2-1 مقدمه
سوء مصرف مواد مخدر يکي از معضلات بهداشتي، درماني و اجتماعي جهان امروز بوده و به جرات مي توان ادعا کرد که تمامي جوامع کم و بيش با آن درگيري دارند. ايران نيز به دليل همسايگي با افغانستان که بزرگترين توليد کننده ترياک جهان است و به ديگر دلايل تاريخي و اجتماعي، يکي از قربانيان سوء مصرف مواد مخدر جهان به شمار مي رود.حال آنکه طي بيست سال گذشته قربانيان زيادي براي مبارزه با اين مشکل بزرگ داده و بخش عظيمي از سرمايه هاي ملي را صرف پيشگيري و غلبه بر اين معضل نموده است.در حال حاضر اطلاعاتي در دست است که نشان مي دهد مصرف مواد در ميان نوجوانان و جوانان افزايش چمشگيري يافته است. سوء مصرف مواد مخدر در بسياري از افراد از سنين دبيرستان آغاز مي شود، بنابراين يکي از مهم ترين راههاي کاهش مصرف مواد مخدر در بزرگسالي کنترل در نوجواني و جواني است(احمدي، 1389).
2-2 تاريخچه مصرف مواد مخدر
2-2-1 نگاهي گذار به تاريخچه اعتياد در جهان
استعمال مواد مخدر بسته به نوع فرهنگ در هر جامعه متفاوت است. نقش گياه خشخاش بر روي لوحه هاي گلي و کتيبه هاي سنگي بيانگر آگاهي اقوام گذشته از اين گياه و خواص آن مي باشد. حداقل حدود هفت هزار سال پيش انسان شيره ترياک، ترياک و دانه هاي خشخاش به انحناء مختلف به عنوان داروهاي ضد درد و شفابخش امراض استفاده مي کرده اند(ميرعلي، 1384). سومريان کهن ترين اقوامي هستند که از ترياک استفاده مي کردند و از آن بنام گياه شادي بخش نام مي بردند. مجارستان اولين کشور اروپايي است که گياه خشخاش را هزار و دويست سال پيش از ميلاد مسيح مي شناختند و از شيره آن استفاده مي کردند(برفي،1384). انگليس اولين کشور استعمارگر بود که با استفاده از مواد مخدر بر کشورهاي جهان سوم تسلط پيدا کرد و بوسيله کمپاني هند شرقي باعث رواج اين ماده افيوني در کشورهاي چين و هندوستان شد بطوري که جنگ ترياک در چين به وقوع پيوست و باعث اعتياد 40 ميليون چيني شد. در سال 1860 مافيا که پشتيبان توده ها بود منحرف مي شود و به تشکيلات ضد بشري تبديل مي گردد. موسوليني اين سازمان را در ايتاليا از بين برد اما مافيا وارد آمريکا شد. جامعه ملل در برابر اين هجوم مافيايي مواد مخدر عکس العمل نشان داد و طي قرارداد 23 ژانويه 1912 در لاهه به امضاي جمعي از کشورها رسيد اقدام به محدود کردن کشت و تجارت ترياک نمود و جمع زيادي از کشورها به جمع مبارزه کنندگان مواد مخدر پيوستند(همان منبع).
پس از جنگ جهاني دوم، تايلند، لائوس و برمه مرکز فعاليت مافيا گرديد و مناطق مذکور را “مثلث طلايي ” ناميدند. در سال 1949 که اتقلاب سوسياليستي چين به پيروزي رسيد در حدود 50 ميليون نفر در چين معتاد به مواد مخدر بودند، مائو رهبر انقلاب چين، مبارزه سخت و جدي عليه گروه هاي سازمان يافته قاچاق چيان مواد مخدر را آغاز و ضربه هاي هولناک بر معتادين و قاچاق چيان و سودگران وارد آورد(دانش، 1379، ص47). در خاور ميانه نيز به علت جنگ داخلي در افغانستان در حدود دو ميليون نفر مهاجر افغاني در پاکستان بسر مي برند که بين افغانستان و پاکستان در رفت و آمد مي باشند مواد مخدر را از افغانستان به پاکستان حمل مي کنند و اين دو کشور ” هلال طلائي” ناميده مي شود. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 سازمان مافيا و ساير قاچاق چيان با استفاده از بي نظمي، اختلافات قومي و مذهبي در بعضي از کشورهاي مستقل مشترک المنافع، مسير جديدي را از شمال افغانستان براي عبور از کشورهاي مذکور براي حمل مواد مخدر به اروپا گشودند بطوري که تاجيکستان، ازبکستان، قزاقستان، ارمنستان، اوکراين و آذربايجان مشير ترانزيت مواد مخدر به اروپا شده است(همان منبع، ص50).
در دوران تشنجات جهاني ايتاليا، انگليس، فرانسه و آلمان مرکز فعاليت مافيا شد. اسپانيا به دليل داشتن سواحل طولاني در مديترانه و اقيانوس اطلس يکي از پايگاه هاي قاچاق چيان مواد مخدر در اروپا به شمار مي رود. در قاره آفريقا نيز سازمان مافيا با استفاده از جنگ هاي داخلي، فقر، هرج و مرج در کشورهاي آفريقايي، سعي در گسترش کشت خشخاش در قاره مذکور از جمله اوگاندا، زامبيا، نيجريه، کنگو و آفريقاي جنوبي را دارد. در قاره آمريکا مصرف آمفتامين در بين معتادان رو به ازدياد است. در ايالات متحده آمريکا که سازمان مافيا فعاليت گسترده دارد مصرف انواع مواد مخدر حتي در بين دانش آموزان متداول است. کوکائين از کلمبيا و ونزئلا، هروئين از شرق آسيا و مکزيک وارد آمريکا مي شود. کوکائين بيشترين نوع مواد مخدر مصرفي در آمريکا مي باشد(همان منبع،ص70).
2-2-2 تاريخچه مواد مخدر در ايران
در ايران باستان در کتاب اوستا از گياه کاناليز(شاهدانه) که بعنوان يک ماده بي حس کننده مرسوم بوده نام برده شده است. در قرن هاي 5 و 6 نيز بنا به اظهارنظر برخي از مورخين، فرقه اسماعيليه از اين ماده مخدر به منظور تخدير پيروان خود استفاده مي کردند. در ايران گياه کوکنار و شيره آن يعني ترياک در ابتداي دوران اسلامي شناخته شده بود و بر اساس منظر علي اکبر دهخدا، ابوعلي سينا و رازي اولين کساني بودند که خواص ترياق يا ترياک را ذکر کردند. در دوران باستان از بنگ نيز نام برده شده است(ميرعلي،1384،ص24). در عصر صفوي مواد مخدر به صورت گسترده اي در ايران رواج داشت بطوري که در شهر، محل هايي به نام کوکنارخانه ايجاد شد و اکثر مقامات و شاهزادگان دربار از مواد مخدر استعمال مي کردند حکومت نيز بدون در نظر گرفتن مضرات ترياک به خاطر درآمدزايي بيشتر مردم را وادار به مصرف مواد مخدر مي کردند(شاکرمي،1386،ص49).
در دوران قاجاريه مصرف مواد مخدر به صورت امروزي در دوره ناصرالدين شاه با فعاليت استعمارگران انگليس شکل گرفت و در واقع مواد مخدر شکل سياسي به خود گرفت. کشت خشخاش توسط اميرکبير در اين دوره انجام و صادرات اين محصول به خارج از کشور از جمله هند شروع شد با وجود ممانعت دولت با ورود ترياک، اميرکبير توسط شيل وزير مختار انگليس در ايران توانست نظر دولت هند را نسبت به اين موضوع تغيير دهد و وي وادار به وارد کردن ترياک از ايران کند. ورود کارگران هندي به ايران نيز به علت کشيده شدن خطوط ارتباطي بين هند و انگليس که از ايران مي گذشت باعث گسترش مصرف ترياک در ايران شد.(ميرعلي ، 1384،ص47).
در دوره پهلوي در سال 1350 هروهين به ايران وارد شد و گسترش ياقت در اين زمان به علت جنگ جهاني دوم و ورود سربازان انگليسي به ايران انواع مواد مخدر به ايران وارد شد. وقوع جنگ و فشارهاي اقتصادي بر حکومت باعث شد دسترسي به ترياک براي معتادين آزاد شود اما در سال 1334 مجددا قانون منع کشت خشخاش به تصويب رسيد و ترياک که از انحصارات وزارت دارايي بود، زير نظر وزارت بهداري قرار گرفت(دانش،1379،ص20).
مبارزه با مواد مخدر در بعد از انقلاب اسلامي با تشکيل ستاد هماهنگي مبارزه با مواد مخدر شروع و در تاريخ 19/3/1359 لايحه قانوني تشديد مجازات مرتکبين جرائم مواد مخدر و اقدامات تاميني و درماني به منظور مداوا و اشتغال بکار معتادين به تصويب رسيد و کليه قوانين قبلي ملغي الاثر شد(شاکرمي،1386،ص60).
2-3 تعريف مواد مخدرو تقسيم آن
مواد مخدر، موادي هستند که مصرف آنها در انسان در حالت لذت و خوش کاذبي به وجود مي آورد و وابستگي جسمي رواني ايجاد مي کند وبروز همين حالات وکيف ولذت پس از اولين مصرف که در بعضي مواد فقط به علت کنجکاوي مبادرت به آن مي گردد باعث تداوم مصرف واعتياد مي شود.مواد مخدر درحال حاضر از تنوع زيادي برخوردار است به همين دليل تقسيمات متعددي در مورد انواع آن از نظر منشا شيميايي يا طبيعت و آثار مصرف و… وجود دارد(مدني، 1381)
2-3-1 تقسيمات مواد مخدر
مواد مخدر داراي انواع و مشتقات متعددي است که تعداد شناخته شده آن حدود 105 نوع است. مواد مخدر را بطرق گوناگون تقسيم بندي کرده اند. برخي از مواد فقط وابستگي رواني ايجاد مي کنند مثل حشيش، ولي تعدادي از آنها هم وابستگي جسمي ايجاد مي کند، هم وابستگي رواني، مثل ترياک و هروهين(آشتياني،1385).
2-3-1-1 طبقه بندي مواد مخدر
1. ترياک : ترياک که در فارسي به صورت ترياق آمده است ماده اي است به رنگ قهوه اي شيره ، که از شيره گياهي به نام کوکنار که در عربي به آن خشخاش مي گويند به دست مي آيد. ترياک از قديمي ترين داروهايي است که بشر شناخته است و داراي اثر تخديري است يعني يک حالت آرامبخش توام با سستي و رخوت و بالاخره خواب ايجاد مي نمايد(قنبري،11379)

2. هروئين : هروئين با عمل تقطير از مرفين استخراج مي شود و پودر سفيد رنگي است که در سال 1874 توسط يک دانشمند انگليسي بنام رايت3 در بيمارستان سنت مري کشف شد . دانشمندان فوق اين ماده را تترا استيل مرفين خواند و کارخانه باير آلمان دست به تهيه تجارتي که زد و به آن نام هروئين گذاشت . اين مواد ( هروئين ) نيز تخدير کننده است و اعتياد آور ترين ماده مخدر است و ايجاد خواب آلودگي ، کاهش بازتاب هاي بدن ، پايين آمدن ضربان قلب ، کاهش ميزان تنفس ، تقليل اشتها مي گردد(همان منبع).

3. مرفين : مرفين پودري است کريستالي به رنگ قهوه اي روشن . از ترياک استخراج مي شود و يا مستقيما از ساقه خشخاش به دست مي آيد . اگر مرفين به طريق مستقيم از ساقه خشخاش به دست آيد باعث مي شود که ترياک توليد نشود . درگذشته مرفين براي تسکين دردهاي حاد و موقت ناشي از عمل جراحي ، شکسته بندي ، سوختگي ، به کار مي رفت . خواص مسموم کنندگي مرفين بسيار قوي است به قدري که مصرف 200 ميلي گرم آن معادل مصرف 2 تا 3 گرم ترياک است و گاهي نيز منجر به مرگ مي شود (همان منبع).
2-4 اعتياد
اعتياد يكي از معضلات اساسي جامعة ماست و مهار و تهديد آن نيازمند توجه به وجوه گوناگون آن است. غير از اينكه در سطح كلان از اين معضل، جامعه زيان‌هاي انساني و مادي بسيار مي بيند، به طوري كه بخشي از نيروي فعال و يا در معرض خطر فعاليت با مصرف مواد مخدر، اسير آن مي‌شوند و برخي براي مقابله با آن (جلوگيري از توزيع و شيوع مواد و مبارزه با قاچاقچيان و بازپروري معتادان) زمان و هزينه بسياري صرف مي‌كنند و در نتيجه بخشي از سرماية ملي اين گونه هدر مي‌رود، در سطح خرد نيز، هم فرد معتاد و هم اعضاي خانوادة وي با مشكلات بسياري مواجه مي‌شوند، علاوه بر اين كه اعتياد، معتادان را به انحراف و ناهنجاري‌هاي ديگر نيز سوق مي‌دهد. اعتياد يک بيماري رواني، اجتماعي و اقتصادي است که از مصرف غيرطبيعي و غيرمجاز برخي مواد مانند الکل، ترياک، حشيش و… ناشي مي‌شود و باعث وابستگي رواني يا فيزيولوژيک فرد مبتلا (معتاد) به اين مواد مي‌شود و در عملکرد جسمي، رواني و اجتماعي وي تأثيرات نامطلوب بر جاي مي‌گذارد. بررسي پديده اعتياد در قالب علوم پزشکي، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي صورت مي‌گيرد. از سال ???? ميلادي، سازمان بهداشت جهاني استفاده از عبارت وابستگي دارويي يا وابستگي به دارو را به جاي اصطلاح اعتياد توصيه نموده‌است، اما استفاده از اصطلاح اعتياد هنوز رايج است(زنجاني،1386).
طبق تعريف اعتياد پاسخ فيزيولوژيک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتيادآور. اين وابستگي از طرفي باعث تسکين و آرامش موقت و گاهي تحريک و نشاط گذرا براي فرد مي‌گردد و از طرف ديگر بعد از اتمام اين اثرات سبب جستجوي فرد براي يافتن مجدد ماده و وابستگي مداوم به آن مي‌شود. در اين حالت فرد هم از لحاظ جسمي و هم از لحاظ رواني به ماده مخدر وابستگي پيدا مي‌کند و مجبور است به تدريج مقدار ماده مصرفي را افزايش دهد(همان منبع).
جامعه شناسان معتقدند : ” نياز هرجامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است و به عقيده سياستمداران جهان ، براي تسخير مملکتي و تضعيف و تصاحب ملتي ، هيچ عاملي بهتر از ترياک نيست . آنها معتقدندبراي مقلوب ساختن ملتها يک کيلو ترياک و يک حلقه وافور از چندين تانک و هزاران توپ مؤثرتر است(شاکرمي،1386).
2-4-1 علل گرايش به اعتياد
علل گرايش به اعتياد را مي توان در سه قلمرو فردي، خانوادگي و اجتماعي مطرح كرد:
?) علل فردي
بسياري از روان شناسان علل رفتارهاي انحرافي را بر حسب نقص شخصيت و هويت فرد كجرو توجيه مي كنند و بر اين باورند كه برخي از گونههاي شخصيت و هويت، بيشتر از گونه هاي ديگر، گرايش به تبهكاري و ارتكاب جرم دارند. علل فردي گرايش به اعتياد بيشتر بر مبناي نظري ديدگاه هاي روان شناختي متكي مي باشند.
با دانستن عواملي كه فرد را در معرض خطر اعتياد قرار مي دهند، مي توان افراد در معرض خطر را شناسايي كرد و براي پيشگيري از ابتلاي آنان به اعتياد، برنامه ريزي هاي دقيق و مؤثر انجام داد.
الف): مشكلات رواني:
گروهي از افراد كه بعضاً مشکلات هويتي هستند، قدرت مقابله با مشكلات و ناكامي ها را ندارند و اعتياد را راه نجات خود تلقّي مي كنند; براي رهايي از ناراحتي ها، فشارهاي رواني، بي اعتمادي به خويشتن و رفع هيجانات دروني در جستوجوي پناهگاهي امن، به مواد مخدّر و يا مصرف داروهاي روان گردان پناه مي برند. اين افراد فكر مي كنند كه با مصرف مواد از گرفتاريهاي زندگي رهايي مييابند و دنيا را به نحو ديگري مشاهده مي كنند; زيرا حالت تخديري دارو و مواد مخدّر سبب مي شود كه تا مدتي فرد معتاد نسبت به مسائل، مشكلات و واقعيت هاي زندگي بي تفاوت باشد. همين فرار از زير بار مشكلات فردي، عامل عمده براي كشش افراد به طرف مواد مخدّر است(فرجاد، 1375).
يك دسته از افرادي كه بيشتر در معرض اعتياد به مواد مخدّر قرار مي گيرند افراد افسرده هستند. به عقيده برژه افسردگان بيشترين و مهم ترين بخش معتادان را تشكيل مي دهند. افراد افسرده ضعف رواني دارند و به نوعي احساس خلأ شخصيتي و پراکندگي هويت مي كنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنيا را ندارند، همواره احساس ناتواني و خستگي مي كنند و خود را تهي از هرگونه توان و احساس مطلوب مي دانند. به عقيده سيدني كوهن، چنين افرادي ممكن است با مصرف مواد در جستوجوي جادويي برآيند كه به دردهايشان پايان بخشد و خلأهايي را كه در خودشان احساس مي كنند رفع و نقص شخصيتشان را برطرف كنند(موسوي نژاد،1381).
ب): مشکلات هويتي

عده اي با شركت در مجالس دوستانه زماني كه مي بينند ديگران از مواد مخدّر استفاده مي كنند حس كنجكاوي در آن ها تحريك شده، به مصرف مواد گرايش پيدا مي كنند. اين امر منجر به مهيا شدن زمينه اعتياد در فرد مي شود; زيرا ممكن است با اولين مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتي ايجاد گردد و باعث تكرار اين عمل شود. البته آن ها غافل از اين هستند كه اين نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز مي باشند.دسته اي از افراد نيز براي كنجكاوي و ارزيابي خودشان با تصور اينكه با يكبار مصرف معتاد نمي شوند، و گاهي حتي براي اينكه قدرت خودشان را به ديگران ابراز دارند به مصرف مواد مخدّر تن مي دهند. احتمال معتاد شدن اين افراد نيز بسيار است.اراده عامل حركت فرد مي باشد. پس بايد با منطق و شرع همسان باشد و با استفاده از تربيت و آموزش صحيح تقويت شود. فردي كه با مشاهده يك عمل خلاف شرع و موازين اجتماعي با قاطعيت تمام در مقابل آن ايستادگي مي نمايد، از خود تزلزلي نشان نمي دهد و هدف خود را در زندگي به طور قطعي انتخاب مي كند داراي اراده اي قوي مي باشد. اما اگر فرد دچار اراده ضعيف بوده و برنامه خاصي براي زندگي خود نداشته باشد، اولا، دچار نوعي سردرگمي و خستگي روحي مي شود و ثانياً، ممكن است در مقابل هر انحرافي پاسخ مثبت دهد. در اين صورت، نه تنها شخص نمي تواند مانع انحراف ديگران شود، بلكه خود نيز دچار انحراف مي گردد. اين مسئله دراعتياد فرد اهميت بسزايي دارد. دسته اي افراد که دچار ظبط هويت هستند به احتمال بيشتري اينگونه به اعتياد گرايش پيدا مي کنند(برک، ترجمه سيد محمدي،1391).
ج ): رهايي از زندگي عادي:
تقريباً انجام هر كاري بدون توجه به باورهاي ذهني و نيروهاي دروني شخص انجام دهنده غيرممكن است. زماني كه يك تبدّل به مفهوم دقيق كلمه در خاستگاه فلسفي ذهني صورت مي گيرد، باور رواني و انگيزه اي، كه از آن گرايش به مواد مخدّر تعبير مي كنيم، ايجاد مي شود. فرد دايم مشكلات و موقعيت خود را ارزيابي و داوري مي كند. اين داوري نوعاً شخصي بوده و بر اساس دانش و فرهنگ تربيتي و فكري شخص داوري كننده صورت مي پذيرد. حقيقت آن است كه اعتياد، همچنان كه از نامش پيداست، اگرچه خود، صورت عادت دارد، اما براي شكستن يك عادت ديگر انجام مي گيرد.يكي از بارزترين علل گرايش به مصرف مواد مخدّر در جوامع صنعتي پيشرفته شكستن عادت ناشي از حيات عادي فردي است كه در بستر زمان، صورت تكرار ملال آور به خود مي گيرد.بر اساس آماري كه به دست آمده، قريب هشتصد هزار نفر از معتادان (از جمع دو ميليون نفر)، معتادان تفنّني هستند كه متأسفانه آمار سرآمدان علم و دانش در اين طبقه زياد مي باشد(قنبري،1379).
د): شخصيت متزلزل:
آلپورت4 در تعريف خود از شخصيت مي گويد: “شخصيت سازماني است پويا از نظام هاي رواني ـ جسماني در درون فرد كه سبب سازگاري هاي بي همتا و بي نظير او با محيط مي شود “(کلب و گولد، 1998).بين شخصيت و اعتياد رابطه اي متقابل وجود دارد، به نحوي كه فرد به علت وضع خاص شخصيتي و نيازها، شكست ها، ناتواني در برخورد با مسائل و ناكامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ملايمات ديگر، به اعتياد روي مي آورد. از سوي ديگر، اعتياد به نوبه خود منجر به از بين رفتن تعادل رواني و هيجاني شخص مي شود. بدين سان، بين اعتياد و شخصيت فرد دور باطلي ايجاد مي شود كه مبارزه با آن مستلزم تغيير شرايط بيروني و دروني، يعني ايجاد اراده و روحيه اي قوي و آسيب ناپذير است. شناخت شخصيت و ويژگي هاي رفتاري معتادان به منظور مبارزه با اعتياد و نيز پيشگيري و درمان آن، از اهميت ويژه اي برخوردار است.برخي از اختلالات مربوط به شخصيت كه منجر به شكل گيري و ايجاد زمينه انحرافات اجتماعي و گرايش فرد به اعتياد مي شود عبارتند از: شخصيت “پارانويايي” و “شخصيت ضد اجتماعي”.ويژگي هاي خاص شخصيت “پارانويايي” اين است كه اين افراد اعمال ديگران را تحقيرآميز يا تهديدآميز تفسير مي كنند; به ديگران اعتماد ندارند و روابط اجتماعي آن ها در اثر همين بي اعتمادي مختل شده است. اين افراد خود بزرگ بين هستند و به ديگران ظلم و ستم مي كنند.ضعف “شخصيت ضداجتماعي” نوعي به هم ريختگي ارتباط ميان انسان و جامعه است. اين افراد نسبت به هنجارها و مقرّرات اجتماعي بي اعتنا و بي تفاوت هستند و سعي مي كنند به هر نحو كه شده به هوا و هوس خود پاسخ دهند. اين افراد ارزش هاي اخلاقي را پايمال مي كنند و به علت جستوجوي لذت و نيز ضعف اراده به آساني گرفتار مواد مخدّر و الكل مي شوند. از نشانه ها و ويژگي هاي شخصيت ضد اجتماعي مي توان به خودمحوري، فقدان احساس گناه و فريبندگي سطحي و ظاهري اشاره كرد(ستوده،1380).
2-علل اجتماعي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از آن رو كه انسان طبعاً موجودي اجتماعي مي باشد و براي زندگي كردن نياز به حضور در اجتماع دارد، با يكسري علل اجتماعي روبه رو مي گردد كه برخي از آن ها در گرايش فرد به اعتياد مؤثرند.برخي از علل اجتماعي كه در گرايش به سوي اعتياد زمينه ساز و مؤثر مي باشند عبارتند از:


پاسخ دهید