1-3- ساختار و ترتيب محتوا:
“اساس يک طرح آموزشي، تعريف آنچه اتفاق مي افتد، چگونه اتفاق مي افتد و کي اتفاق مي افتد است. معمولاً تمرکز بر روي محتوا است، يعني اينکه چه متني را در بر گيرد، چگونه آن را استفاده کند و به چه ترتيبي”.
محتوا مي تواند عبارتي مبتني بر اطلاعات ( مانند حقايق، مفاهيم و رويه ها)، مبتني بر هدف ( مجموعه اي از اهداف يادگيري)، مبتني بر رسانه (متن ها، شکل ها، ويدئو)، مبتني بر تجربه(عناصر يک سيستم يادگيري شامل هدف، رسانه، تعاملات و …) باشد.
دو نوع طرح براي ارائه محتواي آموزش الکترونيکي وجود دارد، اول طرح محتوا محور و دوم طرح يادگيرنده محور. در طرح محتوا محور به ويژگيهاي اساسي تجربيات يادگيرندگان اهميت کمي داده شده و اغلب به ساختار و ترتيب محتوا از ديد متخصصين رشته توجه مي شود و عموماً تمرکز بر روي محتوا است و کيفيت آموزشي را با چگونگي نحوه ارائه کامل آنها ارزيابي مي کنند. اين طرح زماني اثر بخشي خود را دارد که يادگيرنده انگيزه بالايي داشته، اطلاعات به سادگي قابل درک بوده، مهارت ها بدون نياز به راهنمايي قابل يادگيري بوده و مي توان کار را مرحله به مرحله و با راهنمايي انجام داد.
در طرح يادگيرنده محور بيشتر روي وقايعي تمرکز مي کنند که همان گونه که متن پيش مي رود علاقه يادگيرنده را بيشتر جلب کنند. مسير آموزشي يادگيرنده محور شامل ترتيبي است که در ذيل مي آيد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-تعيين قابليت هاي يادگيرنده و ايجاد ترتيب بر اساس آن 2- تقسيم محتوا به صورت سلسله مراتبي قابل اجرا 3- پيشروي مرحله به مرحله براي فراگير 4- اجازه دسترسي آزاد به يادگيرنده براي کسب تجربه 5- اجازه مرور مطالب به يادگيرنده در هر زماني.
در يک سيستم آموزش الکترونيکي يادگيرنده محور، ما به يادگيرنده اجازه مي دهيم به صورت فعال عملکرده و به انتخابهايي از جمله: فکر در مورد يادگيري و محتوا، تست نتيجه گيري ها بر روي مسائلي که کار مي کند و تمرين براي تقويت مهارت ها و سرعت اجرا بپردازد.
بايد توجه داشت در زمان انتخاب و ساماندهي محتوا با هوشياري از دام عوامل ذيل اجتناب کرد:
– عدم توجه به ديدگاه يادگيرنده، تدريس مطالبي که يادگيرندگان آنرا مي دانند و تدريس مطالبي که يادگيرنده آنرا درک نمي کند.
– پيمايش در کاربردهاي آموزش الکترونيکي خدماتي هستند که علاوه بر بهبودي توان مولفه هاي ارائه و تعامل مستقيماً به يادگيرنده اجازه مي دهند تا بتواند پژوهش کند و مطالب را با هم مقايسه کند. از جمله خدمات پيمايش براي يادگيرنده عبارت است از :
*قابليت مرور و ارزيابي شخصي؛
– از آنچه که مي تواند يادگيري شود.
– چه مقدار با ارزش است؟
– چه مقدار طول خواهد کشيد؟

– چقدر محتوا سخت است؟
* وقتي وارد سيستم شديد، قابليت تعيين اينکه:
– چه مقدار خوانده ايد؟
– چه مقدار باقي مانده است؟
* و به طور کلي
– برگشت و مرور مطالب
– برگشتن و گزينه ها و پاسخ هاي ديگر را آزمايش کردن
– پرش به جلو، مرور و بازگشت
– نشان گذاري و بازگشت به محل هاي مورد علاقه
– استفاده از خدمات جانبي مانند واژه نامه و مثال ها
– شروع مجدد و ادامه از محلي که مشغول مطالعه بوديد.
1-4- تعامل آموزشي:
” غلبه بر تنبلي هاي ذهني، بيدار کردن علاقه به آموزش، تقويت توانايي هاي يادگيري و فراهم کردن محيط بهينه براي يادگيري است. تعامل آموزشي علاوه بر وقايع مشاهده مانند کليک کردن موس و کشيدن يک نماد شامل وقايع داخلي مانند به يادآوري، طبقه بندي، تحليل و تصميم گيري (فکرکردن) نيز مي شود. تعريف عملياتي تعامل آموزشي ” تعاملي که به طور فعال ذهن فراگير را تحرک مي کند تا کارهايي را انجام دهد که توانايي و آمادگي انجام وظايف به صورت مؤثر را تقويت کند.”
1-5- پورتال يادگيري الکترونيکي:
تعريف پورتال يادگيري الکترونيکي در اروپا به شرح زير است:
آموزش الکترونيکي به معني استفاده از فناوري هاي جديد چند رسانه اي و اينترنت به منظور بهبود کيفيت يادگيري از طريق تسهيل دسترسي به منابع و خدمات و همچنين مبادله و همکاري از راه دور است. بنابراين، آموزش الکترونيکي فراتر از آموزش مبتني بر وب است، که شامل فرآيندها و برنامه هاي کار بردي از جمله يادگيري مبتني بر کامپيوتر، يادگيري مبتني بر وب و همکاري هاي ديجيتال است.
تجزيه و تحليل شيوه هاي يادگيري الکترونيکي واقعي به سوي مطالعه الکترونيکي است، صحبت در مورد يک الگو براي آينده مي تواند مفيد باشد. آموزش الکترونيکي اجتماعي، که به معناي راه اندازي آموزش الکترونيکي اجتماعي فراگير در يک محيط اجتماعي بزرگ (مانند چندين کشور همزبان) است. بنابراين استراتژي آموزش الکترونيکي بايد مطالعه الکترونيکي را هدايت کند و مطالعه الکترونيکي نيز بر پايه محتواي الکترونيکي بنا نهاده مي شود که هر چه اين محتواها منسجم و دامنه وسيعتري در پيوند به يکديگر داشته باشنده اثر بخش تر بوده و در غير اينصورت به شکست کامل تبديل مي شود. پس بايد مراقب تجزيه و تحليل شيوه هاي يادگيري الکترونيکي واقعي نسبت به مطالعه الکترونيکي باشيد.
1-6- تحقيق انجام شده در اين پايان نامه
در اين تحقيق آنچه مورد نظر ماست شامل، محتواي سيستم هاي آموزش الکترونيکي سنتي که در يک سيستم بسته کليه روالها و ارائه محتواي آموزشي آن صورت مي گيرد، در مقايسه با، سيستم پيشنهادي که محتواي آموزش الکترونيکي را مبتني بر وب معنايي ارائه مي دهد مي باشد، و تلاش مي شود بهترين شيوه بکارگيري فناوري هاي وب معنايي را در غني سازي محتواي آموزش الکترونيکي با تکيه بر آمار و کاربردها ارائه نمايد.
از جمله راهکارهايي که مي توان براي پيشرفت، افزايش کيفيت و تسريع انتشار در بحث آموزش الکترونيکي به آن اشاره کرد خصوصي سازي2 محتواي آموزش الکترونيکي به کمک سيستم هاي انطباقي3 مبتني بر شبکه وب معنايي است. يک استاد اگر بخواهد دسترسي شخصي به منابع آنلاين با پيکره باز4 را در اختيار يادگيرندگان خود قرار دهد، نيازمند روشي آسان براي سازماندهي آنها در ابزاري انطباقي5 مي باشد.
قبل از ظهور شبکه وب، حجم منابع اطلاعاتي موجود براي کاربر يک سيستم سازگار محدود به متن از پيش نوشته شده اسناد، مسائل آموزشي، شرح آيتم ها و غيره بود. سيستم، محتواي خود را داشت و به هرگونه اسناد و مدارک خارج از خود دسترسي نداشت. ولي در شبکه وب هر سند يا فايل به طور بالقوه در دسترس هر سيستم انطباقي قرار دارد. چالش اصلي نحوه نگهداري و حفظ دسترسي سازگار6 به اسناد و فايل هاي جديد است. آنچه در اين بحث براي ما مهم است، روشهايي است که مي توان به کمک آنها از محتواي موجود در وب براي آموزش الکترونيکي بهره گرفت و آنرا در سيستم بکار برد، که از جمله آنها عبارتند از:
1- سازگار نمودن محتواي آموزشي7 با ايجاد يک مدل محتوا8 با استفاده از طبقه بندي موضوعات آموزشي به گروهها و طبقات بزرگ مانند سرفصل هاي آموزشي9 که مبنايي براي مدل سازي و سازگاري دانش يادگيرنده10 مي باشد. در اين روش ازهدايت انطباقي11 و جهت دهي شده به سوي مسائل و پرسش هاي آموزشي پشتيباني مي شود. [Lie95] [Che98] [Bil99] [Bru]
2- مدل سازي کاربر12 بر اساس ارزيابي دانش فرد يادگيرنده مبتني بر هستي شناسي13 با تکيه بر موضوعات و حوزه هايي که يادگيرنده در آنها تلاش براي يادگيري دارد نيز شيوه اي از آموزش الکترونيکي مبتني بر وب معنايي را ارائه مي کند که سيستم در آن مي تواند به صورت اتوماتيک به طور انطباقي خواندن منابع آنلاين را به يادگيرنده توصيه نمايد. در اين روش به منابع متعدد دانش مربوط به کاربر، محتوايي که بايد سازگار و منطبق شود و روشهايي که مي تواند براي تطابق بهتر با کاربر انفرادي دنبال شود تکيه مي کند. [Sch03] [Rub06]
از چالشهاي اصلي سازگاري مبتني بر محتوا، مدل سازي مناسب و کارآمد محتواي سازگار بر حسب قسمتهاي مختلف حوزه14 مربوطه است. مجموعه روابط و تعاملات يک يادگيرنده با محتواي سيستم سازگار مي تواند از رفتارهاي ثبت شده در جداول سيستم برگرفته شود. وظيفه سيستم سازگار تفسير اين داده ها و استفاده از آن براي پشتيباني از تعاملات آتي يادگيرنده است. سازگاري سنتي مبتني بر محتوا بر مدل هاي حوزه ترکيبي و روابط بين آيتم هاي محتوايي و مفاهيم آن حوزه تکيه مي کند. اين امر موجب مي شود که سيستم هاي سازگار بر حسب معاني حوزه به جاي محتوا استدلال کند و ويژگي هاي کاربران بر اساس تاريخچه رابطه و تعامل با سيستم، تعميم مي يابد.
در سيستمهاي سازگار يا انطباقي که بر اساس يک پيکره بسته15 از مجموعه محدود اقلام محتوايي فعاليت مي کنند، رابطه اقلام محتوايي با اجزاي آن حوزه به طور سنتي توسط يک کارشناس انساني در مرحله ثبت و نوشتن صورت مي گيرد. [Cra00]
امروزه دسترسي بر اساس شبکه وب يک استاندارد عملي براي اکثر سيستمهاي سازگار و انطباقي شده است. بعضي از آنها فناوري هايي را معرفي مي کنند که الهام گرفته از معماري و ساختار و امکانات قالب وب است مثل جهت دهي اجتماعي16، فيلترينگ مشارکتي17، مدل سازي کاربري توزيع شده، ولي ساير آنها از فناوري ها و تکنولوژي هاي سنتي انطباقي و سازگار در محيط هاي جديد استفاده مي کنند مانند سيستمهاي آموزش دهنده هوشمند18. [Che98] [Che98] [Mor04] [Que03]
در روش اول مدل هاي محتوايي مبتني بر موضوع، ايجاد محتواي سازگار براي طبقه بندي منابع آموزشي را بر اساس سرفصل ها و موضوعات مربوطه کاهش مي دهند. لازم به ذکر است گسترش و توسعه يک سيستم سازگار موجود که مبتني بر موضوع با يک محتواي جديد است، به کمک داده هاي پيوندي ارتقاء يافته و روشي در غني سازي محتوا به شمار مي رود.
در اين تحقيق در تلاشيم تا افزايش ميزان اثر بخشي، محتواي غني شده آموزش الکترونيکي بر پايه وب معنايي، نسبت به آموزش الکترونيکي به صورت ايستا را به اثبات رسانده و روش هاي به کارگيري آن را ارائه کنيم. ضمناً ما شيوه هاي ارائه شده را ارزيابي مي کنيم، تا تعيين کنيم ارائه دانش يادگيرندگان بر حسب سرفصل هاي موضوعي منجر به ارتقاء آموزش الکترونيکي با کيفيت خواهد شد يا خير؟
پيچيدگي ايجاد محتواي سازگار اساساً ريشه در پيچيدگي مدل هاي دامنه به کار رفته در سيستمهاي آموزشي انطباقي مدرن دارد. هرچه مدل سازي، مفصل تر و دقيق تر باشد، سيستم به شکل دقيق تر مي تواند دانش و اطلاعات يادگيرندگان را ارزيابي کند و در نتيجه به طور اثر بخش تري محتواي جديد غني شده خود را با هر يادگيرنده منطبق و سازگار مي کند. در هر صورت سوالاتي که
مطرح است عبارتند از اينکه: مفهوم و معناي کليدي غني سازي محتوا در کجا قرار دارد؟ بهترين رابطه جانشيني بين دقت مدل و پيچيدگي مدل و بين اثربخشي سازگاري محتوا و سهولت ساخت و توسعه چيست؟
هدف اصلي که مي توان در اين تحقيق بر روي آن تکيه کرد، اثبات و نشان دادن اين است که رويکردهاي پيشنهادي قادر به حمايت و پشتيباني از غني سازي محتواي آموزش الکترونيکي مبتني بر وب معنايي به منظور ارتقاء توان سيستم يادگيري الکترونيکي با کيفيت بهتر است.
1-7- ساختار پايان‌نامه
اين نوشتار شامل چهار فصل ديگر به شرح زير ميباشد: فصل دوم (پيش زمينه و بررسي کارهاي مشابه): در اين فصل در ابتدا مروري بر تاريخچه روشها، کاربردها و کارهاي انجام شده در اين حوزه اشاره مي شود و به دنبال آن کارهاي جديدي که صورت گرفته آورده مي شود.
فصل سوم ( روش پيشنهادي ): در اين فصل که شامل چند بخش اصلي ميباشد روش جديد پيشنهادي براي غني سازي محتواي الکترونيکي ارائه شده است.
فصل چهارم (پياده سازي و ارزيابي) : در اين فصل به جزئيات پياده سازي سيستم پيشنهادي و چگونگي نتايج ارزيابي روش پيشنهادي با استفاده روشهاي ارائه شده در ارزيابي مي پردازد.
فصل پنجم (نتيجه گيري و بررسي کارهاي آتي): در اين فصل نيز به نتيجه‌گيري متدهاي ارائه شده پرداخته شده و پيشنهادهايي براي کارهاي آتي ارائه شده است.


پاسخ دهید