3-2-2- روايت صحيحه ي حلبي از امام صادق (ع)26
3-3- احاديث خاص27
3-3-1- دسته ي نخست احاديث27
3-3-2- دسته ي دوم احاديث33
3-3-2-1-پاسخ به تعارض روايات39
3-3-3- دسته ي سوم احاديث43
بخش سوم : نظرات فقيهان در مورد عده زنان49
3-3-1- قول اول نظر صاحب الانتصار و صاحب الغنيه49
3-3-2- قول دوم: نظر اكثريت51
3-4- ارزيابي گفتار فقيهان و قول مختار64
بخش چهارم : مسائل و احکام65
3-4- احکام حقوقي عده65
3-4-1- انحلال نكاح65
3-4-2- فسخ نكاح67
3-4-2-1-عيوب68
3-4-2-2- تدليس69
3-6-2-3- تخلف از شرط صفت70
3-4-3- طلاق70
3-4-3-1-تعريف طلاق71
3-4-3-2- موجبات طلاق71
3-4-3-3- شرايط اساسي طلاق75
3-4-3-4- تشريفات طلاق81
3-4-3-5- اقسام طلاق83
فصل چهارم: نتيجه گيري و پيشنهادات88
نتيجه گيري بحث89
پيشنهاد اصلاح قانون مدني90
منابع و مأخذ91
الف-منابع فارسي91
ب-منابع عربي93

چكيده
يکي از احکام مختص به زنان در فقه اسلام و اماميه “عده” است. عده در واقع مدت زماني است که زن درنگ نموده و پس از آن مي تواند ازدواج مجدد نمايد. البته حکم مذکور شامل همه زنان نشده و زناني که غير مدخوله هستند و يا زناني که يائسه شده و عادت نمي بينند و زناني که صغير بوده و به سن بلوغ جنسي نرسيده اند از اين حکم عام مستثني مي باشند. با تامل در آيات و روايات مي توان فلسفه عده را دريافت و البته تاجايي که لسان و منطوق روايات ناظر و دال بر آن است و آن اينکه عده در واقع درنگ در مدت زماني است از سوي زوجه جهت حصول اطمينان از عدم حمل و برائت رحم وي.البته عده وفات که پس از فوت زوج؛ زوجه نگه مي دارد استثنا از اين موضوع بوده و از طرفي همه اصناف زنان را در بر مي گيرد. حال بر اين مبنا از پرسشهايي که مي توان طرح نمود اينکه حکم عده نگه داشتن زناني که رحم آنان برداشته شده و اصطلاحا زنان فاقد رحم اطلاق مي شوند چيست؟ آيا مي توان زنان فاقد رحم را داخل در حکم زنان مستثني از عده مانند زنان صغيره، يائسه و يا غير مدخوله فرض کرد؟ به نظر مي رسد مطابق نظراتي که برخي از فقهاي متقدم و متاخر داده اند، زنان فاقد رحم را مي توان جزو زنان مستثني از عده فرض کرد و اين مصداق را جزو احکام مصاديق نوظهور(چراکه در عصر ظهور برداشتن رحم وجود نداشت) و تحت شمول زنان مذکور دانست.
واژگان كليدي: عده زن، فقه اماميه،حقوق ايران، زنان بدون رحم
مقدمه
احکام فقهي مبتني بر مصالح ملزمه و مفاسد محرمه اي است که مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است. اين احکام برخي مختص به زنان است و برخي مختص مردان و پاره اي از احکام نيز احکام مشترک اند مانند صوم و صلاه،حج و ذکوه و… از طرفي فلسفه و دليل حليت و حرمت برخي از افعال به صراحت در لسان شرع بازگو شده و برخي نيز مسکوت مانده اند. يکي از راههاي حصول علم به احکام اجتهاد است و مجتهد تلاش دارد حکم شرعي را از منابع فقهي استخراج نمايد. مع الوصف در بررسي برخي از مصاديق نوپيداي عصر حاضر و لزوم تقرير و تأييد شارع مقدس ، مجتهد ناچار است در مواجهه با مستحدثات، حكم شرعي موضوع را بازگو و پيرو آن، قانون گذار هم قوانين آن را بيان و ابلاغ نمايد. از جمله اين موضوعات نوپديد، تحول در علم پزشكي و حدوث اموري است كه سابقه اي در فقه نداشته و مكلف مسلمان را در مواجهه با آن دچار تحير و سرگرداني ميکند، اينجاست كه مجتهد حقوق دان براساس مباني فقهي و مصاديق سنتي عصر ظهور و تقابل آن با نيازها و مشكلات صنعتي عصر حاضر بايد بكوشد تا مشكل مكلف مسلمان را مرتفع نمايد اما در اين كوشش و تلاش گاهي نظرات معارض و متضاد هم ظهور مي كننند، که عده زنان بدون رحم نيز از اين جمله است. زناني كه در اثر جراحي رحمشان از بدن خارج شده و بر اثر آن عادت ماهيانه شان نيز قطع مي گردد كه موضوعي نوپيدا و بحث انگيز در فقه و قانون مدني به شمار مي آيد.عادت ماهيانه زنان، يعني اينكه هر زني كه به سن بلوغ برسد و حيض ببيند بنابر خصوصيت فيزيولوژيكي خود غالباً هر 26 تا 28 روز، عادت ماهيانه او يعني دفع خون (قاعدگي) از مجاري مقاربتي او صورت بگيرد كه ممکن است از سه تا ده روز نيز به طول انجامد و در اين دوره تخمك زن آزاد شده و در محيط رحم قرار مي گيرد و در زمان ورود اسپرم مرد در اثر مقاربت با زن، نطفه تشكيل مي گردد و دوران بارداري آغاز مي شود. در زمان حمل تا زايمان عادت ماهيانه قطع مي گردد و در نتيجه زناني كه به طور مستمر عادت ماهيانه مي بينند پس از انجام آزمايشي ساده يقين حاصل مي كنند كه حامله شده اند، اين يقين در گذشته معمولاً پس از سپري شدن زمان سه عادت ماهيانه و عدم ديدن حيض حاصل مي شد. بنابراين نديدن عادت ماهيانه در زنان مدخوله كه همسانشان قاعده مي شوند، مهم ترين نشانه حاملگي بود. در واقع عده نگه داشتن زنان مطلقه در گذشته مهم ترين شيوه اطمينان از حمل و يا عدم حمل در رحم بوده است كه معمولاً با 3 تربص اين امر ثابت مي شد. با بررسي كه در اقوال فقها و آيات و روايات صورت پذيرفته حصول از حمل يا عدم حمل در زنان مدخوله ي غير صغيره ي غير يائسه مهم ترين فلسفه عده نگه داشتن ذكر شده است، چنانچه در سخنان آنان مي بينيم كه سه دسته از زنان مانند كودكان و زنان يائسه و زنان غيرمدخوله از حكم عده نگه داشتن مستثني گرديده اند. با اين مقدمه حكم زناني که فاقد رحم بوده و عدم حمل آنان نيز ثابت شده، آيا باز هم ضرورتي در عده نگه داشتن آنها وجود دارد يا نه؟ قانون مدني در مواد 1150 تا 1154 موضوع عده زنان را بازگو كرده اما سخني از زنان فاقد رحم به ميان نياورده است. اين تحقيق به موضوع عده زنان فاقد رحم پرداخته و مي کوشد تا در وصول قول صواب از خطاي احتمالي مصون باشد.

فصل اول : کليات تحقيق

فصل اول:
كليات تحقيق
1-1-بيان مسئله
احكام و دستورات اسلامي همواره مبتني بر مصالح عمومي بشر بوده و دستورات فقهي به دو گروه عبادات و معاملات تقسيم مي شوند. در تكاليف عبادي شرط صحت عمل، داشتن قصد قربت است و غالباً لزومي در بيان فلسفه حكم نمي باشد، مانند صوم و صلات و حج و ذكات. اما در معاملات و احكام مترتب بر آن، نوعاً فلسفه احكام ذكر و قصد قربت در آن شرط نمي باشد مانند لزوم برگرداندن امانت به صاحبش، شرط لزوم در عقد بيع و امثالهم. مع الوصف در بررسي برخي از مصاديق نوپيداي عصر حاضر و لزوم تقرير و تأييد شارع مقدس ، مجتهد ناچار است در مواجهه با مستحدثات، حكم شرعي موضوع را بازگو و پيرو آن، قانون گذار هم قوانين آن را بيان و ابلاغ نمايد. از جمله اين موضوعات نوپديد، تحول در علم پزشكي و حدوث اموري است كه سابقه اي در فقه نداشته و مكلف مسلمان را در مواجهه با آن دچار تحير و سرگرداني ميکند، اينجاست كه مجتهد حقوق دان براساس مباني فقهي و مصاديق سنتي عصر ظهور و تقابل آن با نيازها و مشكلات صنعتي عصر حاضر بايد بكوشد تا مشكل مكلف مسلمان را مرتفع نمايد اما در اين كوشش و تلاش گاهي نظرات معارض و متضاد هم ظهور مي كننند، که عده زنان بدون رحم نيز از اين جمله است. زناني كه در اثر جراحي رحمشان از بدن خارج شده و بر اثر آن عادت ماهيانه شان نيز قطع مي گردد كه موضوعي نوپيدا و بحث انگيز در فقه و قانون مدني به شمار مي آيد.
عادت ماهيانه زنان، يعني اينكه هر زني كه به سن بلوغ برسد و حيض ببيند بنابر خصوصيت فيزيولوژيكي خود غالباً هر 26 تا 28 روز، عادت ماهيانه او يعني دفع خون (قاعدگي) از مجاري مقاربتي او صورت بگيرد كه ممکن است از سه تا ده روز نيز به طول انجامد و در اين دوره تخمك زن آزاد شده و در محيط رحم قرار مي گيرد و در زمان ورود اسپرم مرد در اثر مقاربت با زن، نطفه تشكيل مي گردد و دوران بارداري آغاز مي شود. در زمان حمل تا زايمان عادت ماهيانه قطع مي گردد و در نتيجه زناني كه به طور مستمر عادت ماهيانه مي بينند پس از انجام آزمايشي ساده يقين حاصل مي كنند كه حامله شده اند، اين يقين در گذشته معمولاً پس از سپري شدن زمان سه عادت ماهيانه و عدم ديدن حيض حاصل مي شد. بنابراين نديدن عادت ماهيانه در زنان مدخوله كه همسانشان قاعده مي شوند، مهم ترين نشانه حاملگي بود. در واقع عده نگه داشتن زنان مطلقه در گذشته مهم ترين شيوه اطمينان از حمل و يا عدم حمل در رحم بوده است كه معمولاً با 3 تربص اين امر ثابت مي شد. با بررسي كه در اقوال فقها و آيات و روايات صورت پذيرفته حصول از حمل يا عدم حمل در زنان مدخوله ي غير صغيره ي غير يائسه مهم ترين فلسفه عده نگه داشتن ذكر شده است، چنانچه در سخنان آنان مي بينيم كه سه دسته از زنان مانند كودكان و زنان يائسه و زنان غيرمدخوله از حكم عده نگه داشتن مستثني گرديده اند. با اين مقدمه حكم زناني که فاقد رحم بوده و عدم حمل آنان نيز ثابت شده، آيا باز هم ضرورتي در عده نگه داشتن آنها وجود دارد يا نه؟ نظرات فقها در اين باره چيست؟ و آيا مي توان اين دسته از زنان را تحت شمول زنان مستثني از عده فرض کرد؟
1-2-اهداف تحقيق
1- بيان احکام مربوط به عده زنان از منظر آيات و روايات.
2- تبيين خصوصيت فيزيولوژيکي زناني که بدليل بيماري رحمشان خارج شده و عده نمي بينند و ارتباط آنان با زنان فاقد عده مانند صغيره ،يائسه و غيرمدخوله
3- شرح و بررسي مباني فقهي عده و فلسفه موجود در حکم و نظرات فقهي وارده در اين باره و ارائه ديدگاهي جامع در اين مورد.
1-3-پرسش هاي تحقيق
1 -مهمترين ادله فقهي احکام عده در زنان چيست؟
2-چرا زنان بايد عده نگه دارند و چه زناني ازشمول آن مستثني گرديده اند؟
3-آيا ميتوان بر اساس مباني فقهي حکم زنان فاقد رحم را مانند زمان صغيره،يائسه و غيرمدخوله فرض کرد؟
1-4-فرضيات تحقيق
1- مهمترين ادله فقهي حکم عده آيه يک سوره طلاق و روايات کثيره در اين باره است.
2- برائت از حمل مهمترين دليل عده در زنان است و بدين خاطرزنان غيرمدخوله،يائسه و صغيره از اين قاعده مستثني شده اند.
3- به نظر مي رسد مي توان بر اساس مباني فقهي خصوصا روايات وارده در اين خصوص زنان فاقد رحم را مانند زنان مستثني از عده فرض کرد.
1-5- روش تحقيق
اين تحقيق بر اساس روش تحليلي-توصيفي با استفاده از ابزار کتابخانه اي صورت گرفته است.
فصل دوم : تعاريف اصطلاحات و مباحث عام
فصل دوم :
تعاريف اصطلاحات و مباحث عام
بخش اول:تعاريف
2-1- ويژگي فيزيولوژيکي1 و سايکولوژيکي2 زن
قبل از پرداختن به موضوع تحقيق لازم است اطلاعاتي كامل از فيزيولوژي زن داشته و مراحل رشد تا بلوغ و پس از آن تا يائسگي بررسي و مشكل زنان فاقد رحم نيز طرح گردد و سپس با اين پيش فرض وارد بحث اصلي گرديم.
2-1-1- تعريف بلوغ
از نظر لغوي بلوغ به معني كامل شدن و به حد كمال رسيدن است.3
از نظر فيزيولوژيکي، بلوغ زماني است كه بدن نوجوان شروع به رشد و تغيير مي كند و توانايي توليد مثل پيدا مي كند. تغييرات بدن در دوره بلوغ، سريع تر از هر دوره اي به جز نوزادي است.4
2-1-2- بلوغ زن
دختران همه جا زودتر از پسران بالغ مي شوند و اصولاً رشد دختران در سنين 10 تا 15 سال سريعتر از پسر و رشد پسران از سن 17 سريعتر مي شود تا در سن 24 و 25 سالگي که آخرين ميزان نمو مرد است متوقف مي مانند. در صورتي که نمو دختران تا سن 18 سال بيشتر نيست و اين آخرين فرصت رشد و نمو آنها است. متخصصان مي گويند: رشد دختران سريعتر از پسران است به اين معنا که رشد استخوان بندي رويش دندان ها و رشد غدد تناسلي در آنها سريعتر از پسرها است5.
2-1-3- تغييرات دوران بلوغ در انسان
وقتي بدن به سن خاصي مي رسد، مغز هورموني ترشح مي كند كه باعث شروع تغييرات بلوغ مي شود. اين هورمون، هورمون آزاد كننده گنادوتروپين (GNRH) ناميده مي شود، كه به غده هيپوفيز مي رود. هيپوفيز غده كوچكي است، كه در زير مغز قرار گرفته است. پس از رسيدن هورمون گنداتروپين به اين غده، هيپوفيز دو هورمون به داخل خون مي ريزد.
اين دو هورمون، هورمون هاي لوتئينه كننده (LH) و محرك فوليكولي (FSH) ناميده مي شوند.
اين دو هورمون هم در بدن دخترها و هم در بدن پسرها وجود دارد و براساس جنسيت فرد، اين هورمون ها به قسمت هاي متفاوتي از بدن مي روند و تغييرات بلوغ را ايجاد مي كنند.
اين هورمون ها در بدن به گردش در مي آيند و باعث مي شوند، كه فرد از يك نوجوان تبديل به يك فرد بالغ با سطوح هورموني بالغين شود. اين عمده ترين اتفاقي است كه در دوران بلوغ رخ مي دهد.
روند بلوغ معمولا حدود 8-13 سالگي در دختران و 15-10 سالگي در پسران شروع مي شود.البته بعضي افراد كمي زودتر و بعضي كمي ديرتر بالغ مي شوند. هر فردي براساس برنامه زماني زمان خودش دوران بلوغ را طي مي كند. به همين دليل ممكن است، بعضي از نوجوانان در يك سن به نظر كمي بچه بيايند، در حالي كه نوجوان ديگري در همان سن، ظاهر يك فرد بزرگسال را دارد.6
2-1-4- تغييرات بلوغ در دختران
تغييرات بلوغ در دختران به شرح زير است:
هورمون هاي جنسي ترشح شده از مغز در دختران به تخمدان ها مي روند. در تخمدان ها از بدو تولد، يك سري سلول جنسي به نام تخمك وجود دارند.لذا اين هورمون هاي جنسي باعث مي شوندكه از تخمدان ها هورمون هاي ديگري به نام استروژن و پروژسترون ترشح مي شوند.هورمون هاي استروژن وپروژسترون باعث مي شوند كه بدن يك دختر بالغ شده و براي باردار شدن آماده شود. اين دو هورمون همچنين باعث ايجاد هيجانات روحي و جسمي زمان بلوغ مي شوند.7
2-1-4-1- ترتيب تغييرات جسمي دخترها در دوران بلوغ
الف-شكل گرفتن و كامل شدن پستان ها (5/12-5/7 سالگي)
ب-رويش مو در زير بغل و عانه (15-9 سالگي)
ج-جهش رشد (2 سال بعد از جوانه زدن پستان ها تا يك سال قبل از عادت ماهانه)
د-شروع عادت ماهانه (16-9سالگي)
ه-رشد موهاي زهار مانند بالغين (18-12 سالگي)
2-1-4-2- رشد پستان ها
شكل گرفتن و كامل شدن پستان ها يكي از نخستين نشانه ها ي بلوغ است.
بين 5/12 تا 5/7 اين رشد ممكن است شروع شود. متوسط شروع رشد پستان 5/9 سالگي است.رشد پستان 5 مرحله دارد و عبور از مراحل رشد پستان تدريجي است و مي تواند 4-5 سال طول بكشد. در بعضي دختر ها اين روند رشد سريع تر است و در 1-2 سال به بلوغ كامل مي رسند.در مراحل خيلي ابتدايي رشد پستان ها، در ناحيه زير نوك پستان برجستگي كوچكي احساس مي شود كه ممكن است، به لمس و ضربه حساس باشد. اين امر كاملا طبيعي است. بافت غده اي كه بعدها براي كودك شير توليد مي كند، در آنجا قرار دارد.
نابرابري اوليه پستان هارايج است و معمولاً هر دو پستان در نهايت به يك اندازه رشد مي كنند، با اين وجود عدم تقارن جزئي در پستان هاي كامل غير معمول نيست.
رشد پستانها نيز مانند قد،شكل بدن و رنگچشم،ازنظر ژنتيكي از پيشتعيين شده است و هيچكاري نميتواند در شكل طبيعي آنها تأثير بگذارد. پستان ها درست به اندازه اي خواهد شد كه براي هر كسي مناسب است.8
2-1-4-3- عادت ماهيانه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

به خونريزي قاعدگي در فواصل زماني مشخص، “دوره هاي قاعدگي” اطلاق مي شود.
از زمان شروع خونريزي قاعدگي تا شروع خونريزي دوره ي بعدي يك دوره، “عادت ماهيانه” گفته مي شود. شروع عادت ماهانه بين سنين 16-19 سالگي و سن متوسط شروع عادت ماهانه 13 سالگي است. حدود 2 تا 5/2 سال بعد از شروع رشد پستان ها، دختران اولين قاعدگي خود را تجربه مي كنند.
آغاز عادت ماهانه در زندگي دخترهاي جوان، حادثه اي مهم و نشانه ورود آنها به دوران زنانگي است.9
2-1-4-4- چگونگي و چرايي عادت ماهيانه
تخمدان ها اندام هاي جنسي زنانه هستند و يكي از هورمون هاي بدن را به نام استروژن توليد مي كنند.استروژن بر بسياري از اندام ها تأثير مي گذارد و براي مغز بازخورد مي فرستد تا بين هورمون هايي كه در بدن در حال گردش مي باشند تعادل برقرار شود.
تخمدان ها محل توليد تخمك ها هستند، كه يكي ديگر از عناصر مهم زنانه هستند.
اين تخمك ها در پي تحريك هورمون هاي توليد شده از تخمدان شروع به رشد مي كنند و از تخمدان ها آزاد مي شوند. اين روند تخمك گذاري يا اوولاسيون ناميده مي شود.معمولاً در هر دوره ماهانه فقط يك تخمك از تخمدان آزاد مي شود.2 هفته بعد از تخمك گذاري، تخمك از بين رفته تا همراه با لايه داخلي رحم دفع شود.
اين لايه به صورت مايعي خون آلود هنگام عادت ماهانه، از بدن خارج مي شود.بنابرايناين مايع از واژن كه محل عبور بچه هنگام تولد مي باشد، خارج مي شود.لذا اين مايع به صورت ناگهاني و در حجم زياد از بدن خارج نمي شود، بلكه جريان آن آرام و مداوم است. قابل ذکر است که يك زن در طول زندگي به طور متوسط 500 بار عادت ماهيانه مي شودو عادت ماهانه معمولاً در حدود سنين 50 سالگي قطع مي شود كه به آن يائسگي مي گويند.10
2-1-5- رحم
يکي از اندامهاي داخلي خاص زنان رحم است. رحم پس از توليد تخمک، خود را براي حاملگي احتمالي آماده مي كند و در ديواره داخلي رحم لايه اي ايجاد مي شود، كه مي تواند جنين را تغذيه كند.
تخمك پس از آزاد شدن، طول لوله هاي رحمي را طي مي كند. چنانچه با اسپرم برخورد نكند و بارور نمي شود، اين حركت به سمت رحم تا چند روز بعد از تخمك گذاري ادامه مي يابد و در پايان منجر به دفع تخمك و قاعدگي مي شود.يك زن در طول زندگي به طور متوسط 500 بار عادت ماهيانه مي شود.عادت ماهانه معمولاً در حدود سنين 50 سالگي قطع مي شود كه به آن يائسگي مي گويند.11
2-1-5- 1-چرخه ي هورموني دوره ماهيانه
تخمك گذاري در حدود روز 14 سيكل قاعدگي اتفاق مي افتد. اگر تخمك بارور نشود هورمون هاي زنانه كاهش يافته و قاعدگي صورت مي گيرد.
2-1-5- 2- زمان شروع قاعدگي طبيعي
زمان شروع قاعدگي در هر دختري متفاوت و تا حدودي ارثي است.
دوران قاعدگي به طور طبيعي بين سنين 9 تا 16 سال شروع مي شود. تأخير بيش از 16 سال بايد توسط پزشك مورد بررسي قرار گيرد.
2-1-5-3- نظم دوره ي ماهيانه
عادت ماهانه هر 28-35 روز يك بار و به طور متوسط ماهي يك بار اتفاق مي افتد.
در 2 تا 3 سال اول شروع قاعدگي ها نامنظم بوده و به تدريج منظم مي شوند. يعني امكان دارد، دختري چند ماه پشت سر هم عادت ماهانه نشود يا هر دو هفته يك بار بشود، هر چند مورد اخير كمتر اتفاق مي افتد. دوره ماهانه معمولاً بعد از 2 يا 3 سال منظم مي شود و مي توان زمان آن را پيش بيني كرد. خوب است اين عادت به وجود آيد كه خانم ها تاريخ شروع هر قاعدگي را در تقويم يادداشت كنند.12
2-1-5-4- طول مدت يك قاعدگي طبيعي
طول مدت هر دوره قاعدگي (از اولين روز خونريزي قاعدگي تا شروع خونريزي دوره بعد) از 21 تا 35 روز است، كه طبيعي تلقي مي شود.معمولاً فاصله دو قاعدگي 28 روز است.
اگر اختلاف بين دوره هاي قاعدگي بيش از 10 روز شود، غير طبيعي است (مثلاً در يك بار 24 روزه و در دوره ديگر 35 روزه شود) و بايد توسط پزشك مورد بررسي قرار گيرد.13
2-1-5-5- مقدار و طول خونريزي قاعدگي طبيعي
ترشحات عادت ماهانه مي تواند از 2-3 روز تا 7 روز طول بكشد، متوسط آن 3-5 روز است.
در حالت طبيعي مقدار خونريزي قاعدگي در هر دوره به طور متوسط 30 تا 50 سي سي و حداكثر 80 سي سي مي باشد. (تقريباً نصف ليوان)
2-1-5-6- چگونگي قطع شدن عادت ماهيانه
دوره ماهانه تا وقتي كه در تخمدان تخمك وجود دارد ادامه مي يابد، اما بعد از تمام شدن تخمك ها و هم زمان با تغييرات هورموني در بدن زن دوره هاي ماهانه قطع مي شود.اين اتفاق كه در اغلب زنان از 45-55 سالگي رخ مي دهد، دوره يائسگي نام دارد.هنگام حاملگي هم دوره هاي ماهانه قطع مي شود، زيرا حفظ پوشش رحم براي تغذيه جنين لازم است.14
بخش دوم : عده و اقسام آن
2- 2- مفهوم عده
كلمه “عده” به كسر عين و فتح دال مشدد، اسم مصدر “اعتداد” و از ريشه ي “عدد” گرفته شده كه جمع آن عِدَد است15 واژه عده در لغت به معناي، گروه و شمار كردن آمده، مانند: “وكلّ شي أحصيناه عدداً” (جن، 28). عِدّه به كسر اول، شي ء معدود است، چنانچه در مفردات آمده: “العده هي الشيء المعدود”16. عده زن مطلقه مدت معدودي است كه بايد در آن مدت زن از ازدواج خودداري نمايد.17 “اذا طلّقتم النساء فطلقوهنّ لعدتهنّ و احصوا العدّه” (طلاق، 1). عده در لغت به معناي جماعت و گروه نيز آمده: “رأيت عدة رجال و عدة النساء” (جماعتي مرد و زن را ديدم) همچنين: “عندي عدة كتب” (تعدادي كتاب نزد من است).18
عِده در اصطلاح فقهي عبارت است از: “مقدار زماني كه زن پس از انحلال نكاح به جهت مرگ شوهر يا به لحاظ اطمينان از پاك بودن رحمش از حمل يا به جهت تعبد شرعي با فرض يقين به برائت رحم از حمل، بايد صبر كرده و از ازدواج مجدد خودداري نمايد”.19 شهيد ثاني مي نويسد: “إنّها شرعاً إسم عده معدوده تتربص فيها المرأه لمعرفه براءه رحمها او للتعبّد او للتفجّع علي الزوج، شرّعت صيانه للأنساب و تحصيناً لها عن الاختلاط”20. عده از ديدگاه شرعي زمان معيني است كه در آن زمان زن بايد به جهت اطمينان از برائت رحم از حمل يا به سبب مرگ شوهر صبر نمايد، عده به منظور صيانت نسب ها و جلوگيري از آميخته شدن آنها با يكديگر تشريع شده است.
در آيات متعددي از قرآن كريم به مشروعيت و لزوم عده براي زنان پس از انحلال نكاح، تصريح شده، مانند: “و المطلّقات يتربصن بانفسهنّ ثلاثة قروء…” (بقره، 228)؛ زنان طلاق گرفته، بايد سه قُرء درنگ كنند [و عده نگهدارنده].
“و اللائي يئسن من المحيض من نسائكم إن ارتبتم فعدّتهن أشهر و اللائي لم يحضن و اُولات الأحمال أجلهن أن يضعن حملهنّ…” (طلاق، 4) و زناني كه از عادت ماهانه نااميدند، اگر شك داشتيد، عده آنان سه ماه است ؛ “و الذين يتوفّون منكم و يذرون أزواجاً يتربصن بأنفسهنّ أربعه أشهر و عشراً” (بقره، 234) مرداني که بميرند و زنانشان زنده مانند آن زنان بايد از شوهر کردن خودداري کنندتا مدت چهار ماه و ده روز بگذرد؛ “ثمّ طلقتموهنّ من قبل أن تمسوهنّ فعالكم عليهنّ من عدّه تعتدّونها” (احزاب، 49). اي مردان با ايمان هرگاه زنان مؤمنه را به عقد خود در آورده و پيش از آنكه با آنها نزديكي كنيد طلاقشان داديد در اين صورت از شما نگه داشتن عده بر آنها نيست .
در ماده ي 1150 ق.م. در تعريف عده آمده: “عده عبارت است از مدتي كه تا انقضاي آن زني كه عقد نكاح او منحل شده است، نمي تواند شوهر ديگري اختيار كند”.
2-3- اقسام عده
عده داراي اقسام مختلفي است: عده ي وفات ـ عده ي طلاق، عده ي فسخ نكاح ـ عده ي نزديكي به شبهه و عده ي بذل يا انقضاء مدت در نكاح منقطع. آنچه بيشتر از اقسام ديگر اهميت دارد عده ي وفات و عده ي طلاق است. عده ي فسخ نكاح دائم مانند عده ي طلاق و عده ي فسخ نكاح منقطع مثل عده ي بذل يا انقضاء مدت در اين نكاح است و عده ي نزديكي به شبهه هم مانند عده ي طلاق است.21 لذا در اينجا فقط به بحثي كوتاه از عده ي وفات، عده ي طلاق و عده ي بذل يا انقضاء مدت مي پردازيم.
2-3-1- عده ي وفات
عده ي وفات، يعني مدتي كه زن بعد از مرگ شوهر بايد براي اختيار شوهر ديگر صبر كند، اصولاً چهارماه و ده روز است كه مبتني بر قرآن كريم، آيه ي 234 از سوره ي بقره22است. (مرداني که بميرند و زنانشان زنده مانند ، آن زنان بايد از شوهر کردن خودداري کنند تا مدت چهار ماه ده روز بگذرد….)
.ماده ي 154 قانون مدني در اينباره مي گويد: “عده ي وفات چه در دائم چه در منقطع در هر حال چهارماه و ده روز است، مگر اينكه زن حامل باشد كه در اين صورت عده ي وفات تا موقع وضع حمل است، مشروط بر اينكه فاصله بين فوت شوهر و وضع حمل از چهارماه و ده روز بيشتر باشد والا مدت عده همان چهارماه و ده روز خواهد بود”. بنابراين مدت عده ي وفات هيچگاه نمي تواند از چهارماه و ده روز كمتر باشد و هر گاه زن باردار باشد و زايمان او در فاصله بيشتر از چهارماه و ده روز صورت گيرد، مدت عده ي زن تا زمان زايمان خواهد بود. فقها مي گويند عده ي وفات، ابعدالاجلين يعني درازترين دو مدت (چهارماه و ده روز و فاصله بين فوت شوهر و وضع حمل) است.
2-3-2- عده ي طلاق
عده ي طلاق برحسب اينكه زن آبستن باشد يا نه متفاوت است. بعضي از زنان هم اصلاً عده ي طلاق ندارند:
2-3-2-1- عده ي زن آبستن
عده ي زن آبستن، طبق ماده 1153 قانون مدني، تا وضع حمل است. بنابراين، هرگاه با فاصله ي كمي بعد از طلاق زايمان روي دهد، عده منقضي مي شود و زن مي تواند بار ديگر ازدواج كند.
2-3-2-2- عده ي زن غير آبستن
برابر ماده ي 1151 قانون مدني، عده ي طلاق زن غير آبستن سه طهر است. طهر در لغت پاك شدن را گويند و در اصطلاححقوقي عبارت است از پاكيزن از عادتزنانگي و نيز مدتي كه بين دو عادتزنانگي قرار ميگيرد.
احتساب سه طهر بدين ترتيب است كه طهري كه طلاق در آن واقع شده، هرچند يك لحظه از آن باقي باشد، يك طهر به شمار مي آيد و هرگاه زن پس از آن دوباره عادت شود و دو طهر كامل ببيند، به محض اينكه وارد عادت سوم شد، مدت عده پايان يافته است.
بدينسان چون بنابه گفته فقها حداقل مدت حيض (عادت زنانگي) سه روز و بيست و شش روز و دو لحظه منقضي شود، تازه لحظه ي آخر كه جزء ايام قاعدگي بعد از پايان سه طهر است جزء عده نيست و فقط دليل بيرون آمدن از عده است.23 البته اين حداقل مدت عده است ولي چون معمولاً زنان ماهي يكبار عادت مي شوند، مدت عده ي طلاق اغلب در حدود سه ماه است.
اگر زن با اقتضاي سن، يعني با اينكه به سن يائسگي نرسيده و در سن زناني است كه عادت مي شوند، عادت زنانگي نبيند، مدت عده دقيقاً سه ماه خواهد بود (بند آخر ماده ي 1151).
2-3-3- زناني كه عده طلاق ندارند
“زني كه بين او و شوهرش نزديكي واقع نشده و همچنين زن يائسه نه عده ي طلاق دارد و نه عده ي فسخ نكاح؛ ولي عده ي وفات در هر دو مورد بايد رعايت شود” (ماده 1155).
مقصود از زن يائسه زني است كه به سن يأس رسيده باشد، يعني سني كه ديگر قابليت باردار شدن ندارد. اين سن به اعتقاد بعضي از فقها در هر زني شصت سال تمام و به قول گروهي در زنان معمولي پنجاه سال تمام و در زن قرشيه (زني كه به طايفه قريش منسوب است مانند زن سيده) شصت سال است.24 چون قانون مدني سني براي يائسگي معين نكرده، مي توان گفت در حقوق ايران سن يائسگي مشخص نيست و برحسب مورد تفاوت مي كند. در واقع برحسب طبيعت، همه زنان را از اين لحاظ نمي توان در يك رديف دانست.
پس در صورت بروز اختلاف در اين امر دادرس با جلب نظر كارشناس (پزشك) يائسگي را در هر مورد تشخيص خواهد داد.
2-4- عده بذل يا انقضاء مدت
عده بذل يا انقضاء مدت كه مربوط به نكاح منقطع است با عده ي طلاق هميشه يكسان نيست. اگر زن حامل باشد مانند مورد طلاق، عده ي او با وضع حمل منقضي مي شود، ولي اگر حامل نباشد در مورد بذل يا انقضاء مدت يا فسخ نكاح منقطع، مدت كمتري براي عده ي او در نظر گرفته شده است. ماده ي 1152 قانون مدني در اين زمينه مقرر مي دارد: “عده ي فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نكاح منقطع در هر حال دو طهر است، مگر اينكه زن با اقتضاي سن، عادت زنانگي نبيند كه در اين صورت 45 روز است”. آنچه در اينجا بيشتر مورد نظر بوده جلوگيري از اختلاط نسل است نه احترام به ازدواج سابق و از اين رو مدت كمتري براي عده كه در عين حال براي جلوگيري از اختلاط نسب كافي است، تعيين گرديده است.
2-5- نكاح يا زنا با زني كه در عده است
نكاح با زني كه در عده ي ديگري است در حكم نكاح با زن شوهردار است. بنابراين نكاح مزبور باطل و احياناً موجب حرمت ابدي است. طبق مواد 1050 و 1051 قانون مدني، اگر كسي با زني كه در عده ي طلاق يا عده ي وفات است، با علم به عده و حرمت نكاح، ازدواج كند عقد باطل و آن زن مطلقاً بر آن مرد حرام مؤيد مي شود. همين طور است اگر ازدواج بدون علم به اين دو امر با يكي از آنها واقع شده و نزديكي هم صورت گرفته باشد. اما در صورت جهل (به عده و حرمت نكاح يا يكي از اين دو) و عدم وقوع نزديكي عقد باطل است ولي حرمت ابدي حاصل نمي شود.

قواعد مذكور مبتني بر فقه اماميه است و با توجه به عقايد فقها و مواد 1050 و 1051 قانون مدني فروض مختلف مسأله را مي توان به شرح زير ذكر كرد:
1- مرد و زن عالم به عده و حرمت نكاح هستند و نزديكي هم واقع شده است. در اين صورت حرمت ابدي حاصل مي شود.
2- هر دو عالم به عده و حرمت نكاح هستند، ولي نزديكي واقع نشده است. در اين فرض نيز زن بر مرد حرام مؤيد مي شود.
3- هر دو جاهل به عده و حرمت نكاح يا جاهل به يكي از اين دو امر مي باشند و نزديكي صورت گرفته است. در اين صورت نيز حرمت ابدي حاصل مي شود.
4- زن و مرد مانند فرض پيشين جاهل هستند ولي نزديكي روي نداده است. در اين صورت به اتفاق فقها، حرمت ابدي حاصل نمي شود.
5- يكي از آنان عالم و ديگري جاهل است و نزديكي هم واقع نشده است در اين فرض گروهي گفته اند نسبت به هر يك حكم او جاري مي شود، عالم را مقتضاي علم او و جاهل را مقتضاي جهلش لازم مي ايد. مثلاً اگر زن عالم به عده و حرمت نكاح و مرد جاهل به آن بوده است،حرمت ابدي فقط براي زن پديد مي آيد. و اگر دوباره اين زن با آن مرد ازدواج كند، ازدواج از جانب مرد صحيح است و عقوبتي نخواهد داشت.25
6- ليكن اين نظر خالي از اشكال نيست، زيرا نكاح كه يك رابطه ي حقوقي است، نمي تواند از يك طرف صحيح و از طرف ديگر باطل باشد. به تعبير ديگر حرمت ابدي از يك سو مستلزم حرمت از سوي ديگر است، زيرا عقد در واقع و نفس الامر قابل تبعيض و تجزيه نيست.26 بنابراين اگر يكي از زن و مرد عالم و ديگري جاهل باشد، باز هم حرمت ابدي حاصل خواهد شد. در تأييد اين نظر مي توان به اطلاق مواد 1050 و 1051 قانون مدني نيز استناد كرد.
فصل سوم : بيان ماهيت و مستندات احکام زنان فاقد رحم
فصل سوم :
بيان ماهيت و مستندات احکام زنان فاقد رحم
بخش اول: ماهيت فاقد رحم
زنان فاقد رحم به زناني گفته ميشود كه در اثر جراحي رحمشان از بدن خارج شده و بر اثر آن عادت ماهيانه شان نيز قطع مي گردد كه موضوعي نوپيدا و بحث انگيز در فقه و قانون مدني به شمار مي آيد.براي بررسي موضوع عده زنان فاقد رحم به دليل اينكه موضوعي نوپيدا محسوب مي گردد، لذا مصداق عيني آن در مباني فقهي مانند قرآن و روايات وجود ندارد. اما مي توان احكام مربوط به آن را از ميان اقوال فقها و مفسرين به لحاظ انطباق موضوع با موارد مشابه مانند زنان صغيره ، يائسه و غيرمدخوله به دست آورد.
بخش دوم : مستندات
3-1- آيات قرآن
در قرآن كريم موضوع عده زنان به طور عام ذكر شده و همه مصاديق زنان را شامل مي گردد و زنان صغيره و يائسه و… در قرآن مستثني نگرديده اند. اما اين حكم كلي توسط رواياتي كه بعداً خواهد آمد تخصيص زده
مي شوند. آيات قرآن به شرح ذيل است.
3-1-1- آيه 1 سوره طلاق
“يا أَيُّها النّبي إذا طَلَّقتُم النِّساءَ فَطَلقوُهُنَّ وَ أحصوُا العِدَّه” (آيه 1، سوره طلاق )
اي پيامبر (به مردم بگو) هرگاه زنان را طلاق دهيد، به وقت عدّه آنان را طلاق دهيد و عده را بشماريد.


پاسخ دهید