دنياي امروز، تربيت فرزندان را از نيازهاي اولي? زندگي قلمداد مي کند و توسعه و رشد
سازمان هاي تربيتي را به عنوان شاخص معتبر رشد سياسي و اجتماعي جوامع بشمار مي آورد. مسأله تربيت در عين ضرورت، يک فن ظريف و تخصصي با پيچيدگي هاي بسيار است. (عمادزاده ، 1370، ص43). پژوهش هاي وسيعي براي شناخت مسائل و دشواري هاي اين رشته در سرتاسر جهان صورت گرفته است و محققين در صدد راه يابي به سود بخش ترين و مؤثر ترين روش هاي تربيتي بر آمده اند که ضرورت و در عين حال اهميت تعليم و تربيت را نشان مي دهد.
در ميان اين کوشش ها، مطالع? نيروي انساني کارآمد و با انگيزه در سطح نظام تعليم و تربيت جوامع مختلف از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا تنها چنين منابع انساني مي تواند توسعه و ترقي نظام و دست يابي به اهداف برنامه ريزي شد? آن را ميسر گرداند. هدف از انجام اين پژوهش شناخت دو فاکتور عمد? موثر بر کارايي و اثر بخش نيروي انساني يعني عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان و نقش آن در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان مي باشد.
جامع? مورد پژوهش، معلمان را که در نوک پيکان و خط مقدم نظام تعليم و تربيت هستند در بر مي گيرد. درميان مجموعه فعاليت هايي که در نظام آموزش و پرورش انجام مي شود سهم مهم وکليدي را به تدريس معلّم در کلاس درس اختصاص مي دهند. تدريس را مي توان به فرآيند دو جانبه اي که بين معلّم و شاگرد جريان دارد و هدفش ياد گيري است تعريف کرد. (سيف ، 1368، ص152).
اهميت نقش معلّم در اين نظام ازآن لحاظ است که عمده ترين و مؤثرترين ارتباط را با فرگير دارد و هرگونه رفتار ونگرش او مي تواند بر فراگيران تأثير به سزايي داشته باشد .” رضايت شغلي1، يکي از عواملي است که در نحو? رفتار و عملکرد معلّمان مؤثر مي باشد و در مطالعات رفتار سازماني ثابت شده است که رضايت شغلي با عواملي همچون غيبت، استعفاء، اخراج و بيماري هاي جسمي و روحي معلّمان رابط? منفي دارد”. (عباسي، 1370 ،ص 73).
از اين نظر يکي از علل توجّه به رضايت شغلي معلّمان اين است که نارضايتي از شغل به احتمال زياد موجب بروز تبعات فوق الذکر درآنان مي شود. اين امر نه تنها موجب گسيختگي روند آموزش و پرورش شده بلکه تأثير نامطلوب بر يادگيري دانش آموزان داشته و در نهايت مي تواند زيان هاي غير قابل جبراني بر کيفيت آموزش و پرورش وارد نمايد. (رضايي، 1376، ص 92).
زيرا معلّم از جمله عوامل مهم و اساسي در فرآيند يادگيري و کيفيت آموزشي است. از طرفي، يکي ديگر از عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلّمان، شخصيت 2 آنان مي باشد.
“شخصيت به مجموعه ويژگي هاي خاص، شامل انگيزه ها، عواطف، ارزشها، نگرشها، تمايلات فرد اطلاق مي شود که به طرز مهّمي بر رفتار آنها تأثير مي گذارد”. (گوردن،3 1991، ترجم? خوي نژاد، 1374 ص 45).
هم چنين از جمله عواملي که در رابطه با ارتقاء سطح زندگي معلّمان و رضايت شغلي آنها مورد بررسي قرار گرفته ويژگي هاي فردي از قبيل سن، تحصيلات، سابق? خدمت و غيره مي باشد. نتايج برخي از پژوهش ها نشان داده است، که اين ويژگي ها نيز در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان تأثير دارد. (همان منبع، ص 47).
بررسي رابط? بين ارتقاء سطح زندگي معلّمان و ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانشآموزان، موجب خواهد شد تا آن دسته ويژگي ها شناخته شوند. اين امر نه تنها به شناخت ماهيت رضايت شغلي و فهم بهتر رفتار، کمک خواهد کرد بلکه امکان پيش بيني آن را نيز فراهم مي سازد.
اين پژوهش نسبت به پژوهش هاي قبلي که در اين زمينه وجود داشته سعي کرده است که
راه حل هايي منطقي را ارائه نمايد و انجام اين راه حل ها تا حد نياز امکان پذير مي باشد. اين پژوهش ازنظر هدف، کاربردي بوده ولي از نظر نحو? گردآوري داده ها، توصيفي تحليلي
مي باشد.
در نتيجه گيري از پژوهش هاي انجام شده مي توان بيان کرد که هر چه فرد انطباق بيشتري با ويژگي هاي شغلي اش داشته باشد، رضايت مندي شغلي بيشتري به دست خواهد آورد و در نتيجه اين امر سبب افزايش ارتقاء سطح زندگي معلّمان خواهد شد و بالطبع کيفيت آموزش و پرورش
دانش آموزان ارتقاء خواهد يافت. پژوهشگر اميدوار است با شناخت اين مهم گاهي هر چند کوچک در راه شناساندن، مشکلات نظام تعليم و تربيت و ارائه اطلّاعات مفيد به مسئولين و دست اندرکاران بردارد.

بيان مسأله
در جامع? ما شايد کمتر شغلي را بتوان يافت که از نظر امکانات مانند شغل معلمي باشد زيرا در مشاغل ديگر امتيازهاي زيادي مانند دادن وام و تسهيلات براي خريد خانه، اتومبيل، دادن بورسيه براي ادام? تحصيل و کمک مادي به افراد و همچنين دادن پاداش به آنها و حتي افراد خانواد? آنها، وجود دارد ولي در شغل معلمي اين امکانات يا وجود ندارد يا اگر هست براي عد? معدودي وجود دارد. (رضايي ، 1376، ص 96).
اگر سطح زندگي معلمان بالا باشد معلمين در زندگي و در شغلشان با دغدغ? کمتري مواجهه
مي شوند و مي توانند در تدريس، موفق تر عمل کنند. اگر دولت و آموزش و پرورش از نظر مسکن، اولويت هايي را براي معلمين در نظر بگيرد يا منازل سازماني را با هزين? کمتر در اختيار آنان بگذارد آنها با آرامش فکري و بدون اضطراب در کلاس درس حاضر مي شوند.
يکي ديگر از عواملي که بر سطح زندگي معمان تأثير گذار است احترام به شخصيت آنها چه در ادار? آموزش و پرورش و چه در مدرسه و کلاس مي باشد. اگر از معلم هايي که از نظر علمي و از نظيرشيو? تدريس و طرح درسي و رعايت قوانين و انضباط کاري و از نظر اخلاق و رفتار به عنوان معلم نمونه انتخاب مي شوند تقدير شود در آنها تأثير مثبت خواهد گذاشت و اين امر باعث مضاعف شدن و تقويت و دلبستگي دو چندان به کار درآنها مي شود ( رودکي ، 1387، ص 50).
در مدرسه، نيز مدير و معاونين و ساير عوامل اجرايي با رعايت روابط انساني و احترام به شخصيت معلم، باعث مي شوند که معلّمها با دلسوزي بيشتري تدريس کرده و با دانش آموزان بهتر رفتار نمايند. اگر مدير با در نظر گرفتن قوانين مدرسه وبا چشم پوشي از بعضي ضعفهاي معلم
و راهنمايي هاي لازم و درست به معلمين، به شخصيت آنها احترام بگذارد قدمي است در جهت ارتقاء و احترام به شخصيت معلم.
هم چنين سازمان آموزش و پرورش نيز، موظف است براي بالا بردن سطح علمي معلمين در رشت? آنها متناسب با علم روز، کلاسها و دوره هاي آموزشي ضمن خدمت را براي آنان برنامه ريزي کند تا آنها از نظر علمي ارتقاء يابند و اين خود نيز عاملي است، که بر روي تدريس آنها تأثيرگذار است. هم چنين آموزش و پرورش موظف است که در کتاب هاي درسي هر چند وقت يکبار، تغييراتي انجام دهد. اين امر باعث مي شود که انگيز? تدريس در معلمين و انگيز? يادگيري در
دانش آموزان افزايش يابد. (مير کمالي، 1371، ص 21).
به طور کلي ارتقاء کيفيت زندگي کاري در معلمان، يعني امکان ارضاي بيشتر نيازهاي شخصي و وجود امنيت به نحوي که آنها بتوانند با خيال راحت و بدون استرس و اضطراب، در کنار ديگران به زندگي خود ادامه داده و احساس مفيد بودن نمايند و مقبول ديگران واقع شوند و در نهايت براي افزايش مهارت و دانش خود فرصت داشته باشند. (رودکي،1387، ص 44). لذا سؤال اصلي اين پژوهش اين است که چه عواملي بر ميزان سطح زندگي معلّمان مؤثر است و اين عوامل چه نقشي در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان دارد؟

اهميت و ضرورت پژوهش :
نيروي انساني با انگيزه و مرفّه و داراي رضايت شغلي، بزرگترين سرمايه و پوياترين بخش هر سازمان را تشکيل مي دهد و مهر? اصلي به ثمر رساندن اهداف هر سازمان است. (ميرکمالي، 1371، ص 17) اهميت اين موضوع، تا بدان درجه است که موجب افزايش بهره وري، افزايش روحيه، تعهد سازماني، سلامت فيزيکي و ذهني، رضايت از زندگي، سرعت در يادگيري و مهارت هاي جديد شغلي شده و هر اندازه درج? رضايت معلمين در کارشان بيشتر باشد اين امر سبب افزايش تلاش آنها مي شود. وقتي معلم از نظر مادي در رفاه باشد اين امر باعث مي شود که او احساس مسئوليت کرده و از سلامت روحي و رواني نيز برخوردار شود.
شناخت عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان و نقش آن در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان، سبب مي شود که از پيامدهاي منفي ناشي از عدم وجود عوامل مهمي چون غيبت، تأخير، شکايت، کم کاري، کاهش عملکرد و غيره جلوگيري نموده و در جهت بهبود رفتار و کردار معلمان و در نتيجه بهبود کيفي سطح تعليم و تربيت دانش آموزان قدم برداشته شود. (عمادزاده، 1370، ص 44).
بررسي ارتباط بين اين دو مقوله ونتايج حاصل از اين پژوهش مي تواند راهنماي برنامه ريزي نيروي انساني در سازمان آموزش و پرورش باشد. از آنجا که يکي از زير بنايي ترين نهادهاي جوامع بشري پس از خانواده، آموزش و پرورش است. هر ساله منابع انساني و مالي بسيار عظيمي براي تعليم و تربيت دانش آموزان مورد استفاده قرار مي گيرد.
اگر دانش آموزان، آگاهي ها و توان منديهاي ضروري براي زندگي اجتماعي را بياموزند

مي توانند در رشد و اعتلاي جامع? خود مؤثر باشند و اين مسأله از مهم ترين چالشهاي گريبان گير نظام هاي آموزشي دنيا، به خصوص نظام آموزشي کشور ما مي باشد.( محسني، 1368، ص 214).
با توجه به اينکه در مقولات مربوط به توسع? اقتصادي سه عامل، منابع کار، سرمايه و منابع انساني داراي اهميت ويژه اي هستند و استقاده از دو عامل اول و دوم، مستلزم پرورش صحيح عامل سوم است. پرورش و ساختن منابع انساني بر عهد? نظام آموزشي کشور يعني سازمان آموزش و پرورش مي باشد. اين نهاد داراي اهداف و کارکردهايي از قبيل اجتماعي کردن، تأمين نيروي انساني، انتخاب و واگذاري مشاغل، نوآوري، ايجاد همبستگي اجتماعي، رشد شخصيت فرد و ايجاد فرهنگ در بين افراد جامعه مي باشد. (معيري، 1371، ص 51).
دورکهايم4 جامعه شناس فرانسوي وظيف? آموزش و پرورش را انتقال هنجارها و ارزشهاي اجتماعي و تنظيم آنها مي داند و معتقد است در صورت عدم تنظيم و انتقال اين مفاهيم، توسعه آموزش و پرورش، افراد و جامعه دچار ناهنجاري مي شود، ضمن آنکه آموزشِ مهارت هاي ويژه براي حرفه آموزي آموزش و اشتغال ضرورت دارد.تالکوت پارسونز5 جامعه شناس آمريکايي در مورد اهميت آموزش و پرورش و تکريم شخصيت معلم مي نويسد: “پس از اجتماعي شدن اولي? کودک توسط خانواده، نهاد مدرسه و معلم اجتماعي کردن او را به عهده مي گيرد و در واقع مدرسه به عنوان پلي بين خانواده و اجتماع عمل مي کند و کودک را براي زندگي اجتماعي آماده مي سازد”.
ايوان ايليچ6 که از پيشگامان تئوري آموزش و پرورش است در مورد تأثير تعليم و تربيت و نقش معلم در خلاقيت دانش آموزان و شکوفا نمودن استعدادهاي آنها و ايجاد تحول در تفکر آنها و حل مسائل علمي جامعه به وسيله آنها مي نويسد :”تعليم و تربيت بايد استعدادهاي بالقوه افراد جامعه را به گونه اي شکوفا سازد که فرد بتواند کشف کند، خلاقيت داشته باشد، قدرت ابتکار و تشخيص او تقويت شود و آزادانه توانايي هاي خويش را اعتلابخشد.” (عسگريان، 1375، ص14). به اين ترتيب مشاهده مي شود که در واقع کار و وظيف? اصلي آموزش و پرورش، تکميل کار و وظيفه اي است که پايه هايش از خانواده شروع شده است و آن آماده کردن افراد بشر براي ايجاد يک جامع? مطلوب انساني است و به طور کلي نقش آموزش و پرورش در جامعه، مانند نقش مغز و قلب در بدن مي باشد. (معيري، 1370، ص 48).
اهميت موضوع پژوهش نه تنها به توسعه اقتصادي، اجتماعي کمک مي کند، بلکه به وسيل? ارج نهادن به مقام معلم و تلاش در زمينه ارتقاء سطح زندگي او، سطح علمي دانش آموزان ارتقاء يافته و سبب تربيت نيروي انساني کارآمد و خلاق شده و موجب اعتلاي کشور مي گردد. ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش از طريق ارتقاء کيفيت در مدارس صورت مي گيرد. نهاد مدرسه مي تواند تغييرات کيفي در فرهنگ حاکم بر جامعه بوجود آورد و از طريق تحول در رفتار مردم و شکل نهادهاي اجتماعي، پيشرفت قابل ملاحظه اي در اين زمينه ايجاد نمايد.
در اين زمان چون معلمين داراي مشکلات مادي فراواني مي باشند واز مزايا و امکاناتي که در ساير سازمان ها وجود دارد بي بهره هستند، در نتيجه پژوهشگر که خود نيز معلم مي باشد و از درد معلمين آگاه است تصميم به انجام اين پژوهش در اين زمان گرفته است. انجام اين پژوهش تأثير به سزايي در حل مسائل علمي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي دارد. اگر معلمين از امکاناتي نظير مسکن، اتومبيل، حقوق کافي، بورسي? تحصيلي، سفرهاي زيارتي و سياحتي، تفريحي، بهره مند باشند، با روحيه و نشاط بيشتري تدريس مي کنند، و در نتيجه سطح علمي دانش آموزان نيز بالا مي رود.
هرچه ميزان توانايي معلمان در تأمين نيازهاي مهم شخصي با استفاده از تجربياتي که کسب کرده اند، بيشتر باشد ميزان بازدهي و کارآيي آنها نيز بيشتر خواهد بود. (شفيع آبادي، 1375،ص 82). تأکيدي که به وسيله صاحب نظران و متخصصان در اين مورد ارائه شده است مي تواند بر اهميت مسأله پژوهش بيفزايد و تأثير انجام اين پژوهش در کمک به شکل گيري جامعه دانش بنيان و ايجاد تحول در آن و نيز تأثير آن در حل مسائل حوزه هاي دولتي، صنعتي، بازرگاني، علمي، نشانگر اهميت اين موضوع مي باشد. بررسي عوامل پيشرفت و ترقي در جوامع مختلف نشان مي دهد که هم? اين جوامع از آموزش و پرورش توانمندي برخوردار بوده اند و تبلور کار معلم و سازمان آموزش و پرورش، تربيت نيروهاي انساني متعهد، دانشمند، متخصص و ماهر بوده است. (محبعلي،1375،
ص 776).
دولان وشولر7، سرمايه گذاري بر روي افراد را به عنوان مهم ترين متغير در معادله مديريت راهبردي مورد توجه قرار دادند و بر اين باور بودند که، برآورده نمودن نيازهاي کارکنان به بهسازي و کارآيي بلند مدت در سازمان منجر خواهد شد. (دولان، شولر، ترجم? محمدعلي طوسي، 1376،
ص 351).
افزايش بهرهوري در آموزش و پرورش ضمن اينکه سبب افزايش کيفيت خدمات آموزش و پرورش مي گردد، بازدهي سرمايه را نيز افزايش داده و ارتقاء استانداردهاي زندگي را فراهم
مي سازد و اين دو، از عوامل اصلي ايجاد ثروت ملي محسوب مي شوند. (عمادزاده، 1370، ص 46).
از بررسي هاي انجام شده، نتيجه گيري مي شود که بهترين وسيله براي افزايش بهبود سطح زندگي مردم، به ويژه افزايش ارتقاء سطح زندگي معلمان و ايجاد ثروت ملي، افزايش بهره وري در آموزش و پرورش مي باشد. (همان منبع، 1370، ص 47).
از ديدگاه سيستمي با گسترش اين تفکر در سطح منابع اقتصادي جامعه مي توان نتيجه گرفت که ارتقاء سطح زندگي معلمان و افزايش بهره وري در آموزش و پرورش موجب افزايش بهره وري ملي شده و آن نيز به بالا رفتن قدرت خريد مردم، رونق اقتصادي، افزايش درآمد ملي، کاهش تورم و همچنين افزايش اشتغال در درازمدت منجر خواهد شد.(معيري، 1371، ص48).
براي تحقق اهداف و برنامه هاي کشور در جهت رشد و توسع? اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و علمي، شناسايي عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان و نقش آن، در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان ضرورتي اجتناب ناپذير است.

نگارنده در اين رهگذر پس از تدوين اهداف پژوهش به منظور رسيدن به اين هدف ها با طرح سؤالاتي در قالب اهداف مذکور به نتيجه گيري از داده هاي گردآوري شده پرداخته است.
اهداف پژوهش:
هدف کلي: شناسايي عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان و نقش آن در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان.
اهداف ويژه:
1- بررسي عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان.
2- بررسي ارتباط بين ارتقاء سطح زندگي معلمان و ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش
دانش آموزان.
3- بررسي ارتباط بين ارتقاء علمي معلمان و ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان.
4- بررسي راهکارها و پيشنهادهاي مؤثر در زمينه ارتقاء سطح زندگي معلمان.
5- بررسي راهکارها و پيشنهادهاي مرتبط در زمين? ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش
دانش آموزان.

سؤالات پژوهش:
سؤال اصلي: عوامل مؤثر بر ارتقاء زندگي معلمان چيست؟ واين عوامل چه تأثيري در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان دارد؟
سؤالات ويژه:
1- عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان چيست؟
2- ارتباط بين ارتقاء سطح زندگي معلمان و ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان چيست؟
3- ارتباط بين ارتقاء علمي معلمان و ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش و پيشرفت تحصيلي
دانش آموزان چيست؟
4- راهکارها و پيشنهادهاي مؤثر در زمينه ارتقاء سطح زندگي معلمان چيست؟
5- راهکارها و پيشنهادهاي مرتبط در زمين? ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان چيست؟
تعريف مفاهيم و اصطلاحات:
تعريف مفهومي ارتقاء: ارتقاء به معني برآمدن، بلند شدن، صعود، بالا رفتن مي باشد. (فرهنگ معين،1388، ج1، ص 193).

تعريف عملياتي ارتقاء: ارتقاء يعني رشد و بالا رفتن، و از نظر سطح زندگي، يعني بالا رفتن سطح امکانات و افزايش درآمد و حقوق و مزايا و داشتن شغل مناسب و رفع کمبودهاي مالي زندگي و در کل از نظر روحي و رواني در آرامش بودن. (سجاديان، 1376، ص 49).

تعريف مفهومي سطح زندگي: سطح زندگي واژه اي است که از ترکيب دو واژه “سطح” و “زندگي” با دو معناي متفاوت تشکيل شده است. سطح يعني بام، روي هرچيز که همواره و پهن باشد. (فرهنگ معين، 1388، ج2، ص1883).

زندگي : حيات، وجود، هستي (همان منبع، 1388، ج2، ص1753).

سطح زندگي: وضع مالي، مال و منال (همان منبع، 1388، ج2، ص1890).

تعريف عملياتي سطح زندگي: توسعه و برخورداري انسان از امکانات و نعمت هايي در زندگي، به گونه اي که فرد از نظر مالي و غيرمالي در آرامش و آسايش مطلوبي باشد و بتواند تمام امور مربوط به نيازهاي جسمي و روحي خود و عائله تحت تکفلش را برآورده سازد.

تعريف مفهومي معلم: تعليم دهنده، آموزنده، تعليم کننده. (همان منبع، 1388، ج3، ص4239).

تعريف عملياتي معلم: معلم فردي است که با عشق و علاقه و دلسوزي آنچه را که خود بلد است به دانش آموزان ياد مي دهد و علاوه بردرس، تربيت و پرورش دانش آموز را نيز بر عهده دارد در اين پژوهش منظور ازمعلّمان، دبيران مقطع متوسطه مي باشند.
تعريف مفهومي دانش آموز: آنکه علم آموزد، شاگرد مدرسه. (همان منبع، 1388، ج2،

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ص 1490).

تعريف عملياتي دانش آموز: کودک يا نوجواني که در مقطع دبستان، يا راهنمايي و يا دبيرستان در حال آموختن و ياد گيري دانش و تحصيل علم است و در اين پژوهش منظور از
دانش آموزان، نوجوانان دورة متوسطه مي باشند.
تعريف مفهومي آموزش و پرورش: آموزش: آموزيدن، آموختن، ياددادن، تعليم (همان منبع، 1388، ج1، ص92). پرورش: تربيت، تعليم، تأديب، فرهنگ، تمدن، پرستيدن، پرستش، خوراک، غذا، طعام. (همان منبع، 1388، ج1، ص 764).

تعريف عملياتي آموزش و پرورش: نهاد يا سازماني که وظيف? تعليم و تربيت افراد را در جامعه برعهده دارد و يکي از زير بنايي ترين نهادهاي جوامع بشري پس از خانواده مي باشد و به طور کلي پرورش و ساختن منابع انساني بر عهد? نظام آموزشي کشور يعني سازمان آموزش و پرورش مي باشد. (محسني، 1368، ص 214).

تعريف مفهومي کيفيت: واژه کيفيت داراي چند معناي متفاوت مي باشد. در فلسفه منظور از کيفيت، چگونگي يک چيز است، چوني، چگونگي، صفت و حالت و چگونگي چيزي. (فرهنگ معين، 1381، ج سوم ، ص 2235).

تعريف عملياتي کيفيت : يعني تغييرات کيفي در سطح آموزش و پرورش که شامل، تغييرات درفرهنگ حاکم بر جامعه و تحول در رفتار مردم و تقويت و تحکيم سرمايه هاي مادي و انساني
مي باشد. (عمادزاده ، 1370، ص 43).

فصل دوم
مباني نظـري و پيشين? پژوهش

مباني نظري پژوهش:
در اين فصل نگارنده پس از بحث دربار? مباني نظري به بررسي پيشين? پژوهش پرداخته و در پايان فصل نيز نتيجه گيري هاي لازم را به عمل آورده است.
مقايسه شغل معلمي در جوامع مختلف:
در جهان امروزه ارزش و اعتبار انساني در کشورهاي توسعه يافته و مقايسه آنها با کشورهاي عقب نگه داشته شده واقعيتي انکار ناپذير را روشن مي سازند. تفاوت اساسي اين جوامع در برخورداري از نيروي کار آمد و توانمند است. در کشورهاي پيشرفته شغل معلمي از مهم ترين مشاغل جامعه محسوب مي شود.
در کشور ژاپن که بعد از آمريکا دومين کشور ثروتمند جهان محسوب مي شود، حقوق معلمان هر ساله با توجه به افزايش قيمت ها و تورم افزوده مي شود و علاوه بر حقوق ماهيانه کليه معلمان از کمکهاي غير نقدي (بن)، کمک به عائله و ساير کمکها بهره مي گيرند. (صفوي، 1368، ص65).
طي هر سال سه بار به معلمان کمک هاي غير نقدي پرداخت مي شود که ميزان مجموع آن، معادل 6 برابر حقوق ماهانه هر معلم است افزون بر تسهيلات مالي فوق کليه معلمان از مزاياي ديگري که توسط انجمن کمک متقابل به مدارس در اختيار آنان قرار مي دهند استفاده
مي کنند. معلماني که در عضويت اين انجمن هستند از مزاياي کوتاه مدت که شامل پرداخت
هزينه هاي بهداشتي، زايمان و وامهاي اضطراري و مزاياي بلند مدت شامل مقرري بازنشستگي، از کار افتادگي استفاده مي کنند و کلاً حقوق و مزاياي معلمان با توجه به کاري که انجام مي دهند در سطح بالاتري نسبت به حقوق کارکنان ساير مشاغل مي باشد. توجه به اين اصل باعث مي شود افراد
صالح تري جذب حرفه معلمي شوند و به طور کلي آموزش و پرورش به مفهوم عام آن، مسئوليت تأمين اين وظيفه سنگين را به عهده دارد.

وظايف آموزش و پرورش و عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح زندگي معلمان:
يکي از مهم ترين وظايف آموزش و پرورش، تربيت معلميني کار آمد، کوشا و وظيفه شناس مي باشد. آموزش و پرورش هر جامعه، مغز و قلب آن جامعه است اين نهاد زماني مي تواند ادعا کند که در کار آموزش، تربيت و تأمين نيروي انساني موفق است که از نظر کمي و کيفي به اين امر مهم بپردازد.
تعليم و تربيت زير بناي اساسي شيوه صحيح زندگي در هر جامعه مي باشد و کمتر کسي است که به اهميت آموزش و پرورش پي نبرده باشد با اين حال يکي از ارکان اصلي نظام آموزش و پرورش، معلمين آن مي باشند که در تربيت نسل آينده ساز هر کشوري نقش تعيين کننده و اساسي دارند. حال اگر اين قشر عظيم در انجام وظيفه خود قصور يا کوتاهي نموده يا از طريق عواملي از انجام وظيفه احساس نارضايتي نمايند خسارات جبران ناپذيري براي آينده آن جامعه پيش بيني
مي شود.
در بررسي هاي انجام شده در ارتباط با مسائل کيفي و مالي معلمان، پايين بودن حقوق اين قشر را يکي از عوامل موثر بر پايين بودن سطح زندگي معلمان و نقش آن در افت تحصيلي دانشآموزان بيان نموده اند. (کومبز، شيخاوندي، 1375، ص37). هم چنين در پژوهش هاي ديگر ضمن بر شمردن محاسن شغل معلمي به پاره اي از معايب اين شغل از جمله محدوديت هاي شغلي که معلمان را ناگزير مي کند سالها در يک مقطع کار کنند و همچنين به محدوديتهاي علمي و تجربي اشاره شده است. (شعاري نژاد، 1371، ص 26).
در خصوص استخدام و نگهداري معلم نيز بررسي هايي انجام شده است و در آن به عواملي که بر ارتقاء سطح زندگي معلمان تأثير گذار است و هم چنين نقش آن در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان اشاره شده است. (معيري، 1371، ص 48).
برخي از اين عوامل عبارتند از : ارتقاء معلمان، امکانات رشد و اعتلاي سطح زندگي، تغيير موضع و موقعيت اجتماعي و در خصوص استخدام به مساله جذابيت شغل معلمين و مسائل مالي آنها اشاره شده است و کمبود يا فقدان مسائل فوق را در نارضايتي معلمان از شغل خود و عدم موفقيت آنها را در آموزش و پرورش دانش آموزان، موثر دانسته است. (صافي، 1371، ص 26).
در بررسي هايي که در اين مورد انجام شده است درباره عدم آگاهي معلمان نسبت به وظايف خود و علل آن پژوهش هايي انجام شده است و به اين نتيجه رسيده اند که نياز مالي معلمان، عدم مراقبت از نظام آموزشي، نامناسب بودن محيط تحصيلي، نارضايتي از وضع محيط، يکنواخت بودن کار معلم، از عوامل مهم و موثر در پايين بودن سطح زندگي معلمان و تأثير آن بر افت تحصيلي
دانش آموزان به شمار مي رود. (ميرکمالي، 1371، ص29).
در مقابل عواملي مانند بالا بودن حقوق و مزاياي کافي، امکانات رفاهي مناسب، مديريت صحيح و سبک رهبري سازمان، روابط دوستانه بين کارکنان، امکانات لازم براي پيشرفت شغلي، سبب ارتقاء سطح زندگي معلمان شده و در نتيجه اين امر سبب ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش
دانش آموزان و بالا رفتن پيشرفت تحصيلي آنها مي شود. ( همان منبع، 1371، ص 30).
در پژوهشهايي ديگر بيان شده است که درصد کمي از معلمين، با علاقه اين شغل را
پذيرفته اند و بيشتر آنها بخاطر فرار از بيکاري و ضرورت اجتماعي شغل معلّمي را انتخاب کرده اند و همچنين عواملي نظير، نداشتن پايگاه اجتماعي مناسب در جامعه، عدم امکانات رفاهي، کمبودهاي آموزشي، سختي کار را، در پايين بودن سطح زندگي معلمان موثر دانسته اند. (معيري، 1371،ص51).
همچنين در پژوهش هاي ديگري که انجام شده است بعد از مقايسه اي که بين حقوق معلمان در کشورهاي جهان سوم با کشورهاي توسعه يافته و همچنين با کشورهاي در حال توسعه انجام گرفته مشخص شده است که حقوق معلمين در کشورهاي پيشرفته چند برابر بيشتر از حقوق معلمين در کشورهاي جهان سوم مي باشد و اين مساله يکي از عوامل مهم در عدم توسعه آموزش و پرورش در کشورهاي فقير مي باشد. (کومبز، شيخاوندي، 1375، ص 42).
هم چنين عواملي مانند نداشتن انگيزه و علاقه کافي به شغل معلمي، کافي نبودن حقوق، کمبود امکانات رفاهي و بهداشتي، عدم تسلط کافي مديران به شيوه هاي صحيح مديريت و محروميت منطقه سبب کاهش سطح زندگي معلمان و در نتيجه کاهش کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان و افت تحصيلي آنان مي گردد. (شعاري نژاد، 1371،ص 29).
در پژوهشي ديگر به اين نتايج دست يافته اند که : بين تاهل، ميزان تحصيلات، مسکن، سابقه خدمت، اعتقادات مذهبي، ارزشيابي از کار، حقوق و مزايا و ارتقاء سطح زندگي معلمان و نقش آن در ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان رابطه معني داري وجود دارد.
در اين پژوهش، پژوهشگر نيز همواره درصدد آن است که با دادن آگاهي و تصوير روشني از نهاد آموزش و پرورش و ارتقاء سطح زندگي معلّم و ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش دانش آموزان وعوامل مؤثر بر آن و هم چنين عوامل فرهنگي و اجتماعي که خود نيز به نوعي مي تواند موجب ارتقاء سطح زندگي معلمان و هم چنين ارتقاء کيفيت علمي دانش آموزان گردد را بيان نمايد.


دیدگاهتان را بنویسید