2-7-7 نظريه کنترل اجتماعي37
2-7-8 مدل نظري41
2-8 فرضيات تحقيق42
فصل سوم : روش تحقيق
3-1 مقدمه44
3-2 روش تحقيق44
3-2-1 طبقه بندي تحقيق بر مبناي هدف44
3-2-2 طبقه بندي تحقيق بر مبناي روش44
3-3 متغيرها45
3-3-1 تعاريف مفهومي متغيرها46
3-3-2 تعاريف عملياتي متغيرها48
3-4 جامعه آماري49
3-5 حجم نمونه و شيوه نمونه گيري50
3-6 روش و ابزار گردآوري اطلاعات52
3-7 روايي و پايايي ابزار تحقيق54
3-7-1 تعيين اعتبار (روايي) پرسشنامه54
3-7-2 تعيين پايايي (قابليت اعتماد) پرسشنامه54
3-8 روش هاي تجزيه و تحليل داده هاي آماري56
فصل چهارم : يافته هاي تحقيق
4-1 مقدمه59
4-2 تحليل توصيفي59
4-2-1 آمار توصيفي ويژگي هاي جمعيت شناختي59
4-3 بخش دوم : آمار استنباطي70
4-3-1 نحوه محاسبه امتياز يا نمرات عامل هاي استخراج شده در تحقيق71
4-3-2 آزمون توزيع دو جمله اي (باينوميال) مولفه هاي تحقيق71
4-3-3 آزمون همبستگي پيرسون به منظور بررسي فرضيات تحقيق73
4-3-4 آزمون رگرسيون خطي چندگانه80
4-3-5 آزمون تحليل واريانس فريدمن82
فصل پنجم : بررسي نتايج پژوهش
5-1 مقدمه85
5-2 بررسي نتايج پژوهش با توجه به آزمون هاي آماري85
5-2-1 بررسي نتايج پژوهش با توجه به آزمون توزيع دو جمله اي (باينوميال) 85
5-2-2 بررسي نتايج پژوهش با توجه به آزمون همبستگي پيرسون85
5-2-3 بررسي نتايج پژوهش با توجه به آزمون رگرسيون خطي چندگانه86
5-2-4 بررسي نتايج پژوهش با توجه به آزمون تحليل واريانس فريدمن86
5-3 بحث86
5-4 محدوديت هاي تحقيق86
5-5 ارائه پيشنهادات87
5-5-1 پيشنهادات بر مبناي يافته هاي تحقيق87
فهرست منابع و مآخذ88
پرسشنامه91
فهرست جداول
جدول 3-1 : جدول نمونه 384 نفري منطقه 8 به تفکيک سن و جنسيت52
جدول 3-2 مولفه ها و سوالات تحقيق53
جدول 3-3 شکل کلي و امتيازبندي سوالات پرسشنامه54
جدول 3-4 مقدار آلفاي کرونباخ مولفه هاي تحقيق56
جدول 4-1 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير جنسيت59
جدول 4-3 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير طبقه سني61
جدول 4-5 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير تأهل62
جدول 4-7 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير سطح تحصيلات64
جدول 4-9 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير وضعيت اشتغال66
جدول 4-11 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير شغل67
جدول 4-13 توزيع جامعه آماري بر حسب متغير درآمد ماهيانه69
جدول 4-15 آزمون توزيع دو جمله اي (باينوميال) به منظور بررسي مناسب بودن مولفه هاي تحقيق72
جدول 4-16 آزمون همبستگي پيرسون در خصوص فرضيه يکم74
جدول 4-17 آزمون همبستگي پيرسون در خصوص فرضيه دوم75
جدول 4-18 آزمون همبستگي پيرسون در خصوص فرضيه سوم76
جدول 4-19 آزمون همبستگي پيرسون در خصوص فرضيه چهارم77
جدول 4-20 آزمون همبستگي پيرسون در خصوص فرضيه پنجم78
جدول 4-21 آزمون همبستگي پيرسون در خصوص فرضيه ششم79
جدول 4-23 نتايج فرضيات تحقيق81
جدول 4-25 ميانگين رتبه ها در آزمون فريدمن83
فهرست نمودارها
نمودار 4-2 متغير جنسيت60
نمودار 4-4 متغير طبقه سني62
نمودار 4-6 متغير تأهل63
نمودار 4-8 متغير سطح تحصيلات65
نمودار 4-10 متغير وضعيت اشتغال66
نمودار 4-11 متغير شغل68
نمودار 4-13 متغير درآمد ماهيانه70
چکيده:
اين تحقيق در صدد بررسي نقش عملکرد پليس 110 بر نگرش هاي مردم در حوزه امنيت مي باشد.
براي سنجش امنيت از تئوري هاي کارکرد گرايي ساختاري ،نظريه اعتماد اجتماعي و نظريه کنترل اجتماعي استفاده شده.اين پژوهش داراي 6 فرضيه است که معني داري رابطه بين عملکرد پليس و اعتماد را با سه بعد امنيت(اجتماعي،مالي و جاني )مي سنجد.نوع تحقيق بر اساس هدف،کاربردي توصيفي است و واحد تحليل در اين پژوهش فرد است .
گرداوري اطلاعات به دو روش کتابخانه اي و ميداني انجام شده و ابزار سنجش پرسش نامه است،که هر کدام از سوالات پرسش نامه در رابطه با فرضيه هاي تحقيق واندازه گيري آنها در نظر گرفته شده اند.سوالات به دو دست? عمومي(جمعيت شناسي ) و سؤالات اصلي تقسيم شده.اين تحقيق به روش نمونه گيري تصادفي ساده،و در بين 384 نفر از ساکنين 18 سال به بالاي منطقه 8 تهران انجام گرفته است.
براي سنجش مولفه هاي تحقيق از مقياس ليکرت استفاده شده،و اندازه گيري قابليت اعتماد و(پايايي )از روش آلفاي کرونباخ، و با استفاده از نرم افزار اس پي اس اس انجام شده.که بدين منظور يک نمونه اوليه شامل 40 پرسش نامه پيش آزمون تهيه گرديده و با استفاده از داده هاي بدست آمده از اين پرسش نامه ميزان ضريب اعتماد محاسبه شده و نتايج نشان داده که پرسش نامه از قابليت اعتماد و پايايي لازم برخوردار است.
در اين تحقيق تجزيه و تحليل اطلاعات آماري به 2 شکل توصيفي و استنباطي انجام گرفته.در آمار توصيفي با استفاده از جداول فراواني و آمار هاي توصيفي متغيرهاي جمعيت شناسي تحليل شده.و در آمار استنباطي فرضيات تحقيق در خصوص بررسي نقش عملکرد پليس بر نگرش هاي مردم در 3 حوزه امنيت (اجتماعي،مالي،جاني )از طريق آزمون همبستگي و رگرسيون مورد بررسي قرار گرفته و همچنين رتبه بندي هريک از متغيرهاي مستقل تحقيق از طريق آزمون فريدمن صورت پذيرفته است.
نتايج نشان داده که بين هريک از مولفه هاي اعتماد و عملکرد پليس با مولفه هاي امنيت(اجتماعي،مالي،جاني) ارتباط معنا داري وجود دارد.درقسمت نتايج تحليلي با استفاده از آزمون فريدمن رتبه‌بندي هر يک از مولفه هاي مستقل، عمکرد پليس و اعتماد به پليس مورد ارزيابي قرار گرفت.و نشان داد که در ميان شهروندان اين منطقه، مولفه عملکرد پليس داراي اولويت بيشتر و مولفه اعتماد به پليس داراي اولويت کمتر است.و همچنين با استفاده از تحليل رگرسيون نشان داده شد، که در ميان متغير ها عملکرد پليس بيشترين تاثير را بر امنيت مالي دارد.
واژگان کليدي:امنيت،اعتماد،عملکرد،نگرش، مردم،پليس.

فصل اول:
کليات تحقيق

1- 1)مقدمه:
انسان در طول حيات خود تمايل داشته است همواره با آرامش خاطر وآسودگي خيال زندگي کند . بنابرشواهد ازبدو پيدايش انسانها بطور طبيعي وغريزي نياز به امنيت داشته اند و محل زندگي آنها در جايگاههاي امن مانند بالاي درختان وداخل غارها ومکان هاي سخت ويا غيرقابل دسترس بوده است . نياز به امنيت از زماني آغاز شدکه بشراز زندگي کوچ نشيني به يکجانشيني روي آورد .يعني بطور غريزي امنيت جاني ، مهمترين ويژگي رفتار انساني تلقي شد .زمانيکه افراد بشر يکجا نشين شدند وجايگاه ثابت پيدا کردند و کم کم با افزايش توليد محصولات کشاورزي روبرو شدند و انبارهايي را به انباشت محصول خود اختصاص دادند که نيازمند به مراقبت وحفاظت بود.اين در واقع اولين گام نياز به امنيت مالي مردم محسوب مي شد(مازلو،1973: 37).
به تدريج که انسانها مورد تاخت وتاز قبايل کوچ نشين قرارگرفتند وغالبأ اموال ودارائيهايشان ازجانب مهاجمان به تاراج مي رفت، وخود به عنوان برده دراين قبايل زندگي مي کردند، احساس نياز به امنيت کم کم اين فکر را در بشر بوجود آورد که گروههايي را که عموماًاز افراد قوي هيکل بودند از ميان قبيله خود انتخاب کرده. واين افراد در تمام مدت سال کاري به جز حفاظت در برابر قبايل کوچ نشين ووحشي نداشتند وحقوق ودستمزد آنان را مردم تقبل مي کردند تا اينها درمواقع اضطراري نگهبانان آنان باشند. که مي توان گفت تقسيم کاروپيدايش شغل حرفه اي از اين زمان شروع شد وبه اين ترتيب کم کم دولتها که حافظ جان ومال مردم بودند شکل گرفت ودفاع از حريم سرزميني وايجاد نظم در ميان جمع بوجود آمد. درواقع انسان ابتدا به فکر امنيت جان وبعد امنيت اجتماع محلي يا خويشاوندي افتاد.
مهمترين گام را درجهت مطالعه و پژوهش درزمينه خاص احساس و نياز به امنيت انجام داد که به عنوان يک عنصراساسي درجامعه به اين موضوع پرداخت .
ازآنجا که نياز به امنيت در سلسه مراتب نيازها در تئوري مازلودر مرحله دوم قرار دارد و اين نياز چنان براي بشر مهم تلقي شده است که بلافاصله بعد از اينکه نيازهاي اوليه و يا بنيادي خود را برآورده کرد و سرپناهي امن مهيا نمود ، بايد جايگاهش را حفظ کند و نيز احساس امنيت کند . اما همچنان که به طور تجربي با مسائل نا امني هنگام استراحت وخواب روبرو شد ، احساس نياز به محافظت شدت يافت وپايه هاي اوليه مراقبت توسط ديگران زمينه سازي شد تا اينکه به طور تجربي نيروهاي توانمند تر از افراد عادي در جامعه شناسايي شد و به صورتهاي متفاوت و با وسايل مختلف به مراقبت از افراد واموال جامعه پرداختند(منبع قبلي:( 42.

1-2) بيان مسأله:
مسأله تامين امنيت داخلي در جمهوري اسلامي ايران به موجب قانون اساسي كشور بر عهده نيروي انتظامي است ، چرا كه نياز به امنيت از قديمي ترين نيازهاي انسان به حساب مي آيد و شايد درهيچ برهه اي از تاريخ ، انسان فاقد اين نياز نبوده و براي تأمين و ارضاي آن هرگز بيكارننشسته است . با توجه به اهميتي كه موضوع فوق دارد تحقيق حاضر به دنبال تأثيرعملكرد پليس و احساس امنيت اجتماعي مردم از آن است.امنيت ، احساس آرامش و اطمينان همه جانبه است به حال و آينده به نحوي كه هيچگونه نگراني وجود نداشته باشد.
جداي از مفهوم عمومي امنيت كه مصونيت كامل در مقابل هرگونه تهاجم است و در راستاي مسئوليتهاي جمعي كليه افراد و سازمانها قرار مي گيرد . اين مفهوم داري سطوحي گوناگون است كه امنيت اجتماعي از آن جمله است كه در حد واسط امنيت فردي و ملي قرار مي گيرد و امنيت اجتماعي كه برقراري امنيت را درچارچوب گروه هاي اجتماعي و نحوه ارتباط و تعامل ميان آنها جستجو مي كند چشم انداز نويني درمورد امنيت بوده كه درآن مؤلفه هاي اجتماعي در تكوين و استقرار و استمرار آن نقش برجسته اي دارند.
پليس 110 بعنوان يك مركز كنترل ، هدايت و سازماندهي ارتباطات و عمليات ، يكي از نهادهاي نيروي انتظامي محسوب مي شود كه يك تحول بزرگ و اساسي در نظام خدمات انتظامي كشور است(محمدزاده،1381?5)?
امنيت ابعاد مختلفي چون امنيت جاني ، امنيت مالي ، امنيت شغلي، امنيت عاطفي، امنيت اخلاقي و سياسي دارد.
امنيت جاني يعني تضمين جسم و جان افراد در برابر خطرها و آسيب هايي كه مانع حيات ??مي?شود?و امنيت مالي يعني تضمين داراييهاي مردم از سرقت و دزدي ،?كه قتل ، آدم ربايي،?تصادفات ،?فحشاء ، سرقت ، مشاجرات و درگيري هاي خياباني ، توليد و پخش مواد مخدر از مهمترين اين دو بعد امنيت مي باشد(خوش فر،1379:?147).
در دنياي امروز و حتي در قرن اخير اطلاع رساني ،آگاهي دادن ، بالابردن قدرت شناخت و تشخيص مردم ازمهمترين و اساسي ترين روش هاي دولتها ، سازمانها و شركتها براي رسيدن به اهداف مختلف است .
واقعيت اين است كه مجرمين هدفهاي خود را بر اساس اطلاعاتي برآورد و انتخاب مي كنند كه اين اطلاعات اغلب از طرف مردم عادي ناديده گرفته مي شود . بسياري از اوقات ، بزهكاران از غفلت و بي توجهي مردم سوء استفاده مي كنند . عدم آگاهي مردم از قوانين و مقررات مي تواند زمينه فعاليت مجرمين و بزهكاران را بيشتر كند و با توجه به اهداف فوق الذكر و اينكه نقش پليس در زندگي مردم نقشي حياتي و مؤثراست ، ايجاد رابطه اي پويا و متقابل بين شهروندان و پليس به ايجاد محيط امن كمك زيادي مي كند. لذا بررسي نقش عملكرد پليس بر احساس امنيت مردم مي تواند در شناخت نيازهاي مردم درحوزه هاي مختلف و نقاط ضعف و قوت آن مؤثر باشد .
پژوهشگر در انتظار آن است که بداند ناامني چگونه بوجودمي آيد؟ ناامني حاصل خلأ چه مولفه هايي است؟
احساس امنيت و امنيت دو مقوله درهم تنيده ولي جدا از هم هستند. چرا كه ممكن است در جايي امنيت باشد ولي بنا به دلائلي مردم احساس امنيت نكنند و يا بالعكس . دراين تحقيق نيز برآنيم كه بدانيم جامعه آماري مورد نظر در محل زندگي خود احساس امنيت مي كنند؟ و درک و نگرش عامه مردم (پاسخگويان) نسبت به احساس امنيت و عملکرد پليس چگونه است ؟

1-3) اهميت و ضرورت انجام تحقيق :
از آنجائي كه حيات انسان از بدو تولد با محافظت و مراقبت تضمين و تأمين مي گردد ، چرا كه بيماريها وآسيب ها و خطرات محدود به دوران خاصي از زندگي نيست و در تمام مراحل زندگي وجود دارند.
نياز به شرايط بدون خطر و امن يك نياز دائمي است و پاياني ندارد . چنانچه سلسله نيازهاي مزلو، نيز حكايت همين مدعاست و مزلو نيازهاي ايمني (امنيت ، ثبات ، وابستگي ، حمايت ، رهايي از ترس ، نگراني و آشفتگي ، نياز به سازمان ، نظم ، قانون ، محدوديت ، داشتن حامي مقتدر و…..) را نخستين نياز رواني بعد از نيازهاي فيزيولوژيك مي داند كه تأمين و ارضاي بقيه نيازها يعني نيازهاي مربوط به عشق و محبت ، عزت نفس و خود شكوفايي به برآورده شدن اين نياز در انسان بستگي دارد، ارضاي نيازهاي ايمني مستلزم پايداري ، امنيت و رهايي از ترس و اضطراب است . نشانه آشكار نيازهاي ايمني درانسانها ، ترجيح آنها براي دنيايي عادي ، منظم و قابل پيش بيني است كه بتوانند روي آن حساب كنند و درآن وقايع غير قابل كنترل ، گيج كننده و يا وقايع خطرناك ديگر رخ ندهد. جامعه و محيط مناسب و تحت اداره صحيح ، معمولاً به حد كافي موجبات امنيت خاطر اعضايش را فراهم مي آورد. بنابراين به يك مفهوم واقعي اعضاي آن جامعه داراي هيچگونه نيازهاي ايمني به مفهوم (( محركهاي فعال)) نيستند. درغير اينصورت نياز به ايمني به عنوان محرك اصلي و فعال ارگانيزم تنها در موارد واقعاً اضطراري مانند جنگ ، ‌شيوع بيماري ، فجايع طبيعي ، جرم و جنايت ، از هم پاشيدگي نظام اجتماعي ، از هم پاشيدگي مراجع قدرت و اوضاع به شدت نامساعد ديده مي شود . هرگاه تهديدي در صحنه اجتماع نسبت به قانون ، نظم و حاكميت جامعه رخ دهد، ممكن است نيازهاي ايمني بسيار جنبه فوري به خود بگيرند ، بنابراين مي توان انتظار داشت كه در اكثر انسانها ، ترس از آشوب و جرم و جنايت به واپس گرايي نيازهاي متعالي و توجه به نيازهاي ايمني كه غلبه بيشتري دارند منجر شود!
همچنين طبق نظريه اريكسون ، انسان در اولين مرحله زندگي خود به طور زيستي و اجتماعي با دنياي اطراف خود ارتباط برقرار مي كند . تعامل بين فرد و محيط اطرافش تعيين كننده اين امر است كه آيا فرد دنيا (محيط پيرامون) را با نگرش اعتماد (امن) خواهد ديد يا با بي اعتمادي (نا امني ) ، به عبارت ديگر شيوه كنارآمدن سازگارانه با محيط در برابر شيوه ناسازگارانه كه درآن اگر محيط نيازهاي فرد را تأمين كند حس اعتماد و امنيت و سازگاري با محيط در او رشد مي كند و فرد ياد مي گيرد كه از مردم و موقعيت هاي اجتماعي انتظار ثبات تداوم و يكنواختي داشته باشد. اما برعكس اگر محيط طرد كننده و ناپايدار باشد نگرش بي اعتمادي و احساس ترس و اضطراب بر فرد مستولي ميشود (شولتز،1378:?53).
بنابراين امنيت در شالوده بندي حيات آدمي نقش اساسي داشته و با تمام حوزه هاي فعال زندگي سر وكاردارد و تار و پود هستي با آن در هم تنيده است . ازسوي ديگر زندگي آدمي كه هميشه در جمع و با جمع قابليت تعريف مي يابد نيازمند حراست و پاسداري از اجتماعاتي است كه تماس و ارتباط ميان افراد را فراهم مي كند . بنابراين تضمين امنيت اجتماعي انسان لازم و ضروري است ، چرا كه حيات انسان درگرو آنهاست و اختلال در ساز وكارآنان موجب ناامني و پريشاني احوال انسان خواهد بود.
با توجه به اينكه يكي از مهمترين وظايف دولتها برقراري نظم و امنيت در جامعه است و ايجاد رابطه پويا و متقابل بين پليس و شهروندان امري ضروري است و به دليل اينكه پليس در همه جوانب زندگي شهروندان نقشي حياتي و مهم دارد و هيچ شهروندي پيدا نمي شود كه در طول حيات خود به نحوي با پليس تعامل نداشته باشد . به نظر مي رسد كه بررسي نقش پليس و اثربخشي عملكرد پليس در يك جامعه مدني امري ضروري است. بنابراين انجام اين پژوهش ضروري بنظرمي رسد تا مشخص شود كه تا چه اندازه اين نهاد توانسته در انجام وظايف خود موفق باشد و به نيازهاي فوري درجامعه پاسخ مثبت دهد و همچنين ميزان احساس امنيت مردم از پليس راهگشاي برنامه ريزي هاي بعدي باشد.

1-4) اهداف تحقيق :
1- بررسي نحوه نگرش (پاسخگويان)نسبت به عملکرد پليس 110.
2- بررسي ميزان اعتماد(پاسخگويان) به نيرو هاي پليس 110 .
3- بررسي نگرش مردم به ميزان احساس امنيت اجتماعي.
4-ارائه راهکار جهت افزايش کارايي پليس 110.

1-5) تعريف مفاهيم :
1-5-1) واژه پليس:
واژه پليس به احتمال فراوان ازكلمه يونانيPOLIS?مشتق شده است ريشه اين واژه در زبانهاي لاتين و يوناني به ترتيب ?politiaبه معني حكومت و مديريت و politeia يعني شهروند مي باشد كه خود ازكلمه polis به معني شهر مشتق شده است.
تعريف نهادي : نهادي كه اساساً با حفظ نظم و اجراي نظامات ، احكام و مقررات سروكار داشته است.
تعريف عملياتي:گروهي ازكاركنان دولتي كه مقررات مربوط به آسايش، امنيت و سلامت عمومي ،كه بوسيله مقامات صلاحيت دار اتخاذ??گرديده?به?مورد?اجراميگذارند(مير شفيعيان،1365 : 87)
?ودركل سازمان پليس يك سازمان دولتي است كه وظيفه اش برقراري حفظ و امنيت عمومي و اجراي مقررات و نظارت اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرائم ،كشف و تعقيب جرم و مبارزه با بزهكار و حمايت از بزه ديده است و همانطوريكه در شعار پليس نيز محفوظ است پليس حافظ جان و مال و ناموس و شرافت مردم بر طبق قانون است .
1-5 -2)امنيت :
امنيت در زبان فارسي ازكلمه ((امن- امنا)) آمده و به معناي آرامش يافتن و نترسيدن است . در معناي مصدري به معناي آرامش يافتن و اطمينان پس از ترس است . فرهنگ معين امنيت را به معناي امين شدن ، درامان بودن و بي بيمي آورده است(معين،1382: 296) و در دايره المعارف لاروس واژه امنيت به معناي ((?وضعيتي كه شخص درآن واهمه اي ازخطر ندارد و آرامش نفساني از آن حاصل مي شود)) آورده شده است.
درزبان انگليسي نيزSecurity(امنيت) را به همين معنا يعني حالت يا احساس آزاد بودن از ترس ، بيمناكي ،خطر و يا به معناي درحفظ بودن ، فراغت از خطر يا اضطراب و تشويش تعريف مي نمايد.
و اگر بخواهيم مفهوم امنيت را با نقيض آن يعني ناامني تعريف و تبيين نماييم بايد بگوييم كه ((نا امني)) حالات يا موقعيت هايي هستند كه نظم ،‌ انسجام و آرامش را بر هم مي زنند (چلبي،1375: 39)
تعريفي كه روانشانسان از امنيت ارائه مي دهند عبارت است از يك احساس آرامش نسبي از خطر كه اين احساس وضع خوشايندي را ايجاد مي كند كه در سايه آن فرد آرامش و تعادل روحي و جسمي بدست آورد.(گنجي،1380:?52)

-انواع گونه هاي امنيت :
اساساً طبقه بندي يگانه اي از امنيت وجود ندارد . محققان بر مبناي ديدگاه خود اقدام به ارائه سنخ شناسيهاي متعددي از امنيت كرده اند .مي توان امنيت را از نظر محل استقرار و عامل بوجود آورندگانش نيز طبقه بندي كرد كه در اين صورت امنيت دو شكل دروني و بيروني خواهد داشت .
1- امنيت دروني و بيروني : امنيت دروني آن شكلي از امنيت است كه دردرون انسان استقرار مي يابد و وسيله ايجاد آن نيز خود انسان است كه از نظر فكري و ايماني به مرحله اي رسيده باشد كه با اتكاء به ايمان استوار خود نسبت به خالق هستي هيچ چيز يا هيچ پديده اي نتواند آرامش دروني او را بهم بريزد ، كه امنيت دروني درحوزه اين تحقيق نمي باشد . اما امنيت بيروني پس از آنكه در بيرون از وجود انسان مانند خانه ، محل زندگي و به طور كلي جامعه فراهم شد انسان هم احساس آرامش و آسودگي ميكند.صورت اينگونه آسودگي و آرامش كه بر اثر عوامل خارج از وجود انسان دردرون او شكل مي گيرد امنيت دروني ناميده مي شود زيرا از يك طرف در مرحله نخست خارج از انسان ايجاد مي شود و از طرف ديگر به كمك ابزار خارج از وجود انسان در درون او شكل مي گيرد .لازم به يادآوري است كه امنيت بيروني همواره منجر به پيدايش امنيت دروني نمي شود و درحقيقت زمينه و مقدمه اي براي رسيدن به اين امنيت است.بايد توجه داشت كه در اين طبقه بندي امنيت دروني مفهومي وراي مفاهيم دنيوي داشته و به نوعي با احساسات تعالي جويانه عارفانه و گسستن از تعلقات مادي ارتباط مي يابد . به عبارت ديگر امنيت دروني امنيتي است كه خواه ناخواه پايه هيچ گرفتن جهان و تعلق خاطر به حق ايجاد مي شود وآشكار است كه امنيت بيروني مي تواند زمينه هاي اوليه را براي رسيدن به چنين امنيت دروني فراهم سازد.
2- امنيت داراي دو وجه متفاوت ((عيني )) و ((ذهني)) است : وجه عيني امنيت منعكس كننده كم وكيف و نوع جرايم و آسيب هاي امنيتي و اجتماعي است و وجه ذهني آن بيانگر ميزان احساس امنيت و آرامش خاطري است كه عامه مردم در وضعيت موجود ازآن برخوردارند.به عبارت ديگر از آنجا كه تعريف امنيت و ترسيم عرصه و دامنه آن از يكسو پيوندي مستقيم و سترگ با ذهنيت و درك نخبگان و مردم يك جامعه از آسيب پذيري و تهديد داشته و از طرف ديگر متأثر از پيش فرض ها و پيش تجربه هاي آنان در مقوله هايي همچون ارزش ها ؟ مصالح و قدرت و…. است پس امنيت اساساً مقوله اي ذهني است ( تاجيك 1377).
3- امنيت داخلي و امنيت خارجي : مقصود از امنيت داخلي برقراري نظم و آرامش و ايمني دردرون سرزمين وحوزه مالكيت يك كشور است و منظور از امنيت خارجي وجود همين آرامش و ايمني و آسودگي خيال و فراغ بال و مصونيت از??خطر در خارج از سرزمين يك كشور است كه امنيت خارجي درحوزه تحقيق ما نمي باشد.
??1-5-3) احساس:

دكترفرامرز رفيع پور دركتاب خودجامعه شناسي احساس و موسيقي ،‌ مي نويسد مقصود از احساس همان مفهومي است كه درزبانهاي غربي با واژه (emotion) مشخص مي شود (رفيع پور ،1375: 9).
او?كوشش كرده است تا با تعريف برخي از احساسها نظير ناراحتي حاصل از ندانم كاري ،ترديد ،حسادات ، ترس ، غم و غرور، مشخصات احساس را تجزيه و تفكيك كند و به اين نتيجه رسيد:
1- هراحساسي در درون خود يك نوع خاص از تفكر را به عنوان يكي ازاجزاء خود دارد ( مثلاً حسادت يك ناراحتي است بر پايه اين فكركه شخص ديگري امتيازاتي به دست آورده است ).
2- اما نوع تفكردر هراحساس با نوع تفكردر احساس ديگر عموماً متفاوت است و درنتيجه همين تفاوت در نوع تفكر، براي تشخيص تفاوت احساسها كافي است ، درعين حال بايد گفت كه همه احساسها زمينه تفكري متفاوت ندارند ، مثلاً ترحم و دلسوزي .
3- هراحساسي علاوه بر زمينه تفكري يك ارزيابي مثبت و منفي از آن زمينه تفكري نيزدرخود دارد كه موجب رضايت يا نارضايتي ،خوشحالي يا ناراحتي مي گردد.
4- شدت خوشحالي يا ناراحتي از يك زمينه فكري متفاوت است و بستگي به خيلي از عوامل دارد از جمله به وضعيت فكري و جسماني شخص و همچنين به ميزان بروز آن احساس يا به قول لوين تابع شرايط فردي و محيطي است .
5- زمينه تفكري احساس خود ممكن است داراي اجزاء زيادي باشد كه برخي ازآنها موجب خوشحالي و تعدادي موجب ناراحتي شوند? ازاينجاست كه گاه رفتار دوگانه در يك شخص پيش مي آيد(همان : 29)
1-5-4) امنيت و احساس امنيت :
احساس امنيت كه درجايگاه متغير وابسته قرار مي گيرد و به لحاظ اهميت ، مهمترين متغير ما مي باشد .امنيت در مفهوم جديد آن ديگر به معناي اقتدار بي حد و مرز دولت و حاكمان به هر قيمت و وسيله اي نيست.امروزه بررسي هاي علمي نشان مي دهد كه امنيت علاوه برتحقق خارجي آن يك احساس عمومي است و به هر ميزان كه احساس امنيت عمومي در?جامعه دچار نوسان يا تغيير مي گردد امنيت نيز به همان نسبت تقويت و يا تضعيف مي شود.
?همانطوريكه گفته شد حفظ آرامش عمومي و برقراري امنيت يكي از وظايف اصلي و يا به عبارتي يكي از اولويت هاي مهم هيأت حاكمه درهرجامعه اي است . معمولاً دولت ها سعي مي كنند با هدايت خشونت طبيعي كه ممكن است در رفتار همه انسانها وجود داشته باشد با اقدامات مشروع و قانوني جلوي بزهكاري و عمليات مجرمانه را بگيرند، با اين وجود وقوع جرم و آسيب هاي اجتماعي يك واقعيت است كه براساس آمارهاي موجود ميزان ارتكاب جرايم ، درشهرها بيشتر از روستاها و در?كشورهاي توسعه يافته بيشتراز?كشورهاي درحال توسعه يا عقب مانده است. بنابراين تصور اينكه امنيت وقتي بوجود مي آيد كه جرمي صورت نگيرد ،?تصوري باطل و غيرواقعي است . واقعيت اين است كه امنيت نه يك امر واقعي بلكه يك احساس است كه اين احساس درشرايطي خاص درجامعه بوجود مي آيد ، هرچند كه درآن جامعه جرايم زيادي به وقوع مي پيوندد و يا امكان دارد كه با وجود پايين بودن آمار رسمي ميزان وقوع جرايم درجامعه اي ديگر، اين احساس بوجود نيايد. ازاين نظر با وجود اينكه دركشور ما نرخ آسيب هاي مذكور در مقايسه با كشورهاي جهان نسبت به جمعيت حتي كشورهاي اروپايي مثل آلمان ، انگلستان و فرانسه كمتر است . اما درعين حال ميزان احساس امنيت در ميان آحاد جامعه به شدت پايين است (ميرمحمدي،1379: 88).
احساس امنيت وقتي بوجود مي آيد كه جامعه(مردم)بپذيردوقانع شود كه سازمان و نهادي مشخص ،تعريف شده و قابل شناسايي براي عموم در قبال بزهكاري و آسيب هاي اجتماعي وجوددارد. وقتي كه مجرمي مرتكب جرمي مي شود كه جامعه بتواند روند مقابله با آن جرم و مجازات مجرم را پيش بيني كند و مطمئن باشد كه اين روند استثنا پذيرنيست،با سليقه تغييرنمي كند وبطور كامل اجرا مي شود طبيعي است كه احساس امنيت مي كند ولو اينكه در شرايطي چند قتل يا سرقت و…..به وقوع پيوسته باشد.به عبارت ديگر مردم زماني كه نمودهاي عيني امنيت را كه همان اجراي دقيق و كامل قوانين است در بيرون مشاهده كنند يعني دزد حتما ً‌گرفته مي شود ، مال ، جان ، ناموس آنها از تعرض مصون هستند احساس امنيت مي كنند.?
احساس امنيت همانطوركه گفته شد يك حالت رواني است كه ريشه در اقناع عمومي دارد نه يك واقعيت عيني كه به تعداد جرايم وكميت وكيفيت آنها بستگي داشته باشد .اقناع و قانع سازي فرايندي شناختي است كه تغيير حاصل از قانع سازي موجبات تغيير درساختارهاي شناختي و نظام باورها و اعتقادات فردي را فراهم مي آورد. اين ساختارشناختي و نظام باورها براي فرد چهارچوبي را فراهم مي آورند كه در مواجهه با هرپديده جديدي ، آنرا با اين چارچوب ذهني اش تطابق دهد.هرچه پديده ها و موضوعات جديد با ساختارشناختي و باورهاي فرد همخوان تر و سازگارتر باشد قانع سازي بيشتراتفاق مي افتد. برعكس وقتي كه پديده يا موضوع جديد با ساختارشناختي فرد فاصله زيادي داشته باشد نگرش منفي ايجاد و قانع سازي اتفاق نمي افتد. به عبارت ديگرازآنجا كه ساختارهاي شناختي فرد حاصل تجربيات ، تعاملات ، دانش و نمودهاي عيني يك پديده مثل امنيت كه دروني شده اند بنابر اين احساس امنيت زماني بوجود مي آيد كه نمودهاي عيني امنيت در بيرون مشاهده شود. بنابراين براي تقويت احساس امنيت درجامعه ضروري است كه مجموعه نظام قضايي و قانونگذاري از يكسو و نظام اجرايي و دولت كه مسئوليت تأمين اجتماعي شهروندان را برعهده دارد ازسوي ديگر به گونه اي برنامه ريزي و عمل كنند كه علل و زمينه هاي ناامني درجامعه محو و فرصت عمل مجرمان و بزهكاران ازآنان سلب شود.(منبع قبلي: 162).
1-5-5) نشانه هاي عدم احساس امنيت:
آبراهام مازلو روانشناس انسان گرا از اولين كساني بود كه در اين زمينه نظرات اساسي ارائه داده وچهارده نشانه براي اين احساس برشمرد كه عبارتند از :
1- احساس طرد شدن ، مورد عشق و علاقه ديگران نبودن.
2- احساس تنهايي.
3- احساس اينكه دائما در معرض خطر قرار دارد.
4- ادراك دنيا به عنوان مكاني تاريك ، خصمانه وخطرناك.
5- ديدن ديگران به عنوان افرادي بد ، شيطاني و خودخواه.
6- احساس عدم اعتماد ، حسادت و بخل.
7- بدبيني.
8- گرايش به ناخشنودي و نارضايتي ازخود و محيط.
9- احساس تنش ، فشار و كشمكش دروني توأم با خستگي و بي حوصلگي ، ناراحتي ،كابوس و بي ارادگي.
10-گرايش به عيب جويي زياد نسبت به خود.
11-احساس گناه و شرمندگي.
12-اختلال در پذيرش خود ، نياز به قدرت و مقام اجتماعي ، جاه طلبي ، پيشرفت و پرخاشگري يا بالعكس، احساس خود آزاري ، وابستگي به ديگران ، احساس بيچارگي و درماندگي و تسليم در برابر ناملايمات.
13-ميل دائمي وشديد براي يافتن امنيت به صورت هدفهاي مكرر و متغير وكاذب.
14-خودخواهي ،خودداري و فرگرايي و اشتغالات ذهني شديد و مستمر (مزلو،ترجمه رضواني،1369).
1-5-6 امنيت از ديدگاه اسلام :
امنيت و ايجاد احساس امنيت در زندگاني اجتماعي انسانها از موضوعات و مباحث اصولي اديان الهي به ويژه دين مبين اسلام است و به تعبير ديگر دومين هدف پيامبران بعد از تبشير و انذار (هشدار دادن) ايجاد امنيت و نظم عمومي از طريق رفع اختلافات بر مبناي كتاب الهي است . درآغاز مردم امت يگانه اي بودند ، آنگاه خداوند پيامبران مژده آور و هشداردهنده برانگيخت و برآن به حق كتابهاي آسماني نازل كرد تا درهرآنچه اختلاف مي ورزند ميان مردم دادرسي كند (مطهري 1374: ص 74 ) به بيان ديگر امنيت نخستين و مهمترين شرط يك زندگي سالم اجتماعي است و نيز به همين دليل سخت ترين مجازاتها در فقه اسلامي براي كساني در نظر گرفته شده است كه امنيت جامعه اي را به خطر مي افكنند (محمد بيگي 1378)
او نيز احساس امنيت را از خصايص مؤمن معرفي مي كند (( اوست خدايي كه سكينت و وقار بردلهاي مؤمنان آورد (سوره فتح آيه 4) و همچنين مداهنه با دشمن و روح سازش را منافي با امنيت مي داند .پس تو و امتت اي رسول هرگز از مردم كافري كه آيات خدا را تكذيب مي كنند پيروي مكن .كافران بسيار مايلند كه تو با آنها مداهنه و مدارا كني و معترض بتهايشان نشوي تا آنها هم به نفاق با تو مدارا كنند (سوره قلم آيت 8 و9) و تأمين امنيت را از اهداف جهاد مي شمارد و (( با كافران جهاد كنيد تا فتنه و فساد از روي زمين برطرف شود و همه را آيين خدا باشد))(سوره بقره آيه 193) و شهري كه درآن امنيت باشد از مثلهاي الگوهاي قرآني است : و خدا بر شما حكايت كرد و مثل آورد تا گوش كرده و عبرت گيريد مثل شهري چون شهرمكه كه درآن امنيت كامل حكمفرما بود و اهلش درآسايش و اطمينان زندگي مي كردند و از هرجانب روزي فراوان به آنها مي رسيد (سوره نحل آيه 112)
علاوه بر قرآن كريم ، احاديث ائمه اطهار (ع) نيز در باب امنيت راهگشا مي باشند .حضرت علي (ع) تأمين امنيت درجامعه را از انگيزه هاي قيام صالحين و اهداف عاليه امام مي داند:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

((خدايا تو مي داني آنچه از ما رفت نه بخاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنياي ناچيز خواستن زيادت ، بلكه مي خواستيم نشانه هاي دين را به جايي كه بود بنشانيم و اصلاح را در شهرهايت ظاهر گردانيم ، تا بندگان ستمديده ات را ايمني فراهم آيد و حدود ضايع مانده ات اجرا گردد . (نهج البلاغه 131) و نيز در عهد نامه مالك اشتر مي فرمايد : نيروهاي مسلح و از جمله نيروي انتظامي حصون رعيت هستند .حصن نه تنها به معني دژ كه معني نگاهدارنده و دور كننده از خطر مي باشد (نهج البلاغه نامه 53) و از اين رو است كه نيروي انتظامي نيز بايد نقشي محافظتي و رسالت حفظ نظام و ملت و هم رسالت دور كردن آنها از خطر و نيز راندن و دوركردن خطر از آنها را داشته باشد . اصولاً‌اسلام هر نوع ايجاد وحشت و هراس را در درون انسانهايي كه مرتكب خلافي نشده اند ، ظلم و تجاوزي بس بزرگ تلقي مي كند. امنيت جان و مال و عمل و حقوق و آزاديهاي مربوطه ، شخصيت و شرف و حيثيت و مسكن ، از تأكيدات اسلام است ضمن اينكه امنيت در اسلام اختصاص به صالحان و افرادي دارد كه مرتكب خلافي نشده و در مسير انجام وظيفه اند و در مقام احترام به قانون هستند و اما آنها كه در مسير خلافند و يا مرتكب بزه و جرم شده اند به دليل ماهيت عملكردشان ازحق امنيت محرومند.آنانكه ايمان به خدا آورده و ايمان خود را به ظلم وستم نيالودند در دو عالم ايمني با آنهاست.(سوره انعام آيه 82)
توجه به آيات و روايات ياد شده مي رساند كه اسلام از يك طرف وجود امنيت را در داخل بلاد اسلامي و حتي براي فرد مسلمان ضروري مي داند و از سوي ديگر به جنبه خارجي امنيت در سرزمين هاي اسلامي توجه دارد و در همين راستاست كه مسلمانان را از مداخله و سازش با دشمن برحذر مي دارد و در عين حال به انعقاد پيمانهاي صلح عادلانه با دشمن تأكيد مي نمايد.
از ديدگاه اسلام حفظ و تأمين امنيت از وظايف حكوت اسلامي است بطوريكه حضرت علي (ع) وظيف حكومت را سه چيز اعلام مي دارد :1- اصلاح اهل 2- عمران بلاد 3- حفظ ثغور
اصلاح اهل ،يعني ترقي وتعالي انسانها ونسلهاي آدمي و تكامل استعدادهاي نهفته درهرانسان در زمره اين وظيفه مي باشد . عمران بلاد نيز توسعه و ترقي عمدتاً مادي سرزمين اسلامي را مورد توجه قرار مي دهد.سومين وظيفه حكومت كه دراينجا مورد نظر است ،حفظ ثغور يعني مرزهاي كشور است .
با توجه به مضمون روايات فوق ، درحقيقت روابط بين المللي وسيله اي درتحكيم و حفظ ثغور سرزمين است و مسئولين بخشهاي ديگر اجرايي در اصلاح اهل و عمران بلاد مسئوليت خود بايد همگام با برنامه ، فقط شئون و ثغور بين المللي كشور اسلامي را ايفاد نمايند.

1-6) سؤالات تحقيق:
1- آيا با توجه به نگرش مردم منطقه 8?تهران بين عملکرد پليس واحساس امنيت اجتماعي رابطه مثبت معناداري وجود دارد؟
2- آيا با توجه به نگرش مردم منطقه 8 تهران بين علکرد پليس واحساس امنيت مالي رابطه مثبت معناداري وجود دارد؟
3- آيا با توجه به نگرش مردم منطقه8 تهران بين عملکرد پليس واحساس امنيت جاني رابطه مثبت معناداري وجود دارد؟
4- آيا با توجه به نگرش مردم منطقه 8 تهران بين اعتماد به پليس واحساس امنيت اجتماعي رابطه مثبت معناداري وجود دارد؟
5- آيا با توجه به نگرش مردم منطقه 8 تهران بين اعتماد به پليس و احساس امنيت مالي رابطه مثبت معناداري وجود دارد؟
6- آيا با توجه به نگرش مردم منطقه 8 تهران بين اعتماد به پليس و احساس امنيت جاني رابطه مثبت معناداري وجود دارد؟

فصل 2
مباني نظري و تجربي تحقيق


پاسخ دهید