3- 2- 2 تاثير کود نيتروژن بر بيماري اسکلروتينيا …………………………………………………………….. 35
3- 2 روابط بين شدت و وقوع بيماري ……………………………………………………………………………. 37
4-2 مدل هاي انتگرالي يا سطح زير منحني ……………………………………………………………………… 38
فصل سوم – مواد و روش ها
1-3 زمان و موقعيت جغرافيايي مکان اجراي طرح ……………………………………………………………. 41
2-3 مشخصات رقم مورد مطالعه ……………………………………………………………………………………. 41
3-3 انجام طرح و نقشه آماري ……………………………………………………………………………………….. 42
4-3 يادداشت برداري ميزان بيماري ………………………………………………………………………………… 42
5-3 محاسبه آماري نرم افزار هاي مورد استفاده ………………………………………………………………… 44
6-3 بررسي خصوصيات مورد مطالعه ……………………………………………………………………………… 44
فصل چهارم – نتايج
1-4 اثر فاکتورهاي زراعي در ميزان وقوع و شدت بيماري اسکلروتينيا ………………………………… 46
2- 4 سطح زير منحني پيشرفت بيماري …………………………………………………………………………… 47
3-4 رايطه بين وقوع – شدت بيماري ……………………………………………………………………………. 50
فصل پنجم – بحث
1-5 تاثير فاکتورهاي زراعي بر ميزان بيماري اسکلروتينيايي ساقه کلزا ………………………………….53

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-5 رابطه بين وقوع – شدت بيماري ……………………………………………………………………………… 54
3-5 سطح زير منحني پيشترفت بيماري …………………………………………………………………………. 55
منابع مورد استفاده
فهرست جداول
عنوان صفحه
1-3 داده هاي آب و هوايي ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان ………………………………………… 41
1-4تجزيه واريانس (آنوا) تاثير فاکتورهاي زراعي بر ميزان بيماري اسکلروتينيايي ساقه کلزا…… 46
2-4 تجزيه واريانس (آنوا). اثر متقابل فاکتورهاي زراعي برميزانAUDPC و SAUDPC …48
ح
فهرست اشکال
عنوان صفحه
1-2 علائم بيماري پوسيدگي اسکلروتينياي ساقه کلزا ………………………………………………………..10
2-2 چرخه بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه کلزا ناشي از قارچ S. Sclerotiorum ……11
1-3 فرم يادداشت برداري بيماري پوسيدگي سفيد ساقه کلزا …………………………………………… 43
1-4 مقايسه ميانگين درصد وقوع بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه کلزا در تاريخ کاشت هاي مختلف ……………………………………………………………………………………………………………… 47
2-4 مقايسه ميانگين درصد شدت بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه کلزا در تاريخ کاشت هاي مختلف ……………………………………………………………………………………………………………….47
3-4 مقايسه ميانگين سطح زير منحني پيشرفت بيماري در تاريخ کاشت هاي مختلف………….. 49
4-4 مقايسه ميانگين سطح زير منحني پيشرفت بيماري استاندارد در تاريخ کاشت هاي
مختلف …………………………………………………………………………………………………………………….. 49
5-4 تجزيه رگرسيون بين مقادير وقوع و شدت بيماري پوسيدگي اسكلروتينيايي ساقه كلزادر کل تيمارها …………………………………………………………………………………………………………………….. 50
ط
چکيده
بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه کلزا ناشي از قارچ Sclerotinia sclerotiorum يکي از مهم ترين بيماري هاي کلزا در شمال کشور است که در بعضي از سال ها خسارت زيادي به اين محصول وارد مي نمايد. به منظور بررسي اثر عوامل زراعي بر بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه کلزا (رقم هايولا 401)، آزمايشي به صورت اسپيلت فاکتوريل پلات در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي درسه تکرار و در سال زراعي 89-1388 در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان اجرا شد. چهار تاريخ کاشت 15 آبان، 30 آبان، 15 آذر و30 آذر در کرت هاي اصلي و چهار مقدار مختلف کود نيتروژن (صفر،40 ،80 و120 کيلوگرم نيتروژن خالص در هکتار) در دو مرحلهي رشدي قبل از ساقهدهي و قبل از گلدهي (هر کدام نصف مقدار تيمار)و دو تراکم (33 و66 بوته در مترمربع) به صورت فاکتوريل ترکيب شده و در کرت هاي فرعي قرار گرفتند. نتايج نشان داد، اختلاف آماري معني داري بين تاريخ کاشت ها از نظر ميزان وقوع بيماري و شدت آن وجود دارد. بيشترين و کمترين ميزان وقوع بيماري در تاريخ کاشت سوم و چهارم به ترتيب با 08/2 و صفر درصد مشاهده شد و تاريخ کاشت سوم و چهارم به ترتيب با 53/1 و صفر درصد بيشترين و کمترين ميزان شدت بيماري را داشتند. همچنين بيشترين و کمترين ميزان AUDPC در تاريخ کاشت سوم و چهارم با ميزان 23 و صفر درصد ديده شد. ميزان SAUDPC در تاريخ کاشت سوم و چهارم به بيشترين و کمترين مقدار 8/1 و صفر بود. تجزيه رگرسيون بين مقادير وقوع و شدت بيماري پوسيدگي اسكلروتينيايي ساقه كلزا در کل تيمارها به ميزان R2 = %85 گزارش شد. در شرايط آب و هوايي گلستان استفاده از تاريخ کاشت هاي دير هنگام نقش موثري در کاهش آلودگي کلزا توسط اين بيماري دارد.
فصل اول
مقدمه
مقدمه
دانه‌هاي روغني پس از غلات دومين ذخاير غذايي جهان را تشكيل مي دهند. اين محصولات علاوه بر دارا بودن ذخاير غني اسيدهاي چرب حاوي پروتئين نيز مي باشند. در حال حاضر مصرف سرانه روغن خوراكي كشور 17 كيلوگرم برآورد شده است. لذا با توجه به جمعيت كشور، نياز به حدود يك ميليون و يکصد هزار تن روغن در سال مي باشد. واردات بيش از 85 درصد از روغن نباتي مورد مصرف در كشور، لزوم توجه به دانه‌هاي روغني جديد را امري الزامي مي سازد. در اين ميان كلزا از خانوادهCruciferae با نام علميBrassica napus با كمتر از 2 درصد اسيد اروسيك در روغن و كمتر از 20 ميكرومول گلوكوزينولات در هر گرم كنجاله خشک به عنوان يكي از مهمترين گياهان روغني در سطح جهان مطرح مي باشد.
تحت شرايط مساعد بالاترين عملكرد بالقوه را داشته و اين احتمالاً ناشي از مبداً آلوپلي پلوئيدي آن مي باشد (رودي و همكاران، 1383; عزيزي و همكاران، 1378). آمار (FAO, 2006) نشان مي دهد كه كلزا از نظر كميت سومين منبع توليد روغن نباتي جهان به شمار مي رود در صورتي كه كيفيت روغن كلزا خصوصاً در ارقام جديد به دليل داشتن 60 درصد اسيد اولئيک بهتر از ساير روغن‌هاي نباتي است. در حال حاضر دانه‌هاي روغني جنس براسيكا كه حدود 10درصد كل توليد دانه‌هاي روغني و حدود 14 الي 15 درصد توليد روغن نباتي را در جهان به خود اختصاص داده‌اند، از پتانسيل مناسبي جهت افزايش تنوع و ضريب كشت در مناطق مختلف كشور از جمله استان گلستان برخوردار مي باشند. وجود دو تيپ بهاره و پائيزه در كلزا و متعاقباً سازگاري به دامنه گسترده آب و هوايي توسعه اين محصول را در جهان به طور گسترده‌اي به دنبال داشته است.
کشت کلزا در تناوب با غلات باعث از بين رفتن چرخه زندگي آفات، بيماري ها و علف مي گردد و در نتيجه موجب صرفه جويي در مصرف سموم، کاهش آلودگي هاي زيست محيطي و افزايش عملكرد حدود 27درصد در زراعت گندم مي شود. بدين ترتيب در ارتباط با كشاورزي پايدار در استان نقش مهمي را ايفا مي نمايد. كشت دوم اين گياه بعد از برداشت برنج ضمن اينكه استفاده بهينه از زمين را فراهم مي سازد به درآمد كشاورزان شاليكار نيز مي افزايد (مظفري،1381).
کشت کلزا بعد از برداشت برنج با پوشش سطح خاک در طول دوره زمستان از فرسايش خاک جلوگيري مي کند و با جذب نيترات اضافي خاک، شستشوي آن را در اثر بارندگي زمستانه محدود مي سازد. زراعت کلزا نياز فراواني به نيتروژن دارد و نياز گياه بيشتر از آن چيزي است که دربيشتر خاک ها تامين مي شود. بنابراين استفاده از کود نيتروژن براي توليد عملکرد بهينه ضروري مي باشد. نيتروژن يکي از اجزاي تشکيل دهنده پروتئين مي باشد که در گياه به شکل معدني، آمونيوم يا نيترات جذب و موجب تشکيل پروتئين مي گردد. کلزا گياهي است که از قدرت شاخه دهي خوبي برخوردار است و در تراکم کم مي تواند تا حدود زيادي کمبود تعداد گياه در واحد سطح را با افزايش تعداد شاخه فرعي جبران کند. اما براي رسيدن به پتانسيل عملکرد دانه به يک حد مطلوب از تراکم بوته نياز دارد. انتخاب تراکم بوته مطلوب درکلزاي پاييز، با توجه به شرايط اقليمي و خاک منطقه سبب مي شود که گياه از تمامي عوامل محيطي نظير آب، نور و خاک به طور کامل استفاده نمايد و مانع پراکنش بيماري Sclerotinia sclerotiurum به نقاط ديگر شود. تاريخ كاشت مطلوب براي دستيابي به حداكثر عملكرد بسته به ژنوتيپ هاي مورد مطالعه متفاوت خواهد بود. در اين راستا تاريخ كاشت بهينه مي تواند در تحمل به تنش هاي زنده وغير زنده نيز نقش بسزايي داشته باشد. رسيدگي در زمان مناسب و تحمل به ورس نيز بطور چشمگيري تحت تأثير تاريخ كاشت مي باشد. لذا بررسي و تعيين تاريخ كاشت مناسب براي جلوگيري از بروز بيماري هاي مهم کلزا از جمله S. sclerotiurum در شرايط سواحل خزر نيز امري ضروري به حساب مي آيد.
1-1 مبدأ و تاريخچه کاشت كلزا در جهان
مبدأ كلزا به خوبي مشخص نيست، اما به احتمال قوي خاستگاه آن آسيا و اروپا است.چون زيرگونه‌هاي(Brassica napus L.) متعلق به شلغم روغني به صورت وحشي از اروپاي غربي تا چين پراكنده است. ‌بنابراين مي توان پذيرفت كه داراي دو موطن يكي در ناحيه افغانستان و پاكستان و ديگري در ناحيه مديترانه باشد و همچنين ممكن است يك ناحيه فرعي آن تركيه- ايران باشد (ناصري، 1370). كلزاي روغني مهمترين گونه زراعي جنس براسيكا مي باشد و به احتمال قوي فرم وحشي آن به اروپا و آفريقاي شمالي محدود مي شود. محتمل ترين موطن آن ناحيه اي است كه در آن شلغم روغني (Brassica compestris ) و كلم روغني oleracea) Brassica) در مجاورت هم روييده اند زيرا كلزا از تلاقي اين دو گونه و دو برابر شدن كروموزوم هاي هيبريد حاصل به وجود آمده است (شيراني راد و دهشيري، 1381). كلزا گياهي است قديمي و اطلاعات و اسناد موجود از پرورش اين گياه در 2000 سال قبل از ميلاد در هند حكايت دارند. در آن زمان روغن كلزا به عنوان روغن چراغ و روغن خوراكي مورد استفاده قرار مي گرفته است (صفافر 1382). احتمالاً جنس براسيكا جزء اولين گياهان اهلي محسوب مي شوند،‌ زيرا فرم هاي سبزي آن در دوره نئوليتيك به طور معمول مورد استفاده بوده اند. در نوشته هاي سانسكريت هند كه مربوط به 1500 سال قبل از ميلاد است و همچنين در نوشته هاي چيني مربوط به حدود 1122 سال قبل از ميلاد به خردل ها اشاره شده است. فيثاغورث (حدود 520 سال قبل از ميلاد)‌ و بقراط (400 سال قبل از ميلاد) به استفاده از خردل براي مقاصد ادويه اي و داروئي اشاره نموده اند (عزيزي و همكاران، 1378).در اواخر سده هاي مياني از روغن كلزا براي توليد صابون و به عنوان روغن روشنائي استفاده مي شده و هنوز نيز در چراغ محراب در برخي از كليساها روغن كلزا مي سوزد (صفافر 1382). اعتقاد بر اين است كه كشت و كارگونه هاي كلزا در اروپا در اوايل سده هاي مياني رواج يافته است. به تدريج در اثر كشت آنها در باغهاي ديرها، توسط ارتش ها، بازرگانان و دريانوردان، بهتر شناخته شدند. سپس اين گونه ها به عنوان سبزي براي مصارف انساني كشت شدند. در نيمه دوم قرن 17، گونه هاي Brassica در اسكاتلند كشت شده و همراه با جو و كنجاله يولاف به مصرف مي رسيدند (Smooth, 1969).
اپليكوليست و اوهلسون (1972) اظهار داشته است كه كلزاي معمولي (B. napus) اولين بار در هلند كشف شد و سپس در قرن هفدهم به عنوان يك گياه روغني به ساير نقاط دنيا گسترش يافت. لينه در اواسط قرن هفدهم اظهار داشت كه خردل يا كلم را مي توان به عنوان منبع مناسبي از روغن مورد استفاده قرار داد.
كشت تجاري كلزا از سال 1942 در قسمت شمالي قاره آمريكا يعني كشور كانادا شروع گرديده و به عنوان روغن روان ساز در جنگ جهاني دوم مورد استفاده قرار مي گرفت، اما به دليل قحطي و گرسنگي و كمبود منابع روغن خوراكي در سالهاي 1948 مورد توجه قرار گرفت و منجر به استخراج روغن خوراكي از كلزا در سالهاي 1956 تا 1957 گرديد (شيراني راد و دهشيري، 1381). در سال 1968 اولين رقم كلزا با ميزان اسيد اروسيك پايين در كانادا توليد شد (ملك احمدي 1382).
رقم هاي Midas، Spah وTorch از نخستين ارقام اصلاح شده با اسيد اروسيك پايين بودند (يوسفي، 1383). زراعت كلزا در استراليا از سال 1969 آغاز شد و رقم هاي مورد كشت متعلق به هر دو گونه كلزا و شلغم روغني بوده اند كه از كانادا و ژاپن به اين كشور وارد گرديده بود. در سالهاي 1972 تا 1977، ميزان اسيد اروسيك روغن رقم‌هاي كلزا و شلغم روغني به كمتر از 2 درصد كاهش يافت. در سال 1974 رقم تاور (Tower) به عنوان اولين رقم دو صفر كلزا كه هم ميزان اسيد اروسيك و هم ميزان گلوكوزينولات آن پايين بود معرفي شد. در سال1981 توليد ارقام كلزا با ميزان گلوكوزينولات و اسيد اروسيک بالا براي مصارف خوراکي ممنوع گرديد. از نقطه نظر توليد جهاني، اين دانه روغني در حال حاضر بعد از سويا دومين دانه روغني دنيا بوده که حدود 13 درصد کل توليد هاي دانه هاي روغني را به خود اختصاص داده است (FAO, 2006).
حدود 90 درصد تجارت جهاني كلزا در اختيار كانادا و اتحاديه اروپا است. ‌نيمي از تجارت جهاني آن در اختيار اروپا مي‌باشد. حدود 65 درصد روغن كلزا در بازارهاي بين المللي اروپا تصفيه مي شود، ‌در صورتي كه اين رقم براي كانادا حدود 20 درصدمي باشد (عزيزي و همكاران، 1378). در سال 1985 در ايالات متحده مصرف كلزاي روغني حاوي كمتر از 2 درصد ‌اسيد اروسيك بدون ضرر تشخيص داده شد. دانه با كيفيت كانولا در سه گونه جنس براسيكا اصلاح شده است.
2-1 اهميت و جايگاه كلزا در جهان
كلزا بعد از سويا مقام دوم را در تأمين روغن نباتي دنيا دارد به طوري كه حدود 7/14 درصد كل توليد روغن نباتي را درجهان به خود اختصاص داده است. ميزان زياد روغن در دانه كلزا (در بعضي از ارقام به 48 درصد وزن خشك دانه مي رسد) و همچنين تركيب مناسب اسيدهاي چرب روغن ارقام اصلاح شده موجب رونق آن در بازارهاي جهاني روغن شده است (دهشيري، 1378).
توليد كلزا در جهان در سال 2006 برابر 69/46 ميليون تن گزارش گرديده كه نسبت به سال 1986 به ميزان 147 درصد افزايش يافته است. كشور چين با 13 ميليون تن دانه بيشترين توليد كلزا را داشته و كانادا و هند در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. از كل توليد جهاني كلزا در سال 2006، 7/32 درصد در اتحاديه اروپا، ‌8/27 درصد در چين، ‌3/17 درصد در كانادا، ‌9/13 درصد در هند و1/8 درصد در سايركشورها توليد شده است. در بين كشورهاي جهان،‌ چين با 2/7 ميليون هكتار اراضي زيركشت كلزا به تنهايي 8/26 درصد از كل اراضي زيركشت كلزاي جهان را به خود اختصاص داده و هند با 8/6 ميليون هكتار و كانادا با 1/5 ميليون هكتار رتبه هاي بعدي قرار دارند. بررسي كشورهاي مختلف جهان از لحاظ ميزان عملكرد دانه روغني كلزا در واحد سطح بيانگر آن است كه كشور فرانسه با عملكرد 3649 كيلوگرم در هكتار در مقام اول، ‌آلمان با 3463 و انگلستان با 3174 كيلوگرم در هكتار به ترتيب رتبه هاي دوم و سوم را به خود اختصاص داده اند.
اگر ميزان توليدات دانه هاي روغني در جهان از سال 2002 تا 2006 مورد ارزيابي قرار گيرد، ‌ملاحظه مي گردد كه در اين سالها كلزا بعد از سويا در جايگاه دوم توليد قرار دارد.
اگر مناطق مختلف جهان به تفكيك قاره اي مورد ارزيابي قرار گيرد آسيا با سطح زيركشت 7/14 ميليون هكتار، ‌آمريكاي شمالي و مركزي 6/5 ميليون هكتار و اروپا با 4/5 ميليون هكتار مقام هاي اول تا سوم را در سطح زيركشت دانه روغني كلزا در سال 2005 به خود اختصاص داده اند. كشور ژاپن با 35/2 ميليون تن،‌ مكزيك با 32/1 ميليون تن و پاكستان با 83/0 ميليون تن به ترتيب از مهمترين وارد كنندگان دانه روغني كلزا در جهان در سال 2006 مي باشند.
3-1 تاريخچه و اهميت كشت كلزا در ايران
كلزا يکي از گياهان روغني است که ظاهري شبيه به منداب (Eruca sativa ) دارد که بومي ايران است و از بلوچستان تا نواحي اطراف درياي خزر يافت مي شود. ولي از توزيع و پراكنش آن در ايران اطلاع دقيقي در دسترس نيست (خواجه پور، 1370). توليد كلزا در ايران از بدو شروع فعاليت شركت توسعه كشت دانه هاي روغني آغاز گرديد.
در آن سالها بررسي هاي ترويجي بر روي رقم سوئدي اورو(Oro) كه كلزايي از گروه يك صفر محسوب مي شد در زراعت بهاره صورت گرفت ولي به دليل عدم موفقيت زراعي از يك سو و بالا بودن استاندارد روغن ايران از سوي ديگر،‌ گسترش آن بسيار محدود گرديد (شهيدي و فروزان،1376). كشت كلزا در ايران به صورت آزمايشي و محدود از اواخر دهه 1340 شمسي آغاز گرديد.
اين تلاش ها از 20 سال پيش درجهت انتخاب ارقام مناسب كشت در ايران ادامه داشت. بذور كلزا از كشورهاي مختلف دنيا تهيه و در مناطق مختلف كشت گرديد. ارقامي كه از سال 1352 تا 1375 در ايران کشت شدند عمدتاً شامل اورو (Oro)، بليندا (Blinda)،‌ اورينت (Orient)، ريجنت (Regent)، رافائل (Rafael)،‌ گلوبال (Global) و ‌تاور(Tower) بودند كه به دليل مناسب نبودن كيفيت آنها و عدم سازگاري، با ارقام جديد كلزاي اصلاح شده دو صفر (كانولا) جايگزين شدند (دهشيري، 1378).
با توليد ارقام جديد دو صفر و تحقيقات انجام شده،‌ خصوصاً در دو ايستگاه تحقيقاتي دشت ناز ساري و عراقي محله گرگان،‌ نتايج حاصل نشانگر توان قابل ملاحظه كلزا در زراعت پاييزه در مناطق شمال كشور بود (شهيدي وفروزان، 1376). در دو دهه گذشته، آزمايش هاي به نژادي و به زراعي متعدد و متنوعي در بخش تحقيقات دانه هاي روغني موسسه تحقيقات اصلاح وتهيه نهال و بذر بر روي گياه كلزا صورت گرفته و منجر به معرفي چهار رقم كلزاي اصلاح شده با نام‌هاي زرگل، طلايه، ‌استقلال و ساري گل شد (شيراني راد و دهشيري، 1381).
از آن زمان تاكنون ارقام اصلاح شده دو صفر ازجمله كالورت (Kolvert)، اكاپي (Okapi) و طلايه (Cobra) به صورت زمستانه و ساري گل،‌ اُپشن (Option) و هايولا 401 (Hyola) در مناطق معتدل وگرم كشت مي شوند (صفافر، 1382).
سطح زير كشت كلزا در سال 1368، 200 هكتار و در سال 1385 بالغ بر 178000 هكتار و ميزان توليد آن در سال 1368، 200 تن و ‌در سال 1385، بيش از290 هزار تن بوده است. در حال حاضر ميزان نياز كشور به روغن خام بر اساس مصرف سرانه 17 كيلوگرم و احتساب 65 ميليون نفر جمعيت،‌1100000 تن روغن مي باشد كه از اين مقدار حدود 18 درصد را توليد داخل كشور تأمين مي شود. ويژگي هاي خاص گياه كلزا و سازگاري آن با شرايط آب و هوايي، ‌اهميت اين محصول را بيشتر نموده و به عنوان نقطه اميدي جهت تأمين روغن خوراكي مورد نياز كشور به شمار آمده است.
ويژگي هاي خاص گياه كلزا و سازگاري آن با شرايط مختلف آب و هوائي،‌ اهميت اين محصول را بيشتر نموده و با توجه به اينكه در بسياري از مناطق كشور امكان توسعه كشت كلزا به عنوان يك زراعت پاييزه درتناوب با غلات وجود دارد و همچنين در شمال كشور نيز به عنوان كشت دوم بعد از برداشت برنج سطح وسيعي از اراضي شاليزاري را مي توان به كشت آن اختصاص داد تا از اين طريق بتوان در تأمين روغن خوراكي و كنجاله گامي در جهت رفع نيازهاي كشور برداشت.
فصل دوم
بررسي منابع علمي
4 – 1 بيماري پوسيدگي سفيد کلزا
1-4-1 علائم بيماري

بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه1 مشکل اساس کلزا در بيشتر نواحي دنياست. اسکلروتينيا در شرايط آب و هوايي خنک و مرطوب مصادف با گل دهي کلزا بيشترين شدت را دارد. دامنه ميزباني اين قارچ وسيع بوده، ميزبان هاي عمده آن عبارتند لوبيا، آفتابگردان و سويا مي باشد(Hoitnik and Bochm,1999). بنابراين تناوب کلزا با اين محصولات استقرار و توسعه سريع بيماري را در خاک باعث مي شود .
اولين نشانه آلودگي به اين بيماري در مزرعه، ظهور بوته هاي زودرس در ميان بوته هاي طبيعي و سالم است. اين بيماري با توجه به علائمي که در کلزا ايجاد مي کند، به نام هاي مختلف از قبيل، پوسيدگي ساقه، بلايت سفيد، بلايت ساقه، شکستگي و شانکر ساقه ناميده مي شود. معمولا” در شرايط طبيعي آغاز آلودگي بيشتر روي ساقه مشاهده مي شود، گرچه تمام اندام هاي هوايي گياه ممکن است مورد حمله قرار گيرد اما علائم روي ساقه به صورت لکه هاي کشيده آبسوخته ظاهر مي گردد و سپس ميسيليوم پنبه مانند قارچ روي آنها را مي پوشاند. علائمي چون کلروز، پژمردگي برگ ها و نکروز پايه ساقه ها نيز از علائم اين بيماري است ، که در مرحله پيشروي بيماري ساقه ها سفيد و سرانجام مي ميرند افشاري آزاد (1380).
ساقه ها سفيد و بي رنگ شده و دچار شکستگي مي شوند. اندام هاي سياه رنگ سختي که به اسکلروت معروف هستند، درون ساقه ( مغز ساقه) در نزديک سطح خاک ظاهر مي شوند.
اين اسکلروت ها در زمان بردشت محصول يا زماني که ساقه ها از محل آلودگي مي شکنند، روي زمين ريخته و در طول فصل بهار، اسکلروت هاي نزديک سطح خاک جوانه زده و توليد اندام هاي کوچک فنجاني شکلي به نام آپوتسيوم مي کنند. اسکلروت هايي که در اعماق خاک هستند تا 8 سال و حتي بيشتر به حالت خواب و غير فعال باقي مي مانندتا هنگامي که در اثرکشت و زرع به نزديک سطح خاک منتقل شوند.
در شرايط مرطوب و شبنم فراوان، آپوتسيوم ها، آسکوسپورها (اسپورهاي جنسي) را آزاد مي کنند (Berglund and Mckay, .2002) پوسيدگي اسکلروتينيايي کلزا از روي سفيد شدن ساقه که اغلب همراه با پوسته پوسته شدن بافت است تشخيص داده مي شود. در مرحله رسيدن محصول، گياه خميده شده و غلاف ها به سطح خاک نزديک مي شوند . اسکلروت هاي قارچ به صورت نامنظم بر روي ساقه ويا درون آن تشکيل مي شود (شيراني راد و دهشيري، 1381). ظاهر شدن بيماري در مراحل اوليه رشد گياه که سبب مرگ گياه مي شود گزارش شده است .

شکل 1- 2- علايم بيماري پوسيدگي اسكلروتينيايي ساقه ي كلزا، (Aشروع پوسيدگي ساقه کلزا با حضور گلبرگ گياه در محل پوسيدگي (آقاجاني،1387). (B پوسيدگي ساقه كلزا كه در اثر انتقال آلودگي برگ از طريق دمبرگ ايجاد مي شود. CوD) علائم پيشرفته بيماري پوسيدگي ساقه كلزا به صورت لكههاي پوسيده و سفيدرنگ بر روي ساقه قابل مشاهده است، (E توليد سختينه هاي قارچ عامل بيماري پوسيدگي ساقه در داخل ساقه ي كلزا (آقاجاني،1387).

2- 4 – 1 چرخه زندگي عامل بيماري
اين قارچ در چرخه زندگي خود داراي 4 مرحله است که شامل: اسکلروت، آپوتسيوم، آسکوسپور و ميسيليوم است. قارچ عامل بيماري بايد ابتدا يک مرحله ساپروفيتي را بگذراند تا براي پارازيتي شدن مناسب گردد(Hind et al., 2004).
در شرايط مساعد براي رشد قارچ، ميسيليوم هاي سفيد فراواني در قسمت آلوده ايجاد و به دنبال آن اسکلروت هايي ايجاد مي شوند که اين اسکلروت ها معمولا در مغز ساقه ايجاد و تدريجا به خاک رسيده و در سطح خاک باقي مانده يا توسط عمليات کشاورزي در خاک دفن مي شوند، که بعد دوباره از اين اسکلروت ها آپوتسيوم (آزادي آسکوسپورها) يا ميسيليوم توليد و چرخه تکرار مي شود (افشاري آزاد،1380).
شکل 2-2- چرخه بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه کلزا ناشي از قارچ Sclerotinia sclerotiorum (آقاجاني، 1387).
3-4-1 طبقه بندي
طبقه بندي گونه هاي اسکلروتينيا بر اساس اندازه و خصوصيات کلي اسکلروت، دامنه ميزباني و ميزان آسک و آسکوسپورها مي باشد. اين قارچ وابسته به شاخه آسکومايکوتا، رده ديسکوميست ، راسته هلوتيال، خانواده اسکلروتينياسه و جنس اسکلروتينيا مي با شد .(Purdy, 2006 )

4 – 4 -1 دامنه ميزباني
S. sclerotiorum يك قارچ پلي فاژ است و دامنه ميزباني بسيار گستردهاي دارد . ميزبانهاي اين قارچ در گروه هاي مختلف گياهي نظير محصولات زراعي، گياهان علوفه اي، دارويي، درختان ميوه و علفهاي هرز قرار مي گيرند. گزارشهاي اوليه نشان داد كه اين بيمارگر به گياهان عالي موجود در 64 خانواده، 225 جنس و 3 گونه حمله مي كند. سپس در سال 1982 ، دامنه ميزباني به71 خانواده و 396 گونه افزايش يافت ((Wu, 1982 و بالاخره در گزارشي در سال 1994، 408 گونه گياهي از 278 جنس و 75 خانواده جزو ميزبان هاي اين قارچ ارائه شده اند .(Boland and .Hall, 1982)
در تايوان S. sclerotiorum از روي حداقل 111 گونه ي گياهي گزارش شده است (Wu, 1982). علاوه بر گياهان زراعي و باغي، تعدادي از علفهاي هرز نيز به عنوان ميزبانهاي قارچ S. sclerotiorum گزارش شده اند كه به عنوان مثال مي توان به خردل وحشي( Sinapi arvensis) ، تاتوره (Datura sp.)، گلپر(Heracleum sphondylium)، بابونه (Anthriscus sylvestris)،کيسه کشيش (bursa-pastoris Capsella) و تربچه (Raphanus raphanistrum) اشاره نمود ( 1979 Hims,).
در ايران نيز تا سال 1374، اين قارچ ازروي 9 گياه گزارش شده بود كه اين ميزبانها شامل كلزا، آفتابگردان، تره، نخود، توت فرنگي، كاهو، گوجه فرنگي، بادمجان و درخت توت مي باشند (ارشاد، 1374 .(ساير ميزبانهاي گزارش شده ي قارچ در كشور نيز عبارتند از شب بو و خيار درختي (شهرياري و ارشاد، 1379). طوقه و ريشه ي گندم (منصوري،1374 (، توتون ( مهتابي و همكاران،1383) و كيوي (مهدويان، و جوادي،1383) در بررسي هاي انجام شده در استان گلستان، علائم بيماري به صورت پوسيدگي برگ و ساقه در علف هاي هرز گندجارو(Artemisia annua)، يولاف وحشي ( Avena sterilis ssp. Ludoviciana)، کيسه کشيش(Capsella bursa-pastoris)، شقايق وحشيPapaver pavoninum)، چمن يکساله (Poa annua)، ترشک (Rumex conglomerates)، کنگر ابلق (Silybium marianum)، خردل وحشي (Sinapis arvensis)، گزنه (Urtica dioica) و گندم روييده در مزارع کلزا ((Triticum aestivum مشاهده گرديده است (آقاجاني و همکاران، 1387).
5- 4 -1 پراکنش جغرافيايي
S. sclerotiurom بيمارگري است با گسترش جهاني كه از همه قاره هاي دنيا گزارش شده است. براساس گزارش موسسه CAB در سال 2005، اين بيمارگر از 72 کشور دنيا گزارش شده که از جمله آنها مي توان به هندوستان، چين ، کانادا، ايا لت متحده آمريکا ، برزيل فرانسه ، آلمان، سوئد ، فنلاند ، ايتاليا و دانمارک اشاره نمود (افشاري آزاد و چگيني، 1384 ؛ Natti, 1971؛ .(Bhowmik, 2003
به طور كلي، بيماري پوسيدگي ساقه ي كلزا در دو منطقه ي اروپا و آمريكاي شمالي، ازاهميت بيشتري نسبت به ساير نقاط دنيا برخوردار است. در ايران، اين بيماري از مزارع كلزاي استانهاي گلستان (شهرستانهاي گرگان، علي آباد، كلاله، گنبد بندرتركمن، آق قلا، دلند، مينودشت و بندرگز)، مازندران (شهرستانهاي بهشهر، نكا، دشت ناز، جويبا، قائم شهر،ساري، بابل و كياكلا( ، گيلان (رودسر) و اردبيل (پارس آباد مغان) گزارش شده است (افشاري آزاد، 1380؛افشاري آزاد،1384؛ افشاري آزاد و چگيني، 1384 ؛ براري و همكاران، 1379 ؛ دليلي، 1383 ؛ صلاتي و افشاري آزاد،1381 . (
6 – 4 – 1 اهميت و خسارت بيماري
بيماري هاي ناشي از قارچ اسكلروتينيا، بر کميت و كيفيت محصول تأثير مي گذارند و ميزان خسارت ناشي ازآنها، از صفر تا صد درصد متغير است. ميزان خسارت وارد به محصول، به عوامل متعددي نظير گونه يا رقم ميزبان، موقعيت جغرافيايي و شرايط محيطي بستگي دارد(Purdy, 1979). ارزيابي كمي داده هاي بيماري براي قضاوت درباره اهميت اقتصادي بيماري در يك منطقه ي خاص ضروري مي باشد. معمولاً اهميت بيماري بر اساس مقدار بيمار (شيوع، درصد بوته هاي آلوده و شدت بيمار ) ارزيابي مي شود. سپس داده هاي به دست آمده را با استفاده از مدل هاي ارزيابي خسارت، به مقدار خسارت وارد به محصول در اثر آن مقدار بيماري تبديل مي كنند .(Wheeler, 1969)بنابراين، براي ارزيابي خسارت بيماري، داده هاي حاصل از بررسي جامع آن بيماري مورد نياز خواهد بود (James, 1974).


پاسخ دهید