فصل چهارم:
4-1- مقدمه77
4-2- ويژگيهاي جمعيت شناختي پاسخدهندگان77
4-3- تحليل استنباطي دادهها79
4-3-1-بررسي نرمال بودن متغيرها80
4-3-1-1- بررسي نرمال بودن متغيرهاي گرايش کارافرينانه80
4-3-1-2- بررسي نرمال بودن متغير سرمايه اجتماعي81
4-3-3- بررسي همبستگي بين متغيرهاي مستقل و وابسته81
4-3-3-1- همبستگي بين بعد ساختاري و کارآفريني درون سازماني81
4-3-3-2- همبستگي بين بعد شناختي و کارآفريني درون سازماني82
4-3-3-3- همبستگي بين بعد رواني و کارآفريني درون سازماني83
4-3-3-6- همبستگي بين گرايش کارآفرينانه و سرمايه اجتماعي83
فصل پنجم:
5-1- مقدمه86
5-2- مروري مختصر بر هدف، مسئله و چگونگي كار86
5-3- نتايج آزمونها87
5-3-1- تائيد يا عدم تائيد فرضيات با استفاده از مدل معادلات ساختاريافته خطي87
5-3-1 -1 آزمون فرضيه فرعي1: همبستگي معني داري ميان بعد ساختاري و کارآفريني درون سازماني وجود دارد..87
5-3-1 -2 آزمون فرضيه فرعي2: همبستگي معني داري ميان بعد شناختي و کارآفريني درون سازماني وجود دارد88
5-3-1 -3 آزمون فرضيه فرعي3: همبستگي معني داري بين بعد رواني و کارآفريني درون سازماني وجود دارد.88
5-3-2- آزمون فرضيه اصلي: گرايش کارآفرينانه بر سرمايه اجتماعي سازماني تأثير دارد.89
5-4- نتيجهگيري و پيشنهادات کاربردي90
منابع و ماخذ97
مقدمه
تحولات قرن حاضر با شتاب فراوان تمامي رويکرد هاي سنتي به مفهوم سازمان به عنوان موضوع علم مديريت را به کناري نهاده و با به هم ريختن قواعد کلاسيک مديريت، مفاهيمي نوين را به تاريخ علم مديريت تزريق مي نمايد . امروزه، منابع خلق ارزش با چرخشي آشکار ، از سرمايه هاي برون زا به سرمايه هاي دروني تغيير جهت داده است. سرمايه اجتماعي همچون ثروتي پنهان ( توسلي و همکاران ، 1382) ، به توليد دانش سازماني منتهي مي شوند و روش هاي قديمي ايجاد ارزش همچون سرمايه هاي مادي و نيروي کار فيزيکي، جايگاه گذشته خود را از دست داده اند. يكي از انديشمندان مديريت به نام ليندا گراتون(2003) براي ترسيم اين وضعيت جديد از استعاره انقلاب دموكراتيك در محيط هاي كاري استفاده مي كند .به عقيده وي ، مفهوم دموكراسي سازماني حول چند اصل اساسي بوجود مي آيد :ايجاد شرايطي كه در آن افراد بتوانند توانايي بالقوه و كيفيت هاي متمايز خود را بيان كنند ، حمايت از استفاده اختياري از قدرت ، مداخله افراد در تعيين شرايط ارتباطشان با سازمان و نهايتا توسعه فرصت براي دسترسي به منابع ارزشمند.
در اين ميان ، کارآفرينيي به عنوان مفهومي جديد پا به عرصه مفاهيم علمي نوين مي گذارد و با رشد روز افزون کاربرد کارآفرينيي در دنياي واقع ، توجه سياست گذاران و کلان نگران را به خود جلب مي نمايد. از ديگر سو براي شناخت و تفسير نحوه عملکرد ، کارآفرينيي به عنوان يک برنامه تحقيقات علمي جايگاه خود را در تئوري هاي مديريت مي گشايد و براي توجيه تاثير آن بر روي توسعه جامع و همه جانبه ، به نظريه پردازي مي پردازد .
براي پي بردن به اهميت پرورش روحيه کارآفرينيي کافي است بدانيم که فقط بين سالهاي 1999 تا 2000 در کشور آمريکا قريب به 8/10 ميليون شغل برخاسته از فعاليت هاي کارآفرينيانه به وجود آمده است که درمقايسه با حذف 3/8 ميليون شغل به واسطه سياست هاي کوچک سازي و افزايش بهره وري ، اقدامات کارآفرينيانه به ايجاد 5/2 ميليون فرصت شغلي به طور خالص کمک کرده است و اثرات منفي بيکاري را برطرف ساخته است . (سليمي فر و مرتضوي ، 1384 )
از ديگر سو همانگونه که مطرح شد، مدتي است که سرمايه سرمايه اجتماعي به عنوان منابع جديد سازماني مورد توجه قرار گرفته است. بنابر مطالعه اشام و ديگران طي سال هاي دهه 1990 به اين سو ، بيشترين ارجاعات در مجلات معتبر موجود در بانک اطلاعاتي ” EonLit ” مربوط به کليد واژه سرمايه اجتماعي بوده است . همين طور طبق مطالعات فاين بنا بر نظر سردبير مجله “Quarterly Journal of Economics” از مجلات معتبر در حوزه اقتصاد رايج و غالب ، يک چهارم ارجاعات مجله در دهه 1990 مربوط به اثر 1993 پوتنام مربوط به تعريف سرمايه اجتماعي بوده است( ديني ترکماني ، 1385).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بدين مناسبت با توجه به اهميت موضوع ، لزوم پرداختن به مساله کارآفرينيي و بررسي تمامي جوانب و ابعاد آن در تحقيقات متعددي مدنظر قرار گرفته است . در اين راستا پرداختن به سرمايه اجتماعي و نيز در تئوري هاي کارآفريني ، مورد توجه قرار گرفته است و مطالعات گسترده اي از ارتباط بين اين متغيرها ، ارائه شده است . مباني نظري کارآفرينيي در سازمان ، اهميت سرمايه اجتماعي را در درک اين که چگونه سازمان ها شبکه ها را خلق و آنها را مديريت مي کنند ، روشن مي سازد . در سطح فردي نيز ، مطالعات صورت گرفته نشان مي دهند ، شبکه هاي شخصي کارآفريني ، امکان دسترسي به منابعي را که خود فرد به تنهايي قادر به دست يابي به آنها نيست ، فراهم مي کند. اگر فردي توانايي و تمايل به خطرپذيري براي اقدام به کاسبي يا کارهاي کارآفرينيانه را داشته باشد ، براي راه اندازي کسب و کار و کارهاي کارآفرينيانه شانس مضاعف خواهد داشت . اگر چنين افرادي در کسب و کاري وجود داشته باشند ، به احتمال زياد موفق خواهند بود( الواني و عبدالله پور ، 1387).
1-2) بيان مساله
اين امر مسلمي است که پژوهش هاي کاربردي، مساله مدار هستند. بدين معني که تمام فرآيند پژوهش، از اولين گام هاي مشاهده تا آخرين مراحل استنتاج، مي بايد حول يک يا چند مساله يا مشکل دور بزند. بنابر اين، روشن کردن مشکل يا مساله در يک تحقيق علمي و کاربردي، يکي از ضروري ترين و اولين گام هاي پژوهش است. اگر مساله خوب روشن يا تبيين نشود، تمام مراحل بعدي فرايند تحقيق از قبيل: جمع آوري اطلاعات و استنتاجات يا نتيجه گيري، دچار مشکلات و نواقصي خواهد شد که ناشي از خود آن مراحل نيست، بلکه ناشي از روشن نبودن و بيان نادرست مساله است. بنابر اين شايد اغراق نباشد که بعضي از محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله، معادل نيمي از فعاليت هاي پژوهشي است.
نگاه به كارآفريني در چارچوب ساختارهاي احاطه شده اجتماعي راه را براي يك چشم انداز وسيعي در مورد كارآفريني هموار مي سازد،‌ به طوري كه توجه را به سمت نكات مبهم و كم تر پرداخته شده يعني جنبه اجتماعي پديده اقتصادي-اجتماعي همچون كارآفريني سازماني جلب مي كند. اخيراً سرمايه اجتماعي باعث ايجاد تئوري هايي شده است كه پايه اي براي ساير مطالعات مديريت مي باشد. اين سرمايه از مفاهيم نويني است كه نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمان ها و جوامع ايفاء مي كند و امروزه در جامعه شناسي و اقتصاد و بتازگي در مديريت و سازمان به صورت گسترده اي مورد استفاده قرار گرفته كه به پيوند ها و ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منابع با ارزش اشاره دارد و با خلق هنجاها و اعتماد متقابل موجب اهداف اعضاء مي شود. در غياب سرمايه اجتماعي ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست داده و پيمودن راه هاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي گردد (قلي پور و ديگران،‌ 1378).
در حالي كه فعاليت هاي كارآفريني نتيجه ساز و كارها و تعاملات اجتماعي مي باشند در موضوع كارآفريني بيش تر تحقيقات صرفاً‌ به وي‍‍ژگي هاي شخصيتي و ساختاري و موقعيت محيط پرداخته و سرمايه اجتماعي به عنوان مهم ترين عامل مورد توجه قرار نگرفته است (الوهي،‌2004).
1-3) ضرورت و اهميت انجام تحقيق
محيطي که امروزه کسب و کارها در آن فعاليت مي کنند محيط جديدي است که به وسيله نوآوريهاي مستمر، توسعه فناوريهاي ارتباطي و ديجيتالي، ارتباطهاي شبکهاي شکل سازمانها، گسترش عوامل تکنولوژيک و رواج عوامل نامشهود و سازماني توصيف مي شود. سرمايه اجتماعي مجموعه اي از شاخص هاي اجتماعي براي افراد است كه متشكل از شاخصهايي چون اعتماد مشاركت و هنجار است. افرادي كه داراي سرمايه اجتماعي بالاتري در جامعه هستند مي توانند در تعاملات اجتماعي از انباشت ذخيره سرمايه اجتماعي براي تسهيل در روابط اجتماعي و كاهش در هزينه هاي مبادله كمك بگيرند. بسياري از متغير هاي شخصيتي مثبت در افراد وجود داشته باشند، ولي آنان زماني مي توانند از اين متغيرها به صورت بهينه و با كمترين هزينه فرصت بهره بگيرند كه داراي تعاملات اجتماعي بالا همراه با هزينه فرصت پايين باشند و اين حالت تنها زماني رخ مي دهد كه افراد داراي سرمايه اجتماعي بالايي باشند تا بتوانند از ويژگي هاي شخصيتي نهفته در خود را بروز داده و باعث ايجاد كنش مثبت در جامعه شوند. كارآفريني نيز يك شاخصه دروني براي افراد است ولي تمام افرادي كه داراي شخصيت كارآفرين هستند نمي توانند در مرحله عملي كارآفرينان موفقي شوند. موفقيت در كارآفريني براي اين افراد تنها زماني رخ مي دهد كه داراي سرمايه اجتماعي بالاي بوده و بتوانند با استفاده از سرمايه اجتماعي خود در تعاملات و كنش هاي اجتماعي به موفقيت شاياني در امر كارفريني نائل شوند.
1-4) اهداف انجام تحقيق
اهداف انجام اين تحقيق را مي توان به صورت زير خلاصه كرد:
اهداف علمي
1-شناخت وضعيت فعلي سرمايه اجتماعي و کارآفريني سازماني.
2-ارائه پيشنهادهاي مناسب به منظور بهبود کارآفرينيي.
1-5) تعريف واژه ها و اصطلاحات تحقيق
سرمايه اجتماعي: مجموعه اي از منابع واقعي و بالقوه است که در شبکه روابطي که زير نفوذ فرد يا واحد اجتماعي است ريشه دارد، از طريق شبکه قابل دسترسي است و از همين شبکه ناشي شده است.
الف- بعد ساختاري: عنصر ساختاري سرمايهاجتماعي اشاره به الگوي كلي تماسهاي بين افراد دارد يعني، شما به چه كساني و چگونه دسترسي داريد. اين بعد شامل: روابط شبكهاي بين افراد، پيكربندي شبكهاي و سازمان مناسب . به طور کلي اين بعد حوزهاي را بررسي ميکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط ميشوند، الگوهاي ارتباطات ميان کارکنان توصيف و سودمندي چنين ارتباطاتي مطالعه ميشود .
ب- بعد ارتباطي: اين بعد ماهيت روابط در يک سازمان را در بر ميگيرد. به عبارت ديگر در حالي که بعد ساختاري بر اين امر متمرکز است که آيا کارکنان در يک سازمان با هم در ارتباط هستند يا خير، بعد ارتباطي بر ماهيت و کيفيت اين روابط متمرکز ميشود. در واقع اين بعد به ارتباط موثر بين همکاراني که يکديگر را دوست دارند، به يکديگر اعتماد دارند و با هم هويت مييابند توجه دارد. اين بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هويت ميباشد .
ج- بعد شناختي: اين بعد دربرگيرنده ميزان اشتراکات کارکنان درون يک شبکه اجتماعي از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهاي مشترک تحقق مييابد. زبان و سرگذشتهاي مشترک موجب افزايش سطح درک ميان اعضاي سازمان ميشود و توانايي کارکنان را براي پيش بيني اقدامات ساير همکاران افزايش ميدهد. اين بعد مانند بعد ارتباطي به ماهيت ارتباطات ميان افراد در يک سازمان ميپردازد وشامل موارد زير زبان و کدهاي مشترک و روايتهاي مشترک ميگردد.
کارافريني سازماني: فرايندي است که در آن محصولات يا فرايندهاي نوآوري شده از طريق القا و ايجاد فرهنگ کارآفرينانه در يک سازمان از قبل تاسيس شده، به ظهور مي رسند. کارآفريني سازماني در حيطه سازمان عمل مي نمايد و ساختارها، رويکردها، هنجارها ، تکنولوژ ي ها، خدمات و محصولات فعلي سازمان را گسترش داده ، يا در مسيرهاي جديد قرار م ي دهد.
فصل دوم:
ادبيات و پيشينه تحقيق
2-1- مقدمه
تغييرات سريع محيط، تشديد فضاي رقابتي بين شرکتها، رشد سريع کسب و کارهاي كوچك، کوتاه شدن چرخه حيات محصولات و افزايش روزافزون انتظارات جامعه نياز به نوآوري را براي بقاي سازمانها اجتناب ناپذير کرده است. نوآوري فرآيند خلق چيزي جديد است و امري بنيادي در فرآيند کارآفريني به شمار ميآيد (جعفري مقدم و همکاران،1388). از اين رو در دهههاي اخير فعاليتهاي کارآفرينانه به درون سازمانها راه يافت و کارآفريني به طور فزايندهايي مورد توجه مديران قرار گرفت تا آنها بتوانند به اختراع و نوآوري و تجاري نمودن محصولات و خدمات خود بپردازند (حسن مرادي،1385).
بسياري از انديشمندان، كارآفريني را نوعي رفتار و شيوه ي زندگي مي دانند، گروهي ديگر آن را كار هنري مي انگارند ولي پيتر دراكر، كارآفريني را به مفهوم جستجوي دائمي براي تغيير، واكنشي در برابر آن و بهره برداري از آن به عنوان يك فرصت بيان مي كند. از طرف ديگر شومپيتر، به عنوان كسي كه براي نخستين بار اين مقوله را در نظريات خود به صورت علمي بيان كرد، كارآفريني را فرايند تخريب خلاق مي داند. كارآفريني، خلاقيت و كسب و كارهاي مخاطره آميز، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم مي كنند . اهميت اين سه عنصر نمي تواند اغراق آميز باشد. كارآفرينان كه در رأس كسب و كارهاي مخاطره آميزند، در جستجوي فرصت ها هستند، و خلاقيت ها اغلب ابزاري براي موفقيت آن ها تلقي مي شوند. كارآفرينان به عنصر تغيير به عنوان يك پديده ي معمولي مي نگرند و هميشه در جستجوي تغيير مي باشند و به آن واكنش نشان مي دهند و از آن به عنوان يك فرصت مناسب، بهره برداري مي كنند. همچنين كارآفرينان منابع را به حوزه هايي كه داراي بهره وري بالاتر هستند تغيير مكان مي دهند. كارآفرينان همان كساني هستند كه با ويژگي هاي دنياي امروز سازگار مي باشند، پس براي رشد و توسعه اقتصادي، بقا و تداوم فعاليت ها به اين افراد نيازمنديم. از اين رو اطلاق اصطلاح موتور توسعه به كارآفرينان چندان اغراق آميز نيست(مقيمي، 1383).
با ظهور فرهنگ كسب و كار، بيش ازپيش پذيرفته شده است كه كارآفريني درباره ي ايجاد سازمان هاي جديد يا ايجاد ارزش هاي جديد بوده و در عين حال ، به مثابه موتوري است كه اقتصاد را به حركت در مي آورد. در اقتصادهاي توسعه يافته، شركتهاي كوچك و مستقل، اميد اصلي براي توسعه اقتصادي به شمار مي روند. برخلاف ساختارهاي سنتي، در ساختارهاي اقتصادي نوين و پيشرفته، ايجاد شغل از وظايف دولت به شمار نمي رود. نقش دولت تنها گسترش فرهنگ كارآفريني و توسعه زيرساختارهاي عمومي و قانوني لازم براي ايجاد و توسعه فرصت هاي شغلي مناسب است، وظيفه ي اصلي كشف و بهره برداي از اين فرصت ها را كارآفرينان برعهده دارند (هزار جريبي، 1384).
سرمايه اجتماعي از مفاهيم نسبتاً جديدي است که توانسته است در مدت زمان کوتاهي جايگاه مناسب در ساخت توسعه پيدا نموده وسهم بسزايي در تبيين مسائل توسعه کسب نمايد. از مهم ترين صاحب نظران سرمايه اجتماعي مي توان جميز کلمن، رابرت پاتنام و کلاوس اوفه اشاره نمود که در کتب و مقاله ها متعدد به پروراندن اين مبحث مبادرت ورزيده و در دستگاه هاي تئوريک خود از آن بهره جسته اند. در بين شاخص هاي سرمايه اجتماعي، اعتماد اجتماعي است که به عنوان مهم ترين مؤلفه خودرا براي تعامل اجتماعي و پيدايش حوزه و عرصه عمومي در جامعه خواهد گشود و سبب افزايش تعاملات بين افراد و در نتيجه مشارکت خواهد گرديد. دراين فصل ابتدا در بررسي مباني نظري، تعاريف لغات کليدي و مفاهيم اوليه پژوهش، ابتدا به تعريف سرمايه اجتماعي و کارافريني و انواع آن مي پردازيم. در ادامه به شرح و توضيح مفهوم سرمايه اجتماعي و کارافريني پرداخته و سپس در مورد پيشينه پژوهش در دنيا و ايران مواردي آورده خواهد شد.

2-2- سرمايه
ابتدا به ماهيت سرمايه از نظر متغيرهاي اقتصادي پرداخته و سپس انواع سرمايه و شباهت ها و تفاوت هاي آنها را با يکديگر مورد بررسي قرار مي گيرد. اصولاً منابع در اقتصاد به سه صورت مورد استفاده قرار مي گيرند:
مصرف مي شوند.
ذخيره مي شوند.

سرمايه گذاري مي شوند.
سرمايه منبعي است که براي ايجاد ارزش افزوده سرمايه گذاري مي شود. به منابعي که مصرف مي شوند و يا براي مصارف آينده ذخيره مي شوند، سرمايه اطلاق مي شوند. مردم دنيا براي انجام امور متداول زندگي خودشان از انواع سرمايه استفاده مي کنند. اما آن چيزي که بين مردم به عنوان سرمايه تلقي مي کنند. در صورتي که پول و اوراق اعتباري تنها يک نوع از پنج نوع سرمايه ايي است که در چرخش امورات اقتصادي و اجتماعي استفاده مي شود. در اصطلاح علمي اين نوع سرمايه با عنوان سرمايه مالي شناخته شده است.
اقتصاددانان سرمايه را معمولاً را به مفهوم دارايي فيزيکي نظير ماشين آلات، تأسيسات، ساختمان ها، موجودي کالا و بعضاً ارزش فعلي سرمايه گذاري انجام شده در نيروي انساني و فن آوري بکار مي برند. گروهي ديگر دارايي هاي مولد ثروت را سرمايه مي پندارند. حسابداران سرمايه را به مفهوم وجوهي که در طرف بدهي ترازنامه نشان داده مي شود و متعلق به صاحبان واحد اقتصادي است، مي شناسند. در واقع انباشت منابع مالي در دارايي ها، اعم از دارايي هاي فيزيکي يا مالي مفهوم کلي تري از سرمايه مورد نظراست، منابع مالي به ويژه منابع مالي بلند مدتي است که براي اجرا، تکميل، توسعه، بازسازي و راه اندازي واحدهاي اقتصادي – صنعتي به کار گرفته شده است.
2-3- انواع سرمايه
به طور کلي سرمايه در اقتصاد به سه صورت شناخته شده است که عبارتند از: سرمايه مالي- سرمايه فيزيکي، سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي.
1- سرمايه فيزيکي- مالي: اين نوع سرمايه که در علم اقتصاد بسيار متداول است شامل دارايي هاي مالي، زير ساخت هايي همچون پل ها، راه ها و تجهيزات ساختماني و فني مي شوند. در تئوري هاي اوليه رشد از سرمايه فيزيکي و مالي به عنوان موتور رشد اقتصادي ياد مي شود. سرمايه در اصطلاح اقتصادي مجموعه اي از اجزاء گوناگون شامل انواع ماشين آلات، ابزار کارخانه ها، ساختمان ها، موجودي انبار و غيره است. تفاوت سرمايه و سرمايه گذاري نيز مهم است نمود (سعادت، 1384).
سرمايه يک متغير (انباشت) است که ميزان موجودي سرمايه را در زمان مورد نظر نشان مي دهد. در صورتيکه سرمايه گذاري يک متغير جرياني (روانه) طول يک دوره است.
2- سرمايه انساني: سرمايه هاي مولدي که در وجود انسان ها جمع شده، شامل مهارت ها و توانائي ها انديشه ها، سلامتي و غيره است که ناشي از سرمايه گذاري در آموزش و برنامه هاي کارآموزي و مراقبت هاي پزشکي است و به عنوان سرمايه تلقي مي شود. در اين تعريف نيز برخي از سرمايه هاي انساني که به طور مستقيم بر توليد اثر نخواهد گذاشت تصريح نشده است، بنابراين در سرمايه گذاري هاي انساني نبايد صرفاً افزايش توليدي را مد نظر قرار داد که قادر به محاسبه و اندازه گيري آن هستيم، بلکه جنبه هاي ديگري را نيز بايد دنبال کرد.
تعريف سرمايه گذاري انساني: ارتقائ و بهبود ظرفيت مولد افراد که ناشي از بهبود کيفيت نيروي کار مي باشد. ظرفيت افراد عبارت است از: استعدادها و توانائي هاي بالفعل آماده افراد جامعه مي باشد.
ظرفيت مولد افراد: آن بخش از ظرفيت افراد است که بر افزايش توليد جامعه اثر مي گذارد که اين اثر گذاري يا به صورت مستقيم و يا غير مستقيم (اثرات خارجي) مي باشد. به تعبير ديگر، عاملي است که آن بخش از ظرفيت افراد را که در اثر عوامل مختلف مستهلک مي شود، جبران مي نمايد. ارتقاء ظرفيت، ظرفيت بالقوه را بالفعل مي نمايد. همچنين يادآوري مي شود که سرمايه انساني همان ظرفيت افراد است و سرمايه گذاري انساني بهبود و ارتقاء آن است.
همانطور که ذکر شد سرمايه انساني داراي ابعاد وسيعي است، ولي به جهت محدوديت هاي محاسباتي و يا مفهومي، در تعيين اجزاي آن اختلاف نظر وجود دارد. در اين ارتباط به يکي از پيشنهادهايي که توسط کمسيون آمار سازمان ملل متحد در رابطه با تعيين اجزاي انساني ارائه شده اشاره مي شود:
اجزاي سرمايه انساني عبارتست از بهداشت، تغذيه، آموزش، اشتغال، شرايط کار، مسکن، امنيت اجتماعي، پوشاك، فراغت، آسايش خيال، آزادي هاي فردي ( نيازي، 1379 )
3- سرمايه اجتماعي: سرمايه اجتماعي يک واژه بين رشته بين علم اقتصاد و علوم اجتماعي است. سرمايه اجتماعي از دو واژه سرمايه که يک مفهوم اقتصادي است و واژه اجتماعي يک مفهوم جامعه شناسي است تشکيل شده و برشاخص هاي اجتماعي استوار است.
2-4- سرمايه اجتماعي
از آنجايي که سرمايه اجتماعي نقش موثري در کاهش هزينه هاي فعاليت ها و موفقيت افراد در دست يابي به اهداف خود دارد، يکي از موضوعات پژوهشي مرتبط با نهادهاي اجتماعي است: فرضيه اساسي در تبيين سرمايه اجتماعي اين است که افراد خانواده با گرد هم آمدن در قابل يک نهاد اجتماعي، سرمايه اجتماعي را شکل مي دهند، پاداش هاي آن در شکل حمايت هاي مادي و معنوي به آنها در زندگي اجتماعي بروز مي کند. در مجموع سرمايه اجتماعي بنيان توسعه پايدار و همه جانبه را تشکيل مي دهد. تلاش براي تشکيل توسعه و تداوم چنين سرمايه اي که کنار ساير انواع سرمايه ها چون سرمايه طبيعي، توليدي و انساني ضريب موفيت برنامه هاي بلند مدت توسعه را دو چندان خواهد کرد. اين مفهوم به دليل ماهيت و محتوايي که دارد تقريباً با تمام موضوعات و مسائل مطرح در حوزه انساني و اجتماعي ارتباط پيدا مي کند. اين ارتباط و پيوند هر چند که در نوع خود بيانگر اهميت کارکردي سرمايه اجتماعي مي باشد. ليکن موجب پيچيدگي، گستردگي و تنوع موضوع نيز شده است که برآيند آن را مي توان در چند وجهي بودن، اختيار نمودن سطوح و واحدهاي تحليلي متعدد و پيچيدگي مفهومي جستجو کرد.
شناخت سرمايه اجتماعي در درجه نخست مستلزم بررسي ابعاد مفهومي و نظري سرمايه اجتماعي به رغم تنوع قابل ملاحظه آن است تا پايه و مبنايي براي طرح ابعاد علمياتي فراهم شود.
مفهوم سرمايه اجتماعي در آغاز توسط جامعه شناسان معرفي گرديد و در تحقيقات آنها مورد استفاده قرار گرفت . اين مفهوم به تدريج توجه انديشمندان ساير رشته هاي علوم اجتماعي را به خود جلب کرد و در دهه هاي اخير علاوه بر اينکه در جامعه شناسي ، علوم سياسي و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته است ؛ در رشته هاي سازمان و مديريت نيز طرفداران زيادي پيدا کرده است. (دراني و رشيدي، 1387)
در اواخر دهة 1990 نسبت به اعتبار هدف سازمان هاي يادگيرنده ترديدهاي فزاينده اي ايجاد شد. بسياري از سازمان ها اين اصطلاح را از بيانيه هاي راهبرد و گزارش سالانه رؤساي خود حذف کردند . به دليل آن که مفهوم روشني نبود و به نظر مي رسيد در مواجهه با بي رحمي موقعيت اقتصادي بسيار خام و سست است. با وجودي که استفاده از اين فنون و نظريه ها در سازمان کم تر شده است، ولي سازمان ها هنوز مي توانند به خود ببالند که افراد بزرگ ترين دارايي آنها هستند. روند جديد که به نظر مي رسد براي رهبران کسب و کار جالب باشد ، استفاده از مفهوم سرمايه دربارة افراد ، و به ويژه انديشه سرمايه اجتماعي است که توجه مديران عالي سازمان ها را به خود جلب کرده است. چنين زمينه مساعدي از وجود مباحث اجتماعي در محدودة سازمان شرايط رويکرد به سرمايه اجتماعي را در سازمان ومديريت فراهم کرده و بررسي سرمايه اجتماعي و استفاده از آن در مطالعات سازماني نيز به سرعت افزايش يافته است. اهميت سرمايه اجتماعي در مطالعات سازمان ها و تبيين موقعيت نسبي نقش آفرينان در بسياري از حوزه هاي مورد توجه در تحقيقات سازمان تأييد شده است( فقيهي و فيضي،1385).
سرمايه اجتماعي مفهوم نسبتاً جديدي در علوم اجتماعي است و به طور خلاصه به معناي هنجارها و شبکه هايي است که امکان مشارکت مردم را در اقدامات جمعي به منظور کسب سود متقابل فراهم مي کند اين مفهوم با شيوه هايي همچون سنجش سطح اعتماد اجتماعي و سطوح عضويت در انجمن هاي مدني، يا ميزان موجودي رسمي يا غير رسمي قابل اندازه گيري است. سرمايه اجتماعي مفهومي ترکيبي است که اين هنجارها و شبکه ها را در يک جامعه و در يک مقطع زماني خاص تشريح مي کند. رابطه متقابل، رفتار غير خودخواهانه و اعتماد، نمونه هايي از اين هنجارها است.
از اين منظور سرمايه اجتماعي يکي از عناصر مهم قدرت جامعه مدني يا ظرفيت جوامع براي مديريت خويش از طريق فعاليت هاي گروهي غير رسمي، داوطلبانه يا غير دولتي و غير انتفاعي است.
اصطلاح سرمايه اجتماعي نخستين بار در اثر کلاسيک جين جاکوب در سال 1961 با عنوان مرگ و زندگي در شهرهاي بزگ آمريکا، به کار رفته است. در آن اثر، ايشان توضيح داده اند که شبکه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي حومه قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشکيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خيابان و ديگر تصميم ها در مورد بهبود کيفيت زندگي، در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي دهند. گلن لوري اقتصاددان همچون ايوان لايت جامعه شناس، اصطلاح سرمايه اجتماعي را در دهه1970 براي توصيف اقتصاد درون شهري به کار برد.
از طرفي ديگر واژه ي سرمايه دلالت مي کند که سرمايه اجتماعي همانند سرمايه انساني يا سرمايه اقتصادي ماهيتي زاينده و مولد دارد، يعني ما را قادر مي سازد ارزش ايجاد کنيم، کارها را انجام دهيم، به اهدافمان دست يابيم، مأموريت هايمان را در زندگي به اتمام رسانيم و به سهم خويش به دنيايي ياري رسانيم که در آن زندگي مي کنيم. وقتي مي گوييم سرمايه هاي اجتماعي زاينده و مولد هستند، منظور اين است که هيچ کس بدون آن موفق نيست و حتي زنده نمي ماند.
در اينكه سرمايه انساني در موفقيت يك سازمان و يك ملت اهميت استراتژيك ويژه اي دارد‍، ترديدي نيست، ولي اين سرمايه زماني از اولويت بالاتري برخوردار است كه منسجم و يكپارچه باشد و اين يكپارچگي در سايه همبستگي،همكاري، تعاون و اعتماد متقابل به وجود مي آيد‍؛ در اين‍صورت است كه سرمايه به سرمايه اجتماعي مبدل مي شود و اين سرمايه است كه هم افزايي دارد. در غير اين‍‍‍‍‍‍‍صورت‍، سرمايه هاي انساني حتي اگر در سازمان و يا در كشور ماندگار شوند و فرار نكنند، به
نويسندگان تعاريفناهاپيت و گوشال(1998)سرمايه اجتماعي را مجموعه منابع واقعي و بالقوه اي مي دانند که در شبکه روابطي که زير نفوذ فرد يا واحد اجتماعي است ريشه دارد ،از طريق شبکه قابل دسترسي است و از همين شبکه ناشي شده است .فوكوياما(1999)سرمايه اجتماعي، مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و پايين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌شود .
کوهنوپروساک (2001)سرمايه اجتماعي شامل اعتماد،شناخت متقابل،ارزش هاي مشترک و رفتارهايي است که اعضاي شبکه هاي انساني و اجتماعات را به هم پيوند مي دهد و همکاري انها را امکان پذير مي سازد .واين بيکر(1382)سرمايه اجتماعي را منابعي مي داند که از طريق شبکه هاي کسب و کار يا شبکه هاي فردي ،يا در درون آنها در دسترس قرار مي گيرد.اين منابع شامل اطلاعات ،انديشه ها،راهنماييها،فرصت هاي کسب و کار ،سرمايه هاي مالي،قدرت و نفوذ،پشتيباني عاطفي ،خير خواهي ،اعتماد و همکاري است .بانك جهاني(2003)سرمايه اجتماعي را پديده‌اي مي‌داند كه حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و از طرف ديگر افزايش آن مي‌تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه‌هاي اداره جامعه و نيز هزينه‌هاي عملياتي سازمانها مي‌شود .قول آقاي رابينز، ايجاد سينرژي (هم افزايي) منفي مي كنند‍. اصطلاح “سرمايه” به ثروت انباشته، به‍ ويژه آنچه براي توليد ثروت بيشتر به كار مي رود، اطلاق مي شود‍‍‍‍‍‍‍‍‍.كلمه “اجتماعي‍” در سرماية اجتماعي نشان مي دهد كه منابع موجود درون شبكه‍ هاي كسب و كار يا شبكه هاي فردي دارايي‍هاي شخصي محسوب نمي شوند، و هيچ فردي به تنهايي مالك آنها نيست. اين منابع درون شبكه هاي روابط قرار گرفته اند. اگر سرمايه انساني آن چيزي باشد كه انسان مي‍داند (مجموع دانش، مهارتها و تجارب)، سرمايه اجتماعي روابطي است كه انسان با كساني كه مي شناسد برقرار مي كند؛ يعني اندازه، كيفيت و گوناگوني شبكه هاي كسب و كار و شبكه هاي ارتباطي شخصي كه انسان در آن نقش دارد. اما فراتر از آن، سرماية اجتماعي به كساني كه انسان نمي‍شناسد نيز بستگي دارد، البته اگر به طور غير مستقيم و به وسيلة شبكه ها با آنها در ارتباط باشد‍. مديران وكساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه‍ اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار مي سازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زندگي فرد، معني و مفهوم مي‍بخشد و زندگي را ساده تر و لذت بخش‍تر مي سازد.
پورتز(‍1998)، سرمايه اجتماعي را به عنوان توانايي كنش‍گران براي به دست آوردن و حفظ كردن منابع ، بر اثر عضويت در شبكه هاي اجتماعي تعريف مي كند. وي بيشتر بر روابط و شبكه هاي اجتماعي در تحليل سرمايه اجتماعي تمركز دارد.فرانسيس فوكوياما‍‍ سرمايه اجتماعي را به عنوان مجموعة معيني از هنجارها يا ارزشهاي غير رسمي تعريف كرده است كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميان‍شان مجاز است، در آن سهيم اند. مشاركت در ارزشها و هنجارها به خودي خود باعث توليد سرماية اجتماعي نمي شود، زيرا اين ارزش‍ها ممكن است ارزشهاي منفي باشند. بر عكس، هنجارهايي كه توليد سرمايه اجتماعي مي‍كنند،‍اساساً بايد شامل سجايايي مانند صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد. براساس نظر كلمن سرمايه اجتماعي با كاركردش تعريف مي‍شود. سرماية اجتماعي شيء واحدي نيست، بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند:
2-1 همة آنها جنبه اي از يك ساخت اجتماعي را در بر مي گيرند و كنشهاي معين افراد درون ساختار را تسهيل مي‍ كنند.
2-2 مانند شكل‍هاي ديگر سرمايه مولد است، و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست يافتني نخواهد بود، امكان پذير مي سازد.
2-5- تعريف سرمايه اجتماعي
تعاريف مختلفي از سرمايه اجتماعي به عمل آمده اما تا حالا يک تعريف منسجم از سرمايه اجتماعي در دست نيست. بنابراين جهت آشنايي با نظريه ها انديشمندان سرمايه اجتماعي و همچنين نظم و تربيت توالي زماني نظريه ها، ابتدا به تعاريف بنيان گذاران سرمايه اجتماعي مي پردازيم و در ادامه به برخي از تعاريف مهم و قابل تأمل اشاره مي کنيم.
تعاريف متعددي از سرمايهاجتماعي صورت گرفته است که با توجه به جديد بودن اين مفهوم، عملا تعريف پذيرفته شده و يكساني براي سرمايه اجتماعي وجود نداشته و در ادبيات علم مديريت، تعاريف مختلفي براي آن ارائه شده است و محققان از زواياي گوناگون و در سطوح تحليل متفاوت به اين مفهوم نگريستهاند . اهميت سرمايه اجتماعي امروزه به طور قطعي شناسايي شده است و با توجه به ابعاد چند وجهي آن و نفوذ آن در علوم مختلف از جمله روانشناسي ، علوم رفتاري ، علوم سياسي ، اقتصاد و مديريت ، دامنه گسترده اي از پژوهشهاي علوم انساني را به خود اختصاص داده است . به طور کلي در رابطه با تعريف سرمايهاجتماعي دو رويکرد اصلي وجود دارد :
الف: تعريف سرمايهاجتماعي براساس کارکردهاي آن .
ب: تعريف سرمايهاجتماعي بر اساس ساختار آن .
از نظر جيمز کلمن “سرمايهاجتماعي” با کارکردش تعريف ميشود. از نظر وي سرمايه اجتماعي شيء واحد نيست بلکه انواع چيزهاي گوناگوني است که دو ويژگي مشترک دارند: همه آنها شامل جنبهاي از يک ساخت اجتماعي هستند و کنشهاي معين افرادي را که در درون ساختار هستند تسهيل ميکنند و ديگر اينکه مانند شکلهاي ديگر سرمايه مولد هستند و دستيابي به هدفهاي معيني را که در نبودن آنها دست يافتني نخواهد بود را امکانپذير ميسازند ( کلمن، 1377). به نظر پوتنام (1993) نيز سرمايه اجتماعي جنبههاي گوناگوني از يک سازماناجتماعي نظير اعتماد، هنجار و شبکههاست که ميتوانند از طريق تسهيل اقدامات هماهنگ،کارايي جامعه را بهبود بخشند . در مقابل فوکوياما(1379) به اين نوع تعاريف انتقاد دارد و مدعي است که بسياري از اين تعاريف به جاي خود سرمايهاجتماعي، اشاره به تجليات سرمايهاجتماعي(اعتماد، شبکهها،جامعه مدني و نظير آن) که با سرمايهاجتماعي مرتبط هستند دارند. فوکوياما خود سرمايهاجتماعي را به عنوان وجود مجموعه معيني از هنجارها يا ارزشهاي غيررسمي تعريف ميکند که اعضاي گروهي که همکاري و تعاون ميانشان مجاز است، در آن هم سهيم هستند. هنجارهايي که توليد سرمايهاجتماعي ميکنند اساساً بايد شامل سجايايي از قبيل صداقت،اداي تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشند. تعدادي از تعاريفي که توسط انديشمندان مديريت در زمينه سرمايه اجتماعي ارائه شده است در جدول قابل مشاهده است:
سرمايه اجتماعي منبعي اجتماعي – ساختاري است که دارايي و سرمايه افراد محسوب مي شود. اين دارايي شئ واحدي نيست، بلکه ويژگي هايي است که در ساختار اجتماعي وجود دارد و باعث مي شود افراد با سهولت بيشتري وارد کنش اجتماعي شوند. اين نوع سرمايه در روابط بين افراد تجسم مي يابد که مي تواند فعاليت هاي با بازدهي بالا تسهيل کند
سرمايه اجتماعي وجوه گوناگون ساختارهاي اجتماعي نظير اعتماد، هنجارها و شبکه هايي است که مي توانند با ايجاد و تسهيل امکانات هماهنگي و کارايي جامعه را بهتر کنند. سرمايه اجتماعي به ارتباط بين افراد، شبکه هاي اجتماعي و هنجارهاي عمل متقابل و نيز قابليت اعتماد پذيري که از اين ارتباطات ناشي مي شود، بر مي گردد
فوکوياما نيز سرمايه اجتماعي را اين گونه تعريف مي کند: سرمايه اجتماعي مجموعه معين يا هنجارها و ارزش هاي غير رسمي است که اعضاي گروهي که همکاري و تعاون ميان آنها مجاز است، در آن سهيم هستند(فوکوياما،1379).
تعاريف ديگري در اين ارتباط ارائه شده است که به برخي از آنها اشاره مي شود:
سرمايه اجتماعي روابط بين گروه ها را توضيح مي دهد.
فلورا وجدان جمعي را به عنوان سرمايه اجتماعي مي دانند و اعتماد متقابل را به عنوان نرم وجدان جمعي معرفي مي کنند .
سرمايه اجتماعي توانايي و هنر افراد در انجام نقش خود در شبکه هاي اجتماعي يا ساختارهاي اجتماعي است.
سرمايه اجتماعي يک جامعه عبارت است نهادها، روابط، عقايد و ارزش هاي است که روابط بين مردم را مديريت مي کند و در توسعه اقتصادي و توسعه اجتماعي نقش اساسي دارد.
سرمايه اجتماعي به مفاهيم ارزشمندي از قبيل شبکه هاي اجتماعي، روابط متقابل، اعتماد عمومي، تعهد، اطلاق مي شود. سرمايه اجتماعي موقعي انباشت مي شود که مردم ارتباط متقابل در درون خانواده، محل کار، روابط همسايگي و ارتباطات مردمي در انجمن هاي محلي، و عمومي پيدا مي کنند.
کاواچي و همکارانشان عقيده دارند سرمايه اجتماعي ميزان همگوني توزيع سلامت در نواحي جغرافيايي يک منطقه است و بحث ويژگي سلامتي سرمايه اجتماعي ريشه هاي تاريخي نيز دارد. اميل دور کيم در مطالعات خود نشان داده است که هم گرايي جوامع با نرخ خودکشي جوامع رابطه معکوس دارد
وينتر عنوان مي کند که يک توافق معقول در تعريف مفهوم سرمايه اجتماعي وجود دارد. او يک تعريف کاربردي از سرمايه اجتماعي ارائه مي دهد: سرمايه اجتماعي منافع دو جانبه روابط اجتماعي است که به وسيله هنجارها، اعتماد و تعامل متقابل ايجاد مي شود(تاجبخش،1384).
تعاريف بالا تنها بخشي از تعاريف عنوان شده در ادبيات سرمايه اجتماعي است. اين مسأله نشان مي دهدکه شاخصه غير قابل مشاهده بودن سرمايه اجتماعي، باعث شده است که هر محققي با برداشت نسبي که از سرمايه اجتماعي دارد؛ اقدام به تعريف اين پديده جديد بنمايد. اما اين امر به مفهوم اين نيست که تعاريف مذکور در مقابل هم هستند و نکات مشترکي بين تعاريف مذکور وجود ندارد. بلکه با کمي توجه مي توان فهميد که اتفاقاً همه تعاريف به يک نکته اشاره مي کنند و بر اساس همين نکته مشترك، مي توان يک تعريف جامع از سرمايه اجتماعي عنوان نمود(سعادت، 1384).
سرمايه اجتماعي، پتانسيل نهفته در روابط بين و ميان افراد يک جامعه است که باعث انجام کاراي امور آن جامعه مي شود.


دیدگاهتان را بنویسید