شامل كليه اعمال و ناهنجاري هايي مي‌شود كه به دليل عوامل رواني بيروني از فرد سر زده و ضد ارزشهاي اجتماعي محسوب مي‌شود . (اصلاح و تربيت ، 1381 ، ج6و7 : 50)
جرم
از نگاه حقوقي هرگونه فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي ان مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي‌شود . (جهانگيري، 1379 : 437)
مجرم
كسي است كه در زمان معين ، عمل او بر خلاف مقررات قانوني رسمي كشور باشد . وقوع جرم نه تنها نظم و ارامش و سلامت جامعه را بر هم مي زند ، بلكه خسارات روحي و جسمي و مادي به افراد و آزادي و استقلال آنها وارد مي‌سازد . ( شلويري و پولادي ،‌ 1381 :146)
مشكل اجتماعي
مشكل با قيد اجتماعي به موقعيت تعدادي از افراد در قالب گروههاي سازمان يافته يا غير سازمان يافته اطلاق مي‌شود كه عمل آنها از سوي كل جامعه تاييد نمي‌شود و در صورت استمرار عمل گروهي ،آسيب‌هايي براي كل جامعه ايجاد خواهد شد و افراد سعي دارند تا به رفع يا كاهش اثرات آن بپردازد.
جامعه‌شناسان كلاسيك مشكلات اجتماعي را در موقعيت هاي دردناك يا غير مطلوب براي توده واقعي مردم تلقي كرده اند .

روسپيگيري
در فرهنگ جامع روان شناسي ـ روان پزشكي ـ دكتر نصرا… پورافكاري درتعريف روسپگيري مي كويد: “اين اصطلاح به معادله پاياپاي بي بند و بارانه جنسي توسط مرد يا زن (روسپي كه ممكن است مرد باشد يا زن باشد) بر كسب درآمد و تأمين معاش اطلاق مي‌شود.”
نوع رابطه ميان روسپي و مشتري نوعي تحقير متقابل است.
روسپيگري معمولاً با ساير انواع آسيب‌شناسي رواني ـ اجتماعي ، نظير اعتياد ، جرم ، جنايت و الكسيم، همراه است. زن هاي روسپي به درجات مختلف اختلال شخصيتي دارند ودر بعضي موارد قواي هوشي پايين تر از معمول را دارا هستند .برخي از آنها همجنس گرايند و احساس خصومت خود را از طريق تحقير وي با درگير ساختن او در رابطه غير اجتماعي و غير اخلاقي ابراز مي‌كنند.مردان روسپي كه اغلب در جوامع غربي خود را در اختيار پيرزنان و همجنس‌بازان مي‌گذارند هر چند خود نيز غالباً همجنس گرا هستند، اغلب سرد مجازند. (كامكار و همكاران ، 1383: 296)

پيشينه تحقيق :
از ميان پايان نامه هاي مورد بررسي در دانشكده ادبيات وعلوم انساني موردي كه بتواند به طور كامل در رابطه با موضوع به ما كمك كند وجود ندارد واين موضوع به گفته مركز پژوهش و تحقيقات ادارة كل زندانها براي اولين بار تحت بررسي قرار گرفته است. اما چند طرح تحقيقاتي وجود دارد كه تا حدودي به موضوع مربوط مي شوند از جمله :
طرح تحقيقاتي آقاي نوعي و آرامي در رابطه با شناسايي وضعيت زنان آسيب ديده در شهر مشهد و ارائه راهكارهايي در جهت ساماندهي آنان و يك طرح ديگر كه البته امكان دسترسي به آن وجود نداشت از خانم نادره عطاريان تحت عنوان مشكلات زندانيان زن، به همين دليل به عنوان پيشينة تحقيق از نظر جامعه شناسان و انديشمندان در رابطه با انحرافات و‌ آسيب هاي اجتماعي كمك گرفته و بيشتر به اين موضوعات كه در گذشته نيز كارشده پرداخته شده است.
بنا به عقيده دور كيم پايه‌گذار علم جامعه‌شناسي در هر جامعه انساني جرم بروز مي‌كند و جرم يك پديده طبيعي اجتماعي است ولي وقتي از يك حدي تجاوز كرد مي‌توان آن را بيماري اجتماعي ناميد . از انجا كه بين نابهنجاري موجب رشد ساير آسيب‌ها مي‌شود. ضرورت دارد آسيب‌هاي اجتماعي و ارتباط بين آنها مورد بررسي قرار گرفته و ريشه يابي شوند تا بتوان با توجه به علل بوجود آورنده و تشديد كننده اين آسيب‌ها را مهار نمود . (محمدي، همان منبع : 19)
وي معتقد است در جوامعي كه استاندارد و قيود ضعيف مي‌شوند ، وضعيت نابهنجار اتفاق مي‌افتد و اين امر با افزايش جنايت و اشكال ديگر اساسي رابطه دارد . (فرجاد،‌آسيب‌شناسي اجتماعي : 24)
” لااكساني و ماندوويد” منشا تبهكاري را در تاثيرات فرهنگي – اجتماعي يافته اند . طبق نظريه لااكساني مجرم يك قرباني بيچاره نظام اجتماعي است و نقص زمان اجتماعي او را جنايتكار كرده است . مجرم مسئول عمل خود نيست و اين اجتماع و تعميرات دسته جمعي است كه در عمل فرد نگون بخت بروز و ظهور مي‌كند . وي مي‌گويد تمام مردم دنيا به استثناي جنايتكاران مقصرند. تبهكار به مشابه يك مي‌كروب اجتماعي است كه مي‌تواند در محيط خاص رشد كند به نظر وي هر جامعه اي داراي تبهكاران مخصوص به خود است و اهميت آن زماني مشخص مي‌شود كه محيط مناسبي براي تهيه رشد پيدا كند .
اين نظريه باعث شد كه جرم شناسان ، علل بروز جرم را فقط در ساختمان وجود انسان و كيفيات حياتي او جستجو نكنند بلكه محيط اجتماعي را نيز به عنوان يك علت مهم و موثر مورد مطالعه قرار دهند .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

كتكه اجتماع را مسئول كليه جرائمي مي داند كه رخ مي‌دهد زيرا خود عامل به وجود آورنده آنهاست و بزهكار جز آلت اجرايي در دست اجتماع چيز ديگري نيست . اجتماع الوده از انسان سازگار ، درستكار و پاك سرشت موجودي ناسازگار ، مست و نا پاك مي افريند و تخم بزه كاري را در ميان انسانهاي سالم پرورش مي رهد و آنان را براي ايفاي نقش آماده مي‌سازد . ( مساواتي ، 1374 : 23-9)
از نظر ” هوار بگر ” علل بيماريهاي جسمي در همه دنيا يكي است در حاليكه علل بيماريهاي اجتماعي تابع شرايط اقتصادي و اجتماعي و زمان و مكان است و نسبي است نه مطلق .
ريشه تمام كجروي ها در محيط اجتماعي است پس هيچكس كجرو متولد نمي‌شود بنابر اين كجرو ها بيماران اجتماعي هستند كه مانند بيماران جسمي قابل درمان و علاقمند در صورتي كه عوامل كجروي موجود در محيط اجتماعي از بين برده شود . در واقع كجروي نتيجه تعاريف اجتماعي و موازين و مقررات اخلاقي است كه بوسيله سايرين بر فرد تحميل مي‌شود . (فرجاد، همان منبع : 24)
ماركس معتقد است كه جنايت ،فساد،فحشاورفتار خلاف اخلاق در درجه نخست ناشي از فقر است كه زائيده سيستم سرمايه داري است . ماركس و انگلس معتقدند كه كليه فعاليتهاي انساني تابع وضع اقتصادي است و ريشه سرمايه داري منشا بروز جرائم است و ارتكا ب جرم واكنشي عليه بيدادگري اجتماعي است .
“ژاك سابران” جرم شناس معروف فرانسوي عقيده دارد كه زندگي انسان به طور مطلق و عام از تاثير عوامل اقتصادي بر كنار است و كاملا به ميزان در امد ان وابسته است . وي به عوامل ديگر مانند فرهنگي ، اجتماعي معتقد است اما اقتصاد را مهمتر مي داند . (مساواتي، بسزايي، 1374 : 62)
انحرافات اجتماعي متاثر از انحرافات فردي است . زيرا بدون شك فرد صالح در ساختن جامعه سالم تاثير بسزايي دارد و جامعه نوراني و هدايت يافته معلول افراد هدايت شده و عادل مي‌باشد اگر چه از نقش جامعه هم در هدايت يا منحرف نمودن افراد نمي‌توان چشم پوشي نمود . بخصوص در افرادي كه زمينه‌هاي لازم براي هدايت و انحراف را داشته باشند لذا هم فرد و هم جامعه در به انحراف كشيدن يا هدايت يافتن افراد در تعامل هستند . (آقاجاني، همان منبع: 125)
از شرايط و عوامل اجتماعي موثر در كجروي بنا به عقيده نصر الله اقاجاني در كتاب زنان مي‌توان :
الف) متغير همنشيني با افراد منحرف :
هر فردي با فرايند جامعه پذيري مواجه مي‌شودو از ان طريق شيوه هاي رفتاري را مي‌آموزد هر گاه جامعه پذيري ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه اسلامي به خوبي انجام نگيرد يا به جاي ان ارزشها و هنجارهاي ديگري كه ناهماهنگ با آنها باشد صورت بپذيرد در نتيجه زمينه كجروي فراهم مي‌شود .
جامعه پذيري طي مراحل مختلف سني خصوصا كودكي و نوجواني و نيز در موقعيت هاي گوناگون اجتماعي نظير خانواده ، گروههاي همسال، دوستان، مدرسه و نظاير ان انجام مي پذيرد . بديهي است كه نقصان جامعه پذيري ارزش‌هاي اسلامي در هر يك از مقاطع و موقعيت ها به معني يادگيري و جامعه پذيري نوعي از انحراف اجتماعي يا دست كم عدم همنوايي با اداب و رسوم و هنجارهاي جامعه اسلامي مي‌باشد .
علاوه بر خانواده همنشيني با افراد و گروههاي منحرف هم از زمينه‌هاي موثر بر كجروي است . مكانيزم تاثير پذيري اين عوامل بيشتر از رهگذر عواطف انس و الفت با همنشين انجام مي‌گيرد . قران حساسيت لازم را در اين رابطه بكار برده و روابط و عواطف فرد را به گونه اي تنظيم مي‌نمايد تا زمينه يادگيري انحراف فراهم نيايد .
ب) وضعيت انومي و نابساماني اجتماعي :
ساختار اجتماعي كه مجموعه اي از روابط ثابت و الگوها ي رفتاري نسبتا پايدار بين افراد ، گروههاو سازمانها است ، نقش عمده اي در جامعه پذيري افراد دارد . هر گاه اين مجموعه انسجام خود را از دست بدهد يا فاقد توانايي جهت كنترل اعضاي خود باشد يا به هر دليلي زمينه ساز بروز كجروي شود ، انحراف با توجه به ساختار اجتماعي قابل تبيين مي گردد . ساخت ناسالم اجتماعي صور مختلفي دارد كه يكي از آنها وضعيت انومي است .
در وضعيت انومي اجزاي مربوط به ساختار اجتماعي ان قدر مبهم و نامعلوم هستند كه رفتار افراد قابل پيش بيني نيست . در چنين شرايطي هيچ كسي نمي داند كه ديگري با او چه رفتاري خواهد داشت . زيرا هنجارها يا اصلا معلوم نيستند يا مورد توجه و اقبال اجتماعي قرار نمي‌گيرند در نتيجه فشار ساختاري حاصل از شرايط انومي زمينه مساعدي را جهت كجروي فراهم مي‌كند . كه اين وضعيت را مي‌توان در شورش ها ، جنگ ها و انقلابات اجتماعي به خوبي ديد.
ج) كاهش نظارت و كنترل اجتماعي :
هر گاه جامعه پذيري ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه اسلامي و دروني كردن آنها به طور كامل انجام نگيرد ، نواقص ان بايد از طريق مكانيزم نظارت و كنترل اجتماعي جبران شود . جامعه بايد مكانيزم هايي داشته باشد تا فرد را از ارتكاب نا بهنجاري باز دارد . اگر روابط اجتماعي به گونه اي باشد كه اجازه كجروي را به افراد بدهد و آنها با كمال بي تفاوتي شاهد نابهنجاري يكديگر باشند چنين ساختار ناسالمي امادگي براي هر نوع كجروي دارد . (شلويري و پولادي، 1381 : 146)
شلويري و پولادي در رابطه با علل وعوامل ارتكاب جرم در زنان معتقدند كه بيشتر بر خوردها با افراد مجرم در چارچوب دستگاههاي قضايي و انتظامي محدود مي‌شود و كمتر بر خوردهاي تربيتي و آموزشي به منظور خشكاندن ريشه ها و علل و عوامل جرم افرين مورد توجه قرار مي‌گيرند . براي مبارزه با علل واقعي بروز جرم و انحرافات اجتماعي ضروري است كه مطالعات و تحقيقات گسترده براي شناسايي علل و انگيزه هاي جرم از جوانب گوناگون صورت پذيرد . در اين رهگذر ، با توجه به آسيب پذيري بيشتر زنان و نيز اهميت نقش زنان در انجام ، پايداري و دوام كانون هاي خانوادگي و همچنين اهميت سلامت شيوه هاي آنان در تربيت نسل هاي سازنده جامعه ضرورت پرداختن به مسائل و مشكلات زنان و علل و انگيزه هاي جرم در زنان روشن مي‌شود . عوامل بيشماري را مي‌توان با پديده ارتكاب جرم مرتبط داشت به چند دسته كلي مشكلات خانوادگي ، مشكلات رواني و روانپزشكي ، مشكلات اقتصادي – اجتماعي ، مشكلات آموزشي و مهارت ها ، مشكلات مربوط به ازدواج مي‌پردازد .
در كتاب جرم و طبيعت انساني اثر جيمز كيو ويلسون و ريچارد هيوانستن اين دو دانشمند برجسته استدلالي متقارن در رابطه با جرم شناسي ارائه داده‌اند . بر اين مبنا كه خصايص شخصي از قبيل ساختار ژنتيكي ، هوش و ساختمان بدني ممكن است از اهميت متغير هاي اجتماعي به عنوان پيشگويان رفتارهاي مجرمانه مهم تر باشند . بنابر اين ويلسون و همكارانش يك نظريه تلفيقي بزهكاري را پيشنهاد مي‌كنند كه شامل عناصر ساختار زيست شناسي اجتماعي و شخصيت انتخاب منطقي و فرايند ساختار اجتماعي است . بنابر نظرويلسون و هير نستين همه رفتار هاي انساني از قبيل بزهكاري بوسيله نتايج درك شده ان تعيين مي‌شود . يك رخداد مجرمانه وقتي رخ مي‌دهد كه رفتار مجرمانه را بر رفتار متداول و قرار دادي ترجيح دهد . بعد از مقايسه منافع و خسارات با هر كدام پس جرم عملكرد انتخابي منطقي است . بنابر نظريه ويلسون و همكارانش”چربيدن بهره اجورات خالص لز بزه به اجورات خالص از غير بزه مساوي است با رغبت بيشتر به ارتكاب جرم”.
پاداش ها براي جرم مي‌توانند شامل بهره مادي ، ارضاي جنسي، انتقام و تأييد همطرازان باشد نتيجه مي‌تواند شامل عذاب وجدان ، انتقام جويي بزه ديده ، عدم تاييد اجتماعي و تهديد مجازات قانوني باشد .
در رابطه با جرايم زنان در شماره 6و7 ماهنامه اصلاح و تربيت ، محققان منير السادات علوي نسب ، مهتاب لاهيجاني و رويا لاهول معتقدند كه : بزهكاري زنان به رغم مشابه بودن تعريف در جوامع جهاني از نظر مصاديق با توجه به عوامل اجتماعي – فرهنگي ، مذهب و غيره داراي يك اعتبار نسبي است . يعني بين سن زنان و ناسازگاري و بزه آنان از جهت كمي و كيفي نسبتي وجود دارد . آنچه مسلم است در دوره نوجواني تا سن 18 سالگي با رشد جسمي و رواني شخصيت نوجوان تكوين يافته و بين 18تا 21 سالگي نيز دوره تكامل عقلاني و منطبق شدن با وضع و دوره ثبات اغاز مي‌شود . نوجوان در اين دوره نياز به محبت و روابط عاطفي با والدين خويش دارد و محروم ماندن از اين رابطه باعث گرايش او به بزه و انحراف مي‌شود . پديده هاي بطور مداوم در جرم شناسي از آنها بحث شده چهار دسته اند 1- عامل 2- علت 3- انگيزه 4- شرايط
خصوصيات مربوط به شخصيت بزه كار
1- سن بزهكار : نتايج حاصل از بررسي 200 پرونده محكوميت كيفري نشان مي‌دهد كه سطح سن بزهكاري در سنين بين 25-19 (26 درصد) بالاترين ميزان را دارد .
الف ) سن تاهل : سن ازدواج از بين زنان بر اساس بررسي 50 پرونده بزهكاري نشان مي‌دهد كه 46 درصد آنان بين سنين 15-13 سالگي ازدواج كرده اند .
ب) نتايج ناشي از 100 مورد پرسشنامه بيانگر اين است كه 41 درصد از زنان بزهكار بيش از يكبار ازدواج كرده اند .
2- تجرد يا تاهل : كه از 200 مورد پرونده محكوميت كيفري 51 درصد زنان بزهكار متاهل هستند .
3ـ سابقه محكوميت
راههاي پيشنهادي در جلوگيري از بزهكاري زنان در ايران
1- جانشين كردن نظام اصلاح و تربيت به جاي روش اجراي مجازات‌ها
2- توجه بيشتر به مسائل خانوادگي
3- طرد بزهكاران حرفه‌اي و اعتيادي از راه اقدامات تاميني
4- توسعه كادر مدد كاران اجتماعي و اشتراك مساعي بيشتر انجمن حمايت از زندانيان در امور زندان‌ها و زنداني‌ها
5- از بين بردن نقاط آلوده و كنترل نظارت بيشتر در نقاط مزبور
6- ايجاد كارهاي حرفه‌اي بيشتر براي زنان در زمينه رشد استعداد و طرز تفكر آنان و تامين نيازهاي اجتماعي‌شان
شناخت مجرم از ديدگاه جامعه‌شناسي
در اين مورد بايد گفت كه جرم چيست و مجرم كيست ؟
براي شناخت جرم در هر جامعه بايد ابتدا به عوامل اقتصادي ،‌سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و پرورشي آن جامعه توجه كرد و ديد آيا عوامل فوق تا چه حد انساني و سازنده و يا غير انساني و جرم آفرين هستند چون همانطور كه در بحث شناخت كجروي ها و انحرافات اجتماعي بحث كرديم هيچكس كجرو و يا مجرم متولد نمي‌شود .
معمولا اصطلاح مجرم فقط در مورد اشخاصي كه از قوانين جامعه تخلف مي‌كنند بكار برده نمي‌شود بلكه به اشخاصي كه مرتكب اعمال خلاف اخلاق يا عرف و فرهنگ جامعه كه احساسات مردم را جريحه دار مي‌سازند نيز اطلاق مي گردد .
مجرمين را مي‌توان بر دو گونة متفاوت يعني اتفاقي و يا حرفه اي تقسيم كرد . مجرمين اتفاقي فقط موقعي كه فرصت مناسبي پيدا كنند مرتكب جرم مي‌شوند و سعي مي‌كنند كه با كنترل كارهاي پنهاني خود ، اعمالشان را از ديدگاه حقوقي و عمومي جامعه مخفي نگهدارند اينگونه افراد تحت شرايط و عوامل خاصي مرتكب جرم مي‌شوند يعني مجرمين اين گروه بر اثر اجبار و يا كشش هاي دروني به طرف اعمال جنايت آميز كشيده مي‌شوند و بيشتر ارتكاب عملشان از بي ثباتي عاطفي آنها ناشي مي‌شود و اگر عوامل و انگيزه هاي ارتكاب برايشان باقي بماند ممكنست به ارتكاب جرايم ديگر و حتي شديدتر نيز مبادرت ورزند . مجرمين حرفه اي كساني هستند كه بر اثر تكرار اعمال جرم آميز در ارتكاب جرم بيشتر پا بر جا و ثابت هستند و آنچه كه انجام مي‌دهند به عنوان عمل خلاف فرهنگ و ضد اجتماعي است ولي براي خودشان بعنوان فرهنگ جنائي گروه خويش پذيرفته شده چون آنها خود را از افراد عادي اين جامعه نميدانند و بين خود و ديگر مردم پيوندي احساس نمي‌كنند . در حاليكه اعمالش از نظر همفكران خويش مورد تأييد و تصديق قرار مي‌گيرد مجرمين كهنه كار ، ماهر و آنهائيكه با گرفتن پول يا امتياز به هر نوع عمل خلافي مبادرت مي ورزند ، از اين گروهند بيشتر افراد اين دو گروه كمتر از سي سال دارند و آرزوي يافتن مقام و يا ثروت از طريق بدست آوردن منافع اقتصادي آنها را وادار به اينگونه اعمال مي‌كند . مسأله‌اي كه از نظر جامعه‌شناسي بسيار قابل توجه است اينكه اينگونه افراد از لحاظ شكل ظاهري با مردم عادي جامعه خويش هيچگونه تفاوتي ندارند و آنچه مهمتر است اينكه در هر شرايط و بهرحال مي‌توان با تغيير شرايط اجتماعي ، اقتصادي و پرورشي به بهبود آنان كمك كرد و به موقعيت رسيد بخصوص در مورد مجرمين اتفاقي .
ولي هستند افرادي كه بر اثر عدم تعادل رواني و يا اعتياد به مواد مخدر مرتكب اعمال جنايت آميز مي‌شوند و خود در لحظه وقوع عمل جنايت آميز به كاري كه مي‌كنند وقوف و آگاهي ندارند و قصد و عمد و انگيزه اي هم براي اين عمل ندارند اينگونه افراد بايد از جامعه دور شوند و به مؤسسات روان درماني براي بهبود كامل سپرده شوند چون خطر اجتماعي آنان بيشتر از دو گروه ديگر است .
گروه ديگري هستند كه در جامعه داراي قدرت ، ثروت و يا موقعيت اجتماعي هستند ، مرتكب اعمال خلافي مي‌شوند و اعمال جرم آميزشان بخاطر موقعيت شان يا از نظر ديگران پوشيده مي ماند و يا جامعه قدرت محاكمه آنها را ندارد ولي با گذشت زمان و آگاهي روز افزون مردم از نفوذ اينگونه افراد روز بروز كاسته مي‌شود چون دنيا بطرف عدالت اجتماعي پيش مي رود .
جامعه جرم خيز
در جوامع پيشرفته و يا صنعتي امروزي كه خود را اسير تكنولوژي نموده و روابط انساني را فراموش كرده اند تجاوز ، سركشي ، عصيان ، كلاهبرداري ، سرقت ، آدم كشي با شدت و بيرحمي هر چه بيشتر پديدار مي گردد و مردم اينگونه جوامع را وحشتزده و هراسناك نمي‌نمايد تا به حدي كه همه از هم ميترسند و يا به هم اعتماد ندارند . وقايع خونين و مرگبار هر روز بيشتر و شديدتر مي‌شود در حاليكه اكثر مردم جوامع امروزي نسبت به گذشته از آموزش هاي جديد ، بيشتر برخوردارند پس بايد كمتر مرتكب چنين اعمال غير انساني شوند هر روز تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي مرم بيشتر مي‌شود . فرزند كشي ، همسر كشي ، همنوع كشي و ديگر جناياتي كه شرحشان را از جرايد و رسانه هاي گروهي ميخوانيم و مي‌بينيم همه و همه نشان بي ثباتي اجتماعي و ضعف روابط و اصول انساني و اخلاقي است . بي اعتقادي و بي ايماني مردم نسبت به اصول اخلاقي و انساني كه به گسترش اينگونه جريم و جنايات كمك كرده به اين دليل بيشتر مي‌شود كه به جاي توجه به حيثيت انساني به ارزش‌هاي مادي بيشتر توجه مي‌كنند وقتي مي خوانيم يكنفر در فلان جامعه در يك روز چند نفر را از نعمت زندگي محروم مي‌كند و يا توسعه طلبي و جاه طلبي صاحبان قدرت با ايجاد جنگها عده بيشماري از مردم بيگناه را بخاك و خون مي كشاند فقط بخاطر اينكه عده اي كه در كار صنايع تسليحاتي سرمايه گذاري كرده اند به ثروت بيشتري دست يابند و رهبران انها به توسعه طلبي خود برسند در اينصورت براي مفهوم انساني جائي باقي نميماند . هنوز هم دنيا اثرات تلخ جنيات جنگ هاي جهاني را تحمل مي‌كند و هنوز هم مشاهده معلولين جنگي احساسات انساني مردم جوامع خويش را جريحه دار مي‌نمايند راستي چرا ابرقدرتها با گسترش اينگونه اعمال اعتماد عمومي را كم مي‌كنند و به بي ايماني مردم نيز كمك مي‌نمايند و تعادل اقتصادي و اجتماعي را در جهان و بعد در جوامع برهم ميزنند . و بر هم خوردن تعادل اجتماعي و اقتصادي خود يكي از عوامل ازدياد جرايم است چون پس از دستگيري مجرمين وقتي به علت ارتكاب جرمشان پي مي بريم مي‌بينيم كه بيشتر ريشه اقتصادي و اجتماعي دارد تا جنبه رواني و تازه بيماريهاي رواني از جنگها و گسترش اعتياد و الكسيم ناشي مي‌شود .
ازدياد جرايم در جامعه امريكا به حدي رسيده است كه در شهرهاي بزرگ و صنعتي و تجارتي كسي جرأت پياده روي در خيابان ها و پاركها را به هنگام شب ندارد و تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي به حدي رسيده است كه مردم در حالت هراس اجتماعي بسر مي برند چون جرايم در اينگونه جوامع روزبروز بيشتر مي‌شود .
وقتي به ريشه و علل ارتكاب جرايم توجه كنيم مي‌بينيم آنقدر كه جامعه و شرايط نامطلوب آن مؤثر است ، فرد گناهي ندارد .
براي شناخت علل اجتماعي ازدياد جرايم در اينگونه جوامع بايد به نادرستي قوانين جزا و عدم سازگاري آن قوانين با شرايط و اوضاع و احوال كنوني و كيفر بيش از حدي كه براي بيشتر مجرمين در نظر مي‌گيرند توجه كرد در حاليكه همين قوانين جزاي پوسيده و قديمي در برابر عده اي ، آبستن حوادث و شرايط و روابط مي‌شود و به نوبه خود دليل عمده اي براي ارتكاب جنايت و تجاوزبه ديگران مي‌شود .
با اينگونه قوانين جزا مجرمين را محكوم به مرگ مي‌كنند يا به زندان مي فرستد ولي آيا كشتن عده اي جز از بين بردن و نابودي معلول نتيجه گيري دارد ؟ علل اگر باقي بمانند ،معلولهاي بيشتري را به وجود مي آورند و ديگران جاي جنايتكاران گذشته را مي‌گيرند چنانچه مطالعه اي در زمينه درصد جرايم شود به اين نتيجه مي‌رسيم كه روز بروز بر تعداد مجرمين افزوده مي‌شود پس از قوانين جزا هم راهي براي جلوگيري از ارتكاب جرايم نيست چنانكه كسي با ارتكاب عمل تجاوز جنسي به عنف در جامعه ما كه منع قانوني دارد او را به 3 تا 7 سال زندان محكوم مي‌كنيم و طبق همين قوانين اگر كسي بيش از 6 ماه محكوميت قضائي داشته باشد از كليه حقوق اجتماعي محروم است حتي حق استخدام شدن را از او مي‌گيرند يعني كسي است كه با يك خلاف كه براي هر كس در زندگي ممكنست اتفاق افتد نمي‌تواند به استخدام دولت يا مؤسسات ديگر در آيد و يا به تحصيل خود ادامه دهد پس جامعه و قوانين حقوقي ، عملا او را از ساخت اجتماعي بازداشته و به كجروي او كمك مي‌كند.
حال بايد ديد با فرستادن جواني به زندان او را در كنار چه كساني قرار مي‌دهيم و آيا زندان برايش بصورت آموزشگاه مناسبي در جهت آموزش شيوه هاي مختلف ارتكاب جرم در نمي آيد ؟ اگر به شرح پرونده هاي جنائي دادگستري مراجعه كنيم مي‌بينيم كه چه انسانهائي قرباني قوانين كهنه جزائي شده و براي هميشه از جامعه طرد شده‌اند در حاليكه عملشان در اصل بر آورد نياز جنسي و طبيعي آنها بوده است منتها بر اثر عدم آگاهي شيوه صحيح و جامعه پذير ارضاء جنسي را نمي دانسته اند . همچنين است در مورد جرايم ديگر و چگونگي مجازات آنها .
رسانه هاي گروهي از طريق نمايش فيلم هاي جنائي تلويزيوني ، صفحات حوادث مطبوعات و رمان هاي پليسي و جنائي نيز در امر يادگيري و ازدياد جرايم تأثير نامطلوبي دارند چون بسياري از مجرمين جوان سعي كرده اند خود را بجاي هنر پيشه هاي فيلم هاي جنائي گذارند به عبارت ساده تر اعمال آنها را تقليد نموده اند. مهاجرت و شهر گرائي روستائيان يكي ديگر از عوامل ازدياد جرم است چون پس از مهاجرت به شهر به سختي مي‌توانند خود را با قوانين و شرايط زندگي شهري و از همه مهمتر فرهنگ جامعه سازگار نمايند وضع مهاجرين مكزيكي در امريكا و ازدياد جريام بين آنها و يا روستائيان جامعه ما كه به علت عدم آگاهي زودتر در دام عوامل مخرب اجتماعي گرفتار مي آيند و بنوبه خود مرتكب جرايم مختلفي مي‌شوند از اين نمونه اند .


دیدگاهتان را بنویسید