ديگر صنايع از رکود کمتري برخوردار بوده است. از اين رو سازمانهاي ورزشي بايد بکوشند تا در اين محيط پر تلاطم از يکديگر عقب نيفتند تا مشتريان خود که همانا تماشاگران، سهامداران، ورزشکاران، مربيان هستند را از دست ندهند. هيـأتهاي ورزشي هر استان نيز تلاش ميکنند با ارتقا و بهبود دائم سطح عملکرد خود بتوانند به نحو مؤثرتري در نيل به اهداف خود گام بردارند. يکي از مهمترين استراتژيهايي که ميتواند در شرايط کنوني تاثير بسزايي در اين زمينه داشته باشد، مديريت دانش است. ايجاد زمينه و پيش شرطهاي سازماني مناسب از جمله هوش سازماني مناسب، اولين اقدامي است که بايد براي پيادهسازي موفقيتآميز اين استراتژي انجام شود.
بنابراين پژوهش حاضر به منظور فراهم سازي شواهدي از رابطهي بين زير سيستم مديريت دانش و هوش سازماني انجام خواهد گرفت و به دنبال تحقق اهداف زير است:
1. آيا بين مديريت دانش با هوش سازماني در جامعه ي مورد مطالعه رابطه معناداري وجود دارد؟
2. آيا بين زير سيستمهاي مديريت دانش با هوش سازماني در جامعهي مورد مطالعه رابطه معناداري وجود دارد؟
3. آيا مؤلفههاي مديريت دانش قادر به پيش بيني هوش سازماني در جامعهي مورد مطالعه ميباشند؟
1-3- ضرورت و اهميت تحقيق
هيئتهاي ورزشي تشكيلاتي است كه به منظور فراهم نمودن زمينه مساعدت جهت گسترش رشته ورزشي مربوطه و ايجاد انگيزه و نيز جذب آحاد مردم به امر ورزش و كشف استعدادها و بالابردن سطح مهارتهاي ورزشي بر اساس اصول و مباني پيش‌بيني شده در اهداف فدراسيون و سازمان تربيت‌بدني ايجاد گرديده است. اين هيأت نماينده و جانشين فدراسيون ورزشي مربوطه در استان بوده كه فعاليتهاي مرتبط در سطح استان را برابر مقررات فدراسيون مربوطه و بين‌المللي و هماهنگي با اداره تربيت‌بدني استان و با رعايت كامل قوانين اجراء و نظارت مي‌نمايند. درعصر اطلاعات و ارتباطات، انسانها بزرگترين سرمايه هاي هر سازماني ميباشند. بسياري از دانشمندان دانش مديريت سرمايههاي انساني را يگانه منبع پايدار مزيت رقابتي سازمانها ميدانند (رحمتي 1390، 63). ايکوجيرو کارشناس مشهور معاملات ژاپن ميگويد:” در اقتصادي که تنها چيز با ثبات، بيثباتي است، يک منبع مطمئن و با دوام مزيت رقابتي، دانايي است.”وقتي هر شب تقاضاها تغيير ميکند، فن آوريها توسعه مييابد، رقبا زياد ميشوند، سازمانهايي موفق هستند که همواره دانش جديد ايجاد کنند. آن را به طور گسترده در سراسر سازمان اشاعه دهند و به سرعت آن را بصورت فناوريها و محصولات جديد نشان دهند (حسيني 1385، 102). پيلار اعتقاد دارد که دانش (و خصوصاًٌ ايجاد دانش، در امتداد انتشار و جمعآوري آن در سازمان ميتواند يک منبع استراتژيک کليدي براي يادگيري سازماني باشد(راب 2003، 78). از طرف ديگر سازمانها در محيط پر از تغيير و تحول قرار دارند و براي بقا و تداوم فعاليت خود نياز به افزايش دانش و آگاهي کارکنان و پرسنل خود دارند. بنابراين هر مکانيزم سازندهاي که براي افراد چنين امکاني را براي افزايش دانش و آگاهي فراهم سازد، به طور طبيعي به کارآيي و اثربخشي سازماني کمک خواهد کرد و بقا و تداوم فعاليت و رقابت آن سازمان را موجب خواهد شد. از طرف ديگر براي پيشرفت و توسعه ورزش کشور، ادارات ورزش و جوانان استانها نقش بسيار مهم و کليدي در برنامهريزي، سازماندهي، و اجراي فعاليتهاي ورزشي را دارا هستند و اين ادارات در صورت داشتن مديريتي کارآمد و اثربخش بهتر ميتوانند به توسعه و پيشرفت ورزش در کشور کمک کنند (رحمتي 1390، 70).
همانگونه كه در دنياي انساني و در حيات پرتلاطم بشري انسانهايي موفق و كارآ خواهند بود كه داراي هوشي سرشار و بهرهمند از درجهي هوشي بالا باشند، قطعاً در دنياي سازماني نيز وضع به همينگونه خواهد بود، به خصوص اين كه در عصر حاضر هر چه زمان به جلوتر مي رود با توجه به پيشرفت علوم و فنون و پيدايش نيازها و چالشهاي جديد، سازمانها نيز پيچيدهتر و ادارهي آن ها نيز مشكلتر ميشود و نياز به دانش جديد بيش از پيش مورد تأکيد قرار ميگيرد (غلامي 1390، 53). اكثر مديران اجرايي بر اين باور هستند كه دانش مهمترين موهبت يا نعمت در سازمان است. آنها باور ميكنند كه آگاهي مغزي، ذهني و هوشياري، اصلي عمده و مهم در سازمان آنها است، همان چيزي كه موجب ايجاد رقابت در سازمان ميشود، لذا تلاش ميكنند تا از هوش سازماني بهره ببرند تا به يك رقابت صحيح دست يابند (ليبويتز 1999، 79). در دنياي امروز ارتقاء هوش سازماني يكي از الزامات غيرقابل انكار براي اغلب سازمانهااست تا بتوانند از طريق كسب و تجزيه و تحليل اطلاعات، و همين طور افزايش دانش و ايجاد آگاهي، بر قابليتهاي خود بيفزايند. از طرفي نيز افزايش هوش سازماني موجب ميگردد سازمانها اطلاعات محيط اطراف خود را سريعتر و با دقت بيشتري تجزيه و تحليل كرده و نتايج حاصل را به طريق سودمند ذخيره و در مواقع مقتضي در دسترس تصميمگيرندگان قراردهند. اين امر جريان تبادل اطلاعات و دانش را در بستر سازمان تسريع كرده و اثربخشي فرآيند تفكر و تصميمگيري جمعي را به نحو چشمگيري بهبود مي بخشد (شاهين 1390، 60). ميزان هوش سازماني سازمانها، مانند انسانها، متغير و متفاوت است. يعني مجموعه اي از عوامل دروني و بيروني در بروز و رشد آن تأثير ميگذارد. سازمانها نيز همانند انسانها، درجهاي از هوشمندي را به نمايش ميگذارند. برخي از سازمانها بسيار كند ذهن هستند.آنها حتي نميتوانند سيگنالهاي بسيار قوي از تغييرات محيط خود را تشخيص دهند و در پاسخ به اين محركها بسيار ناتوانند. اين سازمانها به آرامي ياد ميگيرند و بدون هيچگونه درك و بينش اشتباهات قبلي خود را تكرار ميكنند (غلامي 1390، 107).
با توجه به نکات ذکر شده و با توجه به تأکيد دولت به اقتصادهاي دانش محور در افق توسعة کشور، و همچنين مزاياي مديريت دانش و شناخت بهتر عوامل موفقيت آن به ويژه هوش سازماني، و همچنين اينكه هم اكنون موضوع مديريت دانش و هوش سازماني به عنوان يك نياز شناخته ميشود و موضوع جديدي ميباشد و به دليل كمبود پژوهشهاي صورت گرفته در رابطه با موضوع هوش سازماني در ايران، و بخصوص در سازمانهاي ورزشي، اين موضوع نيازمند بحث بيشتري ميباشد. تا از يك طرف مديران و دست اندركاران سازمانها با مقوله مديريت دانش و هوش سازماني و همچنين ابعاد آن آشنا باشند و هم بتوانند عملكرد خويش را با توجه به ابعاد هوش سازماني بهبود بخشند. بنابراين هيأتهاي ورزشي استان ها ميتوانند ضمن ارزيابي وضعيت مديريت دانش به کمک هوش سازماني به ايجاد تنوع در منابع مالي، تحليل برنامهها و عملكردها، توسعه چشم اندازها، باز تعريف ماموريتها و طراحي راهبردهاي مناسب بپردازد.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلي
هدف از اجراي اين تحقيق “رابطه مؤلفههاي مديريت دانش و هوش سازماني در هيئتهاي ورزشي استان کرمان” بود.
1-4-2 اهداف اختصاصي
1. توصيف ميزان مديريت دانش در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان
2. توصيف ميزان هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان
3. بررسي رابطه بين خلق و اکتساب دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان
4. بررسي رابطه بين تسهيم دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان
5. بررسي رابطه بين سازماندهي و ذخيرهسازي اطلاعات و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان
6. بررسي رابطه بين کاربرد دانش و هوش سازماني در کارمندان اداره کل ورزش و جوانان و هيئتهاي ورزشي استان کرمان
7. بررسي رابطه بين مديريت دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان
8. پيش بيني هوش سازماني از طريق عوامل مديريت دانش در هيئتهاي ورزشي استان کرمان
1-5- فرضيههاي تحقيق
1. بين خلق و اکتساب دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان ارتباطي وجود دارد.
2. بين تسهيم دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان ارتباطي وجود دارد.
3. بين سازماندهي و ذخيرهسازي اطلاعات و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان ارتباطي وجود دارد.
4. بين کاربرد دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان ارتباطي وجود دارد.
5. بين مديريت دانش و هوش سازماني در کارمندان هيئتهاي ورزشي استان کرمان ارتباطي وجود دارد.
6. عوامل مديريت دانش پيشبين معنيداري براي هوش سازماني و هيئتهاي ورزشي استان ميباشد.
6-1- محدوديتهاي تحقيق
1. همکاري محدود برخي از کارکنان هيئتهاي ورزشي استان کرمان در تکميل پرسشنامه.
2. اگرچه در تحقيق حاضر به هيچ عنوان، نام افراد در پرسشنامه ذکر نشده است اما ممکن است پارهاي از ملاحظات و همچنين احساسات مثبت و منفي آنها نسبت به اداره خود، در پاسخگويي آنها دخيل شده باشد.
1-7- پيشفرضهاي تحقيق
1. آزمودنيها مفهوم هر سوال را به درستي درک کردهاند.
2. امکانات، روشها و ساير شرايط محيطي در پاسخگويي آزمودنيها تأثيري نداشته است.
3. محقق بر اين فرض است که کليه پاسخ دهندگان دانش و اطلاعات کافي را براي فهم اطلاعات تخصصي دارا ميباشند.
‌1-8- قلمرو تحقيق
قلمرو مکاني: قلمرو مکاني اين تحقيق بررسي مديريت دانش و هوش سازماني هيئتهاي ورزشي استان کرمان ميباشد.
قلمرو زماني: اين پژوهش، مربوط به بهار 1392 ميباشد.
قلمرو موضوعي: تحقيق مباحث رفتار سازماني و مديريت منابع انساني است.
1-9- تعريف واژهها و اصطلاحات تحقيق
1-9-1 تعريف مفهومي واژههاي تحقيق
هوش سازماني: ظرفيت و توان ذهني سازمان براي انجام يک وظيفه يا اقدام مهم (بيکزاده و ديگران 1389، 68).
مديريت دانش: رويکردي يکپارچه و نظاممند در جهت تشخيص ، مديريت و تسهيم کليه داراييهاي فکري است که شامل پايگاههاي داده، مستندات، رويهها و سياستها و تجارب موجود در ذهن افراد مي باشد (رحمتي 1390، 90).
خلق دانش: خلق دانش به توانايي سازمان در ايجاد ايدهها و راهحلهاي نوين و مفيد اشاره دارد (رحمتي 1390، 92).
تسهيم دانش: چن و همکاران(2001) معتقدند برخلاف پول و زمين، دانش منتقل شده هم توسط اهداء کننده و هم توسط دريافت کننده نگه داري ميشود. بنابراين دانش به صورت رسمي منتقل نميشود بلکه تسهيم ميشود (رحمتي 1390، 93).
کاربرد دانش :دانش سازماني بايستي در جهت خدمات، فرآيندها و محصولات سازمان به کارگرفته شود(رحمتي 1390، 94).
ذخيره دانش: هدف از سازماندهي و ذخيره دانش، قابليت بازيابي و دسترسي افراد جهت استفاده از آن مي باشد و شامل فرآيندهايي نظير مستندسازي، تدوين، برون سازي، ترجمه، طبقه بندي و به روز رساني دانش است (رحمتي 1390، 100).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-9-2 تعريف عملياتي واژههاي تحقيق
مديريت دانش: در اين تحقيق منظور از مديريت دانش وضعيت سازمان مورد نظر از لحاظ توجه وگردآوري و حفظ و اشاعه دانش مورد نظر خود ميباشد که با استفاده از يک پرسشنامه که شامل مؤلفههاي زير مي باشد مورد بررسي قرارگرفت.
خلق و اکتساب دانش: ازسؤال 1 تا 6 تسهيم دانش: از سؤال 7 تا 9
سازماندهي: از سؤال 10 تا 13 ذخيره سازي دانش، و کاربرد دانش: از سؤال 14 تا 19
هوش سازماني: در اين تحقيق به منظور جمعآوري اطلاعات مورد نياز براي ارزيابي متغير هوش سازماني از پرسشنامه هوش سازماني آلبرشت(2003) که شامل 36 سؤال است و هوش سازماني کل و هفت مؤلفه آن را مورد سنجش قرار ميدهد، استفاده خواهد شد.
فصل دوم:
ادبيات و پيشينه تحقيق
2-1- مقدمه
هر تحقيق و پژوهش علمي که صورت ميگيرد بر پايهها، ارکان و نتايج مطالعات و تحقيقات پيشين استوار است که هر پژوهشگر بايد سعي کند مرتبطترين دستاوردهاي تحقيقات پژوهشگران قبلي را مورد شناسايي قرار دهد و دريابد که ديگران تا چه درجهاي مسأله تحقيق مورد نظر او را بررسي کردهاند و به آن نزديک شدهاند؛ به عبارت ديگر چه ابعادي از مساله تحقيق، مورد پژوهش قرارگرفته و چه ابعادي بررسي نشده است. مطالب اين فصل حاوي چکيدههايي از کندوکاوي عميق و وسيع در آنچه که پيرامون موضوع پايان نامه و موضوعهاي مشابه در کتابها، مقالات و تحقيقات وجود دارد، ميباشد. به طوريکه بخش اول اين فصل مربوط به مديريت دانش، تعريف و انواع آن، اهميت و مزايا، مدلهاي مديريت دانش و… ميباشد. در بخش ديگر اين فصل مطالبي در خصوص اثربخشي ورويکردها و معيارهاي اثربخشي سازمانها و غيره ارائه ميشود. همچنين در اين فصل به تحقيقات انجام شده در رابطه با مديريت دانش و اثربخشي سازماني به عنوان پيشينه تحقيق اشاره خواهد شد.
2-2- هيئتهاي ورزشي
2-2-1 تعريف هيئت
هئيت ورزشي تشکيلاتي است که به منظور فراهم نمودن زمينه مساعد در جهت گسترش رشته يا رشتههاي ورزشي مربوطه و ايجاد انگيزه و نيز جذب آحاد مردم به امر ورزش و کشف استعدادها و بالابردن سطح مهارتهاي ورزشي بر اساس اصول و مباني پيشبيني شده در اهداف سازمان تربيتبدني و فدراسيون ذيربط ايجاد ميگردد. هيئت، نماينده و جانشين فدراسيون ورزشي مربوطه در استان ميباشد که فعاليتهاي مرتبط در سطح استان را با هماهنگي اداره کل ورزش و جوانان و با رعايت کامل قوانين و مقررات مربوطه اجرا و نظارت مينمايد.
2-2-2 وظايف هيئت
1. تعميم و گسترش رشته يا رشتههاي ورزشي تحت پوشش در سطح استان از طريق به کارگيري مربيان و کشف، جذب و پرورش استعدادها
2. برگزاري کلاسهاي آموزشي، توجيهي و تکميلي در ردههاي مختلف سني با اخذ مجوز از فدراسيون و هماهنگي با اداره کل ورزش و جوانان استان
3. برگزاري مسابقات استاني در ردههاي مختلف سني با توجه به ضوابط و رعايت تقويم فدراسيون وبا هماهنگي اداره کل ورزش وجوانان استان
4. انتخاب، معرفي و پيشبيني لازم جهت آماده نمودن و اعزام افراد و تيمهاي ورزشي استان به مسابقات
5. اجراي مقرارت و آيين نامههاي ابلاغ شده از سوي فدراسيون در سطح استان و نظارت بر نحوه فعاليتهاي هيئتهاي شهرستانها، شهرها و بخشهاي مستقل تابعه
6. اعزام داوران و مربيان استان به کلاسهاي ارتقاء درجه آموزشي و توجيهي با هماهنگي اداره کل ورزش و جوانان استان.
7. کوشش در بهرهگيري از خدمات داوطلبانه مردم جهت پيشبرد رشته يا رشتههاي ورزشي تحت پوشش و ترغيب و حمايت آنان در حدود قوانين و مقررات.
8. ايجاد ارتباط و هماهنگي با مؤسسات دولتي و غيردولتي که در رشته يا رشتههاي ورزشي تحت پوشش در سطح استان فعاليت دارند.
9. تهيه و تنظيم برنامه و تقويم ورزشي ساليانه با توجه به تقويم ورزشي فدراسيون با همکاري هيئتهاي شهرستانها، شهرها و بخشهاي مستقل تابعه و با هماهنگي اداره کل ورزش و جوانان استان
10. تشکيل کميتههاي مورد نياز بر اساس ضوابط فدراسيون
11. کمک مالي، فني، پشتيباني و تجهيزاتي به هيئتهاي شهرستانها و بخشهاي تابعه با هماهنگي اداره کل ورزش و جوانان استان
12. تهيه وارسال گزارش کليه فعاليتها در سطح استان به فدراسيون مربوط و اداره کل ورزش و جوانان استان
2-2-3 ارکان هيئت
* مجمع عمومي
* هيئت رئيسه
* رئيس هيئت
2-2-3-1 ترکيب مجمع
1. رئيس فدراسيون بعنوان رئيس مجمع
2. مديرکل تربيت بدني استان بهعنوان نايب رئيس مجمع
3. رئيس هئيت
4. نايب رئيس هيئت
5. دو نفر داور از ميان داوران فعال رشته يا رشتههاي تحت پوشش هيئت، در صورتيکه در رشته يا رشتههاي ورزشي مربوطه، بانوان فعاليت داشته باشند، يک نفر از داوران از ميان بانوان انتخاب ميشود.
6. دو نفر مربي از ميان مربيان فعال رشته يا رشته هاي تحت پوشش هئيت. در صورتيکه در رشته يا رشتههاي ورزشي مربوطه، بانوان فعاليت داشته باشند، يک نفر از مربيان از ميان بانوان انتخاب ميشود.
7. سه نفر از بهترين ورزشکاران رشته يا رشتههاي ورزشي تحت پوشش هيئت. در صورتيکه در رشته يا رشتههاي ورزشي مربوطه، بانوان فعاليت داشته باشند،يک نفر از آنها از ميان بانوان انتخاب ميشوند.
8. دو نفر نماينده از باشگاههاي استان
9. رئيس انجمن ذيربط آموزشگاههاي استان به عنوان نماينده آموزش و پرورش استان
10. پنج نفر از روساي هيئت هاي شهرستانهاي به انتخاب رؤساي هيئتهاي شهرستانهاي استان. استانهايي که فاقد پنج شهرستان فعال هستند، تعداد نفرات به 3 نفر کاهش پيدا ميکند. در استانهايي که فاقد 3 شهرستان فعال هستند تعداد نفرات کسري تا 3 نفر از ميان واحدهاي تربيت بدني غير شهرستان فعال به انتخاب مدير کل استان برگزيده ميشوند.
2-2-3-1-1 وظايف مجمع
* بررسي و تأييد عملکرد يکساله هيئت
* تصويب بودجه سالانه
* تصويب برنامههاي ساليانه ورزشي و آموزشي در چارچوب برنامههاي ساليانه فدراسيون
* انتخاب رئيس هيئت و اعلام جهت صدور حکم به رئيس فدراسيون
* تاييد 3 نفر عضو هيئت رئيسه که از سوي رئيس هيئت پيشنهاد ميگردند.
2-2-3-2 ترکيب هيئت رئيسه
* رئيس هيئت
* نايب رئيس
* دبير
* خزانه دار
* سه نفر به پيشنهاد رئيس هيئت و تصويب مجمع
2-2-3-2-1 وظايف هيئت رئيسه
1. تهيه گزارش عملکرد يکساله هيئت و ارائه آن به مجمع
2. پيشنهاد بودجه سالانه و برنامه تقويم ورزشي به مجمع براساس منابع مالي قابل تأمين
3. نظارت بر اجراي مقررات و برنامههاي ورزشي در رشته يا رشتههاي مربوطه در سطح استان
4. تأييد مسئولين کميتههاي مختلف در هيئت که از طرف رئيس هيئت پيشنهاد ميشوند.
5. تشکيل کميتههاي متناظر در فدراسيون مرتبط در صورت نياز
6. تأييد رؤساي هيئتهاي شهرستانها(يا شهرهاي) تابعه استان بنا به پيشنهاد رئيس اداره تربيت بدني شهرستان(يا شهر) مربوطه
2-2-3-3 رئيس هيئت
بالاترين مقام اجرايي رشتههاي ورزشي تحت پوشش هيئت، در استان ميباشد که از بين افراد علاقمند به ورزش و آگاه به امور مديريت و براي مدت4 سال از طرف مجمع انتخاب ميشوند و انتخاب مجدد وي بلامانع است.
2-2-3-3-1 وظايف رئيس هيئت
1. نظارت بر انجام فعاليتهاي ورزشي مرتبط بر اساس ضوابط و مقررات مربوطه
2. انتخاب نايب رئيس، دبير و خزانهدار
3. انجام اقدامات لازم براي تدوين برنامه، تنظيم تقويم ساليانه هيئت و تهيه بودجه مورد نياز
4. امضاي احکام مسئولين و اعضاي کميتههاي مختلف در هيئت و رؤساي هيئتهاي شهرستانها(و شهرهاي) تابعه
5. امضاي اسناد اداري و مالي و اداري و مالي و اوراق بهادار بر اساس اختيارات حاصله از آيين نامهها و دستورالعملها
6. حسن اداره هيئت و نظارت براي عملکرد کميتههاي مختلف در هيئت و مسابقات ورزشي و برنامه هاي آموزشي و ورزشي در سطح استان
7. پيشنهاد و معرفي سه نفر عضو هئيت رئيسه به مجمع
8. اعلام جهت صدور احکام اعضاي هئيت رئيسه به مدير کل تربيت بدني استان پس از طي مراحل قانوني
9. تشکيل جلسات هيئت رئيسه
2-2-3-4 وظايف نايب رئيس هيئت رئيس
1. در هئيتهايي که رشته يا رشتههاي ورزشي با فعاليت بانوان را تحت پوشش دارند و نايب رئيس هيئت از ميان بانوان انتخاب شده باشد. نايب رئيس مسئول برنامهريزي و هماهنگي امورمرتبط با توسعه ورزش مربوطه در ميان بانوان، پيگيري و هماهنگي فعاليتهاي مختص بانوان و نيز مراقبت از رعايت حقوق بانوان در کليه تصميمات و اقدامات تحت پوشش هيئت ميباشند.
2. در غياب رئيس هيئت، نايب رئيس عهده دار مديريت ميباشند.
3. نايب رئيس مجري دستوراتي است که در چارچوب ضوابط از سوي رئيس هيئت صادر ميگردد.
2-2-3-5 وظايف دبير هيئت


دیدگاهتان را بنویسید