2-1-4 حيوانات ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….44
2-2 روش ها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………44
2-2-1 روش عصاره گيري (تهيه عصاره اتانلي گياه) ……………………………………………………………………………………………..44
2-2-2 روش تهيه محلول تزريقي از عصاره گياه(بخش اول پژوهش)……………………………………………………………………….44
2-2-3 روش انجام آزمايش(بخش دوم پژوهش)…………………………………………………………………………………………………….45
2-2-4 شاخصهاي مورد سنجش…………………………………………………………………………………………………………………………46
2-2-5 روش محاسبه آماري- تجزيه وتحليل آماري………………………………………………………………………………………………..47
فصل سوم: نتايج ونمودارها
3-1 نتايج آزمون آماري بخش اول پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….49
3-1-1 نتايج حاصل از مقايسه گروه کنترل وشم(باتويين5%)……………………………………………………………………………………49
3-1-2 نتايج حاصل از مقايسه گروه کنترل وشم(باتويين1%)……………………………………………………………………………………56
3-2 نتايج آزمون آماري بخش دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………………………63
3-2-1نتايج حاصل از مقايسه گروههاي مختلف آزمايشي……………………………………………………………………………………….63
فصل چهارم: بحث و نتيجه گيري
4-1 بحث ونتيجه گيري نهايي پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………71
4-2 نتيجه گيري کلي………………………………………………………………………………………………………………………………………….76
4-3پيشنهادات ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….76
منابع…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………77
فهرست جداول
جدول1-1 مشخصات کمک حلال پلي سوربات 20……………………………………………………………………………………………….32
جدول2-1 خلاصه اي از روش انجام آزمايش…………………………………………………………………………………………………………45
جدول 3-1درصد مرگ ومير بين گروه هاي دريافت کننده سالين وتويين5% درمقايسه باگروه کنترل………………………………51
جدول3-2: درصد مرگ ومير بين گروه هاي دريافت کننده سالين وتويين1% درمقايسه باگروه کنترل……………………………..56
جدول3-3: درصد مرگ ومير بين گروه ها ي دريافت کننده عصاره درمقايسه باگروه شم……………………………………………..64
فهرست شکل ها
شکل1-1 کمپلکس سوزني موجي(Spike-waves)……………………………………………………………………………………………………….. 15
شکل 1-2 گياه درمنه کوهي در فصل رويشي (انبان کوه دامغان خرداد1390……………………………………………………………..37
شکل 1-3 گياه درمنه کوهي در فصل زايشي ………………………………………………………………………………………………………..37
شکل 2-1 : مواد ، وسايل ودستگاه ها………………………………………………………………………………………………………………….43
شکل 2-2: روش تزريق درون صفاقي………………………………………………………………………………………………………………….46
فهرست نمودارها
نمودار3-1 مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله اول تشنج در گروهشم(تويين 5%) نسبت به گروه کنترل…………50
نمودار3-2: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله دوم تشنج در گروهشم(تويين 5%) نسبت به گروه کنترل………51
نمودار3-3:مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله پنجم تشنج در گروهشم(تويين 5%) نسبت به گروه کنترل………52
نمودار3-4: مقايسه ميانگين تعداد ورود به مرحله 5تشنج در گروهشم(تويين 5%) نسبت به گروه کنترل…………………………53
نمودار3-5: مقايسهي ميانگين امتياز تشنجي در گروهشم(تويين5%)نسبت به گروه کنترل……………………………………………….54
نمودار3-6: مقايسهي ميانگين مدت زمان دوام تشنج در گروهشم(تويين 5%) نسبت به گروه کنترل………………………………..55
نمودار3-7: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله اول تشنج در گروهشم(تويين1%)نسبت به گروه کنترل………..57
نمودار3-8: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله دوم تشنج در گروهشم(تويين1%) نسبت به گروه کنترل……….58
نمودار3-9: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله پنجم تشنج در گروهشم(تويين1%) نسبت به گروه کنترل……..59
نمودار3-10: مقايسهي ميانگين تعداد ورود به مرحله5 تشنج در گروهشم (تويين1%) نسبت به گروه کنترل…………………..60
نمودار3-11: مقايسهي ميانگين امتياز تشنجي در گروهشم(تويين1%) نسبت به گروه کنترل ……………………………………….61
نمودار3-12: مقايسهي ميانگين مدت زمان دوام تشنج در گروهشم(تويين1%) نسبت به گروه کنترل…………………………….62
نمودار3-13: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله اول تشنج در گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شم………..65
نمودار 3-14: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله دوم تشنج در گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شم……….66
نمودار3-15: مقايسهي ميانگين زمان لازم براي شروع مرحله پنجم تشنج در گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شم………67
نمودار 3-16: مقايسهي ميانگين تعداد ورود به مرحله5 تشنج در گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شم………………………68
نمودار 3-17:مقايسهي ميانگين امتياز تشنجي در گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شم……………………………………………..69
چکيده
گونه هاي مختلف جنس درمنه به عنوان دارو دردرمان برخي از بيماري هادربررسي هاي فيزيولوژيک وفارماکولوژيک به کار مي رود .با توجه به اين که گونه درمنه کوهي داراي مقادير زيادي اسانس ازگروه ترپنوئيدخصوصا” لاکتون هاي سزکويي ترپن وکتون هاي مونوترپن با طيف وسيعي از فعاليت هاي بيولوژيک مي باشد ، مي تواندبرخي ازعملکرد هاي فيزيولوژيک بدن راتحت اثرقراردهد. دراين تحقيق اثر عصاره الکلي درمنه کوهي بر تشنج ناشي ازپنتيلن تترازول موردبررسي قرار گرفته است.
در اين مطالعه از موش هاي سوري نرنژاد NMRI با وزن22-28گرم استفاده شد.حيوانات به سه گروه تقسيم شدند:1)گروه کنترل که مورد تزريق داخل صفاقي سالين قرار گرفتند.2)به گروه شم سالين وکمک حلال تويين20(1%)تزريق گرديد.3)گروه آزمايش که شامل سه زيرگروه بود. دراين زير گروهها موشها دوزهاي mg/kg5/7، 25/6، 5 عصاره گياه به همراه کمک حلال Tween20 (1%) و سالين دريافت کردند. روش القاء صرع به اين ترتيب بودکه 20 دقيقه پس ازتزريق درون صفاقي مقاديرفوق، کليه گروه ها به ميزانmg/kg80 پنتيلن تترازول نيز به همين روش دريافت کردند. نشانههاي تشنجي طي مدت 20 دقيقه مورد ارزيابي قرارگرفتند. داده هاي حاصل از بخش اول پژوهش توسط آزمون تست T ((T-test مورد تجزيه و تحليل آماري قرارگرفتند. مقايسه آماري نشان دادکه کمک حلال تويين 20(5%)شروع مراحل 1و2رابه طور معني داري به تاخير انداخت(P<0.01) وهمچنين شروع مرحله 5را نيزبه طور معني داري به تاخير انداخت(P<0.05) وتعدادورودبه مرحله5 تشنج را به طور معني داري کاهش داد(P<0.01)ولي باتوجه به اين که امتيازتشنجي راکاهش داد، اثر معني داري روي آن نداشت وازطرفي باعث افزايش معني داردوام تشنج ياطول تشنج گرديد(P<0.05) ودرصد مرگ ومير کاهش پيدا کرد. بنابراين باکاهش ميزان کمک حلال تا1% اثرمعني داري بر تشنج مشاهده نشد. داده هاي حاصل از بخش دوم پژوهش توسط آناليز واريانس يک طرفه (onewayANOVA) مورد تجزيه و تحليل آماري قرارگرفتند ومقايسه آماري نشان داد که عصاره درمنه کوهي دردوز 5/7ميلي گرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن به طورمعني داري زمان لازم براي شروع مرحله 2و 5 را با (P<0. 05) تسريع کرد و در همين دوز امتياز تشنجي را به طور معني داري در مقايسه با گروه شم با (P<0. 01) و با گروه دريافت کننده عصاره با دوز5 ميلي گرم با (P<0. 05) افزايش داد. همچنين دوزهاي25/6 با (P<0. 05) و 5/7 با (P<0. 01) به طور معني داري ورود به مرحله5 را افزايش دادند. از طرفي ميزان مرگ ومير به طور وابسته به دوز افزايش پيدا کرد.
بررسي نتايج حاصل ازاين پژوهش نشان دادکه ميزان غلظت کمک حلال تويين20مي تواند برتشنج ناشي از PTZ اثرگذارباشدو اين يافته ها مي تواند انتخاب غلظت حامل ها vehicle))رابراي استفاده درترکيب باداروهاي مورد آزمايش يافاکتورهاي تستي آسان کند وهمچنين عصاره الکلي گياه درمنه کوهي درفصل رويشي مي تواند تشنج ناشي ازپنتيلن تترازول را به طور وابسته به دوز وزمان افزايش دهد.به نظر مي رسد،وجود برخي موادمثل سانتونين که جزولاکتون هاي سزکويي ترپن مي باشد ويا وجودبرخي مونوترپن هاي کتوني مثل کامفوروسينئول(باکاهش آزادي کاتکولامين ها ازطريق مهارغيررقابتي گيرنده هاي استيل کوليني)موجب اين امر مي شوند.
واژه هاي کليدي:تشنج،صرع ،پنتيلن تترازول،درمنه کوهي، 20 tween،seizure,ptz,epilepcy ,Gaba ,Ach reseptor ,artemisia ucheri,santonin,cineol,camphor,mice
مقدمه
صرع، يکي ازشايع ترين اختلالات عصبي بعد از سکتهي مغزي است که به وسيله حملات تشنجي وتخليه بيش از حدوموقت نورون ها يا فعاليت الکتريکي غير طبيعي مغز تشخيص داده مي شود. (Lucindo J. et al, 2010,Xian-Yu Sun et al ,2010) تشنج يکي از نشانه هاي بيماري صرع است ولي نخستين حمله نمي تواند بيانگر بيماري صرع باشد، بلکه اين بيماري به وسيله حملات متناوب،ناگهاني،زودگذروعودکننده همراه است که معمولا”سطح هوشياري رانيزدچاراختلال مي کند ،باتوجه به مطالعات اپيدميولوژيک بيش از50-60ميليون نفردرجهان دچار صرع هستند(كاتزونگ، ب. ،فتحاللهي، ع. ،1380 ، كاپلان، ه. ، رفيعي، ح. ، 1379، ارضي،ا. ،گله دار،ف.،1370، Lucindo J. et al, 2010,Xian-Yu Sun et al ,2010).حملات صرعي ممکن است درهمه ي سنين،همه ي نژادهاوهر دوجنس بروزکند(ارضي.ا و گله دار.ف،1370). ميزان وقوع حملات صرعي در سالهاي اوليه زندگي بيش از هر زمان ديگري است. تقريباً در 80 درصد از بيماران،شروع حملات قبل از سن 20 سالگي است(ارضي.ا و گله دار.ف،1370). اگر چه با درمان استاندارد در 80 درصد موارد ميتوان حملات تشنج را کنترل کرد,ميليونها نفر (500 هزار نفر در ايالات متحده) صرع کنترل نشده دارند. (كاتزونگ، ب. ،فتحاللهي، ع. ،1380) علل زيادي براي بيماريهاي صرعي وجود دارد که با توجه به گوناگوني انواع آن، ممكن است مكانيسم ايجاد كننده هر کدام متفاوت باشد، از جمله آن علل ميتوان به بيماريهاي عصبي گوناگون، عفونت، تومور، ضربه فيزيكي، بيماريهاي مادرزادي، تب، عوامل سمي و عوامل متابوليك اشاره كرد.( Holtman L. et al, 2009) در مواردي كه علل مشخص براي حملات صرعي پيدا نكنيم، واژه صرع ايديوپاتيك (Idiopatic) يا اوليه را به كار ميبريم. (سلطان زاده ا.، 1383) سيكلواكسيژنازها (آنزيم سنتز کننده پروستاگلاندينها) به دليل ايفاي نقش مهم در اختلالات و بيماريهاي عصبي، ممكن است نقش ويژهاي در بيماريزايي صرع داشته باشند. نوروترانسميترهاي مختلفي، بويژه GABA و گلوتامات نقشي كليدي در پاتولوژي صرع دارند. (Hille, B.,1992)
باوجودگسترش درزمينه داروهاي ضدتشنج جديد هنوز بيماري صرع به طور کامل درمان نشده است(Lucindo J. et al, 2010)تقريبا95درصدازداروهاي رايج وقابل دسترس جهت درمان صرع قبل از1985موردآزمايش قرارگرفت ودر60-70درصدازبيماران تشنج به طوررضايت بخشي کنترل شد(Xian-Yu Sun et al,2010)ولي درحال حاضرحدود3/1ازبيماران پاسخ خوبي به درمان هاي رايج فعلي نمي دهند،حتي اگرچندين دارو به طورمکمل استفاده شود.علاوه براين بيش از50درضد ازبيماران مبتلا به صرع عوارض جانبي نامطلوبي درحين درمان باداروهاي ضدصرع ازخودنشان مي دهندکه زندگي آن هاراتهديد مي کند(Lucindo J. Quintans-J?nior et al, 2010)اين عوارض عبارتند از خواب آلودگي، آتاکسي (ناهماهنگي حرکتي)، اختلال دستگاه معدي- رودهاي، سميت کبدي و مگالوبلاستيک(بزرگ شدن غير طبيعي گلبولهاي قرمز خون) و آنمي يا کم خوني.
به همين جهت هنوز براي دسترسي به داروهاي ضد صرع موثرتر وباعوارض جانبي کمترتحقيقات دراين زمينه ادامه دارد.طب سنتي وگياهان دارويي به عنوان منبع مناسبي جهت دستيابي به داروهاي بهتر مورد توجه مي باشند. (پور غلامي م. وهمکارانش، 1376 Schwabe K. et al,2004, ، Cilani A.H. et al 2000,). گياهان دارويي نعمت طبيعي هستند که به بشر داده شده تا از بيماري رها شده وزندگي سالمي داشته باشد.آن ها نقش اساسي براي حفظ تندرستي ما بازي مي کنندوبه نظر مي رسدکه دردرمان بيماري هاي مختلف بسيارمطمئن تر باشند(Bora KS, Sharma A., 2011). البته بايد دقت داشت که گياهان دارويي اين پتانسيل را دارد که توليد داروهاي مضر کند استفاده از گياهان دارويي به دليل انتشار وسيعي که دارند و بهراحتي در دسترس ميباشند پتانسيل عوارض جانبي را در جمعيت افراد مبتلا به صرع افزايش ميدهد. پس گياهان آرامبخش ممکن است که پتانسيل داروهاي ضد تشنج را داشته باشند و موجب افزايش اثرات تسکين دهندگي و رواني شوند ولي آنها نبايد به جاي داروهاي ضد تشنج استفاده شود چون اثر بخشي و سودمندي آنها ثابت نشده است .(Marcello Spinella, Ph.D.,2001)
همچنين با توجه به اين که برخي ازعصاره هاي گياهي داخل آب يا سالين به عنوان يک ترکيب بي ضرر حل نمي شوندوجهت بررسي اثر آن ها بايد از کمک حلال ها ي بي اثر استفاده کردوازطرفي اين کمک حلال ها در داروسازي وصنايع غذايي نيز کاربرد دارندوممکن است استفاده از آن هادر دوز هاي خاص سبب ايجاد اثرات جانبي گردد.بنابراين تحقيق درجهت شناخت اثرات اين حامل ها بررفتار و يافتن غلظت بي ضرر اين ترکيبات، انتخاب غلظت کمک حلال ها(vehicle)رابراي استفاده درترکيب باداروها ياعصاره هاي مورد آزمايش يافاکتورهاي تستي ديگرمشخص مي کند.( Carl A. Castro et al,1995)
لذااين پژوهش به منظور بررسي اثرعصاره الکلي درمنه کوهي برتشنج ناشي ازپنتيلن تترازول به انجام رسيده است.

فصل اول
کليات تحقيق
1-1 تعريف واژهها
Convulsion ( تشنج) :
تشنج به حملاتي اطلاق ميگردد كه معمولاً با حركات بدني شديد به صورت تونيك يا كلونيك يا هر دو همراه است و ممكن است در يك اندام (focal) يا همه اعضا (generalized) ديده شود كه بهترين نمونه آن صرع بزرگ (گرندمال) ميباشد.
Seizure يا حمله :
Seizure يك واژه كلي است كه به وقوع حمله ناگهاني يك بيماري گفته ميشود ولي در نورولوژي براي هر گونه حمله صرعي با تشنج يا بدون تشنج بكار ميرود، ممكن است هوشياري بيمار طبيعي يا مختل باشد.
صرع epilepsy :
يعني بروز دشارژهاي الكتريكي غيرطبيعي و گاهگاهي (paroxysmal) از نورونها (ياختههاي مغز) كه به يكي يا آميزهاي از حالات باليني منجر ميگردد.
از دست دادن هوشياري، حركات تشنجي اندامها، مات شدن، اختلالات دستگاه خودكار، ادراك حسي غيرطبيعي، رفتار غيرعادي و نشانههاي گوناگون ديگر.
پيدايش هر يك از علائم بالا به كانون آسيب در مغز و جاي تخليه امواج صرعي بستگي دارد.
در اصطلاح نورولوژي صرع به حملات تكرار شوندهاي گفته ميشود كه از ديدگاه باليني نماهاي گوناگوني پيدا ميكنند. (سلطان زاده ا.، 1383)
تونيك tonic :
حالت تونيك يعني اندامها در يك وضعيت كشيده وسخت قرار گيرند( extension rigidity) ومعمولاً كمتر از يكي دو دقيقه در آن موقعيت باقي بمانند. بروز صرع ممكن است تنها به شكل تونيك باشد. (سلطان زاده ا.، 1383 Fauci AS.,1998, )
كلونيك clonic :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در تشنج كلونيك يكي يا همه اندامها دچار حركات لرزشي پيدرپي و غير ارادي ميشود و بيمار مرتباً دست و پا ميزند. ( مانند گوسفند سربريده) در موش اين حمله مي‌تواند همراه با حالتي مرسوم به “دويدن وحشيانه” باشد (Gower AJ, Noyer MV, Gobert J, Walfert E.,1995)
پرشهاي ميوكلونيك (myoclonic jerks ) :
پرشهاي سريع ناگهاني و غيرطبيعي اندامها ميباشند كه به دليل انقباض سريع عضلات بويژه ماهيچههاي خم كننده بروز مينمايند. علت آن دشارژهاي صرعي است كه از قشر يا ساقه مغز صادر ميشود.
پيش درآمد (Aura) :
Aura به نشانههاي عصبي ميگويند كه بيمار معمولاً چند ثانيه پيش از پيدايش حمله تشنج احساس مي كند. Aura يك نوع صرع focal بهشمار ميآيد كه در حقيقت براي مشخص نمودن كانون صرعي در مغز اهميت دارد. پيش درآمد (Aura) به اشكال گوناگوني مثل سرگيجه، احساس بوي بد در دهان يا بيني و احساس چشايي نامطبوع بيان ميگردد.( سلطان زاده ا.، 1383)
نشانههاي اخطار دهنده (premonitory symptoms) :
برخي بيماران مبتلا به صرع چند روز پيش از حمله، حالات ويژهاي دارند كه هشدار دهنده بروز صرع در آنها ميباشد. اين نشانهها ممكن است به صورت عصبي شدن، احساس خوشي، خستگي و يا ميل به خوردن غذايي خاص باشد. تفاوت اين حالات با پيش درآمد ( Aura) در طولاني بودن آنهاست.
دوره پس از حمله postictal phase :
اين دوره به دنبال پايان يافتن حمله صرعي آغاز ميشود و طي آن بيمار ممكن است حالت سرگيجه و
منگي داشته باشد و نوار مغز او كندي (Slowing) نشان دهد. اگر بيمار حمله گرندمال كرده باشد، در اين دوره از سردرد و كوفتگي اندامها شاكي خواهد بود.
مرحله بين حملات (interictal phase) :
فاصله زماني بين دو حمله پي در پي را كه ممكن است از چند ساعت تا چندين روز باشد، مرحلهي interictal ميگويند. هر چه اين دوره كوتاهتر باشد، پيش آگاهي بدتر و نشانه كنترل نامناسب صرع است.
فلج پس از حمله todd’s paralysis :
اگر كانون صرعي در قشر حركتي مخ باشد، گاهي پس از پايان حمله اندامي كه حركات تشنجي داشته است به مدت كمتر از 24 ساعت فلج موقتي بنام ” فلج تاد” پيدا ميكند.( سلطان زاده ا.، 1383)
صرع كانوني (partial or focal epilepsy) :
چنانچه با شواهد باليني يا نوار مغز، كانوني كه حمله صرع از آن منشأ ميگيرد مشخص گردد، به آن صرع كانوني يا focal گفته ميشود؛ مانند صرع لب گيجگاهي. در اين حالت اگر حمله موضعي باقي بماند، واژه كانوني ساده ( Simple focal seizure) و چنانچه به دنبال آن اختلال هوشياري نيز بروز كند اصطلاح كانوني مركب (Complex focal seizure) به كار ميرود.
صرع فراگير اوليه ((Primery Generalized Epilepsy :
در اين گونه صرع بدون هيچ علامت قبلي و بدون شواهدي از كانوني بودن، بيمار به طور ناگهاني هوشياري خود را از دست ميدهد يا لحظهاي مات ميشود ( Petit mal) يا به صرع بزرگ (گرندمال) دچار ميگردد و يا حركات پرشي سريع و قرينه در اندامهاي او پديد ميآيد.( myoclonic jerks )
اتوماتيسم (Automatism) :
اتوماتيسم حركاتي كم و بيش هماهنگ است كه بيمار به صورت غيرارادي و خودكار آنها را انجام مي دهد؛ مثلاً پياپي لبهايش را زبان ميزند و يا ملچ ملچ ميكند. بيمار هنگام اتوماتيسم به‌‌ آنچه انجام مي دهد آگاه نيست. پس از آن نيز چيزي از كار انجام شده به ياد نميآورد.( سلطان زاده ا.، 1383)
1-2 تشنج چيست؟
تشنج يک رويداد نهايي اختلال عملکرد مغزي و ناشي از تخليه غير طبيعي نورونهاي مغزي ميباشد که اغلب در يک منطقه شروع ميشود و به ساير نقاط گسترش مييابد(حيدري م. وهمکاران،1384). يک تشنج زماني رخ ميدهد که يک عدم تعادل ناگهاني بين ورودي هاي تحريکي و مهاري به يک شبکه از نورونها صورت گرفته که منجر به تحريک پذيري بالا ميگردد.( Gisele Zapata-Sudo et al,2010) حملات تشنجي مي تواندعلت هاي مختلفي داشته باشد بنابراين هميشه درنخستين حمله به ويژه تشنجات حرکتيmotor seizure))علل مهمي مانندمننژيت،کمبودکلسيم خون،هيپوگليسمي،هيپوپاراتيروئيدي وآسيبهاي فراگيرمغز(بويژه درافرادبالاتراز25سال)بايددرنظر گرفته شود.عکس اين مسئله نيزوجوددارديعني بسياري اوقات باافرادي روبرومي شويم که صرع ندارندولي به غلط باعنوان اين بيماري درمان مي گردند.نمونه آن برخي مبتلايان به هيستري وهيپوگليسمي مي باشند. با توجه به مسائل بالا برخورد درست با بيماري كه به عنوان صرع مراجعه ميكند به تجربه، تخصص و دقت ويژهاي نياز دارد تا بتواند مشكلات اين بيماران را مرتفع سازد.[ سلطان زاده ا.، 1383]حمله تشنج ممکن است شامل اين موارد باشد:
افت سطح هوشياري
لرزش وتکانهاي ناگهاني عضلات
سفت شدن وياشل شدن ناگهاني عضلات بدن
ادراک واحساس غيرطبيعي
1- 3 صرع چيست؟
صرع شامل گروهي ازاختلالات است که به علت فعاليت الکتريکي غير طبيعي مغز ايجاد شده و با تغييرات مزمن عود کننده و ناگهاني فونکسيون عصبي مشخص ميشود(ارضي.ا،گله دار.ف،1370، آقاخاني،دارا،م،1991، دانش،ف،1367).حملات صرعي ممکن است به شکل تشنج يافونکسيون هاي عصبي ديگر(حسي,شناختي وعاطفي)تظاهر نمايند,ازدياد تحريکات برخلاف پديده مهارکننده, تمايل داردخودراازمحدوديت موضعي خارج کرده وبه نقاط ديگرانتشار يابد(آقاخاني، دارا، م، 1991 Hopkins, A,Appleton R,1996)عواملي که تحريکات نوروني را تشديد ميکنند و دپولاريزاسيون نوروني را بالاتر مي برند، عبارتند از کمبود اکسيژن، کمبود گلوگز خون، کمبود کلسيم، آلکالوز خوني، احتباس مايعات در بدن، کمبود خواب و بعضي از داروها و بالعکس عواملي چون اسيدوز خوني، کاهش مايعات بدن، افزايش کلسيم خون و کاربرد بعضي از داروها موجب کاهش تحريک پذيري مي گردند (دانش،ف،1367) از مشخصات دشارژهاي اِپيلِپتيک, دامنهي بالا و فرکانس تند و ظهور ناگهاني و تند امواجي است که دامنهنوسان آنها بهسرعت بالا ميرود. اين امواج داراي ريتم معيّن و همزماني غيرطبيعي ميباشند؛ شکل اين امواج کاملاً با شکل فعّاليّت پايه، متفاوت بوده و Gibbs و Lenox آنها را Seizure Pattern مينامند. علّت بهوجودآمدن اين امواج, دِشارژهاي ناگهاني و غيرطبيعي گروهي از نوُرونهاي مغزي ميباشد. اين دِشارژها, توسّط راههاي Projection يا Association و بالاخره ارتباطات سيناپسي, از گروهي از نوُرونها به گروههاي ديگر انتشارپيداکرده و باعث تحريک نوُرونهاي جديد گرديده و در قسمتي از بدن و يا در تمام بدن ايجاد حرکات تشنّجي و در برخي موارد ايجاد اختلالات آگاهي يا عدم آگاهي مي نمايد. Yung و Tonnies علّت بهوجودآمدن و انتشار اين امواج را, اختلال در مهارکنندهها و يا ترمزکنندههاي مغز دانسته, که بهطور طبيعي, عملِ اين مهارکنندهها، باعث عدم انتشار اين دشارژها ميشود. بروز اختلال در اين مهارکنندهها, باعث ميشود که دشارژهاي اِپيلِپتيک از قسمتي به قسمتهاي ديگر راهيابند و ايجاد تشنّج يا اختلال آگاهي نمايند. به عبارت ديگر , اين دانشمندان , اِپيلِپسي را يک اختلال در Regulation مغز دانستهاند و نه يک مرض(صدر نبوي، ر. ، 1375). اين بيماري به يكي يا آميزهاي از حالات باليني زيرمنجر ميگردد. از دست دادن هوشياري، حركات تشنجي اندامها، مات شدن، اختلالات دستگاه خودكار، ادراك حسي غيرطبيعي، رفتار غيرعادي و نشانههاي گوناگون ديگر.
پيدايش هر يك از علائم بالا به كانون آسيب در مغز و جاي تخليه امواج صرعي بستگي دارد.( سلطان زاده ا.، 1383)
1-4 تاريخچه صرع
صرع يكي از عموميترين مشكلات نورولوژيكي جهان در تمام اعصار بوده است. در انجيل به درمان صرع با خارج كردن ارواح خبيثه از تن اشاره شده است. (ارضي.ا،گله دار.ف،1370) قدمت بيماري صرع به عصر حجر بر مي گردد. در تمدن قديم بهخصوص در بينالنهرين و بابل اين بيماري كاملاً شناخته شده بوده است (سلطان زاده ا.، 1383) قديميترين مدرك بيماري اعصاب بر روي پاپيروسي از مصر باستان مربوط به 3500 سال قبل از ميلاد مسيح ثبت شد كه در آن اطلاعاتي راجع به ضربههاي مغزي و مننژيت و تشنج جلب نظر ميكند. (نقدي وند، ك.، 1372) ريشه كلمه epilepsy از واژه يوناني epilepsia به معني حمله كردن يا مورد حمله قرار گرفتن مي باشد. اين عارضه در زمان يونان باستان شناخته شده است. در قرون 16 و 17، صرع را به ماوراء الطبيعه نسبت ميدادند و انسان مبتلا به صرع را به شياطين و اجنه مرتبط ميدانستند. آنان معتقد بودند كه اين تجلي يكي از خدايان است كه ميتواند سبب سقوط بيمار روي زمين و تكانهاي شديد وي شود و بعد از مرگ كامل بيمار، مجدداً وي را زنده كند. بقراط اولين كسي بود كه با اين نظريه مخالفت كرد. اين پزشك يوناني در حدود 2450 سال قبل معتقد بود كه صرع عبارت است از اختلال عمل مغز. طي 2000 سال بعد، نظريههاي خرافي ديگري هم در مورد علت اين بيماري شكل گرفت. در نگرش اول: اعتقاد بر اين بود كه بيماري به علت نفوذ ارواج خبيث و شيطاني به بدن افراد بروز ميكند. به همين دليل براي بيرون راندن ارواج خبيث از جسم بيماران سعي ميكردند به روشهاي خشونت باري متوسل شوند كه بسياري از مواقع صدمات جسمي و حتي مرگ بيمار ميشد.
در نگرش دوم كه جالينوس از مدافعان آن بود، تصور ميشد كه به دليل بروز لخته وآماس در عروق دست و پا، اين بيماري شروع ميشود به همين دليل دست يا پاي بيماران را در هنگام حمله محكم ميبستند تا جريان خون آن قطع شود و بيمار بهبود يابد. حتي گاهي اوقات يكي از اندامهاي بيمار را كه تشنج از آنجا شروع ميشد، قطع ميكردند.
اگر حمله تشنجي از يك اندام شروع نميشد، جمجمه بيمار را ميشكافتند و سعي ميكردند تا لخته را خارج كنند. تا حدود 100 سال پيش، درمانهاي گوناگوني كه براي صرع معرفي ميشدند هيچ كدام مؤثر نبودند و بيشتر جنبه خرافي داشتند و خرافات باعث شده بود تا واقعيات و حقايق هويدا نشود.
در سال 1037-980 ميلادي ابوعلي حسين بن عبدالله بن سينا علامه نابغه و مولف كتب بيشماري از جمله مهمترين اثر پزشكي او ” قانون طب ” اظهارات ارزشمندي در مورد بيماري مغز و اعصاب و تشريح آناتومي سيستم اعصاب مركزي و محيطي و درمانهاي مغزي بويژه صرع، سردردها، سكتهها و نيز اثرات اعمال عاليه مغز در حافظه، تفكر، تصور و انديشه بيانات ارزشمندي را ارائه داده است. ابن سينا براي توجيه پاتولوژي بعضي از انواع صرع، با فرضيه بيوشيميايي خود، از طبايع چهارگانه سودا، صفرا، خون و بلغم مدد ميگيرد و در كتاب قانون مينويسد: در صرع كه از مغز منشأ ميگيرد حتماً بايد از مواردي باشد كه عبارتند از : خون زياد، بلغم، سودا و صفرا. اگر ماده خون مايل به مزاج سودايي و بلغمي باشد در بسياري از حالات سبب صرع ميگردد. ليكن علت اساسي براي صرع، اكثراً رطوبت خالص يا رطوبت مايل به سودايي است.( نقدي وند، ك.، 1372)
تعداد كثيري از افراد نامي جهان همچون الكساندر كبير، ژوليوس سزار، ناپلئون داستايوفسكي، ون گوك كه هر كدام داراي قويترين زمينه هاي فكري و عملي در زمان خود بوده اند مبتلا به صرع بودهاند. (حيدري، م، رازبان،ف،1383) صرعشناسي نوين بوسيله هرلينك جانسون با انتشار مقالهاش تحت عنوان “صرع” در سال 1890 شروع شد و بوسيله افرادي ديگر jasper و همكارانش به نحو بهتري seizure پيريزي گرديد. كشف الكتروسفالوگرافي در سال 1929 بوسيله Berger ديدگاه جديدي در مورد صرع و درمان آن در مقابل ما قرار دادند.( سليماني، د.، 1370)
ولي به طور کلي تاريخچه بيماري صرع از لحاظ باليني به دانشمندان ايراني قرون وسطي برميگردد.اين توصيف باليني مکانيسم هاي اساسي ,اتيولوژي,درمان وبهبودي راآشکارکرد.طبابت ايرانيان قرون وسطي اطلاعات باليني جديدي درمورد صرع فراهم مي کند.آن هابه اشکال مختلفي ازصرع اشاره کرده وعلت آن راپيدا کرده و رعايت رژيم غذايي وبهداشت راپيشنهاد کردندوهمچنين يک ليست بلندي ازترکيبات دارويي براي درمان آن جستجو کردند که خيلي ازآن هادرحال حاضر پذيرفته شده اند(Gorji A. and Khaleghi Ghadiri M.,2001)
از پزشكان ايراني كه در امراض اعصاب بويژه صرع كار مهمي كردهاند ” ميرزا علي دكتر همداني” است كه پس از چندي معلم دارالفنون و ملقب به رئيس الاطبا ميباشد. (نقدي وند، ك.، 1372) در اين مركز علمي دانش اعصاب توسط اساتيد معتبري از فرانسه، هلند و اتريش براي شاگردان دارالفنون به صورت تشريح مغز و سلسله اعصاب گوسفندي تدريس ميشد. مدرسه دارالفنون با ازدياد دانشجو امكان توسعه بيشتر پيدا كرد و در نتيجه در سال 1313 هجري شمسي، اساسنامه دانشگاه تهران در مجلس شوراي ملي تصويب و پس از تأسيس آن، اساتيد عاليقدري چون ” دكتر ابراهيم چهر رازي” استاد بنيانگذار بيماريهاي مغز و اعصاب و ” دكتر صادق صبا ” استاد اعصاب و بنيانگذار الكتروانسفالوگرافي دانشگاه تهران تدريس كردهاند.( نقدي وند، ك.، 1372)
1-5 طبقهبندي بينالمللي حملات صرعي
1- حملات تشنجي پارشيل(کانوني يا موضعي) focal or partial seizures
الف) حملات تشنّجي پارشيل باعلائم ساده Simple partial ( معمولاً بدون اختلال هوشياري )
1- بانشانههاي حسي
2- با نشانههاي حرکتي
3- با نشانههاي دستگاه عصبي خودمختار
4- انواع مرکب ازموارد فوق
ب)حملات تشنجي پارشيل با علائم پيچيده (Complex partial) ( حملات تشنجي لوب گيجگاهي (T.L.E = ) ياسايکو- موتور؛ معمولاً بااختلال هوشياري )
1- شروع به صورت فوکال ساده وسپس ازدست دادن هوشياري
2- با علائم آگاه کننده قبلي
3- با علائم رواني- حسي
4- باعلائم پسيکوموتور(اتوماتيسم ها)
– شروع به صورت فوکال وسپس حرکات اتوماتيسم

– شروع باازدست دادن هوشياري وسپس اتوماتيسم
ج) حملات تشنجي پارشيل با فراگير شدن ثانويه (شروع به شکل فوكال ياموضعي است)
)Secondary Generalized (tonic-clonic)with focal onset(
2- حملات تشنجي منتشر يا Generalized ( دوطرفه .قرينه, بدون شروع اوليهي موضعي)
الف) حملات اَبسانس مثل (صرع کوجک يا Petit Mal)
ب)حملات ميوكلونيك
ج) حملات تشنجي فقط کلونيک
د) حملات تشنجي فقط تونيک
ه)حملات تشنجي تونيک-کلونيک مثل (صرع بزرگ يا Grand Mal )
و) حملات تشنجي آتونيک
ز) حملات تشنجي آکينتيک
ح) اسپاسمهاي شيرخواران
3- حملات تشنجي يکطرفه
4- حملات تشنجي طبقهبندي نشده وويژه مثل اپيلپسي رفلكسي، تشنج تبي، صرعهاي يك طرفه و صرعهاي هيستريك (ارضي.ا،گله دار.ف،1370، كاپلان، ه. ، رفيعي، ح. ، 1379)
1-5-1 صرع هاي کانوني ياPartial
صرع كانوني ساده (Simple Partial Seizure):
در صرع كانوني ساده تخليه امواج صرعي از جاي مشخصي در مغز صورت ميگيرد وبه مدت كوتاهي بدون اختلال در هوشياري بيمار، سبب درك احساسهاي ويژهاي توسط او ميشود. اگر هوشياري اختلال پيدا كند، صرع از نوع كانوني مركب (Complex Partial) خواهد بود.
صرع كانوني مركب (Compelex Partial Seizure) :
در صرع كانوني مركب امواج صرعي از يك نيمكره مغز (معمولاً لب گيجگاهي Temporal lobe epilepsy ) منشأ ميگيرند و به ساير مناطق مغز و نيمكره ديگر نيز گسترش مييابند. اين صرع در نوجوانان و بالغين شايعتر است طبق بررسي هاي آماري يك سوم اين بيماران هنگام كودكي خود تشنج تبي داشتهاند.

1-5-2 صرع هاي منتشر ياGeneralized
صرعهاي كوچك يا پتيمال (petit mal = Absence):
صرع ابسنس که حملاتي جنراليزه وبدون تشنج يازمين خوردگي ويا Aura مي باشدوبه صورت دوره هاي گذراي فقدان هوشياري است که داراي الگوي الکتروفيزيولوژي ويژه اي به صورت تخليه هاي الکتريکي (swd) spike and wave Discharges و باتکرار صدهاباردرروزبوده که دوره زماني هرکدام از اين حملات10-20 ثانبه مي باشد.( مقيمي علي،1387)
دراين نوع صرع مناطق حسي دستگاه عصبي مرکزي دچار آسيب مي شود و معمولاً بين 6 تا 14 سالگي بروز ميكند و در دختران كمي شايعتر است. در اين صرع بيمار براي لحظهاي مكث ميكند و ارتباطش با محيط قطع ميگردد ولي به زمين نميافتد و بلافاصله هوشياري خود را به دست آورده، به كار خود ادامه ميدهد. آموزگار ممكن است نخستين فردي باشد كه متوجه جا انداختن لغات سادهاي در ديكته دانش آموز دچار پتيمال شود و اين اشتباه املايي همزمان با ماتزدگي بيمار است. گاهي همراه با وقفههاي هوشياري، نشانه هايي مانند خيرهشدن چشمها، پلك زدن پياپي و پرشهايي در لبها نيز پديدار ميگردد. چنانچه افزون بر مات شدن حركات تونيك دستها، انحراف سر و گردن و چشمها، پرشهاي اندامها (myoclonic jerks) و حركات اتوماتيسم نيز وجود داشته باشند عنوان پتي مال مركب (Complex absence) بكارميرود.دربرخي بيماران مدت حمله به قدري کوتاه است که تشخيص آن بسيار مشکل است.دراين صورت براي تشخيص بيماري ودرمان آن علائم الکتروانسفالوگرافي لازم است.اين بيماران داراي تصويرالکتروانسفالوگرافي مخصوصي هستندکه درآن ها روندمشخص کمپلکس هاي سوزني-موجي(spike and wave)5/3-3هرتز,قرينه,همزمان ودردوطرف مشاهده مي شود(ارضي ا.، گله دار ف،1370).گرچه مطالعات قبلي حاکي از آن است که نو رون هاي تالاميک درپيدايش يا توليدswds درگيربوده اندولي آزمايشات اخير نشان داده اند که نئوکورتکس دربدو توليدswdsنقش داردزيراتشنجات درقشرمخ اتفاق مي افتد.( Daesoo Kim et al,2001)مکانيسم پيشنهادي کلاسيک اين اختلال دررابطه باتعاملات نوروني وشيميايي بين کورتکس,نورون هاي تلاموکورتيکال وهسته مشبک تالاموسي مي باشد که هردومکانيسم ها تحريکي ومهاري موجود درتعاملات رادرآن دخيل مي دانند.اما هنوزمکانيسم هاي نهايي درگير درآن شناخته نشده وآن رابه يکي ازانواع معماهاي اختلالات نورولوژيک تبديل کرده است (مقيمي علي،1387)
شکل1-1 کمپلکس سوزني موجي(Spike-waves)
صرع بزرگ (Grand mal) يا تونيك ـ كلونيك (Tonic-clonic Epilepsy)
صرع بزرگ ياتشنج تونيک- کلونيک شايعترين نوع صرع،صرع اصلي(Grand mal)است.اين صرع هنگامي رخ مي دهدکه مناطق حرکتي مغزدچارعارضه شده است واسپاسم هاي شديدوبي هوشي رادربردارد. دراغلب موارد،قبل ازآغاز حمله وغش به بيماريک حالت دروني Auraدست مي دهد.و دو فاز مهم تونيك و كلونيك دارد. (سلطان زاده ا.، 1383)
مرحله تونيك : در اين مرحله اگر بيمار ايستاده باشد بطور ناگهاني مي افتد و هوشياري خود را از دست ميدهد، ماهيچههاي اندامهايش منقبض شده، چشمهاي او به بالا و عقب منحرف ميشوند و همچنين دچار آپنه وسيانوز ميگردد. گاهي بستهشدن ناقص طنابهاي صوتي موجب پيدايش فرياد صرعي (Epileptic cry) ميشود. در مرحله تونيك تخليه شديد سمپاتيك به تاكيكاردي، افزايش فشار خون و گشادي مردمكها ميانجامد. اين مرحله 20 تا 60 ثانيه طول مي كشد. EEG بيماران در 80 تا 85 درصد موارد دشارژهاي صرعي را نشان ميدهد.
مرحله كلونيك : در اين مرحله اندامها دچار لرزش و تكانهاي شديد ميگردند. تنفس بيمار تند شده، درون دهانش كف جمع ميشود و خرخر ميكند. در اين مرحله كه حدود 40 ثانيه طول ميكشد ممكن است زخم شدن زبان و خروج ناخواسته ادرار نيز بروز نمايد. پس از پايان حمله بيمار بيحركت و شل باقي ميماند و ممكن است بمدت دو دقيقه به كما برود كه در اين حالت به تحريكات دردناك واكنش نشان نميدهد و مردمكهاي او گشاد شده، به نور پاسخي نشان نميدهد.
صرع تونيك (Tonic seizure):
در اينگونه صرع كه بين كودكان شايعتر است، فقط اندامها حالت تونيك پيدا ميكنند و بيمار هوشياري خود را از دست ميدهد ولي در كمتر از يك دقيقه به وضع عادي بر ميگردد.
صرع كلونيك ( Clonic sezure):
اينگونه صرع نيز در كودكان و شيرخواران شايع بوده، معمولاً از ويژگيهاي تشنج تب است. دوره صرع كلونيك ممكن است طولاني باشد.
صرعهاي ميوكلونيك (Myoclonic seizure):
پرشهاي ميوكلونيك حركاتي سريع و كوتاه هستند كه بيشتر در ماهيچههاي خم كننده اندامها ديده ميشوند. برشهاي ميوكلونيك ممكن است بصورت تنها (Isolated myoclonic jerks) يا پيش از حمله صرع گرندمال و يا به همراه صرع پتي مال بروز كنند كه همهي اين موارد خوش خيم و به درمان با كلونازپام پاسخ دهنده ميباشند
صرع آتونيك (Atounic seizures = Drop Attacks):
صرع آتونيك يكي از انواع صرعهاي فراگير اوليه ميباشد كه ممكن است با سنكوپ و غش (Fainting) اشتباه ود و معمولاً بين 6 ماهگي تا 7 سالگي بروز ميكند، گرچه گاهي در نوجوانان نيز مشاهده ميگردد. در اين بيماري كودك مبتلا ناگهان ميافتد و از جلو به زمين ميخورد (خطر زخمي شدن سر و صورت) ولي بلافاصله بلند ميشود و نشانههاي ديگري مانند بياختياري ادرار و گاز گرفتن زبان ندارد.
1-5-3 صرعهاي ويژه و طبقهبندي نشده
صرع رفلكسي (Reflex Epilepsy)
اگر حملات صرعي هميشه پس از يك محرك ويژه بروز نمايد، اصطلاح اپيلپسي رفلكسي (RE) بكار ميرود. روشن كردن تلويزيون، وارد آمدن ضربه دردناك به اندامها و يا صداي شديد ناگهاني برخي از اين گونه محركها هستند. گاهي خواندن برخي لغات يا اعداد و يا جويدن (حركات آرواره ) سبب پيدايش حمله صرعي ميگردد. از نظر باليني حملات بصورت پرشهاي ميوكلونيك، Absence و يا تشنجات تونيك ـ كلونيك ميباشد.( سلطان زاده ا.، 1383)
تشنج تبي (Febrile convulsion):
تشنج تبي يكي از مسائل مهم و نسبتاً شايع نورولوژي كودكان ميباشد. در اين بيماري هنگامي كه درجه حرارت بدن بالا ميرود ( معمولاً 38 درجه يا بيشتر و اغلب بدليل عفونتهاي ويروسي)، كودك دچار تشنج مي گردد كه اشكال گوناكوني دارد. در تشنج تبي ساده كه شايعترين نوع آن است، حملات به صورت تونيك ـ كلونيك و از هوش رفتن هستند كه حدود 1 تا 10 دقيقه طول ميكشد دوره آغاز بيماري بطور كلي از 3 ماهگي تا 5 سالگي ميباشد ولي بين 6 ماهگي و 3 سالگي بيشتر ديده ميشود. در كودكاني كه معاينه عصبي آنها نكته غيرطبيعي دارد، حمله زياد طول ميكشد و نوار مغزي در بين حملات غيرطبيعي است، احتمال بروز حملات صرعي در آينده بيشتر خواهد بود(سلطان زاده ا.، 1383)
تشنجهاي هيستريك يا صرع كاذب (Hysterical Seizures or Pseudoseizures)
صرع هيستريك يا صرع كاذب از حالاتي است كه با صرع واقعي گرندمال خيلي اشتباه ميگردد و ممكن است تا مدتها بيمار تحت درمان با دروهاي ضد صرع قرار گيرد. تفاوت آن با صرع حقيقي تونيك ـ كلونيك اين است كه بيمار هنگام حمله داد و فرياد ميكند، بدن خود را بصورت كماني درآورده، دست و پايش را پرتاب ميكند و زماني كه سعي ميشود از حركات بدن او جلوگيري گردد واكنش شديد نشان ميدهد ولي بياختياري ادرار، آسيب بدني مانند زخم شدن زبان و منگي پس از حمله (Postiical confusion) ندارد(سلطان زاده ا.، 1383)


پاسخ دهید