مفهوم سلامت روان در واقع جنبه اي از مفهوم کلي سلامت است و به کليه ي روش ها و تدابيري اطلاق مي شود که براي جلوگيري از ابتلا به بيماري هاي رواني به کار ميرود (حسيني،1380). سازمان بهداشت جهاني در تعريف بهداشت رواني يا سلامت فكر گفته است :سلامت فكر عبارتست از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب (ميلاني‌فر،4381(.
در اين تعريف اساسي بهداشت رواني سازگاري با ديگران و محيط زندگي است كه فرد مي‌كوشد راه درست يا مناسب زندگي كردن در يك محيط معين و با آنها كه با او زندگي مي‌كنند را كشف و به كار بگيرد. به عبارت ديگر، اين كه چگونه با نيازهاي متفاوت خود كنار بيايد و با تدبير منطقي خود را با محيطي كه الزاما همه عوامل آن به نفع او نيست تطبيق دهد بسيار پراهميت است. اين تطبيق ممكن است از طريق تغيير در خود، در صورت امكان در محيط فيزيكي يا جامعه انجام مي‌گيرد.
كاپلان و بارون(1952؛ به نقل از ميلانيفر، 1384) مي‌گويند بهداشت رواني حالت خاصي از روان است كه سبب بهبود، رشد و كمال شخصيت انسان مي‌گردد و به فرد كمك مي‌كند كه با خود و ديگران سازگاري داشته باشد.
كاپلان و بارون26، علاوه بر موضوع سازگاري، به جنبه كيفي رشد و كمال شخصيت و به تعادل رسيدن آن توجه مي‌كنند. در حقيقت اگر معلمي در زندگي شغلي و دانش‌آموزي در زندگي تحصيلي خود بتواند از شخصيتي متعادل و كمال يافته برخوردار شود يا مدرسه بتواند به گونه‌اي زمينه‌هاي ساخت و بهسازي شخصيت او را فراهم سازد كه در نهايت بتواند با ديگران در حالتي خوش و ارضاء كننده رابطه برقرار كند، او از سلامتي رواني برخورداراست.
مزلو با نگاهي ژرفتر و در ارتباط با كانوني‌ ترين عامل اساسي انسان يعني تأمين نيازها و در نهايت شكوفايي استعدادهاي بالقوه و رشد به سمت كمال است (رضواني،1386).
در حقيقت، مزلو بهداشت رواني را حاصل تأمين نيازها و شكوفا شدن استعدادهاي ذاتي انسانها مي‌داند.
اريك‌ فروم27 سلامت فكر را نيل به بلوغ بر اساس خصوصيات و قوانين طبيعت آدمي مي‌داند. (تبريزي،1385 (.
به عبارت ديگر، زندگي طبيعي و طبيعي زيستن سبب سلامت روان مي‌شود. برخلاف آن دسته از صاحب‌نظران كه مي‌گويند فرد بايد خود را به هر قيمتي با جامعه سازگار کند. به نظر مردم سلامت فكر موقعي تأمين مي‌شود كه فرد براساس ويژگي‌ها و قانونمندي‌هاي خطري خود رشد كند.
بيماري رواني ناشي از شكست فرد در دست يافتن به بلوغ طبيعي يا خطري اوست. بنابراين قبل از آنكه مدرك بهداشت رواني فرد را در سازگاري او با جامعه جستجو كنيم، بايد به معيارهاي خطري و طبيعي يعني نيازهاي او توجه كنيم.
بهداشت رواني عبارتست از پيشگيري از پيدايش بيماري رواني و سالم سازي محيط رواني تا افراد جامعه (سازمان) بتوانند با برخورداري از شخصيت وروان متعادل با عوامل محيط خود رابطه برقرار كرده و در راه تأمين نيازها، شكوفايي استعدادها و رسيدن به هدفهاي متعالي فردي و اجتماعي خود بكوشند(ميركمالي،1387).
با توجه به اين تعريف كار اساسي سازمان آموزشي يا مدرسه، تربيت انسان‌هاي سالم است كه منظور از انسان سالم همان ساخت شخصيت سالم است.
ردل و واتبنرگ گفته‌اند كه اكثر دست‌اندركاران تعليم و تربيت اعتقاد دارند كه تربيت و بارآوردن يك انسان با شخصيت سالم از آموزش او بسيار پراهميت ‌تر است و انسان دانش آموخته، ولي بدون شخصيت سالم، قدرت و شعور استفاده از آن فاقد ارزش است ‍(فخرايي، 1383).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شاملو آنقدر به بهداشت رواني در آموزشگاه و تعليم و تربيت اهميت مي‌دهد كه تعليم و تربيت را مترادف با بهداشت رواني مي‌داند و مي‌گويد تعليم و تربيت و بهداشت رواني از جنبه نظري هدف واحدي دارند، يعني هردوي آنها هدفشان ساختن آدم‌هاي سالم، مفيد و خوش بخت است (شاملو، 1386).
‌ به عبارت ديگر، اگر آموزش و پرورش ادعا كند كه كارهاي زيادي روي انسان‌ها انجام مي‌دهد، ولي نتواند ثابت كند كه انسان‌هايي سالم و خوشبخت تربيت مي‌كند، مي‌گوييم از اصل رسالت خود دور مانده است.
(هوگان 28 ،1976؛ به نقل از حاتمي و همکاران،1387) سه تعريف عمده از بهداشت رواني ارائه كرده است :
1ـ بهداشت رواني به معناي خود آگاهي يا فقدان خودفريبي، حل تعارض‌ها و كشمكش‌هاي دروني و پذيرش پيروي از سرنوشت و تقدير بشريت گفته است.
2ـ بهداشت رواني به معناي خود شكوفايي و تحقق خود مي‌باشد؛ يعني به عمل رساندن توانايي‌هاي ذاتي و دروني فرد.

3ـ بهداشت رواني حدودي است كه فرد توانسته است با شبكه روابط اجتماعي پايداربه صورت يكپارچه درآيد.
از آنجا كه هدف بهداشت رواني تأمين سلامت روان است بايد تعريف نسبتا روشني از سلامت رواني داشته باشيم. ارائه چنين تعريفي ساده نيست؛ زيرا از يك سو پديده‌هاي رواني بيشتر جنبه انتزاعي و غير عيني داشته و نمي‌توان آنها را به سهولت آسيب‌هاي جسماني مورد مطالعه قرار داد(ميلاني فر، 1380).
اختلاف نظرهاي بسياري در مورد سلامت رواني وجود دارد. حال چهار ديدگاه را در مورد سلامت رواني از يكديگر تفكيك كنيم كه عبارتند از :
2-5-1- سلامت رواني به معناي رفتار بهنجار(عادي)
دراين ديدگاه گفته مي‌شود رفتارهايي كه اكثريت مردم از خود نشان مي‌دهند، رفتار سالم به شمار مي‌آيند و رفتار كساني كه از رفتارهاي عمومي جامعه فاصله زيادي مي‌گيرند، به عنوان رفتار مرضي به شمار آمده، صاحبان آنها بيمار رواني ناميده مي‌شوند.
2-5-2- سلامت رواني به معناي الگوي ايده‌آل
در اين ديدگاه انسان سالم كسي است كه از يك سلسله معيارهاي مشخصي براي سلامت رواني تبعيت كند. اين معيارها غالبا بوسيله روان شناسان و روان پزشكان مشخص مي‌شود براي مثال هشيار زيستن به عنوان يك ملاك سلامت رواني به شمار مي‌آيد؛ به اين ترتيب كه هركس هشياري بيشتري نسبت به خود و محيط داشته باشد ازسلامت رواني بيشتري برخوردار است در مقايسه با افرادي كه هشياري اندكي دارند. پذيرش واقعيت نيز به عنوان يك ملاك سلامت رواني به شمار مي‌آيد علاوه بر اين مطمئن بودن به خود، خوش‌بيني، پذيرفتن اشكالات خود و اقدام به رفع آنها، روابط خانوادگي خوب و صميمي، انعطاف پذيري در رفتار، امنيت عاطفي، هدايت زندگي، سرنوشت توسط خود، يكپارچگي و وحدت در شخصيت و بسياري ديگر از اين معيارها.
2-5-3- سلامت رواني به معناي يك فرآيند
براساس اين ديدگاه سلامت رواني يك پديده واحد نيست كه بتوانيم از آن در تمامي مراحل زندگي استفاده كنيم. به عبارت ديگر در هر مرحله از زندگي انسان اعم از كودكي، نوجواني، جواني، ميانسالي و كهنسالي سلامت رواني معناي متفاوت پيدا مي‌كند و به اين ترتيب بيماري رواني يك معناي تحولي خواهد داشت؛ يعني آنچه در بزرگسال بيماري بشمار مي‌آوريم، ممكن است در يك نوجوان سلامتي كامل بدانيم و يا برعكس؛ اين ديدگاه به اين نكته اشاره مي‌كند كه لزومي ندارد رفتار همه را با يكديگر در تمامي سنين مقايسه كنيم بلكه بهتر است رفتار هركس را با افراد هم‌سن خودش مقايسه كرده و از طريق ميزان غيرعادي بودن او را مشخص كنيم.


دیدگاهتان را بنویسید