1-9-1- اسيد تيکوئيک
اسيد تيکوئيک، شاخص آنتي ژني بزرگ در تمام سوش هاي استافيلوکوک اورئوس مي باشد که يک ريبيتول اسيد اختصاصي در ديواره سلولي است. مولکول ان – استيل گلوکز آمين، شاخص سرولوژيک در اين پلي ساکاريد مي باشد. در ديواره سلولي باکتري، اسيدتيکوئيک در شرايط غير محلول و در همراه با پپتيدوگليکان است که براي آزاد شدن آن آنزيم هاي ليتيک مورد نياز هستند. در استافيلوکوک اپيدرميس، اسيد ريبيتول تيکوئيک يافت نمي شود بلکه به جاي ان اسيد اسيد تيکوئيک گليسرول وجود دارد (118, 134).
اغلب بالغين، يک واکنش ازدياد حساسيت جلدي از تيپ فوري را بر ضد اسيد تيکوئيک دارند و مقادير کمي از آنتي بادي هاي پرسي پي تان در سرم آنها يافت مي شود. در مبتلايان به عفونت هاي اخير استافيلوکوکي از قبيل آندوکارديت يا باکتريمي، مقادير بالايي از آنتي بادي هاي اسيد تيکوئيک توليد مي شود اما در باکتريمي موقت استافيلوکوکي، افزايش در آنتي بادي هاي اسيد تيکوئيک، غير شايع مي باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اسيد تيکوئيک خارج سلولي، مسئول مصرف شدن سريع اجزاي اوليه کمپلمان از C1 تا C2 (در سرم انسان) مي باشد.فعال شدن کمپلمان در نتيجه تشکيل شدن کمپلکس ايمني در ميان آنتي ژن و آنتي بادي هاي IgG اختصاصي انسان است. به اين ترتيب، اسيد تيکوئيک موجب فعال شدن واکنش هاي بي نتيجه و عقيم مصرف کننده کمپلمان مي شود و استافيلو کوک ها را در برابر اوپسونيزاسيون وابسته به کمپلمان محافظت مي کند(7 , 92, 137).
1-9-2- پروتئين A
پروتئين A ، يک آنتي ژن اختصاصي گروه و منحصر به سوش هاي استافيلوکوک اورئوس مي باشد. 90 درصد از اين پروتئين در اتصال کووالانسي با پپتيدوگليکان ديواره سلولي است. در جريان رشد سلول، پروتئين A در محيط کشت نيز آزاد مي گردد. اين مقدار از پروتئين A که در محيط کشت آزاد مي شود در حدود 30 درصد تمام پروتئين A را تشکيل مي دهد که توسط ارگانيسم توليد شده است (7). پروتئين A يک زنجيره واحد پلي پپتيدي (به وزن مولکولي 42 کيلو دالتون) مي باشد. 4 واحد تيروزين که به طور کامل در سطح سلول باکتري نمايان شده اند مسئول فعاليت بيولوژيک مي باشند.
منحصر به فرد بودن پروتئين A مربوط به توانايي آن در واکنش با IgG طبيعي در اغلب گونه هاي حيواني است. در درون گونه ها، اين واکنش ممکن است محدود به بعضي از زير گروه هاي IgG باشد. بر خلاف واکنش اختصاصي آنتي ژن – آنتي بادي، در اين واکنش، قطعه Fab ايمونوگلوبولين شرکت نمي کند بلکه قطعه Fc شرکت دارد. در پروتئين A ، 5 ناحيه متفاوت وجود دارد. 4 دومن با همگوني زياد که به قطعه Fc آنتي بادي متصل مي شوند( آنتي بادي هاي IgG1، IgG2، IgG4 وهمچنين IgM وIgA) دومن پنجم که به ديواره سلولي باکتري اتصال مي يابد اما به قطعه Fc آنتي بادي متصل نمي شود (25).
پروتئين A انواعي از اثرات بيولوژيک را موجب مي شود. اين پروتئين اثرات شيميو تاکسي ضد کمپلمان و ضد فاگوسيتوزي دارد که واکنش هاي ازدياد حساسيتي و آسيب پلاکتي را ايجاد مي کند. اثرات ميتوژني دارد و فعاليت کشندگي طبيعي، لنفوسيت هاي انسان را تقويت مي کند. اگر چه ارتباط خوبي در ميان توليد پروتئين A و فعاليت کواگولاز وجود دارد اما هيچ ارتباطي در زمينه حضور يا فقدان پروتئين A و خصوصيت بيماري زايي ديده نمي شود ( 46, 96, 131).
تصوير1-4- وجود پروتئين A در سطح ديواره سلولي استافيلوکوک اورئوس و اتصال آنتي بادي IgG از ناحيه FC به اين پروتئين
1-9-3- پپتيدوگليکان
پپتيدوگليکان استافيلوکوکي، هر دو پاسخ هاي ايمني هومورال و سلولار را تحريک مي کند. به اين ترتيب که تقريباً تمامي اشخاص طبيعي، آنتي بادي هايي را در سرم خود بر ضد پپتيدوگليکان دارند. اين آنتي بادي ها ترجيحاً از کلاس IgG هستند که مي توانند از جفت عبور کنند. در عفونت هاي استافيلوکوک اورئوس( به ويژه در مرحله باکتريمي)، آنتي بادي IgG بر ضد پپتيدوگليکان افزايش مي يابد.
اين آنتي بادي ها به لحاظ داشتن قدرت اوپسونيزه کنندگي فوايد بالقوه اي دارند. افزايش اين آنتي بادي ها ممکن است زمينه ساز ابتلاء به اختلالات کمپلکس ايمني در بعضي از بيماران باشد.]20, 71, 135[
1-9-4- فاکتورهاي توده اي کننده
جزئي از ديواره سلولي استافيلوکوک اورئوس که موجب توده اي شدن استافيلوکوک ها( در حضور پلاسما) مي شود تحت عنوان فاکتور تودهاي کننده شناخته مي شود. اين جزء از ديواره سلولي به فيبرينوژن انسان اتصال مي يابد و از نظر مکانيسم عملکرد و خصوصيات آنتي ژني از کواگولاز آزاد متفاوت است.
جزء متصل شونده به فيبرينوژن تقريباً همواره در سوش هايي يافت مي شود که کواگولاز خارج سلولي را توليد مي کنند.سوش هاي کپسول دار، يک واکنش توده اي کنندگي منفي را نشان مي دهند که احتمالاً به علت پوشيده شدن فاکتور توده اي کننده به توسط پلي ساکاريد خارج سلولي مي باشد(7).
1-9-5- پلي ساکاريد کپسولي
داشتن کپسول ويژگي متغييري در استافيلوکوک اورئوس مي باشد. اگر چه فقط تعداد معدودي از سوش ها کپسول مشخص را نشان مي دهند اما احتمالاً در بدن موجود زنده، داشتن کپسول، پديده نادري نيست. بسياري از سوش هايي که از نمونه هاي باليني به دست مي آيند( در تست کردن با آنتي سرم اختصاصي) آنتي ژن هاي پلي ساکاريدي را در سطح سلول نشان مي دهند. اين آنتي ژن ها قدرت ضد فاگوسيتوز دارند. آنها در واکنش هاي متقابل در ميان کمپلکس اسيد تيکوئيک – پپتيدوگليکان و کمپلمان ( که ترجيحاً در مسير آلترناتيو فعال شده) مداخله مي کنند( 6, 7 , 8).
1-10- عوامل موثر در بيماري زايي
يکي از ويژگي هاي اساسي انگل موفق توانايي بقاء در يک ميزبان حيواني است. در اين ارتباط، استافيلوکوک استثنائاً توانايي تطابقي بالقوه اي دارد. از ميان مهمترين آنها توانايي اتصال يافتن به انواعي از پروتئين هاي حيواني در ماده پيوندي خارج سلولي و در هم شکستن سد هاي طبيعي در بافت هاي ميزبان است. استافيلوکوک براي انواعي از پروتئين هاي ذاتي حيواني، آنزيم هاي ئيدروليتيک دارد. اين آنزيم ها که در محيط آزاد مي شوند در موفقيت و توانمندي ارگانيسم شرکت مي کنند. پروتئازها، ليپازها، استرازها و ليازها از ميان آنزيم هاي مهمتري هستند که استقرار ارگانيسم ها در پوست و غشاي مخاطي ميزبان را تسهيل مي کنند. براي بقاء در بدن انسان يک انگل موفق بايد بتواند بر سيستم هاي دفاعي ميزبان غلبه کند. براي مدت زمان بيش از نيم قرن، انواع وسيعي از آنزيم هاي خارج سلولي، توکسين ها و اجزاء سلولي سوش هاي بيماري زاي استافيلوکوک مورد بررسي قرار گرفته اند اما در حال حاضر، هيچ فاکتور واحدي به عنوان تنها عامل ايجاد کننده بيماري شناخته نشده است. قدرت بيماري زايي استافيلوکوک ها به چندين فاکتور بستگي دارد. هر يک از اين فاکتور ها در يک زنجيره کمپلکس از واکنش ها شرکت دارند که عفونت استافيلوکوکي آشکاري را موجب مي شوند(7).
1-11- آنتي ژن هاي سطحي
1-11-1- پلي ساکاريد ها

اجزاي سطحي استافيلوکوک که قدرت ضد فاگوسيتوز دارند اهميت زيادي را در استقرار اوليه ارگانيسم ها در ميزبان بر عهده دارند. استافيلوکوک هاي کپسول دار به واسطه داشتن کپسول در برابر تهاجم وابسته به کمپلمان ميزبان، محافظت مي شوند و به سرعت در بافت هاي ميزبان انتشار مي يابند. براي لانه گزيني باکتري ها بايستي فرايند عفوني ادامه يابد. براي اين منظور چسبندگي ارگانيسم ها به سطح مخاط يا پوست بدن ميزبان، واقعه شروع کننده اصلي است. توليد اگزوپلي ساکاريد ممکن است يک فاکتور سرنوشت ساز در موفقيت ارگانيسم براي لانه گزيني در اعضاي مصنوعي از قبيل دريچه هاي قلب و يا کاتتر هاي داخل وريدي باشد. در محيط طبيعي که سرشار از ارگانيسم هاي رقيب مي باشد توليد گليکوکاليس موجب تشکيل ميکروکلوني هاي چسبنده اي مي شود که به توسط يک لايه بيولوژيک در بر گرفته شده اند نه تنها چسبندگي ارگانيسم ها به سطح اندام هاي مصنوعي را امکان پذير مي کند بلکه آنها را در برابر آنتي بيوتيک ها و دفاع طبيعي ميزبان محافظت مي کنند (6, 7, 8, 16).
تصوير1-5- ناحيه a نشان دهنده کپسول پلي ساکاريدي مي باشد که باکتري را در بر گرفته است
1-11-2- گيرنده هاي پروتئيني
در سطح سلول استافيلوکوک، تعدادي از جايگاه هاي اتصالي اختصاصي براي اتصال به پروتئين هاي پستانداران وجود دارد. اين گيرنده ها، مکانيسم چسبنده اي را براي ارگانيسم فراهم مي کنند که به توسط آن، ارگانيسم ها در کانون هاي عفوني استقرار مي يابند. از ميان پروتئين هاي پلاسما که به طور اختصاصي به استافيلوکوک اورئوس متصل مي شوند: پروتئين هاي فيبرونکتين، فيبرينوژن و ايمونوگلوبولين G هستند. علاوه بر اين، استافيلوکوک ها به اجزاي ماده اتصالي خارج سلولي از قبيل لامينين، کلاژن و فيبرونکتين اتصال مي يابند(6 ,7 ,8 ). از ميان اين ترکيب ها، فيبرونکتين( گليکوپروتئين انحصاري در زخم ها) مورد مطالعه بيشتري قرار گرفته است. فيبرونکتين، چسبندگي سلول هاي حياتي از قبيل فيبروبلاست ها، سلول هاي اپيتليال و مونوسيت ها به جايگاه آسيب ديده را واسطه گري مي کند. استافيلوکوک اورئوس به طور اختصاصي به بافت ميزبان متصل مي شود. در اين اتصال، فيبرونکتين به عنوان پلي در ميان ارگانيسم و بافت آسيب ديده ميزبان عمل مي کند(95, 105). لامينين پروتئين ديگري در پستانداران است که استافيلوکوک اورئوس براي آن گيرنده دارد. اين پروتئين، عمده ترين گليکو پروتئين در غشاي پايه در انسان است (76, 140 ) توانايي بالقوه شبه متاستازي استافيلوکوک( که در جهت شکستن سد هاي دفاعي طبيعي است) احتمالاً در ارتباط با توانايي آن در برقراري پيوند اختصاصي با غشاهاي پايه مي باشد. پروتئين هاي متعددي در پستانداران وجود دارند که مي توانند به طور اختصاصي به استافيلوکوک اورئوس اتصال يابند. اين مسئله، پيشنهاد کننده اين مطلب مي باشد که بيش از يک ژن چسبنده وجود دارد. حداقل يکي از اين ژن ها، بر روي پلاسميد قرار گرفته است. اگر ژن هاي چسبنده بر روي پلاسميد قرار داشته باشند مي توانند به سادگي در ميان سوش هاي مختلف حرکت کنند و شاخص هاي بيماري زايي را در ميان سوش هاي استافيلوکوک پخش نمايند، اين ويژگي چگونگي تنوع وسيع در توانايي بالقوه بيماري زايي را توصيف مي کند (7).
1-12- آنزيم هاي خارج سلولي
1-12-1- کواگولازها
اگر چه ارتباط بين توليد کواگولاز و آسيب زايي ارگانيسم، شاخص بيماري زايي مناسبي را فراهم مي کند اما هيچ دليل قاطعي وجود ندارد که کواگولاز شرکت مستقيمي در بيماري زايي داشته باشد. عملکرد کواگولاز در منعقد کردن پلاسما مشابه با عملکرد تبديلي فيبرينوژن به فيبرين است که به توسط ترومبين کاتاليز مي شود. کواگولاز براي فعاليت کامل آنزيمي خود به يک جزء پلاسما از قبيل پروترومبين و يا مشتقي از پروترومبين تحت عنوان فاکتور واکنش دهنده کواگولاز نياز دارد. محصول کواگولاز- ترومبين، نه تنها موجب انعقاد فيبرينوژن بلکه موجب فعاليت پروتئوليتيک و استرئوليتيک نيز مي شود. فيبرينو پپتيدهايي که آزاد مي شوند از فيبرينوپپتيدهاي القاء شده توسط ترومبين، متفاوت است. بعضي از اين فيبرينوپپتيدها فعاليت فارماکولوژيک قابل مقايسه اي با برادي کينين دارند (7, 91 , 124).
ژن coa که پروتئين کوآگولاز را کد مي کند به علت داشتن توالي هاي متغير در ناحيه کدکننده ´3 بسيار پلي مورف است و مي تواند در متمايز کردن جدايه هاي اين باکتري مورد استفاده قرار گيرد. ناحيه متغير ژن coa از توالي هاي تکراري 81 جفت بازي تشکيل شده است که تعداد تکرار اين توالي ها در سويه هاي مختلف استافيلوکوکوس متغير است (101,44).


دیدگاهتان را بنویسید