1-8- ساختار تحقيق1
فصل دوم: مروري بر مطالعات پيشين
2-1- مقدمه1
2-2- مطالعات انجام گرفته در داخل کشور1
2-3- مطالعات انجام گرفته در خارج از کشور1
فصل سوم:روش تحقيق
3-1- مقدمه1
3-2- مباني نظري1
3-2-1- سابقه و مفهوم بهره وري1
3-2-2-بهره وري نيرويکار1
3-2-3-الگوهاي اندازه گيري بهره وري نيروي کار1
3-2-4- عوامل موثر بر بهره وري نيروي کار1
3-2-6-علوم مرتبط1
3-2-6-1-علم ارگونومي1
3-2-6-1-1- تاثير ابعاد ارگونومي بر فعاليت و افزايش بهره وري1
3-2-6-2-علم بيوريتمولوژي1
3-2-6-2-2- سيکلهاي حيات1
3-2-7-تعريف آسايش حرارتي1
3-2-7-1-متغييرهاي تاثير گذار بر آسايش حرارتي1
3-2-7-2-تعادل حرارتي بين بدن انسان و محيط پيرامون1
3-2-7-3- انسان و تنشهاي حرارتي1
3-2-7-4- اختلات ناشي از تنش هاي حرارتي1
3-2-7-5- منطقه آسايش1
3-2-7-5-1-تاثير عوامل اقليمي بر منطقه آسايش1

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-3-روش هاي تعيين محدوده آسايش1
3-3-1- تخمين محدوده آسايش با استفاده از شاخص(PMV)1
3-3-2-تغييرات بهره وري نيروي کار در بخش ساخت و ساز با استفاده از شاخصPMV و تصريح مدل……..1
3-3- 2-1-نظريه برانگيختگي1
3-4- ابزارهاي گردآوري1
3-5- روش تحقيق1
4-2- داده هاي آماري1
4-2-1- متغيرها1
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1- خلاصه و نتيجه گيري1
5-2 پيشنهادات1
منابع و مواخذ1
منابع فارسي1
منابع خارجي1
پيوستها1
پيوست الف1
پيوست ب1
پيوست ج1
فهرست نمودارها
عنوان صفحه نمودار(1-1) مدلهاي اندازه گيري بهره وري 4
فهرست جداول
عنوان صفحه جدول (2-1) خلاصه مطالعات انجام شده در داخل کشور 16جدول (2-2) خلاصه مطالعات انجام شده در خارج کشور18جدول (4-1) مقادير ضريب نارسانايي لباس نسبت به نوع پوشش48جدول (4-2) مقادير پيشنهادي شدت متابوليسم بدن انسان در حالات گوناگون49جدول(4-3) مقادير ضريب تعادل 49جدول(4-4) تغييرات مقادير PMV وبهره وري نيروي کار در شرايط دمايي گرم (دما ثابت و فشار بخار متغيير)50جدول (4-5) مقادير PMV وبهره وري نيروي کار در محدوده آسايش 51جدول (4-6) تغييرات مقادير PMV وبهره وري نيروي کار در شرايط دمايي گرم (دما متغيير و فشار بخار ثابت)51جدول (4-7) تغييرات مقادير PMV وبهره وري نيروي کار در شرايط دمايي گرم (دما متغيير و فشار بخار متغيير)52جدول (4-8) تغييرات مقادير PMV وبهره وري نيروي کار در شرايط دمايي سرد (دما ثابت و فشار بخار متغيير)52جدول (4-9) تغييرات مقادير PMV وبهره وري نيروي کار در شرايط دمايي گرم (دما متغيير و فشار بخارثابت)53جدول (4-10) استفاده از پوشش هاي مختلف در شرايط دمايي سرد53جدول (4-11) استفاده از پوشش هاي مختلف در شرايط دمايي گرم 54جدول (4-12) نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون(رابطه بين متغييرها)54جدول (4-13) نتايج آزمون t(رابطه بين مقادير بهره وري درمناطق مختلف)55جدول (4-14) شاخص بهره وري نيروي کار(100-1376)56جدول (4-16) ميانگين بهره وري نيروي کار درمناطقمختلف با استفاده از شاخص PMV56جدول (4-17) مقادير PMVوبهره وري نيروي کار در محدوده آسايش56
چکيده
روشها و مدلهاي مختلفي جهت اندازه گيري بهره وري توسط تحليلگران بر حسب ديدگاهي که نسبت به بهره وري دارند، ارايه شده است. مطالعه حاضر با هدف پيش بيني تغييرات بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت وساز با استفاده از شاخص متوسط آراء پيشبيني شده (PMV)، بهرهوري نيروي کار در بخش ساخت و ساز ايران در سال 86 و با استفاده از اطلاعات مربوط به 313 ايستگاه سينوپتيک درسه زير بخش فعاليت هاي سبک، متوسط و سنگين محاسبه شده است .نتايج اين مطالعه که از طريق نرم افزار MATLAB(R2009a) انجام گرفته حاکي از آن است که علاوه بر فشار بخار اشباع شده و درجه حرارت هوا ،مقدار PMV و به تبعيت آن بهرهوري نيرويکار نيز تابعي از ميزان فعاليت در حال انجام و نوع پوشش کارگر ميباشد . همچنين نتايج نشان ميدهدکه افزايش دما منجر به کاهش بيشتر بهرهوري نيرويکار در اين بخش گرديده که ميتوان ادعا نمود تاثيرگذارترين متغيير حرارتي بر روي بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت وساز دماي محيط ميباشد.در قسمت آخر با تقسيم بندي مناطق مختلف ايران به دو ناحيه سرد و گرم اين نتيجه به دست آمده که در مناطقي که از لحاظ اقليمي داراي آب و هواي گرم ميباشند، هردو متغيير فشار بخار اشباع شده و درجه حرارت هوا منجر به دور شدن ميزان بهره وري از محدوده مطلوب شده است.در حالي که در مناطق داراي آب و هواي سرد کاهش درجه حرارت هوا در جابه جايي ميزان بهرهوري نيرويکار از محدوده مطلوب تا حدودي موثر ولي فشار بخار اشباع شده منجر به بهبود مقادير بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت و ساز گرديده است.

کليد واژه ها: ساخت و ساز،آسايش حرارتي، شاخصPMV، بهرهوري نيروي کار، مدلهاي رياضي
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
1-2- بيان مساله
1-3- هدف تحقيق
1-4- سوالات تحقيق
1-5- فرضيه هاي تحقيق
1-6- حدود تحقيق
1-7- روش انجام تحقيق
1-8- ساختار تحقيق

1-1- مقدمه
تلاش براي بهبود و استفاده موثر از منابع گوناگون چون نيرويکار، سرمايه، مواد، انرژي و اطلاعات ،هدف تمامي مديران سازمانهاي اقتصادي و واحدهاي توليدي صنعتي و موسسات خدماتي مي باشد. روشهاي اجرايي کارآمد، تجهيزات و ابزارکار سالم، فضايکار متعادل و از همه مهمتر نيرويانساني واجد صلاحيت و شايسته از ضرورياتي مي باشند که براي نيل به بهرهوري مطلوب بايد مورد توجه مديران قرار گيرد. روح فرهنگ بهبود بهرهوري بايد در کالبد سازمان دميده شود که در آن ميان نيروي انساني هسته مرکزي را تشکيل ميدهد. يکي از مهمترين اهداف در هر سازمان ارتقاء بهرهوري آن است و با توجه به اينکه انسان در ايجاد بهرهوري نقشي محوري دارد در خواستهاي او در سازمان اثري کليدي به جا ميگذارد. (استادزاده، 1387،ص6)
امروزه با پيچيدهتر شدن ساختار و عملکرد سازمانها، سازماندهي محيطکار و ايجاد محيطي آرام و بهرهور در سازمانها به طوري که منجر به فعال شدن بيشتر نيرويانساني، شادابي آنها، کاهش خطرات احتمالي، افزايش کيفت در کار،کاهش افسردگيها، رشد خدمات و در نهايت دستيابي به بهرهوري مورد نظر شود، از دغدغههاي مديران اجرايي و سرپرستان سازمانها است. نتايج حاصل از تحقيقات مربوط به نيروي انساني، نشان ميدهد که توسعه نيروهاي انساني بهرهور به طور مستقيم در دستيابي به بسياري از اهداف سازمانها نقش به سزايي دارد. (طاهري،1376،ص12).
درسال هاي اخير مطالعات گستردهاي در زمينه ارزيابي وضعيت زيست -اقليمي به انجام رسيده است که عمدتاً رابطه اين موضوع را با عوامل ديگر از جمله شرايط کاري و افزايش صدمات ناشي از کار، اتلاف انرژي، شرايط اقليمي، سابقه دمايي (به عنوان مثال مدت زمان در معرض حرارت روزانه قرار گرفتن و غيره )، ميزان رطوبت، کاهش تمرکز در فعاليت هاي آموزشي، و غيره بيان ميکند.(صادقي روش،1389،ص10)
برخلاف بسياري از صنايع توليدي، معمولاًساخت و ساز در محيط باز صورت ميگيرد، در نتيجه محيط فيزيکي از جمله محيط حرارتي بر روي آن تاثيرگذار ميباشد،محيط حرارتي که شامل چهار متغيير اصلي درجه حرارت، رطوبت نسبي،سرعت باد و همچنين ميانگين دمايتابشي ميباشد. بر بهرهوري نيرويکار تاثير ميگذارد و باعث تغيير بهرهوري آن ميشود.(توماس و همکاران1999).
برخي از شرايط جوي به نظر ميرسد که اثر منفي بر بهرهوري نيرويکار داشته باشد.کاهش بهرهوري نيروي کار به علت ناراحتيهاي ناشي از انواع مختلف محيطهاي حرارتي قابل توجه است. به عنوان مثال، اشعه نورخورشيد باعث ميشود که کارگران احساس خستگي کنند و به دنبال پناهگاه براي استراحت بروند.کارکردن در آب و هواي بسيار بد داراي اثرات فيزيولوژي و رواني برروي کارگران ميباشد که باعث کاهش بهرهوري آنها مي گردد، تحريکپذيري آنها را افزايش و منجر به کم شدن اشتياق آنها براي کارکردن ميشود (شريف محمد، کرب سري ناوين، 2005)، يک محيط خوب، ميتواند بر رشد ارزشهاي پرسنل و افزايش توان و بهرهوري آنان اثرگذار باشد، به همين دليلعلم مديريت انساني يا ارگونومي براي رهبران و مديران سازمان از اهميت بالايي برخوردار ميباشد.(هلاندر،1375).
ارگونومي يا همان مهندسي فاکتورهاي انساني1علمي ترکيبي است که سعي دارد ابزارها، دستگاه ها، محيط کار و مشاغل را با توجه به تواناييهاي جسمي- فکري و محدوديتها و علائق انسانها طراحي مينمايد. اين علم با هدف افزيش بهرهوري، با عنايت بر سلامتي، ايمني و رفاه انسان در محيط، شکل گرفته است. همچنين اين علم در تلاش است به جاي هماهنگ نمودن انسان با محيط، محيط را با انسان هماهنگ سازد. در اين راستا سازمان بينالمللي کار(ILO)2 واژه ارگونومي را به معناي متناسب کردن کار و شغل براي انسان تعريف کرده است (فروزانفر،1378،ص24).
بايد اشاره کرد که در نظر گرفتن اصول ارگونومي در کار، نه تنها باعث حفظ سلامت نيروي انساني و کارآمدي آن در جوامع بشري ميشود بلکه مانع تحميل بسياري از هزينههاي مالي بر اقتصاد کشورها و کاهش بهرهوري خواهد شد. هدف اصلي اين تحقيق پيشبيني تغييرات بهرهوري نيروي کار در بخش ساخت و ساز ايران (سال 86) با استفاده از شاخص ميانگين آراء پيش بيني شده(PMV)3 ميباشد.
1-2- بيان مساله
اندازهگيري بهرهوري بيشتر از آنکه متأثر از سطوح مختلف بهرهوري باشد از نوع نگرش به بهرهوري متأثر شده است و بطور عمده به چهار دسته يعني روش اقتصاددانان، مهندسين، حسابداران و مديران تقسيم ميشوند. بدليل اينکه در سطح بخشهاي و فعاليتهاي اقتصادي و ملي ديدگاه اقتصاددانان معمول ميباشد در اکثر تحقيقات از روش اقتصاددانان استفاده ميشود اين روش نه تنها سطح تغييرات بهرهوري را در طول زمان محاسبه ميکند بلکه سعي ميکند که اثرات تمام عوامل شناخته شده را برروي بهرهوري نمايان ميکند. اقتصاددانان براي محاسبه بهرهوري از روشهاي نظير روش روش شاخص4، روش تابع توليد5 و روش داده – ستانده6 را استفاده ميکنند.
تحليلگران بهرهوري بر حسب ديدگاهيکه نسبت به بهرهوري دارند، مدلهاي مختلفي براي اندازهگيري بهرهوري ارائه کردهاند.در يک تقسيمبنديکلي مدلهاي اندازهگيري بهرهوري را ميتوان مطابق با نمودار زير به شش دسته تقسيمبندي کرد.
منبع: زنوز و بختياري، (1389: 254)
با توجه به اينكه غالباً، در كشورهاي در حال توسعه، مهمترين عامل توليد نيرويكار است، عمدتاً بهرهوري نيرويكار مورد توجه ميباشد.در واقع در صورت عدم امكان سنجش بهرهوري كل عوامل توليد، بهرهوري نيروي كار ميتواند تقريب خوبي براي بهرهوري كل عوامل توليد باشد(بهرهوري نيرويكار مشخص كننده ميزان توليد يا قدرت توليد هر واحد از نيرويكار و درحقيقت توليد سرانه واحد نيرويكار را اندازهگيري ميكند). لذا بهرهوري نيرويكار را ميتوان هم به صورت متوسط و هم به صورت نهايي اندازهگيري نمود (قبادي،1385، ص25).
بدون ترديد براي داشتن آينده پويا و توسعه يافته و ايستادگي اقتصادي در دنياي پر رقابت امروزي، نيازمند افزايش بهره‌وري و استفاده حداکثري از حداقل امکانات هستيم. امروزه همه کشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه به اهميت بهره‌وري به عنوان يکي از ضرورت‌هاي توسعه اقتصادي و کسب برتري رقابتي پي‌برد‌‌ه‌اند. به اين ترتيب اغلب کشورهاي در حال توسعه به منظور اشاعه فرهنگ نگرش ويژه به بهرهوري و تعميم بکارگيري فنون و روش‌هاي بهبود آن سرمايهگذاريهاي قابل توجهي انجام داده‌اند.در ايران اهميت توجه به مقوله بهره‌وري به دلايل مختلفي از جمله حاکم نبودن فرهنگ و نگرش درست به بهره‌وري در جامعه، مورد غفلت واقع گرديده است. بسياري از کارشناسان بر اين باورند که حلقه مفقوده اقتصاد ايران پيش از آنکه سرمايه و يا منابع طبيعي باشد، نبودن بهرهوري نيروي کار است. (ميرزايي، 1391ص 23)
روشهاي اندازهگيري بهرهوري نيروي کار به شرح ذيل ميباشند:
1-روش شاخص:
در اين روش از طريق تقسيم ميزان توليد يا ارزش افزوده بر تعداد نيروي كار بهره وري متوسط نيروي كار را بدست مي آوريم و براي محاسبه بهره وري نهايي نيروي کار نيز مي توان از طريق(?Q/ ?L) كه عبارت است از تغييرات توليد يا ارزش افزوده به تغييرات نيروي كار محاسبه كرد. ولي معمولاً بهرهوري متوسط را از طريق شاخص و بهرهوري نهايي را از طريق تابع توليد محاسبه مي كنند(سليمي فر، 1386 ،ص40) : در روش شاخص براي محاسبه متوسط بهرهوري نيروي كاراز دو طريق استفاده مي شود:
الف: محاسبه بهره وري فيزيكي:
در اين روش از نسبت توليد به نهاده استفاده مي شود. اين روش براي بنگاه هايي كه تنها يك ستاده معين توليد مي كنند روش سهل و ساده اي مي باشد. ولي استفاده از آن براي سازمان هاي توليدي كه بيش از يك ستاده را توليد مي كنند مشكل آفرين خواهد بود. اين مشكلات بيشتر از دو جهت مطرح مي باشند، اول اينكه اندازه هاي فيزيكي تفاوت هاي كيفي را منعكس نمي كند و ديگر اينكه براي مقايسه بهره وري صنايع مختلف نيز مناسب نيست.
ب: محاسبه بهرهوري ارزشي(کمي):
چون در مورد محاسبه بهرهوري فيزيكي با مشكلات روبرو ميشويم اغلب بجاي اندازههاي فيزيكي از مقادير ارزشي استفاده ميشود منظور از مقادير ارزشي محاسبه مقادير بر حسب واحد پول ميباشد در اين صورت محصول به وسيله يك سري قيمتها و با ضرب كردن مقادير فيزيكي در يك سري وزن هاي ارزشي محاسبه مي گردد. در محاسبه بهره وري ارزشي هم از ارزش توليدات و هم از ارزش افزوده ميتوان استفاده كرد ولي اغلب به دليل امكان محاسبه مضاعف در توليد از ارزش توليدات استفاده نميشود. لذا براي نشان دادن مجموعه ارزشهاي واقعي توليد شده بوسيله يك واحد توليدي از ارزش افزوده استفاده ميشود.
2- روش تابع توليد:

تابع توليد معرف يك رابطه فني ميان مقدار نهاده هاي مورد استفاده و حداكثر ميزان محصولي كه از نهاده هاي قابل تحصيل است، ميباشد. به بيان ديگر تابع توليد نشان دهنده حداكثر ميزان ستادهاي كه با فرض ثابت بودن ساير شرايط ميتوان از هر مجموعه خاصي از نهادههاي توليد بدست آورد، خواهد بود. اگرL,K معرف مقادير سرمايه و نيروي كار و Q نشان دهنده ميزان توليد باشد در اين صورت تابع توليد را بدين صورت نشان مي دهيم (سليمي فر،1386،ص41) :
(1-1) Q=F(K,L)
اگر فرض كنيم تابع توليد صنعتي يا بنگاهي به صورت مقابل باشد:
(1-2) Q=?+?k+?L
براي محاسبه بهره وري متوسط و نهايي عوامل توليد مورد نظر مي بايستي ابتدا تابع توليد را تخمين بزنيم و سپس نسبت Q/L را كه معرف بهره وري متوسط نيروي كار، (?Q/?L) كه معرف بهره وري نهايي نيروي كار مي باشد را محاسبه كرد.
3-روش داده-ستاده(Input-Output)
تحليل داده-ستاده (I-O) ابتدا براي مطالعه جريانات اقتصادي ملي بكار گرفته شد. نام لئونتيف7 بطور تنگاتنگي با تحليل داده-ستاده مرتبط است. در واقع ماتريس معكوسي كه در اين تحليل مورد استفاده قرار ميگيرد معروف به (ماتريس لئونتيف) است. اگر چه با استفاده از روش (I-O) براي اندازه گيري بهرهوري در سطوح ملي و صنعت كارهاي زيادي صورت گرفته است ولي در مورد بكارگيري اين دو در سطح بنگاه كار زيادي انجام نشده است (عسکري و همکاران،1383،صص7و6).
امروزه در اکثر کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه موضوع بهرهوري بعنوان يک عامل مهم رشد و توسعه اقتصادي،از جايگاه مهمي برخوردار ميباشد و مطالعات زيادي در خصوص سنجش و شناسايي عوامل مؤثر بر رشد بهرهوري عوامل توليد به ويژه بهرهوري نيرويکار انجام گرفته است. ميتوان گفت ريشه و علل عقب ماندگي کشورهاي توسعه نيافته به طور اساسي ناشي از بهرهوري پايين ميباشد چرا که رشد بالاي بهره وري به خصوص بهرهوري نيرويکار و استفاده صحيح از سرمايهانساني به شدت فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي را تحت تاثير قرار ميدهد. در اين مطالعه سعي شده از شاخص ديگري تحت عنوان شاخص آسايش حرارتي که نقش عوامل اقليمي را بر روي ميزان بهرهوري نيرويار موثر ميداند جهت تخمين ميزان بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت وساز استفاده شود.
1-3-اهداف تحقيق
1- تعيين عوامل محيط حرارتي موثر بر بهره وري نيروي کار در بخش ساخت و ساز .
2- تعيين شاخص ميانگين آراء پيش بيني شده (PMV)8 جهت بررسي عوامل موثر بر بهرهوري نيرويکار در بخش ساختمان و کمک به ارتقاء بهرهوري نيروي انساني در اين بخش.
3- تعيين مقادير محاسبه شده بهره وري نيروي کار در بخش ساخت وساز با استفاده از شاخص PMV و مقايسه اين مقاديردر مناطق مختلف ايران بر اساس درجه حرارت منطقه اي
4- تعيين مقادير محاسبه شده بهره وري نيروي کار در بخش ساخت وساز با استفاده از شاخص PMV و مقايسه اين مقادير با آمار منتشره از سازمان ملي بهره وري ايران
1-4- سوالات تحقيق
1-آيا عوامل محيط حرارتي بر ميزان بهره وري نيروي کار تاثير گذار است؟
2-در محاسبه بهره وري نيرويکار در بخش ساخت و ساز با استفاده از شاخص ( PMV ) کدام يک از متغييرهاي اقليمي و انساني نقش تاثيرگذارتري بر بهره وري نيرويکار دارد؟
3-آيا تفاوت معني داري بين شاخص PMV در مناطق مختلف ايران بر اساس درجه حرارت هوا وجود دارد؟
1-5- فرضيه هاي تحقيق
1- بين بهره وري نيرويکاردر بخش ساخت و ساز و محيط زيست گرمايي ارتباط وجود دارد.
2- شاخص آسايش حرارتي ((PMV توانايي توضيح ارتباط بين بهره وري نيرويکار در بخش ساختمان و محيط زيست گرمايي را دارد.
3- بر اساس شاخص ((PMV بهره وري نيرويکار در مناطق مختلف ايران مقدار متفاوتي خواهد بود.
1-6- حدود تحقيق
در اين مطالعه سعي برآن شده از يکي از شاخصهاي تخمينآسايش حرارتي بهنام شاخص ميانگين آراء پيشبيني شده(PMV) براي محاسبه بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت و ساز اقتصاد ايران با استفاده از آمار سال1386 و در مناطق مختلف ايران استفاده گردد.
1-7- روش انجام تحقيق
روش انجام تحقيق در اين مطالعه، شيوه کشفي و تحليلي ميباشد. روش کشفي- تحليلي در پژوهش روشي است که محقق بر پايه فرايندها و الگوهاي گذشته به تکميل مدلها و يا تلفيق مدلهاي گذشته و ارائه مدل جديد مي پردازد.
1-8- ساختار تحقيق
اين پايان نامه شامل پنج فصل ميباشد فصل اول که فصل حاضر ميباشد و به تشريح کليات تحقيق اختصاص دارد. در دومين فصل پيشينه تحقيق آورده شده است که در آن مطالعات صورت گرفته در ارتباط با موضوع تحقيق يا نزديک به آن در داخل و خارج از کشور مورد بررسي قرار گرفته شده است. در فصل سوم به مباني نظري و ادبيات موضوع پرداخته شده و نظريه هاي موجود در زمينه پيش بيني تغييرات بهره وري نيروي کار در بخش ساخت و ساز با استفاده از شاخصPMV و سپس روش تحقيق استفاده شده توضيح داده خواهد شد. در چهارمين فصل نتايج تحقيق و تجزيه و تحليل نتايج استخراج شده از مدل رياضي مربوطه ارائه ميشود و سرانجام در فصل پنجم به ارائه نتايج تجزيه و تحليل اين مطالعه و پيشنهادات پرداخته خواهد شد.
فصل دوم
مروري بر مطالعات پيشين
2-1- مقدمه
2-2- مطالعات انجام گرفته در داخل
2-3- مطالعات انجام گرفته در خارج
2-1- مقدمه
تاکنون از روشهاي اقتصادي و همچنين رياضي مختلفي جهت محاسبه بهرهوري نيرويکاراستفاده شده است وتلاشهاي فراواني جهت ايجاد مدل رياضي که منعکس کننده رابطه بين محيط حرارتي و بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت و ساز باشد صورتگرفته است .ولي اين مدلها ماهيتکار در حال انجام وساير متغيرهاي محيطي را در نظر نگرفته اند، در اين تحقيق سعي شده است تاثير عوامل محيطي را بر بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت و ساز ايران با استفاده از يکي از شاخص هاي آسايش حرارتي به نام شاخص ميانگين آراء پيشبيني شده بررسي نمايد.شاخص ميانگين آراء پيشبيني شده در ارزيابي شرايط اقليم آسايش از منظر گردشگري مورد استفاده قرار گرفته است ولي در زمينه پيشبيني تغييرات بهرهوري نيرويکار در بخش ساخت و ساز با استفاده از اين شاخص تحقيقات چنداني صورت نگرفته است. در زير برخي از مطالعات انجام گرفته در اين زمينه يا موضوع نزديک به آن آورده شده است.
2-2- مطالعات انجام گرفته در داخل کشور
زهرا قيابکلو در سال (1380)9، به بررسي عوامل مهم تأثيرگذار بر آسايش فيزيکي نيروي کار در رابطه با محيط پيرامون پرداخته و به صورت توصيفي چهار روش مختلف جهت تخمين و تعيين محدوده آسايش مورد ارزيابي قرار داده است. اين چهار روش عبارت است از:1-استفاده از دماي موثر2،-تعيين دماي آسايش بر اساس متوسط دماي محيط 3- استفاده ازجدول سايکرومتريک براي تعيين محدوده آسايش 4-تخمين محدوده آسايش براساس شاخص آراء پيشبيني شده(PMV) 10 را مورد مقايسه قرار داده که نتيجه اين مطالعه نشان مي دهد روشPMV به دليل بررسي همزمان معيارهاي آسايش از قبيل متغييرهاي اقليمي، پوشاک و فعاليت کاملترين و دقيقترين روش تعيين محدوده آسايش مي باشد.
زراء نژاد و قنادي در سال (1384)11،به تخمين تابع بهرهوري نيروي کار در بخش صنايع استان خوزستان پرداخته اند. در اين مطالعه از مدل کاب داگلاس تعميم يافته با متغيرهايي نظير موجودي سرمايه، شکاف بين توليد بالقوه و بالفعل و هزينههاي تحقيق و توسعه براي سالهاي 1380-1350 استفاده شده است.
(2-1)
که در آن، PRDO بيانگر بهروري نيروي کار (نسبت توليدي به نيروي کار)، K نسبت موجودي سرمايه به نيروي کار، GAP شکاف بين توليد بالقوه و بالفعل و R هزينه هاي تحقسق و توسعه است.
نماد Ln معرف لگاريتم طبيعي متغييرهاست.
به منظور خطي کردن معادله فوق از معادله لگاريتمي آن به صورت زير استفاده مي شود:
(2-2)
که در آن است
نتايج نشان ميدهد که ميزان بهره وري نيروي کار با موجودي سرمايه و هزينه هاي تحقيق و توسعه رابطه مستقيم و با شکاف بين توليد بالقوه و بالفعل رابطه معکوس دارد. ضمن اينکه بهره وري واقعي در صنايع اين استان روند نزولي داشته به طوري که مقدار بهره وري واقعي در سال 1380 تنها 10 درصد مقدار واقعي بهره وري سه دهه قبل است.
اميني در سال (1384)12، در مطالعهاي روند بهرهوري را به تفکيک بخشهاي اقتصادي ايران اندازهگيري و تحليل نموده، که دراين مطالعه شاخصهاي بهرهوري نيروي کار، سرمايه و کل عوامل توليد به تفکيک بخشهاي معرفي شده در قانون برنامه پنج ساله چهارم توسعه براي دوره 1382-1370 اندازهگيري و روند آن تحليل شده است.در اين مطالعه براي اندازه گيري شاخص هاي بهرهوري جزئي نيروي کار و سرمايه از نسبت هاي ارزش افزوده (به قيمت ثابت سال 1376) به مقادير استفاده شده از نيروي کار و سرمايه و براي محاسبه بهرهوري کل عوامل توليد با استفاده از روش شاخص ديويژيا13 استفاده گرديده است.
که مدل مطالعه حاضر به شکل زير آمده است:
(2-3)
که در آنK,L بيانگر نيروي کار و سرمايه و و کشش هاي توليدي نسبت به سرمايه و کار مي باشند. بر اساس نتايج به دست آمده، شاخص بهرهوري نيروي کار در سطح کل کشور در دوره مذکور بطور متوسط سالانه 9/0درصد افزايش يافته و بالاترين رشد مربوط به بخش ارتباطات و بيشترين کاهش به بخش بازرگاني، رستوران و هتلداري اختصاص داشته است. شاخص بهرهوري سرمايه نيز در اين دوره در سطح کل اقتصاد بطور متوسط سالانه حدود 5/0درصد کاهش يافته و بالاترين رشد در بخش ارتباطات و بيشترين کاهش در بخش بازرگاني، رستوران و هتلداري اتفاق افتاده است. به رغم بهبود در شاخصهاي مربوط به سرمايه انساني و فناوري، شاخص بهرهوري کل عوامل در اين دوره بطور متوسط سالانه 04/0 درصد افزايش يافته که حاکي از عملکرد مطلوب اقتصاد در زمينه استفاده بهينه از منابع نيست. نتايج بدست آمده بيانگر آن است که بهترين بخش از نظر استفاده بهينه از منابع بخش ارتباطات و ضعيفترين بخش بازرگاني، رستوران و هتلداري بوده است. سهم رشد بهرهوري کل عوامل در تأمين رشد توليد در بخشهاي صنعت، ساختمان، ارتباطات، آب و برق، خدمات مؤسسات مالي، پولي، بيمه، مستغلات و حرفهاي و تخصصي و حمل و نقل و انبارداري در محدوده 4/10 درصد تا 7/84 درصد بوده که کمترين به بخش صنعت و بيشترين مقدار به بخش ارتباطات تعلق داشته و در ساير بخشها رشد بهرهوري کل عوامل منفي بوده است که حاکي از عملکرد ضعيف اين بخشها در استفاده بهينه از منابع است. بنابراين، براساس نتايج اين مطالعه ميتوان به ميزان ضرورت تصحيح سياستهاي گذشته و اتخاذ سياستهاي جديد براي تحقق هدف ارتقاء بهرهوري در بخشهاي اقتصادي پي برد.
حسن ذوالفقاري در سال (1386)14، در پژوهشي با استفاده از شاخص هاي دماي فيزيولوژي PET))15 و متوسط نظرسنجي پيش بيني شدهPMV)) زمان مناسب گردشگري در در شهر تبريز را مورد بررسي قرار داد.
PMV= (0.303 e -0036M + 0.028)[(M-W)-H-EC- Crec-Erec] (4-2)
E=3.05xl0’3 (256 tsk -3373 -Pa) + Esw (2-5)
Ec=3.05×10’3 [5733 – 6.99 x (M-W) – Pa] + 0.42 (M-W -58.15) (2-6)
Crec = 0.0014 M(34-Ta) (2-7)
Erec= 1.72 x 10’5 M (5867 – Pa) (2-8)
H مستقيما قابل اندازه گيري بوده و از طريق معادله زير نيز قابل محاسبه است:
H=KC| = tSk – tci / Ici (7) (2-9)
که در معادلات فوق :
= تبادل حرارت همرفتي تعرق (w/
= تبادل حرارت تبخيري تعرق (w/
= تلفات حرارت تبخيري تعرق (w/
= تبادل حرارت تبخيري در سطح پوست موقعي که در حالت حرارتي خنثي قرار دارد (w/
= تابش لباس به طور متوسط براي تمام بدن (w/
= نرخ سوخت و ساز بدن (w/
= دماي سطح لباس (درجه سانتي گراد)
= نيروي مکانيکي موثر (w/
= تلادل حرارت تبخيري در سطح پوست (w/
= تلفات حرارت خشک بصورت همرفت، هدايت و تابش (w/
= رطوبت، فشار بخار جزئي هوا (پاسکال)
= دماي هوا (درجه سانتي گراد)
که در آن نتيجه مطالعات که از طريق نرم افزار Ray Manَ انجام گرفت نشان ميدهد که دوره آسايش اقليمي در اين شهر بسيار محدود است.به طوري که دوره آسايش حرارتي فقط به مدت 45 روز از اوايل خرداد تا اواسط تير ماه طول مي کشد، تنش گرما به مدت 80 روز و دوره تنش سرمايي به مدت 240 روز از حوالي 15 مهر تا پايان ارديبهشت به طول مي انجامد.توجه لازم بر اين نتيجه به کارآمدي و موفقيت برنامه هاي توسعه توريسم در اين شهر مي افزايد.
عباسيان و مهرگان در سال (1386)16، در پژوهشي بهره وري عوامل توليد بخشهاي اقتصادي کشور ايران را به روش تحليل پوشش دادهها (DEA)17 اندازهگيري نمودهاند، در اين مطالعه با استفاده از دادههاي مربوط به ارزش افزوده سالهاي 1377- 1345 بهرهوري عوامل توليد بخشهاي مختلف اقتصادي محاسبه شده است در روش تحليل پوششي دادهها، به کمک دادههاي ارائه شده، مرزي به نام ” مرز کارائي”18 در نظر گرفته ميشود که تمام بخشهاي مورد بررسي، با اين مرز بهينه مقايسه ميشود.
در اين مطالعه براي بررسي بهره وري عوامل توليد از شاخص مالم کويست استفاده شده که اين شاخص به صورت به صورت زير مورد استفاده قرار گرفته است :
(2-10)
که در آن و به ترتيب بردار وزن هاي ورودي ها و خروجي ها، X و Y به ترتيب متغيرهاي وردي و خروجي و ، يک بي نهايت کوچک غير ارشميدسي19 است که براي ملاحظات محاسباتي وارد مدل شده است.
نتايج اين مطالعه نشان ميدهد مجموع روند بهرهوري اقتصادي کشور با روند خفيفي افزايش يافته ليکن با توجه به منابع مادي و انساني قابل توجهي که در اختيار بسياري از بخشهاي اقتصادي بوده قابل توجيه نميباشد در اين زمينه بخش خدمات به دليل گستردگي دامنه فعاليت ها و خيل عظيم نيروهاي شاغل، از مشکلات بيشتري رنج مي برد.
رضائي و همکاران در مطالعهاي در سال (1387)20، به ارزيابي تغييرات بهره وري کل عوامل در بخش نفت و گاز با استفاده از شاخص تورنکوئست21 پرداختهاند در اين مطالعه با استفاده ازروشهاي برنامهريزي خطي که در زمره روشهاي ناپارامتري است و با بهرهگيري از شاخص تورنکوئست، رشد بهرهوري عوامل توليد در بخش نفت و گاز در اقتصاد ايران طي دوره1384-1338، مورد ارزيابي قرار گرفته است.


دیدگاهتان را بنویسید