1-8- ساختار تحقيق14
فصل دوم:15
2-16
2-1- مروري بر مفهوم بنيادي سود و اهميت آن :17
2-2- مفهوم سود در سطح ساختار ( قواعد و تعاريف)19
2-3- مفهوم سود در سطح معاني ( ارتباط با واقعيت هاي اقتصادي )19
2-4- مفهوم سود در سطح عمل( نحوه استفاده از آن توسط استفاده كنندگان):20
2-5- ثبات و پايداري سود :21
2-5-1- ثبات سود (سود دائمي)21
2-5-2- اجزاي دائمي در مقابل اجزاء موقتي سود23
2-6- نقاط قوت و ضعف وارد بر سود حسابداري25
2-6-1- نقاط قوت سود حسابداري25
2-6-2- انتقادات و ايرادات وارد بر سود حسابداري26
2-7- مديريت سود و راهكارهاي مربوط به آن27
2-8- وجود يا عدم وجود يكنواخت سازي سود33
2-9- معاني و تعاريف مديريت سود سود34
2-10- انواع مديريت سود42
2-10-1- مديريت سود طبيعي: 42
2-10-2- سودهايي كه به طور طبيعي هموار نيستند و تعمداً توسط مديريت هموار شده‌اند: 43
2-10-3- مديريت سود واقعي( مديريت سود معاملاتي يا اقتصادي): 43
2-10-4- مديريت سود مصنوعي ( مديريت سود حسابداري):43
2-11- دستكاري حسابها44
2-12- ابعاد و جوانب و تئوري هاي مربوط به مديريت سود:45
2-13- انگيزه‌ها و اهداف مديريت سود سود48
2-13-1- افزايش رفاه سهامداران:49
2-13-2- تسهيل قابليت پيش بيني سود: 50
2-13-3- افرايش رفاه مديريت:51
2-14- معيارهاي شناخت مديريت سود59
2-15- ابزارها و روش هاي مورد استفاده در مديريت سود ( مصنوعي)62
2-15-1- 1 زمان بندي رويدادها62
2-15-2- مديريت سود از طريق انتخاب روش‌هاي تخصيص63
2-15-3- مديريت سود از طريق طبقه بندي63
2-16- عوامل موثر بر مديريت سود سود65
2-17- موافقين و مخالفين هموار سازي سود66
2-18- دشواري هاي كار تحقيق در زمينه مديريت سود سود :68
2-19- روش‌هاي مطالعه مديريت سود70
2-19-1- مدل سنتي:71
2-19-2- مدل ايمهاف: 72
2-19-3- مدل ايكل: 73
2-20- تحقيقات صورت گرفته در مورد مدل قيمت‌گذاري دارائي‌هاي سرمايه‌اي76
2-21- تحقيقات صورت گرفته در زمينه مديريت سود81
فصل سوم:86
3-87
3-1- اهداف تحقيق89
3-2- سوالات پژوهش90
3-3- فرضيه‌هاي تحقيق:91
3-4- جامعه آماري، نمونه و روش نمونه گيري92
3-5- نمونه آماري(N)93
3-6- روش تحقيق93
3-7- روش گردآوري اطلاعات95
3-8- روش آزمون فرضيه95
3-9- روش تجزيه و تحليل داه ها95
3-10- تحليل عامليERROR! BOOKMARK NOT DEFINED.
3-11- تحليل رگرسيون چندگانه96
3-12- آزمون معني دار بودن ضرايب كلي (F)98
3-13- آزمون معني دار بودن ضرايب جزئي رگرسيون(T)98
پيوستERROR! BOOKMARK NOT DEFINED.

چکيده:
دراين تحقيق رابطه بين مديريت سود وتغييرات آن وپيش بيني سودهاي آتي موردبررسي قرارگرفته است.
اين تحقيق ازلحاظ هدف جزتحقيقات کاربردي بوده وازلحاظ روش شناسي ازنوع تحقيقات همبستگي پس رويدادي مي باشد.دراين تحقيق 74شرکت به عنوان نمونه ازبين شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران براي دوره ي سه ساله انتخاب شده است.داده هاي مورد نيازپژوهش ازصورتهاي مالي استخراج شده است وبراي انجام پژوهش از روش رگرسيون استفاده شده است.
نتايج پژوهش نشان مي دهدکه ميان فرضيه هاي:
1-مديريت سود وتغييرات سود
2-سوددوره ي آتي وتغييرات سود
3-سود دوره ي آتي واقلام تعهدي اختياري
4-سود دوره ي آتي واقلام تعهدي غيراختياري

درشرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران رابطه معناداري وجود دارد.

کليات تحقيق
1-

مقدمه
يكي از اقلام حسابداري كه در گزارشهاي مالي (صورت سود و زيان) تهيه و ارائه مي‌شود “سود خالص” است كه كاربردهاي متفاوتي دارد. معمولاً سود به عنوان عاملي براي تدوين سياستهاي تقسيم سود و راهنمايي براي سرمايه‌گذاري و تصميم‌گيري و بالاخره عاملي براي پيش‌بيني به شمار مي‌آيد.
سود، معياري براي پرداخت سود تقسيمي و يا در تامين مالي داخلي سرمايه‌گذاري‌ها است. به سبب تفاوت بين سود حسابداري تعهدي و حسابداري نقدي، يك سازمان مي‌تواند مبلغي را به عنوان سود گزارش نمايد ولي وجوهي براي پرداخت سود تقسيمي نداشته باشد.
اختيار عمل مديران در استفاده از اقلام تعهدي اختياري که در استفاده از آن مخير مي باشند کيفيت سود را تحت تاثير قرار مي دهد.چرا که اقلام تعهدي موجب تغيير يا تعديل در شناسايي جريانات نقدي در طول زمان مي شوند و بنابراين اقلام تعديل شده ( سود ) عملکرد شرکت را بهتر ارزيابي مي کند.
از سوي ديگر به دليل آگاهي بيشتر آنها از شركت، انتظار مي‌رود به گونه‌اي اطلاعات تهيه و ارايه شود كه وضعيت شركت را به بهترين نحو منعكس كند. از طرف ديگر ممكن است بنا به دلايلي نظير ابقا در شركت، دريافت پاداش و ساير عوامل، مدير خواسته يا ناخواسته وضعيت شركت را مطلوب جلوه دهد. بنابراين، كيفيت سود شركتها تحت تاثير مباني گزارشگري و صلاحديد مديران قرار مي‌گيرد.
1-1- بيان مساله
در اواخر دهه 1920 رايج شدن صورتحساب سود و زيان همراه با فشارهاي قابل توجه از سوي افراد خارج از حرفه حسابداري و نيز عدم رضايت دست اندركاران حرفه اي و دانشگاهيان از روش هاي جاري، تغييرات مهمي را در تفكر و نظريه حسابداري بوجود آورد. يكي از مهم ترين اين تغييرات تأكيد و توجه بيشتر به صورتحساب سود و زيان كه پيش تر معطوف به ترازنامه بود، سبب شده تا مقوله اي به نام مديريت سود متولد و مطرح شود(اسماعيلي،1385).
در دهه هاي اخير مطالعات زيادي درخصوص مديريت سود صورت پذيرفته و ادبيات بسياري از آنها، در مورد انگيزه هاي مديران، اهداف و ابزارهاي آن بوده است. مديريت سود بدين گونه تعريف مي شود: مديريت سود يعني اينكه مدير مي تواند رويه اي از حسابداري را انتخاب نمايد كه
به هدف خاصي دست يابد در شرکت‌هايي که به طور مستمر در حال گزارش کردن سود هستند اين مطلب که چه ميزان از اين سود واقعي است و چه مقدار آن مديريت شده است مورد علاقه سرمايه‌گذاران و حسابرسان است. مديريت سود واقعي به عنوان تلاش‏هايي که توسط مديريت به منظور پاسخ به شرايط اقتصادي انجام مي‏‏پذيرد، تفسير مي‌‏شود. مديريت سود ساختگي، نوعي دست کاري حسابداري و استفاده از اصول و قوانين حسابداري است که توسط مديريت براي کنترل سود طبق نظر دلخواهشان انجام مي‏شود و به طور مصنوعي، تغيير پذيري جريان سود را مديريت مي‌کند. شواهد نشان مي‌دهند که مديران انگيزه‌هايي براي رسيدن به سطح مشخصي از سود (سود هدف) يا فراتر رفتن از آن را دارند. ولي اينکه در انجام اين کار تا چه اندازه مي‌توانند به مديريت سود اتکا کنند، مساله‌اي است که هنوز با ابهام همراه است(مشايخي، 1390).
مديران حرفه‌اي و تدوين کنندگان استانداردهاي حسابداري و مقررات افشاي شرکتي، ادعا مي‌کنند که رسيدن به سود هدف از اين طريق، مشکل است. مطابق با اين ديدگاه، رسيدن و يا فراتر رفتن از سود هدف مي‌تواند، دليلي براي به‌کارگيري مديريت سود در شرکت‌ها باشد. در اين رابطه جنسن (????) نشان داد که مديراني که به آستانه‌هاي سود دست مي‌يابند؛ احتمالا درگير مديريت سود شده اند. او اعتقاد دارد که دستکاري سود يک روش گسترده براي رسيدن به ارقام پيش‌بيني شده مديران و نتايج موردانتظار بازار سرمايه بوده است. او همچنين ثابت کرد که در دو دهه اخير، در حدود يک سوم شرکت‌ها، به دليل تجاوز از اصول پذيرفته شده حسابداري، ناگزير به تجديد ارائه ارقام مالي شده‌اند.
در اين پژوهش به دنبال بررسي رابطه بين مديريت سود وتغييرات آن و پيش بيني سودهاي آتي بوده و در اين راستا مساله اصلي پژوهش بدين گونه مطرح مي شود، آيا ميان مديريت سود وتغييرات آن و پيش بيني سودهاي آتي رابطه معني داري وجود دارد؟
1-2- اهميت و ضرورت تحقيق
بسياري از موارد بحران هاي مالي مربوط به شركت هاي سهامي عام بوده كه در حال افزايش است. شمار زيادي از سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان در مورد پيش بيني بحران مالي به خصوص زماني كه مديريت سود رخ مي دهد مشكلاتي دارند . تحقيقات اخير به شناسايي عوامل و فاكتورهاي مرتبط با مديريت سود مي پردازد. بنابراين از طريق آن ما قادر به تعيين ارتباط ميان اين عوامل و دستكاري سود هستيم. به منظور كاهش ريسك بحران هاي مالي ناشي از آن و كمك به سرمايه گذاران براي اجتناب از زيان هاي بزرگ در بازار سهام لازم است تا مدلي براي يش بيني مديريت سود توسعه يابد. علاوه بر اين براي تكنولوژي هاي سنتي حسابرسي نيز مشكل است كه زمان، منابع انساني، مخارج و تأثير رفتارهاي غير عادي بر اطلاعات مالي پيچيده و بزرگ را محدود نمايند. لذا توسعه مدل پيش بيني براي مديريت سود براي حسابرسان به منظور شناسايي درجه دستكاري در صورت هاي مالي مفيد است.
اين پژوهش در جلوگيري از ايجاد بحرانهاي مالي که در اثر پيدايش روابط ميان متغيرهاي مطرح شده است ميتواند مفيد باشد. نتايج کاربردي پژوهش در بکارگيري مديريت سود و تبعات آن مي تواند براي مديران مالي و همچنين سرمايه گذاران مورد استفاده باشد. در پژوهش هاي دانشگاهي نيز مي تواند نتايج ارائه شده و مورد بحث و بررسي هاي بيشتر قرار گيرد.
1-3- اهداف تحقيق
هدف اصلي
تبيين ارتباط ميان مديريت سود و تغييرات آن وسود دوره آتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
اهداف جزيي
تبيين ارتباط ميان مديريت سود وتغيرات سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تبيين ارتباط ميان مديريت سود و پيش بيني سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تبيين ارتباط ميان سود دوره آتي و جريان وجه نقد عملياتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تبيين ارتباط ميان سود دوره آتي و تغييرات سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تبيين ارتباط ميان سود دوره آتي و اقلام تعهدي اختياري در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تبيين ارتباط ميان سود دوره آتي و اقلام تعهدي غير اختياري در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تبيين ارتباط ميان سود دوره آتي و لگاريتم طبيعي اندازه شرکت در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
1-4- سوالات پژوهش
سوال اصلي
آيا ميان مديريت سود و تغييرات آن وسود دوره آتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
سوالات جزيي
آيا ميان مديريت سود وتغييرات سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان مديريت سود و پيش بيني سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان سود دوره آتي و جريان وجه نقد عملياتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان سود دوره آتي و تغييرات سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان سود دوره آتي و اقلام تعهدي اختياري در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان سود دوره آتي و اقلام تعهدي غير اختياري در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان سود دوره آتي و لگاريتم طبيعي اندازه شرکت در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد؟
1-5- فرضيه‌هاي تحقيق:

فرضيه اصلي:
ميان مديريت سود و تغييرات آن وسود دوره آتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيات جزيي
ميان مديريت سود وتغييرات سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
ميان مديريت سود و پيش بيني سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
ميان سود دوره آتي و جريان وجه نقد عملياتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
ميان سود دوره آتي و تغييرات سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
ميان سود دوره آتي و اقلام تعهدي اختياري در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
ميان سود دوره آتي و اقلام تعهدي غير اختياري در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
ميان سود دوره آتي و لگاريتم طبيعي اندازه شرکت در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معني داري وجود دارد.
1-6- روش تحقيق و مدل تحليلي پژوهش
اين تحقيق از لحاظ هدف جزء تحقيقات كاربردي بوده و از لحاظ روش شناسي از نوع تحقيقات همبستگي پس رويدادي مي باشد. در اين تحقيق براي آزمون فرضيه ها از آزمون همبستگي استفاده خواهد شد.

سود دوره آتي
جريان وجه نقد عملياتي
تغيرات سود
اقلام تعهدي اختياري
اقلام تعهدي غير اختياري
لگاريتم طبيعي اندازه شرکت
صورت هاي مالي از سايت مديريت پژوهش, توسعه و مطالعات اسلامي- سازمان بورس و اوراق بهادار دريافت مي شود.
پايگاه اطلاعاتي شرکت بورس
پايگاه اطلاعاتي تدبير پرداز و صحرا نيز در جمع آوري اطلاعات به کار مي رود.
1-7- جامعه آماري
جامعه آماري شرکتهاي بورس اوراق بهادار تهران هستد که با استفاده از روش غربالگري انتخاب مي شوند .
1-حداقل 5 سال متوالي در بورس حضور داشته باشند
2-نماد سهام آنها براي دوره بيش از 6 ماهه بسته نباشد
3-سال مالي آنها از 1/1/1387 هر سال تا 29/12/1390 باشد
4-جزء شرکتهاي واسطه اي و بانکي نباشند.
5-سهام آنها شناور در بورس باشد .
1-8- روش تجزيه و تحليل اطلاعات
براي تعيين ساختار سرمايه و سودآوري در اين تحقيق از مدل رگرسيون خطي چند گانه، آزمون آناليز واريانس براي داده هاي نا برابر (ANOVA) و ضريب همبستگي استفاده مي شود. کليه مراحل با نرم افزار آماري SPSS (يا EVIEWS) تحليل مي شود.
براي محاسبه ضريب همبستگي نمونه اي يا پيرسون در صورتي که متغيرهاي اعداد صحيح باشند از فرمول ذيل استفاده مي شود :
مقدار r بيانگر رابطه خطي بين xو y مي باشد و علامت آن نشان دهنده جهت اين رابطه است وممکن است زوج متغير هايي باشند که رابطه آنها قوي باشد اما الزاما خطي نباشند. در اين حالتr معيار مناسبي نخواهد بود.
در ادامه جدولي براي آزمون خطي بودن رابطه بين xوy به نمايش در مي آيد . هرگاه تنها يک متغير مستقل در مدل باشد آزمون صفر 2R معادل آزمون صفر بودن 1? يعني صفر بودن شيب خط رگرسيون است . مقدار 2R درصد تغييرات بين مشاهدات بوسيله مدل رگرسيون خطي را نشان مي دهد يعني فرض H0:R2=0 معادل آزمون اعتبار مدل رگرسيوني است که در اين روش جدول تحليل واريانس براي آزمون وجود يا عدم وجود رابطه خطي با استفاده از آماره F که فرضيه هاي آن بصورت ذيل مي باشد آمده است:
عدم رابطه خطي H 0 : ?1 = 0
وجود رابطه خطي H 1 : ?1 ? 0
جدول تحليل آماره F
سطح معني داري
Signfدرجه آزاديمجموع مربعاتميانگين مجموع مربعاتآماره Fمنبع تغييرات
KMSR = SSR/KMSR/MSEرگرسيونn-K-1MSE = SSE/(n-K-1)باقيماندهn-1مجموع
اگر تعداد محاسبه شده آماره آزمون F بزرگتر از سطح معني دار باشد در مدل رگرسيون معني دار است و مي توان فرض رابطه خطي بين متغيير مستقل و وابسته را بيان نمود.
آزمون معني دار بودن ضريب همبستگي
از آنجايي که ضريب همبستگي با توجه به نمونه اي مشخص محاسبه مي شود از نمونه اي به نمونه اي ديگر تغيير مي يابد. حال اين پرسش مطرح مي شود که بين متغير xو y که ضريب همبستگي آن تعيين شده همبستگي معني داري وجود دارد يا نه؟ و يا اينکه آيا مي توان به وجود يک رابطه علت و معلولي خطي اذعان داشت و يا اينکه ضريب همبستگي به دست آمده ناشي از شانس و تصادفي بوده و ضريب همبستگي جامعه که آن را با P نشان مي دهيم برابر صفر است.
براي آزمون همبستگي ميان دو متغير تصادفي xوy يا به عبارت ساده تر آزمون اينکه ضريب همبستگي جامعه برابر صفر است يانه نياز به يک آماره مناسب داريم. اين آماره براي آزمون صفر بودن ضريب همبستگي جامعه که داراي توزيع t با در جه آزادي n-2 مي باشد عبارت است از:
t =
که فرضيات آن به صورت ذيل است:
در اين حالت اگر آماره آزمون بين مقادير بحراني قرار گيرد نمي توان فرض صفر را رد کرد و ضريب همبستگي به دست آمده معني دار تلقي نمي شود و اگر آن بين مقادير بحراني قرار نگيرد فرض پذيرفته مي شود و وجود يک همبستگي مشخص مي شود.
با توجه به نتايج استخراجي از نرم افزار SPSS داريم:
. اگر 1 باشد چنين بيان مي شود که نتايج (ضريب همبستگي به دست آمده ) معني دار نيست
. اگر باشد يعني نتايج معني دار است
. اگر باشد يعني نتايج زياد معني دار است
. اگر باشد يعني نتايج خيلي زياد معني دار است
درجه آزادي نيز از فرمول n -2 به دست مي آيد.
1-9- ساختار تحقيق
در فصل دوم اين پژوهش ادبيات نظري و مباني مورد بحث قرار مي گيرد و همچنين پژوهش هاي پيشين مورد بررسي قرار مي گيرد بر اساس يافته هاي اين فصل روش پژوهش و فصل سوم را بنا نهاده خواهد شد و نتايج آماري را در فصل چهارم آورده و آزمون فرض ها را مورد بررسي قرار داده مي شود در نهايت در فصل پنجم نتايج پژوهش ارائه خواهد شد.

مباني نظري تحقيق
صل دوم: مبان

2-

مقدمه
مديران، تحليل‌گران مالي و سرمايه‌گذاري بيشترين توجه خود را به سود گزارش شده شركتها اختصاص داده‌اند. مديران از حفظ روند رو به رشد سود منتفع مي‌شوند، زيرا پاداش آنها به ميزان سود شركتها بستگي دارد. تحليل‌گران مالي، درگير تجارت پردازش و تفسير اطلاعات بوده و درك صحيح كيفيت سود يك بخش اساسي از اين رويه مي‌باشد. انتشار خبرهاي خوب در مورد سود شركتها بطور قابل ملاحظه‌اي بر قيمت سهام تاثير مي‌گذارد و بعيد است كه حساسيت و وسواس بازار نسبت به ارزيابي عملكرد مبتني بر سود كاهش يابد. همچنين تمركز بازار بر سود خالص باعث عدم توجه به ساير شاخصهاي ارزيابي عملكرد شده است. درحاليكه بايستي به اين موضوع نيز توجه شود كه آيا سود خالص گزارش شده نتيجه نهايي يك فرآيند گسترده حسابداري موردنظر مديران بوده است يا خير. ارزيابي كيفي استفاده‌كنندگان صورتهاي مالي كمك خواهد كرد كه قضاوت و ارزيابي درستي از سود دوره جاري و برآورد سود آتي داشته باشند.

2-1- مروري بر مفهوم بنيادي سود و اهميت آن :
مقوله سود در مباحث حسابداري و مالي با توجه به بحث كيفي آن و همچنين بعنوان ابزاري براي تصميم گيري از جايگاه ويژه اي برخورداراست همچنين با مروري بر تاريخچه وادبيات كهن دانش حسابداري درمي يابيم كه كمتر مفهوم يا پديده اي ، همانند سود مورد بحث و منازعه فراگير بين تئوريسين ها و متفكران حسابداري و طبقات مختلف حرفه حسابداري و مالي قرار گرفته است. اگر چه مفهوم تعهدي سود به عنوان يك ابزار بنيادي با انتقادهايي مواجه است اما از ديدگاه اطلاعاتي،اين مفهوم بيانگر نتيجه فعاليت يك شركت از ديدگاه حسابداري و مالي ميباشد . بر اساس فرضيات “بازار كارا”1 و همچنين تحقيقات انجام شده مشاهده مي شود كه سود حسابداري بار و محتواي اطلاعاتي دارد . محاسبه سود حسابداري بعنوان معياري براي ارزيابي عملكرد شركت ها و يا اطلاعاتي كه در محاسبه آن لحاظ مي شود، توسط حسابداران حرفه اي و تحليل گران و مفسران مالي همواره مورد تاكيد قرار داشته است.
اهداف مشخص گزارشگري سود را به شرح زير مي توان برشمرد:
1- استفاده از سود به عنوان معياري براي اندازه گيري كارايي مديريت
2- استفاده ازمبالغ تاريخي سود (بنا به اصل بهاي تمام شده) براي پيش بيني هاي آتي سود شركت و توزيع سود سهام درآينده
3- استفاده از سود بعنوان معياري براي اندازه گيري دستاوردها و همچنين نشانه اي از تصميمات آتي مديريت
4- استفاده از سود بعنوان مبنايي براي تشخيص ماليات
5- استفاده از سود براي بررسي و ارزيابي قيمت محصولات واحدهايي كه مشمول قيمت گذاري مي باشند
6- استفاده از سود جهت تخصيص منابع توسط اقتصاد دانان .
پژوهشگران و محققين حسابداري اظهار داشته اند كه “سود حسابداري”مبتني بر ميثاق ها و قواعدي است كه بايست منطقي و با يكديگر هماهنگ باشد.اگرچه اين قواعد و ميثاق ها احتمالا انعكاسي از مفهوم “سود اقتصادي” نباشد. به هر صورت مفاهيمي نظير “تحقق درآمد”، “تطابق” ،”حسابداري تعهدي” و “تخصيص بهاي تمام شده” را تنها مي توان بر اساس قواعد دقيق تعريف كرد زيرا اين مفاهيم در دنياي واقعي همتايي ندارند و درك شواهد غيرعيني نيز كار دشواري است .
در بيانيه شماره يك هئيت استانداردهاي حسابداري مالي فرض شده است كه سود حسابداري معيار خوبي براي ارزيابي عملكرد واحد انتفاعي است و مي تواند براي پيش بيني گزارشات آتي مورد استفاده قرار گيرد . ديگر صاحبنظران بر اين اعتقادند كه سود حسابداري از لحاظ كلي، اطلاعاتي مربوط در باره مدل هاي تصميم گيري سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان محسوب مي شوند (ابراهيمي کردلر, 1387).
طبق رويكرد سنتي ارزشيابي داراييها و بدهيها تنها در صورتي كه منتج از معاملات ، عمليات و ساير رويدادهاي مالي باشد مبناي ثبت قرار مي گيرد. در سطح معاني، سود بعنوان معيار كارايي شركت محسوب مي شود . همچنين با مباحث مطرح شده در رابطه با مفهوم سود در سطح ساختاريي و معاني و رفتاري آشنا خواهيم شد. لازم به ذكر است كه هنوز متفكران حسابداري به تعريف جامعي كه مورد توافق همگان باشد نرسيده اند .در زير مفاهيم متفاوت سود در سه سطح مورد بررسي قرار مي دهيم :
2-2- مفهوم سود در سطح ساختار2 ( قواعد و تعاريف)
حسابداران سود حسابداري را معياري براي تفسير رويدادهاي دنياي واقعي(سود اقتصادي) مي دانند اما معمولا اصول و قواعد حسابداري بر مفروضاتي بنا شده اند كه ممكن است با پديده هاي دنياي واقعي يا با آثار رفتاري مرتبط نباشد. پس سود گزارش شده توسط شركتها محصول نهايي استفاده از روش هاي متفاوت حسابداري مي باشد كه بيانگر نتيجه فعاليتهاي شركت مي باشد. برخي از پژوهشگران بر اين عقيده اند كه استفاده كنندگان از گزارش سود بايست توجه داشته باشند كه تنها در صورتي سود حسابداري قابل درك و استفاده است كه نحوه اندازه گيري و قواعد عملياتي مربوط به آن نيز روشن باشد .
2-3- مفهوم سود در سطح معاني3 ( ارتباط با واقعيت هاي اقتصادي )
طبق اين سطح ، سود يكي از مفاهيم اقتصادي است كه حداكثر كردن آن تحت شرايط معين ساختار بازار ، تقاضا براي محصول و اقلام بهاي تمام شده ورودي مورد بحث قرار مي گيرد. در اين جا سود به عنوان معيار كارايي در نظر گرفته مي شود .عمليات كارآمد واحد انتفاعي بر جريان جاري سود سهام و همچنين بر به كارگيري سرمايه براي تامين جريان آتي سود سهام اثر مي گذارد . بنابراين تمام سهامداران به ويژه سهامداران عادي به كارايي مديريت علاقه مند مي باشند. هدف اندازه گيري كارايي واحد انتفاعي در بيانيه شماره يك هيئت استانداردهاي حسابداري مالي به شرح زير انعكاس يافته است : ” گزارشگري مالي بايد اطلاعاتي را درباره عملكرد مالي واحد انتفاعي طي دوره مالي ارائه كند ” . يكي ار مفاهيم تفسير شده از واژه كارايي معرف توان نسبي واحد انتفاعي در به دست آوردن حداكثر محصول از مصرف مقدار معيني از منابع و يا تحصيل مقدار معيني محصول از مصرف حداقل منابع و يا تركيب بهينه منابع در قبال تقاضا و قيمت معين براي محصولات به نحوي است كه موجب تحصيل حداكثر بازده براي مالكان شود ، مي باشد. ضمنا كارايي به هدف واحد انتفاعي نيز بستگي دارد(ابراهيمي کردلر, 1387).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-4- مفهوم سود در سطح عمل( نحوه استفاده از آن توسط استفاده كنندگان):
مفاهيم سود در سطح عمل به فرآيندهاي تصميم گيري سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان ، واكنش قيمت اوراق بهادار در بازار سرمايه نسبت به سود گزارش شده، تصميمات مديريت درباره مخارج سرمايه اي و واكنش مديريت و حسابداران نسبت به سود مربوط است . بدين ترتيب از سود به عنوان وسيله اي جهت پيش بيني استفاده مي شود . در بيانيه شماره يك هيئت استانداردهاي حسابداري مالي آمده است كه سرمايه گذارن ، اعتباردهندگان و ساير استفاده كنندگان علاقمندند كه خالص جريان ورود وجه نقد به واحد انتفاعي را در دوره هاي آتي مورد ارزيابي قرار دهند، اما غالبا سود را براي ارزيابي توان سودآوري ، پيش بيني سودهاي آتي و يا ارزيابي ريسك سرمايه گذاري يا اعطاي وام و اعتبار به واحد انتفاعي مورد استفاده قرار مي دهند . بنابراين فرض بر اين است كه ارتباطي بين سود گزارش شده و گردش وجوه نقد، شامل توزيع وجه نقد در بين سهامداران ، وجود دارد . تحقيقاتي در اين زمينه انجام شده است كه نشان مي دهد سودهاي گذشته محاسبه شده بر اساس ارزش هاي تاريخي ، در مقايسه با سودهاي گذشته محاسبه شده بر اساس ارزش هاي جاري ، به منظور پيش بيني ارزش هاي آتي مناسب تر است . ضمنا سود هاي محاسبه شده به دو روش بالا ، نسبت به سودهاي محاسبه شده بر مبناي ارقام تعديل شده به واسطه تغيير سطح قيمت ها مرجح مي باشد(رسائيان, 1387) .
حال برآنيم اهميت سود را با توجه به موارد فوق مورد بررسي قرار دهيم و براي اين سوال كه اهميت سود تا چه اندازه است پاسخي جامع پيدا كنيم .پاسخ اين سوال كه به ديدگاه ما مربوطه بستگي دارد. اگر ما تمام منابع اطلاعاتي را كه در تعيين قيمت سهام تاثير گذار مي باشند در نظر بگيريم سودها تنها قسمت کمي از اين منابع را تشکيل مي دهند. با وجود اين، سودها نيز حداقل به‌اندازه‌ي ساير منابع اطلاعاتي نقش دارند، به ويژه اگر واکنش قيمت سهام را نسبت به نوعي اعلام سود که بطور متوالي صورت مي‌گيرد، در نظر بگيريم. علاوه بر اين، ساير داده‌ها ممکن است که منابع اطلاعاتي درباره سود باشند. حال اگر سودها به عنوان اطلاعات مهم در نظر گرفته شوند، طبيعي است که سرمايه‌گذاران سعي کنند تا اطلاعات ديگر را که در پيش‌بيني سود مؤثرند، به دست آورند.
بايد يادآوري شود که شواهد تجربي نشان نداده‌اند که قيمت‌ها مستقيماً به سودها واکنش نشان مي‌دهند. براي مثال ساير داده‌ها اغلب با اعلام سود همراه مي‌باشند. تغييرات سود ممکن است همبستگي بالايي را با تغييرات قيمت نشان دهند چون آنها با ساير داده‌ها که قيمت‌ها نسبت به آنها واکنش نشان مي‌دهند، همبستگي دارند. لذا بايد گفت که اهميت سود هنوز به خوبي روشن نيست(رسائيان, 1387).

2-5- ثبات و پايداري سود :
2-5-1- ثبات سود (سود دائمي)
مفهوم ثبات سود (سود دائمي) در تحليل و ارزيابي اوراق بهادار بسيار با اهميت است. در تحليل اوراق بهادار، به منظور ارزشيابي و شناسايي سود دائمي شرکت و ارزيابي سهام عادي آن، از سود حسابداري استفاده مي شود. با وجود اين، مفهوم سود دائمي و همچنين مفهوم سود اقتصادي بيش از هر چيز، يک مفهوم ارزيابي است. ويژگي کليدي اين است که ارزش و سود دو روي يک سکه هستند.
سود طي دوره در مقابل جريانات نقدي به عنوان عامل تعيين کننده اي جهت ارزيابي در توانايي پرداخت سود سهام مي باشد . کميته استانداردهاي مالي عقيده دارد که سود حسابداري بهتر از جريانات نقدي فعلي توانايي پرداخت سود سهام را اندازه مي‌گيرد. در ادبيات مربوط به تحليل اوراق بهادار، انگيزه استفاده از سود حسابداري به عنوان يکي از پارامترهاي مدل ارزيابي اوراق بهادار، از اين باور نشات گرفته است که سود حسابداري (خصوصاً زماني که تعديل و تفسير شده باشد) معياري براي “ظرفيت پرداخت سود” شرکت مي‌باشد.
بر اين اساس، ادبيات تحليل اوراق بهادار به ويژگي دائمي‌بودن سود اقتصادي علاقمند مي‌باشد. سود دائمي جريان سود پرداختي را که بتوان بطور دائم پرداخت نمود، منعکس مي نمايد. لذا، بردار سودهاي پرداختي واقعي آتي، بدون توجه به نحوه و نيز مدت زمان آن، سودهاي دائمي ناميده مي شود که به يک عدد اسکالر تبديل شده است.
به دو دليل خطاي اندازه‌گيري در سود حسابداري رخ ميدهد.
1- بکارگيري روش‌هاي مختلف در يک شرکت به عنوان يک مجموعه فعاليت‌هاي يکسان
2- بکارگيري يک‌روش براي فعاليت‌هاي مختلف.
اين دو مورد، دليل اصلي عدم تساوي سود حسابداري و سود اقتصادي و نيز بيانگر آن است که چرا سود حسابداري ممکن است نتواند توانايي پرداخت سود شرکت را منعکس نمايد.پس مي توان نتيجه گرفت كه سود حسابداري نه تنها به روش هاي حسابداري،بلكه به نرخ رشد نيز بستگي دارد .
2-5-2- اجزاي دائمي در مقابل اجزاء موقتي سود
دلايل متعددي براي عدم همبستگي کامل يا به عبارت ديگر کمتر بودن حساسيت تغييرات قيمت نسبت به تغييرات سود وجود دارد :
1- علاوه برسودهاي جاري، منابع اطلاعاتي ديگري درباره‌ي سودهاي تقسيمي آتي و سودهاي آتي وجود دارد. اگر چه سودهاي جاري يکي از مهمترين منابع اطلاعاتي هستند ولي تنها منبع اطلاعاتي نيستند. اقامه‌ي دعوي ، پاداش‌هاي قراردادي، کشف نفت، مخارج سرمايه اي آتي، کشفيات مورد انتظار، اعطاي پروانه براي کار در يک منطقه خاص و … مثالهايي از وقايعي هستند که ممکن است بر سودهاي آتي اثر بگذارند ولي در سودهاي جاري منعکس نشده باشند.
2- عوامل ديگري براي تغييرات قيمت وجود دارد که مربوط به تغيير در سودها و يا سودهاي تقسيمي آتي، نيستند. مثل تغيير در نرخ بهره و صرف ريسک.
3- تغييرات سودها، عوامل موقتي را که سودهاي سال جاري را تحت تاثير قرار مي دهند ولي انتظار مي‌رود که حداقل قسمتي از سطح سودهاي مورد انتظار آتي را تغيير ندهد، منعکس مي کنند.
4- تغييراتي در سود هر سهم (EPS) رخ مي‌دهد که انتظار نمي‌رود قدرت پرداخت سود نقدي شرکت را تغيير دهد. مثل تغيير روش استهلاک و يا اتکا به حسابداري بر مبناي بهاي تمام شده .
اگر سرمايه‌گذاران احساس کنند که يک قسمت از سود، شامل يک جز موقتي است، نسبت قيمت به سود (P/E) اوراق بهادار تغيير مي کند. نتايج حاصل از تحقيق نسبت هاي قيمت به سود (P/E) که به وسيله “بيور و مورس” در سال 1978 انجام شد، نشان مي دهد که سهامي که داراي نسبت P/E بالايي در پايان سال مالي بوده‌اند، داراي رشد کمي در سود آن سال و داراي رشد بالايي در سود سال آتي بوده‌اند، و بالعکس.اين دقيقاً همان رفتاري است که انتظار مي‌رفت يعني اگر (1) سرمايه‌گذاران احساس کنند که يک قسمتي از سود دائمي نيست و (2) سودها طوري رفتار کنند که‌گويا داراي قسمت غير دائمي هستند،به همين خاطرنسبت P/E کمتر خواهد شد(بزرگ اصل, 1388).
ثبات و تكرارپذيري از عوامل مؤثر بر كيفيت سود هستند چرا كه شركت هاي داراي سود منظم و ثابت در مقايسه با شركت هاي با سود نا منظم و پرنوسان از كيفيت بالايي بر خوردارند . هر چه سود منظم و تكرار پذير باشد پيش بيني سود هاي آتي آن راحت تر و قابليت اتكاي بالاتري خواهد داشت چرا كه در پيش بيني سود هاي آتي شركت ، فاكتور هاي همچون عوامل غير عادي و نا منظم سود سال جاري در نظر گرفته نمي شود . يعني اينكه اقلام درآمدهاي غيرعادي وغيرمستمر(غيرمترقبه) از پيش بيني سود كنار گذاشته مي شوند . زيرا هدف، پيش بيني و تضمين ميانگين سود هاي تكرار پذير در سال هاي آتي و ايجاد قابليت مقايسه مناسب است و عناصري كه در اين راستا نيستند از اين فرآيند حذف مي شوند . در اين زمينه
“گراهام” (1989( معتقد است كه سودهاي ناشي از فعاليت هاي احتمالي ، نا گهاني و غير منتظره نسبت به سودهاي ناشي از فعاليت عادي و مستمر از ثبات و پايداري كمتري بر خوردارند . از ديدگاه آنان كيفيت سود را مي توان به زمينه بالقوه رشد سود ، دقيق و به دنبال آن به ميزان احتمال تحقق سود هاي آتي مرتبط داشت و اين كه ارزش هر سهم هر شركت علاوه بر سود سهم سال جاري ، به انتظارات از آينده شركت ، قدرت سودآوري سال هاي آتي به ضريب اطمينان نسبت به آن بستگي دارد .
“برنارد و استوبر” (1989) نيز بر اين باورند كه كيفيت سود بستگي به بخشي از بازده به دست آمده از منابع تكرار پذير ، باثبات و با دوام دارد . از نظر “ليپ” (1986) واكنش به عناصر سود بستگي به ثبات رابطه بين آن عناصر و ارزش ذاتي آن عناصر سود دارد.از نظر”گرين”Green (1999) شركت هايي كه قدرت پيش گويي بالايي دارند از كيفيت سود بالايي برخوردارند . مري لانچ MerriLynch نيز كيفيت بالاي سود را بالا بودن ثبت بازده به كل سرمايه و نزديكي سود به نقد و ميزان تكرارپذيري آن مربوط مي داند(بچتي4، 2013)
2-6- نقاط قوت و ضعف وارد بر سود حسابداري
2-6-1- نقاط قوت سود حسابداري
پرفسور”يوجي ايجري”،” کوهلر”، “ليتلتون” و “ماتز” درزمره مهمترين و پرشورترين مدافعان سود حسابداري قرار مي‌گيرند و سود حسابداري را مبنايي جهت تصميم گيري استفاده كنندگان مي دانستند .دراين بخش درباره چهار ديدگاه آنها بحث ميشود.
نخستين ديدگاه در تائيد سود حسابداري اين است که سود مزبور توانسته است در طول زمان همواره سربلند بماند. اغلب استفاده کنندگان داده‌هاي حسابداري بر اين باورند که سود حسابداري سودمند است ودر برگيرنده يک عامل تعيين‌ کننده از شيوه‌هاي عملي، روش‌هاي اجرايي والگوهاي تصميم‌گيري مي‌باشد. کوهلردر تائيد چنين ديدگاهي مي‌گويد:
“موجوديت کنوني حسابداري نه به سبب علاقه يا خواست حسابداران بلکه به سبب اعمال نفوذ تجار، کسبه يا معامله گران است. اگر کساني که درباره سرمايه گذاريها تصميم مي‌گيرند به گزارشهاي مبتني بر بهاي تمام شده تاريخي، دسترسي نداشتند، از مدتها پيش تغييرات عمده اي در حسابداري به وجود آمده بود.”
به عبارتي كوهلر بر اين عقيده استوار است كه مبنايي كه با آن سود حسابداري را شناسايي و تعيين مي كنند مبناهاي موثري بوده و است كه تاكنون توانسته است به قوت خود باقي بماند.
دوم، از آنجايي که سود حسابداري مبتني بر رويدادهاي واقعي و حقيقي است ، اين سود به صورت عيني محاسبه و گزارش مي‌شود. از اينرو اصولأ قابلاتکا ميباشد . اعتقاد طرفداران استفاده از سود حسابداري مبني بر اينکه حسابداري بايد واقعيت ها را (و نه ارزش‌ها را) گزارش نمايد، باعث ميشود که عينيت اين سود مورد تائيد قرار گيرد(چانگ5، 2013).
سوم، سود حسابداري از طريق تکيه بر اصل تحقق درآمد به شاخص محافظهکاري پايبند باقي ميماند. به بيان ديگر در محاسبه و گزارش سود از طريق ناديده انگاشتن تغيير در ارزش‌ها، محافظه کاري به صورتي معقول متجلي مي‌شود .


دیدگاهتان را بنویسید