عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه و معرفي
1.1 مقدمه2
1.2 بيان مساله4
1.3 اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن6
1.4 هدف‌هاي تحقيق7
1.4.1 هدف کلي7
1.4.2 اهداف اختصاصي8
1.5 سوالات يا فرضيه‌‌هاي تحقيق8
1.6 تعاريف مفهومي8
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه تحقيق
2.1تعريف و مفهوم اوقات فراغت و ديدگاه‌هاي مختلف15
2.2 شاخص‌هاي فراغت در دوران جديد16
2.3 رويکردهاي مختلف در تعريف اوقات فراغت17
2.4 اوقات فراغت از ديدگاه مکاتب فلسفي19
2.5 آراء چند‌تن از فلاسفه در خصوص اوقات فراغت19
2.6 نظريه‌هاي فراغت20
2.6.1 ديدگاه دو‌مازيه20
2.6.2 ديدگاه ادگينتون20
2.7 نظريه‌هاي مربوط به سلامت اجتماعي21
2.7.1 رويكرد سيستمي21
2.7.2 رويكرد اكولوژيكي21
2.8 اوقات فراغت و ساختار فعاليت‌ها21
2.9 اوقات فراغت و جنسيت23
2.10 نقش والدين در اوقات فراغت24
2.11 يکپارچگي در فعاليت‌هاي گروهي26
2.12 حمايت از طرف رهبران (مربيان) گروه26
2.13 رابطه‌ي بين فعاليت‌هاي اجتماعي و ضد‌اجتماعي27
2.14 نگاهي بر رابطه‌ي بين فعاليت‌هاي بعد از مدرسه و رفتارهاي ضد‌اجتماعي29
2.15 تفسير مدل توسعه‌ي اجتماعي در رابطه با ارتباط بين فعاليت و رفتار‌هاي ضد اجتماعي31
2.16آناليز کوتاهي در استفاده از دارو در ورزش32
2.17 انواع ورزش33
2.18 پيشينه تحقيق36
2.19 جمع بندي43
فصل سوم: روش شناسايي تحقيق (متدولوژي)
3.1 روش تحقيق57
3.2 جامعه‌ي آماري57
3.3 نمونه آماري و روش نمونه‌گيري57
3.4 جمع‌آوري اطلاعات57
3.4.1 ابزار اندازه‌گيري، اعتبار و پايائي57
3.4.2 روائي و پايائي58
3.4.3 روش اجرا (توزيع و جمع‌آوري پرسشنامه)59
3.5 تعريف عملياتي متغيرها59
3.6 روش‌هاي آماري60
3.6.1 مرحله‌ي اول: استفاده از آمار توصيفي60
3.6.2 مرحله‌ي دوم : استفاده از آمار استنباطي60
فصل چهارم: تجزيه و تحليل يافته‌هاي تحقيق
4.1 مقدمه64
4.2 توصيف يافته‌هاي تحقيق64
4.3 آزمون نرمال بودن متغيرهاي تحقيق70
4.4 آزمون فرضيه‌هاي تحقيق72
فصل پنجم: نتيجه‌گيري وپيشنهادات
5.1 مقدمه80
5.2 خلاصه پژوهش80
5.3 بحث و نتيجه‌گيري85
5.5 پيشنهادهاي پژوهش91
5.5.1 پيشنهادهاي کاربردي91
5.5.2 پيشنهادهاي پژوهشي91
منابع و ماخذ93
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
4.1 جدول تعداد و کيفيت پرسشنامه‌هاي دريافت شده64
4.2 جدول مشخصات سني ورزشکاران64
4.3 جدول توزيع و درصد فراواني ورزشکاران بر اساس رشته ورزشي65
4.4 جدول توزيع و درصد فراواني ورزشکاران بر اساس نوع رشته ورزشي65
4.5 جدول توزيع و درصد فراواني ورزشکاران بر اساس جنسيت66
4.6 جدول توزيع و درصد فراواني ورزشکاران بر اساس شرکت در فعاليت‌هاي ملي و بين‌المللي66
4.7 جدول توزيع و درصد فراواني ورزشکاران بر اساس شغل67
4.8 جدول توزيع و درصد فراواني محل زندگي ورزشکاران68
4.9 جدول توزيع و درصد فراواني محل تولد ورزشکاران68
4.10 جدول ميانگين وقت آزاد ورزشکاران69
4.11 جدول اولويت‌بندي فعاليت‌هاي اوقات فراغتي ورزشکاران70
4.12 جدول نتايج آزمون کولموگراف اسميرنف رفتار‌هاي ضد اجتماعي بر اساس رشته ورزشي71
4.13 جدول نتايج آزمون کولموگراف اسميرنف فعاليت اوقات فراغتي بر اساس نوع ورزش (تيمي و انفرادي)71
4.14 جدول نتايج آزمون کولموگراف اسميرنف رفتار‌هاي ضد اجتماعي بر اساس نوع ورزش (تيمي و انفرادي)71
4.15 جدول نتايج آزمون کولموگراف اسميرنف رفتار‌هاي ضد اجتماعي بر اساس جنسيت72
4.16 جدول نتايج آزمون لوين72
4.17 جدول نتايج آزمون ANOVA72
4.18 جدول نتايج آزمون لوين73
4.19 جدول نتايج آزمون ANOVA73
4.20 جدول نتايج آزمون تعقيبي Bonferroni74
4.21 جدول نتايج توصيفي فعاليت‌هاي اوقات فراغتي ورزشکاران به تفکيک اولويت و نوع رشته ورزشي75
4.22 جدول نتايج آزمون Fisher’s Exact75
4.23 جدول مقايسه رفتار‌هاي ضد اجتماعي در ورزشکاران ورزش‌هاي تيمي و انفرادي76
4.24 جدول مقايسه رفتار‌هاي ضد اجتماعي در ورزشکاران براساس جنسيت76
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
4.1 نمودار سطح تحصيلات ورزشکاران67
4.2 نمودار توزيع درصد فراواني اوقات فراواني ورزشکاران در طول روز68
4.3 نمودار توزيع درصد فراواني وقت آزاد ورزشکاران69
فصل اول

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مقدمه و معرفي
1.1 مقدمه
تقريبأ نصف ساعات روزانه جوانان را اوقات فراغت در بر مي‌‌‌گيرد1 (لارسون و ورما، 1999). در طي اين زمان آنها ميتوانند به فعاليتهاي مختلفي بپردازند كه مي‌تواند شامل ورزشهاي انفرادي و تيمي، سرگرمي و ابتكارات، خريد، فغاليتهاي اجتماعي، استفاده از سايت‌‌‌‌‌ها و شبكههاي اجتماعي، بيرون رفتن با دوستان باشد. اين فعاليت‌هايي كه در اوقات فراغت انجام مي‌گيرند تنها در صورتي مي‌توانند باعث توسعه زمينه‌هاي مهمي مثل افزايش اعتماد‌به نفس و عزت نفس و ارتباطات اجتماعي گردد كه تحت نظر خانواده يا مدرسه باشد (كالدول و اسميت2، 2006 ايكل و همكاران3، 2003 هانسن و همكاران، 2003). اوقات فراغت، زمان بيهوده و بدون حس مسئوليت در زندگي افراد نيست، بلكه بر عكس، در اين زمان از انسان انتظار بيشتري مي‌رود كه احساس مسئوليت كند. حتي در زماني كه انسان به خودش واگذار شده، تصميم‌گيري به عهده خودش است و مي‌تواند آزادانه عمل كند، مسئوليت‌پذيري نسبت به خود، اطرافيان و جامعه اهميت زيادي دارد (جلالي فراهاني، 1388) و جوانان فرهنگ گذران اوقات فراغت را از خانواده‌هايشان و از گروه‌هايي كه عضو آنها هستند مي‌آموزند (مك‌دونالد و همكاران4، 1949). ورزش نوع خاصي از فعاليت جسماني در اوقات فراغت است كه پنجره‌اي با ارزش را به سوي سبك‌هاي زندگي سالم مي گشايد (كوكرهام5، 2000).
بزرگ‌ترين فايده در حوزه‌هاي مختلف فعاليت جسماني در رابطه با ارتقاء سلامت جسماني مربوط به فعاليت جسماني در اوقات فراغت6 (LTPA) بوده است. زيرا عامل بالقوه در تغيير رفتار به شمار مي‌رود (بسي7، 2000) و البته در اوقات فراغت كه ساختار ضعيفي داشته باشند و ناظر بزرگسالي براي كنترل و نظارت بر فعاليت‌ها وجود نداشته باشد اغلب فرصت‌هاي كمي را براي ايجاد مهارت در افراد به وجود مي‌آورد و بيشتر شركت‌كنندگان در معرض رفتارهاي ضد اجتماعي قرار مي‌گيرند (آگينو و پترسون8، 1989و ماهوني و همكاران، 2001). هم چنين بسياري از مطالعات اخير نشان داده كه شركت جوانان در فعاليت‌ها و برنامه‌هاي رسمي خارج از مدرسه با صلاحيت شخصي و فردي آنها، دوران كوتاه و بلند مدت موفقيت تحصيلي و سلامت جسماني آنها رابطه مستقيمي دارد. (ايكلس و گوتمن9، 2002 ماهوني و همكاران10، 2003).
تحقيقات و مطالعات نشان دادند كه براي اصلاح و بهبود رفتار جوانان بايد از برنامه‌هاي مثبت براي گذران اوقات فراغتشان استفاده نمود، دو موضوع در رابطه با اين پيشنهادات و برنامه‌ها پيش مي‌آيد كه يكي نيازهاي اجتماعي جوانان و ديگري كاهش رفتارهاي ضد‌اجتماعي كه در برنامه‌ريزي براي گذران اوقات فراغت جوانان است. براي دستيابي به اين اهداف در برنامه‌ها بايد از روش‌هاي گوناگوني استفاده نمود كه شامل فعاليت‌هاي گوناگون، توسعه مهارت‌هاي رهبري، ايجاد اعتماد‌به‌نفس و شركت در فعاليت‌هاي اجتماعي مي باشد.
مشورت با جوانان در توسعه‌ي برنامه و درگير كردن آنها در تصميم‌گيري درباره‌ي انواع فعاليت‌ها، عضو بودن آنها در اين برنامه‌ها باعث افزايش حس مالكيت، وظيفه شناسي و مشاركت در آنها مي‌شود. ايجاد فرصت‌هاي رهبري، ارزش برنامه را بالا مي‌برد و به توسعه‌ي مهارت‌هاي اجتماعي كمك مي‌كند و مهارت‌هاي مثبت زندگي را تقويت مي‌نمايد. هم چنين پژوهش‌هايي نشان داده‌اند كه برنامه‌هاي ورزشي و فعاليت جسماني به توسعه‌ي فردي و اجتماعي كمك مي‌كند و بر رفتار تأثير مثبت بگذارد و اين مهم با اصلاح فاكتورهاي خطرزاي اساسي در رفتار فردي قابل دستيابي است (موريس و همكاران11، 2003).
فعاليت جسماني و فعاليت اجتماعي ممكن است شامل شركت در فعاليت‌هاي مذهبي و فعاليت‌هاي فوق‌برنامه تحصيلي مثل باشگاه‌هاي ورزشي در مدارس و برنامه‌هاي موسيقي باشد. (دونکن‌ و همكاران12، 2002)
با توجه به مطالب ذكر شده به نظر مي‌رسد فعاليت‌هاي اوقات فراغت در كنار فوائد بي‌شمار ممكن است خطراتي را نيز متوجه جامعه كند. جوانان كه از مخاطبان اصلي اوقات فراغت هستند بيش از ساير گروه‌ها در معرض اين آسيبها هستند. در اين تحقيق سعي شده ضمن نگاهي به فعاليت‌هاي ضد اجتماعي رايج و فعاليت‌هاي اوقات فراغت ورزشکاران نخبه‌ي رشته‌هاي تيمي و انفرادي، رابطه اين دو را سنجيده و اثر عامل ورزش و جنسيت را در بروز اين رفتارها در اوقات فراغت ورزشکاران بررسي شود.
در فصل اول طرح تحقيق و دلايل انتخاب موضوع با اشاره‌اي به واژه‌هاي رايج در اين حوزه ارائه شده است. در فصل دوم مباني نظري و ادبيات تحقيق براي آگاهي خوانندگان آورده شده و فصل سوم حاوي روش‌هاي انجام تحقيق و آزمون‌هاي ويژه‌ي ارزيابي آنها است. فصل چهارم و پنجم نتايج حاصل از اين تحقيق و تفسير‌ها و پيشنهادهاي كاربردي را ارائه كرده است. اميد است انجام اين پژوهش كه براي اولين بار در كشور اجرا شده است منجر به ارائه‌ي مدل و فرمول مناسبي براي اوقات فراغت جامعه‌ي ورزش ايران شود.
1.2 بيان مساله
جوانان فرهنگ گذران اوقات فراغت را از خانواده‌هايشان و از گروه‌هايي که عضو آن هستند مي‌آموزند جوانان زمان کمي را در خانه سپري مي‌کنند و زمان زيادي را با همنوعان خود درخارج از خانه مي‌گذرانند (هندري و همکاران، 13 1996).
ورزش نوع خاصي از فعاليت جسماني در اوقات فراغت است که دريچه‌اي با ارزش را به سوي سبک‌هاي زندگي سالم مي‌گشايد (کوکرهام، 14 2000). سبک‌هاي زندگي سالم مجموعه‌اي از خصوصيات سلامت رفتاري بر اساس انتخاب عناوين موجود از طرف افراد، مطابق با فرصت‌هاي موجود در زندگي‌شان را گويند. هرچند سبک‌هاي زندگي سالم نتيجه انتخاب شخصي افراد است که اين انتخاب‌ها بر اساس مسائل اجتماعي_اقتصادي، اوضاع و احوال سياسي و درک فرهنگي شکل مي‌گيرد (بورديو، 15 1984 و کوکرهام، 2000).
ورزش علاوه بر فوائد آشکار فيزيولوژيکي، هيجانات، مهارت‌هاي دانشي ماننداعتمادبه نفس و مهارت حل مشکلات را بهبود مي‌بخشد اين اصلاحات بطور مستقيم بر رفتارهاي خطرناک موثر بوده و همچنين شايد بر کاهش رفتارهاي ضد اجتماعي تاثيرقابل توجهي داشته باشد (واي‌کما، 162002).
پژوهشگران پيشنهاد مي‌کنند فعاليتي براي جوانان انتخاب شود که مهم‌تر از فعاليت‌هاي ديگر باشد که او انجام مي‌دهد به اين دليل که فعاليت‌، مکانيسمي براي برگرداندن توجه جوانان از رفتارهاي ضد‌اجتماعي است (موريس و همکاران، 2003). تحقيقات نشان داده که فعاليت‌هاي تيمي بيشتر بر مهارت‌هاي اجتماعي تاکيد دارند در حالي که فعاليت‌هاي انفرادي بيشتر بر توسعه‌ي فرصت‌هايي براي تحصيل و ورزش تاکيد دارند. برنامه‌هايي که براي جوانان فراهم و طراحي مي‌شود بويژه براي جواناني که گرايش به خود کشي، ترک خانه، بيکاري و… دارند بهترا ست که بر توسعه عزت نفس و اعتماد به نفس تاکيد داشته باشد و برنامه‌هايي که قصدشان افزايش جامعه‌گرايي و شناخت نياز جوانان است بيشتر در رابطه با گروه‌هاي اجتماعي باشد (موريس و همکاران، 2003).
برنا مه‌ها بدنبال اهداف ضد‌اجتماعي نيستند بلکه سعي در شناسايي مشکلات رفتاري و عوامل خطر هستند که ممکن است ناشي از ورزش‌هاي انفرادي باشد (دارلي سون و همکاران، 17 2000) و برنامه‌هاي ورزشي و فعاليت جسماني ابزار مهمي در توسعه‌ي فردي و اجتماعي بوده و همچينن تاثير مثبتي بر رفتار دارند. اگرچه اين برنامه‌ها به تنهايي نمي‌توانند رفتارهاي ضد‌اجتماعي را بطور مستقيم کاهش دهند بلکه آنها بايد بعنوان جزئي از استراتژي کاهش يا جلوگيري از رفتارهاي ضد اجتماعي باشند و عمل کنند (موريس و همکاران، 2003).
تحقيقات نشان داد که شرکت جوانان در فعاليت‌هاي اجتماعي بطور داوطلبانه بهتر از شرکت نکردن آنها در اين فعاليت‌ها است (آلن18و همکاران، 1997). همچنين پسرها و دخترهائي که مشکلات متعددي دارند اگر همزمان در برنامه‌هاي فوق برنامه‌ي مدارس شرکت کنند ترک تحصيل و رفتارهاي ناهنجار و بزهکارانه در آنها کاهش مي‌يابد (ماهوني، 2000).
شرکت در فعاليت‌هاي ساختار يافته با تمايل به رفتارهاي ضداجتماعي رابطه‌ي معکوس دارد. در حالي که مشارکت و درگيري در فعاليت‌هاي با ساختار ضعيف منجر به رفتارهاي ضد‌اجتماعي بالايي خواهد شد. اين يافته‌ها در مورد دخترها و پسرها مشابه بود. فعاليت‌هاي اوقات فراغت که ساختار ضعيفي دارد و تحت نظارت بزرگسالان انجام نشود اغلب فرصت‌هاي کمي براي مهارت‌سازي به وجود مي‌آورد و شرکت‌کنندگان در معرض رفتارهاي ضد‌اجتماعي قرار دارند. (ماهوني واستاتين ومگناسون، 19 2001) فعاليت‌هايي با ساختار‌يافتگي پايين به سمت بي‌قانوني اجتماعي تمايل دارند و بعضي فعاليت‌هاي اوقات فراغت بي‌ساختار به وسيله‌ي انحرافات و کارهاي غير‌اخلاقي جوانان کاملا نمايان مي‌شود (اسگاد وهمکاران، 201996).
ملاحظه مي‌شود که پژوهش‌هايي روي اوقات فراغت و فعاليت‌هاي ضد‌اجتماعي انجام شده و نتايج آن بيان کننده‌ي رابطه‌ي نوع فعاليت اوقات فراغت و فعاليت‌هاي ضد‌اجتماعي است. اما تا کنون پژوهشي با هدف تعيين رابطه‌ي نوع فعاليت (با تاکيد بر فعاليت ورزشي) با فعاليت‌هاي ضد‌اجتماعي در اوقات فراغت انجام نشده است. به طور سنتي چنين تصور مي‌شد که فعاليت‌هاي ورزشي به ويژه از نوع خشن و حرفه‌اي آن منجر به رفتارهاي ناهنجار شود، اما نمي‌توان ادعا کرد الزاما شرکت در چنين ورزش‌هايي، منجر به فعاليت‌هاي ضد‌اجتماعي خواهد شد. به همين دليل پژوهش حاضر به دنبال تعيين رابطه‌ي فعاليت‌هاي ورزشي انفرادي و تيمي با رفتارهاي ضد‌اجتماعي در اوقات فراغت ورزشکاران نخبه (عضو تيم ملي) است. هدف آن است که با بدست آوردن اطلاعات دقيق وتجزيه وتحليل آن‌ها ديدگاه‌هاي سنتي را تعديل وبخشي از ابهامات را روشن نماييم.
1.3 اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن
يکي از عرصه‌هاي مهمي که در مطالعات اجتماعي و پژوهش‌هاي فرهنگي براي شناخت تحولات ارزشي و نگرشي و سبک‌هاي جديد زندگي مورد توجه قرار مي‌گيرد، عرصه فراغت است. از اين رو مطالعه و پژوهش در اوقات فراغت براي برنامه‌ريزي و سياست گذاري‌هاي فرهنگي و اجتماعي ضروري مي‌نمايد (رفعت جاه، 1389).
رفتار پاسخي است که ارگانيسم به محرک بيروني مي‌دهد. به بيان ديگر رفتار واکنشي است که در برابر يک عمل يا کنش بيروني از موجود زنده سر مي‌زند اين رفتار در انسان پيچيده‌تر ازساير موجودات است. رفتار اجتماعي به عنوان فعاليت‌هاي داوطلبانه‌اي است که قصد دارند به فرد يا گروهي ديگر سود برسانند توصيف مي‌شوند (آيزنبرگ و ماسن21به نقل از آنابيکر، 222010).
اصطلاح “رفتار ضد‌اجتماعي” در مورد کساني به کار مي‌رود که رفتارشان ناشي از اختلال رواني نيست و ممکن است شامل کساني باشد که هيچ وقت معاينات کامل روان پزشکي هم از آنان به عمل نيامده تا معلوم شود که اختلال رواني دارند يا خير. افراد ضد‌اجتماعي ممکن است در عين حال شديدا دچار اختلال بوده، از آسيب مغزي در رنج باشند يا ممکن است عقب ماندگي ذهني داشته باشند. و به هر حال رفتار ضد اجتماعي را جدا از انواع اختلالات ذکر شده در بالا مطرح مي‌کنند. فردي که رفتار ضد اجتماعي و بر عليه جامعه دارد دچار هيچ نوع بيماري و آسيب رواني و عقب ماندگي ذهني نيست (روانپزشکي باليني کاپلان23 ترجمه پورافکاري).
جامعه‌اي که به سلامت جسم و روان و رفتار اعضاي خود توجه مي‌کند ضمن عدم مصرف هزينه‌هاي سرسام‌آور درماني انسانهائي سالم نيز پرورش مي‌دهد، که اين خود ضامن رشد فردي و اجتماعي آن جامعه است.
انجام اين تحقيق از آن جهت ضرورت دارد که مي‌تواند براي وزارت ورزش وجوانان وفدراسيون‌هاي ورزشي و باشگاه‌ها و همچنين وزارت آموزش و پرورش وتمامي سازمان‌ها و ارگان‌هايي که در امر آموزش جوانان و نوجوانان سهمي دارند موثر واقع شود و اين سازمان‌ها با آگاهي از نتايج اين پژوهش و پيامد فعاليت‌هاي مختلفي که جوانان و نوجوانان ورزشکار در اوقات فراغت خود به آنها مي‌پردازند براي ايشان برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري نمايند تا از اتلاف انرژي اين جوانان ونوجوانان که آينده‌سازان اين مرز و بوم هستند، جلوگيري نموده وبا فعاليت‌هاي مناسب در اوقات فراغت زمينه‌اي براي ابتکار وخلاقيت آنها فراهم آورند.
1.4 هدف‌هاي تحقيق
1.4.1 هدف کلي
مقايسه‌ي رفتارهاي ضد‌اجتماعي ورزشکاران حرفه‌اي رشته‌هاي انفرادي و تيمي در اوقات فراغت مي‌باشد.
1.4.2 اهداف اختصاصي
1- تعيين رابطه‌ي نوع ورزش و رفتارهاي ضد‌اجتماعي در اوقات فراغت ورزشکاران رشته‌هاي انفرادي.
2- تعيين رابطه‌ي نوع ورزش و رفتارهاي ضد‌اجتماعي در اوقات فراغت ورزشکاران رشته‌هاي تيمي.
3- مقايسه نوع فعاليت‌هاي ورزشکاران انفرادي وتيمي در اوقات فراغت.
4-مقايسه ورزشکاران انفرادي و تيمي عضو تيم‌هاي ملي در فعاليت‌هاي ضد اجتماعي در اوقات فراغت.
5- مقايسه فعاليت‌هاي ضد‌اجتماعي در ورزشکاران انفرادي و تيمي زن ومرد عضو تيم‌هاي ملي.
1.5 سوالات يا فرضيه‌‌هاي تحقيق

1- بين نوع ورزش و رفتارهاي ضد‌اجتماعي در اوقات فراغت ورزشکاران رشته‌هاي انفرادي رابطه‌ي معني‌دار وجود ندارد.
2- بين نوع ورزش و رفتارهاي ضد‌اجتماعي در اوقات فراغت ورزشکاران رشته‌هاي تيمي رابطه معني‌دار وجود ندارد.
3- بين فعاليت‌هاي ورزشکاران انفرادي وتيمي در اوقات فراغت تفاوت معني‌دار وجود ندارد.
4- بين ورزشکاران انفرادي و تيمي عضو تيم‌هاي ملي در فعاليت‌هاي ضد اجتماعي تفاوت معني دار وجود ندارد.
5- بين رفتار‌هاي ضد‌اجتماعي در ورزشکاران انفرادي و تيمي زن ومرد عضو تيم‌هاي ملي تفاوت معني‌دار وجود ندارد.
1.6 تعاريف مفهومي
تعريف ورزش: تعريف ورزش بسيار گسترده مي‌باشد، اما ما در اينجا تعريفي را که از طرف شوراي اروپا پيشنهاد و ارائه شده را مي‌آوريم: ورزش به مفهوم کليه‌ي انواع فعاليت‌هاي جسماني که چه به صورت سازمان‌يافته و چه به صورت غير‌جدي انجام مي‌پذيرد و اهداف آن تناسب‌اندام، آرامش رواني، شکل‌دهي روابط اجتماعي و دستيابي به نتايج در کليه سطوح رقابتي مي‌باشد (کوالتر، 2005).
استراتژي‌هاي اصلي ورزش:
اين استراتژي‌ها که دراسپورت اسکاتلند آمده شامل شرکت درفعاليت‌هاي ورزشي مي‌باشد که مي‌تواند کيفيت زندگي فردي و اجتماعي افراد را بالا ببرد و همچنين سلامت اجتماعي افراد را توسعه بخشد و با رفتارهاي ضد‌اجتماعي مقابله نمايد. اعتماد‌به نفس و عزت‌نفس را افزايش مي‌دهدو و طرز تفکر را از راه‌هاي زير توسعه مي‌بخشد (اسپورت اسکاتلند24، 2003).
که شامل پنج استراتژي زير مي‌باشد:
* توسعه سلامت رواني و جسماني افراد.
* توسعه و پيشرفت تحصيلي و آموزش و يادگيري زندگي طولاني.
* افزايش فعاليت شهروندان.
* برنامه‌ريزي براي مبارزه با جرم و رفتارهاي ضداجتماعي.
* توسعه اقتصادي.
ورزش : زير مجموعه فعاليت جسماني است که به طور ويژه شامل قوانين تعريف شده‌ي بازي و عنصر رقابت مي‌باشد. (کسپرسن25و همکاران، 1985)
رفتارهاي ضد‌اجتماعي: پديده‌هاي اجتماعي هستند که بر اثر عوامل مختلف اقتصادي، اجتماعي و رواني به وجود آمده و بر عملکرد و کارائي مثبت و کيفيت زندگي افراد تاثير منفي گذاشته و هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي مورد قبول جامعه را تهديد مي‌کند وبا توجه به آثار سوء آن‌ها انجام مداخلات موثر براي کنترل و کاهش آن‌ها ضرورت دارد. بر طبق اعلام موسسه (اي.اس.بي26) در انگلستان رفتارهاي ضد‌اجتماعي شامل اذيت و آزار، آشوب، فحش و دشنام، ترساندن و مرعوب کردن، سر و صدا و شلوغي بيش از حد، آشغال پاشيدن، مستي و شرب خمر، عدم کنترل خود، دروغگوئي و در نهايت پرخاشگري مي‌باشد (اف.اي.هاي27 و همکاران، 2007).
در ايران نيز بر طبق تحقيقات معاونت امنيتي نيروي انتظامي انواع رفتارهاي ضد‌اجتماعي شامل خودکشي، دعوا کردن، مدگرائي و خيابان‌گردي، دوستي با جنس مخالف، آزار حيوانات، سيگار کشيدن، صدمه زدن به اموال عمومي، عدم مسوليت‌پذيري و سوء استفاده از اعتماد ديگران، عدم ندامت از رفتارهاي بد خود و در نهايت ترجيح فعاليت‌هاي شبانه به روزانه مي‌باشد (فصلنامه‌ي مطالعات امنيت اجتماعي ويژه ي نيروي انتظامي).
اوقات فراغت: صاحب نظران و دانشمندان علوم مختلف درباره‌ي معناي واژه‌ي اوقات فراغت به يک تعريف مشترکي دست پيدا نکرده‌اند، ولي مي‌توان تعريف گروه بين المللي جامعه شناسي را تعريف مناسب تلقي کرد. اين گروه اوقات فراغت را چنين تعريف کرده‌اند: اوقات فراغت مجموعه‌اي از اشتغالات است که فرد کاملا به رضايت خاطر يا براي استراحت يا براي تفريح به منظور توسعه‌ي آگاهي و يا فراگيري غيرانتفاعي و مشارکت اجتماعي داوطلبانه، بعد از رهايي از الزامات شغلي، خانوادگي و اجتماعي به آن مي‌پردازد. با اين تعريف مي‌توان نتيجه گرفت که اوقات فراغت فرصت مناسبي را در اختيار انسان مي‌گذارد تا خستگي کار روزانه را از تن خويش بيرون کند و با انگيزه بهتر و يا بازيابي نيرو و آمادگي بيشتر، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد (جلالي فراهاني، 1387).
ريشه لغوي اوقات فراغت: در فرهنگ فارسي، دکتر معين فراغت را به معناي آسودگي و استراحت و آرامش و نيز مجال و فرصت معني نموده است.
ورزشکار: فردي که به فعاليت بدني بپردازد و تغييراتي از قبيل افزايش تنفس و تعريق در وي رخ دهد.
فصل دوم:
مباني نظري و پيشينه تحقيق
2.1تعريف و مفهوم اوقات فراغت و ديدگاه‌هاي مختلف
1- به طور کلي فراغت را مي‌توان از چند جنبه تعريف کرد. اول اينکه فراغت در زبان‌ها و فرهنگ‌هاي مختلف چگونه تعريف شده است و دوم اينکه دانشمندان و صاحب‌نظران علوم مختلف با توجه به حوزه علمي خود تعاريف متعدد و متنوعي را در زمينه‌ي فراغت ارائه داده‌اند.
در خصوص مفهوم اوقات فراغت ديدگاه‌ها و نظرات متفاوتي بيان شده است. اين ديدگاه‌ها ناظر بر برداشت‌هايي هستند که از معناي آزاد بودن به عمل آمده است. در ديدگاه سنتي يا کلاسيک فراغت، بر تفکر و انديشه، جستجوي دانش، بحث و جدل، سياست و آگاهي فرهنگي تأکيد مي‌کند و به فراغت به منزله رهايي از اشتغال نگريسته مي‌شود (قائم پناه، 1379).
2- کاپلان28 جامعه شناس آمريکايي، در کتاب فراغت در آمريکا، فراغت را در مقابل کار در نظر گرفته است. به نظر او فراغت، خاطره‌اي دلپذير است، نوعي رهايي از وظايف اجتماعي، نوعي ادراک رواني آزادي و نوعي فعاليت فرهنگي است و سرشتي از نوع بازي دارد. کاپلان فراغت را از نظر محتوا يعني نوع فعاليت تحليل نکرده، بلکه از نظر رابطه‌اي که انسان با اين فعاليت‌ها برقرار مي‌کند بررسي کرده است (کشکر، 1386).
3- اسلاوسن29 معتقد است که انسان در اوقات فراغت خود به فعاليت‌هايي مي‌پردازد که به طور معمول اختياري و داوطلبانه هستند و به دليل خشنودي و لذتي که به دنبال دارند، يا به منظور برخي از ارزش‎هاي شخصي و اجتماعي که از آنها استنباط مي‌شود انتخاب مي‌گردد (کشکر، 1386).
4- اين فعاليت‌ها ويژه اوقات فراغت بيکاري است و هيچ ارتباطي با کار اصلي شخص ندارد، به طور معمول لذت بخش است و وقتي به عنوان قسمتي از خدمات اجتماعي انجام مي‌گيرد، داراي هدف مثبت و ثمربخش براي خود شخص، گروه‌ها و به طور کلي جامعه است (قنائي، 1387).
5- جعفري سياوشاني (1388) از فيتنز نقل مي‌کند که فراغت يک دوره يا بخشي از زندگي انسان است و تفريحات سالم در اين دوره نوعي بيان علايق و نگرش‌هاي فرهنگي فرد است. وي معتقد است فراغت براي همه‌ي افراد وجود دارد. ليکن، آنچه مهم است چگونگي استفاده از اين همه نيرو و انرژي در اين اوقات است.
در کتاب فراغت و تفريحات سالم در جامعه مدرن (1971) فراغت اينگونه تعريف شده است: فراغت بخشي از وقت فرد است که در آن مسئوليت‌هاي کار کردن وسايل مرتبط با کار وجود ندارد و در واقع به شکل زمان اختياري و کاملأ آزاد مي‌باشد (جمشيدي، 1387).
محمدي (1380) به نقل از ناش30 (1953) در کتاب فلسفه تفريحات سالم و اوقات فراغت، فراغت را آن بخش از زندگي تعريف مي‌کند که شخص کار موظفي ديني و اجتماعي خود را به جاي آورده است، در خواب هم نيست، بنابراين مشتمل بر ساعاتي است که با تفريحات و ورزش سپري مي‌کند.
صاحب نظران و دانشمندان علوم مختلف درباره‌ي معناي واژه‌ي اوقات فراغت به يک تعريف مشترکي دست پيدا نکرده‌اند، ولي مي‌توان تعريف گروه بين المللي جامعه شناسي را مناسب تلقي کرد‌. اين گروه اوقات فراغت را چنين تعريف کرده‌اند: مجموعه‌اي از اشتغالات است که فرد کاملا به رضايت خاطر يا براي استراحت يا براي تفريح به منظور توسعه‌ي آگاهي و يا فراگيري غيرانتفاعي و مشارکت اجتماعي داوطلبانه، بعد از رهايي از الزامات شغلي، خانوادگي و اجتماعي به آن مي‌پردازد.
با اين تعريف مي‌توان نتيجه گرفت که اوقات فراغت فرصت مناسبي را در اختيار انسان مي‌گذارد تا خستگي کار روزانه را از تن خويش بيرون کند و با انگيزه بهتر و يا بازيابي نيرو و آمادگي بيشتر، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد (جلالي فراهاني، 1387).
2.2 شاخص‌هاي فراغت در دوران جديد
شاخص اول؛ در جوامع رشديافته امروزي، فراغت به طبقات ممتاز و متنعّم اختصاص ندارد؛ بلکه به طبقات ديگر تعميم يافته و با توسعه صنعت و تکامل فني نه فقط گسترش مي‌يابد، بلکه افزايش پيدا مي‌کند (کوهستاني و خليل‌زاده).
شاخص دوم؛ در سابق طبقات کوچک‌تر جامعه از آزادي و آسودگي محدودي برخوردار بودند و اين اوقات را در خانه و خانواده صرف مي‌کردند. اين نوع گذران اوقات صورت غيررسمي و خودماني داشت؛ ولي با پيشرفت جوامع و پراکندگي وظايف خانواده، تدريجا جنبه رسمي و تجاري پيدا کرد و جزء وظايف موسسات خاص درآمد.
شاخص سوم؛ به کار بردن وسائل و اسباب ماشيني، مثل؛ اتومبيل، تلويزيون و مانند آن که هر يک سهم بزرگي در گذراندن اوقات فراغت، دارند، ديگر شاخص گذران اوقات را تشکيل مي‌دهد.
شاخص چهارم؛ به‌دليل اهميت خاصي که اوقات فراغت در حيات فردي و اجتماعي احراز کرده، زمان کار از زمان فراغت، به‌کلي جدا شده و اوقات فراغت ارزشي بذاته پيدا کرده است (ادبي، 1352).
2.3 رويکردهاي مختلف در تعريف اوقات فراغت
سه رويکرد اصلي در تعاريف فراغت مطرح شده که مي‌تواند در تمايز عناصر اصلي و ضروري از عناصر فرعي و حاشيه‌اي آن مفيد باشند. اين سه رويکرد عبارتند از:
فراغت به مثابه زمان: به نظر چارلز برايت بيل31 اوقات فراغت باقيمانده زماني است که اجبارا براي برآوردن نيازهاي کاري و معيشتي مصرف مي‌شود. اوقات فراغت زماني است که مي‌توانيم آنچه را که انجام مي‌دهيم انتخاب کنيم يا زمان آزاد افراد است. اهميت اين نظريه در آن است که فراغت به عنوان زمان، قابل محاسبه و کميت پذير است و مي‌توان با اين سوال که چه مقدار به فعاليت‌هاي فراغتي مشغول هستند؟ آن را به کميت قابل محاسبه تبديل کرد. ديگر آنکه کميت‌پذيري زمان فراغت، امکان مقايسه‌ي آن براي افراد متفاوت و گروه‌هاي اجتماعي مختلف را فراهم مي‌سازد (جلالي فراهاني، 1387).
فراغت به عنوان فعاليت: ازاين ديدگاه فراغت عبارت است از بازي‌ها، ورزش‌ها، کار فرهنگي، کنش‌هاي اجتماعي و نوعي فعاليت که ظاهرا شبيه کار است ولي در اصل کار نيست. اين رويکرد چندان دقيق و مشخص نيست زيرا به درستي معلوم نيست که مثلا بازي‌هاي بعد از تعطيلي مدرسه جزء فعاليت‌هاي فراغتي محسوب مي‌شوند يا نه؟ به اين دليل تعريف فراغت تنها به عنوان فعاليت‌هاي مشخص موجب تناقص مي‌شود به اين جهت تعداد کمي از متخصصين تعريف فوق را به عنوان فراغت پذيرفته‌اند. تاکنون هيچ گونه فهرستي از فعاليت‌هايي که مي‌توان آنها را فراغت ناميد، ارائه نشده است تا معلوم شود افرادي که آن فعاليت‌ها را انجام مي‌دهند درگير فعاليت‌هاي فراغتي هستند (جلال فراهاني، 1387). در همين رابطه زنگنه به نقل از دومازيه32 چهار نوع فعاليت را فهرست کرده است: 1-کار براي امرار معاش 2-تعهدات خانوادگي 3-تعهدات خانوادگي – فرهنگي 4- فعاليتي که موجب ابراز وجود و خود شکوفائي فرد است. به نظر وي فراغت از نوع چهارم است و ساير فعاليت‌ها شبه فراغتي هستند. براساس نظر وي فراغت فعاليتي هدفمند است که از روي انتخاب شخص انجام مي‌شود، فرديت شخصي را تکامل مي‌بخشد و موجب تکامل فردي مي‌شود. فراغت فعاليتي جداي از انتظارات اجتماعي خانواده، دوستان، حکومت يا… نيست، لذا آنچه فراغت را تشکيل مي‌دهد خود فعاليت نيست بلکه کيفيت چگونگي تجربه انجام آن فعاليت است (زنگنه، ‌1378).
‌فراغت به عنوان يک تجربه دروني: سومين ديدگاه در تعريف فراغت ناشي از توجه به وضع رواني، جهت‌گيري‌ها، گرايش‌ها، شرايط و تجربه در ارتباط با فراغت‌گر است. به سخن ديگر ديدگاه سوم در تعريف خود به عامل فراغت يا فراغت گر توجه نموده است. معروف‌ترين تعريف تجربي در اين زمينه به سباستيان دوگرازيا مربوط است که فراغت را در حالتي از وجود و شرايط انسان مي‌داند که تعداد کمي از افراد طالب آن بوده و تعداد کمي توان دستيابي به آن دارند. وي عامل اساسي را در تعريف فراغت حالت و شرايط و يا احساس لذت دانسته است.
در اکثر نگرش‌هاي قديم و جديد در زمينه تعريف مشخصات فراغت سه جهت‌گيري مشترک مشاهده شده است که عبارتند‌از:
الف) فراغت از آنچه بايد انجام گيرد متمايز مي‌شود. فراغت از قلمرو ضرورت جدا مي‌شود يعني از آنچه که بايد انجام گيرد.
ب) فراغت انتخاب آزادانه است که نسبي است نه مطلق.


دیدگاهتان را بنویسید