1-4-1- سلنيوم به عنوان آنتي اکسيدان در دفاع در شرايط اکسيداتيو51
2-4-1- سلنيوم و پروتئين سازي52
3-4-1-تغييرات القايي سلنيوم بر روي رشد52
4-4-1-مقدار سلنيوم درون گياهان به چند طريق افزايش مي يابد53
5-4-1پيش انباشتگي در گياهان پيش انباشت کننده 54
فصل دوم: مواد و روش ها
1-2-مشخصات بذر گياه و تهيه بذر 57
2-2-سترون کردن سطحي بذرها57
3-2-تهيه محلولهاي هاي لازم براي اعمال تيمار هاي مختلف 57
1-3-2- تهيه محلول کلريد سديم57
2-3-2-تهيه محلولهاي مختلف با غلظت مناسب سلنيوم 58
4-2 طراحي پژوهش58
1-4-2-تهيه محلول هوگلند58
1-1-4-2-طرز تهيه محلول کلات آهن (Fe-EDTA) 58
2-1-4-2 طرز تهيه محلول هاي غذايي با غلظت هاي مختلف سلنيوم61
3-1-4-2 سترون شدن بذر ها61
4-1-4-2 نحوه اعمال تيمارهاي مختلف بر دانه رست هاي جوان62
5-1-4-2 شرايط و دوره کشت دانه رست ها63
6-1-4-2- تجزيه و تحليل رشد63
1-6-1-4-2 آزمايشهايانجام شده بر دانه رستهاي تحت تيمارسلنيوم و تنش شوري63
2-6-1-4-2 بررسي رنگيزه ها66
3-6-1-4-2 سنجش کلروفيل ها و کاروتنوئيد66
4-6-1-4-2 سنجش قند هاي محلول و نا محلول (نشاسته) 68
5-2 سنجش پرولين 71
6-2 استخراج عصاره پروتئيني72
1-6-2- اندازه گيري غلظت پروتئين 72
2-6-2- اندازه گيري فعاليت آنزيم كاتالاز75
3-6-2- اندازه گيري فعاليت آنزيم آسكوربات پراكسيداز75
7-2 سنجش ميزان عناصر 76
1-7-2 سنجش ميزان يون هاي سديم و پتاسيم و سلنيوم76

فصل سوم: تفسير نتايج
1-3 تغييرات شاخص هاي رشد 79
1-1-3 تغييرات وزن تر 79
2-1-3 تغييرات وزن خشک85
3-1-3 تغييرات مربوط به طول بخش هاي مختلف گياه و سطح برگي91
4-1-3 نرخ رشد نسبي (RGR) و ميزان رشد نسبي برگ(RLGR) 96
5-1-3 ميزان همگون سازي خالص (NAR) و نسبت وزن برگي(LWR)99
6-1-3 ميزان سطح ويژه برگي (SLA) و نسبت وزن برگي (LAR) 102
7-1-3 (LWCA) آب در واحد سطح برگ105
8-1-3 تغييرات هيدرات هاي کربن : قند محلول و قند نا محلول107
9-1-3 تغييرات رنگيزه اي برگ ها113
1-9-1-3 کلرو فيل ها و کاروتنويد113
10-1-3 تغييرات پرولين ريشه و برگ119
11-1-3 تغييرات پروتئين و فعاليت آنزيمي122

1-11-1-3 تغييرات پروتئين ريشه و برگ 122
12-1-3 تغييرات ميزان عناصر 131
1-12-1-3 ميزان يون سديم ريشه و ساقه131
2-12-1-3 ميزان يون پتاسيم ريشه و ساقه 132
3-12-1-3 ميزان يون سلنيوم ريشه و ساقه 133
مشخصات آماري طرح و محاسبات آماري140
فصل چهارم:
1-4-تغييرات شاخص هاي رشد142
2-4-تغييرات ترکيبات رنگيزه اي کلروفيل و کاروتنوئيد 144
3-4-تغييرات قند هاي محلول و نامحلول (نشاسته)147
4-4-تغييرات محتواي پروتئين و آنزيم هاي آنتي اکسيدان148
1-4-4-تغييرات محتواي پروتئين148
2-4-4-تغييرات آنزيم هاي آنتي اکسيدان149
5-4-تغييرات محتواي پرولين151
6-4-تغييرات محتواي عناصر(يون سديم، يون پتاسيم، يون سلنيوم)152
نتيجه گيري نهايي155
پيشنهادها
فهرست منابع158
مقدمه
شوري خاک يکي از مهم ترين عواملي که توليد محصول را در مناطق خشک و نيمه خشک محدود مي کند. رشد گياه در نهايت توسط شوري کاهش مي يابد در حالي که گونه هاي مختلف گياهان در تحمل به آن متفاوت مي باشند. گياهان توسط مکانيسم هاي متفاوتي به تنش سازگار مي شوند..et,al) Jamil2005) (Atlassi Pak .et,al2009)
.et,al) Kang Wei 2006)
اکثر گياهان نمک دوست نيستند و فقط به غلظت هاي بسيار کم نمک مقاوم هستند و يا در غلظت هاي کم نمک به شدت رشدشان مهار مي شود. گونه هاي گياهي مختلف در برابر شوري پاسخهاي شدي مختلفي مي دهد.(Sudhir P. Murthy S.D.S2004)
سطوح بالاي شوري خاک مي تواند به نحو قابل توجهي جوانه زني و رشد گياهچه را به دليل اثرات مرکب پتانسيل اسمزي و سميت ويژه ي يون کاهش دهد. جوانه زني بذر، ظهور گياهچه و بقاي اوليه به طور خاص حساسيت بالايي به شوري خاک دارند.
گياهان در مقاومت به استرس شوري با يکديگر متفاوت هستند (Lorenzo.et,al 2007) استرس شوري روي کل گياه و هم در سطح سلول از طريق ايجاد استرس اسمزي و يوني روي فيزيولوژي گياه اثر مي گذارد، استرس شوري به علت افزايش ورود يون سديم است.
حدود 7 درصد از کل زمين هاي جهان و 20 درصد از زمينهاي کشاورزي شده و تقريباً نيمي از زمين هاي آبياري شده تحت تاثير غلظت بالاي نمک هستند. غلظت بالاي نمک
مي تواند فرآيندهاي فيزيولوژيکي سيانوباکتريها و گياهان را تحت تاثير قرار دهد. (Sudhir P. and Murthy S.D.S ،2004)
از 6/4 ميليون هکتار زمين ساحلي و غير منبع در ايران 83/0 ميليون هکتار آن تحت تاثير غلظت هاي مختلف شوري هستند. خاک هاي شور و آبهاي محرک شور، خطرات بالقوه اي براي محصولات کانولا هستند. کانولا (Brassica napus L.) يکي از مهم ترين دانه هاي روغني جهان، حتي در ايران است که توليد آن در سال هاي اخير بطور چشمگيري افزايش داشته است. (Ahmad Bybordi، 2010)
شوري به دو شکل رشد و تکوين گياه را تحت تاثير قرار مي دهد:
1-از طريق کاهش پتانسيل آب خاک، استرس اسمزي به گياه تحميل مي کند و باعث کاهش جذب آب توسط گياه مي شود.
2-شوري باعث افزايش جذب يونهاي بخصوص مي گردد.
سرانجام کثرت اين يونها با فرآيندهاي متابوليکي متعدد تداخل ايجاد مي کند.
(Gaber M Abogadallah 2010)
سلنيوم يک عنصر ريزمغذي ضروري براي انسان و جانوران است و بعنوان يک عامل سمي محيطي نيز عمل مي کند. مرز بين مفيد بودن و مضر بودن اين عنصر بسيار ظريف است و به فرم شيميايي اين عنصر، غلظت و ساير غلظت هاي محيط بستگي دارد. ضرورت سلنيوم براي گياهان عالي در پرده ابهام است و علي رغم اينکه در غلظت هاي بالا براي گياه سمي است ولي در غلظت هاي کم اثر مفيدي دارد.
علي رغم اينکه سلنيوم يک عنصر مغذي براي انسان و ساير جانوران بصورت آنتي اکسيدان است ولي در غلظت هاي بالا به علت جايگزين شدن آن با سولفور در اسيد آمينه سبب پيچ خوردگي اشتباه و نادرست پروتئين ها و در نهايت توليد آنزيم ها و پروتئين ناکارآمد
مي شود. (Vekoslava STIBILY ، 2007) (Mateja Germ.et,al 2007)
آلودگي با سلنيوم اثرات زيانبار کمتري روي جانوران خشکي زي دارد تا جانواران آبزي، در مقادير زياد علاوه بر خطر انداختن زندگي آبزيان، منجر به تجمع عنصر در تخم ها و بدنيا آمدن نوزادان ناقص الخلقه و عجيب مي شود. در موشها هر دو اندام جنسي دارند در چارپايان چرنده بيماري “alkali” بوجود مي آورد که شامل اختلالات در ساختار سم، شاخ ها، ريزش موها يال و دم است و اختلالات قلبي و کبدي نيز به همراه دارد.
سلنيوم جزء عناصر ضروري براي گياهان نيست ولي مي تواند از طريق جمع کردن مقادير زيادي ساير عنصر نفش مهمي را در گياه ايفا کند. بصورت آنتي اکسيدان عمل مي کند. پيري را به تاخير مي اندازد و گياهچه پير را وادار به رشد مي کند.
( .et,al Metaja Germ 2007)
هدف هاي پژوهش
امروزه با افزايش جمعيت و جهان و بهبود سطح تغذيه و گسترش دامداري صنعتي و افزايش مصرف پروتئين تلاش براي دستيابي به منابع جديد و توليد روغن گياهي افزايش يافته است.
کارشناسان درصددند که با توليد دانه هاي روغني بسياري از نيازهاي امروز جامعه بويژه غذاي مورد نياز انسان را تامين کنند.
سرزمين ايران هر چند داراي اقليم هاي متنوع و متفاوتي است اما عرصه هاي قابل کشت و زرع آن محدود و برخي اوقات براي تامين نيازهاي داخلي نيز کافي نيست با توجه به محدوديت اراضي مناسب براي توليد دانه هاي روغني از اين رو شناخت کاربردي فيزيولوژي گياهان زراعي در راه افزايش عملکرد در واحد سطح مناسب به نظر مي رسد.
سلنيوم: يک عنصر شيميايي که به ندرت به حالت عنصري در طبيعت يافت مي شود و فعاليتهاي صنعتي و کشاورزي از طريق جابه جايي سنگ هاي معدني، زباله هاي صنعتي و قرار دادن لايه ي زمين شناختي در معرض آب و هوا و اثر ريشه گياهان موجب تسريع آزاد سازي سلنيوم از منابع سلنيوم مي شود و آن را وارد اکوسيستم هاي آبي و خشکي مي کند.
کلزا: يکي از مهمترين دانه هاي روغني مورد مصرف در جهان است که به دليل داشتن اسيدهاي چرب اشباع نشده و بدون کلسترول از ارزش تغذيه اي فراواني برخوردار است. علاوه بر ويژگيهاي مثبت تغذيه اي با وجود ارقام پاييزه و بهاره در بسياري از نقاط جهان از عرضهاي جغرافيايي بالا تا عرض جغرافيايي پايين تر کشت مي شود.
هدف هاي پژوهش دو جنبه داشته است:
الف)جنبه علمي: انجام يکسري آزمايش ها و پژوهش ها در مورد اثر شوري و سلنيوم به عنوان يک تنش محيطي بر روي رشد گياه و بررسي مکانيسم هاي فيزيولوژيکي تحمل به شوري و سلنيوم روي کلزا در شرايط آزمايشگاهي و از طرفي شناخت پاسخ فيزيولوژيکي گياه به اين تنش بود.
ب)جنبه کاربردي: استفاده از اين ويژگيها در مکانيسم مقاومتي در اصلاح و به نژادي که نياز مبرم به کشاورزي پيشرفته است و به پژوهش ما جنبه کاربردي داد و معرفي ارقام مقاومتر کلزا نسبت به تنش شوري و سلنيوم اهميت اقتصادي فراواني داشته است.
فصل اول
کليات و پيشينه پژوهش
1-1-معرفي گياه کلزا
کلزا با نام علمي Brassica napus L.، گياهي از تيره شب بو (Cruciferea) واز جنس کلم (Brassica) است.کلزا در زبان انگليسي به Rape seed شهرت دارد و تعداد کروموزوم هاي آن 38=n2 مي باشد که از تلاقي هاي متعدد بين جنس هاي Sinapis و Brassica حاصل گرديده است.
اين گياه داراي دو رقم بهاره و پاييزه است که رقم بهاره نسبت به رقم پاييزه که محصول کم تر و کم ارتفاع تر و با مقاومت کمتر مي باشد. اين گياه يکي از گياهان زراعي روغني است که مي توان آنها را در مناطق معتدله، ارتفاعات بالا تحت شرايط نسبتاً خنک کشت داد. (شهيدي، 1376 ، عزيزي و همکاران 1378)
2-1-1ويژگي هاي کلي تيره شب بو (Crucifera)
گياهان تيره شب بو تقريباً هميشه علفي، يکساله يا دو ساله و تعداد کمي از آنها پايا يا چند ساله هستند. برگ ها منفرد، فاقد گوشوارک و تقريباً هميشه ساده اند گل نر ماده، متقارن و فرمول کلي آن چنين است:
4 کاسبرگ، 4 گلبرگ، 6 نافه، (4 پرچم بلند و 2 پرچم کوتاه) و 2 برچه است.
صفت تترادينامي که اولين بار توسط لينه شناخته شده است از صفات مشخص و اساسي تيره شب بو است. ميوه به صورت خورجين يا خورجينک است. داراي 200 جنس و بيش از 3500 گونه است که در سراسر جهان بويژه در مناطق معتدل و سرد انتشار دارند ولي فراواني آنها در حوالي مناطق قطب شمال و خط استوا کم مي شود (قهرمان، 1372) (تصوير 1-1)
3-1-1مورفولوژي گياه مورد مطالعه:
گياه کلزا از نظر مورفولوژيکي داراي ويژگي هاي زير است:
ريشه: کلزا داراي يک ريشه اصلي ضخيم و قوي با تعدادي زيادي ريشه فرعي مي باشد.
ارتفاع ريشه اصلي به 80 سانتي متر مي رسد و گياه را در ارتفاع زياد در کشت متراکم مقابل بادهاي شديد حفظ مي کند. ريشه هاي فرعي اين گياه در محدوده وسيعي توزيع مي شوند. ساقه: در مرحله روزت ساقه گياه بسيار کوتاه است. فاصله بندها به هم نزديک در حدود 5/1-1 سانتي متر است و در حالت به ساقه رفته ايستاده داراي شاخه هاي فرعي بسيار (متناسب با رقم و دانسيته) است و ارتفاع نهايي گياه 180-60 سانتي متر بسته به نوع رقم مي باشد.
برگ ها: در مرحله ابتدايي روزت طويل، عريض با حاشيه گرد و در مرحله ايستاده (به ساقه رفته) از دندانه هاي زيادي برخوردار است.
گل: گل دو جنسي و کامل است که دو گل آذين هاي خوشه اي قرار مي گيرد. گل هاي کلزا عمدتاً به رنگ زرد، داراي 4 کاسبرگ، 4 گلبرگ و 6 پرچم است که د عدد از آنها کوتاه و 4 عدد آنها بلند است و نيز داراي 3 پرچم مي باشد.
غلاف: پس از تلقيح گل از پايين به بالا تشکيل شده و همزمان با توسعه گل تکامل مي يابند و تعداد زيادي دانه بسته به رقم و شرايط در خود جاي مي دهند.
دانه: دانه ها به رنگ قهوه اي تيره و يا سياه بوده و هر چه نارس تر باشند، روشن تر هستند. وزن هزار دانه بين 5- 5/3 گرم متغير است (شهيدي و فروزان، 1376، شريعتي 1379 ، صفافر 1382)(تصوير 1-2)
4-1-1مراحل رشد ظاهري گياه کلزا
کلزا گياهي است يکساله که همانند ساير گياهان داراي مراحل خاص رشد مي باشد، آگاهي از هر يک از مراحل خاص رشدي، امکان شناسايي نقاط ضعف و قوت گياه را در هر يک از اين مراحل روشن مي سازد. ضمن آنکه نيازها، خاص گياه را براي مبارزه با آفات و بيماري ها مشخص مي نمايد. اصولاً مراحل رشد گياه کلزا را مي توان به 7 مرحله A,B,C,D,E,F,G تقسيم کرد. مدت زمان مرحله رشد تحت تاثير دما، رطوبت، نور و مواد غذايي قرار مي گيرد. (جاويدفر،1377)
مرحله A يا مرحله جوانه زدن: در اين مرحله گياه دو برگ ابتدايي قلبي شکل داشته و حالت ايستاده به خود مي گيرد.
مرحله B يا مرحله روزت: اين مرحله با توجه به تعداد برگ ظاهر شده به چند مرحله تقسيم مي گردد. اين مرحله در گياه زماني ايجاد مي شد که به غير از دو برگ لپه اي، برگ هاي ديگر نيز ظاهر مي شود. در مراحل اوليه رشد برگ ها رو به بالا متمايل شده و سپس به حالت خوابيده در سطح خاک قرار مي گيرند.
فواصل بين گره ها نيز کوتاه است.
مرحله C يا مرحله رويش: در اين مرحله پس از پايان مرحله روزت گياه شديداً به رشد رويشي متمايل شده و شروع به ساقه دهي مي نمايد. در اين مرحله ميان گره ها قابل ديدن هستند.
مرحله D يا مرحله ظهور غنچه گل: از اين مرحله به بعد به تدريج غنچه هاي گل به طور مجتمع ظاهر شده و به تدريج گل آذين هاي اوليه و ثانويه ظاهر مي شوند.
مرحله F,E يا مرحله گلدهي: در اين مرحله، ابتدا غنچه هاي گل از هم مجزا شده و اولين گل ها باز شده و به تدريج به تعداد گل هاي باز افزوده مي شود.
مرحله G يا مرحله شکل گيري خورجين: اين مرحله بسته به وضعيت رشد غلاف ها به 5 مرحله تقسيم مي شود که طي آن طول آنها به مرور کمتر از 2 سانتي متر به حدود 4 سانتي متر افزايش يافته و سرانجام غلاف ها به صورت توده اي در روي گياه ديده مي شود.
تحقيقات نشان داده که درجه حرارت پايين در طي نمو رويشي در بعضي ژنوتيپ هاي شب بوي نوع بهاره گل دهي را جلو مي اندازد. (شهيدي و فروزان 1376). (تصوير 1-3)
5-1-1گونه هاي متعلق به جنس Brassica
سه گونه کلزا، شلغم روغني و خردل هندي در بازار جهاني با نام فرانسوي کلزا و با نام انگليسي Rape seed شناخته مي شوند و مهمترين گياهان روغني مناطق معتدل دنيا محسوب مي گردند.
بين سه گونه زراعي کلزا، شلغم روغني و خردل هندي، دو گونه اول داراي تيپ هاي بهاره و پاييزه اند و خردل هندي گونه اي بهاره است. اين سه گونه به ترتيب اهميت زراعي عبارتند از: کلزا، شلغم روغني و خردل هندي، دو گونه کلزا و شلغم روغني با آب و هواي خنک و نسبتاً مرطوب سازگارند و گونه خردل هندي به آب و هواي گرم و خشک سازگار است.
مهمترين گونه هاي جنس Brassica که داراي ارزش روغني هستند در جدول 1-1 آورده شده اند (شريعتي، 1379)
جدول 1-1 اسامي علمي و نام عمومي برخي از مهمترين گونه هاي جنس Brassica
نام فارسينام عمومينام علميکلزا (شلغم آرژانتيني)Oilseed rape- Conola -Colza-Rape. seedBrassica napus L.شلغم روغنيField mustard TurnipBrassica rapa L.
Brassical compestrisخردل هندي(خردل قهوه اي)Brown mustard
Indian mustardBrassica juncea L.خردل سياهBlack mustardBrassica L.nigraخردل سفيدWhite mustardBrassica L.hirta L.
Sinapis albaخردل حبشي (خردل اتيوپي)Ethiopian mustardBrassica carinata L.
1-5-1-1کلزاي پاييزه (B.napus subsp . Olifera var.b. biennis) ژنوم AC؛ 19=n
عمده ترين مناطق کشت اين گياه، شمال شرقي اروپا مي باشد. در کانادا کلزا به کلزاي آرژانتيني معروف است زيرا اولين بار از آنجا به کانادا وارد شده است. کلزاي پاييزه بالاترين عملکرد و درصد روغن را در بين گياهان روغني متعلق به جنس براسيکا توليد مي کند ولي مقاومت آن به سرما کمتر از شلغم روغني پاييزه است و در اين مناطق سرد از ارقام بهاري استفاده مي شود بذرهاي اين گونه به رنگ سياه هستند و در حالت طبيعي به فرم هايي با بذرهاي زرد رنگ وجود ندارد.
2-5-1-1شلغم روغني (B. rapa. L.) ژنوم A؛ 10=n
اين گونه سابقه اي Brassica Campestris ناميده مي شد. اين گونه در کانادا به کلزاي لهستاني معروف است. کم محصول تر است و عملکرد دانه و روغن اين گياه نسبت به کلزاي پاييزه کمتر است همچنين مقاومترين ارقام کلزا به سرما به اين گونه تعلق دارند.
حدود نيمي از زراعت کلزا در غرب کانادا به اين گونه تعلق دارد زيرا ارقام اين گونه در عرض هاي جغرافيايي بالاتر زودرس هستند. ارقام اين گونه داراي بذرهاي قهوه اي و زرد هستند.
3-5-1-1کلزاي بهاره، (B.napus. subsp. Olifera var annua) ژنوم AC: 19=n
کلزاي بهاره همانند کلزاي پاييزه به عنوان منبع روغن گياهي کشت مي شود ولي ارقام زمستانه در شراي مساعد معمولاً پر محصول تر مي باشد و کشت آن ترجيح داده مي شود.
4-5-1-1خردل هندي يا قهوه اي، (B. juncea)، ژنوم AB؛ 18=n:
بطور گسترده در شمال شبه قاره هند و بخش هاي مختلف چين کشت مي شود. دوره رشد آن 110 تا 160 روز بوده، و عموماً در آّبان، آذر کشت مي شود. اين گونه به شرايط خشک سازگاري کامل دارد. در غرب کانادا به طور عمده براي مصرف چاشني کشت مي شود.
5-5-1-1خردل سفيد (Sinapis alba L.)، ژنوم D؛ 12= n
اين گونه Brassica hirta نيز ناميده مي شود و در شمال آمريکا به خردل زرد معروف است. در اروپا و شمال آمريکا به طور گسترده اي به عنوان چاشني کشت مي شود. بذر اين گونه بزرگ و داراي رنگ زرد روشن است. (احمدي، جاويدفر، 1377؛ عزيزي 1378).
6-5-1-1خردل حبشي (آلياري، 1379)، (B. carinata) ژنوم BC ، 17=n
اين گونه به نسبت کم رشد است. کشت آن به فلات اتيوپي و نواحي مجاور آن در شرق آفريقا محدود مي شود. بذر اين گونه بزرگ و غالباً سياه رنگ هستند، ولي فرم هاي داراي بذرهاي زرد رنگ نيز وجود دارند (احمدي، جاويدفر،1377، عزيزي 1378) (1995، Kimber) تصوير (1-4)
6-1-1رابطه ژنوي گونه هاي شب بو (Cruciferea):
براساس بررسيهاي انجام شده توسط Frandsen (1943) و Olssen (1960) ثابت گرديده که کلزا حالت تلاقي شلغم روغني B. oleracea , B. rapa کلم مي باشد (آلياري، 1379) .
سه گونه کلزا (B. napus)، خردل هندي (B. juncea) و خردل حبشي (B. carinata)، آمفي ديپلوئيد هستند در صورتي که شلغم روغني (B. rapa) و خردل سياه (B. nigra) ديپلوئيد هستند (2004 , Ashraf). (قدمي، 1389)
شکل زير ارتباط ژنوي گياه Brassica را نشان مي دهد.
7-1-1تقسيم بندي ارقام کلزا:
کلزاي صنعتي حاوي 60-22 درصد اسيد اروسيک در روغن و 205-100 ميکرومول در هر گرم گليکوزينوليت کنجاله هست.
ارقام يک صفر: معمولاً واريته هاي کانادايي بوده و حاوي کمتر از 5 درصد اسيد اروسيک در روغن و 25-100 ميکر مول در گرم گليکوزينوليت هستند.
ارقام دو صفر: نوع تکامل يافته يک صفر بوده، حاوي کمتر از 2 درصد اسيد اروسيک در روغن و 30-18 ميکرومول گليکوزينوليت در هر گرم کنجاله هستند.
ارقام سه صفر: نوع اصلاح شده ارقام B. Campestris (شلغم روغني بوده) و اصطلاحاً به آن Canola گويند.
در سال 1979 ، نام عمومي کانولا در کانادا براي کليه ارقام دو صفر منظور گرديد اين طبقه بندي سبب شد که کليه ارقام زراعي کلزا که در هر گرم کنجاله داراي حداکثر 2 درصد اسيد اورسيک و کمتر از 30 ميکرومول گليکوزينوليت هاي آلفاتيک باشند، با اين نام مطرح شوند (شهيدي و فروزان، 1376).
روغن کلزا در مقام مقايسه با روغن حاصله از دانه هاي روغني ممتاز آفتاب گردان، ذرت سويا به دليل حضوري اسيدهاي چرب اشباع نشده و نبود کلسترول از کيفيت تغذيه اي بالايي برخوردار است. ارقام کلزا داراي دو نوع بهاره و پاييزه مي باشند که ارقام بهاره به دليل دوره ي رشد کوتاه تر از عملکرد کمتري برخوردارند و در ضمن نيازي به بهاره سازي ندارند، در حالي که ارقام پاييزه نيازمند گذراندن يک دوره سرما مي باشند.(احمدي، 1388).
8-1-1ترکيبات دانه کلزا:
بذرهاي رسيده کلزا داراي ليپيدها، هيدرات هاي کربن و مواد کاني مي باشد. ليپيدها به صورت اسيدهاي چرب اشباع و غير اشباع بوده و پروتئين به شکل گلوبولين و آلبومين
مي باشد. هيدرات هاي کربن شامل: قندها، نشاسته، ليگنين ، سلولز و پکتين خواهد بود. (آلياري، 1379، هولمز 1377). ترکيب بذر از عوامل محيطي و ژنتيکي تاثير فراوان
مي پذيرد. ميزان روغن با تعداد اندکي ژن کنترل مي شود. افزايش آن از طريق به نژايي آسان تر است. (ناگاراج ، 1378)
جدول 2-1 ترکيبات دانه کلزا (هولمز 1377)
ترکيبات پروتئينچربيرطوبتهيدرات کربنمواد معدنيگلوکوزينولات درصد25-1745-403/7-5/525-203/5-2/34-1ارقام يک صفر: روغن اين گروه از ارقام کاربرد صنعتي دارند.
ارقام دو صفر: نوع تکامل يافته يک صفر بوده حاوي کمتر از دو درصد اسيد اروسيک در روغن و 30-18 ميکرومول گليکو زينوليت در هر گرم کنجاله هستند .
ارقام سه صفر: در اين ارقام سه ماده نامطلوب اسيد اروسيک- گلوکوزينولات و فيبر به حداقل رسيده اند.
جدول 3-1 درصد ترکيب کنجاله کلزا (ناگاراج، 1378)
ترکيبپروتئينروغنخاکسترفيبر خامکلزا9/434/69/57/13جدول 4-1 ترکيبات نامطلوب کلزا و محل حضور آنها(ناگاراج، 1378)
ترکيبگلوکوزنيولاتاسيد اروسيکاسيد فيتيکاسيد فسفريک فيبر محل حضورکنجالهروغنکنجالهکنجالهکنجاله
9-1-1 معرفي گلوکوزينولات
گلوکوزينولاتها گروهي از مواد شيميايي اند که در برخي از خانواده هاي گياهان وجود داشته و اغلب سبب بروز طعم تند و بوي گزنده ي اندام هاي آنها مي شوند. براي مثال طعم تند خردل بر اثر وجود ايزوتيوسياناتها (Iso thiocyanates) که نوعي گلوکوزينولات مي باشند ايجاد مي شود.
فرمول ساختاري گلوکوزينولاتها عبارت است از:
N-O-So3X + S-Glucouse
گلوکوزينولاتها همواره از يک مولکول گلوکز و گوگرد که نيمي از آن به صورت سولفات است تشکيل شده اند. تفاوت گلوکوزينولاتها با يکديگر در نوع بنيان آنهاست.
گلوکوزينولاتها در درجه اول برحسب شکل و ساختار بنيان شان به گروههايي تقسيم
مي شوند.
بنيان گلوکوزينولاتها مي تواند به صورت يک زنجير طولاني کربن، يک حلقه کربني، يک حلقه مضاعف کربني و يا ساختارهاي ديگر باشد. در اين تقسيم بندي فقط دو گروه جالب توجه مي باشند:
گروه اول: گلوکوزينولاتهاي آلکيني (Glucoesinolate- Alkenyl) که بنيانشان به صورت يک حلقه يک زنجير کربن است.
گروه دوم: گلوکوزينولاتهاي ايندولي (Indoli- Glucoesinolate) که بنيانشان به صورت يک حلقه مضاعف (دوبل) کربني است.
ميزان ساير گلوکوزينولاتها در کلزا آن قدر ناچيز است که مي توان آنها را ناديده انگاشت. در سلولهاي کلزا، آنزيم ميروزنياز (Myrosinase) به صورت نهفته وجود دارد.اين آنزيم قادر است گلوکز و گوگرد سولفات را از گلوکوزينولات تجزيه کند.
اگر هنگام تخريب سلولها (مثلاً هنگام آسياب کردن) آنزيم ميروزنياز آزاد شود فوراً شروع به تجزيه گلوکوزينولات خواهد کرد. از اين خاصيت در روش هاي آزمايش گلوکز و آزمايش سريع سولفات، براي تشخيص وجود گلوکوزينولاتها استفاده مي شود. (قدمي، 1389)
10-1-1 ويژگي هاي گياه شناسي
از سال 1922 ، Karpeehenko اولين مطالعات سيستماتيکي و سيتوژنتيکي خود را در مورد جنس Brassica آغاز کرد. در سال 1956، Yarneu مطالعات کامل راجع به سيتولوژي و ژنتيک انجام داد و نتيجه گرفت که از لحاظ مبدا ژنتيکي، کلزا از دو رگه سازي يک نوع کلم Brassica oleracea و يک نوع شلغم Brassica Campestris نتيجه مي شود (Clental، 2002 )
Brassica oleracea X Brassica campestris
Brassica napus
کلزا يکي آمفي ديپلوئيد طبيعي است (خسروي، 1368) (قدمي 1389) چنين کلزايي توسط Frandsen در سال 1943 ، Olssen در سال 1960 ايجاد شد، کلزا از دو برابر شدن تعداد کروموزم در نسل به دست مي آيد کلزا يکي از 3 ترکيب بين B.oleracea , B.
campestris و B. nigra است. گونه هاي بوجود آمد عبارتند از:
18=n کلم وحشي چيني (خردل سياه) B. Nigrakoch کلم وحشي B.alboglabra Bail 9= n کلم B. Olercea L. 10= n شلغم B.campestris L 17= n خردل زرد B. Cartinata A. Br
18= n خردل قهوه اي B. juncea coss 19= n کلزا B. napus L. خردل سفيد B. alba Raben
11-1-1 تاريخچه توليد کلزا در جهان
گياه کلزا از 3000 سال قبل در هندوستان رواج داشته است و از آنجا به چين و ژاپن راه يافته است در اروپا استخراج روغن از دانه کلزا و دانه ي ساير گونه هاي متعلق به جنس براسيکا دست کم از قرن شانزده رواج داشته است اين روغن ابتدا به عنوان روغن چراغ استفاده شد و سپس بعنوان روغن خوراکي مرسوم گرديد.
در سال 1936 گونه Brassica Compestris و چند سال بعد Brassica napus به کانادا وارد شد. توليد تجارتي کلزا در غرب کانادا در سال 1942 بعنوان منبع تامين کننده روغن روان ساز در جنگ جهاني دوم آغاز گرديد اما به دليل قحطي و گرسنگي و کمبود منابع روغن خوراکي مقداري از آن به مصرف غذايي رسيد. امکان استفاده از روغن کلزا براي مصارف خوراکي در سال 1948 مورد توجه قرار گرفت و منجر به استخراج روغن خوراکي از کلزا در سال هاي 57-1956 گرديد.
زادگاه گياه کلزا و خاستگاه انتشار آن در جهان اگر چه به طور دقيق مشخص نيست. اما براساس اطلاعات به دست آمده خاستگاه اصلي کلزا، کرانه هاي مديترانه، هندوستان و چين و ژاپن بوده و تا به امروز نوع وحشي آن مشاهده نگرديدهاست. (دهشيري، 1378)
12-1-1 توليد کلزا در ايران
توليد کلزا در ايران از زمان شروع فعاليت شرکت کشت دانه هاي روغني آغاز گرديد ولي به دليل عدم موفقيت زراعي از يک سو و بالا بودن استاندارد روغن از سوي ديگر گسترش آن بسيار محدود گرديد. بررسي امکان کشت کلزا در ايران توسط موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه بذر از سال 1360 در کرج شروع شد و به تدريج در ساير استان هاي کشور مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت. (مطلبي پور و همکاران، 1379)
13-1-1 کاربرد فراورده هاي کلزا
دو فراورده حاصل از کلزا، روغن و کنجاله مي باشد. روغن کلزا در مقايسه با روغن هاي حاصل از ساير دانه هاي روغني به دليل حضور اسيدهاي چرب اشباع نشده و نداشتن کسترول از کيفيت تغذيه اي بالايي برخوردار است و بعد از زيتون تنها روغن گياهي است که با توجه به استانداردهاي امروز از نظر ارزش تغذيه اي مورد تاييد است. (باقري، 1383و رستگار، 1384، حجازي ، 1379).
در گذشته بوته هاي کلزا به عنوان سبزي، دارو و ادويه مورد استفاده بوده اند. هم چنين روغن آن جهت آشپزي و سوخت روشنايي و نيز پيدايش ماشينهاي بخار به عنوان روغن ماشين کاربرد داشته اند. امروزه کلزاي معمولي با هدف توليد روغن جهت مصارف صنعتي و تغذيه اي مورد کشت و کار قرار مي گيرد (حجازي 1379).
معرفي ارقام جديد کلزا که فاقد اسيد اروسيک بودند سبب شد تا روغن اين گياه نه تنها بصورت مستقيم مورد استفاده قرار گيرد بلکه از آن در تهيه کره، شکلات هاي کاکائويي، شيريني، بستني نيز استفاده شود. (حجازي، 1379 ، خواجه پور 1383، کميبر گرگرد 1378)
بالا بودن اسيد اولئيک و پايين بودن اسيدلينولئيک سبب پايداري روغن شده و آن را براي سرخ کردن مواد غذايي مناسب ساخته است. (آلياري، 1379، حجازي، 1379، خواجه پور، 1383، رستگار، 1384). و همينطور براي توليد ورقه ها، پلي اتيلن، مرکب چاپ، مواد آرايشي، مواد دارويي، فيلم عکاسي و نوارهاي ضبط مغناطيسي مورد استفاده قرار مي گيرد. (حجازي، 1379 ، رستگار 1384)
14-1-1علل انتخاب کلزا و توسعه کشت آن
– افزايش روغن و کنجاله در مقابل ساير محصولات و ارائه علوفه قابل ملاحظه
– امکان نگهداري محصولات به مدت طولاني
– ريشه بندي قوي و توان جذب رطوبت از اعماق خاک

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– امکان افزايش راندمان در واحد سطح
– مقاومت گياه در شرايط مرطوب در طول بهره برداري
– هزينه هاي توليد کم با توجه به زراعت هاي مشابه.
– بازگشت مناسب سرمايه در شرايط مقايسه با سه محصولات زراعي
– بررسي هاي وسيع تحقيقاتي در کليه موارد، به ويژه در اصلاح و توليد ارقام جديد و مناسب.
– حمايت هاي بازرگاني لازم.
– مقاومت به سرما
– آستانه حرارتي پايين و امکان رشد آن در درجه حرارت هاي پايين (صفر فيزيولوژيک کلزا +1 درجه سانتيگراد است).
– امکان استفاده از گل کلزا براي زنبور داري، هزينه هاي کشاورزاني را تقليل مي دهد.
– کلزا در تناوب زراعي با گندم مي توانند در تکميل توليد گندم از نظر حذف علف هاي هرز و کاهش بيماريها، صرفه جويي در مصرف امکانات و توزيع خدمات مساعدت نمايد (احمدي و جاويد فر، 1377). (قدمي، 1389)
– تحمل کلزا به شوري خاک زياد است و اغلب شوري خاک را بهتر از ساير دانه هاي روغني تحمل مي کند.
– کلزا در حال حاضر دومين منبع تأمين روغن بعد از سويا در جهان مي باشد.
15-1-1شرايط کاشت کلزا
خاک مناسب براي کاشت کلزا بايد pH بين 7-6 مي باشد (خواجه پور، 1383)
تاريخ کشت مناسب نيز با وضع جغرافيايي منطقه ارتباط مستقيم دارد. بهترين رشد آن در هواي خنک مي باشد با اينکه انواع پاييزه، شروع سرماي زمستانه، مي تواند خواب رود، ولي اگر قبل از مرحله 8 برگي (حداکثر مقاومت سرما) به سرماي سخت برسد، آسيب
مي بيند، بطور کلي در ايران تاريخ هاي کاشت زير را مي توان توصيه کرد:
براي گرگان و مازندران و گيلان 20 مهر تا 10 آبان، براي غرب ايران 30-15 شهريور مناطق سردسير آذربايجان 20-10 شهريور و براي مناطق گرمسير نظير جيرفت اوايل آبان تا اوايل آذر.
زراعت کلزا با ايجاد وقفه در کشت متوالي غلات به کنترل بيماريها، آفات و علف هاي هرز کمک کرده و از اين رو توصيه مي شود کشت پياپي کلزا در يک زمين سبب تشديد بيماريهايي نظير شانکر ساقه، مي شود (شهيدي و فروزان 1376)
استفاده از کود شيميايي مناسب يکي از عوامل حياتي در توليد موفقيت آميز کلزاست نياز کلزا به کود ازته به صورت نيترات است، مناسب تر از کودهايي که به صورت آمونيوم هستند، مي باشد. (شهيدي 1378)
کود ازته مورد نياز بستگي زيادي به زراعت، نوع، خاک، شرايط آب و هوايي و مديريت دارد و اين امر براي تشخيص و کاربرد ازت مورد نياز در شرايط خاص حائز اهميت است. زمان صحيح کاربرد ازت در کلزاي پاييزه با دوره رشد طولاني آن بر عملکرد تاثير


پاسخ دهید