دکتر حسن گودرزي
نام دانشجو:
گلافشان فيروزجائيانگلوگاه
شهريورماه 1391

تقدير و تشکّر
پس از حمدوثناي خداوند متعال، در ابتدا لازم ميدانم که از زحمات بيدريغ استاد گرانقدر جناب آقاي دکتر کمالجو که همواره و بيدريغ مرا مرهون راهنماييهايشان قرار دادهاند، تشکر کنم. از استاد گرامي جناب آقاي دکتر گودرزي که مشاوره اين پاياننامه را پذيرفتند، کمال تشکر را دارم. و نيز از اساتيد ارجمند آقايان دکتر يوسفي و دکتر مشايخي که داوري پاياننامه اينجانب را پذيرفتند،بينهايت سپاسگزارم.
همچنين بر خود لازم ميدانم که از همهي اساتيدي که در مراحل مختلف تحصيلي چراغ راه علم و دانش را بر من روشن کردهاند، به ويژه جناب آقاي دکتر جرفي که افتخار شاگردي درمحضر ايشان را داشتهام سپاسگزاري نمايم.

تقديم به:
پدر و مادر عزيزم؛
که در تمام مدت تحصيل مرهون کمک و ياري ايشان بودهام.
و همسر فداکارم و دخترم يسنا ؛
که وجود پر مهرشان مايهي دلگرمي و اميدم بوده است.

چکيده
مقامات حريري نوشته ابو محمد قاسم بن علي حريري بصري، اثري است گرانسنگ در موضوع مقامات که اين نويسندهي توانا آن را به تقليد از شيوهي بديعالزمان در پنجاه مقامه نگاشته، و در تصنع و تکلف از وي در گذشته و اين فن را به کمال رسانده است. هر مقامه در قالب داستاني کوتاه و مستقل است که شخصي به نام حارث بن همام، شيفتهي نوادر ادب، آن را روايت کرده است. و قهرمان داستانها، پيرمردي است شوخ، فرزانه، خطيب و داناي علوم و فنون ادبي به نام ابو زيد سروجي، که با خطابههاي شيرين خود همگان را ميفريبد.
قرآن کريم، مهمترين و بينظيرترين کتاب در نزد مسلمانان و به ويژه علما و ادبا است و کاملترين کتابي است که نازل شده و بلاغت و زيبايي آن همگان را شيفتهي خود نموده است و نويسندگان بسياري، از آن تأثير پذيرفتهاند. ابو القاسم حريري نيز از جمله کساني است که مقامات خويش را با تأثير پذيري از قرآن کريم بنا نهاده و از آيات و مضامين آن بهرهي وافر برده است.
در انجام اين پاياننامه، از روش کتابخانهاي براي گردآوري اطلاعات استفاده شده است. و سعي بر آن شده تا بينامتنيت قرآني را در مقامات حريري، که به حق يکي از کمنظيرترين آثار ادبي در ادبيات عرب، محسوب ميشود مورد بررسي و کند و کاو قرار دهد.
حريري از آيات نوراني قرآن کريم، بهره فراوان جسته است که در چهار گروه مورد بررسي قرار گرفته است:
1- استفاده از الفاظ قرآن کريم 2- استفاده از آيات قرآن کريم يا قسمتي از آن
3- استفاده از مفاهيم و مضامين آيات الهي 4- استفاده از الفاظ و مفاهيم آن.
پژوهشي که انجام شده، نشانگر اين است که کاربرد قرآن در کتاب مقامات حريري بسيار جالب توجه بوده، که شايد در اين بررسي فقط به بخشهايي از آن اشاره شده است. و اين امر بيان کنندهي توجه وافر اين شاعر به کلام خداوند ميباشد.
واژگان کليدي:
حريري، مقامات، قرآن کريم، بينامتنيت

فهرست مطالب
عنوانصفحه
مقدمه1
فصل اول کليات تحقيق4
1-1بيان مسأله4
1-2مقامه5
1-3کتاب “مقامات” حريري6
1-4تناصّ قرآني در مقامات حريري7
1-5سؤال پژوهش9
1-6 پژوهشهاي علمي انجام شده قبلي در ارتباط با پايان نامه (بطور مختصر)9
1-7 حدود پژوهش (در صورت لزوم) 9
1-8 فرضيات پژوهش9
1-9 اهداف اين پژوهش9
1-10 خلاصه مراحل روش پژوهش9
فصل 2 زندگي حريري11
2-1 درآمد11
2-2 زندگي حريري11
2-3 اساتيد حريري12
2-4 حريري و ديوان خلافت12
2-5 زشت رويي حريري12
2-6 آثار حريري13
2-7 ديگر اشعار او13
2-8 سبب تأليف کتاب مقامات حريري13
2-9 گنگي حريري در ديوان خلافت14
2-10 راويان حريري15
2-11 حريري و نهي از شراب15
2-12 موافقان و مخالفان مقامات حريري16
فصل3 مقامات و بينامتنيت18
3-1 درآمد…………………………………………….18

3-2 نگاهي کلي به نثر عباسي18
3-3 تصنيع در زندگي عربي19
3-4 تصنيع و دواوين خلافت عباسي19
3-5 جايگاه شاعران در نزد خلفا و امرا20
3-6 اوجگيري موج تصنيع20
3-7 تصنع………21
3-8 پيدايش و ظهور مقامات21
3-9 عوامل ظهور مقامات در عصر عباسي22
3-9-1 عامل اجتماعي22
3-9-2 عامل فرهنگي24
3-10 مقامه در لغت24
3-11 مقامه در اصطلاح25
3-12 سير تحول معنايي مقامه26
3-13 مقامه در قرآن26
3-14 قهرمان در مقامات عربي27
3-15 مبدع مقامات27
3-16 مقامات حريري28
3-17 راوي و قهرمان مقامات حريري28
3-18 شخصيت قهرمان داستان، واقعيت يا خيال28
3-19 نام مقامات29
3-20 موضوع مقامات29
3-21 ارزش ادبي مقامات29
3-22 سبک مقامات30
3-22-1 استفاده از کنايات و آيات قرآن30
3-22-2 استفاده از سجعهاي متوالي وصنايع بديعي31
3-22-3 استفاده از شعر در ميان نثر32
3-23 مقامات حريري راهي به درون وي33
3-24 خلاصه اي از مقامات حريري33
3-25 متأثران از مقامات حريري34
3-26 مقامات حريري و ادب اروپايي35
3-27آثار حريري36
3-28 بديع الزمان همداني36
3-29 سير مقامه نويسي پس از بديع الزمان37
3-30 حريري و مقايسة وي با بديع الزّمان37
3-31 تفاوت مقامات بديع الزمان همداني و حريري39
3-32متن و بينامتن40
3-33 تناص در لغت41
3-34تناص در اصطلاح42
3-35کريستوا و تعريف وي از بينامتنيت42
3-36بينامتنيت در ادبيات غرب43
3-37بينامتنيت در ادبيات عرب44
3-38انواع تناص45
فصل4 بررسي بينامتنيت قرآني(تناص) در کتاب مقامات حريري48
4-1 درآمد……48
4-2 تأثير مفردات و الفاظ48
4-2-1 المثاني49
4-2-2 فؤاد أُم موسي49
4-2-3 أُم القري49
4-2-4 إنّا للّه………50
4-2-5 السماء و الأرض50
4-2-6 سواد الوجه و البيض50
4-2-7 اصحاب الکهف50
4-2-8 المصابيح51
4-2-9 الإنشقاق51
4-2-10 ألَنَّا له51
4-3 تأثير آيات قرآن51
4-4 تأثير مفاهيم قرآني61
4-4-1 ياري جستن از خدا61
4-4-2 امر به معروف و نهي از منکر61
4-4-3 پنهان نبودن چيزي از خداوند62
4-4-4 بازداشتن نفس62
4-4-5 مرگ62
4-4-6 فريبنده بودن زندگي دنيا63
4-4-7 وفاي به عهد64
4-4-8 مهماني دادن حضرت ابراهيم64
4-4-9 استرجاع64
4-4-10 قيامت65
4-4-11 توبه66
4-4-12 سوگندهاي قرآني67
4-4-13 داخل شدن در منزل68
4-4-14 ربا خواري68
4-4-15 عيبجويي68
4-4-16 تحمل سختيها69
4-4-17 کوتاه کردن آرزوها69
4-4-18 زنده کردن مردگان69
4-4-19 فضل خداوند69
4-4-20 عمل نيک70
4-4-21 عدم غفلت خداوند70
4-4-22 وفاداري70
4-4-23 درخواست از خداوند71
4-4-24 روشن ساختن پيري با موي سپيد71
4-4-25 ياري خواستن از خداوند71
4-4-26 مأيوس بر نگرداندن72
4-4-27 پنهان نماندن چيزي از خداوند72
4-4-28 حفاظت از آتش جهنم72
4-4-29 صبر73
4-4-30 داستان حضرت يوسف73
4-4-31 حضرت موسي و خضر(عليهما السلام)73
4-4-32 بذل و بخشش74
4-4-33 بيثباتي دنيا74
4-4-34 سرپيچي از نفس74
4-4-35 بخشش و گذشت74
4-4-36 رسوايي دنيا75
4-5 تأثير الفاظ و مفاهيم75
4-5-1 آموختن بيان و الهام کردن روشني کلام75
4-5-2 هدايت به راه راست76
4-5-3 توانا بودن خداوند76
4-5-4 باز گشت به سوي خدا76
4-5-5 پنهان نبودن چيزي از خداوند77
4-5-6 مرگ77
4-5-7 نيکي77
4-5-8 حفظ امانت77
4-5-9 صبر77
4-5-10 سوگند به خداوند78
4-5-11 مقدم داشتن ديگران بر خود79
4-5-12 مُهر بر دلها80
4-5-13 خداي يگانه و بينياز80
4-5-14 گزاردن نماز80
4-5-15 بيهوش بر زمين افتادن قوم81
4-5-16 تواضع81
4-5-17 آشکار کردن راه راست از گمراهي81
4-5-18 هدايت شدگان81
4-5-19 شک باطلکنندگان82
4-5-20 مباح دانستن چيزهاي حرام هنگام نياز ضروري82
4-5-21 لا نه شرقي و نه غربي82
4-5-22 خداي آفريننده82
4-5-23 سخن حضرت مريم: اي کاش فراموش شده بودم83
4-5-24 برتري آخرت بر دنيا83
4-5-25 بهترين نگهبان83
4-5-26 وا نگذاشتن به حال خود83
4-5-27 فرعون و غرق شدنش در دريا84
4-5-28 در هم پيچيدن آسمان84
فصل5 نتيجهگيري86
5-1 نتيجه……….86
5-2 پيشنهادات آتي89
فهرست منابع و مآخذ90
منابع فارسي91
منابع عربي93
منابع اينترنتي91

فهرست شکلها
عنوان صفحهشکل 5-1 نمودار درصدي استفاده از آيات قرآن87

فهرست جدولها
عنوان صفحهجدول شماره 5-1 بررسي ميزان استفاده از آيات الهي88

مقدمه
قرن چهارم هجري، دورهي بسيار آشکاري از زندگي عرب و مسلمانان در تمامي جوانب از جمله ادبيات داستاني ميباشد. و تأثير دولت آل بويه در آن بسيار زياد بوده است؛ چرا که آنها رابطهي محکمي را بين تاريخ خود و تاريخ خلافت عباسي پيوند زدند که هيچ دولت ديگري در آن عصر، چنين پيوندي نداشت.
در اواخر قرن چهارم هجري در زبان عربي از متفرّعات فنّ قصص، فنّ نويي به وجود آمد كه بر آن نام “مقامات” نهادند. مقامات، به طور کلي از انواع داستانهاي کهن ميباشد که با نثر مصنوع آميخته با شعر در مورد يک قهرماني است که به صورت ناشناس در داستان ظاهر ميشود، حوادثي به وجود ميآورد و همينکه در پايان داستان شناخته ميشود، ناپديد ميگردد تا آنکه دوباره در هيبتي ديگر، در مقامه بعدي آشکار ميشود (شميسا، 1373، 207). لذا مقامات را ميتوان مجموعهاي از داستانهاي مجزّا دانست که داراي وحدت موضوع ميباشند. اين فن با داستاننويسي و افسانهپردازي از بعضي جهات مشابه و از پارهاي جهات مغاير بود.
مقامات بلافاصله پس از ابتكار و ابداع در زبان عربي، شهرتي تمام يافت و پيروان بسيار پيدا كرد و علّت آن اين بود كه در نثر عربي در اين عهد، ميل به تكلف در صنعت لفظي، شدّت يافته بود و ايجاد فنّ مقامات، راه را براي نويسندگان متصنّع هموار ميكرد. نيز به نظر ميرسد كه استغاثههاي مسجّع گدايان، براي ظهور سبك مخصوصي كه “بديع الزّمان همداني” در مقامات خود به وجود آورد بسيار مؤثّر بوده است. (ابراهيمي حريري، 1364، 8)
بينامتنيت )تناص) يك اصطلاح ادبي است كه نخستين بار در زبان فرانسوي و در آثار اوليه ژوليا کريستوا، در اواسط تا اواخر دههي شصت مطرح شد.
بايد بدانيم که متون، در تشکيل يک متن دخيلاند و اين گفته به مثابهي معيارها و مقايسههايي نميباشد که شخص نويسنده براي تأليف متون جديد و خاص، چارهاي جز اين نداشته باشد که به اين تبعيت و پيروي کردن روي بياورد؛ بلکه مادهي اوليهاي که در توليد متون جديد به کار ميگيرد بر اساس نقشهاي است که آن را در ذهن و وجود خود ترسيم نموده است. (اکبري، 1380، 6)
کتاب مقامات حريري در زمرهي بهترين آثاري است که به زبان عربي و در قالب نثر نگاشته شده است. اين کتاب شامل پنجاه مقامه و به صورت داستان ميباشد که راوي آن حارث بن همام و قهرمان آن ابوزيد سروجي است.
با توجه به اينکه در خصوص بينامتنيت قرآني در مقامات حريري سخن چنداني به ميان نيامده است، در اين تحقيق بدين مطالب پرداخته شد. در فصل اول به کليات تحقيق پرداخته شده است. در فصل دوم راجع به زندگي و ادب حريري، مختصري سخن گفته شد. در فصل سوم به مقامه و سير تاريخي آن و نکاتي در اين باره پرداخته شد. در ادامهي همين فصل دربارهي بينامتنيت نيز سخن به ميان آمد. در فصل چهارم چگونگي تأثير متن غايب (قرآن کريم) بر متن حاضر (مقامات حريري) از چهار منظر: تأثير مفردات و الفاظ قرآني، تأثير آيات يا قسمتي از آن، تأثير مفاهيم قرآني، تأثير الفاظ و مفاهيم مورد بررسي قرار ميگيرد. و در پايان، در فصل پنجم نتيجه بحث و بررسي گنجانده شده است.

فصل1
کليات تحقيق

فصل اول کليات

1-1 بيان مسأله
اصطلاح تناص يا بينامتنيت1، که از آن به ارتباط متون نيز تعبير ميشود، از ديرباز آبشخور بسياري از پژوهشگران معاصر و گذشته بوده است. ژوليا کريستوا2 بنيانگذار اين نظريه است و انسانهاي مانند عبدالعزيز گرگاني تا محمد بنيس مغربي همه اينان دستي در اين مبحث داشتهاند. (حسيني، 1386، 58)
اصطلاح بينامتنيت يك اصطلاح ادبي است كه نخستين بار در زبان فرانسوي و در آثار اوليه ژوليا کريستوا، در اواسط تا اواخر دههي شصت مطرح شد. کريستوا، در مقالاتي چون “متن در بند” و “واژه مکالمه، رمان” آثار نظريه پرداز اديب روسي، ميخائيل باختين3 را به دنياي فرانسوي معرفي ميکند. (آلن، 1380، 24)
همهي گفتهها وابسته به ديگر گفتهها يا خطابکننده به آنها هستند. هيچ گفتهاي يکتا و واحد نيست. همهي گفتهها از رهگذر ديگر آواهاي رقيب و متعارض مطرح ميشوند همانگونه که باختين مينويسد. (همان، 41)
اصطلاح بينامتني زماني به کار ميرود که در خوانش يک متن به ساير متون و نوشتهها توجه شود و مشابهتها و مغايرتهاي ميان آنها کشف گردد. بر اساس اين نظريه، هر متني برخاسته و شکل گرفته از متون پيشينيان است. بر پايهي اصل اساسي بينامتنيت هيچ متني بدون پيشمتن نيست و همواره متنها بر پايههاي متنهاي گذشته بنا ميشوند. (ناطق مطلق، 1383، 33)
متون، در واقع متشکل از همان چيزي هستند که نظريهپردازان اکنون آن را بينامتنيت مينامند. نظريهپردازان، مدعي آنند که عمل خوانش، ما را به شبکهاي از روابط متني وارد ميکند. تأويل يک متن، کشفکردن معنا يا معاني آن، در واقع رديابي همان روابط است؛ بنابراين خوانش، به صورت يک فرايند حرکت ميان متون در ميآيد. معنا نيز به چيزي بدل ميشود که ميان يک متن و همهي متون مورد اشاره و مرتبط با آن متن، موجوديت مييابد و اين برون رفت از متن مستقل، و ورود به شبکهاي از روابط متني است؛ متن به بينامتن بدل ميشود. (آلن، 1380، 5)
اصطلاح بينامتنيت، تعاريف گوناگوني يافته که عمومأ به اصطلاحاتي چون “تخيل”، “تاريخ” يا “پسامدرنيسم” منتسب ميشود. به تعبير منتقد آمريکايي هارولد بلوم4، معنايي کمتر از حد و نمودي بيش از حد يافتهاند. بينامتنيت به عنوان يکي از ايدههاي محوري موجود در نظريه ادبي معاصر، اصطلاح شفافي نيست. بنابراين، به رغم بهرهگيري مطمئنانه بسياري از نظريهپردازان و منتقدان از آن، نميتواند به شيوهي درستي مطرح شود. چنين اصطلاحي در معرض اين خطر قرار دارد که معنايش بيش از آني نباشد که هر منتقد خاصي ميخواهد از آن مراد کند. بينامتنيت، تداخل متنهاي ادبي قديم يا جديد، شعر يا نثر با متن اصلي است تا جايي که متن جديد، انسجام و نظم خود را از دست ندهد و تا حدي بر فکري که شاعر طرح کرده است دلالت کند. (همان، 6)

1-2 مقامه
مقامه در لغت به معني “مجلس” و”جماعت حاضر در مجلس” و نيز”سخن راندن” است و از قيام سخنور در ميان جمع گرفته شده است. (دهخدا، 1377، ج 14، ذيل واژه مقامه) معني ديگر آن، خطبه‌ها و گفته‌هايي است كه در مجلس‌ها بر زبان رانده مي‌شود. (ضيف، 1980، 300)
مقامات در اصل، فنّي از انواع فنّ قصص است ولي با آن تفاوت دارد زيرا در فنّ قصص بيان رشته داستاني ضروري است اما در فنّ مقامات جنبه داستان به اندازهاي ضعيف است كه خواننده تمايلي به شنيدن موضوع داستان احساس نمي‌كند بلكه بيشتر در پي حلّ دشواري‌هاي لفظي و تركيبات متن و يافتن صنايع لفظي و بديعي آن است. اما از نظر داستاني مقامات را قصه‌هاي كوتاهي دانسته‌اند كه در آنها راوي معيني، شخص واحدي را در حالات گوناگون وصف مي‌كند و بر اثر الفاظ گوينده داستان به درازا مي‌كشد. (ابراهيمي، 1383، 11) در مقامه نويسنده تلاش مي‌كند تا آنجا كه امكان دارد به زيبايي لفظي توجّه كند لذا موضوع داستان فراموش مي‌شود و تا حدّ اغراق، به اسلوب و ظاهر كلام پرداخته مي‌شود.
مقامه در اصطلاح ادبي، نوع خاصّي از داستان‌هاي کوتاه با نثري مسجّع است که حوادث آن در يک مجلس واحد دور مي‌زند. (ابن منظور، 1997، ج 12، 243 (از معروف‌ترين مقامه‌نويسان عرب، حريري است که بر مقامات وي شرح‌ها و حاشيه‌ها نگاشتند. (الفاخوري، بيتا، 540) از جمله آن‌ها مي‌توان شرح الشريشي و ناصيف يازجي را نام برد. (حريري ، 1364، 9)

1-3 کتاب “مقامات” حريري
يكي از شاهكارهاي حريري، مقامات اوست كه از مهم‌ترين آثار منثور عربي است. اين کتاب مشتمل بر پنجاه مقامه است وحريري نگارش اين كتاب را بين سال‌هاي ??? تا ??? هجري به زبان عربي به پايان رسانيده است. (الفاخوري، بيتا، 540)
حريري کتاب “مقامات” را به دستور يكي از خلفا و وزرا نوشته است، ولي به طور دقيق مشخص نيست به حمايت و اشاره چه كسي بوده است. حريري در مقدمه مقامات، بدون آن‌كه از كسي نام ببرد، به طور مبهم اين موضوع را ذكر مي كند: ” فأشار مَن إشارتُه حكمٌ وطاعتُه غنم…”. (حريري، 1364، 11)
در اين مورد مي‌توان نظر بهترين شارح مقامات حريري يعني “احمد بن عبد المؤمن القيسي الشريشي” را پذيرفت كه اين كار به تشويق خليفه “المستظهر بالله” صورت تحقق پذيرفته است. وتقريباً از ساير حدسيّات دقيق‌تر است و مقرون به صحّت مينمايد. (همان، 8) هر چند كه شوقي ضيف، مشوّق او را سياستمدار ايراني، انوشيروان پسر خالد مي‌داند. (ضيف، 1980، 300)
مقامات حريري از نظم خاصي برخوردار است و اين موضوع در تمام داستان‌هاي وي به چشم مي‌خورد. آغاز داستان با تحريك و فعاليت و گردش ومسافرت كه لازمه جواني است، شروع مي‌شود و آخر آن با استراحت و گوشه‌نشيني و توبه از اعمال گذشته و استغفار پايان مي‌پذيرد. (حريري، 1364، 9)

1-4 تناصّ قرآني در مقامات حريري
با بررسي مقامات حريري ملاحظه مي‌شود كه حريري مقامات خويش را با استفاده از آيات نوراني‌ قرآن كريم به بلاغت و فصاحت و شيوايي آراسته مي‌كند.
بينامتني بين مقامات حريري و قرآن کريم از نوع بينامتني خارجي است و در اين پايان نامه تلاش بر آن است تا چگونگي تأثير متن غايب (قرآن کريم) بر متن حاضر (مقامات حريري) مورد بررسي قرار گيرد. به‌طور كلّي اين تأثير به چهار بخش: 1- تأثير مفردات و الفاظ قرآني 2- تأثير آيات يا قسمتي از آن 3- تأثير مفاهيم قرآني 4- تأثير الفاظ و مفاهيم، تقسيم مي‌شود.
* تأثير مفردات و الفاظ:
كلمات و الفاظ زيادي از قرآن کريم در مقامات حريري جلوه‌گري مي‌كند كه در اين بخش به برخي از آنها اشاره مي‌شود.
حريري در مقامه كوفيه مي‌نويسد:
و حُرمَــةِ الشَّـــيْخِ الذِي سَـــنَّ القِرَي وَ اَسَّــسَ المَــحـْجُوجَ فــي اُمِّ الـــقُــرَي
سوگند به حرمت آن پيري(ابراهيم صلوات الله عليه) كه مهماني دادن را سنّت نهاد و خانه زيارت كرده را در مكّه كه مادر آبادي‌هاست بنيان نهاد. (حريري، 1364، 44)
در اين بيت، حريري از مفردات قرآن، بهره جسته و به شيوايي كلام خويش افزوده است. منظوراز اُمّالقري مكّه معظّمه است كه در قرآن نيز به‌كار رفته است. چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد:
(لِتُنْذِرَ اُمَّ القُري و مَنْ حولها). ( انعام /92)
اُمّ به معني مركز است. مكّه معظّمه را از آن جهت”امُّ القُري” گويند كه مركز آبادي‌هاي حجاز بود. (قرشي، 1384،ج1، 116)
* تأثير آيات قرآن:
در بررسي مقامات حريري، چنانكه ملاحظه مي‌شود حريري نه تنها از مفردات قرآني استفاده كرده بلكه در بعضي مواقع، عين آيات قرآن يا قسمتي از آن را در متن مقامات به‌كار گرفته است.
حريري در مقامه صنعانيه مي‌نويسد: و تُزَحْزِحُ عن الظُّلْم ِثمَّ تَغْشَاهُ وَ تَخْشَي النَّاسَ وَ اللهُ أحَقُّ أنْ تَخْشَاهُ: تو از ستم روي مي‌گرداني سپس به آن روي مي‌آوري و از مردم بيمناکي حال آن که خداوند سزاوارتر است که از او بترسي. (حريري، 1364، 18)
حريري در اين مقامه عبارت “وَ تَخْشَي النَّاسَ وَ اللهُ أحَقُّ أنْ تَخْشَاهُ ” را دقيقا از قرآن كريم گرفته است. خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد:
(وَ تَخْشَي النَّاسَ وَ اللهُ أحَقُّ أنْ تَخْشَاهُ ). (احزاب / 37)
از مردم مي‌ترسي در حالي‌كه خدا سزاوارتر است كه از او بترسي.
* تأثير مفاهيم قرآني:
با تامّل در مقامات حريري ملاحظه مي‌شود كه حريري نه تنها از آيات قرآن به طور مستقيم در متن مقامات بهره جسته است، بلكه از مفاهيم قرآني نيز بي بهره نبوده است. هر چند كه به‌كار گرفتن آيات قرآن در متن مقامات، بيش از پيش به ارزش ادبي آن مي‌افزايد امّا استعمال مفاهيم و مضامين آيات قرآن نيز به نوعي بر زيبايي و شيوايي مقامات حريري افزوده است كه در اين بخش به نمونه‌هايي از آن اشاره مي‌شود.
حريري در مقامه كرجيه مي‌نويسد:
قال: اللَّهُمَّ! يَا مَن غَمَرَ بِنَوَالِهِ وَ أَمَرَ بِسُؤالِه: گفت بار خدايا اي کسي که با عطا و بخشش خود، مردم را پوشانده است و به خواستن و گدايي کردن از خود دستور داده است. (حريري، 1364، 201) اين عبارت اشاره به سخن خداوند متعال دارد كه مي‌فرمايد:
(وَ سئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ): و از فضل خدا در خواست کنيد. (النساء / 32)
* تأثير الفاظ و مفاهيم:
حريري همانگونه که از الفاظ و مفاهيم، هر يک به صورت جداگانه بهره گرفته بلکه در پارهاي موارد براي شيوايي کلام خويش از الفاظ و مفاهيم به صورت يکجا بهرهمند گشته است.
حريري در مقدمه مقامات خويش مينويسد: إنک علي کُلِّ شيءٍ قَدِير: به راستي که بر هر چيزي قادري. (حريري،1364، 203)
اين عبارت برگرفته از الفاظ و مفهوم آيه20 سوره بقره ميباشد. . الله تعالي در قرآن کريم ميفرمايد:
(إنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيءٍ قَدِير): که خدا بر هر چيز تواناست. (بقره/20)

1-5 سؤال پژوهش
1- حريري در مقامات خود از آيات قرآن به چه صورتهايي استفاده کرده است؟
2- تناص قرآني در مقامات حريري، از چه نوع تناصي ميباشد؟
1-6 پژوهشهاي علمي انجام شده قبلي در ارتباط با پايان نامه (بطور مختصر)
با توجه به شهرت مقامات حريري، در برخي کتب ادبي و تاريخي اشاراتي به اين کتاب شده اما در ارتباط با بينامتنيت قرآني در مقامات حريري، کتاب يا مقاله مستقلي نوشته نشده است.

1-7 حدود پژوهش (در صورت لزوم) :
تمام کتاب مقامات حريري.

1-8 فرضيات پژوهش:
1- حريري در مقامات خود از آيات قرآن به اشکال گوناگون استفاده کرده است.
2- تناص قرآني حريري از نوع تناص خارجي است و آن تناصي است که متن به مراجع و منابع شعري، ادبي، ديني و . . . مي‌پردازد.

1-9 اهداف اين پژوهش:
نشان دادن كاربرد قرآن در کتاب مقامات حريري كه بيان كننده‌ى توجه فراوان اين شاعر به كلام خداوند مى‌باشد.
1-10 خلاصه مراحل روش پژوهش:
يافتن الفاظ، مفاهيم و عبارات قرانى درکتاب مقامات حريري و دسته‌بندى آنها و پژوهشي كوتاهى در زندگى و ادبيات حريري و يافتن نتيجه.

فصل 2
زندگي حريري

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم زندگي حريري

2-1 درآمد
حريري بصري از ادبا و لغويان نامي قرن پنجم است. اکثر منابع وي را به نسبت حريري ذکر کردهاند که دال بر پيشه حريرفروشي پدرانش بوده، ولي برخي مانند ياقوت حموي او را “ابنالحريري” خواندهاند.

2-2 زندگي حريري
وي قاسم بن علي بن محمد بن حريري است که در سال 446 هجري در يکي از نواحي بصره به نام مشان (ميشان) ديده به جهان گشود و در سال 516 هجري چشم از جهان فرو بست. در عنفوان جواني به بصره رفت و علم حديث، ادبيات و زبان را فراگرفت. (ضيف، 1980، 292)
او ساکن محله بني حرام بوده، و بدين خاطر او را حرامي گفتند. و بني حرام قبيلهاي از عرب ميباشند که بدانها نسبت يافت. حريري دو پسر دارد به نامهاي نجم الدين عبدالله و قاضي القضاه بصره ضياء الاسلام عبيدالله. (ابنخلکان، بيتا، 586)
حريري صاحب ثروت بسيار بود چنانکه در همين شهرک، هيجده هزار درخت خرما داشت. (همان)

2-3 اساتيد حريري
حريري ادب و علوم و فنون ادبي را نزد ابوالحسن علي بن فضال مجاشعي فراگرفت و فقه را از محضر دو فقيه بزرگ شافعي، ابواسحاق بن علي بن شيرازي و ابنصباغ آموخت. (حريري، 1389، 18)

2-4 حريري و ديوان خلافت
ديري نپاييد که حريري به سبب هوش و ذکاوتش در ديوان خلافت صاحبخبر شد و آن شغلي چون اداره اطلاعات يا انتشارات در عصر حديث است و اين شغل تا آخر دوره متقي بالله در فرزندانش ادامه يافت. (ضيف، 1980، 292)

2-5 زشت رويي حريري
حکايت شده که وي شخصي زشتروي، بوده و شخصي ناآشنا به ديدارش آمد تا چيزي از وي فرا گيرد، هنگاميکه او را ديد، وي را خوار و کوچک شمرد. حريري اين مطلب را فهميد و هنگاميکه آن شخص از او خواست که به وي املاء کند گفت:
ما انت اول سـار نحره قـــــمر و رائـــد اعجبته خضـــرة الدمن
فاختر لنفسک غيري انني رجل مثل المعيدي فاسمع بي و لاترني
( ابنخلکان، بيتا، 586)
ترجمه: تو اولين شخصي نيستي که ماه (حريري) با او روبرو شده، وهمچنين نخستين پيشاهنگي نيستي که سبزهي روييده بر زبالهها (کنايه از ظاهري زيبا و باطني کور) او را به شگفتي واداشته است.
براي خويش، شخصي غير از مرا بر گزين چون که من شخصي چون معيدي هستم؛ در مورد من بشنو اما مرا ملاقات نکن.
پس از آن، مرد خجالت کشيد و روانه شد.
آنچه از زشتي حريري کاست اين بود که او شخصي بسيار زيرک بوده، و گفته شده که به خاطر زيرکياش بزرگي يافت و همچنين هوش و ذکاوتش در شرق و غرب خوش درخشيد. (ضيف، 1980، 293)
2-6 آثار حريري
وي در نهايت زيرکي و تيزفهمي بوده که از آن در دو جهت بهره برد؛ جهت اول، در ادب خود يعني شعر و نثرش که مجموعهاي از اشعار و رسائل را از خود بر جاي گذاشت و همچنين کتاب مقامات. از جهت دوم تأليف در نحو ميباشد که کتاب “ملحة الاعراب” را از خود بر جاي گذاشت که آن قصيدهاي است در نحو، و نيز “شرح کتاب ملحة الاعراب”. (همان، 293)
وي همچنين کتابي در نقد دارد به نام “درة الغواص في أوهام الخواص” که در آن نويسندگان را بر ميشمارد. (الفاخوري،1381، 540)

2-7 ديگر اشعار او
حريري همچنين اشعار بسياري دارد به غير از شعرهاي که در مقامات آورده است که از آن جمله است:
قال العواذل ما هذا الغرام بـه اما تري الشعر في خديه قد نبتا
فقلت والله لو ان المفنــد لـي تامل الرشـد في عينيه ما ثبتـا
و من اقام بارض وهي مجدبـة فکيف يرحل عنها و الربيع اتـي
(ابن خلکان، بيتا، 586)
ترجمه: سرزنشگران گفتند اين چه عشقي است که به او داري، آيا نميبيني که شعر در گونههايش رشد کرده است.
گفتم به خدا سوگند اگر سرزنشگر من، عقل و خرد را در چشمانش ميديد، ايستادگي و مقاومت نميکرد. کسي که در سرزميني خشک اقامت گزيند، وقتي بهار بيايد، چگونه ميتواند از آنجا کوچ کند و به جايي ديگر برود.

2-8 سبب تأليف کتاب مقامات حريري
سبب تأليف کتاب مقامات، آنطورکه فرزندش ابوالقاسم عبدالله حکايت کرد چنين است: روزي پدرم در مسجد بني حرام نشسته بود پيرمردي ژندهپوش با اهبت سفرو فصاحت کلام و حسن عبارت، داخل مسجد شد جماعت حاضر از وي پرسيدند: اي پير از کجايي؟ گفت: از سروج هستم؛ از کنيهاش پرسيدند؛ گفت: ابوزيد. پس از آن پدرم مقامهي معروف به حراميه را نوشت که مقامهي چهل و هشتم ميباشد و به ابوزيد سروجي نسبت داد. اين مقامه مشهور شد و خبرش به وزير شرف الدين ابونصر انوشيروان بن خالد بن محمد قاشاني، وزير خليفه المسترشد بالله رسيد و آن را پسنديد و از پدرم خواست تا مقامههاي ديگر به آنان اضافه کند و او نيز با پنجاه مقامه به پايان رسانيد. (همان ، 585)
ابن خلکان ميگويد در يکي از ماههاي سال 656 هجري در قاهره نسخهاي از مقامات ديدم، که همهي آن به خط نويسندهي آن بود و با خط خود حريري، بر پشت آن نوشته شده بود: که او اين مقامات را براي وزير جلالالدين عميد الدوله ابي علي الحسن بن ابي العز علي بن صدقه وزير المسترشد نوشته است. و شکي نيست که اين روايت از روايت نخست درستتر است به خاطر اينکه به خط خود مصنف ميباشد. (همان، 585)

2-9 گنگي حريري در ديوان خلافت
حريري هنگامي که چهل مقامه از مقامات را به پايان رسانيد، آن را با خويش از بصره به بغداد برد و دعوي تأليف آن را کرد؛ اما گروهي از ادباي آنجا ادعاي وي را نپذيرفتند. و گفتند تصنيف او نيست و متعلق به مردي مغربي از اهل بلاغت است که در بصره وفات يافت و اوراق تأليف او به دست حريري افتاده و به خود نسبت داده است. در اين وقت وزير ديوان، حريري را خواند و از صناعت وي پرسيد. گفت: من مردي از اهل انشاء ميباشم. وزير انشاء واقعهاي را اقتراح و طرح کرده و گفت در اين موضوع به سبک مقامه چيزي بنويس. وي تنها در گوشهاي از ديوان نشست و قلم و دوات و کاغذ گرفت و ديري در انديشه فرو رفت. هرچند کوشيد کلمهاي هم او را نگشود و خجل و سرافکنده برخاست و يکي از مخالفين وي يعني ابوالقاسم علي بن افلح شاعر در اين وقت گفت:
شيــخ لنـا من ربيعــةالفـرس ينتــف عثـنونــه من الهـوس5
انطقــه ا? بالمــشان کمـــا رمــاه وسـط الديوان بالخـرس
ترجمه: ما پيري داريم از ربيعةالفرس که ريشهايش را از روي هوس ميکند. خداوند او را در قريهي مشان به سخن آورد، آنطور که در وسط ديوان او را گنگ رها کرد.
حريري چون به بصره بازگشت ده مقامه ديگر تصنيف کرد و به وزير فرستاد و از عي و گنگي خويش عذر خواست و گفت مهابت ديوان و حشمت وزير، مرا از نوشتن جواب اقتراح بازداشت. (همان، 585)

2-10 راويان حريري
به خاطر اهميت کتاب مقامات و وسعت کاري که حريري انجام داده، راويان زيادي از وي روايت کردند. پسرش ابو القاسم عبد الله، و وزير علي بن طراد، و قوام الدين علي بن صدقه، و حافظ بن ناصر، و ابو العباس مندائي، و ابوبکر بن النقور، و محمد بن اسعد عراقي، و مبارک بن اسعد أزجي، و علي بن مظفر ظهيري، و احمد بن ناعم، و منوچهر بن ترکانشاه، و ابو الکرم کرابيسي، و ابو علي بن متوکل و ديگران از جمله کساني ميباشند که از وي روايت کردند. (حريري، بيتا، 5)
گفته شده که او به هفتصد تن از يارانش اجازه داده که از وي روايت کنند و اين امر بينکنندهي جايگاه ادبي والايي بود که وي و مقاماتش از آن بهرهمند گشتند. (ضيف، 1428، 474)

2-11 حريري و نهي از شراب
آوردهاند که شنيد يکي از يارانش به نام مطهر بن سلام بصري در بزم شراب نشسته، شراب خورده و مست شده است. اين ابيات را در حال سرود و براي او فرستاد:
ابا زيـــدٍ اعلَم أنَّ من شَرِبَ الطِّلا تُدَنِّسُ فافهَم سِرَّ قولي المُهَذَّبِ
و من قبلُ سُمِّيتَ المُطَهّرِ و الفَتَي يُصـدَّقُ بالأفعـال تسـمية الأبِ
فلا تحسُها کَيــما تکون مطهَّــراً و إلّا فغَيِّـر ذلک الإسمَ و اشرَبِ
ترجمه: اي ابو زيد بدان کسي که شراب مينوشد آلوده شود پس سخن دور از آلودگي مرا درياب.
تو را پيش از اين مطهر و جوانمرد گفتهاند. با افعال خود نامي را که پدر بر او نهاده است تصديق ميکند.
شراب مياشام تا مطهر باشي وگرنه نامت را تغيير ده و شراب بنوش.

2-12 موافقان و مخالفان مقامات حريري
مقامات حريري بعد از نمونههاي ابوالعلاء، مهمترين نمونهي ادبي است که در عصر عباسي ظهور پيدا کرد که از زمان آغاز پيدايش، مورد ستايش قرار گرفت و با عبارات گوناگوني از آن تمجيد کردند. شايد شگفتانگيزترين آن، چيزي باشد که زمخشري بيان داشته که تقريبا همعصر با حريري بوده است:
أُقســـم بالـله و آياتِـــــه و مَعشَـر الحـجِّ و ميقاتِــهِ
إنَّ الحـريريَّ حَـرِيٌ بــأن نکــتُبَ بالتِبـــر مقاماتِــه


پاسخ دهید