3-3- منابع تأمين اعتبار بخش کشاورزي در ايران 41

3-4- بهره وري43
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-4-1- بهره وري نيروي کار44
3-4-2- محاسبه بهرهوري46
5-3- مبناي تئوريک تابع تقاضاي عوامل توليد47
3-5-1- روش هاي مورد استفاده جهت برآورد تقاضاي عوامل توليد 47
3-5-2- روش برنامه ريزي خطي47
3-5-3- روش مستقيم اقتصادسنجي48
3-5-4- روش غير مستقيم اقتصادسنجي48
3-5-5- ديدگاه همزادي توليد و هزينه49
فصل چهارم: متدولوژي و برآورد ضرايب55
مقدمه56
4-1- مدل اقتصادسنجي56
4-1-1- معرفي متغيرها56
4-1-2- پانل ديتا58
4-1-3-روش پانل ديتا (تحليل براساس دادههايتابلويي)58
4-1-4- چاچوب مدل پانل60
-1-45 -آزمون ريشه واحد در داده هاي پانل ديتا62
6 -1-4- آزمون هم انباشتگي64
4-1-7- برآورد مدل و تفسير ضرايب65
4-1- 8- آزمون انتخاب مدل مناسب براي تحقيق68
4-1- 9- برآورد ضرايب69
4-2-طراحي مدل ديناميکي71
4-2-1- سيستم ديناميکي71
4-2-2- شبيه سازي کامپيوتري72
4-2-3- روش سيستم هاي ديناميک73
4-2-4- کاربرد الگوهاي سيستم ديناميک75

فهرست مطالب
عنوان صفحه
4-2-5- ضرورت بکارگيري روش سيستم ديناميکي و شبيه سازي 76
4-2-6- متغيرهادر يک سيستم ديناميکي77
4-2-7-مراحل ساخت يک سيستم ديناميکي 79
4-2-8- اعتبار مدل81
4-2-9- فرآيند ارزيابي مدل82
4-3- طرح سناريوهاي مختلف و پيش بيني تحت اين سناريوها و بررسي اعتبار مدل84
4-3-1-تأثير اعتبارات بانکي، توليد و مکانيزاسيون در توسعهفرصت هاي شغلي کشاورزي86
4-3-2-تأثير درآمد خانوار، هزينه هاي خوراکي و توليد بر اشتغال91
4-3-3-تأثير توليد، سودآوري و تنوع کشت بر اشتغال91
4-3-4- تأثير توليد، سودآوري و اعتبارات پرداختي، مکانيزاسيون و بهره وري بر اشتغال92
4-3-5- روابط علي و معلولي کلي93
4-4- طراحي مدل ديناميکي94
4-4-1- مجموعه معادلات مورد نياز مدل ديناميکي95
4-4-2- نتايج پيش بيني شده تا افق 1404 براي استان کرمانشاه96
4-4-3- بررسي اعتبار مدل اشتغال استان کرمانشاه با استفاده از مقايسه دادههايشبيهسازي با واقعيت98
4-5- طرح سناريوهاي مختلف و پيش بيني اشتغال بخش کشاورزي استان کرمانشاه وديگر متغيرهاي99
مدل تحت اثر شوک ها
4-5-1- سناريوي اول؛ وارد کردن شوک به مکانيزاسيون و اثر آن بر اشتغال، توليد،سودآوري و99
بهره وري
4-5-2- سناريوي دوم؛ وارد کردن شوک به هزينه هاي خوراکي و اثر آن بر اشتغال،توليد،سودآوري و101 بهره وري
4-5-3- سناريوي سوم؛ وارد کردن شوک به درجه تمرکز و اثر آن بر اشتغال، توليد،سودآوري و102
بهره وري
فهرست مطالب
عنوان صفحه
4-5-4- سناريوي چهارم؛ وارد کردن شوک به اعتبارات پرداختي و اثر آن بر اشتغال، توليد،سودآوري و 104 بهره وري
4-5-5- مقايسه سناريو هاي مختلف آزمون شده بر مدل اشتغال بخش کشاورزيناحيه مورد مطالعه105
فصل پنجم : نتيجه گيري و پيشنهادات
مقدمه109
5-1- نتيجه گيري110
5-2- پيشنهادات 111
فهرست منابع 114
فهرست جداول
عنوان صفحه

1-1-سهم اشتغال بخش هاي عمده اقتصادي در ايران (1365-1385)8
-2-1شاغلان ده ساله و بيشتر استان هاي ايلام، کردستان، کرمانشاه، همدان وکشور (هزار نفر- درصد) 8 4-1- استانهاي مورد استفاده در تحقيق67
4-2-آزمون انتخاب مدل مناسب براي پانل68
4-3- نتايج برآورد پانل استان هاي منتخب69
4-4- پيش بيني اشتغال با تغييرات هر سال نسبت به سال قبل97
4-5- شوک مثبت به مکانيزاسيون99
4-6 -شوک مثبت به هزينه هاي خوراکي101
4- -7شوک منفي به درجه تمرکز102
4-8- شوک مثبت به اعتبارات پرداختي104
4-9- مقايسه سناريو هاي مختلف آزمون شده107
فهرست نمودارها
عنوان صفحه

4-1- تأثير وام و اعتبار بر توليد و اشتغال90
4- 2- تأثير درآمد خانوار،هزينه هاي خوراکي و توليد بر اشتغال91
4-3 – تأثير توليد،سودآوري و تنوع توليد بر اشتغال92
4-4-تأثيرتوليد،سودآوري،اعتباراتپرداختي،مکانيزاسيون بهره وري بر و اشتغال93
4-5 – علي و معلولي کلي94
4-6- مدل ديناميکي95
4-7- بررسي اعتبار مدل98
4-8- شوکمثبت به مکانيزاسيون100
4-9- شوک به هزينه هاي خوراکي102
4-10- شوک منفي به درجه تمرکز103
4-11- شوک مثبت به اعتبارات پرداختي105
چکيده پايان نامه :
با توجه به اهميت اشتغال بخش کشاورزي در استان هاي غرب کشور،و تأثيرپذيري آن ازعوامل در حال تغيير پسين و پيشين ،از اين رو بررسي عوامل مؤثر بر اشتغال اين بخش وپيش بيني اشتغال تحت تأثير شوک هاي بازارعوامل و تحليل نتايج حاصله از آن اجتناب ناپذيرمي نمايد.در اين مطالعه به وسيله مدل هاي اقتصادسنجي وديناميکي و با استفاده ازداده هاي سري زماني(86-1379)، تابع تقاضاي اشتغال برآورد و مقدار آن پيش بيني شده و تحت تأثير شوکهايهزينه هاي خوراکي ، درجه تمرکز، مکانيزاسيون و اعتبارات پرداختي قرار داده شده است، که نتايج حاصله نشان مي دهد،توليد و هزينه هاي خوراکي تأثير مثبت ومعني دار و درجه تمرکز و مکانيزاسيون تأثير منفي ومعني دار و همچنين اعتبارات پرداختي در بلند مدت اثر منفي بر اشتغال بخش کشاورزي دارند.
مقدمه
با توجه به اينکه از مهمترين پارامترهاي يک مدل کلان اقتصادي،اشتغال و توليد مي باشد،هر گونه تغييردر اين پارامترها اثرات خاص خود را بر ديگر پارامترهاي اقتصادي بر جاي خواهد گذاشت.اشتغال از نيازهاي اصلي هر کشور است که هر گونه نارسايي و يا کمبود در آن منشأ پيدايش بسياري از ناهنجاري هاي اقتصادي،اجتماعيو فرهنگي مي شود،که تحت تأثير عوامل مختلفي است.در اين پژوهش ،عوامل تأثيرگذار بر اشتغال بخش کشاورزي استان هاي ايلام،کردستان،کرمانشاه و همدان در قالب تابع اشتغال بررسي شده.و سپس با استفاده از سيستم ديناميکي يک مدل کلي براي استان کرمانشاه ارائه شده و با طرح سناريوهاي مختلف،مناسب ترين راهکارها در جهت افزايش اشتغال بخش کشاورزي ارائه شده است.
در فصل اول،کليات پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل دوم،مطالعات و پژوهش هاي صورت گرفته در داخل و خارج از کشور بررسي شده.در فصل سوم به مباني نظري اشتغال و تابع تقاضاي آن پرداخته شده است.در فصل چهارم،مدل هاي سنجي و سيستمي از روابط متغيرهاي مؤثر بر اشتغال مطرح شده است.پس از طرح مدل هاي مربوط بر اساس داده هاي موجود به تخمين مدل پرداخته شده است.در فصل پنجم با عنوان نتيجه گيري،نتايج مختصري از کل مطالعه انجام شده و به مقايسه يافته هاي تحقيق با نتايج سايرپژوهش ها پرداخته شده است.
مقدمه
با توجه به اينکه از مهمترين پارامترهاي يک مدل کلان اقتصادي،اشتغال و توليد مي باشد،هر گونه تغييردراين پارامترها اثرات خاص خود را بر ديگر پارامترهاي اقتصادي بر جاي خواهد گذاشت.اشتغال از نيازهاي اصلي هر کشور است که هر گونه نارسايي و يا کمبود در آن منشأ پيدايش بسياري از ناهنجاري هاي اقتصادي،اجتماعيو فرهنگي مي شود،که تحت تأثير عوامل مختلفي است.در اين پژوهش،عوامل تأثيرگذار بر اشتغال بخش کشاورزي استان هاي ايلام،کردستان،کرمانشاه و همدان در قالب تابع اشتغال بررسي شده.و سپس با استفاده از سيستم ديناميکي يک مدل کلي براي استان کرمانشاه ارائه شده و با طرح سناريوهاي مختلف،مناسب ترين راهکارها در جهت افزايش اشتغال بخش کشاورزي ارائه شده است.
در فصل اول،کليات پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل دوم،مطالعات و پژوهش هاي صورت گرفته در داخل و خارج از کشور بررسي شده.در فصل سوم به مباني نظري اشتغال و تابع تقاضاي آن پرداخته شده است.در فصل چهارم،مدل هاي سنجي و سيستمي از روابط متغيرهاي مؤثر بر اشتغال مطرح شده است.پس از طرح مدل هاي مربوط بر اساس داده هاي موجود به تخمين مدل پرداخته شده است.در فصل پنجم با عنوان نتيجه گيري،نتايج مختصري از کل مطالعه انجام شده و به مقايسه يافته هاي تحقيق با نتايج سايرپژوهش ها پرداخته شده است.
1-1- بيان مسأله
رشد روز افزون جمعيت و پايين بودن ظرفيتهاي توليد،باعث به وجود آمدن بحران بيکاري در دهه هاي اخير شده است.اگر در آغاز دوران صنعتي شدن و بر اساس تئوريهاي اوليه ي توسعه،بخش کشاورزي به عنوان پله ي ارتقاء و قرباني رشد اقتصادي شناخته شده بود،اين نگاه در شرايط کنوني در بسياري از کشورها جايگاه خود را به رشد و توسعه هماهنگ تمامي بخش هاي اقتصادي بدون هيچگونه تبعيض خاصي داده است.
قرباني کردن کشاورزي در ايران نيز تا حدود زيادي وجود داشته و با شروع صنعتي شدن کشور،توجه سياستگذاران و سياستمداران به بخش صنعت بيشتر از بخش کشاورزي شد.اکثرسرمايه ها و سرمايه گذاري ها از بخش کشاورزي به سمت بخش صنعت انتقال يافت و بخش کشاورزي از جريان توسعه باز ماند.آثار اين عقب ماندگي به سرعت به صورت کاهش درآمدهاي کشاورزي،مهاجرت به سمت شهرها و تراکم نيروي کار در مناطق شهري آشکار شد.در طرف مقابل رشد تقاضاي کار بخش شهري(صنعتو خدمات)پاسخگوي رشد عرضه نيروي کار مهاجر روستايي(کشاورزي)نبوده و بدين ترتيب معضلي بزرگ به نام بيکاري اقتصاد ايران را در بر گرفت.در چنين شرايطي بود که تعريف جديدي از جايگاه بخش هاي اقتصادي کشور صورت پذيرفت و در طول برنامه هاي توسعه، محوريت بخش کشاورزي به عنوان يکي از اهداف اقتصاد کشور مورد تا?کيد قرارگرفت. (نبي ئيان،1369 )
سهم قابل توجه بخش کشاورزي در رشد اقتصادي کشور عليرغم کاهش سهم آن از موجودي سرمايه در مقايسه با بخش هاي ديگر،باعث شد که بسياري از سياست گذاران به اين باور برسند که اين بخش مي تواند محل مناسبي براي ايجاد اشتغال باشد.اين در حالي است که در برهه ي زماني کنوني سياست گسترش فعاليت هاي کاربر در بخش کشاورزي،در تمامي دنيا سياست مطرودي است.با اين وجود در ايران،همچنان تلاش ها و سياست ها بر افزايش اشتغال در اين بخش متمرکز شده است،پرسش هاي زيادي در اين خصوص مطرح است: آيا بخش کشاورزي موظف به ايجاد اشتغال براي نيروي انساني جوياي کار شهري و روستايي است؟آيا رابطه اي بين متغيرهاي اشتغال و توليد در بخش کشاورزي وجود دارد؟مکانيزاسيون چه تأثيري بر اشتغال بخش کشاورزي دارد؟تنوع بخشي توليد محصولات کشاورزي چه تأثيري بر اشتغال داشته است؟تزريق سرمايه به بخش کشاورزي چه تأثيري روي افزايش اشتغال اين بخش داشته است؟
اشتغال در بخش کشاورزي متأثر از عواملي مانند رشد اقتصادي،صادرات،آزادسازياقتصاد،افزايش تقاضاي نهايي، سرمايه گذاري خارجي و داخلي و سطح زيرکشت مي باشد.توسعه ي اشتغال در بخش کشاورزي از طريق عوامل پيشين و پسين مؤثر بر آن ميسر بوده و بدون توجه به اين عوامل،تحقق سياست ايجاد اشتغال در کشاورزي همانند گذشته با موفقيت زيادي همراه نخواهد بود.
در برنامه هاي توسعه،بدون تقويت و يا تضعيف عوامل مؤثر بر اشتغال نمي توان و نبايد بر پتانسيل اشتغال زايي بخش کشاورزي اتکا کرد.بخش کشاورزي مي تواند در ايجاد اشتغال جديد در کشور بيشترين اثر را داشته باشد،براي رفع تنگناي بيکاري بايد تقاضاي نهايي اين بخش را افزايش داد.بازار کار بخش کشاورزي با ديگر بخش ها تفاوت اساسي دارد،تقاضاي کار در بخش کشاورزي محدود به زمان هايي از سال است.مناطق روستايي در برخي از مراحل کشاورزي با کمبود نيروي کار و پس از آن با مازاد نيروي کار گسترده روبرو هستند.پس به يقين نمي توان در مورد اشتغال کامل يا بيکاري در اين مناطق نظر داد.فصلي بودن فعاليت کشاورزي باعث مي شود که اشتغال آن همانند ديگر بخش هاي اقتصادي سالانه نبوده و انگيزه لازم براي حضور درآن نباشد.
بخش کشاورزي با مازاد نيروي کار(ماهر و غير ماهر،بي سواد و کم سواد)روبروست و بر اساس مباني اقتصاد خرد براي انتقال نيروي کار از ناحيه سوم توليد به ناحيه دوم توليد بايد نهاده هاي ديگر يعني زمين و سرمايه را افزايش داد.چون محدوديت زمين زير کشت امري آشکار است،لذا تنها راه باقيمانده افزايش سرمايه است.
اما از يک سو مي دانيم که جذب و هدايت سرمايه به سمت توليد در اين بخش با موانع متعددي روبروست و از سوي ديگر تزريق بيش تر سرمايه به شکل ماشين آلات و ابزارهاي توليد به بخش کشاورزي،منجر به جايگزيني سرمايه به جاي نيروي کار خواهد شد و هدف اوليه (افزايش اشتغال)را نقض خواهد کرد،بر اين اساس مي توان گفت سياست افزايش اشتغالي که مؤثر بر رشد اقتصادي بخش کشاورزي باشد،با چنين شرايطي با توفيق همراه نخواهد بود.
1-2- معرفي و اهميت موضوع
از مهمترين پارامتر هاي يک مدل کلان اقتصادي،اشتغال و توليد مي باشد،هرگونه تغيير در اين پارامترها اثرات خاص خود را بر ديگر پارامترهاي اقتصادي بر جاي خواهد گذاشت.اشتغال يکي از نيازهاي اصلي جامعه است که هر گونه نارسايي و يا کمبود در آن منشأ پيدايش بسياري از ناهنجاري هاي اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي مي شود.
کشاورزي در ايران بزرگترين بخش اقتصادي پس از بخش خدمات است که درصد بالايي از توليد ناخالص ملي را به خود اختصاص مي دهد.همچنين اين بخش سهم بسزايي در اشتغال دارد. علاوه بر آن کشاورزي تنها بخش توليدي است که در شرايط پرتلاطم چند دهه ي گذشته کمتر تحت تأثير نوسانات سياسي و تحريم هاي اقتصادي قرار گرفته است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اهميت بخش کشاورزي در اقتصاد ايران تا بدان جاست که در برنامه هاي توسعه ي اقتصادي از آن به عنوان محور توسعه ياد شده است.بنابراين بررسي فرآيند اشتغال در اين بخش و تعيين عوامل اثرگذار بر آن و ارزيابي نقش آن در اشتغال کشور از اهميت زيادي برخوردار است.
در طي دهه ي گذشته کشاورزي ايران به طور متوسط از رشد ارزش افزوده ي مناسبي برخوردار بوده است.در همين دوره اين بخش رشد تراکم خالص سرمايه را تجربه کرده است و رشد افزايش نيروي کار شاغل در آن داراي روند نزولي بوده است.همان طوري که در جدول (1-1) آمده سهم اشتغال بخش کشاورزي از23.5درصد در سال1375 به22.7درصد در سال1385 رسيده است.بنابراين مشخص است که اين ميزان رشد ارزش افزوده نمي تواند تنها ناشي از رشد کمي نهاده هاي توليد باشد،بخصوص اگر اصل اقتصادي نزولي بودن بازده نهايي نهاده هاي توليدي را در نظر بگيريم.از لحاظ تئوري نيز چنين امري مقدور نمي باشد و بايد پذيرفت که عامل تکنولوژي نقش مهمي را در رشد ارزش افزوده بخش کشاورزي بازي مي کند.
در ميان عواملي که در توليد محصولات کشاورزي نقش دارند،علاوه بر زمين و سرمايه از نيروي کار به عنوان يکي از عوامل مهم نام برده مي شود که در مراحل توليد يک محصول،نقش هاي متعدد و ويژه اي را ايفا کرده و مي تواند موثر واقع شود،بنابراين به کارگيري صحيح و مطلوب نيروي کار،شناسايي عوامل مؤثر بر تقاضاي نيروي کار در اين بخش و لزوم استفاده بهينه از اين منبع تجديد شدني از اهميت فراواني برخوردار است.
اين بخش علاوه بر اينکه تأمين کننده حدود هشتاد درصد نيازهاي غذايي کشوراست،در برگيرنده حجم زيادي از فرصت هاي شغلي براي نيروهاي فعال کشور است و در ايجاد زمينه هاي اشتغال زايي از طريق کالا و مواد اوليه توليدي براي صنايع مرتبط با بخش کشاورزي نقش بسزايي دارد.
بررسي وضعيت اشتغال در بخش کشاورزي و مقايسه آن با تغييرات جمعيت شاغلان در بخش هاي ديگر اقتصادي نشان مي دهد که در طي سال هاي متمادي سهم بخش کشاورزي در ايجاد اشتغال براي جمعيت فعال کشور داراي روند نزولي بوده،عليرغم تلاش هاي فزاينده براي اشتغال زايي،در حاليکه تعداد نيروي کار شاغل در بخش هاي صنعت و خدمات چند برابر شده است،تعداد نيروي کار شاغل در بخش کشاورزي رشدي با روند کاهشي داشته است.
اما بايد توجه داشت که هنوز بخش عظيمي از نيروي کار روستايي کشور در اين بخش فعال است،و نزديک به هشتادويک درصد شاغلان بخش کشاورزي در مناطق روستايي کشور در بخش کشاورزي مشغول به کار هستند،لذا اين بخش،نقش بسيار مهمي در ايجاد اشتغال براي روستائيان و جلوگيري از تسريع مهاجرت آنان از روستا به شهردارد.
درصد بالايي از جمعيت شاغل اين استان ها در بخش کشاورزي مشغول به کار هستند،بطوريکه در جدول (1-2) آمده،براي استان هاي ايلام،کردستان،کرمانشاه و همدان به ترتيب 24،29،23 و27 درصد از نيروي کار در بخش کشاورزي مشغول اند.به طور متوسط 25.75 درصد افراد شاغل اين استان ها در بخش کشاورزي مشغول بکار هستند. (سالنامه آماري،1385)
جدول(1-1):سهم اشتغال بخش هاي عمده اقتصادي در ايران(1365-1385)
138513751365بخش هاي اقتصادي464734243289تعدادکشاورزي
22.723.529.9سهم560944742893تعدادصنعت27.430.726.3سهم1021666744818تعدادخدمات49.945.843.8سهممأخذ:مرکز آمار ايران،سرشماري نفوس و مسکن،سال1385
جدول(1-2):شاغلانده ساله و بيشتر استان هاي ايلام،کردستان،کرمانشاه، همدان و کشورسال1385(هزار نفر-درصد)
سهم بخش کشاورزيشاغلان بخش کشاورزيشاغلان تمام بخش هااستان و کشور17.6361220476کشور2432132ايلام29114393کردستان23111474کرمانشاه27135494همدانمأخذ:مرکز آمار ايران،سرشماري نفوس و مسکن،سال1385
1-3- اهداف تحقيق
هدف کلي در اين تحقيق بررسي نقش تنوع توليد محصولات کشاورزي،مکانيزاسيون،ميزان توليد و اعتبارات پرداختي بر اشتغال در بخش کشاورزي استان هاي ايلام،کردستان،کرمانشاه و همدان با استفاده از مدل هاي اقتصاد سنجي و ارائه يک مدل سيستم ديناميکي است.
1-4- فرضيات تحقيق
الف- افزايش درجه تمرکز اثر منفي بر اشتغال بخش کشاورزي دارد.
ب- مکانيزاسيون کشاورزي تأثير منفي بر اشتغال بخش کشاورزي دارد.
ج- اعتبارات پرداختي اثر مثبتي بر اشتغال بخش کشاورزي دارد.
د- هزينه هاي خوراکي اثر مثبتي بر اشتغال دارد.
1-5- روش تحقيق
در اين مطالعه از تکنيک ها و روش سيستم ديناميکي استفاده کرده ايم که اولاً بتواند پيش بيني بلند مدت انجام دهد، ثانياً داراي کمترين خطا باشد و مهمتر از همه نياز به داده ها در دوران آينده نداشته باشد و بتوانيم رفتار متغيرها را تحت شوک هايي بررسي کنيم تا از اين طريق بتوانيم راهکارهاي سياستي را ارائه دهيم.بدين منظور ابتدا با استفاده از پانل ديتا ضرايب متغيرها به دست آمده،كه در چارچوب تئوري و فرمولهاي رياضي، تقاضاي كار و … در مدل بكار گرفته شده است.و با استفاده از مباني نظري مطرح شده، مدل مناسب معرفي و سپس با استفاده از روشهاي اقتصادسنجي تخمين زده مي شود که از نرم افزار Eviews6 استفاده مي شود.جهت آزمون فرضيهها نيز از تکنيکهاي آماري و اقتصادسنجي استفاده شده است.و بررسي عوامل مؤثر بر اشتغال به صورت پويا با استفاده از مدلهاي ديناميکي ( نرم افزار vensim) صورت گرفته است.
1-6- جامعه آماري و حجم آن
جامعه آماري در اين تحقيق آمار مربوط به اشتغال، توليد،اعتبارات پرداختي،هرينه هاي خوراکي،مکانيزاسيون، سطح زير کشت بخش کشاورزي استان هاي ايلام،کردستان، کرمانشاه و همدان مي- باشد.دليل انتخاب اين استان ها تنوع کشت محصولات کشاورزي در اين استان ها بوده است.
– روش گرد آوري اطلاعات 7-1
داده ها و اطلاعات آماري مورد استفاده از منابع رسمي و سازمانهاي زيربط دولتي مانند وزارت جهاد کشاورزي،و مرکز آمار ايران فراهم شد.
– روش تجزيه و تحليل اطلاعات 8-1
به منظور دستهبندي اطلاعات و برخي محاسبات لازم،از سري هاي زماني و سپس مدل تحليلي مناسب معرفي و براي آزمون فرضيههاي تحقيق از تکنيکهاي اقتصادسنجي استفاده شد. در اين قسمت از نرم افزار 6 Eviewsاستفاده کرده ايم.و براي بررسي عوامل مؤثر بر اشتغال و توليد از مدل ديناميکي و از نرم افزار vensimاستفاده شده است.
– متغيرها و واژه هاي كليدي 9-1
کشاورزي،مکانيزاسيون،بيکاري، مدلهاي ديناميکي، توابع تقاضاي نهاده ها، پانل ديتا
مقدمه
در مباحث اين فصل مطالعات انجام گرفته در خارج از کشور و مطالعات و کارهاي پژوهشي انجام گرفته در داخل کشور در زمينه اشتغال در بخش کشاورزي، مورد بررسي قرار گرفته است.
2-1-تحقيقات انجام شده در زمينه اشتغال بخش کشاورزي :
با عنايت به اينکه تلاش هاي اقتصادي انسان همواره در جهت به کارگيري نيروي کار و حداکثر اشتغال معطوف بوده است، مقوله اشتغال امر جديدي نبوده و قدمتي برابر با تاريخ بشر دارد.اما تاريخ پژوهش هاي منظم علمي در مورد اشتغال با زمان حال فاصله چنداني ندارد.
-پس از رکود سال هاي 1930 در کشورهاي جهان علاقه زيادي نسبت به آگاهي از وضعيت اشتغال به وجود آمد،از اين رو موسسات اشتغال زايي از پايان جنگ جهاني دوم،ابتدا در اروپا و سپس در آسيا مستقر شد و توجه زيادي به مطالعه روي مسأله اشتغال مبذول شد.در کشور ايران پس از افزايش بيکاران در سال هاي گذشته مطالعاتي در اين زمينه شده است،و در بخش کشاورزي اين مطالعات سابقه چنداني ندارد.از جمله مطالعاتي که در خارج و داخل کشور انجام شده و در آن ها به اشتغال بخش کشاورزي پرداخته شده است،مي توان موارد زير را ذکر کرد:
– بختياري و پاسبان (1383) در مقاله اي نقش اعتبارات بانکي در توسعه فرصت هاي شغلي استان فارس را با استفاده از مدل هاي رگرسيوني و ديناميکي بررسي کرده اند و نتيجه گرفته اند که اشتغال بخش کشاورزي تحت تأثير شوک هاي ارزش افزوده،سرمايه گذاري و اعتبارات بخش کشاورزي قرار مي گيرد.
– صادقي و همايوني فر(1380) در مقاله اي نقش کشاورزي را در تأمين اشتغال و کاهش بيکاري بررسي کرده اندکه ضمن اشاره به کاهش سهم اشتغال بخش کشاورزي و بهبود بهره وري آن با استفاده از مدل تقاضاي تجربي نيروي کار، نتيجه گرفته اند که کشش اشتغال نسبت به سطح زير کشت در مقايسه با متغيرهاي سرمايه گذاري و ارزش افزوده از اهميت بيشتري برخوردار است.
– آذرين فر و ترکماني (1384) در مطالعه اي به بررسي تأثير فن آوري نوين ماشيني در بخش کشاورزي بر اشتغال نيروي کار در اين بخش پرداخته اند که در آن از مدل خود توضيح با وقفه استفاده شده است.نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد که در بلند مدت نرخ رشد گسترده تکنولوژي ماشيني با نرخ رشد اشتغال در بخش کشاورزي داراي رابطه ي منفي است.در حالي که متغيرهاي نرخ رشد تکنولوژي ماشيني،و موجودي سرمايه ي واقعي، رابطه ي مستقيم با نرخ رشد اشتغال دارند.
– طيبي و ترکماني (1383) در مقاله اي به بررسي عوامل مؤثر بر اشتغال بخش کشاورزي ايران و بررسي روابط کوتاه مدت و بلند مدت اشتغال پرداخته اند بدين منظور از سري زماني (85-1383) استفاده و نشان دادند که افزايش رشد توليد و سرمايه گذاري در بخش کشاورزي در کوتاه مدت و بلند مدت، اشتغال بخش کشاورزي را افزايش داده و تقاضا براي نيروي کار را زياد مي کند.
– بلالي و خليليان (1383) تأثير سرمايه گذاري را بر اشتغال زايي و تقاضاي نيروي کار در بخش کشاورزي ايران براساس رهيافت تقاضاي نيروي کار بررسي کرده و رابطه ي مثبت بين سرمايه گذاري و اشتغال و رابطه ي معکوس بين دستمزد و اشتغال بخش کشاورزي را تأييد کردند.
-حقيقت نژاد شيرازي و خالدي (1389) به نقد سياست افزايش اشتغال در بخش کشاورزي ايران با تأکيد بر برنامه ي چهارم توسعه پرداخته اند که در آن از طريق اسنادي-تحليلي و بررسي منابع موجود نظير: برنامه چشم انداز، برنامه چهارم توسعه و همچنين تجارب و سياست هاي ايجاد اشتغال ساير کشورها، مقوله اشتغال بخش کشاورزي را مورد بررسي قرار داده اند.نتايج حاصل، بيانگر اين است که با شرايط حاکم بر بخش و خصوصيات نيروي کار فعلي آن، پيگيري سياست افزايش اشتغال، رشد و توسعه اين بخش را دچار مشکل مي سازد.
– باصري و جهانگرد (1386) به بررسي و تحليل ظرفيت اشتغال زايي بخش کشاورزي ايران با استفاده از الگو هاي مبتني بر تصحيح و خطا پرداخته و نتيجه گرفتند که ظرفيت ايجاد اشتغال پايدار و مولد براساس الگوهاي برآوردي در زير بخش هاي کشاورزي در مقايسه با ساير بخش هاي اقتصادي بر مبناي کشش اشتغال نسبت به سطح زير کشت، رشد ارزش افزوده، روند فناوري توليد و انباشت سرمايه پايين است.
-اميني (1381) در تحليل عوامل مؤثر بر تقاضاي نيروي کار در سطح 14 بخش اقتصادي متوجه شد که توليد در تمام زير بخش هاي کشاورزي اثر مثبت و معني داري بر تقاضاي نيروي کار داشته است.
– عيسي زاده (1378) نشان داد در کليه زير بخش هاي اقتصادي، نرخ رشد توليد، انباشت سرمايه و تکنيک توليد، اثر مثبت در تقاضاي اشتغال در ايران داشته اند و کشش اشتغال نسبت به توليد در بخش کشاورزي 10 درصد بوده.و بخش کشاورزي به عنوان کاربرترين بخش (با ضريب 99 درصد) ذکر شده است.
-کهزادي و بلالي(1381) رابطه ي مثبت ميان نرخ انباشت سرمايه و اشتغال در بخش کشاورزي در دراز مدت تأييد کرده اند و بيان داشته اند، در مسير رسيدن به تعادل دراز مدت، افزايش در مقدار موجودي سرمايه باعث افزايش اشتغال خواهد شد.
-همايوني فر(1379) نوع فناوري در کشاورزي ايران را از نوع سرمايه بر دانسته است.طبق يافته هاي وي، گسترش فناوري زيستي-شيميايي بر خلاف فناوري ماشيني، به افزايش بيکاري منتهي نمي شود.
– شجري و سلطاني (1379) تأثير افزايش سطح زير کشت و افزايش قيمت محصول در تقاضاي نيروي کار را تأييد کردند، ولي انباشت و جذب نيروي تحصيل کرده را در بخش کشاورزي اندک دانسته اند.
-اميني (1378) در مطالعه اي به برآورد و تحليل تابع تقاضاي نيروي کار بخش کشاورزي و پيش بيني آن در طول برنامه ي سوم توسعه پرداخته و از الگوي پوياي تقاضاي نيروي کار در بخش کشاورزي نتيجه گرفته است که اشتغال در اين بخش متأثر از چهار عامل است : اشتغال با وقفه، ارزش افزوده ي بخش، سرمايه ي با وقفه و دستمزد واقعي. همجنين ارزش افزوده ي بخش کشاورزي مهمترين متغير قابل سياست گذاري براي افزايش اشتغال در اين بخش معرفي شده است.
-بيزاليا1 (1978) در مقاله اي به بررسي عوامل مختلف تأثيرگذار بر افزايش اشتغال در اثر استفاده از نوعي گندم مکزيکي در منطقه فروزپور2 پنجاب پرداخت.وي نرخ دستمزد، ميزان استفاده ازماشين- آلات و نهاده هاي مکمل را به عنوان عوامل اثرگذار در نظر گرفت و با استفاده از تابع سود مذکور نسبت به قيمت نرمال شده ي نهاده هاي متغير توليد، به استخراج تابع تقاضا براي نيروي کار پرداخت.وي دريافت که گندم مکزيکي و گندم محلي هر دو باعث افزايش اشتغال به ميزان50.9درصد شده است.
-کورودا3 (1987) در مطالعه اي به بررسي ساختار توليد و تقاضا براي نيروي کار و روابط بين نهاده هاي توليدي در کشاورزي ژاپن پس از جنگ جهاني پرداخته است تا علت کاهش قابل توجه در نيروي کار کشاورزي را دريابد.وي سه عامل توجيه کننده را براي اين موضوع مدنظر قرار داد:
-افزايش تقاضاي بخش هاي غير کشاورزي براي کار؛
-افزايش عرضه ي کار توسط خانوار کشاورز در بخش هاي کشاورزي و غير کشاورزي و
-کاهش تقاضاي بخش کشاورزي براي نيروي کار.
وي در اين مطالعه فرض کرد که هر واحد اقتصادي، هزينه هاي توليد را حداقل مي کند فرآيند توليد همونتيک است و يا داراي تغيير تکنولوژي خنثاي هيکسي است.همچنين از بين سه عاملمؤثر ياد شده، فقط مورد آخر را مورد توجه قرار داد.در اين تحقيق چهار نهاده ي نيروي کار، ماشين آلات، زمين و ساير تعريف شده اند.کورودا به منظور رسيدن به اهداف، تابع هزينه ترانزلاگ را در نظر گرفت و با استفاده از قضيه ي شپارد و کاربرد روش رگرسيون هاي به ظاهر غيرمرتبط تکراري، اقدام به برآورد پارامترها در چارچوب سيستم معادلات همزمان نمود.يافته هاي اين مطالعه نشان داد که:
-تقاضا براي تمام نهاده هاي توليد به جز ساير، بي کشش بوده است.


دیدگاهتان را بنویسید