5 . بين آشنايي دانش آموزان با کامپيوتر(ورد) و ميزان استفاده از آن رابطه معني دار وجود دارد.
6 . بين آشنايي دانش آموزان با کامپيوتر(پاورپوينت) و ميزان استفاده از آن رابطه معني دار وجود دارد.
7 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از اينترنت (جست و جوي مقاله) با پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني دار وجود دارد.
8 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از اينترنت (چت) با پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني داري وجود دارد.
9 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از اينترنت (سرويس خبري) با پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني دار وجود دارد.
10 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از کامپيوتر (سيستم عامل) با پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني دار وجود دارد.
11 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از کامپيوتر (ورد) با پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني دار وجود دارد.
12 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از کامپيوتر (پاورپوينت) با پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني دار وجود دارد.
13 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از اينترنت (جست و جوي مقاله) با سازگاري دانش آموزان در محيط مدرسه رابطه معني دار وجود دارد.
14 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از اينترنت (چت) يا سازگاري دانش آموزان در محيط مدرسه رابطه معني دار وجود دارد.
15 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از اينترنت (سرويس خبري) با سازگاري دانش آموزان در محيط مدرسه رابطه معني دار وجود دارد.
16 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از کامپيوتر(سيستم عامل) با سازگاري دانش آموزان در محيط مدرسه رابطه معني دار وجود دارد.
17 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از کامپيوتر(ورد) با سازگاري دانش آموزان در محيط مدرسه رابطه معني دار وجود دارد.
18 . بين ميزان استفاده دانش آموزان از کامپيوتر (پاورپوينت) با سازگاري دانش آموزان در محيط مدرسه رابطه معني دار وجود دارد.
19 . ميزان سازگاري در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه بيشتر از دانش آموزان پسر مقطع راهنمايي است.
20 . ميزان پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه بيشتر از دانش آموزان پسر مقطع راهنمايي است.
متغيرها :
متغير: متغير عبارت از ويژگيها- مفاهيم و صفاتي که بيش از يک حالت و ارزش به خود ميگيرد ولي ميتوان حالتهاي مختلف براي آن فرض کرد و تغييرات را از فردي ديگر و يا از شيئي به شيئي ديگر نشان دهد. (دلاور، 1380، ص 58)
متغير مستقل :
به متغيري گفته ميشود که از طريق آن متغير وابسته تبيين يا پيش بيني ميشود. (همان منبع، ص 41)
متغير مستقل :
ميزان استفاده از فناوري اطلاعات.
متغير وابسته :
به متغيري اطلاع مي شود که در اثر اجرا يا حذف يا تغيير متغير مستقل، آشکار، پنهان يا تغيير ميکنند. (همان منبع، ص 41)
متغير وابسته :
ميزان سازگاري و پيشرفت تحصيلي.
متغير تعديل کننده :
عاملي است که توسط پژوهشگر انتخاب، اندازه گيري يا دستکاري ميشود تا مشخص شود که تغيير آن موجب تغيير همبستگي بين متغير مستقل و متغير وابسته ميشود يا خير. (همان منبع، ص 44)
متغير تعديل کننده :
مقطع تحصيلي
متغير کنترل :
اين متغير که تأثير آنها بايد خنثي يا حذف شود متغير کنترل گويند. (دلاور، 1385، ص 44)
متغير کنترل :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جنسيت
متغير مزاحم :
به متغيري گفته ميشود که به صورت فرضي بر پديده مشاهده شده تأثير ميگذارد اما قابل مشاهده و اندازه گيري و دستکاري نيست. (همان منبع، ص 45)
متغير مزاحم :
هوش و سرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي.
تعريف عملياتي :
تعريف عملياتي به تعريفي گفته مي شود که از طريق آن فعاليتهاي لازم و اساسي براي اندازهگيري يک متغير معين مشخص ميشود. (دلاور، 1380، ص 63)
فن آوري اطلاعات :
فن آوري اطلاعات به فرآيند دانش و روشهاي به کارگيري آن در توليد، پردازش، انتقال و به جريان انداختن اطلاعات اطلاق ميشود. (شعباني، احمد، 1383، ص 43)
تعريف عملياتي فناوري اطلاعات :
منظور کامپيوتر، اينترنت و … توسط آزمون محقق خبره ميشود.
ميزان سازگاري :
نمرهاي که فرد در آزمون استاندارد سازگاري بل کسب ميکند.
ميزان پيشرفت تحصيلي :
نمره پاياني ترم سال جاري دانش آموزان در مقايسه با سال گذسته سنجيده ميشود.
فناوري تکنولوژي چيست ؟
براي فناوري معاني و مفاهيم زيادي وجود دارد ولي به طور خلاصه به چند موردآنها اشاره مي کنيم :
1. فناوري عبارت است از کاربرد علوم در صنايع با استفاده از رويهها و مطالعات منظم و جهت دار.
2. تکنولوژي از دو لغت يوناني تي چي (مهارت) و ليگا (علم) به معني علم و دانش تشکيل شده است.
اطلاعات چيست ؟
مطابق تعريف واژه نامه اي- ال- اي اطلاعات عبارت است از تمام ايدهها، واقعيتها،کارهاي خلاقانه ذهني که به صورت رسمي يا غير رسمي و به هر حالتي ثبت، منتشر و يا توزيع گرديده، که ممکن است به صورت مستند يا غيرمستند باشد. (آصفي زاده، 1385، ص 21).
در فرهنگ استمورماتيک، اطلاعات به هر مجموعه از عناصر ديجيتال حروفي که داراي مفهوم آشکار و مشخصي باشد و بتواند در معرض پردازش اتوماتيک قرارگيرد. فناوري اطلاعات شاخهاي از فناوري است که با استفاده از سخت افزار، نرم افزار و شبکه افزار مطالعه و کاربرد دارد و پردازش آنها را در زمينهي ذخيره سازي، دستکاري، مديريت و کنترل داده هاي خودکار امکان پذير ميسازد. (ابراهيمي، 1387، ص 47)
فناوري اطلاعات و ارتباطات شامل سه مؤلفه است :
1- فناوري 2- اطلاعات 3- ارتباطات
فناوري و اطلاعات را تعريف کرديم ولي ارتباطات چيست ؟
ارتباطات فرايندي است که ارگانيسمها را بهم پيوند ميدهد. اين ارگانيسم ممکن است از روزنامه و مشتريان آن، يا کشور و خدمات پستي و سيستم تلفن آن اشاره داشته باشد.
دو واژهي فناوري نوين و فناوري اطلاعات و ارتباطات از يک مفهوم تشکيل شدهاند و معمولاً به جاي يکديگر استفاده ميشوند اگر چه در منابع اطلاعات کشور آمريکا معمولاً از فناوري نوين و در منابع اروپايي از فناوري اطلاعات و ارتباطات استفاده ميشود. امروزه بهرهگيري از فناوري نوين، تشکيل جوامع نويني را نويد ميدهد که از آن به نام جامعهي اطلاعاتي ياد ميکنند. جامعهي اطلاعاتي بشر را به عصر جديدي وارد کرده است که در آن ابعاد مکاني و زماني کم رنگ و تعاملات انساني پيش از پيش تقويت ميشود. فناوري نوين به عنوان محور چنين جامعهايي در مقايسه با فناوري مواد جوامع صنعتي است از ويژگيهاي خاصي برخوردار است. (همان منبع، ص 48)
عوامل مؤثر بر توسعهي فناوري اطلاعاتي و ارتباطاتي :
در رشد و توسعه ي فناوري اطلاعاتي و ارتباطاتي عوامل مختلف دخيل بودهاند که عبارتاند از ؛
1 . رشد فناوري ريز پردازندهها و کوچک شدن ابعاد آنها : بعد از ساختن نخستين کامپيوتر که به اندازه يک فروشگاه بود، شايد کمتر کسي تصور ميکرد که شرايط علمي و صنعتي توليد آن باعث ميگردد که روي ميز هر منزلي يک کامپيوتر يافت شود در سال 1972 ريز پردازندهي 8008 که حدود 100 تراتريستور در آن به کار رفته بود تحولي در کنترل به وجود آورد و به تدريج ريزپردازندههاي جديد پا به عرصهي وجود گذاشتهاند به طوري که با ورود کامپيوترهاي نسل پنتيوم در سال 1989 که از ريزپردازنده 8048 در آن استفاده شده بود و به ترتيب در کامپيوتر پنتيوم و پنتيوم 3 اين تعداد به حدود 1000000 و بيشتر از 10000000 ميليون ريزپردازنده رسيد. (بصيرت، 1384، ص 81).
2 . کاهش بهاي کامپيوترها : از مهمترين عوامل رشد فناوري اطلاعات است اگر چه چنين کاهش در قيمت آن اتفاق نمي افتد. کاربردهاي اجتماعي مبتني بر شبکه رشد نميکرد و استفاده از اين فناوري بسيار تأثيرگذار و محدود به سازمان و شرکتهاي ثروتمند بود. (همان منبع، ص 82 )
3 . گسترش استفاده از کامپيوتر: به طوري که تعداد کامپيوترهاي شخصي به ازاي هر 100 نفر در ايتاليا 57 دستگاه و در نروژ 112 دستگاه مي باشد. (همان منبع، ص 83 ).
4 . توسعهي شبکههاي ارتباطي: بسياري از کاربردهاي کامپيوتر مانند خريد الکترونيکي و مبادلهي اطلاعاتي منوط به توسعهي سيستمهاي ارتباطي بين آنها است. به طور مثال ميتوان گفت که تعداد مشترکان تلفن ثابت در سال1995 حدود 650 ميليون نفر بوده و تعداد مشترکان تلفن همراه در همين سال کمتر به 100 ميليون نفر مي رسيد، اما اين تعداد در سال2005 ميلادي به 1200 ميليون نفر در تلفن ثابت و 1800 ميليون نفر در تلفن همراه رسيد. (زماني، 1388، ص 62)
5 . سرعت رشد اينترنت : رشد فناوري ارتباطي بدون ارتباط کامپيوتر به يکديگر و ايجاد شبکهاي بزرگ و جهاني به نام اينترنت کاربرد الزامي محدود ميکرد ليکن بشر براي داشتن ارتباطي بدون محدوديت مکاني و زماني رشد سريع اينترنت را رقم زد. به دليل خصايص ممتاز محيط اينترنت ضريب نفوذ آن بيشتر از همه رسانهها بوده است به گونهاي که ميتوان تلفن در طي 74 سال، راديو در طي 13 سال و شبکهي کابلي در طي 10 سال به 50 ميليون کاربرد دست يافتهاند و اينترنت به تنهايي در طي 4 سال به 50 ميليون کاربرد دست يافت. (احساني بصيرت، 1386 ، ص 121)
تأثير فناوري اطلاعات بر اقتصاد و تجارت :
فناوري اطلاعات در زمينههاي مختلف اقتصادي تأثير شگرف خواهد گذاشت. از نظر اشتغال توسعهي اين فناوري موجب ايجاد مشاغل جديد با کيفيتي نو و برتر است. به عنوان مثال در استراليا نرخ رشد شاغلان در فاصلهي سالهاي 1996 تا 2000 بيش از 30% درصد بوده است.
در ايرلند اين نرخ برابر 18% درصد و در فاصله سالهاي 92 تا 99 ميباشد و متوسط سهم شاغلان فناوري
اطلاعات، ارتباطات در 15 کشور عضو اتحاديهي اروپا برابر 3/9 % درصد بوده است.
از طرفي ديگر با توجه به اينکه استفاده از فناوري اطلاعات موجب افزايش سود و بهبود وضعيت صنايع ميگردد لذا باعث افزايش توليد ناخالص داخلي نيز خواهد بود، همچنين از اواسط دههي 90 نشانههايي از افزايش بهرهوري حاصل از کاربرد فناوري اطلاعات در آمار ديده شده است اين همه حکايت از تأثير مثبت فناوري اطلاعات بر اقتصاد دارد قطع نظر از اين دستاوردهاي اقتصادي فناوري اطلاعات استفاده از اين فناوري ساختارهاي اقتصادي جوامع را به سوي اقتصاد ديجيتالي يا اقتصاد شبکهاي سوق ميدهد.(جاويدان، 1386، ص 92)
اقتصاد ديجيتال : امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يکي از زمينههاي اطلاعاتي به سرعت تأثيرگذاري بر اقتصاد است. در اقتصاد جديد که مبتني بر شبکههاي کامپيوتر است، محيط کسب و کار در حال تبديل شدن به محيط ديجيتالي است. چنين اقتصادي را به عنوان زير نام ميبرند:
1) اقتصاد ديجيتالي 2) اينترنتي 3) مبتني بر شبکه 4) مبتني بر وب 5) اقتصاد جديد
به صورت ساده ميتوان گفت که اقتصاد ديجيتالي به اقتصادي گفته ميشود که قسمت اعظم آن بر پايهي فناوري ديجيتالي شامل شبکههاي کامپيوتري و ارتباطي، نرم افزارها و ساير فناوريهاي اطلاعات است. (زماني، 1388، ص 104)
مؤلفهي اکوسيستم اقتصاد ديجيتالي : واژهي اقتصاد ديجيتالي گوياي يک تحول اقتصادي است، تحولي که در کليهي مؤلفهي اقتصادي هم چون محصولات، مصرف کنندگان، فروشندگان، واسطهها و خدمات پشتيباني، بازار و فرايندهاي آن مؤثر خواهد بود. (همان منبع، ص 21)
ويژگيهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات :
يکي از ويژگيهاي مهمي که پديدههاي فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است، اين است که باعث ميشود ارتباط انسان با انسان، هم چنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقاء يابد.
فناوري اطلاعات و ارتباطات به دليل قدرت پذيري و توانايي برقراري ارتباط پويا که ميتواند با دانش آموزان داشته باشد از نقشهاي مهمي در انتقال دانش برخوردار است.
دربارهي تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزهي تعليم و تربيت دو ديدگاه وجود دارد:
رويکرد اول که رويکرد اصلاح گرا نام گرفته، بر اين باور است که اثر فناوريهاي جديد(نوين) بر آموزش و پرورش تدريجي بوده و اين پديده باعث ميشود که آموزش به شيوه سنتي تنها به گونهاي کارآمدتر انجام شود. به عبارت ديگر ICT باعث تسريع اطلاعات در آموزش و پرورش ميشود. در کنار اين رويکرد، رويکرد تحولگرا مطرح است که معتقد به تحول زايي ICT در آموزش و پرورش ميباشد و بر اين باور است که فناوري نوين ابزارها و حتي خط مشيها و اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و متحول ميکند. اين مقاله تلاش دارد با بيان نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزهي تعليم و تربيت به بررسي تأثير اين پديده بر روي برنامه درسي بپردازد. برنامه درسي را ميتوان دستور کار آموزش دانست، به کارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي فوايد فراواني به همراه دارد از جمله اينکه بهرهگيري از يک برنامه درسي تلفيقي را براي معلم و دانش آموزان فراهم مي آورد.
اين نوع برنامه درسي، بيش از آنکه بخواهد دانش معيني را به دانش آموزان القاء کند، زمينهاي فراهم ميکند که از طريق آن امکان شکوفايي قابليتهاي فردي دانش آموزان و گسترش تجربه هاي فردي و مستقل آنها افزايش مييابد. (ماهنامهي تخصصي IT ، 1388، ص 41)
عصر حاضرکه عصر تغيير از جامعه صنعتي به جامعه فرا صنعتي يا جامعه اطلاعاتي لقب گرفته است، طبيعي است که اطلاعات، دانش و آگاهي به عنوان اساسيترين دارايي ها براي انسانها و جوامع بشري به حساب ميآيد. رشد و گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT ) در جامعه امروزه به حدي سرعت گرفته است که ميزان توجه به آن را به عنوان مهمترين شاخص توسعه يافتگي براي کشورهاي در حال توسعه در نظر گرفتهاند و معتقداند که عصر حاضر دنيايي متفاوت خواهد بود که راهبري آن را فناوري نوين بر عهده خواهد داشت. ويژگي مهمي که فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است اين است که باعث ميشود ارتباط انسان با انسان و هم چنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقاء يابد.
فناوري اطلاعات به دليل تحول پذيري و قدرت تأثير فراواني که در رشد آموزشي، فرهنگي، اقتصادي، امنيت ملي، جهاني شدن و تعديل مشکلات اطلاع رساني سنتي دارد به يکي از پوياترين و بحث انگيزترين رشتههاي علم و فناوري محسوب ميشود. البته نبايد اين نکته را از نظر دور داشت که فناوري اطلاعات(IT ) به دليل يکي از ويژگيهاي خاصي که از آن برخوردار است، همواره مورد سوء استفادههايي نيز قرار گرفته است که اين سوء استفاده ها، سوء تعبيرهايي را در زمينهي بکارگيري از اين پديده موجب شده است. با اين وجود بايد بر اين مسئله اعتراف کرد که فناوري اطلاعاتي داراي قابليتهاي فراواني به منظور انتقال دانش، تسهيل ارتباطات و تعاملات به سرعت بخشيدن به روند رو به رشد شدن توسعه دانش و اطلاعات ميباشد که البته همه اينها در صورت بهرهگيري صحيح از اين پديده امکان پذير است. (همان منبع، ص 42)
ماهيت فناوري نوين (فناوري اطلاعات و ارتباطات)
فناوري اطلاعات واسطهايي است که امکان بيان طيف گستردهايي از اطلاعات، انديشهها، مفاهيم و پيامها را فراهم ميکند. اين پديده به دليل برخورداري از ويژگيهاي متفاوت داراي تعاريف گوناگوني است.
فناوري نوين به مجموعهاي از ابزارها و روشها اطلاق ميشود که به عنوان اطلاعات را در اشکال مختلف جمع آوري، ذخيره، بازيابي، پردازش و توزيع ميکند. فناوري نوين در جهت گسترش توانمنديهاي انديشههاي انسان تکوين يافته است. اصطلاح فناوري نوين را ميتوان از دو ديدگاه مورد مشاهده قرار داد: از ديدگاه اول : اصطلاح فناوري نوين براي توصيف فنوني به کار ميرود که ما را در ضبط و ذخيره سازي، پردازش، بازيابي، انتقال و دريافت اطلاعات ياري ميکند.
از ديدگاه دوم : فناوري نوين به مجموعهاي از ابزارها و روشها گفته ميشود که امکان توليد، پردازش و عرضه اطلاعات را براي کاربر انساني فراهم ميآورد. همچنين فناوري را ميتوان به عنوان يک فعاليت هدفمند بشري دانست که براي طراحي و ساخت محصولات مختلف از آن بهره گرفته شده و نوع خاصي از دانش اطلاعاتي که فناوري براي حل مسئلهي علمي به صورتي علمي بکار ميبرد، فناوري نوين گفته ميشود . فناوري نوين به دليل تحول پذيري و قدرت تأثير فراواني که در رشد اقتصادي اجتماعي، امنيت ملي، جهاني شدن و تعديل مشکلات اطلاع رساني سنتي دارد، يکي از پوياييترين و بحث انگيزترين رشتههاي علم و فناوري محسوب ميشود. اهميت از اين پديده در حدي است که آنرا همانند محور و مرکز مجموعهايي از فعاليتهاي هدايت شده دانستهاندکه کنترل مديريت، بهرهوري، توليد، آموزش و ارتقاي يک سيستم را با يک مرکزيت به عهده دارد. تعريف کرده اند در جايي ديگر و با افقي بالاتر در تعريف فناوري نوين (اطلاعات) آورده شده است که : فناوري نوين بشر يک استراتژي، انديشه، فکر و ابزار در حوزهي انسانها است که با نوآوري همراه ميباشد. در کنار تعاريفي که اين پديده را با نگاهي مثبت نگريستهاند بايد توجه شود که آن نيز يکي از محدوديتهايي برخوردار است. قرارگرفتن ويژگيهايي مهم همچون شمول مفاهيم عمومي، پيچيدگي، سرعت، رشد، فعاليتهاي تعيين پذيري و در عين حال انعطاف پذيري و …
نشان دهندهي برخي محدوديتهاي فناوري نوين هستند که در بهرهگيري از آن نميتوان اين محدوديتها را از نظر

دور داشت. (جاويدان، 1386، ص 134)
فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزهي تعليم و تربيت :
فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT ) را ميتوان به باراني تشبيه کرد که اگر در جاي مناسبي ببارد ميتواند باعث رويش و زنده شدن طبيعت شود ولي در صورتي که در جاي نامناسب ببارد ميتواند سبب جاري شدن سيل يا منشأ شکل گيري باتلاق شود. ورود اين پديده بر حوزه ي تعليم و تربيت خالي از دو نقش نيست. بنابراين لازم است به اين نکته توجه شود که پيش از فراهم کردن امکان آميختگي اين دو مقوله بايد زمينه سازي فرهنگي، علمي مناسب براي آن صورت گيرد. اگر اساس تعليم و تربيت انتقال دانش و آگاهي است و دانش نيز چيزي جز اطلاعات شناخته شده نمي باشد، سپس لازم است براي انتقال اطلاعات به مهارتهاي مناسب براي اين منظور توجه شود. فناوري اطلاعات و ارتباطات در طي زمان کوتاه توانسته است به يکي از اجزاء اساسي تشکيل دهنده جوامع مدرن تبديل شود به گونهاي که در بسياري از کشورها به موازات خواندن نوشتن و حساب کردن، درک فناوري اطلاعات و ارتباطات و تسلط بر مهارتها و مفاهيم پايهي فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخشي از هسته مرکزي آموزش و پرورش اين جوامع مورد توجه قرار گرفته است . (خواجوي، 1385، ص 211)
در حوزهي تعليم و تربيت، فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات مجموعه وسايل و ترکيبات به کارگيري کامپيوتر و برقراري ارتباط است که به اشکال مختلف معلمان، دانش آموزان، فرآيند يادگيري و گسترهي بالايي از فعاليتهاي آموزشي را مورد حمايت قرار ميدهند. (اينترنت1)
رويکرد 4 : بطور کلي درباره تأثير ورود فناوريهاي نوين در حوزهي تعليم و تربيت دو ديدگاه وجود دارد در اين باره ميتوان به گسترهايي از آراء اشاره کرد که همهي آنها به اين نکته قائلند که : اثر فناوريهاي نوين بر آموزش و پرورش، تدريجي است و اين اثر سبب ميشود که آموزش به شيوهي سنتي به گونهاي کارآمدتر انجام شود. بر اين اساس ICT باعث تسريع اطلاعات در آموزش و پرورش ميشود.
(رويکرد اصلاح گرا)، در کنار رويکرد، رويکرد ديگري وجود دارد که معتقدند به تحول زدايي ICT در آموزش و پرورش بوده و بر اين باور است که فناوريهاي جديد ابزارها و حتي اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و آنها را متحول ميکند(رويکرد تحول گرا). از جمله کساني که ديدگاه اصلاح گرانهي ICT را پذيرفتهاند، ميتوان به ماسون اشاره کرد، او تاريخ شکلگيري فناوري نوين را تاريخ يک انقلاب ناکام ميداند و ايدهي تحولات بنيادي آموزش و پرورش بر اثر فناوريهاي نوين را رد ميکند، به عبارت ديگر او معتقد است که فناوريهاي نوين فرآيند تعليم و تربيت را تسريع ميکند نه متحول .
در مقابل راست در ديدگاه تحول گرايانهي خود، معتقد است که فناوري اطلاعات و ارتباطات به مرزهاي ساختاري نظام آموزش سنتي فائق آمده است. در اين رابطه ميگم و گرين نيز معتقدند که ورود فناوريهاي نوين به مدارس و محيطهاي آموزشي، صرفاً منجر به کارآمدکردن روش انتقال دانش نشده است، بلکه موجب خلق زمينههاي جديد اجتماعي و اطلاعاتي براي يادگيري شده است.


پاسخ دهید