2-3-1. علل سازگاري زناشويي25
2-4. تحقيقات داخلي29
2-5. تحقيقات خارجي32
فصل سوم: روش تحقيق
3-1. روش‌36
3-2. جامعه آماري و حجم نمونه36
3-3. ابزارگردآوري داده‌ها:36
3-3-1. پرسشنامه نگراني از تصويربدني:36
3-3-2. پرسشنامه‌ي عزت نفس کوپراسميت:37
3-3-3. سازگاري زناشويي انريچ37
3-4. روش اجرا38
3-4-1. روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‌ها38
فصل چهارم: نتايج
4-1- توصيف ويژگي‌هاي زمينه‌اي پاسخگويان40
4-1-1. وضعيت سن پاسخگويان:40
4-1-2. وضعيت ميزان تحصيلات پاسخگويان42

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-2. توصيف وضعيت متغيرها43
4-2-1. وضعيت تصوير بدني پاسخگويان چگونه است؟43
4-2-2: وضعيت سازگاري زناشوئي پاسخگويان چگونه است؟45
4-2-3: وضعيت عزت نفس پاسخگويان چگونه است؟47
4-3. بررسي فرضيه اصلي49
4-3-1. تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري زناشويي آنها رابطه دارد.49
4-4. بررسي فرضيه‌هاي فرعي52
4-4-1. تصوير بدني و عزت نفس زنان با حل تعارض آنها رابطه دارد.52
4-4-2. تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در مسائل مالي آنها رابطه دارد.55
4-4-3. تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در روابط جنسي آنها رابطه دارد.57
4-4-4. تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در چگونگي گذراندن اوقات فراغت آنها رابطه دارد.60
4-4-5. تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در ارتباط با اقوام و دوستان آنها رابطه دارد.62
4-4-6. بين تصوير بدني و عزت نفس زنان رابطه معناداري وجود دارد.65
فصل پنجم: بحث در نتايج
5-1. بحث در نتايج68
5-1-1. تصوير ذهني از بدن و عزت نفس زنان با حل تعارض آنها رابطه دارد.69
5-1-2. تصويربدني و عزت نفس زنان با سازگاري در مسائل مالي آن‌ها رابطه دارد.69
5-1-3. تصوير بدني وعزت نفس زنان باسازگاري در روابط جنسي آن‌ها رابطه دارد.69
5-1-4. تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در چگونگي گذراندن اوقات فراقت آنها رابطه دارد.70
5-1-5. تصويربدني و عزت نفس زنان با سازش در ارتباط با اقوام ودوستان آنها رابطه دارد.71
5-2. محدوديت‌ها71
5-3. پيشنهادات72
5-3-1. پيشنهادات كاربردي:72
منابع
منابع فارسي:74
منابع انگليسي 80
چکيده انگليسي87
ضمائم 88
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1: توزيع فراواني پاسخگويان بر اساس سن40
جدول 4-2: توزيع فراواني پاسخگويان بر اساس ميزان تحصيلات42
جدول 4-3: توزيع فراواني، آماره‌هاي توصيفي متغير تصوير بدني پاسخگويان44
جدول 4-4 توزيع فراواني وآماره‌هاي توصيفي سازگاري زناشوئي پاسخگويان46
جدول 4-5: توزيع فراواني وضعيت عزت نفس پاسخگويان47
جدول 4-6. تحليل واريانس مدل رگرسيون روابط بين تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري زناشويي آنها49
جدول 4-7. ضرايب مدل رگرسيون روابط تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري زناشويي آنها50
جدول 4-8. تحليل واريانس مدل رگرسيون روابط بين تصوير بدني و عزت نفس زنان با حل تعارض آنها52
جدول 4-9. ضرايب مدل رگرسيون روابط تصوير بدني و عزت نفس زنان با حل تعارض آنها53
جدول 4-10. تحليل واريانس مدل رگرسيون روابط بين تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در مسائل مالي آنها55
جدول 4-11. ضرايب مدل رگرسيون روابط تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در مسائل مالي آنها56
جدول 4-12. تحليل واريانس مدل رگرسيون روابط بين تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در روابط جنسي آنها58
جدول 4-13. ضرايب مدل رگرسيون روابط تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در روابط جنسي آنها59
جدول 4-14. تحليل واريانس مدل رگرسيون روابط بين تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در چگونگي گذراندن اوقات فراغت آنها61
جدول 4-15. ضرايب مدل رگرسيون روابط تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در چگونگي گذراندن اوقات فراغت آنها61
جدول 4-16. تحليل واريانس مدل رگرسيون روابط بين تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در ارتباط با اقوام و دوستان آنها63
جدول 4-17. ضرايب مدل رگرسيون روابط تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در ارتباط با اقوام و دوستان آنها64
جدول 4-18: آماره‌هاي آزمون همبستگي پيرسون مربوط به رابطه بين تصوير بدني و عزت نفس زنان65
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1: درصد فراواني سن پاسخگويان41
نمودار 4-2: درصد فراواني ميزان تحصيلات پاسخگويان43
نمودار 4-3 درصد فراواني وضعيت تصوير بدني پاسخگويان44
نمودار 4-4 توزيع نرمال و آماره‌هاي توصيفي وضعيت تصوير بدني پاسخگويان45
نمودار 4-5 درصد فراواني وضعيت سازگاري زناشوئي پاسخگويان46
نمودار 4-6: توزيع نرمال و آماره‌هاي توصيفي وضعيت سازگاري زناشوئي پاسخگويان47
نمودار 4-7: درصد فراواني وضعيت عزت نفس پاسخگويان48
نمودار 4-8: توزيع نرمال و آماره‌هاي توصيفي وضعيت عزت نفس پاسخگويان48
نمودار 4-9. پراكنش بين مقادير برازش شده استاندارد و باقيمانده‌هاي استاندارد شده در مدل رگرسيون تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري زناشويي آنها51
نمودار 4-10. پراكنش بين مقادير برازش شده استاندارد و باقيمانده‌هاي استاندارد شده در مدل رگرسيون تصوير بدني و عزت نفس زنان با حل تعارض آنها54
نمودار 4-11. پراكنش بين مقادير برازش شده استاندارد و باقيمانده‌هاي استاندارد شده در مدل رگرسيون تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در مسائل مالي آنها57
نمودار 4-12. پراكنش بين مقادير برازش شده استاندارد و باقيمانده‌هاي استاندارد شده در مدل رگرسيون تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازگاري در روابط جنسي آنها59
نمودار 4-13. پراكنش بين مقادير برازش شده استاندارد و باقيمانده‌هاي استاندارد شده در مدل رگرسيون تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در چگونگي گذراندن اوقات فراغت آنها62
نمودار 4-14. پراكنش بين مقادير برازش شده استاندارد و باقيمانده‌هاي استاندارد شده در مدل رگرسيون تصوير بدني و عزت نفس زنان با سازش در ارتباط با اقوام و دوستان آنها64
نمودار 4-15: نمودار پراکنش رابطه بين تصوير بدني و عزت نفس زنان66
چکيده
اين پژوهش باهدف تعيين رابطه تصويربدني وعزت نفس باسازگاري زناشويي در کارمندان زن متاهل دانشگاه علوم پزشکي کرمان انجام شده و روش اين پژوهش توصيفي و از نوع همبستگي است. براساس نمونه‌گيري تصادفي 380 نفر از کارمندان زن دانشگاه علوم پزشکي کرمان انتخاب و با آزمون‌هاي تصوير بدني ليتيون و عزت نفس کوپراسميت و سازگاري زناشويي انريچ مورد آزمون قرار گرفتند،تحليل داده‌ها با استفاده از روش آمار توصيفي،تحليل رگرسيون، و ضريب همبستگي پيرسون انجام شد. نتايج نشان داد که بين تصوير بدني و عزت نفس با سازگاري زناشويي رابطه معکوس و معنادار وجود دارد. عزت نفس قدرت تبيين بيشتري نسبت به تصوير بدني در تفسير سازگاري زناشويي دارد. از ميان مقياس‌هاي فرعي سازگاري تصوير بدني و عزت نفس بالاترين رابطه را از نوع معکوس با سازگاري زناشويي داشته اند.
سازگاري زناشويي توسط متغيرهاي تعارض، مسائل مالي، روابط جنسي، اوقات فراغت، ارتباط با اقوام و دوستان قابل پيش‌بيني است. و از بين خرده مقياس‌هاي فوق بر تربيت و تواما” مي‌توان سازگاري زناشويي را پيش‌بيني کرد.
کليد واژه: تصوير بدني، عزت نفس، سازگاري زناشويي.
فصل اول
طرح تحقيق
1-1. مقدمه
دامنه‌ي تصوير بدني به گونه‌اي است که افراد ساعتها در مورد تصوير بدني خود فکر مي‌کنند و با تغيير و آرايش و پوشيدن لباس‌هاي متنوع و قرار گرفتن در وضعيت‌هاي خاص سعي در پوشاندن نقائص ظاهري خود دارند که بيشتر زاينده تصوير ذهني آنان از بدنشان است ?اسکلافاني1 (2003،14-1101). نارضايتي از اين تصوير بدني پيامدهاي چون اظطراب، افسردگي، انزواي اجتماعي، اختلالات رواني، تضعيف خودپنداري و عزت نفس را در پي خواهد داشت (برونل21991،12-1). از نظر سندز3 (2001،407-397). تصوير بدني بر اساس يک ساختار چند وجهي مفهوم‌سازي مي‌شود. در واقع تصوير بدني مفهوم پيچيده‌اي است که دربرگيرنده عوامل بيولوژيکي، روانشناسي دروني و عوامل اجتماعي خارجي است.
ترکيب ارزيابي‌هاي ادراکي و نگرشي ورفتاري و تصويربدني، عوامل پيش‌بيني کننده بهتري براي اختلالات مربوط وتصويربدني تلاش براي لاغرشدن واختلالات تغزيه‌اي نسبت به هرکدام از ارزيابي‌ها به تنهايي خواهد بود.
نتايج پژوهش‌ها در چند دهه گذشته نشان مي‌دهد که عده زيادي از افراد جامعه به خصوص جمعيت مونث در پي تغييرتصويربدني خود هستند( مکابي و ريکاردلي4 2001،347-335).
در بحث روابط بين فردي، نگرش فرد نسبت به خودارزيابي که از خود دارد نقش کليدي را ايفا مي‌کند. مثلا در روابط بين فردي، فردي که خود را بسيار نالايق، زشت و کسل کننده مي‌بيند ممکن است از ارتباط با ديگران اجتناب کند و فردي درون گرا شود اما فردي که خود را جذاب و دوست داشتني و ارزشمند مي‌داند از ارتباط با ديگران استقبال مي‌کند با آنها ارتباط صميمي برقرار مي‌کند. تفاوت اين دو رفتار يعني اجتناب يا استقبال از ارتباط با مفهوم عزت نفس اجتماعي به خوبي توضيح داده مي‌شود. عزت نفس اجتماعي يکي از مؤلفه‌هاي مهم ارتباط اجتماعي است ( ميلر و ديگران5 1995،1:63).
عزت نفس و عزت نفس اجتماعي يعني درجه‌ي ارزيابي مثبت – منفي يک فرد درباره عضويت خود در گروههاي اجتماعي دارد که اين ارزيابي مبتني بر ارزش‌هاي خود و درون داده‌هاي خودش از ديگران و موقعيتهاي خاص است ( دانشگاه ايالت آرليزونا، 2005). عزت نفس به طور کلي و عزت نفس اجتماعي به طور خاص متاثر از کيفيت ارتباط نزديک با ديگران است (ليري، 1999، ليري و داونس6 1995، 35-32: 8).
ازدواج يک مؤلفه‌ي بسيار مهم و با ارزش در حيات انسان تلقي مي‌گردد. ازدواج يک نهاد اجتماعي است که پايه و اساس ارتباط انساني را تشکيل مي‌دهد. به واسطه ازدواج مرد و زن يک نيروي ناشي از غرايز، آيين محبت و عشق به هم جذب مي‌شوند، به طور آزادانه و کامل متعهد يکديگر شده تا واحد پويايي را به عنوان خانواده ايجاد نمايند. ( احمدي و همکاران، 1384). به اين دليل تنها نظام اجتماعي است که رسما در همه جوام پذيرفته شده است. آنچه در ازدواج مهم مي‌باشد، سازگاري و رضايت زناشويي و رضايت ازدواج است سازگاري زناشويي برون سازي زن و شوهر با يکديگر در هر مقطعي از زمان است (ثنايي، 1379) و فرآيندي است که در طول زندگي زن و شوهر به وجود مي‌آيد، زيرا لازمه آن انطباق سليقه ها، شناخت صفات شخصيتي، ايجاد الگوهاي مراوده‌اي است ( احمدي و همکاران، 1384). سازگاري زناشويي بر بسياري از ابعاد زندگي فردي و اجتماعي انسان تأثير مي‌گذارد.
1-2. بيان مسئله
با فرا رسيدن عصر جديد، بعضي از انواع نماهاي ظاهري و كردارهاي بدني اهميتي خاص مي‌يابند مدهاي لباس در روزگار ما تحت، تأثير گروههاي فشار، آگهي تجاري، امكانات اجتماعي، اقتصادي و ديگر عواملي است كه بيشتر مروج معيارهاي اجباري هستند تا تفاوتهاي فردي (گيد نز، 1387، 73).
در بررسي تصوير بدني به دو عامل بايد توجه كرد “ظاهر واقعي فرد” و “معيارهاي فرد” و در مورد وضعيت ظاهريش، تصوير بدني پديدهاي عيني نيست، بلكه تجربه ذهني فردو ارزيابي او از بدن خويش است، البته در عين حال به همان اندازه خصوصيات فيزيكي واقعي بدن فرد در تصوير بدني او دخيل مي‌باشد. در واقع هم تجربه ذهني (معيارهاي فرد در مورد وضعيت ظاهريش) و هم خصوصيات فيزيكي واقعي، براي دستيابي به درك از تصوير بدني هستند. (آسمياني و دانيلوك7، 1997) تصوير بدني شامل جنبههاي روانشناختي و اجتماعي رفتار و به همان اندازه پاسخهاي عصبي فرد ميباشد. (نيوول8 1991،1405-1400). با نزديك شدن كودكان به دوران نوجواني، تصوير بدني آنها به طور فزايندهاي به ظاهر و شناختهاي آنها در مورد جذابيت‌هاي جسميشان مربوط مي‌گردد. تغييرات جسماني كه همزمان با رسيدن نوجوان به بلوغ ظاهر مي‌شود، مركز توجه و علاقه شديد آنها به خودشان است. به نظر مي‌رسد اهميت تغييرات تحولي دوران بلوغ براي زنها و مردها متفاوت است، به اين معني كه در نوجواني ارزيابي دختران از جذابيت جسمانيشان مهمترين پيش‌بيني كننده نمرههاي “خود پنداشت”آنهاست، درجهبندي پسرها از “خود كفايتي” شان پيش‌بيني كننده بهتري از اين نمرههاست (وبر و همكاران9، 2001).
كرسيني (1994؛ به نقل از شتاب بوشهري 359، 1373) در دايره المعارف روانشناسي، “حرمت خود” را احساس فرد نسبت به خود تعريف كرده كه در بر گيرنده ميزان احترام و پذيرش شخص از خودش مي‌باشد. او همچنين بر اين عقيده است كه حرمت خود، احساس كفايت و ارزشي است افراد”خود پنداشت” خودنسبت مي‌دهند. پژوهشها نشان دادهاند كه حرمت خود با ميل به مهار، اميدواري، انگيزه پيشرفت، خود مختاري، عوامل مثبت ونياز به تاييد، ارتباط مثبت، افسردگي، تنهايي، اضطراب و پرخاشگري ارتباط منفي دارد (كازدين10، 2000). ( گيلسون112006،90-79). متخصصان بهداشت رواني، به دليل اهميت تصوير بدني در ارتباطات اجتماعي و روابط بين فردي پژوهشهاي گوناگون را در اين زمينه انجام دادهاند. پژوهشها نشان مي‌دهد كه برخي افراد اشتغال ذهني مداومي دربارهي ظاهر جسماني خود دارند و عليرغم طبيعي يا تقريباً طبيعي بودن ظاهر جسماني، ترس مفرط و نگران كنندهاي از زشت يا غير جذاب بودن خود گزارش مي‌كنند (بلينو12 و همكاران2006،78-73). به نظر مي‌رسد افرادي كه احساس خوبي نسبت به خود دارند، معمولاً احساس خوبي نيز نسبت به زندگي خواهند داشت (نيسي شوشتري، 1380). در واقع، تصوير مثبت از جسم خويش، سبب ايجاد حس ارزشمندي در فرد وتصوير ذهني كه به هر صورت دستخوش تغيير شده باشد، منجر به تغييراتي در ميزان حس ارزشمندي ميشوند. (نوغاني، منجمد و همكاران، 1385).
مديريت بدن به معناي دستكاري در نماي ظاهري بدن است. با ظهور عصر جديد، نماي ظاهري كردارهاي بدني اهميتي خاص يافتهاند. بدن ديگر نه فقط از بعد زيست شناختي بلكه به عنوان محصولي اجتماعي و روانشناختي مورد توجه قرار گرفت. (حقگوي پشگه، 1386). بر اين اساس مديريت بدن به معناي نظارت و دستكاري مستمر ويژگيهاي ظاهري و مرئي بدن است.
كيسر13 (1997)، اعتقاد دارد هر نوع تفكر و فعاليتي كه به خريداري و پوشيدن لباس و نيز فرآيندهاي تغيير بدن، مانند رژيم غذايي و ورزش منجر شود. رود و لنون2 (1994) معتقدند كه رفتارهاي مرتبط با مديرت ظاهر شامل رژيم غذايي، ورزش، پرورش اندام، استفاده از وسايل آرايشي و زيبايي و انتخاب لباسهايي براي بالا بردن ظاهر فردي ميشوند. زنان نسبت به مردان تحت فشار بيشتري براي توجه به بدن و ظاهر فيزيكي و همچنين انطباق با ايدهالهاي زيبايي هستند.
عزت نفس و مفهوم خود ارزشمندي از اساسي ترين عوامل در رشد مطلوب شخصيت فرد است. برخورداري از اراده و اعتماد به نفس قوي، قدرت تصميمگيري، ابتكار، خلاقيت ونوآوري، سلامت فكر و بهداشت رواني رابط مستقيمي با ميزان و چگونگي عزت نفس و احساس خود ارزشمندي دارد و امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اختلالات شخصيتي و رفتاري از قبيل كمرويي و گوشهگيري، لجبازي و پرخاشگري و تنبلي، ارزيابي و پرورش احساس عزت نفس، تقويت اعتماد به نفس و مهارت‌هاي فردي و اجتماعي به عنوان اولين يا مهمترين گام مورد توجه قرار مي‌گيرد. (بيابانگرد، 1373).
ويرجنياستير معتقد بود افزايش عزت نفس در خانواده به منظور ايجاد در نظام ميان فردي آنهاست. او بين عزت نفس و ارتباط ميان فردي، يك همبستگي مستقيم يافت و عزت نفس پايين را با ارتباط ضعيف همخوان و هم پيوند مي‌دانست. ستير به طرز ويژهاي بر تخليه انرژي و از نظر جهت‌گيري انرژيها متوقف شده از طريق تسهيل در رشد و افزايش عزت نفس وبهبود مهارت‌هاي ارتباطي تأكيد مي‌ورزد (نوابي نژاد، 1378). روابط رضايت بخش در بين زوجين نيز از طريق علاقه متقابل، ميزان مراقبت از همديگر، اعتماد به نفس كه هر دو يكديگر را پذيرفتهاند و تفاهم با يكديگر قابل سنجش است (سينها و ماكرجك 151369،636-633).
بايد توجه داشت كه عزت نفس عامل مهمي براي پيشرفت و موفقيت افراد در همه كارها و در زندگي زناشويي است و محيط نيز نقش تأثير گذاري در شكل‌گيري آن دارد و رضايت زناشويي حاصل مبادله رفتارهاي پاداش بخش است. وقتي فرد ارزيابي مثبت از خصوصيات خود داشته باشد داراي عزت نفس بالا وقتي نتيجه اين ارزيابي منفي باشد داراي عزت نفس پايين است. افرادي با عزت نفس بالا داراي هدفهاي عاليتر و متعددتري هستند و شوق زيادي دارند تا با موفقيت‌هاي تازه و موضوعاتي روربرو شوند كه استعداد نيروهاي آنها را به طور عمده به كار مي‌گيرد (عظيمي704، 1380).
عزت نفس متغير شخصيتي ديگري است كه با خوش بيني و هويت در ارتباط است. (شيير16 و همكاران 1994،1078-1063). يكي از سازههاي شخصيتي مرتبط با سلامت و بهزيستي رواني، خوش بيني است (كجباف عريضي وخدا بخشي، 1385) به وسيله عزتنفس است كه فر مي‌تواند هويت خويش را بشناسد زيرا عزت نفس ارزشيابي كلي ما نسبت به فضايل، قابليتها، ارزشها، اجراي بدني، پاسخ‌هاي ما به ديگران و ديدگاهي است كه نسبت به داراييهايمان داريم (كازدين17، 2001) به نقل از جان بزرگي، نوري و هريس، 1387).
شاملو معتقد است عزت نفس عبارتست از ارزيابي و ارزشيابي مداومي كه شخص نسبت به ارزشمندي خويشتن دارد و نوعي قضاوت شخصي نسبت به ارزشمندي وجودي مي‌باشد (خوراني1387، 167) از ديدگاه واقعيت درماني هويت از راه ارتباط و درگيري عاطفي با خود و ديگران از طريق چيزي كه دوست داريم و تلاشهايي كه براي رسيدن به آن مي‌كنيم، آنچه كه ديگران در مورد مافكرمي‌كنند، ارزشيابي ما از خودمان در اقتصادي، تصور خود از وضع ارتباط با شرايط زندگي و اوضاع اجتماعي، جسماني و شيوه لباس پوشيدن، هويت ما را پديدار مي‌كند(شفيع آبادي و ناصري، 1388).
افزودن بر اين عزت نفس يكي از عوامل مهم رشد محسوب مي‌شود كه از يك سو و با رفتارهاي شكل گرفته در نظام خانواده (آماتو و فلور18 2002،716-703). و از سوي ديگر با باورها و هيجانهاي مربوط به خود در ارتباط است. (سانتروك19،2007). به وسيله عزت نفس است كه فرد مي‌تواند هويت خويش را بشناسد. زيرا عزت نفس ارزشيابي كلي ما، نسبت به فضائل ما قابليتها، ارزشها، اجزاي بدني، پاسخهاي ما به ديگران و ديدگاهي است كه نسبت به داراييهايمان داريم (كازدين 2001، به نقل از جان بزرگي، نوري، و هريس، 1387). عزت نفس جنبههاي مختلفي دارد براندن براساس جنبههاي انسان گرايانه، از عزت نفس به عنوان نياز وجودي ومؤلفه بر انگيزنده بنيادين رفتار انسان ياد مي‌كند. كه بر ميزانهاي مساوي، شامل ارزش مداري و شايستگي است. به اعتقاد او عزت نفس از دو جنبه مرتبط به هم يكي احساس خودكارآمدي شخصي و ديگري احساس ارزشمندي شخصي تشكيل شده است كه اين دو جنبه باعث ايجاد اعتماد به نفس و احترام به خود مي‌شود (هوبان202004،25-7). جنبه ديگر عزت نفس، عزت نفس جنسي است كه بر رفتارهاي جنسي تأثير گذار و عبارت است از دانش عاطفي انسان نسبت به ارزيابي از افكار، احساسات و رفتارهاي جنسي خودش (بث و همکاران21 2010،838-833).
سازگاري زناشوئي يك فرآينداست كه در طول زندگي زوجين به وجود مي‌آيد. زيرا كه لازمه سر آن انطباق سليقه‌ها، شناخت صفات شخصيتي، ايجاد و قواعد رفتاري و شكلگيري الگوهاي مراودهاي است. بنابراين سازگاري زناشويي فرايند تكاملي بين زن و شوهر است ( لاس ول و لاس ول، 1982 به نقل از فقيرپور266، 1380).
در رويكرد شناخت درماني بِك نيز بر فرضيه‌ها و باورهاي موجود در طرحوارههاي شناختي زن و شوهر تأكيد شده است. به نظر يك وقتي طرحوارههاي شناختي (باورها و فرضيه‌ها تحت تأثير تحريفات شناختي قرار ميگيرند. حكم قاعده يا باورهاي غير منطقي را پيدا مي‌كنند كه اين باورهاي افراطي و بسيار مطلق باعث مي‌شوند نظام تفسيري زوجين به صورت غير منطقي و نادرست عمل كند و زن و شوهر در تعاملات خود دچار تعارض شوند ( بك. قراچه داغي، 1380، 267). باورهاي غير منطقي به صورت آگاه در زوجين وجود دارند و همسران از تأثيرات منفي آنها در افزايش ناسازگاري زناشوئي خود آگاهي ندارند. از انجا كه تفكر و باور سالم يكي از مؤلفههاي مهم ارتباط كار آمد زناشوئي است و تأكيد در مانگران بر اين مسئله كه كمك به زوجين ناسازگار مي‌توان با تفكيكهاي شناختي به شناسايي اين باورهاي ناكارآمد و همچنين رشد ارتباط مؤثر زناشوئي پرداخت ( باكوم22 1998،88-53).
فيني23 (1999) در تحقيقات خود دريافت افرادي كه دلبستگي ناايمن دارند داراي كنترل شديد عاطفي هستند و هيجاناتشان بيشتر از نوع منفي است كه پيشبيني كننده خوبي براي رضايت زناشويي است. ( كلانتري95، 1379) در بررسي خود به رابطهي منفي ميان تفاهم زناشويي با اضطراب، واكنش به ناكامي و باور وابستگي در دانشجويان متاهل دانشگاه تهران دست يافت و اعلام كرد افزايش اضطراب و نگراني موجب كاهش تفاهم زناشوئي مي‌شود. اسپانيرولوئيس24 (1980، بر گرفته از لتزينگر و گوردون 2005،424-409). نيز بيان كردند كه ارتباط مثبت، توافق افراد بر سر مسائل زناشويي، و ابراز محبت باعث مي‌شود فرد رضايتمندي و شادكامي بيشتري در راوبط زناشويي خود داشته باشد.
عوامل متعددي رضايتمندي زناشوئي زوجين را تحت تأثير قرار مي‌دهند از آن جمله مي‌توان به رضايت از خلق و خوي همسر، (بلوم و مهرابيان251999،125-93). اعتماد و وفاداري و عشق (روز بلات26 و همكاران، 1999،129-113).درآمد و اشتغال همسر (وييجينتيمالا، كوماري و پاند27ا؛ 2004،11-9) اشاركرد.
سازگاري زناشويي از دير باز مورد توجه روانشناسان و جامعه شناسان قرار گرفته، يكي از گستردهترين مفاهيم براي تعيين ميزان شادي و پايداري رابطه است (ويگل و ديگران28 1378،270-263) سازگاري زناشويي وضعيتي است كه در آن زن و شوهر در بيشترين مواقع احساس خوشبختي و رضايت دارند و از كنار هم بودن لذت مي‌برند. اين سازگاري از طريق متقابل، مراقبت از يكديگر، پذيرش، درك و ارضاي نيازهاي ايجاد مي‌شود (سينها و ماكرجك29 1990،636-633). موضوع سازگاري زناشويي بعد از مطالعه هاميلتون مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن در پژوهشهاي زيادي به منظور كشف عوامل مؤثر در سازگاري زناشويي انجام شد. پژوهشگران تا سال 1980 بر متغيرهاي همهگيرشناسي، روابط جنسي، مسائل مالي، تعداد فرزندان، مذهب و شغل زوجين تمركز داشتند و تنها در سالهاي اخير به اهميت عوامل شخصيتي و هيجانات در سازگاري زناشويي تأكيد كردند ( اشنايدر 1979،823-813).(ويدا نوف وگاتمن 1990،1115-1099) 30. به عنوان مثال، گلمن (1998 به نقل از شهيدا و راهي، 2009). به وجود رابطهاي قومي بين هوش هيجاني و توانايي حل تعارض در رابطه زوجين پي برد و بر اهميت نقش همدلي در روابط رومانتيك تأكيد كرد. (گاتمن و همکاران1998،22-5). 31 نيز دريافتند كه حمايت و درگيري هيجاني اجزاي اساسي رابطه زناشويي هستند و اين عوامل در مقايسه با تعارضات رفتاري، با قدرت بيشتري مي‌توانند آينده رابطه را پيش‌بيني كنند. آنها هم چنين خاطرنشان كردند كه روز كه لحن ابزار هيجاني بين زوجين بسيار مهمتر از محتواي مكالمات و توانايي حل تعارضاتشان مي‌باشد. از نظر آنان عامل اصلي ناسازگاري زناشوئي ميزان خشم ابراز شده و يا تعداد تعارضات نيست، بلكه تحقير كردن و فاصلهگيري دفاعي است كه باعث بروز شگفتيهاي زناشويي مي‌شود نتايج نشان داد بين تصوير بدني و عزت نفس مثبت و منفي و سازگاري زناشويي رابطه مثبت و مستقيم وجود دارد و تفاوت معناداري با يكديگر نشان مي‌دهند.
1-3. اهميت و ضرورت تحقيق:
ميزان توجه افراد به بدن در ميان دو جنس متفاوت است و انتظارات اجتماعي متفاوتي از زن و مرد وجود دارد ارتباط اجتماعي مرتبط با بدن در زنان بيشتر و جدي است. در نتيجه بدن براي زنان در مقايسه با مردان از اهميت بيشتري برخوردار است. (ويدو كوپر 1999، 1056-1047).( ويدوا بتز32 1997،42-35). در نتيجه زنان نسبت به مردان تحت فشار بيشتري براي توجه به بدن و ظاهر فيزيكي و همچنين انطباق با ايدهالهاي زيبايي هستند (احمدنيا، 1384: 133). از ديدگاه مك اروين ابولابان و مك دانيل (1381: 75-74) زيبايي يك قدرت محسوب شده و ابزاري براي اعمال قدرت زنان تلقي مي‌شود، لذا استفاده از اين قدرت به مثابه فراهم كردن فرصتهايي براي زندگي بهتر نگريسته مي‌شود.
با توجه به اهميت عزت نفس و ارتباط آن با رفتار و اعمال انسان خصوصاً در بعد خانوادگي و به ويژه تأثير آن بر رضايت زناشويي لازم است بهتري مناسب براي پرورش آن فراهم گردد. و با توجه به اينكه عزت نفس بالا فرد را در مقابل انواع مشكلات و مسائل زندگي در فشارهاي رواني و جز آن مقاوم خواهد كرد. عزت نفس همچنين مي‌تواند درك و تفسير و واكنش‌هاي هيجاني فرد را تحت تأثير قرار دهد و نيز مي‌تواند در ميزان استرس زايي رويدادها، عاملي تعيين كننده باشد.
بسياري از پژوهشها نشان مي‌دهد كه ويژگيهاي شخصيتي زوجين در احساس رضايت افراد، نقش كليدي ايفا مي‌كنند (گاتيسس و همكاران 2004؛574-564و لووكلونن 33 2005؛326-304). پژوهشهايي هم وجود دارد كه نشان مي‌دهد سبك دلبستگي نيز جزء عواملي است كه در رضايت زناشويي نقش مهمي دارد. ( فيني34، 1999) در تحقيقات خود دريافت كه افرادي كه دلبستگي نا ايمن دارند داراي كنترل شديد عاطفي هستند و هيجاناتشان بيشتر از نوع منفي است كه پيش‌بيني كنندهي خوبي براي رضايت زناشويي است. مطالعهي رابطهي منبع كنترل و سازگاري زناشويي نشان مي‌دهد كساني كه داراي منبع كنترل دروني هستند رضايت زناشويي بالايي در زندگي دارند (فارز351993،10-1).
پژوهش نشان مي‌دهد كه مهمترين عوامل تأثيرگذار بر شخصيت، عزت نفس در رفتار كودك رابطه والد و كودك است ( صالحين41، 1382) و روابط خانوادگي به طور كامل و روابط بين فرزندان به طور خاص، اثر عميق و پايداري در پي ريزي رفتارهاي فردي كودك و بر انگيختن روح زندگي، آرامش دروني و عزت نفس و در نتيجه بر سلامت رواني، جسماني، اجتماعي، اقتصاديكودك دارد. (وبسترو همکاران362008،84-473). از اين رو نفوذ والدين تنها در جنبه ارثي خلاصه مي‌شود و انتخاب سبك فرزند پروري مناسب مي‌تواند تأثير مهمي در شكل‌گيري عزت نفس داشته باشد (ماسن و همکاران 1380، 42). بنابراين شيوه درست تربيتي والدين (مندارا و موري37 2000،490-475). همچنين روابط درست پدر و مادر با يكديگر نقش بسيار مهمي در سطوح بالاي عزت نفس فرزندان ايفا مي‌كند (استينبرگ38 2001،19-1).
منطقي به نظر مي‌رسد كه نگرشهاي والدين و استنباط خانوادگي بتواند و منجر به نگرشها و عقايد ناسازگارانه شود، به عنوان مثال شخصي كه در خانوادهاي تربيت شده استکه در بحث درباره فعاليت جنسي بد و به عنوان مسالهاي كثيف يا ممنوع در نظر گرفته مي‌شود، ممكن است كه در دوران بزرگسالي در نظام عقيدتي او نيز اين نوع گزينش وجود داشته باشد. بنابراين چنين نگرشي احتمالاً تأثير مهمي بر رفتار و پاسخ جنسي او خواهند داشت ( كاتلين و همكاران39 2004،274-268).
اهميت مطالعه بدن به دليل پيوستگي و ارتباط آن باخود پنداره؛ تصور بدن، عزت نفس و سلامت روان افراد و به خصوص زنان و تأثير آن در زندگي زناشويي و كاركرد اجتماعي آنها به عنوان نيمي از نيروي فعال جامعه، و با هدف مطالعه رابطه بين تصوير بدني و عزت نفس با سازگاري زناشويي انجام شده است. بنابراين قصد دارد با استفاده از نظريه مقايسه تصوير بدني و عزت نفس با سازگاري زناشويي به عنوان چارچوب نظري اين مسئله را تبيين كند كه چگونه عزت نفس و رضايت از بدن و سازگاري زناشويي را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
نتيجه تحقيق ربابه لطيف نژاد و همكاران (1390) نشان داد بين تصوير ذهني از بدن با سازگاري زناشويي رابطه سيستم وجود دارد. به گونهاي كه هر چه تصوير ذهني از بدن بالاتر بود سازگاري زناشويي بهتر بود.
نتيجه تحقيق موحد و همكاران (1390) نشان داد رابطه بين تصوير بدني و عزت نفس با افزوده شدن ميزان نارضايتي از ظاهر و تداخل در عملكرد اجتماعي و به طور كلي ميزان نارضايتي از بدن از ميزان عزت نفس فرد كاسته مي‌شود.
نتيجه تحقيق عسگري و روشنگ شباكي (1389) نشان داد بين دانشجويان داراي تصويري بدني پايين و داراي تصوير بدني بالا از لحاظ عزت نفس تفاوت معناداري وجود دارد و دانشجويان داراي تصويربدني بالا نسبت به دانشجويان داراي تصوير بدني پايين از عزت نفس بالاتري برخوردارند.
نتيجه تحقيق تامپسون (200540) نشان داد تفاوت معني‌داري بين رضايت اندام بدني اشخاص سياه و زنان سفيد پوست، نشان نداد ولي، يافتهها نشان مي‌دهد وابستگي قوي و مثبت بين ميزان رضايت از تصوير بدني و اعتماد به نفس در زنان سفيد پوست بود ولي در بين زنان سياه پوست چنين وابستگي وجود نداشت.
نتيجه تحقيق مايترينها و همكارانش (200641) نشان داد كه ظاهر فيزيكي بدني يك ارتباط قوي با وجوه گوناگون اعتماد به نفس دارد.
نتيجه تحقيق اسيراكيلك و همكارنش (422007)، نشان داد بيماران استومي كه سطوح بالاتري اختلالات در تصوير بدني بودن داشتند ارتباط نزديك با عزت نفس پايين؛ ناسازگاري با زندگي متاهلي و نقصان در عملكرد جنسي داشتند.
1-4. اهداف:
1-4-1. هدف كلي:
رابطه بين تصوير بدني و عزت نفس با سازگاري زناشويي كارمندان زن دانشگاه علوم پزشكي كرمان سال 92-91.
1-4-2. اهداف جزئي:
بين تصوير بدني و عزت نفس با ارتباط با اقوام و دوستان رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با روابط جنسي رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس باحل تعارض رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با مسايل مالي رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با اوقات فراغت رابطه وجود دارد.
1-5. سؤالات:
1-5-1. سؤالات كلي:
آيا بين تصوير بدني و عزت نفس با سازگاري زناشويي رابطه وجود دارد؟

1-5-2. سؤالات جزئي:
آيا بين تصوير بدني با عزت نفس باارتباط با اقوام و دوستان رابطه وجود دارد؟
آيا بين تصوير بدني و عزت نفس با روابط جنسي رابطه وجود دارد؟
آيا بين تصوير بدني و عزت نفس با حل تعارض رابطه وجود دارد؟
آيا بين تصوير بدني و عزت نفس با مسايل مالي رابطه وجود دارد؟
آيا بين تصوير بدني و عزت نفس با اوقات فراغت رابطه وجود دارد؟
1-6. فرضيه‌ها:
1-6-1. فرضيه كلي:
سازگاري زناشويي براساس تصوير بدني و عزت نفس قابل پيش‌بيني است.
1-6-2. فرضيات جزئي:
بين تصوير بدني و عزت نفس با سازگاري زناشويي رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با ارتباط با اقوام و دوستان رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با روابط جنسي رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس باحل تعارض رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با مسايل مالي رابطه وجود دارد.
بين تصوير بدني و عزت نفس با اوقات فراغت رابطه وجود دارد.
1-6-3. تعريف واژه‌ها واصطلاحات:
تصوير بدني: تصوير بدن به دريافتها، انديشهها و احساس‌ها در مورد بدن و تجربه بدني اطلاق مي‌شود. (پروز سينكي43 و كش 1990،347-337)
عزت نفس: احساس فرد نسبت به ارزشمندي و تاييد او نسبت به خودش مربوط است نام دارد (بلاسكويچ44 و توماكا، 1991 و ساسون، 2007).
سازگاري زناشويي: وضعيتي است كه در آن زن و شوهر در بيشتر مواقع احساس خوشبختي و رضايت از همديگر را دارند كه به صورت خودكار ايجاد نمي شود و به وجود آمدن آن نياز به تلاش زوجها دارد (احمدي 26، 1382).
1-6-4. تعاريف عملياتي:
تصوير بدني: منظور نمره آزمودني در پرسشنامه ليتيون است.
عزت نفس: منظور نمره آزمودني در پرسشنامه کوپر اسميت است.
سازگاري زناشويي: منظور نمره آزمودني در پرسشنامه انريچ است.
فصل دوم
پيشينه تحقيق
2-1. تصوير بدني
تصوير بدني بدان چه فرد واقعاً شبيه به آنست يعني به شكل ظاهري واقعي فرد مربوط نمي شود بلكه به ارتباط ويژه فرد با بدنش مربوط است به خصوص بر باورها، ادراكات، افكار، احساسات و فعاليتهاي فرد كه به ظاهر فيزيكي او ارتباط دارد (کش45، 1997) به ديگر سخن تصوير بدني، تصوير ذهني فرد از اندازه شكل و فرم بدن است و شامل احساس است كه فرد درباره ويژگي‌ها و ساختار و اجزاي بدنش دارد. (بختياري، مريم 12، 1379)
از نظر sands تصوير بدني براساس يك ساختار چندوجهي مفهوم سازي مي‌شود پژوهش هانشان داد ورزش و فعاليت بدني خود ادراكات جسماني از جمله خود ارزشي جسماني احساس عمومي غرور، رضايتمندي، شادماني، و اطمينان به خود جسماني را بهبود مي‌بخشد. (پاشا46 2008،80-61).
يكي از ابعادي كه در سبك معيارهاي مورد قبول از نظر شكل ظاهري جايگاه ويژه دارد تمايل به داشتن وزن متناسب است. بر اين اساس و با توجه به زمينه‌هاي رواني و اجتماعي، فرد تصوير ذهني از وزن خويش و ميزان متناسب بدون آن ترسيم مي‌كند كه در بسيار از موارد مي‌تواند تلقي درست از وزن واقعي وي را تحت‌الشعاع قرار دهد. براساس مطالعات انجام شده در جوامع غربي، فشار معيار‌هاي زيبايي حاكم و تأكيد بر لاغر بودن بر دختران و نوجوانان بيشتر از پسران مي‌باشد(گارنر47 1980،91-483).به طوريكه تصوير ذهني نامطلوب از وزن و اندام خويش در دختران شايعتر از همسالان مذكرشان گزارش شده است. (واردلي و جورج481983،17-209).
تصوير ذهني بدني (body image) از دو بُعد تشكيل شده است بُعد ادراكي(ارزيابي فرد از اندازه‌هاي بدنش) و بُعد احساس شناختي) نگرش فرد در مورد شكل اندامش). هنگاميكه فرد ظاهر خود را از معيارهاي مطلوب يا ايده آل پايين تر بداند ممكن است با احساسات و نگرشهاي نامناسب نسبت به خود مانند عزت نفس يا اعتماد به نفس پايين و يا افسردگي(پيساج492000،7-330) و حتي در مواردي افت تحصيلي(ناصر50 1992،43-338). مواجه گردد. گزارشهاي متعدد حاكي از افزايش موارد اضافه وزن و چاقي در كودكان و نوجوانان بويژه در جامعه شهري است. (محمد پور اهر نجاني، كلانتري، رشيدي، اشراقيان؛1379)
2-1-1. علل تصوير بدني
تامپسون51 (1990) اشاره مي‌كند كه سازگار فيزيكي در برگيرنده سه مؤلفه زير است:
مؤلفه ادراكي به عنوان ادراك دقيق اندازه (برآورد اندازه بدن) بر مي‌گردد.
مؤلفه ذهني كه بر جنبههايي نظير رضايتمندي، توجه و نگراني، ارزيابي شناختي و اضطراب مربوط مي‌شود.
مؤلفه رفتاري كه به اجتناب از موقعيت‌ها باز مي‌گردد.
موفقيت‌هايي كه سبب ميشوند فرد ظاهر فيزيكي خود را به عنوان عواملي كه مايه شرمندگي است تجربه كند. در بسياري از موارد اختلال ظاهر فيزيكي مرتبط با تصوير بدني مي‌تواند شديداً جدي باشد و آن هنگامي است كه پست انگاري تصوير بدني سه مؤلفه مطرح شده در بالا را در بر مي‌گيرد كه در اين صورت “پديده بدشكلي هراسي” ناميده مي‌شود. (تامپسون 1990و لاسي52 1986،637-623).


پاسخ دهید