1-1-1 اهميت موضوع
براي انجام کشت بافت بادرنجبويه (Melissa officinalis L) از بخش‌هاي مختلف گياه مانند ريشه، برگ، ساقه و گره استفاده شد (سونانداکوماري و همکاران، 2003؛ ساجانا و همکاران11، 2011). با توجه به اينکه روش معمول اصلاح و بهبود توليد متابوليت‌هاي ثانويه در گياهان دارويي شامل کاشت آن‌ها در مزرعه و سپس برداشت و استخراج اين مواد به روش‌هاي شيميايي و غيره با مشکلات متعددي نظير شرايط محيطي و زراعي، صرف زمان، هزينه و استفاده نيروي کار زياد و همچنين خطرنابودي برخي از گياهان دارويي کمياب روبرو است، استفاده از روش‌هاي نوين از جمله کشت درون شيشه‌اي (in vitro) ضرورت مي‌يابد به همين منظور اولين بار در سال 1976 توسط زنيک تکنيک کشت سوسپانسيون سلول هاي گياهي حاوي متابوليت‌هاي ثانويه انجام گرفت. البته در ارتقاء بيوسنتز متابوليت‌هاي دارويي در شرايط درون شيشه‌اي اغلب، گياهاني انتخاب مي‌شوند که بازده توليد متابوليت‌هاي با ارزش در آن‌ها بالا باشد (باقري و صفاري، 1387).
بادرنجبويه به عنوان يک گياه دارويي شناخته مي‌شود (اميدبيگي ،1386؛ هوشيار قيصر،1388). تاکنون مطالعات زيادي در مورد تعيين مواد موثره بادرنجبويه صورت گرفته است (رجحان،1362؛ زرگري،1369؛ مومني وشاهرخي،1377؛ آزادبخت،1378). موارد مصرف و خواص دارويي آن نيز به خوبي مطالعه شده است اما مطالعات کشت بافت و ايجاد جهش زياد نبوده است. همچنين با در نظر گرفتن اهميت و خواص دارويي اين گياه، مطالعات کشت بافت، بهينه‌سازي محيط کشت جهت اهداف مختلف، مطالعه متابوليت‌هاي ثانويه ،انتقال ژن و مهندسي ژنتيک براي اين گياه ضرورت دارد.

1-1-2 فرضيات
* کشت بافت يکي از راه‌هاي سريع در ازدياد انبوه بادرنجبويه مي‌باشد.
* بادرنجبويه در محيط کشت همواره در دسترس براي اعمال هر گونه اعمال تيمار از قبيل جهش مي‌باشد.
* ايجاد جهش تا چه ميزاني مي‌تواند بر روي مواد موثره و ميزان اسانس تغيير ايجاد نمايد.

1-1-3 اهداف پژوهش
در اين پژوهش تلاش مي شود اهداف زير دنبال شود
*آشنايي با تکنيک کشت بافت گياه دارويي بادرنجبويه و تکثير آن در داخل شيشه.
* انتخاب بهترين و مناسب‌ترين نوع از انواع مخيط‌هاي مختلف کشت بافت
* بدست آوردن مقدار قابل توجه گياه در حال رشد براي اعمال جهش نقطه‌اي در بادرنجبويه.
*بررسي تغييرات در خصوصيات مورفولوژيکي پس از اعمال جهش در گياه بادرنجبويه.
* بررسي تغيير در ميزان مواد موثره گياه در غلظت‌هاي مختلف ماده جهش‌زاي EMS

1-1-4 ساختار پژوهش
پژوهش حاضر در پنج فصل ارائه شده است. در فصل اول بيان کلي مسئله، هدف پژوهش و دلايل اهميت موضوع، گياه شناسي بادرنجبويه و خصوصيات مختلف آن مي‌پردازد. همچنين مباحث مربوط به کشت بافت، تاريخچه و کاربرد آن و فاکتورهاي موثر در کشت بافت به دقت مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در ادامه، مطالب مربوط به ايجاد جهش و اسانس‌گيري آن مطرح شده و در اين ميان به پژوهش‌هاي پيشين نيز اشاره خواهد شد.
فصل دوم شامل مروري بر تحقيقات و کارهاي پژوهشي انجام شده در رابطه با کشت بافت و اعمال موتاژن‌ها بر روي گياهان است.
فصل سوم شامل مواد و روش‌هاي مورد استفاده در پژوهش از جمله چگونگي ساخت محيط کشت MS و ويژگي‌هاي هر کدام از مواد مورد استفاده دراين محيط است. همچنين در ادامه به روش ضدعفوني کردن گياه، تهيه ريزنمونه و چگونگي کشت کردن اشاره خواهد شد. روش اسانس‌گيري از گياه نيز در اين فصل مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
فصل چهارم به بيان نتايج بدست آمده از محاسبه آناليزهاي آماري نمونه‌هاي کشت شده و تحت تيمار قرار گرفته با غلظت‌هاي مختلف مي‌پردازد.
فصل پنجم شامل چکيده‌اي از نتايج حاصل از اين تحقيق و استدلال و بحث در مورد آنها مي‌باشد و همچنين پيشنهادهايي در مورد کارهاي آتي ارائه مي‌دهد.

1-2 کليات
1-2-1 گياه شناسي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل1-1شمائي از گياه کامل بادرنجبويه
Melissa officinalisلاتينlemon balm – bee balmانگليسيبادرنجبويهفارسيحوک، بادروج، حشيشه النحل، ترنجانعربيبابريهنديmelisse – the de franceفرانسويبادرنجبويااردو
بادرنجبويه گياهي علفي و چند ساله با نام علمي Melissa officinalis L. از خانواده نعناعيان lamiaceae که با نام‌هاي فارسي مختلف همچون بادرنگبويه، وارنگ بو، بالنگو، ريحان کوهي، تره خراساني، مفرح القلب مي‌باشد. روي ريزوم‌ها گره‌هاي خاصي وجود دارد. از اين گره‌ها استلون‌ها (ريشه راست) و ساير انشعاب‌هاي ريشه‌اي به رنگ قهوه‌اي روشن خارج مي‌شود. ارتفاع گياه متفاوت است و به شرايط اقليمي محل رويش آن بستگي دارد و بين 50 تا 100 سانتي‌متر مي‌باشد. ساقه مستقيم است ولي به ندرت ممكن است به صورت خوابيده روي زمين قرار گيرد (ساقة گياهان جوان معمولاً به صورت خوابيده رشد مي‌كند). برگ‌ها پهن، تخم مرغي شكل به طول سه تا شش سانتي‌متر و به صورت متقابل روي ساقه قرار مي‌گيرند. برگ‌ها به رنگ سبز تيره هستند، سطح آنها ناصاف و برجستگيهاي متعددي دارند (شکل1-1). گل‌ها در قسمت فوقاني گياه و در ناحيه زاويه برگ‌ها تشكيل مي‌شوند. غنچه‌ها معمولاً زردرنگ هستند كه پس از باز شدن به گلهاي سفيد يا بنفش تبديل مي‌شوند. بذر تخم مرغي شكل و رنگ آن تيره و براق (معمولاً سياه رنگ) است. وزن هزاردانه 6/0 تا 7/0 گرم است (ساري و سيلان12،2002؛ رحيمي نيا، 1387).
براي اين گياه سه زيرگونه Altissima و Inodora ،Officinalis معرفي شده است. از بين زيرگونه‌هاي اين جنس، فقط زيرگونه افيسيناليس داراي ارزش اقتصادي بوده و رايحه‌اي شبيه ليموي تازه از خود متصاعد مي‌كند (باتيارکا و همکاران13،2006).
1-2-2 رويش و تکثير گياه
رويش گياه از طريق بذر به كندي انجام مي‌گيرد. رويش گياهان چند ساله در اوايل بهار پس از گرم شدن هوا آغاز مي‌شود. اندام‌هاي هوايي گياه در زمستان بر اثر سرمازدگي خشك مي‌شوند. در اين حالت ريشه زنده است و از فعاليت خفيفي برخوردار است. گل‌ها اواسط تابستان (اواخر تير – اوايل مرداد) ظاهر مي‌شوند و نكتار زيادي نيز توليد مي‌كنند. بوي معطر گل‌ها باعث جلب حشرات، بخصوص زنبورهاي عسل مي‌شود. تغذية نكتار گل‌ها توسط زنبورها سبب افزايش توليد عسل آنها مي‌شود. ميوة آن از اواسط تابستان (اواخر مرداد) به تدريج مي‌رسد. پس از رسيدن، دانه‌ها به اطراف پراكنده مي‌شوند (اميدبيگي، 1384،1386).
1-2-3 خواستگاه و دامنه انتشار
اين گياه بومي جنوب اروپا، آسياي صغير و بخش‌هاي جنوبي آمريكاي شمالي است. جمعيت‌هاي بادرنجبويه در تمام كشورهاي مديترانه‌اي شامل مناطق ساحلي تركيه و شمال ايران و بخش‌هاي جنوبي آمريكايي شمالي پراكندگي دارند (اميدبيگي،1386؛ آديني و همکاران14،2008).
پيشينه كاشت بادرنجبويه به 2000 سال مي‌رسد و در سراسر اروپا، قفقاز، ايران، ترکمنستان، دامنه‌هاي معتدل هيماليا، هندوستان، مولداويا، اندونزي و امروزه در سراسر جهان كشت مي‌شود (زرگري، 1368-1380).
1-2-4 نيازهاي اکولوژيکي
بادرنجبويه در طول رويش به هواي گرم و نور كافي نياز دارد. بذرها در دماي 10 تا 12 درجة سانتي‌گراد جوانه مي‌زنند، ولي دماي مناسب براي جوانه‌زني 18 تا 20 درجه سانتي‌گراد است. درجة حرارت مطلوب در طول رويش اين گياه 20 تا 22 درجة سانتي‌گراد است. بادنجبويه براي مدتي قادر به تحمل درجة حرارت‌هاي پايين (20- تا 25- درجة سانتي‌گراد) مي‌باشد. براي گياهان مسن درجة حرارت‌هاي پايين براي مدت طولاني مضر بوده و تأثير نامطلوبي بر رشد و نمو و همچنين مواد مؤثرة آنها بر جاي مي‌گذارد. ريشة بادرنجبويه نسبتاً طويل است. اين ريشه به جذب رطوبت از اعماق زمين قادر بوده و براي مدتي خشكي را تحمل مي‌نمايد. رويش گياه در سايه نه تنها سبب كند شدن رشد و نمو گياه مي‌شود، بلكه در كاهش كميت و كيفيت اسانس آن نيز مؤثر است. بادرنجبويه در هر نوع خاكي قادر به رويش مي‌باشد، و خاك‌هايي با بافت متوسط و غني از تركيبات كلسيم و مواد و عناصر غذايي، براي رويش اين گياه بسيار مناسب است. بادرنجبويه قادر است خشكي را براي مدتي تحمل كند. ولي كم آبي و خشكي‌هاي طولاني سبب خشك شدن آن مي‌شود. در هر دورة آبياري گياهان 30 تا 40 ميلي‌متر بايد آبياري شوند، PH خاك براي بادرنجبويه 8/4 تا 8 مناسب است (باقري و همکاران،1384؛ رحيمي نيا،1387).
1-2-5 اهميت دارويي
از مواد مؤثرة اين گياه ، داروهايي براي درمان ناراحتي‌هاي عصبي و همچنين داروهايي براي مداواي بيماريهاي معده ، قلب و روده‌اي كه منـشأ عصبي دارنـد تهيـه مي‌شود. نيرودهنده و ضدتشنج است و به عنوان مقوي معده، بادشكن، تسهيل عمل هضم و معرق و اسانس آن خاصيت آرام كننده با اثر قاطع است. در رفع دلپيچه ناشي از نفخ، درد معده با منشأ عصبي، اختلالات هضمي، طپش قلب سرگيجه و سنكوب بي‌خوابي، ضعف قلب، احساس صداي مبهم در گوش، نزله‌هاي مزمن برونش‌ها، و لوسيون حاصل از دم كرده‌ي آن يا گرد سرشاخه‌ها روي زخم‌ها و جراحات و دردشان را تسكين و مالش دادن جوشانده آن باعث از بين رفتن دردهاي صورت مي‌شود (فيالوا و همکاران15،2008؛ يلديز، 1387). در برخي كشورها از تنتور بادرنجبويه به عنوان آرام بخش استفاده مي‌شود. مواد مؤثرة بادرنجبويه به همراه مواد مؤثرة سنبل الطيب اثر درماني يكديگر را تشديد مي‌كنند.

1-2-6 مواد موثره و اجزاء اسانس
برگ داراي يك ماده تلخ، تانن، كامفز، مواد رزيني+ قندهاي مختلف و اسانس است كه از تركيبات اسانس آن سيترونلال و سيترال، ژرانيول، لينالول، استات اوگنول و اسيد رزماري و فنوليك و فلاونوئيد است. در روغن فرار آن مونوترپنها سيترونلال، سيترال، كمي متيل سترونلات اُسيمن، سترونلول، سزكوئي‌ترپن‌ها كاريوفيلين و ژرماكرن است (بيسيت و ويچل16،2001؛ بلومنتال و همکاران17،2000 ؛ اوانس18،2002). اسانس موجود در برگ اين گياه داراي اثرهاي ضد ميكروبي، ضد باكتريايي، ضد ويروسي و هضم كنندگي است و در درمان اختلالات و ناراحتي‌هاي عصبي و بي‌نظمي‌هاي مربوط به معده و روده در سطح وسيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد (فيالوا و همکاران،2008).

1-2-7 استفاده‌ها
اسانس بادرنجبويه در صنايع غذايي و صنايع آرايشي و بهداشتي كاربرد زيادي دارد. از بادرنجبويه مي‌توان به عنوان عطر چاي و همچنين به عنوان طعم دهندة ساير داروها استفاده كرد. اگر چشم‌ها را با دم‌کرده بادرنجبويه (پس از صاف کردن آن) بشويند در تقويت چشم مؤثر است. دم‌کرده 5 درصد بادرنجبويه که طعم و عطر خيلي مطبوعي دارد در رفع بي‌خوابي کودکان و پيران نتايج خيلي خوبي داده است. جويدن آن دهان را خوشبو مي‌كند و جوشانده آن براي استحكام لثه و دندان‌ها مفيد است (اميدبيگي،1384).
1-2-8 کشت بافت گياهي
به رشد مواد گياهي عاري از ميکروب در شرايط عاري از ميکرو ارگانيسم ها مانند محيط غذايي استريل در يک لوله آزمايش، کشت بافت گياهي اطلاق مي‌شود و شامل کشت پروتوپلاست، سلول، بافت و اندام گياهي مي باشد. اين تکنولوژي با نظريه پردازي دانشمند آلماني، هابرلنت در مورد توانايي تبديل يک سلول به موجود کامل در اوايل قرن بيستم شروع شد. هابرلنت پيشنهاد کرد که فنوني جهت جداسازي و کشت بافت ايجاد شود و ادعا کرد که اگر محيط و تغذيه سلول‌هاي کشت شده تنظيم شود اين سلول‌ها مي توانند گياهان نرمالي را به وجود آورند.

در يک موجود زنده پرسلولي اعم از گياهي و جانوري بسياري واحد ساختماني يعني سلول وجود دارد که به طور بالقوه داراي ژن‌هاي سازنده يک موجود کامل پرسلولي ديگر مي‌باشد و بسته به شرايط محيطي و هورموني و غيره مي‌توانند تمايز پيدا کرده و بافت‌ها و اندام‌هاي مختلفي توليد کنند و يا اينکه به صورت بي شکل باقي بمانند. بنابراين هر قسمت از يک گياه ممکن است در شرايط مناسب و ويژه بتواند يک جنين و يک گياه کامل ايجاد کند. از جمله پايه گذاران اين علم ترکول است که در سال 1850 متوجه شد چنانچه قسمتي از ساقه گياه کاکائو زخمي شود يک توده غير متمايز در محل زخم تشکيل مي‌شود که براي اولين بار به آن کالوس يا توده سلولي تمايز نيافته گفته شد(ملايري، 1375).
برخلاف سلول‌هاي جانوري، سلول گياهي حتي در مراحل پيشرفته بلوغ و تمايز، در صورتي‌که سيستم غشائي و هسته آن سالم و فعال باشد، توانائي تغيير به حالت مريستمي و نمو به گياه کامل را دارد. ايده انجام آزمايشات با استفاده از بافت‌ها و اندام‌هاي مجزا شده گياهان تحت شرايط آزمايشگاهي کنترل شده، در اواخر قرن نوزدهم مطرح شده و در تحقيقات هابرلند بيان گرديده است (ملايري، 1375). در سال 1961 روش استفاده از آگار در پتري ديش معرفي شد. در اين روش سلول‌هاي تکي را با آگار گرم شده مخلوط و حاصل را در پتري ديش به صورت يک لايه نازک پهن مي‌کردند. اين موضوع که يک سلول منفرد توانائي تقسيم و تکثير داشته و نهايتا مي‌تواند به يک گياه کامل تبديل شود در سال 1965 اعلام شد (افشاري‌پور، 1372؛ احسان پور،1380).
اولين کشت موفقيت آميز بافت هاي گياهي توسط وايت در سال 1934 انجام شد. در سال 1939 وايت اولين کشت موفقيت آميز کالوس هويج و توتون را گزارش کرد. در سال 1957 يک مقاله کليدي توسط اسکوگ و ميلر منتشر شد. در آن مقاله آن ها اظهار داشتند که اثرات متقابل بين مقدار اکسين ها و مقدار سيتوکنين ها تعيين کننده نوع رشد و تغييرات ريخت شناختي مي باشد(تاجي و همکاران، 1382).
مزيت تكثير از طريق كشت بافت نسبت به ساير روش‌هاي مرسوم، توليد تعداد زيادي گياه با محتواي ژنتيكي يكسان و كيفيت يكنواخت، در زمان كوتاه‌تر و فضاي نسبتاً محدود مي‌باشد(ساتيش و باوان اندان19، 1988 ؛ مانتل و هوگو20، 1989 ؛ باسو و چاند21، 1996 ؛ شاساني و همکاران22، 1998).

در کشت بافت گياهي بيشتر اوقات يک ريز نمونه23 را براي شروع رشد در محيط کشت مصنوعي قرار مي‌دهيم سلول‌هاي غير فعال ، تمايز يافته24 و تقسيم نشده و ريزنمونه در حين رشد در محيط غذايي ابتدا متحمل تغييراتي براي وارد شدن به حالت مريستمي مي‌شوند (آدام و وندل25، 2005). پديده بازگشت سلول‌هاي بالغ به مرحله مريستمي و شکل‌گيري بافت کالوس را تمايززدايي مي‌نامند. از آنجا که ريزنمونه چند سلولي، متشکل از انواع مختلفي از سلول‌ها مي‌باشد بنابراين سلول‌هاي بافت کالوس نيز هتروژن خواهند بود. توانايي سلول‌هاي بافت کالوس براي تمايز يافتن به يک گياه کامل و يا يک اندام گياهي را تمايز مجدد26 مي‌نامند. اين دو پديده يعني خارج شدن از حالت تمايز با تمايززدايي و تمايز مجدد از ظرفيت‌هاي ذاتي سلول‌هاي گياهي هستند و تکامل آنها به گياه کامل به عنوان توتي‌پتانسي27 توصيف مي‌گردد. عموما قبل از اينکه سلول‌ها بتوانند وارد تمايز مجدد شده و گياه کامل توليد نمايند مرحله کالوس را بايستي بگذرانند (والن زوئلا و همکاران28،1986 ؛ فارسي و ذوالعلي،1382).
همچنين استفاده از راه‌كارهاي فناوري زيستي از جمله كشت سوسپانسيون سلولي، كشت اندام (كشت ريشه هاي موئين و ساقه) راه حلي مناسب براي توليد سريع و انبوه متابوليت‌هاي ثانويه مي‌باشد (پزوت29، 1996؛ راو و راويش انکار30، 2002؛ بورگاد و همکاران31، 2002 ؛ مولاباگال و تساي32، 2004).
يکي از بخش‌هاي مهم بيوتکنولوژي، کشت بافت است که کاربردهاي مختلف آن در زمينه گياهان داروئي، از جنبه‌هاي مختلفي قابل بررسي است.

1-2-8-1تاريخچه کشت بافت گياهي
در سال‌هاي اخير تکنيک‌هاي کشت بافت گياهي به يک ابزار خيلي قوي براي تکثير و اصلاح گونه‌هاي گياهي زيادي تبديل شده‌اند. اين تکنولوژي با پژوهش گتليب هابرلند33 در مورد پرتواني سلول در اوايل قرن 20 شروع شد. وي با توجه به اين نکته که با دستکاري محيط کشت سلول‌ها ، سلول‌هاي کشت شده مراحل نموي يک رشد عادي را تکرار خواهند نمود،پيشنهاد گسترش تکنيک‌هاي جداسازي و کشت بافت‌هاي گياهي را ارائه داد.
کشف اکسين‌ها توسط ونت و همکاران34 و کشف سيتوکينين‌ها توسط اسکوگ و همکاران قبل از اولين کشف موفق بافت‌هاي گياهي در آزمايشگاه صورت گرفت (افشاري پور 1372 ).
اولين کشت موفق کالوس هويج و توتون توسط وايت در سال 1943 گزارش گرديد. اسکوگ و ميلر نيز در سال 1957 گزارش کردند که اثر متقابل کمي بين اکسين‌ها و سيتوکينين‌ها نوع رشد و ريخت‌زايي گياه را تعيين مي‌کند. مطالعات آنها بر روي توتون نشان داد که نسبت بالاي اکسين به سيتوکينين، ريشه‌زائي را تحريک نموده و پايين بودن اين نسبت، باعث تحريک تشکيل اندام هوائي مي‌شود اما اين پاسخ، عمومي نيست.با اين که دستکاري نسبت اکسين و سيتوکينين در ريخت‌زائي گونه‌هاي زيادي موفقيت آميز بوده است، اما امروزه واضح است که عوامل زياد ديگري بر توانائي سلول‌ها در کشت براي تمايز ريشه، اندام هوائي يا رويا موثر است (افشاري پور 1372).
ايجاد انگيزه براي بکارگيري تکنيک‌هاي کشت بافت گياهي در تکثير و اصلاح گونه‌هاي گياهي از کار اوليه مورل و موراشيگ روي تکثير ارکيده در محيط کشت و تهيه يک محيط کشت جديد با غلظت بالائي از نمک هاي معدني توسط موراشيک و اسکوک ناشي شد. از آن به بعد به صورت قابل توجهي رشد يافت و امروزه يک نقش کليدي در تکثير، اصلاح و مهندسي ژنتيک گياهي ايفاء مي‌کند.
1-2-9کاربردهاي کشت بافت گياهي
1-2-9-1 توليد مواد شيميايي
گياهان به عنوان منبع مهمي از مواد پيشتاز فرآورده‌هايي که در صنايع مختلف مانند داروسازي، صنايع غذايي و آرايشي و بهداشتي و کشاورزي مورد استفاده‌اند (هيناستين و مري35 1988).
1-2-9-2 ايجاد گياهان عاري از عوامل بيماري‌زايي گياهي
غلات ممکن است توسط گونه‌هاي زيادي از آفات ميکروبي، ويروس، باکتريائي و قارچي آلوده مي‌شوند. اين آلودگي‌ها تا حد زيادي موجب کاهش توليد فرآورده کيفيت آن و توان گياه مي‌شوند. آلودگي در درختان ميوه بازده محصول را تا 90% کم مي‌کند. اساس به دست آوردن گياهان بدون ويروس کشت مريستم انتهايي آنهاست با کشت قطعه کوچکي از مريستم مي‌توان کالوس بدون ويروس تهيه کرد (هيناستين و امري 1988).
1-2-9-3 ايجاد تنوع ژنتيکي
مواد گياهي که از طريق کشت بافت تکثير مي‌شوند تغييرات ژنتيکي بالايي را نشان مي‌دهند. زماني که از کشت کالوس مرتبا زير کشت گرفته شود گياهان حاصل سطح پلوئيدي متفاوتي را نشان مي‌دهند و همين تغييرات ناشي از کشت بافت مي‌تواند تنوع ژنتيکي جديدي را در اختيار اصلاح کننده نباتات قرار دهد (هيناستين و امري 1988)
1-2-9-4 کاربرد کشت بافت گياهي در کشاورزي،باغباني و جنگلداري
از اوايل دهه 1970 با توسعه فنون کشت آزمايشگاهي و ابداع روشهاي جديد بيولوژي مولکولي، کشت بافت و سلول گياهي تأثير چشم‌گيري در هر دو زمينه اصلاح نباتات و تکثير رويشي (ريزازديادي) داشته و ذخيره و نگهداري ذخاير توارثي را تسهيل کرده است. از طرف ديگر، کشت بافت گياهي بخش جدايي ناپذير فناوري تراريختي گياهان است که با استفاده از آن توليد گياهان تراريخته با انتقال DNA از منابع مختلف امکان پذير ميشود. به مجموعه اين روشها، فناوري زيستي گياهي گفته ميشود که مباحث متنوعي شامل شده و در تحقيقات علمي پايه و همچنين براي مقاصد اقتصادي در زمينههاي کشاورزي، باغباني و جنگلداري کاربرد دارد.

1-2-9-5 کاربردهاي اقتصادي کشت بافت گياهي
ريزازديادي يکي از روشهاي کشت بافت است که از آن براي ايجاد تعداد زيادي گياه مشابه از يک گياه مادري استفاده ميشود. مزيت مهم ازدياد اين است که از طريق آن ميتوان بسيار سريعتر از روشهاي سنتي تعداد زيادي گياه مشابه توليد کرد. اين روش مخصوصاً در دست‌ورزي ژنتيکي کاربرد زيادي دارد، زيرا از اين طريق ميتوان گياه تراريخته جديد را سريعاً تکثير نمود (عليزاده، 1390).
با استفاده از ريزازديادي بيش از 10 هزار گونه گياهي با موفقيت توليد شدهاند. بسياري از اين گونهها زينتي هستند، با اين وجود اين روش براي گياهان زراعي و درختان ميوه نيز مورد استفاده قرار ميگيرد. استفاده از اين روش در بعضي از شرايط خاص بسيار مفيد است. اولاً در گونههايي که تکثير رويشي در آنها مشکل است و يا گونههايي که بذر سرسخت دارند (يعني به سختي جوانه ميزنند) که از آن جمله ميتوان به گونههاي زينتي مانند ارکيده اشاره کرد. مورد دوم شامل موقعي است که آميزش گياهان و ازدياد از طريق بذر، سرعت تکثير گياه را کاهش داده و براي مثال در گونههاي درختي موجب به وجود آمدن تنوع ژنتيکي ناخواسته مي‌شود. سومين مورد، کاربرد ريز ازديادي براي تکثير گياهاني است که بعضي از بيمارهاي ساختاري در آن‌ها از طريق روشهاي سنتي تکثير منتقل ميشود ولي از طريق ريزازديادي مريستم يا بافتهاي ديگر امکان انتقال آنها وجود ندارد (افشاري پور 1372).

1-2-9-6 کاربردهاي کشت بافت گياهي در مهندسي ژنتيک و فناوري زيستي


دیدگاهتان را بنویسید