آنچه توانسته نام اين افراد را در كنار مقوله‌ي سفر برجسته كند، صرفاً تأثيري است كه جهانگردي و مسافرت بر شخصيت اين افراد نهاده است گويي اينان در برابر ناملايمات و سختي‌هاي سفر، همچون آيينه صيقل ديده‌اند و كارآمد گشته‌اند. كما اينكه ملاقاتهايي كه اين افراد در طول زندگي مسافرانه ي با بزرگان و مشاهير عصر خود داشته‌اند بسيار قابل توّجه و اتفاقاً موضوع بحث از حيث جرمشناسي است
گفتاردوم: جهانگردي:
ابتدا بايد بدانيم كه جهانگردي چيست؟ و جامعهشناسان از آن چه تعريف يا تعاريفي به دست داده‌اند؟ وقتي قصد داريم كه تأثير سفر و جهانگردي را بر جرم بررسي کنيم بي‌گمان بايستي معناي جهانگردي را بدانيم و بر سير تأثيرات آن، بر وقوع جرم وقوف يابيم. در انگاره‌ي فرهنگ‌نويسان، جهانگردي واژه‌اي است فارسي، به معناي گرديدن به دور جهان. و جهان گرد به مفهوم جهان گردنده است، آنکه در اقطار عالم بسيار سفر کند، آمده است 2واژه‌هاي جهانگردي و جهانگرد در واقع برگردان فارسي سياحت و سيّاح است و جهانگرد، کسي است که گرد جهان مي‌گردد و زياد سفر مي‌کند چنان كه خواجه‌ي راز فرمايد:
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي
صوفي نشود صافي تا سر بكشد جامي
در زبان فارسي و در ميان مردم تفاوتي ميان جهانگردي، جهانگرد ، مسافرت و مسافر وجود دارد. در واقع امر کميّت دفعات سفر و حرکت و جابجايي مردم و مدت زمان آن موجب اختلاف ميان مفهوم جهانگرد و مسافر گرديده است.3
در سال 1937، هيأت کارشناسان آمار جامعه‌ي ملل، در جهت تعريف جهانگرد اقدام نمود. به نظر اين هيأت به همه افرادي که به منظور تفنّن و لذّت بردن، بيشتر از 24 ساعت و کمتر از يک سال، محل اقامت خود را ترک کنند، جهانگرد گفته مي‌شود. هم اکنون نيز بر پايه‌ي تعريف سازمان جهاني جهانگردي، جهانگرد کسي است که به سرزمين يا کشور بيرون از جايگاه هميشگي زندگي و کار خود، سفر کند و دست کم يک شب يا نهايتاً کمتر از يک سال در آنجا ميماند و دليل عمده سفرش، اشتغال به کاري براي دريافت دستمزد نباشد4. دو تن از استادان سوئيسي به نام‌هاي کورت گرات و ويليام، اعتقاد دارند: “جهانگردي، عبارت است از مجموعه فعاليتها، پديده‌ها و روابطي که از مسافرت و اقامت مردم در جايگاهي غير از جايگاه هميشگي زندگي و کار خود به وجود مي‌آيد و اين امر، تا زماني صادق است که اقامت موقت باشد و در بر گيرنده اشتغال موقت نيز نشود. بدين شکل جهانگردي را شناختيم و دريافتيم جهانگرد يا مسافر با کسي که به صورت موردي به سفر مي‌رود متفاوت است5. در جهانگردي با فردي رو به رو هستيم، كه بيش از حدّ متعارف سفر مي‌كند و به گشت و گذار مي‌پردازد.
گفتارسوم ::تعريف جرم
جرم عبارت است از مخالفتي که قانون براي آن مخالفت مجازات معين کرده باشد6.
جرم در معني عام، فعل يا ترک فعل انساني است که جامعه آن را به دليل اخلال در نظم اجتماعي به قيد ضمانت اجراي کيفري منع کرده است. ماده 2 قانون مجازات اسلامي: ” هر فعل يا ترک فعل که در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد، جرم محسوب مي‌شود.7
“جرم، فعل يا ترک فعلي است که بر ضدّ احساسات شرافتمندانه و نوع دوستانهي انساني صورت مي‌گيرد. اين تعريف، بيشتر مورد قبول جرم شناسان است و ايشان در تحقّق و تکوين جرم، عوامل فردي و اجتماعي را دخالت مي‌دهند. جرم، پديده‌اي است که عليه انديشه‌هاي پذيرفته شده‌ي جامعه، صورت مي‌گيرد. اين تعريف نيز بر اساس ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسانه ارائه شده است. جرم پديده‌اي است که عليه تکاليف شرعي صورت گيرد و موجب تباهي فرد و جامعه شود و از سوي شارع نيز، براي آن مجازات تعيين شده باشد. اين تعريف، ريشه مذهبي دارد و مترادف گناه و تعقيب است و از معناي قانوني آن فاصله گرفته است8. اصولاً در هر جامعه‌اي ارزشهايي وجود دارد که آن ارزشها چنان واجد وصف و داراي اهميّت و اعتبارند که قانون براي تثبيت آنها و حفظ قداست و قدرت‌شان از قوهي قاهره‌ي حکومت بهره مي‌برد. اين ارزشها مي‌تواند ارزشهاي فرهنگي، ديني و اجتماعي باشد. قانون، مرزهاي تعيين کننده‌ي جرم بودن يا جرم نبودن عملي و يا ترک فعلي را تعيين مي‌کند.
آنچه اهميّت دارد آن است که جرم، مفهومي است که در هر نظام سياسي و اجتماعي، تعريف خاص خود را دارد به عبارت ديگر آنچه در يک کشور يا يک جامعه‌ي انساني قبيح و ناپسند است در کشور يا جامعه ي ديگر ، ممکن است عملي پسنديده يا مباح و مقبول محسوب ‌شود.
اين تغييـر، به دليل همان دگرگوني ارزشها و هنجارهاي جوامع بشري صورت مي‌پذيرد. بنابراين نقطهي درنگ نگارنده، در اين اثر تحقيقي، جامعه ايراني است يعني جهانگردي و تأثيرات آن بر وقوع جرم در جامعه‌ي ايراني.
گفتار چهارم: زمينه‌هاي پيوند جرم و جهانگردي:
همانگونه که به تفصيل ياد شد جهانگردي يک پديده‌ي اجتماعي و انساني است و جرم هم، به عنوان يک پديده ي اجتماعي و انساني مي‌تواند با پديدهاي همچون جهانگردي ، ارتباط داشته باشد. بنابراين بهتر است در وهله اول انسان را عميقتر و روانشناسانه تر مورد بررسي قرار دهيم.
انسان پس از تولّد و رشد و نمو جسماني به تدريج خود را مي‌شناسد. اينکه در چه نقطه‌اي از دنيا زندگي مي‌کند. از چه کشور يا جامعه‌اي است؟ کشور او ، چه آداب و رسومي دارد؟ اين جامعه و نهاد اجتماعي که در آن تولد و نشو و نما يافته به چه سلسله ارزش‌ها و اعتقاداتي پايبند است؟ موضوع‌هايي هستند كه در جاي خود مي‌تواند مورد بحث و فحص قرار گيرد. آنچه از رهگذر تحقيقي ميتوان بدان پرداخت وضعيت کودک و اساساً انسان از ديد تربيتي و روانشناسي آنهم از ديد نگارنده اين اثر است. انسان به تدريج مي‌آموزد و رشد مي‌يابد تا بدانجا که فرهنگ‌ها و ساير جوامع بشري رابه نوعي مقابل خود و آموزه‌ها و فرهنگ نهادينه شده‌ي خويش مي‌بيند و امّا به تدريج و از طرق مختلف، فرهنگ‌هاي به تقابل نشسته با فرهنـگ خود را مي‌شناسد. آنچه پس از مرحله ي خويشتنشناسي در زندگي کودک رخ مي‌دهد تجزيه و تحليل داده‌ها و اطلاعات است که در طول مدت زماني معيّن به وي القا شده است. امّا واقعيت مهّم اجتماعي و ترديد ناپذير دنياي امروز، اين است که دنيا، خودآگاه يا ناخودآگاه رو به روي يک فرهنگ جهاني گام بر ميدارد. وسايل رفاهي براي سفر و تنوع و کثرت آنها، خود يکي از عوامل مهم و بسيار اساسي در ارتباط مستقيم و رويارويي فرهنگ‌ها با يکديگر تواند بود. بي‌شك غلبه و پيروزي يک فرهنگ بر فرهنگ ديگر، از حيث الگوهاي رفتاري مي‌تواند قابل تأمّل و در خور توجّه باشد. شايد طرح اين موضوع تحقيقي در دهه‌هاي گذشته‌ي جامعه ايراني چنان كه بايد، شايسته و بايسته نبود امّا وقتي از جامعه‌ي نوين ايراني سخن مي‌گوييم مراد جامعه‌اي است که رويکردهاي رفتارياش ما را به اين سو هدايت مي‌کند که نقش صنعت و ارتباط جرم و جهانگردي را بيش از پيش برجسته مي‌كند. بنابراين اگر جهانگردي وجود نمي‌داشت جرم، از حيث كمي تا چه ميزان كم مي‌شد يا اگر اين پديده اجتماعي بيشتر از پيش در جامعه ي ايراني تقويت مي‌شد، آيا مي‌توانستيم با آمار رو به کاهش جرم در ايران رو به رو باشيم؟ البته به اين پرسشها قاطعانه نميتوان پاسخ داد امّا در حد پاسخگويي به فرضيه‌ها و در محدوده ي ترسيم شده در ذهن و زبانمان قدم بر مي‌داريم چرا که موضوع، در اين گستره، بسيار پيچيده و قابل بحث و بررسي است. بنابراين نگارنده در اين راستا در مقام تحقيق برخواهد آمد و کار خود را به انجام خواهد رساند. يکي از وجهه‌هاي اجتماعي زندگي بشر، سفر کردن است و همين موضوع يعني سفر سبب مي‌شود بر حجم اطلاعات و داده‌هاي يک فرد افزوده گردد شخص، در مقام تجزيه و تحليل اطلاعات و اصولاً در مقام رد يا اثبات فرآيند‌هاي مورد نظر ، عمل مي‌کند. پس نميتوان با نقل مکان يک فرد و مشاهده ي رويدادها و اتفاقات و آشنا شدن با بسياري از فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها قائل به عدم تأثير مسأله سفر در فرد شد و اصرار بر آن داشت كه فرد و روحيات و باورهاي او بدون اندک تغييري طي مسير مي‌نمايند. چه آدمياني که با سفر رفتن و اصرار بر آن به عنوان يک پديده اجتماعي، بسترساز تحولات بسيار عظيمي در جسم و جان خود بوده‌اند و دگرگوني هاي شگرفي پذيرفته اند . نمونه ي اينگونه افراد در جوامع بشري فراوان است و در طول اين پژوهش به برخي از آن ها ، مي توان اشاره کرد.
مبحث دوم:علل و آثار جهانگردي:

گفتاراول: علل جهانگردي
همانگونه كه پيش از اين گفته آمد ، انسان به عنوان موجودي اجتماعي، ناگزير از ايجاد ارتباط با محيط اطراف ، همگنان و عموماً اجتماعي است كه در آن زندگي مي‌كند. اين انسان بنا به وضعيتي كه در آن قرار دارد، گاه به زيستن در زادگاه خود بسنده مي کند و گاه نيز پا را از محيط جغرافيايي خود فراتر مي‌نهد و بيرون از آن حيطه به گشت و گذار مي‌پردازد، امّا آنچه، علّت اين مسأله به شمار مي‌رود چيست؟ به چه علت اين موضوع در زندگي اجتماعي انسان جريان مي‌يابد؟ پرسشي است كه در فصل قبل عنوان كرديم. و پاسخ به آن را در نيازمندي بشر ديديم يعني با انجام سفر نياز يا برخي از نيازهاي آدمي براورده مي شود . وقتي تاريخ را ورق مي‌زنيم و در مقام يك جستجوگر به دنبال اين پاسخ مي‌رويم، انساني را مي‌بينيم كه در هر لحظه‌ي حيات خود نيازي داشته كه به اقتضاي برآوردن آن به اين پديده اجتماعي( سفر) دست يازيده است. امّا بي گمان سفر كردن گاهي با جنگجويي همراه بوده، گاهي در قالب تجارت و بازرگاني انجام مي‌شده و گاهي نيز به منظور پژوهش و تحقيق علمي و كسب آگاهي بوده است. گاه نيز سفر بر اثر نا امني سياسي مملکت انجام مي گرفته است . سعدي ، آنجا که بوي حمله مغول به مشامش مي رسد به ناچار در عنفوان جواني را هي نظاميه ي بغداد مي شود و شرايط خود را در ايران بحران زده ي آن روزگار چنين ترسيم مي کند :
وجودم به تنگ آمد از جور تنگي شدم در سفر روزگاري درنگي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جهان زير پي چون سکندر بريدم چو يأجوج بگذشتم از سد سنگي
مرون رفتم از تنگ ترکان چو ديدم جهان در هم افتاده چون موي زنگي9
به هر روي تاريخ باستان و حملهور شدنهاي اقوامي همچون بابلي، فينيقي و جز آن به يكديگر، مفهوم كلي نياز را در ذهن آدمي متبادر مي‌كند. به دست آوردن منابع عظيم آبي يا نقاط مهم و استراتژيك، افزون‌خواهي و تنوع‌طلبي يا عمدتاً تجارت، در طول حيات بشر عامل مهمّي، براي سفر به شمار مي آمده است كما اينكه ديده مي‌شود اين عامل، عاملّي ثابت و لايتغير بوده است. گذشت زمان و تعامل انسانها مقوله‌ي سفر را قوام و دوام بخشيده و به اشکال مختلف متصوّر ساخته است. امّا از نگاه تحقيقي آيا مي‌توان عامل نياز را به عنوان پاسخ سؤال، تنها گزينه دانست؟ بدون شك در اين خصوص اختلاف نظر وجود دارد . به نظر ميرسد مسأله‌ي نياز آن قدر منطقي و مستدّل است كه براي تمامي اعصار و ادوار زندگي انسان پاسخگو و كارآمد تواند بود. نياز به مثابه ي چتري است كه مي‌تواند بر همه‌ي جوانب اين سؤال بسيار مهمّ سايه اندازد، امّا از سوي ديگر تحليلي وجود دارد كه با توجه به تحولات عظيم اجتماعي كه در اين عصر رخ مي‌دهد، نمي‌توان مقوله‌ي نياز را پاسخي منحصر به اين سؤال دانست چرا كه انسان امروز، با انسان‌هاي ادوارگذشته، تفاوت‌هايي فاحش دارد كه نمي‌تواند از نظرها دور بماند. انساني كه در دهكده ي جهاني زندگي مي‌كند و با پديده‌هاي صنعتي و رسانه‌اي مخصوص عصر خود رو به روست. بي‌گمان پيچيده‌تر از همگنان باستاني خويش است و به تناسب همين پيچيدگي، جهان او هم ، تعاملات پيچيده و مناسبات شگرف عصر خود را به همراه دارد. اگر بخواهيم پاسخ اين سؤال را بيابيم بايد ببينيم كه در اين رهگذر با يك گزينه رو به رو هستيم يا با چندين گزينه؟ ايراني عصر حاضر كه با رسانه‌هاي جمعي و غير قابل گريز امروز، مورد تهاجم فرهنگ و آيين غير بومي قرار دارد و بنا به ضرورت به آن سوي مرزهاي جغرافيايي مرز و بوم خود به عنوان مسافر كشانده مي‌شود را در نظر بگيريد. چه عاملي علت سفر او به شمار مي‌رود. آيا نياز، علّت صرف مسافرت اوست يا چيزي بجز نيازمندي‌ها موجب آن است. اين پاسخ بنا به استدلالاتي که وجود دارد نارسا و ناکارآمد است. مفهوم نياز را در ابتداي بحث دريافتيم امّا در اين قسمت از بحث بايد بدانيم انسان در کجا قرار گرفته است و اصولاً چه مسائلي براي انسان امروز نياز به شمار مي‌آيد؟ بايد بپذيريم انسان عصر حاضر با انسان دوران‌هاي كهن تفاوت‌هايي فاحش دارد و اين تفاوت‌ها را بايستي ناشي از تحولات ناگهاني در بخش صنعت، رسانه‌هاي سمعي و بصري، علم و فن دانست و به تناسب اين تحولات ناگهاني تناسبات و تعاملات اجتماعي انسان اين عصر هم تغييرات و تحولات عميقي يافت. دسترسي انسان به فرايند‌هاي مختلف دنياي مجازي از جمله اينترنت، ماهواره و حجم عظيـم تبادل اطلاعات و داده‌ها در اين ميان، آنقدر کارساز و تأثير گذار است که نميتوان از کنار آن عبور کرد. امّا اينکه حجم عظيم اين اطلاعات و داده‌ها در اختيار چه تفکر و جرياني است، بسيار قابل تأمل است چرا که عرضه ي اين اطلاعات و داده‌هاي عظيم، آن هم در همه ابعاد، تمامي انسانها را در هر طبقه و جنس، به سوي خود مي‌کشاند. ماهواره و صنعت آن و هزاران شبکه با ميليون‌ها برنامه‌ي تلويزيوني از سوي فرهنگ‌ها و آيين‌هاي غير بومي چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟!! امروزه بخش اعظمي از برنامه‌هاي ماهواره به جذب توريست و جهانگرد اختصاص دارد. اگرچه اين هدف را نميتوان به صورت مستقيم از امواج و فرکانس ماهواره دريافت كرد چرا که در پس ذهن مبلغين و برنامه ريزان اين صنعت، روانشناسي مدرني خفته است كه در جاي خود محل تجزيه و تحليل است. آنان با اين روانشناسي مدرن سعي در عرضه و فروش كالا و به تبع آن فرهنگ خود دارند. راهكاري كه موجب جذب توريست مي‌شود و در ارزآوري و تقويت اقتصاد سرزمينشان، بسيار مؤثر است.
حال فرد ايراني که بر اثر تبليغ وتاثيرات مستقيم ماهواره و شبکه‌هاي آن مجذوب کشورهاي بيگانه مي‌شود را مي‌توان نيازمند فرض کرد ؟


دیدگاهتان را بنویسید