تنک کردن عبارتست از کم کردن تعداد خوشه هاي گل يا ميوه.اين عمل اثر حتمي بر بالا بردن کيفيت انگور دارد.با هرس ملايم يعني باقي گذاشتن تعداد زيادتري جوانه مرکب بر روي بوته در فصل زمستان.و سپس تنک کردن تعدادي از خوشه هاي گل در فصل بهار عملا نسبت برگ به گل بالا ميرود يعني براي هر خوشه تعداد زيادتري برگ روي بوته باقي مي ماند که از طريق مقدار بيشتري مواد قندي به حبه ها رسيده و درشت تر ميشود.باقي گذاشتن تعداد زيادتري برگ روي بوته نه تنها باعث تغذيه بهتر خوشه ميشود بلکه خود گياه نيز به طور کلي از مواد غذايي بيشتري برخوردار خواهد شد. از انجا که تنک کردن عبارتست قطع بعضي از قسمت هاي زنده و فعال گياه داراي اثري مشابه هرس دارد يعني واکنش گياه در برابر تنک کردن عبارت خواهد بود از تمرکز بيشتر مواد به قسمتهاي باقيمانده(محمود زاده، 1388).
اثر جيبرلين بر رويي عوامل مختلفي مانند : ريزش گل ، محرک رشد، عامل تنک کنندگي، ازدياد حجم ياخته ، افزايش طول وحجم حبه ها ، افزايش وزن حبه ها وکاهش تعداد حبه ها بررسي شده(آزاده راد،1385).
و تنک کردن که اثر حتمي بر بالا بردن کيفيت انگور دارد. که در چند مرحله شامل: تنک گل، تنک خوشه ميوه، تنک حبه، ازدياد حجم حبه هاي انگور انجام مي شود(محمود زاده، 1388).
فصل دوم
2- کليات و بررسي منابع
2-1- تاريخچه کشت
از نظر قدمت تاريخي کشت انگور از قديمي ترين هنرها محسوب مي شود و طبق بعضي روايات حضرت نوح (ع) اولين کسي بود که به پرورش انگور اقدام نمود(قنادها و همکاران،1382)
انگور از دوران بسيار قديم به ما ارث رسيده است. قديمي بودن آن به وسيله فسيل برگ و بذرهاي کشف شده در شمال آمريکا و اروپا در لايه هاي رسوبي دوران سوم زمين شناسي تاييد ميشود(مختاريان،1374).
انگور از نظر ميزان توليد مهمترين ميوه دنيا و ايران است به طوري که توليد آن در سطح جهان از ساير درختان بيشتر است(خوشخوي و همکاران ،1381، قناد و همکاران،1382)
انگور از مهمترين ميوه هايي است که بشر از آن استفاده مي کرده و بخاطر مصارف متعدد و اهميت تغذيه اي در رديف يکي از با اهميت ترين محصولات دنيا به شمار ميآيد(تفضلي همکاران،1370 ، مختاريان،1374).
در ايران باغاتي که به موجب اقتضاي زمان و روي تجربه پدران ما در زمين هاي قديم احداث گرديده، با تاکداري دنياي پيشرفته که حاصل تحقيقات دانشمندان و کارشناسان رشته موکاري است در بسياري از مسائل از قيبل کاشت، داشت و برداشت تفاوت کلي دارد تا آنجا که در حال حاضر با توجه به روشهاي متداول در کشور ما محصول بدست آمده جواب گوي هزينه هاي داشت و برداشت نمي باشد. لذا با تغييرات اساسي در اصول فني از قبيل هرس و سيستم هاي هدايت تاک، همچنين مکانيزه کردن تاکستانها، انتخاب ارقام و احداث تاکستانهاي جديد بايد مانند تمام کشورهاي پيشرفته در امور تاکداري نسبت به اصلاح تاکستانها از يک طرف و احداث تاکستانهاي جديد و حمايت مادي و بازار فروش از طرف ديگر اقدام لازم و سريع معمول داشت يکي از مشکلات اساسي و فني تاکداران ما عدم آشنائي با سيستم هاي تريت بر حسب شرايط اقليمي است(تفضلي و همکاران، 1373).
2-2- ردهبندي گياهي
انگور از راسته عناب تيره آمپلي داسه يا ويتياسه و حاوي10 جنس مختلف از جمله ويتيس1 ، سيسوس2 ، آمپلوپسيس3 وغيره ميباشد(تفضلي و همکاران،1373، جليلي مرندي،1386).
انگور تجاري و قابل خوراک به جنس ويتيس وابسته است که اين جنس شامل دو زيرجنس ميباشد:

1.انگور اروپايي: که حاوي 38 کروموزوم ميباشد. مانند ويتيس وينيفرا4
2.انگور آمريکايي: که حاوي40 عدد کروموزوم ميباشد. مانند ويتيس روتندي فوليا5 (قنادها وهمکاران، 1382).
2-3- طبقه بندي موهاي ايران از نظر سيستماتيک
موهاي مورد کشت در ايران بطور کلي از خانواده ويتاسه و از جنس ويتيس به جز گونه لابروسکا که در شمال کشور توسط آقاي دکتر ناظميه شناسايي شده است. از ويژيگيهايي که در ارتباط با گونه ويتيس وينيفرا ميتوان بر شمرد اين است که:
1. اين گونه بهترين کيفيت ميوه را دارد و 90 درصد توليد انگور جهان مربوط به همين گونه است.
2. حساس به سرما است و قسمت هوايي آن در سرماي 15- تا 18- درجه سانتيگراد صدمه ميبيند.
3. حساس به آفات مهم ريشه فيلوکسرا6 است.
4. حساس به بيماري هاي قارچي از جمله سفيدک حقيقي و دورغين است.
5. مقاوم به نمک بوده و بسته به سن نباتات 1 تا 3 در هزار نمک (کلرورسديم) راتحمل ميکند.
6. مقاوم به آهک است و تا حدود 50 درصد آهک فعال را تحمل ميکند.
7. مقاوم به خشکي است.
8. ريشه زايي قلمه در آن به راحتي انجام ميگيرد(مختاريان،1374).
2-4- مشخصات گياهشناسي ويتيس وينيفرا
گياهي است بالا رونده که به کمک پيچک هاي خود که از مقابل برگ ها خارج ميشوند به پايه مجاور متصل ميشود و بالا ميرود و برگ ها ساده، متناوب، پنچه اي و با گوشوارک ريزان است. گل آذين خوشه مرکب، گل هاي کوچک و سبز رنگ، معمولا هرمافروديت ولي در اثر از بين رفتن يکي از اندام هاي جنسي، گل تک جنس حاصل ميشود و در نتيجه گياه پوليگام (گل نر، گل ماده و گل نر و ماده) ميباشد و در اثر پرتاندمي7 بعضي از پايه ها عملا کار پايه نر و عده ديگر کار پايه ماده را انجام ميدهند. گل هاي پنتامر شامل 5 کاسبرگ سبز رنگ، گلبرک سبز رنگ که از قسمت بالا به هم چسبيده هستند و در موقع شکفتن گل به صورت کلاهک ميافتد. نافه شامل 5 پرچم آزاد اپي سيال که با لبه هاي ديسک بطور يک در ميان قرار ميگيرد(تفضلي وهمکاران، 1373).
جام گل 5 تايي و ندرتا 6 يا 7 تايي است. مختاريان در سال 1374 در کلتيوار خليلي بيش از 5 پرچم مشاهده نموده است. مادگي فوقاني دو برچه اي متصل با دو حجره که هر حجره داراي دو تخمک واژگون است و هر تخمک يک کيسه جنيني دارد. ميوه سته، داراي 2 تا 4 دانه آلبومن ميباشد(مختاريان، 1374).
گرده افشاني مستقيم و يا توسط باد صورت مي گيرد و حشرات بدليل عدم جاذبه گل ها نقشي ندارند. باز شدن گل معمولا بين ساعت 6 تا 9 صبح با افزايش درجه حرارت هوا، آغاز ميشود(تفضلي و همکاران، 1373؛ جليلي مرندي، 1386).
2-5- مشخصات گياهشناسي انگور عسکري
گياهي است با قدرت رشد قوي، شاخه هاي خشبي و داراي مقطع عرضي دايره اي، طول ميانگره خيلي کوتاه (50 ميليمتر)، رنگ سمت پشتي ميانگره قرمز و رنگ شکمي آن سبز، دندانه ها با سطوح جانبي محدب، قاعده سينوس دمبرگي و فوقاني يو شکل ميباشد. گل آذين به تعداد يک و دو گل آذين که در سومين و يا چهارمين بند بر روي شاخه، گلها هرمافروديت8، تراکم حبه ها متوسط، آبدار، پوست حبه ها نازک و رنگ پوست حبه سبز مايل به زرد، رنگ گوشت کم رنگ، لطيف و پر آب ، مواد جامد محلول تقريبا بالا و قابليت حمل و نقل و انبارداري بعلت پوست نازک آن خيلي پايين است (مختاريان، 1374).
2-6- ساختار اندام هاي مو
2-6-1- ريشه
ريشه، قسمتي از گياه است که در خاک قرار گرفته و عمل جذب مواد غذايي (عناصر کافي) وآب و ذخيره سازي مواد و همچنين استقرار گياه در خاک را برعهده دارد. بوته هاي مو داراي ريشه هاي بسيار قوي، طويل و بسيار منشعب هستند(تفضلي و همکاران، 1373؛ جليلي مرندي،1386؛ مختاريان، 1374).
2-6-2- تنه و شاخه
قسمت هوايي مو، شامل تنه، بازو و برگ ها ميشود، تنه يا ساقع اصلي مو، قسمتي است که در فضاي بين سطح خاک و شاخه هاي آن قرار داشته و در حقيقت رابطي است بين ريشه، بازو ها و شاخه ها. تنه مو همانند ديگر درختان ميوه، داراي خاصيت توليد شاخه هاي اوليه ميباشد که در اصطلاح باغباني بازو ناميده ميشوند. بر روي بازو ها، مهميزها و شاخه هاي يک ساله قرار دارند(مختاريان، 1374). انگور روي شاخه هاي يکساله تشکيل ميشود. شاخه هاي جوان مو، به چندين قسمت قابل تفکيک زير تقسيم ميشوند: مريستم انتهايي گره، ميانگره، جوانه، پيچک و شاخه هاي جانبي(تفضيلي و همکاران،1373).
2-6-3- قسمت انتهايي شاخه مو
از يک جوانه ي انتهايي نميشود. اين قسمت که از 10 تا 20 سانتيمتر طول دارد در نتيجه تکثير ياخته ها و بزرگ شدن آنها بوجود ميآيد. شاخهها، پس از تکميل رشد سالانه خود هرگز رشد طولي نخواهد داشت و فقط بر ضخامت خود ميافزايند(تفضيلي و همکاران،1373).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-6-4- گره ها و جوانه ها
بر روي شاخه، معمولا در فواصل معين برجستگي هايي وجود دارد که گره ناميده ميشوند وفاصله بين دو گره را ميان گره مينامند. جوانه هاي مو به دو دستهي جوانه هاي برگي و جوانههاي ميوه تقسيم مي شوند. جوانه برگي پس از رشد به شاخه اي تبديل ميشود که بر روي آن فقط برگ بوجود ميآيد و از نظر باروري غير مثمر ميباشد.
جوانه ميوه شامل: شاخه هاي اوليه است که داراي برگ هاي اوليه و خوشه هاي گل ميباشد(تفضيلي و همکاران، 1373).
2-6-5- پيچک
از نظر ساختمان همانند خوشه بوده و منشا آنها يکي است. وظيفه پيچک ها اتصال شاخه هاي مو به قيم بوده و تا هنگامي که انتهاي آنها با قيم تماس نگرفته است، مستقيم و بدون پيچ هستند، اما به محض تماس با تکيهگاه يک قسمت آن فورا شروع به پيچيدن ميکند، زيرابه دليل توقف رشد موضعي، ياخته هاي نقاط ديگر به رشد خود ادامه داده و در نتيجه، حالت پيچيدگي را به وجود ميآورند(مختاريان، 1374).
2-6-6- برگ
برگهاي بوته هاي مو، بر روي گره ها قرار داشته و در کنار هر کدام از آنها، يک جوانه ي جانبي ديده ميشود. برگها از دمبرگ، براکته ها و پهنک تشکيل يافته اند. دمبرگ قسمتي است استوانهاي که صفحه برگ را به شاخه متصل ساخته و طول آن در ارقام مختلف از 2 تا 6 سانتي متر متفاوت ميباشد. انتهاي دمبرگ، که آوندهاي رساناي شيره ي خام پرورده از آن عبور ميکنند پهن شده و به پنج رگبرگ اصلي تقسيم ميشود.اين قسمت را که داراي کمي فلس نيز ميباشدبراکته مينامند که در اوايل پاييز خزان زده ميشود. ياخته هاي ميانبرگي برگ انگور به دليل دارا بودن تعداد بي شماري کلروپلاست براي جذب نور و فضاي فراخ بين ياخته اي براي ورود هوا و آب، قادر به توليد حداکثر مواد قند ميباشند(تفضيلي و همکاران 1373).
ثابت شده که عملکرد نهايي وابسته به تعداد برگ هايي است که 2 تا 3 هفته بعد از شکوفه دهي در روي گياه وجود دارد(مختاريان، 1374).
پهنک برگهاي مو، بطور کلي توسط بريدگي هاي عميق که در کنار آن وجود دارد به 5 لب و يا پهنک کوچک تقسيم ميشود. عمق اين بريدگي ها در جنس هاي مختلف خانواده ويتاسه متفاوت ميباشد(تفضيلي و همکاران، 1373).
2-6-7- گل
اولين آثار تشکيل خوشه ي گل (گل انگيزي)،‌ در فصل رويش سال پيش آشکار شده و تا اواخر فصل جاري رشد ادامه مييابد و اجزاي گل در جوانه هايي که گل انگيزي آنها دير صورت ميپذيرد تمام اجزاي گل طي فصل جاري تکميل نميشوند. در اين گونه جوانه ها تکميل اجزاي گل به اوايل بهار سال بعد و سپري شدن دوره استراحت زمستانه موکول ميشود. قسمت هاي مختلف گل که پس از گل انگيزي تشکيل مي شوند عبارتند از : کاسبرگ، گلبرگ، پرچم ها و مادگي. رشد اين اعضا تا هنگام گل دهي و تلقيح آنها سريع و محسوس است. گلبرگها از بالا به يگديگر چسبيده بوده و يک کلاهک واحد را تشکيل ميدهند که هنگام باز شدن گل ميافتند. پرچم ها حدود سه هفته پس از ظهور برگها شروع به رشد کرده و ميله و بساک آن ديده ميشود. حدود يک هفته بعد، مادگي و اجزاي آن که کلاله، خامه و تخمدان ميباشد قابل رويت خواهند شد. گل انگور، داراي دو و گاهي سه برچه است که در هرکدام از آنها دو تخمک وجود دارد(تفضلي و همکاران، 1373).
2-6-8- خوشه و ميوه
گل انگور، به صورت خوشه اي بر روي بوته ها ظاهر ميشود که از لحاظ ساختاري و منشا، شباهت بسياري به پيچک دارد. روي محور اصلي خوشه، شاخه هاي فرعي و گاهي ثالثيهاي بطور نا مرتب ظاهر مي شوند که هر کدام، به چندين دمگل منتهي ميگردند. در انتهاي هر دمگل يک گل قرار ميگيرد که به يک حبه تبديل ميشود(مختاريان، 1374).
خوشه انگور، از لحاظ ساختمان ظاهري داراي دو قسمت باسک9 يا چوب خوشه و حبه انگور است. حبه هاي انگور از سه قسمت پوست، هسته و گوشت تشکيل شده اند. در هنگام رسيدن ميوه ميزان قند افزايش مييابد، انگورهايي که در معرض نور خورشيد قرار گرفته اند ميزان ماليک اسيد آن کمتر و قند بيشتري دارند. بطور کلي، خوشه ها ي انگور داراي شکل هاي متفاوت کشيده، مخروطي و کروي بوده و اندازه خوشه ها و همچنين اندازه و شکل حبه ها نيز بسيار متغير است(تفضيلي و همکاران، 1373 ؛ مختاريان، 1374).
کاربرد بعضي از هورمون هاي تنظيم کننده رشد از جمله جيبرليک بر روي خوشه هاي انگور بي دانه تاثير مثبت داشته و باعث طويل شدن خوشه و حبه ها ميگردد(تفضيلي و همکاران، 1373).
2-6-9- تکثير مو
ازدياد انگور از طريق پيوند، خوابانيدن و قلمه زدن صورت ميگيرد. در اروپا کوليتوارهاي انگور اروپايي را بخاطر کيفيت خوب اما حساس به شته فيلوکسرا بر روي پايه هاي آمريکايي پيوند ميزنند. در ايران تکثير بيشتر از طريق قلمه صورت ميگيرد. همچنين گياهان جديدي از طريق تکنيک هاي کشت بافت شامل جنين رويشي و کشت شاخساره بوجود آمده اند(تفضيلي و همکاران، 1373)
2-7- نيازهاي اکولوژيکي انگور
انگور از گياهان مناطق معتدل و گرم بوده و سرماهاي شديد زمستان را تحمل نميکند. در پرکنش جغرافيايي انگور عرض جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا موثر ميباشند. در مناطقي که انگور پرورش داده ميشود ميانگين دماي سالانه نبايد از 9 درجه سانتيگراد کمتر باشد. گلهاي انگور در ميانگين دماي 20 درجه سانتيگراد باز ميشوند. حداقل دما(صفر گياهي) براي رشد شاخه هاي انگور 10 درجه سانتيگراد بوده و ميانگين دما براي رشد و نمو بوته هاي انگور 30تا 25 درجه سانتيگراد ميباشد. انگور از گياهان مقاوم به خشکي بوده و آب بيش از حد موجب کاهش رشد و بروز بيماري هاي قارچي ميگردد. در مناطقي که ميزان بارنگي بيش از 300 ميليمتر باشد ميتوان انگور را به صورت ديم پرورش داد و در صورت کمبود بارندگي در طي فصل رشد حداکثر 3تا4 نوبت آبياري انجام گيرد. بارندگي در طي گلدهي موجب عدم گرده افشاني و ريزش گلها مي شود. در مناطق پپرورش انگور بايد فصل رشد بويژه بين ماه هاي خرداد نا مرداد فاقد بارندگي باشد(جليلي مرندي، 1386).
در مناطقي که سرعت باد بيش از 3 تا 4 متر بر ثانيه باشد، به بوته هاي انگورآسيب وارد ميشود.بادهاي تند در اوايل فصل رشد موجب شکسته شدن شاخساره هاي تازه تشکيل شده ميگردد. به ويژه در ارقام انگور دگرگشن، از گرده افشاني کافي جلوگيري ميشود و در هنگام رسيدن ميوه ها موجب سفت شدن پوست حبه و کاهش عملکرد ميگردد(جليلي مرندي، 1386).
بوته هاي انگور در طي فصل رشد حداقل به 1300 ساعت طول روز نيازمند ميباشد. برخي از فعاليت هاي حياتي انگور مانند سرعت رشد شاخه ها با طول روز ارتباط مستقيم دارند(جليلي مرندي، 1386).
در دوره استراحت، بوته هاي انگور سرماي 18- تا20- درجه سانتيگراد راتحمل ميکنند اما سرماهاي شديد به شاخه و حتي بازو و تنه انگور آسيب وارد ميکند. گلهاي انگور در 2- درجه سانتيگراد و ميوه هاي تازه تشکيل شده در 0.6- درجه سانتيگراد از بين ميروند(تفضلي و همکاران،1373 ، جليلي مرندي، 1386).
عمل هرس براي ايجاد تعادل فيزيولوژيکي بين رشد زايشي و رويشي بوته هاي انگور انجام ميگيرد. هرس در انگور شامل دو نوع هرس زمستانه و هرس تابستانه يا هرس سبز ميباشد(جليلي مرندي، 1386، مختاريان،1374، محمود زاده و همکاران، 1388).
انگور در انواع خاک ها قادر به رشد ميباشد اما خاک هاي لومي شني و بافت سبک براي اين گياه مناسب مي باشند. ميزان مناسب هوموس خاک براي انگور 10 تا 5 درصد ميباشد. در ضمن اين گياه مقاوم به آهک بوده و 50 تا 40 درصد از آهک فعال خاک را تحمل ميکند(جليلي مرندي، 1386).
2-8- اهميت و ارزش غذايي انگور
خداوند در قران کريم در 10 سوره و 11 آيه مستقيما به انگور اشاره مينمايد تا بدين نحو ما را به ارزش و اهميت آن رهنمون گرداند. همچنين انبياء گرام در رابطه با انگور روايات متعددي دارند که به نحوي انگور و فراورده هاي آن اهميت و ارزش غذايي و بهداشتي آن را مورد توجه قرار ميدهند که در زير به چند نمونه از آن اشاره ميشود.
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد: بهترين غذاي شما نان و بهترين ميوه شما انگور است.
امام صادق (ع) ميفرمايد: دو چيز است که تماما با دو دست خورده ميشود، انگور و انار.
خداوند جهت رفع غم و اندوه حضرت نوح(ع) خوردن انگور را به او توصيه ميکند.
انگور از نظر ارزش غذايي و خواص بهداشتي داراي سودمندي هاي بسياري است. مقدار انرژي موجود در هر 100 گرم انگور تازه 67 کيلو کالري و در هر 100 گرم کشمش برابر با 268 کيلو کالري ميباشد. در کتاب سبزي ها و ميوه هاي شفا بخش ترجمه و نگارش م. نراقي چنين آمده است که : انگور املاح معدني بدن را زياد مي کند، ادرار ميآورد و ملين است و براي کم خوني، مسموميت بدن در مقابل خستکي و يا سوء تغذيه ، درد مفاصل، رماتيسم و انسداد مجاري طحال و کبد مورد استفاده قرار مي گيرد(تفضلي و همکاران، 1373).
2-9- سطح زير کشت و توليد انگور در دنيا و ايران
براساس آمار سال 2010سازمان خواروبار جهاني (فائو) ميزان توليد انگور ساليانه در جهان بيش از 80 ميليون تن ميباشد. ايتاليا با 9.3 ميليون تن، فرانسه با 7.6 ميليون تن، اسپانيا با 7.4 ميليون تن، چين با7.3 ميليون تن،آمريکا با 7.1 ميليون تن، ترکيه با 5 ميليون تن و ايران با 4 ميليون تن به ترتيب رتبه هاي اول تا هفتم توليد انگور جان را به خود اختصاص داده اند(اداره کل آمار و اطلاعات، 1390، آنون، 2006).
ميزان توليد انگور کشورحدود 1.7 ميليون تن بوده که91.9 درصد آن از کشت آبي حاصل شده است. استان قزوين علي رغم رتبه سوم در سطح بارور با 14.5 درصد توليد انگور کشور، در جايگاه نخست توليد اين محصول قرار دارد(اداره کل آمار و اطلاعات، 1390).
متوسط ميزان توليد در هکتار انگور آبي کشور 7960 کيلوگرم مي باشد. بالاترين راندمان توليد آبي 930635 کيلوگرم در هکتار متعلق به استان کهگلويه و بوير احمد و کمترين آن با23329 کيلو گرم در هکتار متعلق به استان خراسان شمالي مي باشد (اداره کل آمار و اطلاعات، 1390).
سطح زير کشت تاکستان هاي کشور در سال 1388 با احتساب درختان پراکنده انگور حدود 390 هزار هکتار بوده که 92.1 درصد آن درختان بارور مو ميباشد. استان خراسان با سهم 16.2 درصد سطح بارور تاکستان هاي کشور پس از استان فارس از نظر سطح در جايگاه دوم قرار دارد(اداره کل آمار و اطلاعات، 1390).
2-10- سطح زير کشت و توليد انگور در كاشمر


دیدگاهتان را بنویسید