3-10- پوشش جانوري32
3-11- زيستگاه‌هاي مهم منطقه32
3-12- زمان نمونه‌برداري33
3-13- آشنايي با زيستگاه33
3-14- بازديدميداني باتوجه به ويژگي‌ها و رفتارهاي گونه‌هاي احتمالي34
3-15- يافتن و جمع‌آوري نمونه‌ها35
3-16- ثبت مشاهده‌هاي کلي36
3-17- تهيه عکس و فيلم36
3-18- تثبيت يا رهاسازي نمونه‌ها36
3-19- وسايل مورد نياز37
3-20- روش شناسايي نمونه ها37
3-21- بررسي متريک و مريستيک38
3-22- بررسي گونه هاي صيد و شناسايي شده38
3-23- محاسبات آماري38
4-1- دوزيستان41
4-1-1- راسته دوزيستان بدون دم41
4-2- خزندگان49
4-2-1- خانواده کلوبريده50
4-3- خانواده افعي ها64
4-4- سوسمارها71
4-4-1- خانواده لاسرتاها72
4-4-2- خانواده آگاماها81
4-4-3- خانواده اسکينک‌ها88
4-4-4- خانواده جکوها:94
5-1- وزغ سبز 103
5-2- قورباغه مردابي 103
5-3- راسته مارها 104
5-3-1- خانواده كلوبريده 104
5-3-2- خانواده وايپريده 107
5-4- راسته سوسمارها 109
5-4-2- سوسمار دم‌دراز ايراني110
5-4-3- لاسرتاي آسياي مرکزي 110
5-4-4- آگاماي قفقازي 111
5-4-5- آگاماي استپي 111
5-4-6- اسکنيک علفزار طلايي 112
5-4-7- اسکنيک علفزار جنوبي113
5-4-8- جکوي انگشت کج خزري114
5-5- نتيجه گيري115
منابع117
فهرست جدول ها
عنوانصفحه
جدول3-1- اندازه گيري قراردادي قسمتهاي مختلف بدن مار 39
جدول4-1- گونه هاي دوزيستان شناسايي شده در منطقه سفيد کوه و آرسک 41
جدول 4-2- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در وزغ سبز 43
جدول 4-3- آمار توصيفي در وزغ سبز 45
جدول 4-4- صفات مريستيک و متريک محاسبه شده در قورباغه مردابي 48
جدول 4-5- آمار توصيفي در قورباغه مردابي 49
جدول 4-6- گونه هاي مارهاي شناسايي شده در منطقه سفيد کوه و آرسک 50
جدول 4-7- صفات مريستيک و متريک محاسبه شده در سوسن مار 53
جدول 4-8- آمار توصيفي در سوسن مار 54
جدول 4-9- صفات مريستيک و متريک محاسبه شده در قمچه مار 56
جدول 4-10- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در مار کوتوله 58
جدول 4-11- صفات مريستيک و متريک محاسبه شده در قمچه مار 61
جدول 4-12- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در مار گرگي 63
جدول 4-13- صفات مريستيک و متريک محاسبه شده در گرزه مار 66
جدول 4-14- آمار توصيفي در گرزه مار 68
جدول 4-15- صفات مريستيک و متريک محاسبه شده در مار شاخدار 70
جدول 4-16- آمار توصيفي در مار شاخدار 71
جدول 4-17- جدول کلي سوسماران گرفته شده در منطقه سفيد کوه و آرسک 71
جدول 4-18- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در ارمياس ايراني 74
جدول 4-19- آمار توصيفي در ارمياس ايراني 75
جدول 4-20- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در سوسمار دم دراز ايراني 77
جدول 4-21- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در لاسرتاي آسياي مرکزي 79
جدول 4-22- آمار توصيفي در لاسرتاي آسياي مرکزي 80
جدول 4-23- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در آگاماي قفقازي 83
جدول 4-24- امار توصيفي در آگاماي قفقازي 84
جدول 4-25- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در آگاماي استپي 87
جدول 4-26- آمار توصيفي در آگاماي استپي 88
جدول 4-27- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در اسکينک علفزار طلايي 90
جدول 4-28- آمار توصيفي در اسکينک علفزار طلايي 91
جدول 4-29- صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در اسکينک علفزار جنوبي 93
جدول 4-30-صفات متريک و مريستيک محاسبه شده در جکوي انگشت خميده خزري 96
جدول 4-31- آمار توصيفي در جکوي انگشت خميده خزري 98
جدول 4-32- جدول کلي خزندگان و دوزيستان موجود در منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک دامغان 98
فهرست شکل ها
عنوانصفحه
شکل 3-1- يکي از چشمه هاي منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک دامغان29
شکل3-2- روستاي دروار (يکي از روستاهاي شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک)31
شکل3-3- کوه هاي آهوانو در منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک33
شکل3-4- منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک دامغان37
شکل4-1- وزغ سبز Pseodepidalea variabilis43
شکل4-2- قورباغه مردابي Plophylax ridibundus47
شکل4-3- سوسن مار Telescopus fallax iberus52
شکل4-4- قمچه مار Platyceps najadum dahlii55
شکل 4-5- مار کوتوله Eirenis collaris58
شکل4-6- مار دستي ventromaculatus Platyceps60
شکل4-7-مار گرگي Lycodon striatus63
شکل4-8- گرزه مار Macrovipera lebetina obtusa66
شکل4-9- مار شاخدار ايراني Pseudocerastes persicus69
شکل4-10- ارمياس ايراني Eremias persica73
شکل4-11- سوسمار دم درازايراني Mesalina watsonana77
شکل4-12- لاسرتاي آسياي مرکزي Eremias velox79
شکل4-13- آگاماي قفقازي Paralaudakia caucasia82
شکل4-14- آگاماي استپي Trapelus agilis86
شکل4-15- اسکينک علفزار طلايي Trachylepis aurata90

شکل 4-16- اسکينک علفزار جنوبي93
شکل4-17- جکوي انگشت خميده خزري Teniudactylus caspius96
فهرست نقشه ها
عنوانصفحه
نقشه 4-1- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري وزغ سبز در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 44
نقشه 4-2- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري قورباغه مردابي در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 48
نقشه4-3- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري سوسن مار در منطقه سفيد کوه و آرسک 53
نقشه 4-4- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري قمچه مار در منطقه سفيد کوه و آرسک 56

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نقشه 4-5- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري مار کوتوله در منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک 59
نقشه 4-6- قمچه مار در منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک ايستگاههاي زده و نمونه برداري 61
نقشه 4-7- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري مار گرگي در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 64
نقشه 4-8- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري گرزه مار در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 67
نقشه 4-9- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري مار شاخدار ايراني در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 70
نقشه 4-10- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري ارمياس ايراني در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 75
نقشه 4-11- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري سوسماردم درازايراني در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 78
نقشه 4-12- ايستگاه هاي و نمونه برداري لاسرتاي آسياي مرکزي در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 80
نقشه 4-13- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري آگاماي قفقازي در منطقه سفيد کوه آرسک دامغان 83
نقشه4-14- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري آگاماي استپي در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 87
نقشه4-15- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري اسکينک علفزارطلايي در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 91
نقشه 4-16- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري اسکينک علفزار جنوبي در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 94
نقشه 4-17- ايستگاه هاي زده و نمونه برداري جکوي انگشت خميده خزري در منطقه سفيد کوه و آرسک دامغان 97
چكيده
منطقه شكار ممنوع سفيد كوه و آرسك دامغان با مساحت 666000 هکتار در شمال غربي شهر دامغان در مسير جاده تهران ـ مشهد حد فاصل کيلومتر 20 تا 22 جاده دامغان به سمنان و در ضلع شمال اين جاده واقع مي‌باشد. منطقه َ59/ ْ35 تا َ17/ ْ36 عرض جغرافيايي و َ48/ ْ53 تا َ14/ ْ54 طول جغرافيايي واقع گرديده و نزديک‌ترين فاصله آن از شهر دامغان 15 کيلومتر است. از فروردين ماه 1392 تا اواخر آبان ماه 1392 نمونه‌برداري انجام شد. نمونه‌برداري در تمام شرايط آب و هوايي و در تمام ساعات طول روز و شب (از ساعات اوليه صبح تا غروب و اواخر شب) انجام گرفت که در ايستگاههاي مختلفي که در منطقه شکار ممنوع سفيدکوه و آرسک زده شد نمونه‌گيري انجام گرفت و صفات متريك و مريستيك هر كدام محاسبه شد. در جستجوي ما در اين منطقه از راسته لاک‌پشتها هيچ گونهاي مشاهده نشد اما مردم محلي به مشاهدهي لاک پشت خشکيزي اشاره داشتند. در طي مدت تحقيق 49 نمونه دوزيست و خزنده در منطقه شکار ممنوع سفيد کوه و آرسک دامغان جمع آوري گرديد و در مجموع 17 گونه از 8 خانواده و 14 جنس شناسايي شد. دوزيستان از تنوع بسيار کمي برخوردار مي‌باشند و اين بخاطر شرايط اقليمي و آب و هوايي مي‌باشد. از زير راسته دوزيستان بيدم (Anura) تنها يک گونه وزغ، به نام وزغ سبز (Pseudepidalea variabilis) و يک گونه قورباغه، به نام قورباغه مردابي (Pelophylax ridibundus) شناسايي شد که اين دو گونه در جاهايي که آب وجود داشت مشاهده شدند. از زير راستهي مارها ((Serpentes 7 گونه شناسايي شد که به ترتيب تعداد نمونه صيد و مشاهده شده در منطقه شامل: Macrovipera lebetina obtusa، Telescopus fallax، Pseudocerastes persicus، Platyceps najadum dahlii، Platyceps ventromaculatus، Lycodon striatus، Eirenis collaris. از زير راسته سوسماران (Sauria) که تنوعشان در اين منطقه از مارها بيشتر است هشت گونه در منطقه گرفته شد که به ترتيب تعداد نمونه صيد و مشاهده شده اين گونه‌ها عبارتند از: Eremias persica، Teniudactylus caspius، Trapelus agilis، Paraludakia caucasia، Eremias valox، Trachylepis aurata، Trachylepis septemtaeniata و Mesalina watsonana. از زير راسته مارهاي موجود در منطقه بيشترين تعداد صيد شده مربوط به گونه گرزه مار (Macrovipera lebetina) با 4 نمونه و اما کمترين آن مربوط به 4 گونه مار به صورت مشترک با 1 نمونه ميباشد. اما به احتمال بسيار زياد گونه مار کوتوله (Eirenis collaris) کمترين تعداد را در مارهاي اين منطقه دارا ميباشد. از راسته سوسماران بيشترين تعداد شکار شده مربوط به لاسرتاي ايراني (Eremias persica) با 11 نمونه و کمترين تعداد مربوط به سوسمار دم دراز ايراني (Mesalina watsonana) واسکينک علفزار جنوبيTrachylepis septemptaeniata)) به طور مشترک با 1 نمونه شکار شده ميباشد. اما در راسته دوزيستان بي دم وزغ سبز با 5 نمونه شکار شده و قورباغه مردابي با 3 نمونه دوزيستان اين منطقه را شامل ميشود.
كلمات كليدي: منطقه شكار ممنوع، سفيد كوه و آرسك، خزندگان، دامغان، دوزيستان
فصل اول
مقدمه
1-1-کليات
محيط طبيعي سرزمين ايران، سرشار از تنوع و تضاد است؛ تنوع در موجودات زنده و تضاد در زيستگاهها. در ميان کشورهاي جهان، کمتر سرزميني را مي‌توان يافت که زيستگاه‌هاي متنوع و متضادي چون کويرهاي گرم، و خشک و دشت‌هاي سرسبز و حاصلخيز، مناطق نيمه‌گرمسيري و کوهستان‌هاي سرد و جنگل‌هاي معتدل، کوههاي بلند مشرف بر سرزمين‌هاي پست ساحلي و تالاب‌ها و درياچههاي شور و شيرين را در کنار هم داشته باشد. سرزمين ايران در عمر چند صدميليون سالة خود، فراز و نشيب‌هاي بسياري را از سر گذرانده و در معرض رويدادهاي بزرگ و کوچک زمين‌شناختي قرار داشته است. يکي از مهم‌ترين رويدادها، پيدايش چين‌خوردگي‌هاي البرز و نواحي مرکزي و سپس بر آمدن رشته‌کوه‌هاي زاگرس است که ده‌ها ميليون سال پيش به طبيعت ايران سيماي تازه‌اي بخشيدند. پيامد برآمدن اين بلندي‌ها، دگرگوني‌هاي اقليمي و پيامد دگرگوني‌هاي اقليمي، نابودي گونه‌هايي بود که اين وضع جديد را تاب نياوردند. به اين سبب، کُنام‌هاي متروک، زيستگاه و پناهگاه جانوران مهاجري شدند که از شمال شرقي، اروپا، آفريقا و شبه قاره هند بدين سرزمين آورده بودند.
واقعيت اين است که کسي به درستي نمي‌داند چه تعداد گونه جانوري در ايران زندگي مي‌کند. فقط مي‌دانيم ساکنان اين سرزمين، وارث بقايايي از تنوع بسياري هستند. شگفتا که تنوع حيات وحش امروز ايران، با وجود کاهش بسيار و ضربه‌هاي ويران‌کننده‌اي که به ويژه در سال‌هاي اخير متحمل شده، هنوز هم چشمگير و کم‌نظير است. تاکنون 174 گونه ماهي، 20 گونه دوزيست، 206 گونه خزنده، 514 گونه پرنده و 94 گونه پستاندار در ايران شناسايي شده‌اند. اما متاسفانه، از اين ميان، حدود 12 گونه ماهي، 2 گونه دوزيست، 11 گونه خزنده و 16 گونه پرنده در فهرست جانوران در معرض جاي دارند. کساني که به طبيعت و محيط زيست نگرشي سيستمي دارند و مي‌دانند که حتي نابودي يکي از حلقه‌هاي شبکه حيات چه اختلالي در کارکرد نظام طبيعت ايجاد مي‌کند، کاهش تنوع زيستي کشور را فاجعه‌بار و جبران‌ناشدني مي‌دانند (قليچ پور و همکاران، 1388).

1-2-دوزيستان
در حدود 365 ميليون سال پيش، حيات از محل اصلي پيدايش خود، يعني آب، به خشکي گسترش يافت و نخستين موجودات زنده بر خشکي پديدار شدند. عامل اصلي چنين تحولي را پيدايش لايه اوزن در جو کرة زمين مي‌دانند که مانند سپري محافظ، از رسيدن پرتوهاي زيان‌بار فرابنفش به سطح خشکي‌ها جلوگيري مي‌کند. تا پيش از پيدايش لايه اُزون، پرتوهاي فرابنفش، هر نوع موجود زنده‌اي را که بر سطح خشکي‌ها ظاهر مي‌شد، نابود مي‌کردند. دوزيستان نخستين جانوراني بودند که بر سطح خشکي پديدار شدند؛ به اين سبب، آن‌ها را ربط ميان زندگي آبي و خشکي مي‌دانند. خزندگان ميليون‌ها سال بعد، از تغيير و تحول دوزيستان به وجود آمدند؛ بنابراين، دوزيستان را حلقة رابط ميان ماهي‌ها و خزندگان به شمار مي‌آورند.
زندگي دوزيستان به زيستگاه‌هاي آبي وابسته است. اين جانوران که از نظر تکاملي بسيار جالب توجه‌اند، در آب تخم مي‌گذارند، نوزادشان در آب متولد مي‌شود، آبشش دارند و بطور کامل آبزي هستند. حتي دوزيستان بالغ، که شکارچي جانوران کوچک‌اند، با آن که مي‌توانند زيستگاه‌هاي آبي را ترک کنند، نمي‌توانند مدت درازي دور از آب تاب بياورند؛ زيرا به سبب کوچک و ناقص بودن شش‌ها، بيشتر از راه پوست تنفس مي‌کنند. به علاوه، چون نمي‌توانند آب بنوشند، بايد به آب وارد شوند و آن را از راه پوست جذب کنند.
توانايي دوزيستان در جذب اکسيژن، آب و مواد محلول در آب از راه پوست، در دنياي امروز به زيان اين جانوران تمام شده است؛ زيرا مواد سمّي و آلودة موجود در آب بر آن‌ها تاثيرات جبران‌ناپذيري گذاشته و نقصان‌هايي در بدن آن‌ها به وجود آورده‌اند.
مهم‌ترين علت انقراض دوزيستان در جهان امروز، به همان عاملي که موجب پيدايش آن‌ها بر سطح خشکي‌ها شده است، مربوط مي‌شوند: لايه اُزون. به نظر مي‌رسد که ضعيف شدن لايه اوزن، بر پوست برهنه و حساس آن‌ها بيش از ديگر مهره‌داران اثر داشته است؛ به اين سبب و نيز به دلايل ديگر، چندي است که دوزيستان جهان بر لبة پرتگاه انقراض و نابودي قرار گرفته‌اند.
شايان ذکر است که دوزيستان امروزي، تنوع زيادي ندارند؛ بطوريکه ايران زيستگاه فقط حدود 20 گونه دوزيست است(قليچ پور و همکاران، 1388).
1-3-رده‌بندي دوزيستان
چنان ارتباط نزديکي بين جمجمه‌هاي دوزيستان اوليه و ماهيان کروسوپتريژين‌هاي (باله – لوبي) دونين وجود دارد، مشکلي بر سر ارتباط تکاملي بين اين حيوانات مشاهده نمي‌شود. البته اکنون شواهد مستدل فسيلي براي مراحل انتقال از يک نوع (تيپ) به ديگري وجود ندارد.
فسيل‌هايي که به نظر چهارپايان هستند، اسئوليپيدهايي (Osteolepids) مانند (Osteolepids marcolepidotus) دوره‌هاي دونين مياني و پاياني (حدود 375 ميليون سال پيش) هستند. آن‌ها مشخصاً ماهياني بودند که مي‌توانستند هوا را همانند آب براي جذب اکسيژن به کار برند. جمجمه (Elpistostege) تنها نمونه کامل اوايل دونين است و حدواسط اين ماهي‌ها و بدون شک اولين چهارپايان مانند (Ichthyostega) و فرم‌هاي مشابه است که در بسترهاي آب شيرين يافت شدند. اين نمونه‌ها، قديمي‌ترين اعضاي دندان‌پيچال‌ها بودند و همان طور که از اسم‌شان پيدا است، مينا و عاج احاطه‌کنندة حفرة مرکزي دندان (در قاعدة دندان) به فرم و الگوي لابيرنت، چين‌خوردگي داشته و همگي ماهي‌خوار بودند(لابيرنت به معناي پيچاپيچ و پيچ خورده است).اين شرايط هم چنين در کروسوپتريژين‌هاي اجدادشان وجود داشته است. در طول 100 ميليون سال بعد (از کربونيفرتاپرمين) نيز آن‌ها در خط سيرهاي مختلف توسعه و تکامل يافتند و سرانجام منجر به ايجاد خزندگان شدند. اين حيوانات اساساً آبزي و يا نيمه‌آبزي و فقط تعداد کمي از آن‌ها کاملاً خاکي بودند. ابتدايي‌ترين دندان‌پيچال‌ها کاملاً چهارپا بودند و معمولاً اختلاف دقيقي با فرم ماهي‌ها نشان مي‌دادند. بعضي پولک داشتند، در حالي که ديگران داراي پوست خشکي‌زي بودند و سطح زيرين بدنشان کاملاً به وسيله صفحات شکمي محافظت مي‌شد. جمجمه (Ichthyostega) همة مشخصات دوزيست را نشان مي‌دهد، اما آثار اجدادي را نيز همراه دارد. دندان‌پيچال‌هاي پالئوزوئيک، غير از (Ichthyostega)، دو گروه اصلي يعني راسته‌هاي (Temnospodyli) و (Anthracosauria) و اعضاي آن‌ها کم‌و‌بيش تماماً خشکي (Anthracosauria) بودند و (Anthracosauria) منجر به تشکيل خزندگان شدند؛ اما انواع متعددي از (Temnospodyli) کاملاً آبزي شدند.
دوزيستان اوليه از مواد غذايي موجود در محيط آبي استفاده مي‌کردند. اين موجودات براي ادامة حيات خود دو راه داشتند، يکي اينکه جثه بزرگ‌تر و کاملاً خشکي‌زي شوند تا قادر به شکار شوند (مثل Cacops کوچک وSaymouria ) و راه دوم باقي ماندن و برگشتن کامل به محيط آبي بود. بيشتر دوزيستان پالئوزوئيک آبزي و يا نيمه‌آبزي بودند و انواع خاکي جثه کوچکتر و کوتاه‌تري داشتند. برگشت به آب با دو تغيير شکل همراه بوده: يا شبيه مار (مارمانند) و يا پهن شدن که اين تغييرات با نقصان اندام‌ها، کشيدگي و بروز حرکات سينوسي (ماهي مانند) همراه بوده است. بنابراين دندان‌پيچال‌ها که منقرض شده‌اند، دندان‌هايي با چين‌خوردگي‌هاي به خصوص داشتند، مهره‌ها و اسکلت‌محوري آن‌ها و ماهي‌ها بسيار شبيه بود، و حد واسط ماهيان باله لوبي دوزيستان بودند.
رده دوزيستان (Amphibia) را به شرح زير به سه زير رده تقسيم مي‌کنند:
(1) Subclass: Labyrinthodontia
(2) Subclass: Lepospondyli
(3) Subclass: Lissamphibia
دو زيررده Labyrinthodontia و Lepospondyli منقرض شده‌اند. زيررده Lissamphibia، حلقه‌هاي استخواني ساده‌اي دور نوتوکورد دارند. در واقع دوزيستان امروزي در اين زيررده جاي مي‌گيرند. اين زيررده خود شامل سه راسته است:
Order: Anura (no Tails) or Salientia (1)
اعضاي اين راسته، از کربونيفر تاکنون زيسته‌اند و شامل جنس‌هاي Bufo، Rana،Ascaphus ، Xenopus، Protobatrachus، Leiopelm،PiPa ، Hyla است. اعضاي اين گروه، دم خود را از دست داده براي جهيدن مناسب شده‌اند. اين گروه دنده ندارند. (با برداشت از نام Protarachus) علم شناخت دوزيستان، Batrachology ناميده مي‌شود).
Order: Caudata (Tails) or Urodela (2)
اعضاي اين راسته (دمداران)، از دورهي ژوراسيک تاکنون زيسته‌اند و شامل جنس‌هاي Amphioma، Necturus،Ambystoma ، Salamandra،Molge، Tritonاست. اعضاي اين گروه، بدن کشيده دارند و قدري ماهي و نيز داراي دنده هستند.
Order: Apoda (no Limbs) or Gymnophiona or Caecilia (3)
اعضاي اين راسته (بي‌پايان)، شامل جنس‌هاي Ichthyophis، Typhlonectes است. اعضاي آن در دوران حاضر زندگي مي‌کنند. آن‌ها حيواناتي حفارند و بيشتر در مناطق گرمسير (آسيا، آفريقا، آمريکاي جنوبي) يافت مي‌شوند(کرمي، 1388).

1-4-ويژگي‌هاي دوزيستان
1- پوست آن‌ها برهنه و داراي غدد مخاطي زياد (از نوع آسيني) است و روي پوست آن‌ها پولک وجود ندارد (جز در موارد استثنايي مثلاً در بعضي بي‌پايان).
2- دو جفت اندام براي راه رفتن و يا شنا کردن دارند: باله‌هاي جفت در انواع دم‌دار ديده نمي‌شود و باله‌هاي مياني بدون شعاع‌هاي باله‌اي هستند.
3- منافذ بيني دو عددند و به حفره دهاني راه دارند و در صورت نياز با دريچه‌هايي از ورود آب به دهان جلوگيري مي‌کنند.
4- اسکلت به مقدار زياد استخواني و جمجمه داراي دو کنديل پس سري است. چنان چه دنده‌ها وجود داشته باشند به جناغ نمي‌رسند (متصل نيستند).
5- قلب سه حفره‌اي است (دو دهليز و يک بطن). يک تا سه جفت کمان يا قوس آئورتي وجود دارد. گويچه‌هاي خون هسته‌دار و تخم مرغي شکلند.
6- تنفس به وسيله آبشش‌ها، شش‌ها، پوست، پوشش داخل دهان (گاهي با دو تا از اين سيستم‌ها و گاهي با همه آن‌ها) صورت مي‌گيرد. آبشش‌ها معمولاً در مراحلي از سير زندگي وجود دارند.
7- ده جفت عصب مغزي دارند. سيستم عصبي به سيستم عصبي ماهي‌ها نزديک است. مغز دوزيستان نسبت به مغز ماهي‌ها از حجم بالاتري برخوردار است، ولي تکامل قابل توجهي نشان نمي‌دهند.
8- دماي بدن متغير است (خونسرد هستند).
9- لقاح خارجي و يا داخلي و غالباً تخم مي‌گذارند.
10- دستگاه دفع ابتدا پروتونفروس است و پس از تکامل به مزونفروس تبديل مي‌شود که در مورد بي دمان، کوتاه بوده، در مقابل چند بند انتهايي بدن مستقر است، ولي در دمداران از امتداد بيشتري برخوردار است مثلاً در (Ampyhioma) براي هر بند يک توبول ادراري وجود دارد.
1-5-خزندگان
در حدود 190 ميليون سال پيش، ميليون‌ها سال پيش از آنکه آدمي بر کره زمين پديدار شود، خزنده‌اي که امروزه آن را در گروهي به نام دايناسورها جاي مي‌دهيم، بر گِل‌هاي نرم منطقه‌اي در شمال استان کرمان پا گذاشت؛ سپس از آنجا گذر کرد و جاي پايي از خود به يادگار نهاد. آن گِل در گذر زمان به سنگ و آن ردپا به فسيلي تبديل شد تا راه خود را در مسير زمان در پيش گيرد و پس از ميليون‌ها سال، پيامي از آن خزنده به ما برساند.
دايناسورها به معناي “خزندة ترسناک” است اما برخي از دايناسورها چندان بزرگ و ترسناک نبوده‌اند. آن‌ها از 230 ميليون سال پيش، به مدت 165 ميلون سال، بر زيستگاه‌هاي کرة زمين چيره بودند تا آنکه در حدود 65 ميليون سال پيش، وضع زيستگاه‌هاي زمين، به دليل يا دلايلي که تا امروز بر ما ناشناخته مانده است، براي دايناسورها نامساعد شد و همة آن‌ها از ميان رفتند.
چند گروه از خزندگاني که با دايناسورها زندگي مي‌کردند، اين تغييرهاي محيطي را از سر گذراندند و باقي ماندند. لاک‌پشت‌ها و کروکوديل‌ها راه آب را پيش گرفتند و سوسمارها در مخفيگاه‌هاي زيرزميني پنهان شدند. آن‌ها از مهلکه جان به در بردند و مارها و سوسمارهاي امروزي را به وجود آوردند. امروزه دو گروه از خزندگان ايران، شامل لاک‌پشت‌هاي آبي و مارهاي آبي، در آب زندگي مي‌کنند اما همهي خزندگان در اصل خشکي‌زي هستند و با شش تنفس مي‌کنند حتي گونه‌هاي آبزي آن‌ها مجبورند براي تنفس به سطح آب بيايند.
خزندگان ايران را در 5 گروه لاک‌پشت‌ها، کروکوديل‌ها، سوسمارها، مارها و کرم‌سوسمارها جاي مي‌دهند. در گروه لاک‌پشت‌ها، لاک‌پشت‌هاي دريايي، لاک‌پشت‌هاي لاک‌چرمي، لاک‌پشت‌هاي زميني و لاک‌پشت‌هاي سه‌چنگالي جاي مي‌گيرند.
گروه سوسمارها متنوع‌ترين گروه خزندگان ايران است. بزمجه‌ها، سوسمارهاي خاردم، اسکينک‌ها، در اين گروه جاي دارند. کرم‌سوسمارها در زير زمين زندگي مي‌کنند و در گروه مارها، مارهاي کرمي‌شکل، مارهاي خاکي، بوآها، کبراها، مارهاي دريايي و افعي قرار دارند (قليچ پور و همکاران، 1388).

1-6- خاستگاه خزندگان
درباره پيدايش خزندگان نظريهها و عقايد مختلفي وجود دارد.مطالعه فسيل شناسي ثابت ميکند که اين جانوران بيش از 100 ميليون سال پيش (136-65) و قبل از ظهور پستانداران بر روي کره زمين وجود داشته اند . محل و مبدأ ظهور خزندگان به طور کامل و دقيق مشخص نيست. ظاهراً خزندگان مانند ساير موجودات از زندگي در آب منشأ گرفتهاند و سپس به خشکي نقل مکان کردهاند. خزندگان مانند ماهيان نيستند که منحصراً در آب زندگي کنند و يا دوزيستان که به خاطر نوزادانشان به حومه آب رفته باشند (لطيفي،1379). در سالهاي اخير اکثر تاکسونوميستها معتقدند که براي تعيين ماهيت روابط نيا ـ فرزندي تمام موجوداتي که بعنوان يک تاکسون معرفي ميشوند، بايد يک گروه تک نيا (مونوفيلتيک) باشند يعني بايد در برگيرندهي تمام زادههاي يک جد مشترک باشند. با وجود اين خزندگان يک گروه مونوفيلتيک نبوده و يک گروه پارافيلتيک محسوب ميشوند زيرا هم پرندگان و هم پستانداران از آنها منشأ گرفتهاند، گرچه همچنان هر دوگروه را اخلاف يک خزندهي اجدادي در نظر ميگيرند. پستانداران و پرندگان هر کدام يک کلاد را تشکيل داده و در حقيقت زيرکلادهاي يک کلاد بزرگتر به نام آمنيوتا هستند. اما ردهي خزندگان يک کلاد نبوده و فقط بخشي از کلاد آمنيوتا را تشکيل ميدهد که بعد از پستانداران و پرندگان باقيمانده و منشعب شدهاست. اين گروه را نميتوان از طريق سينآپومورفي تعريف کرد و کلاديستها ميگويند خزندگان آمنيوتهاي غيرپرنده و غيرپستاندار هستند (تودج،2000).
خزندگان در دوران کربونيفر 165 ميليون سال پيش به وجود آمدهاند (علي بيگ،1381). مارها در دوران دوم زمين شناسي(دوره ژوراسيك) از نوعي خزنده دريايي از بين رفته به نام اژيالوزوريده جدا شده اند.اين خزندگان از تيره وارانيده و از فوق خانواده پلاتي نوتا بوده و داراي اندامي كوچك و دمي قوي براي شنا بودهاند و در اوايل دوره كرتاسه هم در آب و هم در خشكي زندگي ميكردهاند. اولين اثر سنگواره اي مارها از جنس منقرض شده دينيليزي ايده به دست آمده است. پالئوفيس از قديميترين مارهاي شناخته شده است كه به اواخر دوره كرتاسه و اوايل دوره ائوسن تعلق دارد.اين مار داراي شكلي ابتدايي،بدني كوتاه و با ساختاري قوي است و پيتونها و بوآها را از تبار تغيير شكل يافته آن ميدانند. انواع جنس هاي بوئيده در دوره كرتاسه و ائوسن شناسايي شدهاند (فرزان پي، 1369).
اجداد خزندگان دوزيستاني به نام لابيرينتودونتيا بودند. امروزه نمونههاي حد واسطي در بين مارها و مارمولکها به چشم ميخورد که از جمله آن ها ميتوان به کلمره اشاره کرد که نوعي مارمولک بدون دست و پا است (کيابي،1381).

1-7- رده‌بندي خزندگان
بر طبق ردهبندي سنتي، رده خزندگان به شش زير رده به شرح زير تقسيم ميگردد:
1-7-1- زيررده آناپسيدا: فاقد منفذ گيجگاهي هستند. استخوان مربعي درآنها غيرمتحرک است و داراي دو راستهي کوتيلوزوريا و لاکپشتها ميباشند.
1-7-2- زيررده سيناپتوزوريا: جمجمه از نوع پاراپسيد بوده و استخوان مربعي به جمجمه چسبيده است و در دوره پرمين تا کرتاسه ميزيستهاند. اشکال اوليه آنها خاکزي و سوسمارمانند بودهاند.
1-7-3- زيررده ايکتيوپترژيا: اين خزندگان دريازي و گوشتخوار بوده و بدني دلفين مانند داشتهاند که واجد يک باله پشتي نيز بودهاند. اندامهاي حرکتي پارو مانند و باله دمي بزرگ بوده است. داراي يک جنس به نام ايکتيوزوروس بوده که 9 متر طول داشته و از دوره ترياس تا کرتاسه ميزيسته است.
1-7-4- زيررده دياپسيدا: جمجمه با حضور دو جفت سوراخ گيجگاهي مشخص ميگردد. يک جفت در آرواره و جفت ديگر در بالاي جفت اول و به واسطه کمان استخواني از جفت اول جدا ميگردد. اين گروه سبب پيدايش تمام گروههاي ديگر خزندگان و پرندگان گرديدند. دياپسيدها گروهي از جانوران تتراپود هستند که در رکورد فسيلي حدود سيصد ميليون سال قبل و دورهي کربنيفر انتهايي ظاهر شدهاند. دياپسيدهاي زنده به ميزان زيادي واگرايي پيدا کرده و تمام پرندگان، کروکوديلها، سوسمارها، مارها و تواتاراها را شامل ميشوند. سوسمارها فاقد يک جفت از منافذ فوق هستند، ولي بخاطر جد مشترکشان هنوز هم بعنوان دياپسيد در نظر گرفته ميشوند. فوقراستهي زندهي لپيدوزوريا گروه بزرگي از خزندگان امروزي را تشکيل دادهاند که داراي دو راسته مهم زير هستند:
1-7-4-1- راسته رنکوسفاليا: خزندگاني شبيه به سوسمار بوده که اندامهاي حرکتي ضعيفي داشتهاند و تمام آنها بجز يک گونه به نام توآتارا (هاتريا) با نام علمي اسفنودن پونکتاتوس از بين رفتهاند. توآتارا تنها بازمانده از يک گروه خزندگان ابتدايي است که بدون تغيير باقي مانده (فسيل زنده) و فقط در بعضي از جزاير زلاندنو يافت ميشود.
1-7-4-2- راسته اسکواماتا يا فلسداران: اين راسته مارها و سوسمارها را شامل ميشود که موفقترين گروه خزندگان ميباشند و شامل سه زيرراسته سوسمارها يا مارمولکها، مارها و سوسماران کرميشکل ميباشند.
1-7-5- زيررده آرکئوزوريا: اين زيررده شامل کروکوديلهاي زنده، دايناسورها و پترسوريا ميباشد که در دوره ترياس بوجود آمده و در دوران مزوزوئيک فراوان بودهاند. کروکوديلها حدود 200 ميليون سال است که بدون تغيير باقي ماندهاند و ممکن است سرانجام نسل آنها به دست بشر منقرض گردد.
1-7-6- زيررده سيناپسيدا: خزندگان شبه پستاندار بودهاند. اين زيررده در دوره کربونيفر ظاهر شده و خزندگان غالب دوره پرمين بودهاند که عدهاي از آنها اجداد پستانداران را بوجود آوردهاند(يانگ،1981).
1-8- ويژگي‌هاي خزندگان
1- بدن از پوست خشک شاخي پوشيده شده (لزج و چسبيده نيست) و معمولاً فلس‌ها (Scales) و فلس‌هاي شاخي (Scutes) در پوست وجود دارند.
2- داراي دو جفت، اندام هر يک داراي پنج انگشت هستند که به پنجه‌هاي شاخي منتهي مي‌شوند. به همين دليل، خزندگان را چنگال‌داران (Clawers) نيز مي‌نامند.
3- اسکلت کاملاً استخواني و جمجمه داراي يک کنديل پس سري است.
4- قلب داراي دو دهليز و يک بطن با ديواره ناقص (در تمساح‌ها پرده بين دو بطن کامل است) و يک جفت کمان يا قوس آئورتي- قوس‌هاي سيستميک – موجود است. گويچه‌هاي سرخ خون هسته‌دار و بيضي شکلند.
5- تنفس هميشه با شش صورت مي‌گيرد. تنفس کلواکي در لاک‌پشت‌هاي آبي وجود دارد.
6- دوازده جفت عصب مغزي دارند.
7- دماي بدن متغير است و به محيط بستگي دارد.
8- لقاح داخلي است و معمولاً جفت‌گيري صورت مي‌گيرد. تخم‌ها داراي زرده زياد، در پوسته‌هاي چرمي يا آهکي قرار دارند. تخم‌گذار يا زنده.
9- در دورة جنيني، پرده‌هاي جنيني، کوريون، الانتوئيس، کيسة زرده) وجود دارند. نوزاد در بدو تولد به حيوان بالغ (رسيده) شبيه است. دگرديسي وجود ندارد (کرمي،1388).
1-9- تمايز خزندگان از دوزيستان
چند ويژگي نشانگر تکامل خزندگان نسبت به دوزيستان است:
1- پوشش پوست خشک با فلس و نظير آن که براي زندگي در محيط خشک سازگار است.
2- وضعيت مناسب اندام‌ها براي حرکت سريع.
3- جدايي بيشتر خون تيره و روشن.
4- استخواني شدن کامل اسکلت.
5- داشتن پرده‌هاي جنيني و پوسته براي تخم مناسب حفظ و تکامل (فردي) جنين روي زمين.
اما خزندگان به علت نداشتن مناسب و عدم برخورداري از مکانيسم تنظيم دماي بدن و چند ويژگي مهم ديگر از پرندگان و پستانداران پستترند.
1-10-زادآوري دوزيستان و خزندگان
هدف از صرف انرژي در تمام موجودات زنده حفظ و تضمين بقاي نسل در آن‌هاست. هر موجودي از طريق زاد و ولد سعي مي‌کند با به ارث گذاشتن ژن‌هاي خود براي نسل‌هاي بعد، ادامة نسل خود را تضمين کند. از اين رو است که ما در بسياري از گونه‌ها شاهد نزاع بين نرها بر سر جفت ماده هستيم. دوزيستان و خزندگان نيز از اين قاعده مستثنا نيستند و همگي سعي دارند تا با فعاليت‌هاي توليدمثلي بقاي خود را تضمين کنند. دوزيستان و خزندگان بالغ همه ساله براي عمل زادآوري با تکيه بر روش‌هاي مختلف از قبيل ديداري، توليد صدا، توليد مواد شيميايي و فروموني و لامسه شروع به يافتن جفت مناسب براي خود مي‌کنند.
جفت‌گيري در دوزيستان به دو صورت خارجي (قورباغه‌ها، وزغ‌ها و برخي سمندرها) و داخلي (سيسيليان‌ها و بيشتر سمندرها) صورت ميگيرد. در بيشتر گونههاي نوزاد شبيه موجود مهي مانندي است با نام “دلاور” که پس از سپري کردن مراحلي تحت عنوان “دگرديسي”، دچار تغيير و تحول و با شکل بالغ وارد خشکي مي‌شود. لازم به ذکر است که در برخي از گونه‌هاي دوزيستان، نوزاد تمام مراحل رشد و نمو خود را درون تخم يا در بدن مادر سپري مي‌کند و به صورت موجودي کامل و همانند والدين به دنيا مي‌آيد.
در عموم خزندگان، به استثناي تعداد اندکي از گونه‌ها، زادآوري به روش جنسي انجام مي‌شود. در خزندگاني که به صورت جنسي زادآوري مي‌کنند (غالب گونه‌ها)، لقاح داخلي است و درون “کلواک” جانور ماده اتفاق مي‌افتد. اندام جنسي جانور نر داخل بدن قرار دارد و فقط در موقع جفت‌گيري از بدن خارج مي‌شود. اندام جنسي نر در کروکوديلها و لاکپشتها “پنيس منفرد” و در مارها و سوسمارها يک جفت اندام تناسلي يا “همي پنيس” است. توآتاراي نر اندام تناسلي ندارد و در موقع جفتگيري با اتصال کلواکها، انتقال سلول جنسي از جانور نر به ماده صورت مي‌گيرد.
تولد نوزادان در دوزيستان و خزندگان به 3 روش اتفاق مي‌افتد. گروهي از اين موجودات تخم‌گذار هستند. در اين گروه پس از لقاح، تخم از بدن مادر خارج مي‌شود (در گونه‌هايي که لقاح خارجي دارند، تخم از ابتدا بيرون بدن مادر تشکيل مي‌شود) و جنين پس از اتمام رشد و نمو به صورت نوزاد کامل يا لار و آبشش دار (مورد آخر فقط در دوزيستان ديده مي‌شود) متولد مي‌شود. برخي ديگر از دوزيستان و خزندگان زنده زا هستند و پس از لقاح، سلول تخم درون بدن مادر نگهداري مي‌شود و پس از اتمام رشد و نمو جنين، نوزاد به صورت موجودي زنده (شبيه به زادآوري در پستانداران) به دنيا مي‌آيد. در اين حالت، هرگز پوششي به دور سلول تخم ايجاد نمي‌شود و نوزاد با بند ناف به جدارهي رحم مادر متصل مي‌شود. در حالت سوم، تخم تشکيل مي‌شود و دور آن را جدارهي تخم دربرمي‌گيرد اما در اين حالت، تخم در تمام مراحل درون بدن مادر نگهداري مي‌شود و تا اندکي قبل از تفريخ، داخل بدن مادر مي‌ماند به اين موجودات “تخم زنده زا” گفته مي‌شود.
تعيين جنسيت نوزادان در بيشتر گونهها توسط کروموزوم‌هاي جنسي انجام مي‌شود اما در کروکوديل‌ها، لاک پشتها و برخي مارمولک‌ها عاملي که باعث تعيين جنسيت نوزادان مي‌شود، دماي محيط است. اين ساز و کار “تعيين جنسيت وابسته به دما” يا “TSD” نام دارد (کمالي،1392).

1-11- تغذيه در دوزيستان و خزندگان
در موجودات خونگرم، حدود 90 درصد انرژي بهدست آمدهاز سوخت و ساز غذا صرف ثابت نگهداشتن دماي بدن مي‌شود؛ از اين رو موجودات خونسردي چون دوزيستان و خزندگان به حدود 10 تا 20 درصد مواد غذايي مورد نياز در موجودات خونگرم احتياج دارند. همهي دوزيستان بالغ، گوشتخوار هستند و از بخش گسترده‌اي از طعمهها و بيشتر از بيمهرگاني مانند حشرات، کرمها، صدپايان، هزارپايان، ليسهها و حلزونها تغذيه مي‌کنند. به علت وجود دهان بزرگ در دوزيستان، اين موجودات قادرند طعمههاي بزرگ جثه را ببلعند. اکثر دوزيستان حرکت آرامي دارند و معمولاً طعمه ي خود را دنبال نمي‌کنند و عموماً از روش نشستن و انتظار کشيدن براي پيدا کردن طعمهها بهره مي‌جويند.
دوزيستان از توانايي استتار بالايي برخوردار هستند و مي‌توانند ساعتها بي حرکت در انتظار طعمه بنشينند. برخي قورباغهها براي گرفتن طعمه به صورت ناگهاني و نسبتاً سريع به سمت آن مي‌جهند، ولي اکثر گونه‌هاي دوزيستان براي صيد طعمه از زبان بلند و چسبناک خود بهره مي‌گيرند.
اکثر گونههاي خزندگان شامل همهي مارها، بيشتر مارمولکها و کروکوديلها گوشتخوار هستند. بقيه گونه‌هاي خزندگان همه چيز خوار هستند، ولي تعدادي از گونه‌هاي خزندگان از قبيل لاکپشتهاي خشکي زي و برخي سوسمارها (مانند سوسمارهاي خاردم در ايران) از منابع گياهي تغذيه مي‌کنند. بيشتر کرم سوسمارها از بي مهرگان و اکثر سوسمارهاي کوچک جثه تا اندازهي متوسط از بندپايان تغذيه مي‌کنند. خزندگان با توجه به تنوع بالا، روش هاي متعددي براي صيد طعمه دارند. به عنوان مثال، مارهاي “بوآ” و “پيتون” به دور طعمه ي خود ميپيچند و با فشاري که با عضلات قوي خود بر طعمه ميآورند، باعث ايست قلبي و مرگ آن مي‌شوند. مارهاي سمي معمولاً قبل از اينکه اقدام به بلعيدن طعمه بکنند، با وارد کردن زهر بسيار قوي و کشندهي خود به بدن طعمه اقدام به کشتن او مي‌کنند و پس از اطمينان از کشته شدن طعمه، آن را ميبلعند. برخي از بزمجه هاي بزرگ جثه با کوبيدن طعمه به اطراف يا وارد کردن فشار با آرواره و دندانهاي تيز خود روي طعمه، آن را ميکشند. مارها به علت داشتن ارتباط نرم بين آروارههاي خود، نداشتن جناغ سينه و داشتن يک مفصل اضافي در بالاي جمجمه قادرند طعمههاي بزرگ جثهاي را به صورت يک تکه ببلعند (کمالي،1392).

1-12- حرکت و فعاليت در دوزيستان و خزندگان
فعاليت دوزيستان و خزندگان به علت خونسرد بودن، در هواي سرد محدود و متوقف مي‌شود و براي شروع فعاليتهاي روزانهي خود نيازمند جذب گرماي محيط هستند. از جملهي اين رفتارها مي‌توان به نشستن خزندگان روي تپهها، بالاي بوته‌ها، روي ديوارها و خاکريزها اشاره کرد. گونه‌هاي زيستگاه‌هاي سردسير مانند مناطق کوهستاني و غرب و شمال غرب ايران، فقط در بخشي از سال به فعاليت مي‌پردازند.
خزندگان از جمله مهرهداراني هستند که براي زندگي در غالب زيستگاهها يافتهاند و آنها را مي‌توان در کويرها، بيابانها، جنگلها، کوهستانها، درياها، درياچهها، اقيانوسها و در سرتاسر دنيا به جز قطبين يافت. به اين دليل، تنوع شکلي، ساختاري و رفتاري متنوع و گستردهاي را در بين گونه‌هاي مختلف دوزيستان و خزندگان مي‌توان مشاهده کرد. از جملهي اين تفاوتها مي‌توان به تنوع اندامهاي حرکتي و روشهاي حرکتي در آنها مانند ايجاد باله در لاکپشت‌هاي دريايي، انگشتان پرده دار در لاکپشت‌هاي برکه‌اي و قورباغه‌ها، انگشتان چسبناک در قورباغههاي درختي و برخي مارمولک‌ها اشاره داشت.


دیدگاهتان را بنویسید