تحقيقات داخلي54
تحقيقات خارجي56
2-5 جمع بندي60
فصل سوم62
فرايند پژوهش62
3-1-مقدمه63
نوع پژوهش بر اساس نوع هدف64
روشهاي تحقيق64
واحد تحليل65
جامعه آماري65
ابزار اندازه‏گيري65
بررسي پايايي و روايي ابزارپرسشنامه66
فنون تجزيه و تحليل اطلاعات67
تحليل تک متغيره67
تحليل دو متغيره67
تحليل چند متغيره67
تحليل رگرسيون68
فصل چهارم69
يافته هاي تحقيق69
4-1- مقدمه70
توصيف گروههاي نمونه براساس متغيرهاي زمينه اي(جمعيتي)71
4-2-1- نمونه مديران71
4-2-2- نمونه معلمان76
4-3- توصيف داده‌هاي حاصل از پرسشنامه81
4-4- نتايج فرضيه‌هاي پژوهش95
فصل پنجم102
بحث و نتيجه‌گيري102
5-1- مقدمه103
5-2-بحث و نتيجه‌گيري104
5-3- محدوديت‌هاي پژوهش107
5-4- پيشنهادهاي کاربردي پژوهش107
5-5- پيشنهاد پژوهشي109
منابع ومآخذ110
فهرست جداول
جدول (2-1) عوامل اتلاف وقت علل و راههاي مقابله با آنها
جدول(3-1) چگونگي توزيع گويه هاي پرسشنامه را بر اساس تقسيم بندي عملکرد فني، انساني و ادراکي نشان مي دهد.
جدول 3-2- مقدار آلفاي متغيرهاي اصلي تحقيق
جدول(4-1)توزيع فراواني نمونه مديران براساس سن
جدول(4-2) توزيع فراواني نمونه مديران براساس رشته تحصيلي
جدول(4-3) توزيع فراواني نمونه مديران براساس سابقه مديريت
جدول(4-4) توزيع نمونه مديران براساس ميزان تحصيلات
جدول(4-7)توزيع فراواني نمونه معلمان براساس سابقه
جدول(4-8)توزيع فراواني نمونه معلمان براساس تحصيلات
(4-12) توزيع فراواني داده هاي مديريت زمان
جدول شماره (4-9)، توزيع فراواني، درصد و ميانگين پاسخ‌هاي مديران نسبت به گزينه‌هاي سوالات مربوط به پرسشنامه مديريت زمان
جدول شماره (4-10)، توزيع فراواني، درصد و ميانگين پاسخ‌هاي معلمان نسبت به گزينه‌هاي سوالات مربوط به پرسشنامه عملکرد مدير (عملکرد فني مدير در مدرسه)
جدول شماره (4-11)، توزيع فراواني، درصد و ميانگين پاسخ‌هاي معلمان نسبت به گزينه‌هاي سوالات مربوط به پرسشنامه عملکرد مدير (عملکرد انساني مدير در مدرسه)
جدول شماره (4-12)، توزيع فراواني، درصد و ميانگين پاسخ‌هاي معلمان نسبت به گزينه‌هاي سوالات مربوط به پرسشنامه عملکرد مدير (عملکرد ادارکي مدير در مدرسه)
جدول (4-13) شاخص‌هاي مربوط به رابطه بين مديريت زمان و عملکرد فني مديران مدارس
جدول (4-14) شاخص‌هاي مربوط به رابطه بين مديريت زمان و عملکرد انساني مديران مدارس
جدول (4-15) شاخص‌هاي مربوط به رابطه بين مديريت زمان و عملکرد ادراكي مديران مدارس
جدول (4-16) رگرسيون چندگانه براي تبيين مديريت زمان مديران مدارس و ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-17) رگرسيون ساده براي تبيين مديريت زمان مديران مدارس و ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-18) رگرسيون چند گانه براي تبيين نظرات معلمان در خصوص عملکرد فني مديران با ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-19) رگرسيون ساده براي تبيين نظرات معلمان در خصوص عملکرد فني مديران با ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-20) رگرسيون چند گانه براي تبيين نظرات معلمان در خصوص عملکرد انساني مديران با ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-21) رگرسيون ساده براي تبيين نظرات معلمان در خصوص عملکرد انساني مديران با ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-22) رگرسيون چندگانه براي تبيين نظرات معلمان در خصوص عملکرد ادراكي مديران با ويژگي‌هاي جمعيت شناختي آنان
جدول (4-23) رگرسيون ساده براي تبيين نظرات معلمان در خصوص عملکرد ادراكي مديران با ويژگي ‌هاي جمعيت شناختي آنان
فهرست نمودار
نمودار(4-1)توزيع فراواني نمونه مديران براساس سن
نمودار(4-2) توزيع فراواني نمونه مديران براساس رشته تحصيلي
نمودار (4-3) توزيع فراواني نمونه مديران براساس سابقه مديريت
نمودار(4-4)توزيع فراواني نمونه معلمان براساس رشته تحصيلي
نمودار(4-5)توزيع فراواني نمونه معلمان براساس تحصيلات
نمودار (4-6)توزيع فراواني نمونه معلمان براساس سابقه
نمودار(4-7)توزيع فراواني نمونه معلمان براساس تحصيلات
نمودار(4-8)توزيع فراواني داده هاي عملكرد فني
نمودار(4-9) توزيع فراواني داده هاي عملكرد انساني
چکيده
موضوع تحقيق حاضر بررسي رابطه مديريت زمان1 و عملکرد مديران2 مي باشد. اهميت مديريت زمان در اثربخشي و بهره وري نظام آموزشي مخصوصاً مديران آموزشي به عنوان يکي از ارکان اصلي آن و نيز نقش آن در رشد و توسعه هر چه بيشتر نيروي انساني، باعث شد تا بررسي رابطه مديريت زمان و عملکرد مديران آموزشي مقطع متوسطه موضوع اين تحقيق قرار گيرد. در بخش ادبيات تحقيق به تحقيقات مرتبط با موضوع تحقيق اشاره شده است. در اين تحقيق از روشهاي کتابخانه اي و ميداني(پيمايش) استفاده شده است. جامعه آماري اين پژوهش شامل کليه معلمان و مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه مي باشند.که شامل 64 نفر مدير و 103 نفر از معلمان مدارس متوسط دخترانه منطقه 4 تهران مي باشد. که براي نمونه‏گيري با توجه به اهداف تحقيق و ويژگيهاي جامعه آماري، از تمام شماري مديران و روش تصادفي ساده براي معلمان استفاده شده است. جمع آوري داده هاي کمي با استفاده از دو ابزار پرسشنامه مديريت زمان و عملکرد مديران انجام گرديد. در نهايت با استفاده از برنامه آماري spss ابتدا توصيف جامعه آماري انجام شده و سپس از آماره هاي متناسب و آزمون هايي نظير ضريب همبستگي پيرسون و همينطور رگرسيون چند متغيره براي سنجش و ارزيابي چگونگي روابط بين متغيرها استفاده شده است. نتايج حاصل از سنجش رابطه بين متغيرهاي مديريت زمان و عملکرد مديران در سه سطح عملکرد فني، انساني و ادراکي نشان مي دهد، بين مديريت زمان و هر سه متغير وابسته رابطه وجود دارد.
واژگان کليدي: مديريت زمان – عملکرد مديران- اثربخشي- بهره وري
فصل اول
کليات تحقيق
1-1-مقدمه
در عصر حاضر آموزش و پرورش از بزرگترين و پيچيده ترين نظامهاي اجتماعي رسمي محسوب مي شود. سازماني که از ديرباز نقشي سازنده و اساسي در بقاء و تداوم فرهنگ و تمدن بشري داشته، امروز نيز سنگ زيربناي توسعه فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي هر جامعه اي است. چنانکه رجبي نژاد(1371) معتقد است: “قرن اخير شاهد پيشرفتهاي بزرگ علمي و فني بوده است. اين پيشرفتها موجب پيدايش آگاهي روز افزون مبني بر لزوم تعيين هدفهايي براي بکارگيري نيروي انساني و کمال بخشيدن به آن و اجراي برنامه هاي قوي و مبتکرانه براي نيل به اين اهداف مي باشد”(ص9). سازمانهاي آموزشي و پرورشي نياز به مديريت سنجيده و هوشمندانه دارند و بايستي مديران تحصيل کرده و مجرب که از استعداد و توانايي لازم برخوردارند، مسئوليت اداره اين گونه سازمانها را برعهده داشته باشند تا با استفاده از علم و هنر مديريت، مسائل و مشکلات را کاهش داده و نظام تعليم و تربيت کشور را به سوي پيشرفت و تعالي سوق دهند. چراکه اصولاً ترقي هرجامعه اي در گرو فعاليتهايي است که در مدارس انجام مي گيرد و اثر مديريت به عنوان رهبر آموزشي در مدرسه را نمي توان ناديده و حتي دست کم گرفت(ميرکمالي،1375،ص15).
تنوع و پيچيدگي وظايف مديران آموزشي آنچنان است که تنها افراد مطلع، مجرب و آموزش ديده قادر به انجام وظايف محوله خواهند بود(پرداختچي،1374،ص53). اگر مديران بخواهند با اين وظيفه سنگين که بر عهده دارند اثربخش و کارامد باشندو عملکرد مثبتي داشته باشند، بايد به مديريت زمان به عنوان مقوله اي مهم و اثرگذار توجه داشته باشند. زيرا مديريت زمان مبنايي براي برنامه ريزي اصولي است. الکاک(1380) معتقد است:” مديريت زمان، عامل اساسي در موفقيت هر سازمان محسوب مي شود، چيزي که تا کنون توجه چنداني به آن مبذول نشده است. مديريت زمان و مديريت کار، اساساً معطوف به انضباط فردي است، نظامي که انتخاب مي کنيم تا مارا در استفاده بهتر از زمان ياري کند”(ص6). اهميت مديريت زمان در اثربخشي و بهره وري نظام آموزشي مخصوصاً مديران آموزشي به عنوان يکي از ارکان اصلي آن و نيز نقش آن در رشد و توسعه هر چه بيشتر نيروي انساني، باعث شد تا بررسي رابطه مديريت زمان و عملکرد مديران آموزشي مقطع متوسطه موضوع اين تحقيق قرار گيرد.
1-2-بيان مسأله
امروز تنها داشتن سرمايه،موقعيت و دانش براي کسب موفقيت در امور مربوط به کار کافي نيست ، زيرا يکي از عوامل بسيار مؤثر در حصول موفقيت استفاده صحيح و درست از زمان است. بي توجهي به ارزش و جايگاه زمان باعث مي شود که فرد نيازي به بهره برداري صحيح از وقت احساس نکند و در نتيجه بها قداما تغير ضروري و بيهود ه اي که مفيد حال سازمان شنباشد بپردازد. دريک قرن اخير و عمدتاً پس از انقلاب صنعتي به دليل پيدايش سازمانهاي نوپا و جديد ، پيچيده و در ارتباط با تکنولوژي هاي نو ، زمان و مديريت آن بيش از پيش مورد توجه و نياز انسانها قرار گرفته است.
عدم تقيد و پايبندي به وقت و زمان در بخشهاي مختلف جامعه و خصوصاً در سازمانها و نهادهاي آموزشي باعث زيان هاي اجتماعي و اقتصادي فراواني شده است.
در خصوص اهميت و ارزش توجه به زمان ، در فرهنگ ها و زبان هاي مختلف صحبت هاي زيادي شده است. برخي از واقعيتهايي كه در مورد زمان مطرح شده است عبارت اند از : زمان را نمي توان پس انداز و ذخيره كرد . افزايش زمان غير ممكن است و در واقع مديريت كردن زمان يك فرض نادرست به نظر ميآيد ، چرا كه زمان قابل كنترل و مديريت نيست ، فقط مي توان گفت چگونه بايد از زماني كه در دستم است بهره بگيريم . ما حتي قادر نيستيم استفاده يا عدم استفاده از زمان را انتخاب كنيم .بلكه فقط ميتوانيم نوع استفاده از آنرا تعيين كنيم ، وقتي زمان را از دست داديم ديگر نميتوانيم آنرا جبران كنيم.
يكي از اساسي ترين جنبه هاي مديريت وقت ، بهينه سازي استفاده از آن است. مديريت زمان يعني اينكه زمان و كار خويش را به دست گيريم و اجازه ندهيم كه امور و حوادث ما را هدايت كنند (فرنر،1381؛38).
زمان منبع بي مانندي است كه اگر از دست برود جايگزيني نخواهد داشت و اهميت دادن به آن و استفادة بهينه از زمان پيشينه اي ديرينه دارد .
در جوامع قديمي حركت ماه و خورشيد مبناي درك زمان بود و هر چه جوامع تكامل بيشتري پيدا كردند ، مفهوم زمان پيچيده تر شد.
در دنياي موجودات زنده ، تنها انسان است كه به زمان توجه دارد و سعي مي كند آنرا كنترل كند. ادراك مفهوم زمان تحت تأثير فرهنگ ما قرار دارد . اين تأثير پذيري از آنجا ناشي مي شود كه زمان مفهومي ذهني است و نه يك واقعيت مادي(لوتار،2002؛36(.
از طرف ديگر بايد گفت ؛ با اينکه تمام مديريت ها و امور مربوط به آن در جايگاه خود حائز اهميت و با ارزش است ، اگر مديريت آموزشي را با ديگر انواع مديريت مورد مقايسه قرار دهيم ، اگر نگوييم متوجه اهميت بيشتر آن مي شويم ، دست کم بايد گفت متوجه پيچيدگي ها ، ظرافت ها و حساسيت هاي آن نسبت به ساير مديريت ها مي شويم . به عبارت ديگر ، اگر آموزش و پرورش هر جامعه در رأس همه مسائل جامعه باشد ، مديريت آموزشي در اين سطح با همان نسبت جايگاه ارزنده و مهمي در بهسازي و توسعه جامعه خواهد داشت.
نياز به مديريت و رهبري در همة زمينه هاي فعاليت اجتماعي ، امري محسوس و حياتي است . منابع انساني و مادي بدون هدايت ورهبري لايق ، رو به كاهش و نابودي مي رود ، اما در اين ميان مديران مدارس به عنوان اداره كنندگان يا مسؤولان نهاد هاي آموزشي پايه عامل اصلي و تعيين كنندة آماده سازي و تأمين نيروي انساني ديگر نهاد هاي توليدي و خدماتي و حتي آموزشي (دانشگاهها) جامعه هستند و چون آموزش و پرورش در هر جامعه از مهمترين مسائل است ، مدارس جايگاه مهمي در بهسازي و شكوفايي اقتصادي و اجتماعي جامعه دارند . با توجه به نقش نظام آموزش و پرورش به ويژه در ابعاد اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي جامعه ، ضروري است براي بهتر كردن كيفيت مديريت در واحد هاي خرد اين نظام فعاليت اساسي صورت گيرد و از هدر رفتن سرمايه هاي انساني و مادي و به ويژه زمان جلوگيري شود.
به اعتقاد كريتنر ، مديريت فرآيندي براي حل مسائل مربوط به تأمين مطلوب هدفهاي سازماني ، از طريق استفاده مؤثر و كارآمد از منابع كم ياب در يك محيط در حال تغيير است .
از ميان منابعي ، چون افراد ، سرمايه ، زمان و مواد اوليه كه همگي محدود و ماهيتاً كمياب و غيرقابل افزايش هستند ، زمان از بقيه با ارزش تر و كمياب تر است . مديريت زمان يا در واقع استفادة اثر بخش از زمان ، در جهان امروز لازمة پيشرفت و ارتقا ست. يكي از عواملي كه باعث پيشرفت افراد مي شود ، زمان است. استفاده صحيح و اثربخش از زمان باعث ميشود انسان به اجراي فعاليت هايي بپردازد كه موجب دستيابي به اهداف فردي مي شوند. چگونگي استفاده از زمان به عنوان يك منبع ، شاخصي براي كار آمدي افراد يك جامعه از جمله مديران آموزشي است.(كامرون،2002؛82)
با توجه موارد ذکر شده در فوق ، اگر مديران آموزشي داراي دانش و مهارت هاي کافي باشند ، بدون ترديد نظام آموزشي نيز از اثر بخشي و کارايي و اعتبار بالايي برخوردار خواهد بود. بر همين اساس عملكرد مديران جهت رسيدن مدارس به اهدافشان نقش اساسي و كليدي دارد .
عملكرد عبارت است از به نتيجه رسيدن وظايف يكه يك سازمان به عهده نيروي انساني گذاشته است. به عبارت ديگر عبارت است از حاصل فعاليت ‌هاي كارمند از لحاظ اجراي وظايف محوله پس ازمدت زمان معين. براي افزايش كارايي و اثربخشي مدارس بايد عملكرد مديران را به صورت مستمر و اصولي ارزشيابي كرد . در اين راستا ، توجه و بررسي عوامل و زمينه هاي يکه در کيفيت و نحوه عملکرد مديران مدارس احتمالاً مؤثر و داراي نقش هستند ، ضمنآ نکه ميتواند ارزشيابي درست و همه جانبه و منطقي را در راستاي اهداف آموزشي کلان کشور بيافريند ، مطمئناً در شناسايي موانع و مشکلات نظام آموزش در سطح مديريت واحدها و نيز ارائه راهکار هاي علمي و مبتني بر مطالعه و تحقيق مفيد فايده خواهد بود . بر اين اساس ، تحقيق حاضر با محوريت موضوع عملکرد مديران مدارس متوسطه دخترانه و نيز اذعان بر نقش زمان و جايگاه آن در پيشبرد فعاليت ها و امور آموزشي مختلف ، سؤالات اصلي و محوري خود را به صورت زير مطرح مي کند :
آيا مديريت زمان در کيفيت عملکرد مديران مدارس متوسطه دخترانه منطقه 4 تهران نقش دارد؟
در صورت مؤثر بودن کيفيت ارتباط مورد نظر چگونه است؟
آيا مديريت زمان برتمام جنبه هاي عملکردي مديران نقش دارد و يا بر جنبه هاي خاصي مؤثر است؟
مديريت زمان عمدتاً در بين کدام دسته ازمديران مدارس براساس ويژگي هاي زمينهاي(رشته تحصيلي ، سطح تحصيلات ، سن و ….) بيشتر ديده ميشود؟
1-3-اهميت و ضرورت انجام تحقيق
زمان يكي از منابع كمياب و بي نظيري است كه استفاده موثر و اثربخش از آن ضرورتي اجتناب ناپذير براي موفقيت دركار و زندگي محسوب ميشود.استروتون (1993)
اعتقاد دارد ، از ديدگاه فرد يكساني كه قدرت زمان و چگونگي سازماندهي و استفاده از آنرا ميدانند ، بسيار موفق تر و جلوتر از افراد گيجي هستند كه هميشه از تنگي وقت مي نالند . به همان نسبت كه اختيار ما در انتخاب وظايف و تصميم گيري افزايش مي يابد اختيار مان براي سازماندهي وقت خود مان نيز زياد تر و تدريجاً رويه معمول ما مي شود و غالباً عادتي پيدا ميكنيم (بدون آگاهي ما) كه شايد ما را عقب نگه دارد . در هر صورت مديريت زمان از موضوعات فوق العاده مهمي است كه در دنياي پر رقابت امروز بايد بيش از پيش مورد توجه قرارگيرد.
مديريت زمان و بهره وري بهينه از وقت به ما امكان مي دهد كه خلاقيت دانش آموزان و کارکنان را به خدمت بگيريم تا ضمن نجات از استرس هاي كسالت بار روزمره ، مديريتي موفق اعمال كنيم . در گذشته ، زمان به اين درجه اهميت نداشته است ، اما امروزه هر لحظه از زمان آبستن حوادث و تحولات شگرف است . پس براي همگام و همراه بودن با تحولات بايد روي لحظه لحظه زمان ، مديريت داشته باشيم تا به اهداف مان نائل شويم ، كارهاي مهمتري انجام دهيم ، ارزش ها را بشناسيم ، تعادل را حفظ كنيم ، استرس را كاهش دهيم ، به جاي كار بيشتر ، دقيق تر كار كنيم . زمان را تحت كنترل خود در آوريم و با كارآيي بالاتري عمل نماييم (فرنر، 1381؛41).
مديريت موفق زمان روش هاي نويني را به ما نشان مي دهد تا 1- ديدگاه بهتري در مورد كارهاي وابسته به يكديگر و اولويت ها به دست آوريم 2- فرصتهاي بيشتري براي پرورش خلاقيت خود و ديگران داشته باشيم 3- با فشارهاي روحي و استرس دست و پنجه نرم كنيم و آنرا كاهش دهيم 4-اوقات فراغت بيشتري به دست آوريم و بتوانيم كارهاي اساسي و مهم را انجام دهيم تا سريعتر به اهدافمان برسيم (حقيقيوعليمرداني، 1380؛11).
در زندگي امروزي که علم توسعه يافته و مشغله هاي مديران به لحاظ پيشرفت هاي تکنولوژي بيشتر شده، اگر مديران تکنيک مديريت زمان را بکار نبرند از خيلي از امورات و علوم روز باز مي مانند. امروز، که عصر مديريت و رهبري است، موفقيت سازمانها تا حدود زيادي به کارايي و اثربخشي و عملکرد مثبت مدير بستگي دارد. در مقايسه با انواع مديريت که در جاي خود مهم هستند، مديريت آموزشي اهميت ويژه اي دارد، زيرا، پرورش نيروي انساني را برعهده دارد. اين موضوع کار مدير آموزشي را مهم و مشکل مي سازد و بايد بکوشد با افزايش اثربخشي به حفظ و توسعه سازمان خود بپردازد. مديران به خوبي واقفند که نمي توانند توجه خود را صرفاً به متغيرهاي برونداد معطوف کنند بدون آنکه به متغيرهاي ميانجي(مديريت زمان، برنامه ريزي، بهره وري زمان و …) کاري داشته باشند. بدون شک، مجموعه اين عوامل به همراه ديگر عوامل مؤثر، در اثربخشي و موفقيت سازمان نقش ايفا مي کنند. اهميت و ضرورت موضوع از آنجا ناشي مي شود که به نظر مي رسد مديريت زمان يکي از نيازهاي محسوس و عوامل اثربخشي بيشتر مديران است. با توجه به رشد و گسترش علم و دانش چنانچه به آن کم توجهي شود، ضربه مهلکي به نظام آموزشي(آموزش و پرورش) وارد خواهد شد که جبران ناپذير خواهد بود.

نياز به مديريت در همه سازمان ها امري حياتي است. اين نياز، در نظام هاي آموزشي به ويژه مدارس بسيار اهميت دارد، زيرا که مديران مدارس با انسانها سروکار دارند و فراگرد عمليات آنها به وسيله انسانها(معلمان و کارکنان) و در مورد انسانها(دانش اموزان) انجام مي پذيرد. به همين دليل، اداره مؤثر مدارس وظيفه اي پيچيده و مشکل است؛ به گونه اي که تحصيلات و مهارت صرف براي آن کافي نيست.
بلکه علاوه بر آن مديران بايد از توانايي هاي خاصي همچون درک و فهم پيچيدگيهاي نظام آموزشي و روابط عمومي و انساني قوي برخوردار باشند(حق شناس،1378،ص75). بنابراين با توجه به ضرورت شناخت ويژگيها و کيفيت مديريت زمان و ارتباط آن با عملکرد و اثربخشي آنان، اين پژوهش قصد دارد که رابطه بين مديريت زمان و عملکرد مديران مدارس متوسطه دخترانه منطقه 4 تهران را مورد بررسي قرار دهد.
1-4-اهداف پژوهش
اهداف اصلي
بررسي رابطه بين مديريت زمان و عملکرد مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه منطقه 4 آموزش و پرورش تهران
اهداف فرعي
-بررسي رابطه بين مديريت زمان و عملکرد فني مديران مدارسدخترانه درمقطع متوسطه
-بررسي رابطه بين مديريت زمان و عملکرد انساني مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه
-بررسي رابطه بين مديريت زمان و عملکرد ادراکي مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه
-بررسي رابطه بين مديريت زمان مديران مدارس و متغيرهاي زمينه اي همچون سن، سنوات و سابقه مديريتي،و …)
-بررسي رابطه بين ديدگاههاي معلمان مدارس نسبت به عملکرد مديران با متغيرهاي زمينه اي آنان همچون سن ،سابقه و …)
فرضيات پژوهش
– به نظر مي رسد بين مديريت زمان و عملکرد فني مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه رابطه وجود دارد.
– به نظر مي رسد بين مديريت زمان و عملکرد ادراکي مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه رابطه وجود دارد.
– به نظر مي رسد بين مديريت زمان و عملکرد انساني مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه رابه وجود دارد.
– به نظر ميرسد بين مديريت زمان و متغيرهاي زمينه اي همچون” سن و سنوات” رابطه وجود دارد
– به نظر مي رسد بين ديدگاه هاي معلمان مدارس نسبت به عملکرد مديران با متغيرهاي زمينه اي همچون “سن و سابقه” رابطه وجود دارد.
سؤالات تحقيق
سؤال اصلي
آيا بين مديريت زمان و عملکرد مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه منطقه 4 آموزش و پرورش تهران رابطه وجود دارد؟
سؤالات فرعي
1-آيا بين مديريت زمان و عملکرد فني مديران مدارس دخترانه درمقطع متوسطه رابطه وجود دارد؟
2-آيا بين مديريت زمان و عملکرد انساني مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه رابطه وجود دارد؟
3-آيا بين مديريت زمان و عملکرد ادراکي مديران مدارس دخترانه در مقطع متوسطه رابطه وجوددارد؟
4-آيا بين مديريت زمان مديران مدارس و متغيرهاي زمينه اي همچون” سن ، سنوات و سابقه مديريتي” رابطه وجوددارد؟
5-آيا بين ديدگاه هاي معلمان مدارس نسبت به عملکرد مديران با متغير هاي زمينه اي آنان همچون” سن و سابقه” رابطه وجوددارد؟
1-5-تعريف واژگان تحقيق
1-5-1-تعاريف مفهومي
-مدير: فردي است که پست سازماني را اشغال مي کند و حداقل مسئول کار يک شخص بوده و داراي اختياراتي است(بهشتي،1370،ص875).
مديريت3: فراگرد به کارگيري مؤثر و درست و کارآمد منابع مادي و انساني بر مبناي يک نظام ارزشي پذيرفته شده است که از طريق برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امکانات، هدايت و کنترل عمليلت براي دستيابي به اهداف تعيين شده صورت مي گيرد(رضائيان،1382،ص8).
مديريت مدرسه4: عبارت است از يک کوشش تعليم و تربيتي براساس مقررات با برنامه ريزيهاي مناسب و استفاده از مشارکت کارکنان، دانش آموزان و اولياي آنها با بهره گيري از امکانات و ظرفيتهاي داخل و خارج از مدرسه، جهت تحقق اهداف مصوب دوره تحصيلي( دبيرخانه شوراي عالي آموزش و پرورش،1383،ص181).
مديريت آموزشي5: عبارت است از برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و کنترل کليه امور و فعاليتهاي مربوط به آموزش و پرورش(علاقه بند،1382،ص46).
مديريت زمان: استفاده بهينه از زمان با جديت و تلتش تمام و اجازه ندادن به دخالت نارواي امور و حادثه ها در جريان برنامه را مديريت زمان مي گويند(نيلي پور،1386،ص10).
عملکرد فني: انجام درست و صحيح وظايف خاص که لازمه آن ورزيدگي در کاربرد فنون و ابزار ويژه و اثربخشي عملي در رفتار و فعاليت است(علاقه بند،1382،ص88).
عملکرد انساني و اخلاقي: نحوه کار و ارتباط با مردم، خلق کردن محيطي که در آن مردم براي بيان انتقادات و نظرات و عقايدشان احساس امنيت و راحتي کنند(جاسبي،1379،ص211).
عملکرد ادراکي: عمل به نحوي که همه عناصر و اجزاي سازمان در جايگاه خود تشکيل دهنده کار و فعاليتهاي يک کل واحد احساس شوند(علاقه بند،1382،ص88).
1-5-2-تعاريف عملياتي
مديريت زمان: در اين تحقيق مديريت زمان از طريق پرسشنامه استاندارد مديريت زمان حاوي گويه هاي چند گزينه اي به شکل طيف ليکرت(مقيمي،1390) در بين مديران مدارس سنجيده شده است.
عملکرد مديران: در اين پژوهش، عملکرد مديريتي مديران که شامل امور اداري، پرورشي، نظارت و آموزشي بوده است در ابعاد زير شامل عملکرد فني، انساني-اخلاقي و ادراکي براساس مقياسي به همين منظور، از ديدگاه معلمان سنجيده شده است.
فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش
2-1-مقدمه
تحقق توسعه در هر جامعه اي تا حدود زيادي به پويايي نظام آموزش و پرورش آن جامعه بستگي دارد و پويايي نظام آموزش و پرورش به مديريت آن وابسته است. مدير اساس بالندگي و رشد در آموزش و پرورش است و پايه آن ، نوع مديريتي است که او در مدرسه اتخاذ ميکند. يک نوع مهم مديريت ، مديريت زمان است . مديريت بر زمان و فرصتي که مدير در اختيار دارد و در حال گذر است . مديران با مديريت بر زمان خود مي توانند عملکرد نظام را به حداکثر اثر بخشي برسانند و به يافته هاي بيشتري دست پيداکنند.
با توجه به موضوع و اهداف پژوهش مطالب اينفصل در سه قسمت ارائه گرديده است.
در قسمت اول به مديريت زمان و مطالب مربوط به آن پرداخت هشده است. در قسمت دوم کليات مديريت و مديريت آموزشي و نياز هاي مديران جهت اثربخشي مورد بررسي قرار گرفته است . در قسمت سوم تحقيقات مشابه انجام شده در داخل و خارج کشور مورد بررسي قرار گرفته است.
در انتهاي فصل خلاصه و نتيجه گيري از ادبيات بررسي شده ارائه خواهدشد.
قسمت اول
2-2-مديريت زمان
2-2-1-اهميت مديريت زمان
براي يک مدير در سازمان رسيدن به اهداف آن سازمان با کمترين ضايعات و بيشترين توليد و ارائه خدمات در مدت زمان کمتر ، کار مهمتر ديگري را نمي توان برشمرد . رسيدن به اين اهداف با استفاده بهينه و مطلوب از امکانات و منابع موجود امکانپذير مي باشد. در صورت عدم دستيابي به اين اهداف درسازمانهاي اقتصادي و توليدي ضررهاي مادي و مالي پيش بيني ميشود که قابل برگشت است. ولي آيا بعد از اجراي يک برنامه آموزشي نامناسب و يامديريت غير اثربخش يک مرکزآموزشي ، مي توان زمان و عمر طي شده افراد را دوباره برگرداند؟
لوئيس(1381)،معتقداست: درجامعه کنوني که افراد تحت هر گونه فشار هستند ، مديريت و برنامه ريزي کار آمد زمان فقط يک امر مفيد نيست ، بلکه به يک امر ضروري و اجتناب ناپذير بدل گشته است ، که رسيدن به اهداف زير به کسب اين مهارت بستگي دارد:
1-دستيابي به اهداف شخصي در زندگي
2-رسيدن به اهداف در سر موعد تعيين شده
3-کاري پر ثمر و رضايت بخش بجاي کاري پرتنش و بي فايده(ص9).
زمان ، هميشه به عنوان يک منبع مهم قلمداد شده است . اکثر مردم عادت کرده اندکه اتلاف وقت را بيشتر به گردن ديگران بياندازند و خودشان را در آن مقصر ندانند . آنها همواره به تجهيزات و لوازم بهتري نياز دارند ، مردم بايد بهتر با هم در ارتباط باشند ، نبايد در کار ها وقفه ايجاد کنند و غيره … . افراد از کمبود وقت ، بيشتر به عنوان پوششي استفاده مي کنند که فقدان برنامه ريزي يا دور انديشي ، تاخيرها و فقدان ضرب الاجل هاي تعيين شده قبلي در کارشان را از نظر دور مي دارد . اما واقعيت اين است که بشر در يک دنياي آرماني زندگي نمي کند و بدين ترتيب مجبور است با زمان و ديگر منابعي که در اختيار دارد به بهترين نتايج دستيابد .
سازمان يافته بودن در فضا يا در زمان موضوعي است صرفاً درباره آماده بودن درباره اين احساس که نبض کارها را در اختيار داريد ، به طوري که مي توانيد از همه فرصت هايي که زندگي به شما مي دهد و از همه مشکلاتي که در اين رهگذر سر راه تان سبز مي شود ، به نحو احسن استفاده کنيد . وقتي به مهارت هاي مناسب در مديريت زمان دست پيدا مي کنيد ، به جاي اينکه مقهور زمان و مشکلات شويد ، آنرا جشن مي گيريد و از آن به سود خود استفاده مي کنيد . مي دانيد چه چيزي را انتخاب کنيد و متمرکز هستيد(مورگناسترن،1380،ص6).
احمدي(1383)به نقل از دراکر معتقد است: ” هر کس که نتواند زمان خود را مديريت کند ، هيچ چيز ديگري را نمي تواند مديريت کند ” به اعتقاد وي رعايت نکات ذيل در مديريت زمان الزام ياست :
انباشته نکردن کارها
با يک دست دو هندوانه برنداشتن
عدم دخالت در ريزه کاري ها
کارهاي نا خواسته را به تاخير انداختن
اختصاص وقت براي انديشيدن
تنظيم کارهاي نوشتاري
تنظيم نشست ها و مسافرته ا (ص188).
يکي از سوالات اساسي در باب مديريت زمان ، اين است که آيا وقت هم نياز به مديريت دارد يا نه ؟ و اگر نياز دارد به چه علت است ؟ وقت يکي از سرمايه هاي زندگي است و هدر دادن اين سرمايه خلاف عقل و قوانين دين مي باشد ، به همين دليل بايد وقت و عمر را مهار نمود و باتوجه به اصول و ضوابط خاص خود ، در مسير اهداف عادي و عالي از آن بهره گيري نمود.
نيليپور(1386) معتقد است : افراد به علل مختلفي به مديريت زمان نياز دارند ، چرا که:
عمر و زمان قابل بازگشت نيست.
گذشت زمان ، محسوس و ملموس نيست.
زمان با هيچ چيز قابل معاوضه نيست ، حتي با سرمايه هاي کلان مادي ، چون با وقت مي توان آنرا بدست آورد ولي با سرمايه هاي مادي نمي توان وقت راحاصل نمود .
اوقات فراغت راميتوان بهينه کرد.
وقت و عمر جانشين پذير نيست.
زمان وحشي و پرنده است و مهار آن يک هنر بزرگ است.
يک ساعت مي توان سعادت و شقاوت يک عمر را در پي داشته باشد.
مفاخر و انسان هاي موفق با استفاده از همين زمان هايي که در اختيار ما هست به تعالي روحي رسيده اند.
امور و کارهاي متعدد و متنوعي به عهده ي ماست که رسيدگي به آنها محتاج مديريت زمان است.
مديريت زمان ، پايه و اساس رشد و نياز اوليه براي برنامه ريزي موفق است(صص12-11).
.
جدول (2-1) عوامل اتلاف وقت علل و راههاي مقابله با آنها
رديفعامل اتلافعللراه حل1مغشوش بودن مسئوليت با اختيار- ناتواني در تعيين دقيق مسئوليت هاي خود
– تداخل کارها
– مسئوليت بدون اختيار- تنظيم فهرست مسئوليتها و به تصوير رساندن آنها
– شناسايي کارهاي تکراري و حذف آنها
– تاکيد بر مسئوليت مناسب (متعادل يا اختيار)2مراجعين پيش بيني نشده- فقدان برنامه براي در دسترس نبودن خود
– انتظار افراطي از مرئوسين براي ارجاع همه امور به شما
– ناتواني در خاتمه دادن- توجه داشته باشيد که منظور از باز بودن آن به روي کساني است که نيازمند ياري مي باشند. اين موارد با بکار بنديد:
اختصاص زماني براي آرامش (نپذيرفتن مراجعين)، گزينش تعداد معدودي از متقاضيان براي ملاقات تمهيد يک مکان اختصاص براي خود در محل کار (عدو حضور دائم در دفتر خود).
– امور را به نحو موردي (و نه دائمي) بررسي و اداره کنيد.
– ديگران را در خارج از دفتر کارتان به حضور بپذيريد.3تصور نادرست از برنامه ريزي- عدم اطلاع از اهميت موضوع
– بي فايده انگاشتن برنامه ريزي با اين تصوير که تنها معدودي از روزها مهم و حياتي هستند.
– برنامه اي را در ذهن داشتن ولي آن را براي نوشتن مهم ندانستن- توجه داشته باشيد هر يک ساعتي که صرف برنامه ريزي موثر شود هنگام اجرا چهار ساعت برايشان ذخيره مي کند و نتايج بهتري نيز به بار مي آورد.
– بدانيد که اکثر مديران هر روز بر اساس همين فرض نادرست، وقت خود را تلف مي کنند.
– توجه داشته باشيد که هيچ حافظه اي مصون از خطا نيست و فهرست کارهاي لازم الاجرا نيز وقتي کامل است که در آن اولويتها و ضرب الاجل معين شده است.4کارکنان ناکافي- فقدان آموزش کارکنان موجود
– محدوديت بودجه- بدانيد که بدون داشتن کارکنان ذيصلاح احاطه موثر امور ناممکن است. آموزش کارکنان را در اولويت قرار دهيد.
– با انجام تحليل هزينه سود، نشان دهيد که کارکنان اضافي چه کاري را و با چه هزينه اي انجام مي دهند.5اطلاعات ناقص- فقدان سيستم
– فقدان اختيار- ابتدا معين کنيد چه اطلاعاتي مورد نياز است، سپس نسبت به در دسترس بودن قابل اتکا بودن و وصول به موقع آن اطمينان حاصل کنيد.
– ابتدا اختيار لازم را بدست آوريد.6فقدان انضباط شخصي- فقدان اهداف يا معيار
– عدم پيگيري
– ناتمام گذاشتن کارها- تعيين اهداف در حوزه هاي اسلامي معطوف به نتايج مورد نظر بسط معيارها (يعني شرايطي که در آن امور به خوبي انجام مي شوند)
– بدانيد که ديگران کاري را انجام مي دهند که شما آن را بازرسي مي کنيد خود شما نيز چنين هستيد.
– پيش از کنار نهادن کارها آنها را به اتمام برسانيد؛ به هر کاري يک بار بپردازيد و در همان بار اول آن را تمام کنيد.7ناتمام گذاشتن وظايففقدان اهداف، اولويت ها و ضرب الاجلها
پرداختن به امور فوري

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

آشفتگي ميز کارتعيين اهداف و تنظيم آنها بر حسب اهميت تعيين ضرب الاجلها براي وظايف مهم
بدانيد که کارهاي فوري به ندرت همان قدر اهميت دارند که در نظر مي آيند.
در برابر تمايل خود نسبت به واکنش نشان دادن بيش از مقاومت؛ زيرا اين امر موجب انقطاع در انجام ساير وظايفتان مي شود.8بي نظمي شخصيمنيت بي نظمي از نظر بعضي افراد نشانه پر کاري اهميت داشتن و خطير بودن مقام شخص است
نگراني نسبت به از دست دادن کنترل
ترس از فراموشيتوجه داشته باشيد که تراکم کارهاي کتبي مي تواند نمايانگر ترديد طفره رفتن تزلزل و اشتباه گرفتن اولويتها نيز باشد.
استفاده از برگه هاي طرح برنامه براي انجام کنترل بهتر بجاي نگهداري همه بر روي ميز
استفاده صحيح از جدول زمانبدي و برنامه تماسها جايگزيني عالي براي حافظه است. نيازي نيست که امور قابل بازيابي به خاطر سپرده شوند.9ضعف در برقرار ارتباط با ديگراناستفاده از مجراي غلط
تفاوت هاي ارزشي افراد
فقدان ارزيابي واکنشها (بازخورد)انتخاب مجراي صحيح (تلفن، نامه، يادداشت، گردهمايي و کنفرانس)
توجه داشته باشيد که تجربه و محيط پيشينه هاي متفاوتي رادر افراد براي ارتباطات پديد مي آورد.
براي اطمينان يافتن از حصول تفاهم و درک متقابل واکنشهاي طرف مقابل را بازخورد بسنجيد و سپس در صورت لزوم به اصلاح و جبران آن بپردازيد.10مصاحبت و خوش و بش کردن با ديگراننياز به ايجاد تنوع و روال انجام کار يا محيط کار
تمايل به اطلاع از اوضاع
تصور اينکه اين کار براي حرفه شما مهم استکنترل انگيزه خود و مراعات حال ديگران در زمان پرداختن به اين انگيزه مزاحم ديگران نشدن رفع خستگي در محلي که کسي در آنجا مشغول کار نيست.
برنامه ريزي براي کسب اطلاعات ضروري بر اساس مبنايي منظم.
تمايز قايل شدن ميان حفظ مجاري ارتباطات و مصاحبتهاي غير ضروري(مکنزي، دامهاي زمان، ترجمه خاکي، 1382، صص 122-120)
2-2-4-هدف واقعي مديريت زمان
اگر فردي به دليل گرفتاريهاي کاري فرصت انجام کارهاي روزمره خود را نيابد و به شخص ديگري پول بدهد تا مثلاً مايحتاج زندگي اش را تهيه کند، اين امکان چه امتيازي را در اختيار او مي گذارد. آيا در وقت خود صرفه جويي کرده، آيا آزادي بيشتري برايش فراهم نموده است؟ در حقيقت ما آمده ايم يک کار را با کاري ديگر معاوضه کرده ايم تا مدت بيشتري در محل کار خود بمانيم اين امر آرامش فکري و جسمي براي ما به ارمغان نخواهد آورد در اين مورد اشکال چيست؟
آيا کمبود وقت است؟ مي توان گفت در صورتيکه از وقت هر فرد استفاده مطلوب بعمل آيد، وقت داده شده به هر فرد مي تواند کافي باشد.
مشکل اساسي فرد با توجه به امکانات موجود کمبود وقت نيست بلکه نحوه بکارگيري و انتخاب فرد از وقت موجود مي باشد. بسياري از مردم مقصود اصلي مديريت زمان را نمي دانند. در حاليکه اگر از روشهاي صحيح مديريت زمان استفاده نمايند، مي توانند حداقل يک ساعت و گاهي حتي دو ساعت در وقت روزانه خود صرفه جويي کنند.
بر اين اساس ابراهيمي معتقد است که تحقيقات بعمل آمده در سراسر دنيا نشان مي دهد که افراد روشهاي صحيحي براي استفاده مطلوب از وقت خود بکار نمي برند. در ايران نيز قريب 60% از افراد روشهاي مناسبي را براي استفاده از وقت ندارند.
به اعتقاد مکنزي (1375) ارزش مديريت زمان در اين نيست که فرد هر لحظه از وقت خود را کنترل کرده ببيند در چه کاري صرف مي شود. زيرا زمان قابل کنترل و اداره نيست. بلکه مفهوم واقعيت آن اين است که در اين لحظه از زمان چه مي تواند بکند و چگونه از وقتي که در اخيار دارد استفاده کند.
افراد حتي نمي توانند تصميم بگيرند از زمان استفاده بکنند يا نکنند بلکه فقط مي توانند نوع استفاده از آن را مشخص نمايند. ارزش مديريت زمان در اين است که فرد شيوه هايي را بکار ببرد که با استفاده از آن روشها اساس زندگي را بهبود ببخشد. آنچه که از مديريت زمان بدست مي آيد وقت اضافي نيست بلکه زندگي بهتر و مطلوب تر است. به بيان ديگر مديريت موثر وقت به معناي حصول حداکثر بازدهي از زماني است که در اختيار هر کس مي باشد.
قدر مسلم آنچه که از مديريت وقت حاصل مي شود فوايد عديده اي است که بعضي از صاحب نظران اين مقوله به برخي از آن اشاره دارند:
1- کاهش فشار رواني: دائم در حال شتاب بودن استرس آور است. در دنياي کاري امروزه وقت با ارزش است و به همين دليل دوره هاي مديريت زمان فراوان اجرا مي شود. کوتاهي در برنامه ريزي و انتظار مسائل و مشکلات را داشتن تعداد بحرانها را در زندگي مديريت افزايش مي دهد هر بحراني به بحرانهاي ديگر و بيشتري مي انجامد و سبب افزايش مقدار فشار عصبي و رواني (استرس) مي شود.


دیدگاهتان را بنویسید