1-9- جامعه و نمونه آماري8
1-10- تعريف واژه ها و اصطلاحات کليدي9
1-10-1- کيفيت سود9
1-10-2- هيئت مديره مشترک9
1-10-3- افشاهاي داوطلبانه9
1-11- ساختار تحقيق …………………………………………………………………………………………………………….. 10
فصل دوم : مباني نظري و پيشينة تحقيق
2-1- مقدمه12
2-2- هيئت مديره12
2-2-1- تعريف هيئت مديره12
2-2-2- وظايف هيئت مديره12
2-2-3- تفکيک وظايف اعضاي هيئت مديره13
2-3- افشا14
2-3-1- ماهيت شفافيت گزارشگري در متون مالي15
2-3-2- اهميت شفافيت و افشاي داوطلبانه16
2-3-3- هدف افشاي اطلاعات مالي16
2-3-4- اطلاعات مالي براي چه کساني افشا ميشود؟17
2-3-5- چه ميزان اطلاعات مالي لازم است تا افشا شود؟18
2-3-6- چه اطلاعاتي بايد افشا شود؟19
2-3-6-1- افشاي اطلاعات كمّي19
2-3-6-2- افشاي اطلاعات غيركمّي20
2-3-7- نقش شفافيت در گزارشگري مالي21
2-3-8- افشاي اختياري در مقابل افشاي اجباري22
2-3-9- كيفيت افشا، شفافيت و ويژگيهاي كيفي صورتهاي مالي23
2-3-10- روشهاي افشا24
2-3-10-1- شكل و تركيب صورتهاي مالي24
2-3-10-2- اصطلاحات ويژه و ارائه جزئيات24
2-3-10-3- اطلاعات داخل پرانتزي25
2-3-10-4- يادداشت هاي همراه25
2-3-10-5- صورت هاي مكمل و جداول26
2-3-10-6- گزارش حسابرسي26
2-3-10-7- گزارش هيئت مديره به مجمع صاحبان سهام27
2-3-11- محدوديت هاي افشاي اطلاعات و افزايش شفافيت27
2-3-12- چرا شركتها دست به افشاي داوطلبانه مي زنند؟28
2-3-13- مزاياي افشا29
2-4- كيفيت سود30
2-4-1- مفهوم كيفيت سود30
2-4-2- ديدگاه هاي مختلف درباره كيفيت سود34
2-4-3- كيفيت سود براي چه كساني اهميت دارد؟35
2-4-4- اهميت ارزيابي كيفيت سود35
2-4-5- ارزيابي كيفيت سود36
2-4-6- عناصر تاثير گذار بركيفيت سود36
2-5- مروري بر مطالعات خارجي و داخلي41
2-5-1- مطالعات خارج از ايران41
2-5-2- مطالعات داخل ايران43
فصل سوم : روش تحقيق
3-1- مقدمه48
3-2- روش تحقيق48
3-2-1- قلمرو تحقيق49
3-2-2- جامعه و نمونه آماري تحقيق49
3-2-3- ابزار جمع آوري داده هاي تحقيق50
3-3- فرضيه‌هاي تحقيق50
3-4- متغير هاي تحقيق50
3-4- 1- متغير هاي وابسته50
3-4-2- متغيرهاي مستقل52
3-4- 3- متغير هاي تعديل كننده يا كنترل52
3-5- مدل هاي تحقيق53
3-6-1- روش داده هاي پانل53
3-6-1-1- روش اثرات اثبات54
3-6-1-2- روش اثرات تصادفي55
3-6-1-3- آزمون چاو يا F مقيد56
3-6-1-4- آزمون هاسمن56
3-6-2- آزمون معني دار بودن مدل57
3-6-3- آزمون معني دار بودن متغير هاي تحقيق58
3-6- 4- تصميم گيري براي رد يا پذيرش فرضيه ها58
3-7- خلاصه فصل59
فصل چهارم : تجزيه وتحليل يافته ها
4-1- مقدمه61
4-2- نتايج آمار توصيفي62
4-3- آزمون خود همبستگي64
4-4-آزمون فرضيه ها65
4-4-1- آزمون فرضيه يكم65
4-4-2- آزمون فرضيه دوم66
4-5- خلاصه فصل68
فصل پنجم : نتيجهگيري و پيشنهادها
5-1- مقدمه70
5-2- مروري بر اهداف، مسأله و روش تحقيق70
5-3- نتايج تحقيق71
5-4- بحث و نتيجه گيري72
5-5- پيشنهادها72
5-5-1- پيشنهاهاي مبتني بر نتايج حاصل از فرضه هاي تحقيق72
5-5-2- پيشنهاها براي پژوهش هاي آتي73
5-6- خلاصه فصل74
فهرست منابع و مآخذ
الف ) منابع فارسي75
ب ) منابع انگليسي77
پيوست ها
– اسامي شركت هاي بورسي استفاده شده در تحقيق79
چكيده لاتين85
فهرست جداول
عنوان صفحه
2-1- خلاصه و جمع بندي بعضي از تحقيقات انجام شده44
4-1- متغير هاي تحقيق62
4-2- آمار توصيفي متغير هاي وابسته، متغيرهاي مستقل و كنترلي63
4-3- خود همبستگي64
4-4- نتايج آزمون آماره F براي آزمون فرضيه اول65
4-5- نتايج آزمون هاسمن براي آزمون فرضيه اول65
4-6- بررسي مدل تركيبي با استفاده از روش GLS66
4-4- نتايج آزمون آماره F براي آزمون فرضيه دوم67
4-4- نتايج آزمون هاسمن براي آزمون فرضيه اول67
4-9- بررسي مدل تركيبي با استفاده از روش GLS67
چکيده
در اين تحقيق رابطه بين هيئت مديره مشترک، افشاهاي اختياري و کيفيت سود در 57 شرکت ازشرکتهاي هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتداي سال 1385 لغايت پايان 1390 مورد بررسي قرار مي گيرد .در تحقيق حاضر، ناپايداري سهام، هيئت مديريت مشترک و مدير مستقل را به عنوان “متغير مستقل” و رتبه افشا و اقلام تعهدي اختياري را به عنوان “متغير وابسته” در نظر گرفته و روابط بين متغير مستقل و وابسته را مورد بررسي و آزمون قرار داده ايم.نتايج آزمون نشان مي دهد که بين هيئت مديره ي مشترک و سطح افشاي اختياري شرکتهاي رابطه ي مثبت و لي معني دار نيست . همچنين بين هيئت مديره ي مشترک و کيفيت سود در شرکتهاي رابطه مثبت و لي معني دار نيست.
بررسي رابطه بين هيئت مديره مشترک، افشاهاي اختياري و کيفيت سود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
فصل اول :
كليات و طرح موضوع
1-1- مقدمه
نظريه کيفيت سود براي اولين بار توسط تحليلگران مالي وکارگزاران بورس اوراق بهادار مطرح شد. آنها استنباط کردند، سودگزارش شده قدرت سودآوري شرکتها راآنچنان نشان نميدهدکه به ذهن بايدمتبادرگردد.آنهادريافتندکه تجزيه وتحليل صورتهاي مالي شرکتها به دليل نقاط ضعف متعدد در اندازه گيري اطلاعات حسابداري کار مشکلي است .براي بيان سودمندي سود در تعيين ارزش شرکت تنها به ميزان گزارش شده نبايدتوجه کرد، بلکه بايد به کيفيت سود گزارش شده نيزتوجه نمائيم .از طرف ديگر اهميت تأثير هيئت مديره مشترک در اين زمينه حائز اهميت بيشتري دارد که کيفيت سود به چه ميزان تعيين خواهد کرد. همچنين يکي از مهمترين روشهاي افزايش اعتبار رده بندي يک شرکت اين است که انتخاب بهترين راهکارهاي براي افشاهاي گزارشهاي مالي مي باشد .
در اين تحقيق به بررسي رابطه بين هيئت مديره مشترک، افشاهاي اختياري وکيفيت سود درشرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران مي پردازيم.
1-2- بيان مسأله و تبيين موضوع
در بين تحقيقات مختلف پيرامون حاکميت شرکتي در اواخر قرن بيستم، مديريت مشترک1 يکي از بحث برانگيزترين موضوعات بوده است. (ريچاردسون2 1987) مديريت مشترک اينگونه تعريف ميشود: حضور يک عضو مشترک درهيئت هاي مديره ي مخصوص يا شرايطي که در آن يک عضو وابسته به يک سازمان درهيئت مديران سازمان ديگري نيز عضو باشد. (ميزروچي3 2010- رپنهاگن4 1996) در حاليکه مديريتهاي مشترک سالها رايج بوده اند و به دلايل مختلف شکل گرفته اند، اما ادبيات اين موضوع در مورد تاثيرات مديريت مشترک شاخه شاخه شده اند. (فاما و جنسن5 1983) گرچه مديران بدون شک نقش مهمي در سازمانها بازي ميکنند، اما تاثيرات عملکردي مثبت ومنفي ناشي از مديريت مشترک شناخته شده اند.
از آنجاييکه مسئله ي حاکميت شرکتي ومديريت مشترک درکشورهاي مختلف متفاوت است، تحقيقات بيشتري در کشورهاي مختلف به اين مسئله پرداخته اند. در حاليکه محققان به تاثيرات مديريت مشترک درکشورهاي مختلف پرداخته اند، اما محيط منحصر به فرد در ايران هنوز به طور وسيع مورد مطالعه قرار نگرفته است. اين مطالعه به بررسي بازار سرمايه ي ايران ميپردازد که براي مديريت مشترک محيطي ايده ال است، چرا که داراي تعداد زيادي ازشرکتهايي است به طور دقيق کنترل ميشوند.(اسميت و اموآکو -ادو6 1999)
افشاي داوطلبانه،‌ افشاي اطلاعاتي فراتر از تعهدات قانوني است که به ‌وسيله نهادهاي قانونگذار تدوين شده است. افشاي اطلاعات فرايند تهيه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازارهاي مالي است. شرکت‌ هايي که به ‌طور داوطلبانه اطلاعاتي را افشا مي‌کنندکه به ‌وسيله مراجع قانونگذار اجباري براي ارائه آنها وجودندارد، براي شکل دادن توقعات مشارکان بازار تلاش مي‌کنند واز اين ‌رو به ‌واسطه افشاي اطلاعات اضافي ازشرايط معامله با اين اشخاص منفعت مي‌برند (مدهاني7 2009).
متون و نوشته هاي مربوط به افشاي داوطلبانه نشان دهنده ي منافع مثبتِ حاصل از افزايش سطح افشا هستند. (به طور مثال بوتوسان19978) گرچه افشا بسيار تحت تاثير محيط فرهنگي ايست که شرکت در آن مشغول به فعاليت است. در ايران ميزان افشاهاي داوطلبانه در بين شرکتهاي مختلف بسيار متفاوت است. (بوجاکي و مک کونومي9 2002). همينطورکيفيت سود در بين شرکتها بسيار متفاوت از يکديگر است. درحاليکه هيئت هاي مشترک از اختيارات حسابداري وسيعتري بهره ميبرند، تاثير اين به هم پيوستگي بر کيفيت سود هنوز مورد مطالعه ي گسترده قرار نگرفته است.
در اين مطالعه به بررسي اينکه آيا مديريت مشترک با کيفيت حسابداري ارتباطي منفي دارد،بخصوص با افشاء داوطلبانه وکيفيت سود، يا خير پرداخته ميشود.
1-3- اهميت موضوع و ضرورت پژوهش
اين مقاله با تعيين تاثيرات منفي ومثبت مديريت مشترک ميتواند در بسط ادبيات موضوع نقش داشته باشد. گرچه پيشنهاداتي براي کاهش مديريت مشترک ارائه شده است، اما اين پيشنهادات هميشه پشتوانه ي تجربي نداشته اند. (برد و همکاران 2010، فريس و همکاران 200310) همانطورکه درمتون مختلف آورده شده است، اعضاي مديريت مشترک ممکن است تاثير حسابداري مثبتي برعملکرد يک شرکت داشته باشند وتناقض مديريت مشترک افشاي داوطلبانه کمتري را در پي دارد، اماکيفيت روبه رشد درآمدها را ميتوان با بسط نظريه ي تاثير اتحاد11 توضيح داد. (وانگ12 2006) اين نظريه پيش بيني ميکندکه تمرکز مالکيت باعث ايجاد انگيزه براي گزارش درآمدهاي کيفيت بالا ميشود، چرا که سهامداران کنترل کننده اين انگيزه را دارند که مديريت درآمدها را در محدودههايي مناسب حفظ کنند. بنابراين از آنجاييکه مديران مشترک تقريبا هميشه با سهامداران متقابل بوده اند، بنابراين شرکتهاي داراي مديريت مشترک احتمالا انگيزه ي پايدارتر ونظارت کافي دارند، اما براي افشاي اطلاعات اختصاصي انگيزه ي کمتري دارند.
برخي محققان و قانونگذاران در امريکاي شمالي براين باورند که مديريت بيرونيِ چندگانه به نوعي باعث شکل گيري يک فرصت طلبي مديريتي ميشود ، اما اخيـــرا در متون مختلف دريافته اند مديراني که درهيئت هاي مديره ي شرکتهاي مختلف عضو هستند برعملکرد طولاني مدت شرکت تاثيرگذارند. (برد و همکاران 2010، فريس و همکاران 2003، گلتکايز و بويد 201113). شرکت ها مايلند مديراني با سابقه ي کاري خوب را در اختيار داشته باشند چرا که اين ميتواند يک مکانيزم اطلاع رساني براي بازار باشد. (دويچ و رز142003) مديريت مشترک به شرکت امکان ميدهد بر رفتار ديگر شرکت ها نظارت داشته باشد وعدم ثبات ناشي ازاعمال استراتژيک راکاهش دهد.(بروگاتي و فاستر152003) علاوه بر آن شرکتهايي که داراي مديريت مشترک هستند احتمالا بيشتر پيشنهادات تامين سرمايه ي خصوصي دريافت ميکنند.(استوارت و ييم 162010)
جنبه ديگري در اين تحقيق که در خصوص افشاي اطلاعات داوطلبانه مطرح است، اين است که شرکت‌ها به منظور کاهش ريسک اطلاعات، افشاي داوطلبانه انجام مي‌دهند؛ اما در عين حال تلاش مي‌کنند ازرويه‌هاي افشايي که حفظ آن در آينده دشوار است، اجتناب کنند.
درتعيين سطح نهايي افشا، شرکت‌ها بايد وزن عوامل هزينه خاص را دربرابر منافع بالقوه حاصل از افشاي بيشتر در نظر بگيرند. در تعيين مزاياي اصلي افشاي داوطلبانه، شرکتها بايد هزينه‌هاي اوليه سطح افشا را در نظر داشته باشند. اين بدان معني است که هزينه تهيه و انتشار اطلاعات وهزينه ‌زيانهاي رقابتي که به افشاي داوطلبانه مرتبط است،‌ بايد مدنظرقرارگيرد (مدحاني 2009)
يکي از محدوديت‌هاي مهم افشاي داوطلبانه، توازن ‌بين ‌منفعت ‌وهزينه است. به موجب مفاهيم نظري گزارشگري مالي، منفعت ‌حاصل ‌از اطلاعات‌ بايد بيش‌ از هزينه ‌تهيه ‌و ارائـه ‌آن‌ باشد. از اين ‌رو ارزيابي ‌منفعت‌ و هزينه ‌اساساً يک‌ فرايند قضاوتي‌ است‌ که براي شرکت‌هاي بزرگ از اهميت بيشتري برخوردار است. اين هزينه‌ها برعهده شرکت‌اند، اما استفاده‌کنندگان نهايي از صورتهاي مالي از آن منتفع مي‌شوند و درگام دوم شرکت مي‌تواند ازمنافع ثانويه وکسب مزيتهاي رقابتي حاصل از افشا بهره ببرد.
برخي معتقدند افشاي اطلاعات توسط شرکت‌ها به صورت کامل انجام نمي‌گيرد، زيرا مديران نسبت به در اختيار قرار گرفتن اطلاعات خاص ترديد دارند (پارسائيان،‌ 1388). اماآنچه مشخص است، اين است که شرکتها براساس رويکردهاي قانوني و پاسخگويي، خود راملزم به انتشار کليه اطلاعاتي که اثر مثبتي بر کارکرد بازار نيزدارد، مي‌نمايند.
1-4- اهداف تحقيق
هدف از اين تحقيق بررسي رابطه بين هيئت مديره مشترک، افشاهاي اختياري و کيفيت سود درشرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ميباشد. به طور ويژه ، شناسايي ارتباط چگونگي که مديريت مشترک به صورت بهتري از افشاي داوطلبانه استفاده ميکنند ويا احتمالا از آن سوءاستفاده کرده مورد بررسي قرارميگيرد. درشرکتهاي بورسي تهران وانعكاس جمع‏بندي وتهيه وارائه‏ي گزارشات به تصميم گيرندگان، اعتباردهند‏گان وساير استفاده‏کنندگان به منظورنحوه‏ي سرمايه‏گذاري آنان در بورس. علاوه بر اين ، کمک به بهبود اندازه‏گيري وتخمين خروجي‏ها و ورودي‏ها به منظور تشخيص تنگناها و زمينه‏هاي ديگري که بايد در مورد بهبود آنها اقدام شود وبررسي اينكه آيا اطلاعات تهيه شده توسط شرکتها مي‏تواند ملاكي براي سنجش رابطه هيئت مديره باافشاي داوطلبانه واثرات آن برکيفيت سود باشد.

1-5- سؤال هاي تحقيق:
سوال اين پژوهش اين است که آيا بين هيئت مديره مشترک، افشاهاي اختياري و کيفيت سود رابطه وجود دارد يا خير ؟

1-6- فرضيه هاي تحقيق
بر مبناي مواردي كه در قسمتهاي قبلي عنوان شد، فرضيه اين تحقيق به شرح زير است:
– بين هيئت مديره مشترک، افشاهاي اختياري وکيفيت سود رابطه وجود دارد.
فرضيه هاي فرعي
فرضيه فرعي 1 : بين هيئت مديره ي مشترک وسطح افشاي اختياري رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي 2 :بين مديريت مشترک وکيفيت سود رابطه وجود دارد.
1-7- روش تحقيق
برحسب هدف، تحقيق حاضر از آن جهت که نتايج آن ميتواند به محدود کردن خطر اخلاقي مديران در شرکتها کمک کند ميتواند براي مالکان، پژوهشگران، سرمايه گذاران وتحليلگران کمک نمايد تحقيقي کاربردي تلقي گردد. روش تحقيق حاضر توصيفي- استقرائي و از نوع همبستگي است. توصيفي به اين دليل که هدف آن توصيف کردن شرايط يا پديده هاي مورد بررسي است و براي شناخت بيشتر شرايط موجود مي باشد و همبستگي به دليل اينکه در اين تحقيق رابطه بين متغيرها موردنظر است . اين تحقيق به بررسي روابط بين متغيرها پرداخته و در پي اثبات وجود اين رابطه در شرايط كنوني براساس داده هاي تاريخي مي باشد.. اين تحقيق به لحاظ هدف، كاربردي بوده و در آن براي تبيين روابط بين متغيرهاي تحقيق از رگرسيون حداقل مربعات معمولي استفاده خواهد شد.

1-8- قلمرو تحقيق
قلمرو اين تحقيق شامل دو بعد مختلف، به شرح زير ميباشد:
الف)قلمرو زماني: با در نظر گرفتن اطلاعات نزديك به زمان انجام تحقيق و در دسترس بودن آنها قلمرو زماني تحقيق يك دوره 6 ساله از ابتداي سال 1385 لغايت پايان سال 1390 تعيين شده است.
ب)قلمرو مکاني:قلمرو مكاني تحقيق حاضر بازار بورس اوراق بهادار تهران مي باشد.
1-9- جامعه و نمونه آماري
در پژوهش حاضر به منظور آزمون فرضيهاي تحقيق از داده هاي مالي طبقه بندي شده وحسابرسي شده شركتهاي فعال پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است. دلايل انتخاب جامعه آماري مذكور اين است كه سازمان بورس اوراق بهادار تهران اطلاعات نسبتاً جامعي درخصوص وضعيت شركتها و روند عملكردهاي مالي و اقتصادي آنها دارد و مي توان گفت تنها منبع اطلاعاتي است كه با استفاده از آن مي توان به منابع اطلاعاتي مالي شركتها دسترسي يافته و مدلهاي تحقيق را مورد آزمون قرار داد. نمونه آماري اين تحقيق شامل تمامي شركتهايي است كه شرايط ذيل را دارا باشند.
1-اطلاعات مورد نياز در رابطه با شرکتهاي ازسال 1385 تا 1390 دردسترس باشد .
2-پايان سال مالي شرکتها پايان اسفند وطي سالهاي 1385 تا 1390 تغييرنکرده باشد .
3-سهام شرکتها درطول هريک ازسالهاي دوره تحقيق دربورس معامله شده باشد و قيمت پايان دوره در دسترس باشد.
4-جزء شرکتهاي سرمايه گذاري و واسطه گري مالي نباشد .
5- همه صورتهاي مالي حسابرسي شده وغير تلفيقي ميباشد.
1-10- تعريف واژه‌ها و ‌اصطلاحات کليدي
1-10-1- کيفيت سود :
برخي تحليل گران مالي کيفيت سود را بعنوان سود عادي و مستمر، تکرارپذير و ايجادکننده جريان نقدي حاصل از عمليات ميدانند، آنها متعقدند که کيفيت سود رقمي بين سود خالص گزارش شده وجريان نقدي حاصل از عمليات منهاي ارقام غير تکراري ميباشد.
1-10-2- هيئت مديريت مشترک:
شرکتهايي که يک عضومشترک درهيئت هاي مديره ي خود دارند.
1-10-3 – افشا داوطلبانه :
شرکت‌ها به ‌طورعمده، هرروزه با تصميمها و پيش‌بيني‌هاي متعددي مواجهند. آنها در مورد پيش‌بيني درامدها توسط مديريت، جلسات سرمايه‌گذاران وتحليلگران، مجامع خريد سهام يا انصراف از خريد، حضور سرمايه‌گذاران،‌ افشاي مربوط به سرمايه‌گذاران در سايتهاي خبري شرکت و ساير پرونده‌هاي قانوني، اطلاعات را به ‌صورت داوطلبانه افشا مي‌کنند.
1-11- ساختار تحقيق
تحقيق حاضر در پنج فصل ارائه خواهد شد. همانطور كه ملاحظه گرديد در اين فصل؛ موضوع، ضرورت انجام تحقيق، اهداف تحقيق، فرضيههاي تحقيق، روش تحقيق، جامعه و نمونه آماري تحقيق و تعريف عملياتي واژه ها و اصطلاحات تخصصي بکار رفته در تحقيق تشريح شد. ساير فصل ها به شرح ذيل تنظيم و ارائه خواهد شد:
* فصل دوم
اين فصل مروري فشرده بر ادبيات حسابداري و ‌مالي در زمينه تحقيق دارد و ‌ضمن اشاره به مباحث تئوريك مطرح شده، تاريخچه مختصري از تحقيقات انجام شده كه به نوعي با موضوع تحقيق در ارتباط هستند، ارائه خواهد شد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

* فصل سوم
در اين فصل توضيحات تفصيلي راجع به روش تحقيق و ‌مدل‌هاي مورد استفاده در آزمون فرضيه ها ارائه شده و ‌اهم روش‌هاي گردآوري اطلاعات مورد نياز تحقيق و ‌تجزيه و ‌تحليل و ‌محاسبات انجام شده مطرح خواهد شد.
* فصل چهارم
در اين فصل با استفاده از اطلاعات جمع آوري شده، فرضيه هاي تحقيق مورد آزمون قرار خواهد گرفت.
* فصل پنجم
در اين فصل ضمن بيان خلاصه‌اي از موضوع تحقيق و روش تحقيق، ‌نتايج آزمون فرضيات تحليل خواهد شد. همچنين پيشنهاداتي كه مي‌تواند در تحقيقات آتي مورد استفاده قرار گيرد، ارائه مي شود.
فصل دوم :
مباني نظري و پيشينه تحقيق

2-1- مقدمه
هدف از ارائه اين فصل بررسي مباني نظري و پيشينه تحقيقات مرتبط با هيئت مديره ، افشاهاي اختياري و کيفيت سود مي باشد. بدين منظور در بخش اول ابتدا به هيئت مديره و تعاريف مرتبط با آن تشريح گرديده . در بخش دوم نيز افشا و در بخش سوم کيفيت سود ، مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. در انتها نيز ضمن بررسي خلاصه اي از تحقيقات صورت گرفته در ايران و ديگر کشورها که بطور مستقيم و يا غيرمستقيم با موضوع تحقيق مرتبط هستند و نتايج بدست آمده از آن ارائه مي شود.
2-2- هيئت مديره
2-2-1- تعريف هيئت مديره
در تعريف هيئت مديره مي توان گفت كه مجموعه اي از افراد هستند كه به منظور شكل بخشيدن به فعاليتهاي مختلف به منظور انجام صحيح امور هر سازمان براي رسيدن به اهداف نهايي و اتخاذ تصميمهاي پي در پي و صحيح درباره مسائل متفاوت به منظور فائق آمدن بر مشكلات ضمن مشاركت با هم براي رسيدن به هدفهاي پيش بيني شده همكاري مي كنند .
2-2-2- وظايف هيئت مديره
هيئت مديره جز در مواردي كه اتخاذ تصميم در باره آنها در صلاحيت مجامع عمومي قرار دارد با رعايت قوانين و مقررات جاري و اساسنامه ، صلاحيت اداره امور تعاوني را داراست و در همين زمينه قانون وظايف و اختيارات هيئت مديره را به شرح ذيل تعيين مي كند .
* دعوت از مجمع عمومي عادي و فوق العاده
* اجراي اساسنامه و تصميمات مجامع عمومي و ساير مقررات مربوطه
* تعيين و نصب ، عزل و قبول استعفاي مدير عامل و نظارت بر كارهاي وي وپيشنهاد ميزان حقوق و مزاياي مدير عامل و آيين نامه مربوط به وظايف و اختيارات وي به مجمع عمومي عادي براي تصويب.
* قبول درخواست عضويت داوطلبان
* اخذ تصميم درباره انتقال سهم اعضاء به يكديگر
* دريافت استعفاي هر يك از اعضاي هيئت مديره ( قبول استعفاي جمعي اعضاء هيئت مديره در صلاحيت مجمع عمومي فوق العاده است )
* نظارت بر هزينه هاي جاري شركت و رسيدگي به حسابها و ارائه نتايج آن به بازرس يا بازرسان و تسليم به موقع گزارشهاي مالي و ترازنامه و حساب سود وزيان به مجمع عمومي عادي .
2-2-3- تفکيک وظايف اعضاي هيات مديره :
يکي از محورهاي تحولا‌ت اخير در مباحث نظام راهبري شرکت، تاثير قانون سربينز اکسلي (به عنوان مکانيزم برون‌سازماني) در برجسته شدن نقش نظارتي مکانيزم هاي داخلي آن است. تفکيک دقيق وظايف مديريت اجرايي از مديريت غيراجرايي، برجسته‌تر شدن نقش نظارتي مديريت غيراجرايي و تعيين حوزه‌هاي مسئوليت آنها و ضرورت داشتن دانش حسابداري و مالي به عنوان يکي از شرايط احراز پست در مورد حداقل يک نفر از مديران غيراجرايي و آگاهي بقيه اعضا از مسائل حسابداري و مالي، برخي از تحولا‌ت اخير است. افزون بر اين، نقش کميته‌هاي هيئت مديره (شامل مديران غيراجرايي) در مورد کنترلهاي داخلي، ارتباط با حسابرسان داخلي و مستقل و… بسيار برجسته شده و از وظايف مديران اجرايي کاملا‌ً تفکيک گشته است.
در ايران، قانون تجارت مصوب 13 ارديبهشت ماه 1311، اساس و چارچوب قانون تجارت موجود را تشکيل مي‌دهد. نظر به قدمت منابع آن، که داراي نواقص فراواني بود، قانون اصلا‌ح قسمتي از قانون تجارت مشتمل بر 300 ماده پس از تصويب در تاريخ 24 اسفندماه 1347 جانشين مواد 21 تا 94 قانون تجارت مصوب 1311 شد. به نظر مي‌رسد که اصلا‌حيه مذکور نيز تغيير بااهميتي در چارچوب اوليه قانون تجارت ايجاد نکرده است. همچنين در قانون پيشين و اصلا‌حيه انجام شده به مقوله وظايف هيئت مديره و تفکيک وظايف توجه چنداني نشده است. اميد است در اصلا‌حيه قانون تجارت به اين مهم توجه شده و مورد عنايت قرار گيرد و افزون برآن آيين‌نامه حاکميت شرکتي مورد نظر بورس اوراق بهادار پس از اصلا‌حات لا‌زم، مورد استفاده شرکتهاي پذيرفته شده در بورس قرار گرفته و پس از ارزيابي مجدد اجراي آن براي تمام شرکتهاي سهامي الزامي شود.
2-3- افشا
متداولترين نظريه در مورد افشا، افشاي کافي است که گوياي حداقل افشاي مورد نياز است و يا به عبارتي ديگر مفهوم افشاي کافي بيان کننده اين موضوع است که صورت هاي مالي نبايد گمراه کننده باشد.
واژه افشاي اطلاعات در گستره ترين مفهوم خود به معني چيزي جز ارائه اطلاعات نمي باشد. حسابداران مي کوشند اين عبارات را مفهومي دقيق تر به کار ببرند وهدف آنها ارائه اطلاعات مالي درباره شرکت است که از طريق گزارشات مالي ( معمولاٌ دو قالب گزارشات سالانه ) ارائه مي شود. گاهي مفهوم اين عبارت بازهم محدوتر مي شود و مقصود اطلاعاتي است که در محتواي صورتهاي مالي گنجانده نشده است. موضوع افشاي اطلاعات در ترازنامه ، صورت سود وزيان و صورت جريان هاي نقدي زير عنوان شناخت و اندازه گيري با تعيين ارزش اقلام قرار مي گيرد. از دقيق ترين ديدگاه افشاي اطلاعات شامل بحث هاي مديريت ، تجزيه وتححليل ، يادداشت هاي پيوست صورتهاي مالي و صورت حساب هاي مکمل مي شود.
در بازار جهاني کنوني منابع اطلاعاتي ، در خارج از صورت هاي مالي که اطلاعات را افشا مي نمايند به صورت يکي از منتابه بسيار مهم درآمده اند. در مورد شيوه تعيين ارزش اقلام اختلاف نظر زيادي وجود دارد. براي مثال ، شيوه ثبت سرقفلي در شرکتهاي مختلف بسيار متفاوت است. در چنين شرايطي بيان واقعيت ها ( افشاي اطلاعات ) خواننده را قادر مي سازد که از نظر شيوه ارائه اطلاعات ابراز رضايت کند . اگر اين اقلام در محتواي صورت هاي مالي شناسايي ( ثبت و گزارش ) شوند، آن گاه بايد از نظر تعيين ارزش اقلام اطلاعات مربوط به سياست هاي حسابداري افشا ود. کميته استانداردهاي بين امللي حسابداري ابراز داشت :
صورتهاي مالي بايد واضح وقابل درک باشند. آنها بر پايه سياست هاي حسابداري قرار دارند، اين سياست ها در شرکت هاي گوناگون متفاوت هستند، هم در يک کشور و هم در کشورهاي مختلف افشاي اطلاعات دربازه سياسيت هاي مهم شرکت که صورتهاي مالي بر آن اساس تهيه مي شوند نقشي مهم وحياتي ايفا مي کنند وبايد به گونه اي ارائه شود که خوانندگان بتوانند آنها را به صورتي دقيق و درست درک نمايند.

هيئت اصول حسابداري در بيانيه شماره 22 به نام افشاي اطلاعات درباره سياست هاي حسابداري که در 1972 منتشر کرد ، همين ديدگاه را تأييد نمود. (هندريکسن 17، 1977)

2-3-1- ماهيت شفافيت گزارشگري در متون مالي
در نگاهي کلي، شفافيت يعني دست‌يابي گسترده به اطلاعات مربوط و اتکاپذير در خصوص عملکرد دوره‌اي، موقعيت مالي، فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري،‌ راهبري شرکتي، و ريسک شرکتهاي تابعه ( بوشمان و سميث18 ، 2003 ) اما از ديدي دقيقتر، شفافيت عموماً به سه دسته تقسيم مي‌شود؛‌ 1) تعريفهاي مبتني بر ذينفعان اطلاعات، 2) تعريفهاي مبتني بر مسئوليت پاسخگويي، و 3) شفافيت از ابعاد قانون (طاهري، 1389).
دسته اول: ويش وانات و کافمن 19 بر اين باورند که شفافيت يعني افزايش جريان به‌موقع و اتکاپذير اطلاعات اقتصادي،‌ اجتماعي و سياسي که در دسترس همه ذينفعان مربوط باشد. در نقطه مقابل آن، نبود شفافيت در اطلاعات به مفهوم ممانعت از دسترسي به اطلاعات صحيح و يا ارائه نادرست اطلاعات يا ناتواني بازار از کسب اطمينان نسبت به کفايت و مربوط بودن کيفيت اطلاعات ارائه شده تعريف شده است.
دسته دوم: فلوريني20 شفافيت را به‌عنوان افشاي اطلاعاتي به‌وسيله شرکت‌ها که براي ارزيابي عملکرد و انجام وظيفه پاسخگويي ضروري است، بر شمرده است. وي معتقد است شفافيت ابزاري است براي تسهيل فرايند ارزيابي عملکرد شرکت‌ها. تاکيد بر حق دسترسي به اطلاعات با در نظر گرفتن حريم هر دو طرف تهيه‌کننده و استفاده‌کننده و امکان ارزيابي عملکرد شرکت‌ها با استفاده از اين اطلاعات، در تعريفهاي فلوريني برجسته‌تر شده است و ديدگاه مسئوليت پاسخگويي عميقتري در بر دارد (تجويدي، 1387). به واقع، شفافيت ارتباط تنگاتني با پاسخگويي دارد و علت وجود تقاضا براي شفافيت اين است که بازار،‌ شرکتها را بابت سياست‌ها و عملکردشان مسئول مي‌داند.
دسته سوم: بُعد سوم از شفافيت در حوزه مسئوليت‌هاي قانوني است، زيرا شرکتها به منظور اجراي دو رويکرد فوق توسط دولت و مراجع قانونگذار، ملزم به پايبندي به الزامات افشا و شفاف‌سازي اطلاعات هستند.
مجموع تعريفهاي شفافيت نشان مي‌دهد که وجه مشترک آنها، کيفيت در اطلاعات خروجي است (طاهري، 1389).

2-3-2- اهميت شفافيت و افشاي داوطلبانه
افشاي داوطلبانه،‌ افشاي اطلاعاتي فراتر از تعهدات قانوني است که به‌وسيله نهادهاي قانونگذار تدوين شده است. افشاي اطلاعات فرايند تهيه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازارهاي مالي است. شرکت‌هايي که به‌طور داوطلبانه اطلاعاتي را افشا مي‌کنند که به‌وسيله مراجع قانونگذار اجباري براي ارائه آنها وجود ندارد، براي شکل دادن توقعات مشارکان بازار تلاش مي‌کنند و از اين‌رو به‌واسطه افشاي اطلاعات اضافي از شرايط معامله با اين اشخاص منفعت مي‌برند (مدهاني 2009)
شفافيت اندک و نبود تقارن اطلاعات، رابطه‌اي عادي دارند. شفافيت اندک نشان مي‌دهد که اطلاعات کافي براي ارتباط برقرار کردن با سرمايه‌گذار وجود ندارد. بنابراين يک نبود تقارن اطلاعاتي بين افراد مطلع و آنهايي که مطلع نيستند برقرار خواهد بود. چنين نبود تقارن اطلاعاتي منجر به صرف اطلاعات زيادي مي‌شود.
در يک بازار کارا، ارزش شرکت به‌صورت ارزش فعلي جريانهاي نقدي آينده با نرخ مناسب بازده تعديل‌شده از لحاظ ريسک تعريف مي‌شود. بنابراين هدف از افشاي مالي، تهيه اطلاعات مفيد براي سرمايه‌گذاران در ارزيابي به‌موقع بودن و قطعيت نداشتن جريانهاي نقدي آينده است. اطلاعات مفيد تهيه‌شده از طريق افشاي داوطلبانه، فرايند تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران را بهبود مي‌بخشد و ساير استفاده‌کنندگان از افشاي اطلاعات شرکت را در موقعيت مناسب‌تري براي تخصيص منابع اقتصادي قرار مي‌دهند (همان منبع).

2-3-3- هدف افشاي اطلاعات مالي
هدف از افشاي اطلاعات مالي را مي توان ارزيابي عملکرد واحد تجاري، قضاوت در مورد چگونگي استفاده واحد تجاري از منابع موجود و پيش بيني روند سودآوري واحد تجاري در آينده دانست. موضوع افشاي اطلاعات تنها محدود به قشر محدودي از استفاده کنندگان مالي نمي شود، بلکه اين موضوع دربرگيرنده نياز طيف وسيعي از افراد جامعه از جمله مجامع حرفه اي، اعتباردهندگان، دولت، سرمايه گذاران و ساير تصميم گيرندگان مالي است. (مازاريزدي، ارزيتون،1386، 15)
اين واقعيت که کليه سرمايه گذاران براي ارزيابي مخاطرات نسبي سرمايه گذاري در هريک از واحدهاي تجاري به اطلاعات مالي نياز دارند، نيز بايد در افشاي اطلاعات مزبور مد نظر قرار گيرد. هرچند اعتباردهندگان و ارگان هاي دولتي براي دستيابي به اطلاعات اضافي جهت تامين نيازهاي خود معمولا قدرت و امکانات لازم را دارند، با اين وجود، در ارتباط با افشاي اطلاعات مالي آنان نيز بايد به عنوان گروه هاي استفاده کننده صورت هاي مالي در نظر گرفته شوند. (عالي ور،1365، 2) براي دستيابي به افشاي مناسب بايستي به سه سوال اصلي زير پاسخ داد:
1- اطلاعات افشا شده براي چه کساني مي باشد؟
2- چه مقدار از اطلاعات بايد افشا شود؟
3- چه اطلاعاتي بايد افشا شود؟
2-3-4- اطلاعات مالي براي چه کساني افشا مي شود؟
گزارش هاي مالي اساسا براي صاحبان سهام، ساير سرمايه گذاران، اعتباردهندگان و ساير بستانکاران تهيه و ارائه مي شود. اما کارکنان، مشتريان، ارگانهاي دولتي و سايرين نيز به نحوي استفاده کننده گزارش هاي مالي مي باشند. تصميمات سرمايه گذاران اساسا در ارتباط با خريد، فروش يا نگهداري سهام اتخاذ مي‌شود و تصميم گيري هاي اعتباردهندگان اساسا به افزايش مدت و ميزان اعتبار اعطائي به واحد تجاري مربوط مي‌‌گردد. البته صاحبان سهام در مورد ادامه کار، تشويق يا عزل مديريت و همچنين تصويب يا رد پيشنهادهاي ارائه شده در زمينه ايجاد تغييرات عمده در خط مشي واحد تجاري نيز تصميماتي اتخاذ مي‌نمايند. هدف هاي افشاي اطلاعات براي کارکنان، مشتريان و سايرين به طور مشخص تدوين نشده است. اما فرض بر اين است که اطلاعات مفيد براي سرمايه گذاران و اعتباردهندگان، براي سايرين نيز مفيد است. (عالي ور،1365،2)
اگر کسي سهامداران و ساير سرمايه گذاران را به عنوان گروه مناسب در حسابداري تعيين کند، سپس افشا در گزارشات مالي را مي توان به عنوان ارائه ي اطلاعات لازم براي عملياتي مطلوب بازارهاي موثر سرمايه تعريف کرد و اين بدان معني است که بايستي اطلاعات کافي ارائه شود تا امکان پيش بيني جريان سود سهام و تغييرات عوايد آينده در بازار وجود داشته باشد و تاکيد بايد بر سرمايه گذاري هاي پيشرفته و تحليلگران مالي باشد. به هرحال همه ي سرمايه گذاران به دنبال اطلاعاتي جهت ارزيابي ريسک نسبي شرکت هاي خود براي کسب سهام مختلف بوده و آن هم به دنبال ترکيبي از سرمايه گذاري که با فوايد ريسک سرمايه گذاري مطابقت داشته باشد. اعتباردهندگان در موسسات دولتي معمولا قدرت جمع آوري اطلاعات ممکن مورد نياز خود را دارند. (کرباسي يزدي،377،1386)


پاسخ دهید