مصداق دوازده خليفه35
2. حديث ثقلين39
متن حديث39
نکات قابل استفاده از حديث ثقلين41
اهل بيت در حديث ثقلين42
3. حديث “معرفت امام”46
متن حديث46
نکات قابل استفاده از حديث47
احاديث خاص مهدويت در صحاح سته49
شبهه مهم50
احاديث حسب و نسب امام مهدي52
الف. مهدي، ازفرزندان عبد المطلب52
ب. مهدي از اهل بيت پيامبر?52
ج. مهدي، از فرزندان فاطمه54
د. بررسي حديث “اسم ابيه اسم ابي”56
هـ.بررسي حديث “مهدي از فرزندان امام حسن? است”58
و. بررسي حديث “الامهدي الاعيسي”61
حديث همنامي با پيامبر?63
فصل سوم: مشخصات و علائم ظهور66
حتمي بودن ظهور67
محل ظهور68
علايم و نشانه‌هاي ظهور69
الف) فراگير شدن ظلم و ستم و فتنه‌ها69
ب) طلوع خورشيد از مغرب72
ج) سفياني و خسف در بيداء74
سفياني74
خسف در بيداء76
د) پرچم‌هاي سياه “رايات سود”78
هـ) خروج دجال80
صفات ظاهري دجال83
محل خروج دجال83
دجال شخص است يا جريان؟84
و) نزول عيسي بن مريم86
نتيجه‌گيري89
فهرست منابع و مأخذ91

مقدمه
بي ترديد يکي از مولفه‌هاي مهم حيات اجتماعي بشر، مساله دين و اعتقادات ديني است؛ چرا که هويت آدمي با اعتقادات او شکل مي‌گيرد. کمتر ملت و جامعه اي را مي‌توان يافت که معارف ديني در آن رسوخ نکرده باشد. ميان اعتقادات وبرداشت‌ها و تصورات آدمي، باورهاي اصيلي است که با قطرت و عقل آدمي عجين شده و در طور تاريخ، ذهن انسان‌ها را به خود مشغول کرده است. يکي از اين اعتقادات، اعتقاد به وجود منجي و موعود مصلح آخر زمان است که در هر ملت و مذهب و حتي بين معتقدان به اديان غير الهي نيز مطرح بوده است اين اعتقاد، بين پيروان اديان الهي، رنگ و بويي خاص به خود گرفته است و هر کس در اين راستا، طبق معتقدات خويش، آن حقيقت موعود را انتظار مي‌کشد.
اين حقيقت، در عقايد و معارف اسلامي تحت عنوان “مهدي” تبلور يافته و اذهان را متوجه خود کرده است. بي ترديد از بخش‌هاي مهم عقايد اسلام “اعتقاد به مهدويت” و ظهور امام مهدي عجل الله فرجهه شريف است.
هنگامي که آفتاب اسلام در جزيره العرب طلوع کرد و وجود مبارک رسول مکرم? رسالت الهي خويش را آوازه جهانيان کرد، همه مخاطبان را به آينده درخشان نويد داد. از اصول پذيرفته شده عقايد اسلامي، اعتقاد به مهدويت و ظهور امام مهدي است. مي‌توان گفت کمتر موضوعي را مي‌توان يافت که تا اين اندازه به آن اهميت داده شده و مورد اجماع همگان نيز باشد؛ الذا با قاطعيت مي‌توان گفت: در اعتقاد به منجي آخر الزمان و مهدي موعود، نوعي وحدت نظر بين فرق مسلمين برقرار است؛هر چند در اين ميان؛ بعضي افراد با انگيزه‌هاي مبهم يا غرض ورزي يا از روي ناآگاهي و جهل به مباني اسلامي، در صددند اين بارو را برگرفته از انديشه‌هاي يهودي و مسيحي يا باور صرفاً شيعي جلوه دهند. حتي اين انديشه را بر آمده از مسايل تاريخي چند قرن بعد از ظهور اسلام مطرح کنند، در حالي که اين انديشه -علاوه بر اين که مطابق فطرت و عقل است – از قطعي ترين معارف و حياني اسلام و بر گرفته از کلمات گهر بار پيامبر اعظم? ميباشد. البته آيات قرآن نيز چنين وعده اي را مطرح کرده است. گفتني است ميان مسلمانان، کساني يافت مي‌شوند که اين انديشه متعالي را به نحوي خدشه دار کنند، ولي بين کلمات و نوشته‌هاي آن‌ها به طور ضمني و التزامي، اصل اعتقاد به مهدويت را مي‌توان يافت.
بايد توجه کرد که موضوع امام مهدي نزد شيعه، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. شيعه، امام مهدي را فرزند امام حسن عسکري? و امام دوازدهم و آخرين خليفه از خلفاي دوازدهگانه مي‌داند که نيمه شعبان سال 255 ق در سامرا تولد يافت. شيعه معتقد است اکنون، عالم از وجود اين امام بهره مند است، هر چند به امر الهي، در دوران غيبت به سر مي‌برد.
گفتني است در طول تاريخ، عالمان فراواني از اهل سنت در کتب خود به موضوع امام مهدي پرداخته وبسياري از آن ‌ها به صحت احاديث مهدوي معتقد بوده اند. شمار زيادي از علماي اهل سنت، به تواتر احاديث مهدوي معقتد شده اند .
موضوع امام مهدي – بسيار جذاب بوده و به علاوه موجب انسجام و اتحاد در تفکر وانديشه اسلامي خواهد شد، به خصوص در زمان کنوني که از درون و بيرون دنياي اسلام بر طبل اختلافات کوفته مي‌شود، بحث‌ها و گفتمان‌هايي چون گفتمان مهدويت و تطبيق آن در روايات فريقين، موجب اتحاد در تفکر و در نهايت اتحاد در عمل خواهد شد، ان شاء الله از آن جا که موضوع امام مهدي، مساله اي بسيار مهم و مورد توجه است و از طرف ديگر، معتبر ترين کتب حديثي اهل سنت، “صحاح سته” است، تحقيق و بررسي اين مطلب در صحاح سته، سودمند و حتي لازم است، لذا کوشيده ايم همه احاديث مهدوي اين صحاح را بررسي کرده و مورد کنکاش و تحليل قرار دهيم.

فصل اول: کليات و مقدمات
گفتار اول: کليات
تعريف مسأله
تبيين و بررسي مسئله مهدويت با توجه به کتب معروف و اصلي آنها (صحيح مسلم، صحيح بخاري، سنن ابن ماجه، سنن ابي داوود، سنن نسايي، سنن ترمذي) و همچنين بررسي احاديث راجع به امام زمان? و شرايط ظهور حضرت و حکومت حضرت مهدي? .
پيشينه تحقيق
بررسي حرکت تأليف اسلامي درباره امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف سابقه اي طولاني دارد چرا که از زمان پيامبر? عزيزمان به آن پرداخته شده است. و فراواني تأليف درباره مهدويت، حاکي از اهتمام رهبران جامعه اسلام (پيامبر و اهل بيت?) به اين مسئله است.
حدود يک يا دو قرن پيش از ولادت امام مهدي? حرکت تأليف درباره مهدويت آغاز شده است، بسياري از کتاب‌هاي اين دوران تحت عنوان الغيبه تأليف شده اند و حتي اگر نام ديگري هم داشته به اين نام مشهور گرديده اند، ، همان گونه که شهرت اين تأليفات به اين نام، دليلي ضمني بر کثرت آن هاست وبسياري از علماي بزرگ شيعه، اين پديده را دليلي بر صحت امامت امام مهدي منتظر? و صحت غيبت آن حضرت دانسته اند به عنوان نمونه سيد بن طاوس? مي‌فرمايد:
“غيبت مولانا امام مهدي? که مخالفان و برخي موافقان از غيبت آن حضرت متحير شده بودند، حجتي بر ثبوت امامت وي و امامت و پدران پاکش و جدش محمد? است؛ زيرا با نگاهي به کتاب‌هاي شيعه و غيرشيعه، مانند الغيبه ابن بابويه، الغيبه نعماني، الشفا و الجلاء، در اخبار مهدي و صفات آن حضرت و حقيقت ثبوت و خروج آن حضرت اثر ابي نعيم الحافظ و ديگر کتاب‌هايي که به ولادت آن حضرت پرداخته اند و در کتاب الطرائف به آن‌ها اشاره کرده ام، درمي يابيم حضرت غيبتي طولاني خواهد داشت، به گونه اي که برخي معتقدان ايشان، از باور خود برمي گردند. اما اگر اين غيبت طولاني نبود، مردم درباره امامت پدران آن حضرت اشکال وارد مي‌کردند. لذا غيبت آن حضرت حجتي براي ائمه? و حجتي براي خود آن حضرت عليه مخالفانش شد که به امامت وي شک داشند و غيبتش را نپذيرفتند.”
بعد از تولد حضرت? اين حرکت عظيم ادامه داشت تابه غيبت حضرت و بعد از آن تأليفات مهدوي به چند دسته تقسيم شدند:
اول: تأليفات در عصر غيبت صغرا
دوم: تاليفات بعد از غيبت صغرا
سوم: پاسخگويي به شبهات
چهارم: کرامات و تشرفات به محضر حضرت حجت?
با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران طوفاني در انديشه‌ها و نگرش‌هاي عصر حاضر به وجود آمد ومکتب‌هاي مختلفي را به چالش اساسي کشيد و آرمانهاي تازه اي را در برابر ديدگان همه قرار داد.
از پيامد‌هاي اين چالش، توجه جدي در سطح بين المللي به موضوع مهدويت و آموزه‌هاي ديني اسلام و ديگر اديان توحيدي در اين زمينه بود. و اين توجه بيش از بيش ضرورت تبيين و باز شناسي اين انديشه را پديدار ساخت. ومولفان زيادي در قالب موسسات نهادها و انجمن‌هاي مهدوي و غيره مولفات فراواني را نگارش کردند. که غالباً از منابع محکم و عظيم شيعه استفاده نموده اند.
با توجه به مسئله ارتباطات و پيشرفت علم در جهان امروزي جبهه شبه و دشمنان مکتب اهل بيت مرزها را در نورديدند و به هرطريقي قصد ضربه زدن به مسئله مهدويت و حقايد شيعه دارند و بهترين راه براي مبارزه و پاشخ با اين جسارتها استفاده از عقايد و اقرار‌هاي علماي سلف از جنس عقايد اين دشمنان اهل بهره جستن از کتب روايي اهل سنت است. زيرا روش استنادات اهل سنت به احاديث با شيعه متفاوت است.
در اين روش تلاش مي‌شود اصول عقيده اماميه درباره امام مهدي? و غيبت و هويت وي از طريق احاديث اهل سنت اثبات گردد، بدون اين که از احاديث شيعه بهره گرفته شود. عمل به اين روش به صورت مستقل، زاده عصرهاي اخير است که بنده نيز طبق اين روش اقدام به جمع آوري مطالب نموده‌ام.
جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق
با توجه به استفاده حداکثري از منابع اهل سنت و عدم دستکاري مفاهيم کاري جديد و قابل تحسين است.
ضرورت تحقيق
با توجه به اهميت مسئله مهدويت و حمله‌هاي دشمنان اهل البيت به اين مسئله نياز به کار جدي در اين زمينه مي‌باشد. خصوصا کارهاي علمي، پژوهشي از کتب اهل سنت جهت تفهيم آنان و مناظرها و…
و از آنجا که متاسفانه برخي از براران اهل سنت ما را متهم به جعل سند و حديث مي‌کنند اثبات مهدويت با توجه به منابع دست اول خودشان در اثبات و پيشبرد اهداف مذهب شيعه مي‌تواند کمک بزرگي بکند.
هدف تحقيق
تبليغ مکتب اهل البيت خصوصاً مسئله مهدويت و تبيين و بررسي اين مسئله مهم وهمچنين دفاع از اين مکتب درمناظره‌ها و…
سؤالات تحقيق
سؤال اصلي
جايگاه مهدويت در صحاح سته چيست، خصوصيات و احاديث در باره امام زمان? در صحاح سته را مورد بررسي قراردهيد؟
سؤالات فرعي
1. صحاح سته چيست ؟
2. احاديث مهدوي? در صحاح سته کدام اند ؟
3. نسب و خصوصيات حضرت حجت? را در صحاح سته بيان نماييد ؟
فرضيه‌هاي تحقيق
فرضيه اصلي
؟؟؟؟؟
فرضيه‌هاي فرعي
1. صحاح سته معتبر ترين کتب نزد اهل سنت مي‌باشد.
2. احاديث مهدويث در صحاح سته به صورت عام و خاص بيان شده است.
3. همچنين نسب و شمايل حضرت? وشرايط ظهورو نشانه‌هاي آن در صحاح سته ذکر شده است.
روش انجام تحقيق
کتابخانه اي – مطالعه کتب ششگانه اهل سنت و بزرگاني که در اين زمينه کار کرده اند و همچنين استفاده از اساتيد و بزرگاني همچون آيت الله طبسي و آيت الله حيدري و نشريات تخصصي مهدويت
گفتار دوم: مقدمات
جايگاه مهدويت نزد اهل سنت
نه تنها امت اسلامي، بلکه جميع اديان و حتي مکاتب غير ديني، بر ظهور موجود و منجي و مصلح آخرالزمان تکيه کرده اند.
مهدويت و ظهور مهدي در آخر الزمان، عقيده اي است که مسلمانان با وجود اختلاف مذاهب، بر آن متفق هستند. همه مذاهب اسلامي، بر اين مطلب اتفاق دارند که در آخر الزمان، شخصي از عترت پيامبر? قيام کرده و زمين را از عدل و داد پر خواهد کرد، همان طور که از ظلم وجور پر شده است.عده زيادي ازعلماي اهل سنت، تصريح کرده اند که اين عقيده، مورد اتفاق مسلمين است و برخي از آنان قائلند که منکر خروج مهدي، کافر است و در اين باره احاديثي نيز نقل کرده اند.1 حتي بعضي از فقهاي اهل سنت، منکر مهدي را واجب القتل مي‌دانند و بعضي گفته اند، بايد او را تعزير و تأديب کرد، تا به حق باز گردد.2

متاسفانه برخي نويسندگان مسلمان، در موضوع مهم مهدويت تشکثيک کرده اند که بايدگفت در بسياري از اين موارد، القائات برخي از مستشرقان بي تاثير نبوده است.
“فان فلوتن” در کتابش، قضيه مهدويت را ناشي از فشارهاي سياسي اي مي‌داند که حکومت‌هاي وقت بر شيعه پديد آورده اند و شيعه براي رهايي از آن ظلم وستم، مهدويت را علم کرد، وي مي‌نويسد:
ظلم وستم حاکمان عباسي، از امويان کمتر نبوده است . اين ظلم و ستم ها، به حدي بود که مظلومان و مستضعفان را بر آن داشت تا خود را اميدوار کنند، لذا چاره اي نديدند جز اين که به عقيده مهدي و انتظارش دل ببندند، تا از شدت دردهاي روحي خود بکاهند.3
“گلدزيهر” يکي از مستشرقان چنين اظهار نظر مي‌کند: “عقيده به مهدي، بر گرفته از اسطوره‌ها و امور غير واقعي است”4
اين مستشرقان که متاسفانه گاهي مورد توجه نيز واقع شده اند، به تاراج و انهدام عقايد مسلمين مشغول شده اند و به هر گونه که توانسته اند در آن تشکيک کرده اند، از اين رو بعيد نيست بعضي از روشنفکران مسلمان نيز تحت تاثير واقع شده و مهدويت را زير سوال ببرند.
“سعد محمد حسن” استاد دانشگاه الازهر و شاگرد احمد امين مي‌گويد: “شيعه، قديمي ترين فرقه اسلامي است که به نظريه مهدويت پيدا کرده است”.5 “عبد الرحمان بدوني” مي‌گويد: “کسي که عقيده به مهدي منتظر را بين مسلمين رواج داد، کعب الاحبار بود”.6
ولي بر خلاف اين غرض ورزي‌ها و نا آگاهي ها، بايد، گفت : اعتقاد به مهدي، مورد توجه همه فرق مسلمين و از مسلماتي است که هر چه در آن تشکيک کردند، قوت آن، افزون شده است
دانشمندان زيادي از اهل سنت، در موضوع امام مهدي کتاب‌ها نوشتند. يا در کتب روايي خود، احاديث مربوط به مهدي را جمع بندي و تخريج کرده اند.حتي برخي دانشمندان اهل سنت، به تواتر احاديث مهدوي قائل شده اند و برخي ديگر، کتابي مستقل در موضوع امام مهدي نوشته اند که نمونه‌هايي از اين موارد را مطرح مي‌کنيم.
الف. روايات مهدوي در مصادر اهل سنت
در مصادر و منابع فراواني از اهل سنت- اعم از صحاح و مسانيد و معاجم و تواريخ – به روايات مهدي پرداخته شده است. با توجه به اين که نقل تمام اين مصادر به صدها مورد مي‌انجامد، از مواردي که مورد توجه اهل فن بوده و از اهميت فراوان نزد اهل سنت برخوردار است به نمونه‌هايي اشاره مي‌کنيم:
المصنف از عبد الرزاق بن همام بن نافع حميدي (متوفاي 211 ق)معروف به ابوبکر صنعاني.
الفتن، اثر ابن حماد نعيم بن حماد بن معاويه بن حارث خزاعي (متوفاي 228 ق) معروف به ابو عبدالله مروزي که از اساتيد بخاري و بعضي ديگر از صاحبان صحاح سته مي‌باشد.
المصنف از ابوبکربن ابي شيبه (متوفاي 235 ق)
مسند احمد بن حنبل (متوفاي 241 ق)، احمد بن محمد بن حنبل از امامان چهار گانه اهل سنت، در مسندش 134 حديث درباره امام مهدي گرد آورده است.
سنن ابن ماجه، اثر محمد بن يزيد ربعي قزويني (متوفاي 273 ق)
سنن ابوداوود، سليمان بن اشعث سجستاني(متوفاي 275 ق)
سنن ترمذي (متوفاي 279 ق)
مسند ابو يعلي (متوفاي 307 ق)
الملاحم اثر احمد بن جعفر بن محمد معروف به ابن المنادي (متوفاي 336ق)
صحيح ابن حبان (متوفاي 356 ق)
المعجم الکبير اثر سليمان بن احمد طبراني (متوفاي 360 ق)
المستدرک علي الصحيحين، نوشته محمد بن عبد الله نيشابوري معروف به حاکم نيشابوري (متوفاي 405 ق)
حلية الاولياء و طبقات الاصفياء ابو نعيم اصفهاني (متوفاي 430 ق)، اين نويسنده کتاب‌هاي ديگري نيز ويژه امام مهدي نگاشته است که عبارتند از: نعت المهدي، الاربعون في المهدي.
السنن الوارده في الفتن از ابو عمروداني (متوفاي 442 ق)
مصابيح السنه از بغوي شافعي (متوفاي 519 ق)
جامع الاصول في احاديث الرسول از ابن اثير جزري (متوفاي 606 ق)
تاريخ دمشق ابن عساکر (متوفاي 711 ق)
فرائد السمطين جويني شافعي (متوفاي 720 ق)
المنار امنيف از ابن قيم جوزيه (متوفاي 751 ق)
النهاية، تاليف ابن کثير دمشقي (متوفاي 774 ق)
الفصول المهمة في معرفة احوال الائمة ابن صباغ مالکي (متوفاي 855 ق)، وي با اين که سني مالکي است، اين کتاب را درباره ائمه دوازده گانه شيعه نوشته است و در فصل دوازدهم، روايات فراواني درباره امام مهدي مطرح مي‌کند. وي در اين کتاب مي‌پذيرد که مهدي موعود، همان محمد بن حسن عسکري? است که اکنون در غيبت به سر مي‌برد.
الصواعق المحرقه از ابن حجر هيتمي (متوفاي 973 ريال)
کنز العمال از متقي بن حسام الدين هندي (متوفاي 975 ق)
ب. کتاب‌هاي ويژه امام مهدي از اهل سنت
از آن جا که اعتقاد به مهدي، از مسلمان عقايد مسلمين و مورد تاکيد در روايات است، ميان دانشمندان اهل سنت علماي فراواني کتاب‌هاي ويژه امام مهدي نوشتند. ما در اين قسمت نيز فقط به برخي از اين افراد اشاره مي‌کنيم:
عباد بن يعقوب رواجني (متوفاي 250 ق): اولين کسي است که به صورت مستقل، کتابي درباره‌ي امام مهدي نوشته است به نام “اخبار المهدي” وي کتاب ديگري دارد به نام المعرفه في معرفة الصحابة.7
ابو بکر بن ابي خيثمه (متوفاي 279ق): کتاب او احاديث المهدي و اخبار المهدي نام داشت.
ابو الحسين احمد بن جعفر بن المنادي(متوفاي 336 ق): وي کتابي مهم با عنوان الملاحم نوشته به گونه اي که افرادي چون ابن حجر هيثمي، مقدسي شافعي و متقي هندي از آن نقل کرده اند.
ابو نعيم احمد بن عبد الله اصفهاني (متوفاي 430 ق): وي فقط درباره امام مهدي سه کتاب مستقل به نام هاي: الاربعون في المهدي، نعت المهدي، مناقل المهدي نگاشته و در آن احاديث مربوط به امام مهدي را نقل کرده است، البته متاسفانه اين کتاب‌ها در دسترس نيست، امام سيوطي احاديث موجود در کتاب الاربعون في المهدي را به صورت جدا در کتاب الحاوي للفتاوي آورده است.
1.محمد بن يوسف کنجي شافعي (متوفاي 657 ق): وي کتابي را با عنوان البيان في اخبار صاحب الزمان با جمع آوري احاديث مهدوي نوشته است که کتابي منظم و داراي تبويب منسجمي است.
2. يوسف بن يحيي مقدسي شافيع (متوفاي 685 ق): وي کتابي دارد به نام عقد الدررفي اخبار المهدي المنتظر.
3.ابن کثير دمشقي (متوفاي 774 ق): اسماعيل بن کثير دمشقي در کتاب البدايه و النهايه خود تصريح مي‌کند که کتابي خاص درباره امام مهدي تاليف کرده و احاديث متعددي را در اين رابطه در آن آورده است.
1.ابوبکر، جلال الدين سيوطي (متوفاي 911 ق): وي کتابي دارد به نام اعرف الوردي في اخبار المهدي. در اين کتاب، احاديث بسيار زيادي درباره امام مهدي آورده و تا حدودي به تحليل آن پرداخته است. البته کتاب العرف الوردي در مجموعه نوشتاري او در الحاوي في الفتاوي آمده است.
2.محمد بن طولون دمشقي (متوفاي 953 ق): وي کتابي درباره امام مهدي تاليف کرده است، به نام المهدي الي ماورد في المهدي.
3.احمد بن حجر هيتمي مکي (متوفاي 974 ق): کتاب او القول المختصر في علامات المهدي المنتظر است.
4.علي بن حسام الدين متقي هندي (متوفاي 975 ق) : وي که صاحب کتاب کنز العمال في السنن و الاقول است، کتابي به نام البرهان في علامات مهدي آخر الزمان تاليف کرده که ويژه احاديث درباره امام مهدي است.
5.ملا علي بن سلطان القاري (متوفاي 1014 ق): وي نيز صاحب کتاب ويژه احاديث مربوط به امام مهدي است، به نام المهدي من آل الرسول. اين کتاب به نام المشرب الوردي في مذهب المهدي نيز منشر شده که کتاب کوچکي است.
6.مرعي بن يوسف کرمي حنبل (متوفاي 1033 ق) : کتاب او درباره‌ي امام مهدي عجل اله تعالي فرجه شريف فرائد الفکر في الامام المهدي المنتظر نام دارد.
7.محمدبن اسماعيل امير يماني (متوفاي 1182 ق): کتاب او سبل السلام نام دارد.
8.قاضي محمد بن علي شوکاني (متوفاي 1250 ق) کتابش التوضيح في تواتر ما جاء في المهدي المنتظر و الدجال و المسيح است.
9.شهاب الدين احمد بن اسماعيل حلواني شافعي (متوفاي 1308 ق) کتاب او القطر الشهدي في اوصاف المهدي است
کتاب‌هاي متعدد ديگري نيز وجود دارد که ما از اين بين، فقط به پانزده مورد اشاره کرديم. البته در يک قرن اخير، بين اهل سنت، دانشمندان و محققان زيادي درباره امام مهدي کتاب يا رساله و مقاله نوشته اند که ما فقط به سه مورد اشاره مي‌کنيم:
1.شيخ مصطفي بکري، کتابي با نام الهداية الندية للامة المهدية فيما جاء في فضل الذات المهدية نوشته است.
2. احمد بن محمد بن صديق (متوفاي 1380 ق) کتابي با نام ابراز الوهم المکون من کلام ابن خلدون نوشته است. نويسنده در اين کتاب، شبهات و خدشه‌هاي ابن خلدون درباره مهدويت را بررسي کرده و به برخي از آن‌ها پاسخ داده است.
3.عبد المحسن العباد که از مسؤولان دانشگاه عربستان سعودي مي‌باشد. وي درباره امام مهدي کتابي نوشته است. با عنوان عقيدة اهل السنة و الاثر في المهدي المنتظر که البته نظرات خاصي را نيز در اين کتاب ابراز داشته است که بي انصافي او درباره مذهب شيعه را نمايان مي‌کند.
ج. قائلان به صحت احاديث امام مهدي در اهل سنت
برخي علماي اهل سنت معتقدند احاديث مربوط به امام مهدي داراي صحت و رثاقت و به همين سبب، حجت مي‌باشد. ما در اين قسمت نيز به برخي از آن‌ها اشاره مي‌کنيم.
ترمذي (متوفاي 297 ق): وي که در سنن خود، بابي را به امام مهدي اختصاص داده است، ذيل سه حديث مي‌نويسد: “هذا حديث حسن صحيح”.
حاکم نيشابوري (متوفاي 405 ق) : او در کتاب المستدرک علي الصحيحن، حداقل در شش مورد از احاديث مربوط به امام مهدي مي‌نويسد: “هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه، سند اين حديث، صحيح است، ولي بخاري و مسلم، آن را نقل نکرده اند”.
بغوي (متوفاي 510 ق): وي در کتاب مصابيح السنه وقتي روايت‌هاي مربوط به امام مهدي را مي‌آورد، در برخي موارد اشاره مي‌کند که اين‌ها احاديث صحيح است
قرطبي مالکي (متوفاي 671 ق) : وي نيز در کتاب التذکره به صحت بعضي احاديث مهدوي اشاره مي‌کند.
ابن تيميه (متوفاي 728 ق): وي در کتاب منهاج السنة النبوية مي‌نويسد: “حيدث‌هايي که براي خروج مهدي عجل الله تعالي شريف به آن‌ها استناد مي‌شود، حديث‌هايي صحيح هستند”.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ابن قيم جوزيه (متوفاي 751 ق) وي در آخر کتاب المنار المنيف في الصحيحي و الضعيف که درقسمتي از آن، احاديث امام مهدي را مطرح مي‌کند، مي‌گويد: “و الاحاديث علي خروج المهدي اصح اسناداً، احاديث دال بر خروج امام مهدي در صحيح ترين سند‌ها وارد شده است.
تفتازاني (متوفاي 793 ق): سعد الدين تفتازاني در شرح المقاصد در اواخر بحث امامت درباره خروج امام مهدي مي‌نويسد: “در اين باره احاديث صحيحي وارد شده است”.
شيخ محمد جزري دمشقي (متوفاي 833 ق): وي در کتاب اسني المناقب مي‌گويد: “احاديث مربوط به امام مهدي و خروج وي در آخر الزمان، صحيح است”.
عبد الوهاب شعراني (متوفاي 973 ق): وي در کتاب اليواقيت و الجواهر مي‌گويد: درباره خروج امام مهدي، احاديث صحيح به دست ما رسيده است”.
ابن حجر هيثمي (974 ق): وي در ذيل حديث “مهدي از فرزندان فاطمه است” مي‌نويسد: سند آن، صحيح است”.
قاضي شوکاني (متوفاي 1250 ق)
شيخ عبد المحسن بن العباد (از معاصران)
د. اهل سنت و ادعاي تواتر در احاديث امام مهدي
ميان عالمان و محدثان اهل سنت، برخي پا را از تصحيح احاديث مهدوي فراتر نهاده و درباره آنها ادعاي تواتر کردند. حديث متواتر به حديثي مي‌گويند که در همه طبقات سند آن، تعداد راويان به اندازه اي زياد باشد که امکان تباني بر دروغ، در آن وجود نداشته باشد، يعني جاي هيچ شک و شبه اي در صحت خود را باقي نگذارد. اکنون به برخي از اين افراد اشاره مي‌کنيم.
ابوالحسن محمد بن حسين آبري سجستاني (متوفاي 363 ق): وي در کتاب مناقب الشافعي ذيل نام محمد بن خالد جندي راوي حديث جعلي “لا مهدي الا عيسي بن مريم . درباره احاديث مهدوي، ادعاي تواتر و قطعي الصدور بودن کرده است
حافظ محمد بن يوسف کنجي شافعي (متوفاي 658 ق): در کتاب البيان في اخابر صاحب الزمان آخر باب يازدهم.
شمس الدين محمد بن احمد قرطبي (متوفاي 671 ق): وي در کتاب التذکره في احوال الموتي و المور الاخره: پس از نقل حديث “لامهدي الا عيسي”. و در اين حديث مي‌نويسد: “احاديث متواتري از پيامير? دال بر ظهور حضرت مهدي و اين که از فرزندان فاطمه? است، موجود مي‌باشد”.
حافظ جمال الدين مزي (متوفاي 742 ق): او در کتاب تهذيب الکمال في اسماء الرجال با رد حديث محمد بن خالد جندي “لا مهدي الا عيسي” مي‌نويسد: “احاديث متواتري بر مهدي? دلالت دارد”.
ابن قيم جوزيه حنبلي (متوفاي 751 ق) ک وي از شاگردان ابن تيميه است و در کتاب مناز المنيف مي‌نويسد: “احاديث دال بر خروج مهدي، در صحيح ترين سند‌ها آمده و در حد تواتر است”.
ابن حجرعسقلاني(متوفاي 852 ق): او درکتاب تهذيب التهذيب مي‌نويسد: “خبرها و روايات متواترند بر اين که مهدي عجل الله تعالي شريف از اين امت است و عيسي بن مريم خواهاد آمد و پشت سر او نماز خواهد گزارد.
شمس الدين سخاوي (متوفاي 902 ق): کتاني از عالمان اهل سنت درباره او مي‌نويسد: “افراد زياد از او نقل کرده اند که احاديث امام مهدي متواترند.”.
ابن حجر هيتمي (متوفاي 974 ق): در کتاب الصواعق المحرقة.
شيخ مرعي بن يوسف حنبلي (متوفاي 1033 ق) در کتاب فرائد الفکر في الامام المهدي المنتظر.
محمد بن عبد الرسول حسيني برزنجي (متوفاي 1103 ريال) در کتاب الاشاعة لا شراط الساعة محمد بن عبد الباقي زرقاني مالکي (متوفاي 1122 ق) در کتاب شرح المواهب اللذيه.
شيخ محمد سفاريني حنبلي (متوفاي 1188 ق) در کتاب لوائح الانوار البهية طي عبارت جالبي مي‌گويد: “کثرت بخروجه الروايات حتي بلغت حد التواتر المعنوي و شاع ذلک بين علماء السن? حتي عدد من معتقداتهم”.
شيخ محمد بن علي حبان (متوفاي 1206 ق) در کتاب اسعاف الراغبين.
قاضي محمد بن علي شوکاني (متوفاي 1250 ق) در کتاب التوضيح في تواتر ما جاء في مهدي المنتظر و الدجال و المسيح.
سيد مؤمن بن حسن شبلنجي (متوفاي 1291 ق): وي در کتاب نورالابصار في مناقب آل بين النبي المختار مي‌نويسد: “اخابر متواتر از پيامبر? رسيده که امام مهدي از اهل بيت ايشان است و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد”.
سليمان بن ابراهيم قندوزي حنفي (متوفاي 1294 ق) در کتاب ينابيع المودة.
محمد صديق حسن قنوجي بخاري (متوفاي 1307 ق) در کتاب الاذاعة لما کان و ما يکون بين يدي الساعة مي‌گويد: “شکي نيست که مهدي در آخر الزمان خروج خواهد کرد و اخبار بر اين مطلب تواتر دارند”.
ابو عبد الله محمد بن جعفر کتاني مالکي (متوفاي 1345 ق) در کتاب نظم المتاثر من الحديث المتواتر مي‌نويسد: “و الحاصل أن الاحاديث الوارده في المهدي متواتر?”.
ابوالفيض احمد بن محمد غماري حسيني شافعي (متوفاي 1380 ق) در کتاب ابزار الوهم المکنون من کلام ابن خلدون مي‌نويسد: “روايات درباره امام مهدي متواتر است، اگر چه اين مطلب بر برخي مردم مخفي مانده باشد”.
اين عالمان اهل سنت و برخي ديگر که نامشان را ذکر نکرديم، در احاديث مهدي ادعاي تواتر دارند. البته برخي دانشمندان معاصر از اهل سنت نيز اين ادعاي تواتر را در مقالات يا کتب خود تأييد کرده اند که پرداختن به آن ازحوصله اين رساله بيرون است. پرداختن به بخي دانشمندان صاحب نام اهل سنت در اين رساله، فقط براي توجه به اين مسأله است که مهدويت نه محصول انديشه شيعي و نه مسأله اي است که خود به خود ظهور يافته باشد، بلکه اساس مسأله مهدويت، ريشه در اعتقادات اسلامي دارد.وجود مبارک پيامبر اسلام? ظهور و خروج آن را وعده داده است و عالمان فراواني از اهل سنت نيز به تواتر احاديث نبوبي در اين موضوع اشاره کرده اند. و اهل سنت و تصريح بر امام مهدي محمد بن حسن عسکري? در اين قسمت لازم است به عالماني از اهل سنت بپرازيم که در آثار و تأليفات خود قائل شده اند که مهدي موعود در روايات، همان محمد بن حسن عسکري است که در سال 255 ق متولد شده و اکنون حي و حاضر است و در دوران غيبت به سر مي‌برد.هر چند معروف است که مي‌گويند: تمام عالمان اهل سنت قائلند امام مهدي متولد نشده است، بلکه در آخر الزمان به دنيا آمده و ظهور خواهد کرد، لکن براي برخي دانشمندان اهل سنت، اين مطلب، مسلم و قطعي شده است که املام مهدي متولد شده و او همان محمد بن حسن عسکري است. اکنون به برخي از اين عالمان اهل سنت اشاره مي‌کنيم.
ابن خلکان: او در کتاب وفيات الاعيان در باب “ذکر محمد بن الحسن المهدي” مي‌نويسد: ولادت او روز جمعه نيمه شعبان 255 ق اتفاق افتاد… ابن ازرق مي‌گويد: “امام مذکور، در نهم ربيع الاول سال 258 ق متولد شد و گفته مي‌شود در هشتم همان ماه در سال 258 ق تولد يافته که به عقيده ما، همين قول صحيح است.”8
کمال الدين محمد بن طلحه شافعي (متوفاي 652 ق): او در کتاب مطالب السؤول في مناقب آل الرسول در باب دوازدهم مي‌نويسد:
مهدي عجل الله فرجه شريف از فرزندان بتول طاهره است که پاره تن پيامبر? مي‌باشد و مولدش در سامرا در بيست و سوم رمضان سال 258 ق اتفاق افتاد. پدرش الحسن الخالص و مادرش ام ولد بود که به نام صقيل يا حکيمه معروف بود.9
وي در اين باب، اشعاري درباره امام مهدي? مي‌آورد.
کنجي شافعي (متوفاي 658 ق): وي در کتاب کفاية الطالب مي‌نويسد:
ابو محمد حسن عسکري فرزند هادي، تولدش درمدينه بوده و در سامرا، در همان خانه اي که پدرش هادي دفن شد، مدفون گشت و از خود فزندي به جاي گذاشت که همان منتظر مي‌باشد.10
ابن صباغ مالکي مصري (متوفاي 855 ق): وي مي‌نويسد: “ابوالقاسم محمد الحجة بن الحسن الخالص در سامرا در شب نيمه شعبان سال 255 ق متولد شد”.11
شهاب الدين احمد ابن حجر هيتمي (متوفاي 973 ق): او در کتاب الصواعق المحرقة مي‌نويسد:
حسن عسکري جز يک فزند از خود به جاي نگذاشته که ابوالقاسم محمد حجت است. سن او هنگام رفات پدرش، پنج سال بوده، اما خداوند حکمت را در او نهاده و او “القائم المنتظر” نيز ناميده مي‌شود.12
عبد الوهاب شعراني (متوفاي 973 ق): وي در کتابش مي‌نويسد:
پيش بيني مي‌شود مهدي? خروج کند و او از اولاد امام حسن عسکري? است و زمان تولدش، شب نيمه شعبان سال 255 ق بوده است و اکنون زنده است تا اين که عيسي? با او هم پيمان شود.عصر شريف او تا اين زمان که سال 958 ق است، 706سال است.13
عبدالله بن محمد شبراوي شافعي (1172 ق): وي در کتاب الاتحاف بحب الاشراف مي‌نويسد:
دوازدهمين امام، ابو القاسم محمد است که گفته مي‌شود او همان مهدي منتظر است. تولد امام محمد الحجه بن الامام الحسن الاخاصل در سامرا، شب نيمه شعبان سال 255 ق، پنج سال قبل از فوت پدرش بوده است. پدرش ولادت او را از ترس حاکمان وقت و بدي زمانه، مخفي نگاه داشت.14
مؤمن بن حسن شبلنجي (متوفاي 1291 ق): وي در کتابش فصلي رابا عنوان “مناقب محمد بن الحسن” مطرح کرده و پس از ذکر نسب آن حضرت مي‌نويسد:
مادرش ام ولد بود و نام او نرجس يا صقيل يا سوسن بود کنيه اش ابوالقاسم و اماميه لقب او را حجت، مهدي، خلف صالح، قائم، منتظر، صاحب الزمان معرفي کرده اند. مشهورترين لقب او “مهدي” است.15
اين‌ها فقط برخي از عالمان اهل سنت بوده اند که عبارت‌هاي آن‌ها همگي گوياي وقوع ولادت امام مهدي? به عنوان امام دوازدهم، خليفه اثني عشر وفرزند امام حسن عسکري? بوده و با زباني صريح، جريان تولد مهدي عجل الله تعالي شريف را باز گو کرده اند.
صحاح سته
بي ترديد مهم ترين نقش آورترين کتب ميان آثار اهل سنت، “صحاح سته”مي باشد دانشمندان و محققان اهل سنت، احترام خاصي براي اين صحاح قائلند و همواره از روايات و مباحث مطرح شده در آن متأثر هستند. در تمام مباحث گوناگون اهل سنت از قديم الايام تاکنون، به يقين مي‌توان گفت هيچ موضوع و مبحثي نيست که بدون توجه به اين صحاح مطرح شده باشد.
عده اي معتقدند موضوع امام مهدي در صحاح سته – به ويژه در صحيح بخاري و مسلم – بسيار کمرنگ مطرح شده است و تحقيق اين موضوع در صحاح سته، سودمند نيست، ولي حقيقت آن است که اگر آدمي به تتبع عميق و گسترده در اين صحاح بپردازد، روايات فراواني به چشم مي‌خورد که قابل تطبيق بر امام مهدي و ظهور و دوران حکومت آن حضرت مي‌باشد.
لازم است در اين قسمت به بررسي اجمالي صحاح سته و جايگاه و اعتبار آن‌ها نزد اهل سنت بپردازيم وسپس موضوع امام مهدي را در روايات اين صحاح بررسي کنيم. از منابع حديثي اهل سنت، گاهي به صحاح تعبير مي‌شود، گاهي سنن و گاهي مسانيد. عناوين کتب روايي اهل سنت عبارتند از:
صحاح، مانند صحيح بخاري و صحيح مسلم
سنن، مانند سنن دار قطني و سنن دارمي


دیدگاهتان را بنویسید