فهرست جداول
جدول 1-4: ميانگين و انحراف معيار سن سالمندان شركت كننده در مطالعه……………………………………………………………………49
جدول 2-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب وضعيت تاهل …………………………………………………..49
جدول 3-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب وضعيت زندگي ……………………………………………………….50
جدول 4-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب نوع روابط با ساير اعضاي خانواده……………………………….50

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 5-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب ميزان تحصيلات…………………………………………………….50
جدول 6-4 : توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب وضعيت اقتصادي ……………………………………………………51
جدول 7-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب نوع شغل ……………………………………………………………….51
جدول 8-4:توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب وضعيت اشتغال به كار فعلي………………………………………..52
جدول 9-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب منبع درآمد فعلي………………………………………………………52
جدول 10-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب ميزان درآمد ……………………………………………………52
جدول 11-4: درصد و فراواني توزيع سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب وضعيت محل سكونت………………………………53
جدول 12-4: ميانگين و انحراف معيار نمرات سلامت معنوي و ابعاد آن در سالمندان ………………………………………………………..53
جدول 14-4: مقايسه ميانگين و انحراف معيار نمره كل سلامت معنوي و ابعاد آن بر اساس جنسيت در سالمندان مورد مطالعه……54
جدول 15-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت سلامت معنوي بر اساس جنسيت در سالمندان مورد مطالعه……………………………………55
جدول 16-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت سلامت معنوي با نوع روابط با ساير اعضاي خانواده در سالمندان مورد مطالعه………….55
جدول 17-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت سلامت معنوي با ميزان تحصيلات سالمندان………………………………………………………….56
جدول 18-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت سلامت معنوي با وضعيت اقتصادي در سالمندان مورد مطالعه…………………………………..56
جدول 19-4: مقايسه ارتباط بين ميزان درآمد با سلامت معنوي سالمندان مورد مطالعه …………………………………………………………56
جدول 20-4: ميانگين و انحراف معيار نمره كيفيت زندگي بر حسب SF-36 و ابعاد و زير شاخه هاي آن ………………………………57
جدول 21-4: مقايسه ميانگين و انحراف معيار نمره كيفيت زندگي بر حسب SF-36 و ابعاد و زير شاخه هاي آن بر اساس جنسيت در سالمندان مورد مطالعه ……………………………………………….. ……………………………………………….. ……………………………………………….57
جدول 21-4: مقايسه ميانگين و انحراف معيار نمره كيفيت زندگي بر حسب SF-36 و ابعاد و زير شاخه هاي آن بر اساس جنسيت در سالمندان مورد مطالعه ……………………………………………….. ……………………………………………….. ……………………………………………….57
جدول 22-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي بر اساس جنسيت در سالمندان مورد مطالعه………………………………………58
جدول 23-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي بر اساس وضعيت زندگي در سالمندان مورد مطالعه……………………………..58
جدول 24-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي بر اساس نوع روابط با ساير اعضاي خانواده در سالمندان مورد مطالعه………59
جدول 25-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي با ميزان تحصيلات سالمندان…………………………………………………………..59
جدول 26-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي با وضعيت اقتصادي سالمندان………………………………………………………….60
جدول 27-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي با وضعيت شغلي سالمندان……………………………………………………………….60
جدول 28-4: مقايسه ارتباط بين وضعيت كيفيت زندگي با شغل فعلي سالمندان مورد مطالعه………………………………………………….60
جدول 29-4: مقايسه ارتباط بين محل درآمد فعلي با كيفيت زندگي سالمندان……………………………………………………………………….61
جدول 30-4 : مقايسه ارتباط بين ميزان درآمد با كيفيت زندگي سالمندان……………………………………………………………………………..62
جدول 4-31: مقايسه ارتباط بين نوع مسكن با كيفيت زندگي سالمندان………………………………………………………………………………..63
جدول 32-4: ضرايب همبستگي بين سلامت معنوي و كيفيت زندگي و ابعاد و زير شاخه هاي مختلف آنها در سالمندان مورد مطالعه در پژوهش حاضر……………………………………………….. ……………………………………………….. …………………………………………………………….63
جدول 33-4: همبستگي بين سلامت معنوي و كيفيت زندگي و ابعاد و زير شاخه هاي مختلف آنها در سالمندان به طور كلي………64

فهرست نمودارها
نمودار 1 ـ2 هرم سنّي جمعيّت جهان طي سال هاي 2002 و 2025 ميلادي…………………………………………………13
نمودار 2-2:توزيع جمعيت بالاي 60 سال براساس منطقه جغرافيايي در سال هاي 2002 و 2025……………………..14
نمودار3-2: تعداد افراد بالاي 60 سال در مناطق کمتر و بيشتر توسعه يافته در سال هاي 1970، 2002 و2025….15
نمودار4-2: هرم جمعيتي کشور ايران در سال 2005…………………………………………………………………………………….16
نمودار5-2: هرم جمعيتي کشور ايران در سال 2025……………………………………………………………………………………..16
نمودار 1-4: درصد فراواني نسبي سالمندان برحسب سه سطح مختلف نمره کل سلامت معنوي……………………….54
نمودار 2-4: ارتباط بين نوع مسكن با كيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان شهر سمنان………………..62
فصل اول
مقدمه
و
بيان مسأله
1-1 مقدمه
سالمندي پديده اي جهاني است که در آينده نزديک به عنوان يکي از مهمترين چالش هاي اجتماعي و رفاهي کشورهاي در حال توسعه مطرح خواهد گرديد. در حال حاضر سالمندان (جمعيت 60 سال و بالاتر)، بيشترين نرخ رشد جمعيتي را در دنيا در مقايسه با ساير گروه ها دارند (WHO 2012). اين تغييرات نشانه انقلابي در بعد جمعيت شناختي جوامع است كه توجه اكيد سياست گذاران را در سراسر دنيا مي طلبد(Teymoori, Dadkhah et al. 2006). کيفيت زندگي يک شاخص اساسي محسوب مي شود و از آنجاي که ابعاد متعددي مانند جنبه هاي فيزيولوژيک، عملکرد و وجود فرد را در بر مي گيرد، توجه به آن از اهميت خاصي برخوردار است (احمدي، سالار، 1383). سلامتي داراي چهار بعد جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است و بعد معنوي سلامت بر ساير جنبه هاي سلامت همچون سلامت جسمي و رواني موثر است. آگاهي از سطح کيفيت زندگي سالمندان و شناخت رابطه هريک از ابعاد سلامت با کيفيت زندگي امري ضروري بنظر مي رسد.
2-1 بيان مسأله و اهميت پژوهش
سالم پير شدن حق همه افراد بشر است و اين امر بر اهميت پديده سالمندي و پيشگيري از مشكلات آن مي افزايد (تاجور، 1383). در سراسر جهان نسبت رشد افراد 60 سال و بالاتر، سريعتر از ساير گروه هاي سني است. در سال 2025 ميلادي در کل حدود 1.2 بيليون فرد بالاي 60 سال در سراسر جهان خواهيم داشت. در سال 2002 تقريباً 400 ميليون سالمند 60 سال و بالاتر در کشورهاي در حال توسعه زندگي مي کردند. تخمين زده مي شود که تا سال 2025 اين ميزان به 840 ميليون يعني به 70 درصد سالمندان کل جهان افزايش يابد. در سال 2050 جمعيت بالاي 60 سال به 2 بيليون نفر مي رسد که 80 درصد آنها در کشورهاي در حال توسعه خواهند بود. هرچند سالمند شدن يک پديده جهاني است. اکنون اين پديده با سريعترين سرعت در کشورهاي با درآمد کم و متوسط در حال وقوع است. اگرچه اروپا و ژاپن اولين کشورهايي بودند که سالمند شدن جمعيت را تجربه کردند، هم اکنون شگرف ترين تغييرات در کشورهايي مانند کوبا، جمهوري اسلامي ايران و مغولستان در حال وقوع است (WHO 2012).
ايران به عنوان يک کشور در حال توسعه به واسطه بمب جمعيتي مربوط به دهه 1360 با جمعيت بيش از حد انتظار سالمندان در آينده روبرو است و جمعيت سالمندان ايران از 8% کنوني به 22% در سال 1425 افزايش پيدا خواهد کرد (مرکز آمار ايران، 1390). اين بحران جمعيتي پديده سونامي سالمندان ايران را ايجاد خواهد نمود (درويش پور، 1391). براساس آخرين سرشماري عمومي انجام شده در كشور در سال 1390، جمعيت سالمندان کشور طي سال هاي 1345 تا 1390، نزديک به 4 برابر شده است. متوسط رشد ساليانه جمعيت در افراد سالمند در بين سال هاي 1385-90 حدود 9/3 درصد برآورد شده است در حالي که اين نسبت براي جمعيت کل کشور حدود 29/1 درصد برآورد شده است(مرکز آمار ايران، 1390). از ديدگاه جمعيت شناسي با توجه به ساختار کنوني جمعيت تعداد سالمندان رو به افزايش است و تحت چنين شرايطي سياست هاي اجتماعي خاصي در خصوص اين جمعيت رو به افزايش مي بايست تدوين و به کار گرفته شود؛ در غير اين صورت اين پديده به عنوان يک مسأله اجتماعي نمود پيدا مي کند (مرکز آمار ايران، 1390).
موضوع سلامتي و ارتباط آن با افزايش سالهاي زندگي در عصر حاضر چالش هاي فراواني را بوجود آورده است. افزايش طول عمر انسان ها و اضافه شدن جمعيت سالمندان يكي از دستاوردهاي قرن 21 بوده و سالخوردگي جمعيت پديده اي است كه برخي از جوامع بشري با آن روبرو شده و يا خواهند شد (پاشاشريفي، 1389). اگرچه افزايش جمعيت سالمندان ، بيانگر موفقيت نظام سلامت در ارايه خدمات بهداشتي، درماني و مراقبتي مي باشد، بيانگرجمعيت بالايي از سالمندان است که داراي مسايل مختلف اجتماعي، اقتصادي، روان شناختي، فيزيولوژيکي و پاتولوژيکي مي باشند(Gilhooly, Hanlon et al. 2007, WHO 2012). تحت تاثيرقرار گرفتن ابعاد مختلف انساني سالمندان به ويژه در کشورهايي از قبيل ايران که ساختارهاي اجتماعي و رفاهي توانمندي ندارند، به طور قابل ملاحظه اي کيفيت زندگي سالمندان را تحت تاثير قرار مي دهد (Knurowski, Durdica et al. 2004). کيفيت زندگي معيار اندازه گيري بهترين انرژي يا نيرو در فرد است که اين نيرو براي سازگاري موفقيت آميز فرد با چالشهاي موجود به مصرف مي رسد عوامل متعددي بر کيفيت زندگي سالمندان تاثير دارد از جمله فقدان هاي دوره هاي سالمندي که سبب کاهش سازگاري شناختي و کاهش خود اتکايي مي گردد (جديدي، 1390). کيفيت زندگي، هدف غايي در ارايه خدمات مختلف اجتماعي و رفاهي به گروه هاي سني و اجتماعي از جمله سالمندان مي باشد و فراتر از عملکرد و توانايي سازمان و يا نهاد خاصي مي باشد . هسته مرکزي کيفيت زندگي، سلامتي است. تحت تاثير قرار گرفتن کيفيت زندگي سالمندان آن قدر از نظر پژوهشگران و صاحب نظران اهميت داشته است که شروع و توسعه مفهوم کيفيت زندگي بر روي گروه سني سالمندان بوده است وسپس به ساير گروه هاي پژوهشي توسعه داده شده است (درويش پور، 1390). سالمند شدن جمعيت يکي از مهم ترين تحول هاي اجتماعي است (WHO 2012). روند سالمندي با مشکلات بهداشتي و کاهش سطح فعاليت ها همراه است. با افزايش سن، اختلال عملکرد جسماني بيشتر مي شود و اثر منفي آن بر توانايي حفظ استقلال، نياز به کمک را افزايش مي دهد که اين خود مي تواند در کاهش کيفيت زندگي سالمندان موثر باشد (آصف زاده، 1388). در مقايسه با کشورهاي توسعه يافته، اغلب پيشرفت اقتصادي-اجتماعي کشورهاي در حال توسعه با سرعت سريع سالمند شدن جمعيت هم گام نيست؛ به عبارت ديگر کشورهاي توسعه يافته قبل اينکه سالمند شوند از لحاظ رفاهي رشد فراواني مي کنند، در حالي که کشورهاي در حال توسعه قبل اين که افزايش بنيادي رفاه صورت پذيرد سالمند مي شوند (WHO 2002). همچنين بار سلامت ضعيف بطور نامساوي بين سالمندان کشورهاي کم درآمد و متوسط و سالمندان کشورهاي ثروتمند تقسيم شده است. ميزان مرگ و ناتواني کشورهاي کم درآمد و متوسط بسيار بيشتر از کشورهاي ثروتمند است. اين کشورهاي کم درآمد و ضعيف زيرساخت محدودي براي پاسخگويي به نياز سالمندان دارند . گذار جمعيتي سريع زمان کمتري براي فراهم نمودن زيرساخت هاي لازم براي ارائه خدمت به سالمندان در اختيار کشورهاي در حال توسعه قرار مي دهد(WHO 2012).
رشد جهاني جمعيت سالمندان هم براي ارائه کنندگان خدمات بهداشتي و درماني و هم براي اعضاء خانواده و جامعه اي که سالمندان در آن زندگي مي کنند يک چالش مهم محسوب مي شود (Marais, Conradie et al. 2006). سالمندي با هزينه هاي متعددي همراه است که يکي از عمده ترين اين هزينه ها در بخش بهداشت و درمان مي باشد. بنابراين يکي از راه کارهاي مناسب توجه مستمر به کيفيت زندگي سالمندان و عوامل مؤثر بر آن مي باشد (جانمردي، 1379). از سوي ديگر سالمندان در هر دوره آينه آينده جوانان و ميانسالان هستند، لذا توجه به کيفيت زندگي سالمندان مي تواند اميد به آينده را در ديگر نسل ها تقويت کند ( بوستان آبادي، 1379).
مشکلات و مسائل متعددي که به طور فيزيولوژيک در سنين بالا رخ مي دهد در کاهش کيفيت زندگي در دوره سالمندي تأثير دارد. مطالعه انجام شده در اين زمينه نشان مي دهد در حدود 60 درصد از هزينه هاي مراقبت هاي بهداشتي و 35 درصد از ترخيص هاي بيمارستاني و 47 درصد از روزهاي بستري در بيمارستان ها را سالمندان به خود اختصاص مي دهند (احمدي، 1383). به طور کلي با افزايش سن، احتمال ابتلا به بيماري ها و بروز ناتواني ها در سال هاي پاياني زندگي افزايش مي يابد و اثر منفي آن بر توانايي حفظ استقلال نياز به کمک را افزايش مي دهد(عليپور، 1387). اين مشکلات و مسائلي که به طور طبيعي در سنين بالا رخ مي دهد، در کاهش کيفيت زندگي در طول دوره سالمندي تأثير دارد؛ در ايران نيز 28% از سالمندان در فعاليت هاي جسمي دچار محدوديت هستند و براي انجام فعاليت هاي معمولي زندگي نياز به کمک دارند که اين امر موجب کاهش کيفيت زندگي آنان شده است (حبيبي، 1387). بديهي است که در سنين بالاتر بروز ناتواني ها بارزتر بوده و به صورت کاهش فعاليت جسمي و محدوديت هاي جسماني ظاهر مي شود و ميزان بروز بيماري هاي مزمن در سالمندي رو به افزايش مي گذارد. بعلاوه اشتغال، تأهل، سلامت جسمي و ميزان تحصيلات از ديگر متغيرهايي هستند که برکيفيت زندگي سالمندان مؤثرند. با توجه به اينکه کيفيت زندگي در اين دوران مي تواند به راحتي مورد تهديد قرار گيرد، در نظر داشتن عوامل زمينه اي مؤثر بر کيفيت زندگي سالمندي از اهميت بالقوه اي برخوردار است (وحداني نيا، 1383). يکي از مسائل مربوط به کيفيت زندگي- مخصوصاً در سالمندان – وضعيت سلامتي است. سلامتي همانطور که توسط سازمان بهداشت جهاني تعريف شده است، داراي ابعاد جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است. بعد معنوي سلامتي يکي از ابعاد سلامتي است که برخي از صاحب نظران معتقدند توجه جدي به اين بعد ضروري است. در واقع بدون سلامت معنوي، ديگر ابعاد زيستي، رواني و اجتماعي نمي تواند عملکرد درستي داشته يا به حداکثر ظرفيت خود برسند و در نتيجه بالاترين سطح کيفيت زندگي، قابل دستيابي نخواهد بود (اميدواري، 1387).
در جهاني كه سريعا رو به پير شدن به پيش مي‌رود افراد سالخورده به طور روزافزوني نقش بحراني در انجام كارهاي داوطلبانه، انتقال تجربه و دانش، كمك به اعضاء خانواده با ايفاء‌ نقش مراقبتي و … به عهده خواهند داشت ( حاتمي، 1383). در تمام کشورها بخصوص در کشورهاي در حال توسعه، اقدام براي سلامت و فعال ماندن سالمندان يک اقدام ضروري است نه لوکس. اين سياست ها و برنامه ها بايد براساس حقوق ، نيازها، درخواست و ظرفيت افراد سالمند باشد (WHO 2002). هدف اصلي سازمان هاي بهداشتي در ارائه خدمت به افراد سالمند بهبود کيفيت زندگي آنان، ايجاد زندگي مستقل و پيشگيري از معلوليت ها مي باشد (Arslantas, Unsal et al. 2009). بنابراين افزايش اميد به زندگي و داشتن عمر طولاني تر ضرورتاً معادل سالمندي موفق نمي باشد و از آنجا که سالمندان يکي از گروه هاي آسيب پذير جامعه بوده که از لحاظ اجتماعي، بهداشتي و تغذيه اي بايد مورد توجه بيشتر خانواده ها و جامعه قرار گيرند، افزايش تعداد سالمندان از يک سو و تغيير در فرهنگ ها، عادات و شيوه زندگي از سوي ديگر ضرورت مداخله جامعه و خانواده ها را نشان مي دهد. در اين خصوص مجلس با تصويب قوانين حمايتي در ابعاد مختلف اجتماعي و مالي و دولت با برنامه ريزي و اجراي قوانين حمايتي مي توان برنامه ريزي لازم جهت کاهش مشکلات سالمندان را پي ريزي نمود. لذا اگر از امروز برنامه ريزي صحيح جهت مراقبت و تأمين سلامت جسمي، رواني و اجتماعي سالمند پيش بيني و اجرا نگردد، جامعه آتي با مشکلات زيادي در خصوص سالمندان روبرو خواهد شد و در حقيقت ما اين برنامه ريزي را براي آينده خود انجام مي دهيم. زيرا ما سالمندان آينده نزديک خواهيم بود (عابدي، 1389).
با توجه به اينکه سالمندان آينده داراي تحصيلات علمي بيشتري خواهند بود، آنها شايد ديرتر بازنشسته شوند و از نظر سياسي- اجتماعي پوياتر خواهند بود در نتيجه از سياستگزاران و برنامه ريزان خواستار توضيحات و برنامه هاي اساسي در زمينه سلامت خود خواهند بود. چه قشر سالمند سالم ، چه قشر سالمند آسيب پذير يا آسيب ديده نيازهاي ويژه بهداشتي-درماني از پيشگيري گرفته تا توانبخشي و مراقبت هاي مناسب آخر زندگي دارند. مسلم است که دسترسي به ساختارهاي بهداشتي- درماني از منزل تا مراکز حمايت و توانبخشي بيمارستان ها حق سالمندان کشورمان است. براي پاسخ گويي به اين حق، سياستگزاران موظف اند برنامه ريزي کوتاه مدت و دراز مدت را ارائه داده و اجراي آن را در ابعاد آموزش تخصصي و خدماتي، به خصوص در بخش هاي دولتي تضمين کنند. در ايران هنوز ساختار درماني ويژه چه براي درمان سرپايي و چه بستري (حاد و توانبخشي) وجود نداشته و دانش سالمندشناسي و طب سالمندان جزو رشته هاي آموزش مصوب کشورمان نمي باشد. لذا باتوجه به تغيير سريع ساختار سني کشور ما و افزايش تعداد سالمندان کشور در آينده، دولت بايد سياست حمايت از سالمندان را قوياً مد نظر داشته باشد (مقصودنيا، 1390).
در اغلب جوامع، سالمندان با بيشترين خطر کاهش توانايي جسمي، رواني و شناختي روبه رو هستند و با احتمال بيشتري جهت حفظ سلامت، عملکرد و خودکفايي به حمايت هاي رسمي و يا غيررسمي وابسته مي گردند(Kagan 2003) . مسائل سالمندان و اتخاذ سياستگذاري هاي صحيح در مورد آنها در حال حاضر به يک نگراني مشترک جهاني تبديل شده است. تفاوت عمده اي که بين کشورهاي توسعه يافته و کشورهاي در حال توسعه وجود دارد، اين است که کشورهاي توسعه يافته آمادگي کامل براي مواجهه با چالش هاي ناشي از شمار فزاينده افراد سالمند را دارند، اما اغلب کشورهاي در حال توسعه حتي از اين پديده و گرفتاري هاي بهداشتي، اجتماعي و اقتصادي آن آگاه نيستند (شيخي، 1386).
عليرغم گستره عظيم پژوهش هاي انجام شده در زمينه سالمندان هنوز جنبه هاي زيادي از مسائل مربوط به آنها ناشناخته مانده است که از جمله آنها سلامت معنوي است. سلامتي در همه ابعاد انساني شامل جسمي، عقلاني، احساسي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي مطرح مي شود. معنويت موضوع مهم و شخصي و مفهوم انفرادي مي باشد (Thomas and Cohen 2006).
سازمان جهاني بهداشت چنين استدلال مي کند که کشورها قادرند از عهده سالمندي برآيند در صورتي که دولت ها، سازمان هاي بين المللي و جوامع مدني، سياست ها و برنامه هايي در رابطه با سالمندي پويا اتخاذ نمايند که سلامت، مشارکت و امنيت شهروندان سالمند را ارتقاءدهند اينک زمان برنامه ريزي و اجرا فرا رسيده است (WHO 2002). سلامت سالمندان نيازمند سياست گذاري، سرمايه گذاري و برنامه ريزي هاي دقيق و صحيح مي باشد. مسلماً کشورهايي که برنامه فراگير در اين زمينه نداشته باشند با مشکلات عديده اي مواجه خواهند شد (قاسمي، 1379). فراهم نمودن کيفيت زندگي مطلوب جهت سالمندان هدف مهمي براي مديران مراقبت هاي سالمندان است فعاليت هايي که افراد را تشويق به پرورش عواطف و احساسات، پرورش قواي ذهني و جسمي و يا کيفيت زندگي معنوي نمايد مي تواند به نظارت بر سلامت کمک نمايد (Cress 2011).
در افرادي که سلامت معنويي بالايي دارند نسبت به ديگران اميدواري بيشتري به آينده دارند و اميدوار بودن يک حالت شناختي يا فرآيندي را نشان مي دهد که موجب تحريک عقايد و عواطف شده و ممکن است موجب کاهش خطر بيماري شود، همانطور که موجب تسريع بهبودي مي شود (جديدي، 1390). در مطالعات ديگر به ارتباط قويتر بين عقايد معنوي سالمندان با مصونيت بيشتري در ارتباط با بيماري ها از جمله بيماري هاي قلب و عروق و سرطان اشاره شده است (Riley, Perna et al. 1998).
به منظور تعيين و انتخاب مناسب ترين و بهترين برنامه ريزي بايد اطلاعاتي کامل، دقيق و صحيح در زمينه مسائل سالمندي در اختيار داشت. ايجاد هر نوع تغيير در ارائه خدمات به سالمندان بايد بر مبناي اطلاعات و آمار کامل و صحيح انجام پذيرد که قسمت اعظم اين اطلاعات از طريق هدايت پژوهش هاي علمي و کاربردي در زمينه تبعات فردي، اجتماعي و بهداشتي سالمندي به دست خواهند آمد. در همين راستا سازمان بهداشت جهاني حمايت از تحقيقات و آموزش در عرصه سالمندي و مراقبت هاي جامعه را به عنوان يک اصل پايه اي بر استراتژي جديد سال 2006 تا 2015 در نظر گرفته است (کرمي، 1392).
همانطور که قبلاً هم اشاره کرديم، هدف از زندگي سالمندان فقط داشتن عمر طولاني و زنده بودن نيست، بلکه نوع و کيفيت زندگي آنها نيز مهم مي باشد از اين رو ارتقاي کيفيت زندگي سالمندان در مرحله اول نيازمند داشتن اطلاعات جامع در مورد کيفيت زندگي آنها است (سجادي، 1385). اين امر نشان دهنده اهميت فراوان اين موضوع است و با توجه به نياز شديد جامعه، بايد ابتدا ابعاد مسئله شناسايي و سپس برنامه ريزي هاي بهداشتي درماني مناسب اين گروه سني، تهيه و اجرا شود. با در نظر داشتن اين مطلب که سالمندان جزو گروه هاي آسيب پذير جامعه محسوب مي شوند و با توجه به اينکه ايران همچون ساير کشورهاي درحال توسعه درحال تجربه گذار جمعيت (انتقال جمعيت از جوان به سالمند) مي باشد و با توجه به ذکر عبارات “پديده سونامي سالمندي در ايران”(درويش پور، 1391) و نيز “پديده انفجار سالمندي”(مقصودنيا، 1390) در منابع علمي که خود نشان دهنده سرعت و روند رشد جمعيت سالمندان در آينده مي باشد لزوم توجه هرچه بيشتر به سالمندان و تلاش درجهت حفظ و ارتقا سلامت و در نتيجه ارتقا سطح کيفيت زندگي اين قشر آشکار مي گردد. ميدانيم سلامتي داراي چهار بعد جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است و بعد معنوي سلامت بر ساير جنبه هاي سلامت همچون سلامت جسمي و رواني موثر است. بدون سلامت معنوي، ديگر ابعاد زيستي، رواني و اجتماعي نمي تواند عملکرد درستي داشته يا به حداکثر ظرفيت خود برسند و در نتيجه بالاترين سطح کيفيت زندگي، قابل دستيابي نخواهد بود (اميدواري، 1387). آگاهي از سطح کيفيت زندگي سالمندان و شناخت رابطه هريک از ابعاد سلامت با کيفيت زندگي امري ضروري بنظر مي رسد. با توجه به اينکه تحقيقات اندکي در زمينه بررسي سطح کيفيت زندگي و ارتباط بعد معنوي سلامت با کيفيت زندگي در سالمندان صورت گرفته است. انجام چنين پروژه اي ضروري به نظر مي رسيد. هدف از انجام اين مطالعه تعيين سطح کيفيت زندگي و ارتباط سلامت معنوي با کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان است. اين مطالعه در قالب چارچوب مفهومي معنويت و کيفيت زندگي هدايت شده است.
3-1 اهداف و فرضيات
1-3-1 هدف اصلي (General Objective):
تعيين سلامت معنوي و رابطه آن با کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان:93/92
2-3-1 اهداف فرعي ((Specific Objectives:
تعيين ميانگين نمره سلامت معنوي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان .
تعيين ميانگين نمره بعد مذهبي و بعد وجودي سلامت معنوي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان .
تعيين ارتباط سلامت معنوي سالمندان مورد مطالعه با متغيرهاي دموگرافيک

تعيين ميانگين نمره کل کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان .
تعيين ميانگين نمره حيطه هاي کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان .
تعيين ميانگين نمره بعد جسمي و بعد رواني کيفيت زندگي در سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان .
تعيين ارتباط کيفيت زندگي سالمندان مورد مطالعه با متغيرهاي دموگرافيک
تعيين رابطه نمره سلامت معنوي و کيفيت زندگي در سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان
3-3-1 فرضيه هاي (Hypothesis) پژوهش:
بين بعد مذهبي سلامت معنوي و کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان رابطه وجود دارد.
بين بعد وجودي سلامت معنوي و کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان رابطه وجود دارد.
بين سلامت معنوي و کيفيت زندگي سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان رابطه وجود دارد.
در حيطه هاي مختلف کيفيت زندگي بين سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامين اجتماعي شهر سمنان اختلاف وجود ندارد.
فصل دوم
مباني نظري پژوهش
1-2 مقدمه
سالمندي دوران حساسي از زندگي بشر است و توجه به مسايل و نيازهاي اين مرحله يك ضرورت اجتماعي است. با در نظر داشتن نيازهاي خاص اين دوران، توجه به كيفيت زندگي در سالمندان نيز امر بسيار مهمي است كه عمدتا مورد غفلت قرار گرفته است (وحداني نيا، 1383). سالمند شدن جمعيت يکي از بزرگترين پيروزي هاي بشريت و همچنين يکي از بزرگترين چالش ها است. با ورود به قرن 21 سالمند شدن جهاني، تقاضاهاي اجتماعي و اقتصادي را افزايش خواهد داد (WHO 2002). در اين فصل سالمندي ، کيفيت زندگي و سلامت معنوي و رابطه بين آن ها را بررسي خواهيم نمود تا چارچوب کلي پژوهش ترسيم گردد.
2-2 مباني نظري پژوهش
در طول تاريخ حيات انسان ها بر روي کره زمين، جامعه بشري اکنون از همه آن دوران پيرتر است. تعداد افراد سالمند بالاتر از 60 سال در سال 2000 ميلادي حدود 600 ميليون نفر بوده است. تخمين زده مي شود که در سال 2020 ميلادي جمعيت بالاي 60 سال در جهان به بيش از 1000 ميليون (1 ميليارد) برسد؛ و در سال 2050 بيش از 20% جمعيت کل جهان را افراد بالاتر از 65 سال تشکيل خواهند داد. گرچه تا زمان حاضر، جمعيت سالمندي در کشورهاي کمتر توسعه يافته نسبت به کشورهاي توسعه يافته کمتر مي باشد. اما برآوردهاي سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد که در دهه هاي آينده، نرخ افزايش جمعيت سالمندي در کشورهايي کمتر توسعه يافته نيز به صورت غيرمنتظره اي افزايش خواهد يافت و علت اين مسئله بالا بودن جمعيت جوان کنوني اين کشورهاست که همگي طي چند دهه، در پناه بهبود شرايط زيستي و علم و بهداشت، به جمعيت سالمند تبديل خواهند شد (اکبري کامراني، 1388).
از آنجا که درک معني و روابط در هر رويداد و طرحي به درک مفاهيم زمينه و مرتبط با آن نيازمند است با توجه به عنوان پژوهش در اينجا به توضيح مفاهيمي که با اين پژوهش مرتبط مي باشند مي پردازيم. سه مفهوم اصلي که با اين پژوهش مرتبط مي باشند، شامل سالمندي، کيفيت زندگي و سلامت معنوي مي باشد.
پيري يا سالمندي چيست؟
برخورداري از عمر طولاني يکي از بزرگترين آرزوهاي ديرينه بشر بوده و در اعصار و قرون متمادي، تلاش هاي پيگيري که براي زنده ماندن و مبارزه عليه مرگ و بيماري از راه هاي گوناگون صورت گرفته است بر کسي پوشيده نيست. سالم پير شدن حق همه افراد بشر است و اين امر بر اهميت سالمندي و پيشگيري از مشکلات آن مي افزايد (تاجور، 1383). سالمندي فرآيندي زيستي است که تمام موجودات زنده، از جمله انسان را در بر مي گيرد. بالا رفتن سن، بيماري نيست، بلکه پديده حياتي است که همگان را شامل مي شود و در واقع مسيري طبيعي است که در آن تغييرات فيزيولوژيکي و رواني در بدن رخ مي دهد (کلدي، 1383).
در لغت نامه دهخدا اين واژه يعني سالمند به عنوان ميانسال، مسن يا بزرگسال ترجمه شده است و با واژه هايي چون پير( به معناي سالخورده، شيخ، شيخه، کلان سال، مسن، مقابل جوان)، سالخورده (کنايه از بسيار سال، مسن، سالديده، پير) و شيخ (آنکه سالمندي و پيري بر او ظاهر گرديده و عبارتست از سن چهل سالگي يا پنجاه سالگي و يا پنجاه و يک تا پايان عمر يا تا سن هشتاد سالگي، آن که دوران شبابي او به پايان رسيده است) معادل مي باشد (دهخدا، 1372).
پايگاه اجتماعي سالمندي از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت است. در يک فرهنگ به سالمندان احترام گذاشته مي شود و در فرهنگ ديگر به آنها به شکل گروه غيرمولد و مزاحم نگاه مي شود (مثنوي، 1386).
سالمندي: حضرت محمد (ص) فرمودند: “برکت و خير ماندگار همراه بزرگترهاي شماست” و “پيرمرد در ميان خانواده اش همچون يک پيامبر ميان امتش است.”
برخورد با مسأله کهنسالي در جوامع مختلف در دوره هاي تاريخي، اشکال مختلفي داشته است. در جامعه ايران با توجه به ارزش هاي نهفته در فرهنگ اسلامي و ملي، بي تفاوتي نسبت به دردها و رنج هاي سالمندان پذيرفتني نيست، زيرا آنها سرمايه هاي جامعه محسوب شده و بايد مورد حمايت قرار گيرند (احمدي، 1383). اسلام در خصوص تجليل، تکريم و مراقبت از سالمندان دستورات مؤکدي دارد که بخشي از اين وظايف به عهده فرزندان و بخشي را هم بر عهده حکومت و جامعه مي داند. قرآن کريم در مورد نيکي به پدر و مادر و نيز احترام به آن ها در سن پيري در آيه 23 سوره اسراء مي فرمايد: “و خداي تو حکم فرموده که جز او کسي را نپرستيد و نسبت به پدر و مادر خود نيکي کنيد، اگر يکي از آن ها يا هردو به سنين پيري رسيدند، زينهار کلمه اي نگوييد که رنجيده شوند و کمترين آزاري به آنان نرسانيد و با آنها با احترام سخن بگوييد.” (مهدوي، 1379).
پير شدن جمعيّت (Population ageing)
پير شدن جمعيّت، عبارتست از افزايش روزافزون نسبت سالمندان و به بياني ديگر، عبارتست از كاهش نسبت كودكان و بالغين جوان و افزايش نسبت افراد 60 ساله و بالاتر، به طوري كه تحت‌تاثير اين تغييرات، هرم سنّي جامعه كه در سال 2002 ميلادي تقريباً مثلثي شكل بوده است در سال 2025 تا حدودي استوانه‌اي شكل گردد (نمودار 1). لازم به ذكر است كه اين پديده، تحت تاثير بهبود استانداردهاي زندگي، كنترل جمعيّت و كاهش مواليد و افزايش طول عمر انسان ها تا چند سال قبل صرفاً در كشورهاي پيشرفته، جلب توجه مي‌كرد ولي امروزه در بسياري از كشورهاي در حال پيشرفت نيز به علّت كاهش ميزان مرگ و افزايش اميد به زندگي در بدو تولد، حادث گرديده است. اغلب كشورهاي در حال توسعه جهان، ‌تاكنون پيچيدگي‌هاي اجتماعي، اقتصادي و بهداشتي انتقال جمعيت را كه به پير شدن ملتها مشهور است، درك كرده‌اند و با افزايش روزافزون سالمندان، مشكلات آنها نيز بيشتر شده به گونه اي كه هنوز راه حل رضايت بخشي براي آن نيافته‌اند (حاتمي، 1383).
نمودار 1 ـ2 هرم سنّي جمعيّت جهان طي سال هاي 2002 و 2025 ميلادي
تحول دموگرافيک در جهان:
با توجه به نمودار 2 بيش از نيمي از سالمندان در آسيا زندگي مي کنند. در دو دهه آينده سهم آسيا از سالمندان جهان افزايش خواهد يافت؛ اين در حاليست که سهم اروپا از سالمندان جهان کاهش خواهد يافت(نمودار2).
با توجه به نمودار 3 مي بينيم، هرچند سالمند شدن يک پديده جهاني است. اکنون اين پديده با سريعترين سرعت در کشورهاي با درآمد کم و متوسط در حال وقوع است. اگرچه اروپا و ژاپن اولين کشورهايي بودند که سالمند شدن جمعيت را تجربه کردند، هم اکنون شگرف ترين تغييرات در کشورهايي مانند کوبا، جمهوري اسلامي ايران و مغولستان در حال وقوع است (WHO 2012).
سالمندان ايران در آيينه آمار
ايران به عنوان يک کشور در حال توسعه به واسطه بمب جمعيتي مربوط به دهه 1360 با جمعيت بيش از حد انتظار سالمندان در آينده روبرو است و جمعيت سالمندان ايران از 8% کنوني به 22% در سال 1425 افزايش پيدا خواهد کرد (مرکز آمار ايران، 1390). اين بحران جمعيتي پديده سونامي سالمندان ايران را ايجاد خواهد نمود (درويش پور، 1391). براساس آخرين سرشماري عمومي انجام شده در كشور در سال 1390، جمعيت سالمندان کشور طي سال هاي 1345 تا 1390، نزديک به 4 برابر شده است. متوسط رشد ساليانه جمعيت در افراد سالمند در بين سال هاي 1385-90 حدود 9/3 درصد برآورد شده است در حالي که اين نسبت براي جمعيت کل کشور حدود 29/1 درصد برآورد شده است (مرکز آمار ايران، 1391).
تغييرات ساختار سني جمعيت ايران:
در دو دهه اخير به سبب کاهش باروري ساختار سني جمعيت تغيير شکل داده و نوعي فرورفتگي در قاعده آن ايجاد شده است (نمودار4،5) (وزارت بهداشت، 1388).
در کشورهاي پيشرفته که اميد به زندگي بالاست، دوره زندگي سالمندي طولاني بوده و حدود يک سوم از کل دوره زندگي فرد را تشکيل مي دهد (اکبري کاماني، 1388). گذار جمعيتي سريع زمان کمتري براي فراهم نمودن زيرساخت هاي لازم براي ارائه خدمت به سالمندان در اختيار کشورهاي در حال توسعه قرار مي دهد (WHO 2012).
اين مهم نيست كه شما چند سال داريد، مهم اين است كه چه احساسي داريد، اين طور نيست؟ “سالمند” يك واژه مناسب براي توصيف افراد مسن در مقايسه با افراد جوان تر است (Bond and Corner 2010).
پيري تا کنون از 4 ديدگاه مورد بحث قرار گرفته است. اين ديدگاه ها عبارتند از:
1. ديدگاه بيولوژي يا زيست شناختي 2. ديدگاه اجتماعي 3. ديدگاه روانشناختي 4. ديدگاه تقويمي يا حقوقي و قانوني
پيري از ديدگاه زيست شناختي به مجموعه اي از رخدادهاي فيزيولوژيک و پسيکولوژيک غيرتصادفي، پيش رونده و آرام تلقي مي شود که پس از سن بلوغ در اثر بروز تغييراتي در ساختار جسماني و عملکردي فرد ظاهر مي گردد. اين تغييرات باعث مي شوند که فرد سالمند استعداد بيشتري براي ابتلا به بيماري ها پيدا نمايد و در مقايسه با افراد جوان تر با سرعت کمتري از بيماري ها و عوارض آن ها بهبود يابد .


دیدگاهتان را بنویسید