2-2-1- مارهاي انحصاري ايران
افعي دماوندي (Vipera latifii)
افعي تکابي (Vipera raddei kordistanica)
افعي آذربايجان(Vipera wagneri)
افعي زنجاني (Vipera albicornata)
مار گورخري (Spalerosophis microlepis)
مار کوتوله (Eirenis rechnigeri)
مار خاکي (Leptotyphlops hamalirostris)
مار شاخدار ايراني (Pseadocerastes persicas persicus)
2-2-2- خانواده افعي ها
افعي شاخدار خوزستانيCerastes Cerastes gasperet))مار جعفريEchis carinatus sochureki))کک مارEristicophis macmahoni))مار شاخدارPseudocerastes persicus persicus))مار شاخدار ايرانيPseudocerastes persicus fieldi))افعي خويVipera raddei raddei))افعي اروميه ايVipera wagheri))افعي زنجانيVipera albicornuta ))گرزه مارVipera lebetina obtuse))افعي تکابيVipera raddei kurdestahica))افعي البرزيVipera ursinii eriwanensis))افعي دماونديVipera latifi mertens))
2-3- جايگاه تاکسونوميکي افعي قفقازي Gloydius halys caucasicus
Gloydius halysScientific classificationAnimaliaKingdomChordataPhylamVertebrataSubphylumReptilianClassSquamataOrderSerpentesSuborderViperidaeFamilyCrotalinaeSub familyGloydiusGenusHalysSpeciesBinomial namePallas,1776, Gloydius halysSynonymsColuber halys pallas, 1776
[Vipera (Echidna) Aspis].
Pallasii-Merrem , 1820
.Trigonocephalus Halys-
Lichtenstein in Eversma nn & lichtenin,1823
.Vipera Halys- Lichtenste in In Eversmann & Lichtenstein, 1823
.Trigocephalus [(Halys)] Halys Gray, 1849
. Halys pallasii-Gunther , 1864
.Ancis trodon halys. Boulenger, 1896
.A [gkistrodon]. Halys-Stejneger, 1907
.Ancistron halys halys -Nikolsky , 1916
. Agkistrodon halys halys – Mertens & LMuller, 1928
. Gloy dius halys halys – Hoge & Romano- Hoge, 1981
2-3-1-گونه افعي قفقازي caucasicus Gloydius halys
مار قفقازي Gloydius halys caucasicus ، گونه ي سمي و زنده زا جزء افعيهاي حفرهدار مي باشد. اين گونه مارها به طور گسترده اي در مناطق مختلف ايران پراکنده هستند (Lati i M, 2000) و زيستگاه آنها در استان هاي تهران، گيلان ، مازندران، گلستان، خراسان رضوي، خراسان شمالي و سمنان مي باشد(Lati I M, 2000;1991 ) .
2-3-2- مشخصات ظاهري افعي قفقازي

تصوير 2-1: افعي قفقازي تصوير 2-2: منطقه پراکندگي افعي قفقازي
پوزه باريک و انتهاي آن کمي به سمت بالا ممتد، سطح فوقاني سر داراي پولک هاي بزرگ و مشخص، مردمک چشم عمودي، دم کوتاه با حرکاتي شبيه مار زنگي، پهنا و ارتفاع پولک رستدال برابر يا کمي پهن تر، داراي دو پولک بين بيني و دو پولک جلو پيشاني و يک پولک پيشاني، طول پولک پيشاني برابر يا کمي کوتاهتر از پولک آهيانه، داراي حفره اي بيني چشم و بيني و جدا از لب بالا،داراي سه پولک گيجگاهي، داراي يک پولک جلو چشمي و يک پولک زير چشمي و دو پولک عقب چشمي، لب بالا داراي 7 يا 8 پولک و لب پايين 9 تا 12 پولک، پولک هاي سطح پشتي تيفه دار پولک هاي سطح شکمي 135 تا 171 و سطح زيرين دم 31 تا 47 عدد، پولک مخربي منفرد. بدن به رنگ خاکستري، قرمز يا قهوه اي روشن، سطح پشتي داراي لکه هاي حلقه اي شکل يا خطوط عرضي تير، سطح جانبي داراي يک يا دو سري خال هاي تيره، پوزه تير رنگ، داراي دو خط تيره مورب در قسمت خلفي سر، داراي يک خال تيره با حاشيه روشن در قسمت گيجگاهي، لبها داراي خال هاي ريز قهوه اي ، سطح مشکي تيره رنگ با خال هاي تيره رنگ با خال هاي کم و بيش خاکستري يا قهوه اي در ايران نوع (Nikolsky, 1916) (Agkistrodon intermedius caucasicus) پراکندگي بيشتري دارد. حداکثر طول cm 67 و دم cm 6 تغذيه از دو زيستان( قورباغه ها )، جوندگان کوچک و مارمولک ها،زاد و ولد3 تا 9 نوزاد در تابستان، زيستگاه بوته زارها، کوهستانها، تپه ها، جنگل ها، زير تخته سنگ ها،انتشار جغرافيايي عمدتاً مناطق کوهستاني و جنوب عرب و جنوب شرق درياي خزر، جنوب شرقي آذربايجان، مناطق جنوبي ترکمنستان، شوروي سابق، شمال ايران و در منتها اليه شمال غربي افغانستان وپراکندگي استانهاي تهران، گيلان، مازندران، گلستان و سمنان.
2-4- زمستان خوابي
هنوز بدرستي روشن نيست که چه مراحلي بر ايجاد زمستان خوابي دخالت دارند. تصور مي رود که عوامل خارجي از قبيل تغيير دما و کاهش نور موجب تغييراتي در ترشح برخي از هورمون ها مي شود که اين خود باعث کاهش متابوليسم و دماي بدن مي گردد و در نتيجه جانور ظاهراً به خواب مي رود. در طول زمستان خوابي تغييرات قابل توجهي در ترکيبات خون و ترکيبات انرژي زاي بدن و همچنين ادوار زيستي جانور ديده مي شود نکته جالب توجه اينکه زمستان خوابي در مارهاي دريايي گزارش نشده است( فرزان پي، 1369). مارها نيز مثل ساير خزندگان خونسردند، يعني دما بدنشان تابع تغييرات دماي محيط است، به طوري که با کاهش دماي محيط از شدت فعاليتهاي زيستي و فيزيولوژيک جانور کاسته مي شود تا دماي دروني بدن در حدود دماي محيط نگه داشته شود. اين حالت را زمستان خوابي گويند( فرزان پي، 1369) . در طول خواب زمستاني، وزن بدن مارها به علت کاهش متابوليسم کم مي شود و اين کاهش وزن در مارهاي جوان بيشتر است. تغيير در دماي محيط مي تواند به بسياري از ويژگي هاي توليد مثلي و مراحل زندگي شامل، رشد جنيني، قابليت زاد و ولد، ميزان رشد، اندازه، سن بلوغ، زمان سيکل توليد مثلي، فعاليت جنسي و تناوب توليد مثل جانوران خونسرد موثر باشد (Glaudas,2009). در خزندگان خواب زمستاني اساساً با بي اشتهايي، رکود و کاهش ميزان متابوليسم مشخص مي شود.
2-5- توليد مثل مارها
2-5-1- اهميت توليد مثل
نحوه تکامل موجودات پر سلولي سبب شده تا تنوعات سازش بي نظيري در روش ها ي ترکيب اسپرم و تخمک به وجود وجود آيد، توليد مثل انواع مختلفي را شامل مي شود که از آن جمله مي توان به توليد مثل جنسي اشاره کرد. توليد مثل جنسي : نوعي از فرايند توليد مثلي که در آن ، اووم و اسپرماتوزوئيدها توليد شده توسط ميوز با هم ترکيب شده و سلول تخم را ايجاد مي کند.
2-5-2- عوامل تاثيرگذار بر توليد مثل خزندگان
عوامل بيروني و عوامل دروني مي تواند در توليد مثل تاثير گذار باشد.
2-5-2-1- عوامل بيروني
دما: مهمترين فاکتور توليد مثلي مي باشد . دماي بالا ( 32 درجه سانتي گراد) يک عامل محرک براي فعال شدن گامتوژنز مي باشد. همچنين دماي بالاي روز ( 32 درجه سانتي گراد) و دماي پايين شب (20 درجه سانتي گراد) عامل محرک براي فعاليت هاي ويتلوژنزو رشد فوليکول ها است .

چرخه روشنايي و تاريکي : ميزان بالاي نور ( 16 ساعت در روز) و کم نور (8 ساعت در شب) باعث تحريک فعاليت هاي توليد مثلي مي شود.
ميزان بارندگي و رطوبت : اين فاکتور در لاک پشت ها نقش اساسي دارد ولي نقش آن در مارها اندک مي باشد.
ميزان مواد غذايي (Zug,2001).
2-5-2-2- عوامل دروني
فاکتورهاي محيطي تاًثير مستقيمي بر روي بخش عصبي هيپوتالاموس در مغز که باعث ترشح هورمون محرک گنادي (GnRH) مي شوند که در اثر آن هورمون هاي LH و FSH شناخته مي شود. اين هورمون ها با اثر بر روي گنادها باعث ساخته شدن تخمک و اسپرم و همچنين ساخته شدن ساختارهاي ثانويه جنسي مي شوند. همچنين محرک هاي محيطي با اثر بر روي هيپوتالاموسي سبب القا رفتارهاي توليد مثلي در جانور مي شوند. در دوزيستان و خزندگان زنده زا ديواره هاي فوليکول هاي تغيير شکل يافته و به جسم زرد تبديل مي شوند. هورمون پروژسترون ترشح شده از جسم زرد به سرعت از دفع جنين هاي در حال رشد جلوگيري مي کند. در خزندگان تخم گذار جسم زرد به سرعت نابود مي شود و از بين مي رود.اکثر دوزيستان و خزندگان توليد مثل فصلي دارند و اين توليد مثل در تمامي گونه ها با ميانجي گري هورمونهاي جنسي انجام مي شود. چرخه زندگي در تمامي خزندگان شامل تخم( به جز خزندگان زنده زا)، دوره جواني و دوره بلوغ است و اين چرخه با توجه به نبودن مرحله لاروي نسبت به دوزيستان ساده تر است. در برخي از گونه هاي مارها فروموني ترشح مي شود که سبب تحريک رفتارهاي جنسي مي شود (Zug, 2001).
2-5-3- توليد مثل در مارها
مارها از لحاظ توليد مثل به سه گروه تقسيم مي شوند که عبارتند از : تخم گذار، بچه زا و تخم – بچه زا
2-5-3-1- تخم گذار
معمولاًدر طول دوران جنيني و قبل از تولد هيچ ارتباطي از نظر تغذيه بين جنين و مادر وجود ندارد و جنين با استفاده از زرده تخم به رشد خود ادامه مي دهد تعداد تخم ها بين 4 تا 104 عدد گزارش شده است. زمان تخم گذاري معمولاً از اواسط بهار تا اواسط پاييز است. از جمله مارهاي تخم گذار مي توان به جنس Laticaodo اشاره کرد.
2-5-3-2- بچه زا

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جنين به وسيله جفت با مادر ارتباط دارد و از مادر تغذيه صورت مي گيرد . جنين در بدن مادر درون کيسه جفت قرار دارد و هنگام بيرون آمدن با پاره کردن اين پوشش از آن خارج مي شود (روبرت، توماس ار 1378). تعداد نوزادان بر حسب نوع مار متفاوت است. مانند افعي قفقازي caucasicas.
2-5-3-3- تخم – بچه زا
جنين در داخل تخم ، در بدن مادر تا مدتي با استفاده از زرده تخم تغذيه مي کند و به رشد خود ادامه مي دهد ولي اين تخم در انتهاي دستگاه باروري پاره مي شود و پس از مدتي نوزاد به دنيا مي آيد (روبرت، 1378) . اين نوع توليد مثل بيشتر در مارهاي مناطق گرمسيري رخ مي دهد .جنس plamis از اين نوع است .
2-5-4- هورمون هاي موًثر در توليد مثل مارها
2-5-4-1- هورمون هاي استروئيدي
هورمون هاي استروئيدي تاًثير مستقيم بر سيستم جفت گيري افعي هاي حفره اي دارند. نقش هورمون هاي استروئيدي بر روي سيکل توليد مثلي خزندگان به طور جدي مورد مطالعه قرار گرفته است. آندروژن ها در رفتارهاي جنسي نرها و گامتوژنز در اکثر تاکساها درگيرمي باشند(Bona-Gall, 1980). گلوکوکورتيکوئيدها، براي تجهيز ذخيره ي انرژي اندوخته شده در طول رخدادهاي پر استرس به کار مي روند و همچنين به تازگي مشخص شده که در سيکل هاي توليد مثلي پرندگان و خزندگان نقش دارند (Romero,2002). پروژسترون (p) و B17 استراديول (E2) توسط فوليکول هاي تخمدان و جسم زرد در مهره داران ماده ساخته مي شود و نقش هاي مختلفي را در ميانجي گري رفتارهاي توليد مثلي و ساير رخدادهاي توليد مثلي دارا مي باشد (Conlard, 1976 , Bonnet, 2001).
2-5-4-2- هورمون هاي آندروژني
توليد مثل در خزندگان مانند تکامل سيستم تناسلي وابسته به هورمونهاي تخمداني است
(Mead el al .,1981 , Jones and Guillette, 1982). آندروژنهاي T و DHT رفتارهاي جفت گيري را در خزندگان نر تحريک مي کنند در بسياري از مهره داران، رفتارهاي جفت گيري و نزاع مربوط به فعاليت هاي گنارها مي باشد (kempenaers, 2008 , schuet,2006). هورمون هاي استروئيدي مداخله گرهاي بلوغ گامت ها در مهره داران هستند و باعث مي شود آنها ميانجي هاي مناسبي براي رفتارهاي توليد مثلي باشند، زيرا جفت گيري هاي منجر به توليد و فعاليت گنادان هميشه با هم هستند (Tay lor , 2004). به هر حال، در گونه هايي که ذخيره اسپرم دارند، محل جفت گيري و فعاليت گنادها هم در نرها و هم در مادها مي تواند در ماه هاي جداگانه رخ دهد. در اين گونه ها، آندروژن ها، ممکن است نقش زيادي در تحريک رفتارهاي جفت گيري نداشته باشند، مانند، گنادها که اغلب در زمان جفت گيري تحليل رفته اند (Tay lor, 2004) . تستوسترون در طول ويتلوژنز در چندين گونه از مارها مطالعه شده افزايش مي يابد. اين ممکن است به اين دليل باشد که E2 از طريق واکنشي هاي آروماتيک از تستوسترون و DHT مشتق مي شود . همچنين تستوسترون و DHT در تحريک رفتار هاي مرحله تحريک جنسي ماده ها و پذيرندگي در مهره داران درگير مي باشند(Crews , 1991 Saint Girons , 1993).
2-5-4-3- استراديول و پروژسترون
استراديول به وسيله سلول هاي گرانولوز (Granulose) فوليکول هاي تخمدان توليد مي شود و به نظر مي آيد که اولين محرک براي رفتار پذيرش و سنتز پروتئين هاي زرده در طول تخمک گذ اري در خزندگان ماده باشد ويتلوژنز هم در مهره داران بچه زا و هم تخم گذار رخ مي دهد و اين روش براي سنتز و رسوب پروتئين هاي زرده در رشد فوليکول ها مي باشد در خزندگان اسکوامات ، E2 مستقيماً سنتز پروتئين هاي زرده را به وسيله کبد تحريک مي کند (Callard , 1990) . يکي ديگر از هورمون هاي استروئيدي (p) پروژسترون است که ويتلوژنز را متوقف مي کند و باعث نگهداري يا پيشرفت آبستني با بارداري مي شود. به نظر مي آيد پروژسترون در کاهش رسوب زرده اي جذب شده در بعضي مهره داران شرکت داشته باشد. پروژسترون سابقاً به عنوان فاکتور مستقيم در تکامل بچه زايي در خزندگان و پستانداران محسوب مي شود (Callard and Custodia, 2002). پروژسترون در ادامه بارداري نقش مهمي را بازي مي کند. اين عملکرد در خزندگان به خوبي ثابت شده است.
2-5-4-4- کورتيکوسترون
کورتيکوسترون به عنوان هورمون جنسي مطرح نيست (Romero, 2002).
2-5-5- آناتومي دستگاه تناسلي مارها


پاسخ دهید