تكثير به وسيلهي قلمه زدن بدين صورت انجام ميگيرد كه شاخههاي جوان گياه را كه در آغاز، رويش طولي دارند از ساقه قطع ميكنند و پس از جدا نمودن برگها، اين قلمههاي خشبي را در بستر يا نهالستان‌هايي كه زمين آن، از قبل آماده گرديده است، كاشته ميشوند. با آبياري مرتب قطعه زمين نهالستان آماده مي‌گردد، قلمهها به تدريج در پاييز ريشهدار ميشوند و بر اثر رشد و نمو، آمادگي انتقال به زمين زراعي را پيدا ميكنند. دور آبياري هر 5-10 روز يك بار بسته به بافت خاك و اقليم منطقه متفاوت است. زمين زراعي را بايد از قبل به عمق 40 تا 50 سانتيمتر بهخوبي شخم زده و تهيه كرده باشند، در غير اين صورت ريشههاي گياه، نمي‌توانند بهآساني در داخل خاك نفوذ نمايند و رطوبت لازم را بهدست آورند و در خاك استقرار يابند. بر پايه برخي توصيههاي كارشناسي ديگر بايد زمين محل كشت، را در دو نوبت ديگر شخم زد (آخرين نوبت بهمنظور اضافه و مخلوط كردن انواع كودها، بهدرون خاك). پس از انجام اين كارها در سطح زمين زراعي، خطوطي بهفاصلهي يك متر ايجاد و سپس فواصلي بهطول 60 سانتيمتر در آن مشخص مينمايند كه هر يك از نقاط ياد شده محل انتقال يكي از قلمههاي ريشهدار گياه است. پيش از انتقال قلمههاي ريشهدار بهزمين زراعي، آنها را از ناحيهي يك سانتيمتري يقه، قطع ميكنند و ريشههاي دراز شده گياه را نيز كوتاه مينمايند (هرس ريشه يا هابياژ) تا با اين عمل ريشههاي جانبي، سريعتر آمادگي رويش پيدا نمايند. عمل انتقال قلمهها بايد بهخوبي همراه با ضدعفوني قلمهها با يكي از قارچكشهاي مناسب و زير نظر كارشناسان گياهپزشكي يا حفظ نباتات بهوسيله دست صورت گيرد. پس از انجام ضدعفوني و انتقال قلمهها بهداخل خاك، بايد قسمتي از خاك اطراف آنها بر اثر فشار انگشتان بر روي گياه ريشهدار و عاري از ساقه، بهحالت فشرده درآيد تا علاوه بر خروج هواي اضافي (هواگيري) قلمهها بتوانند بهخوبي استقرار يابند. در پاييز پس از انجام مراقبت‌هاي لازم براي نگهداري گياه از عوامل نامساعد محيط خارج، سطح زمين را با قشري از برگهاي خشك مي‌پوشانند و سپس در بهار آنها را از روي قلمهها خارج ميسازند. تمام عمليات مناسب باغباني مانند كوددهي بهموقع بايد پس از آزمون خاك و زير نظر كارشناسان تغذيه و باغباني براي هر هكتار زمين زراعي، حدود 200 كيلوگرم كود ازته نيترات سديم، مقدار 300 كيلوگرم سوپر فسفات و ميزان 100 كيلوگرم كود سولفات پتاسيم بهدقت اعمال گردد. پس از جمعآوري محصول، شاخههاي برگدار گياه را قطع و سپس آنها را بهطور طبيعي بهصورت دستهاي و بهوضع آويزان در انبارهاي ويژهاي نگهداري ميكنند، بهنحوي كه جريان هوا در آن محل بهخوبي برقرار باشد. پس از خشك شدن، برگها را از شاخهها جدا و در گونيهاي كنفي يا پارچهاي 50 تا 70 كيلوگرمي بستهبندي و روانه بازار تجارت مينمايند (زرگري، 1371). حدود 1700 قلمه با فواصل 12-80 × 50-40 سانتيمتر در هكتار ميتوان كاشت. pH بهينه مورد نياز محدوده 7 (يعني تقريباً خاك قليايي يا خنثي) است (مظفريان، 1383).

1-2-9 زمان جمعآوري بهليمو
زمان جمعآوري و چيدن برگها اواخر تابستان است (كريمي، 1381) و 2 تا 3 نوبت در سال و كار چيدن برگها بسته به شرايط اقليمي و وضعيت رشدي گياه بهطور معمول همزمان با ماههاي خرداد، مرداد و مهر است (راشدي، 1380؛ زرگري، 1371؛ يزداني و همكاران، 1383). برداشت بهصورت هرس شاخههاي گياه صورت ميپذيرد. بايد تا حد امكان از شكسته شدن برگها طي عمليات برداشت و خشك كردن جلوگيري شود. ميانگين عملكرد آن 1200 كيلوگرم در هكتار برگ خشك (ميزان اسانس در برگ خشك 2/1 تا 81/0 درصد) است (مظفريان، 1383).
1-2-10 خواص دارويي و كاربردهاي بهليمو
تببر، ضداسپاسم، ضدخستگي بدن، آرامبخش و آرامکنندهي اعصاب است، براي تقويت معده، رفع درد شکم، دلپيچه و کاهش نفخ موثر است، برا رفع تپش قلب، تسکين ميگرن، رفع سرگيجه و صداهاي داخل گوش مفيد ميباشد (حاجيشرفي، 1388). بهليمو خاصيت مسکن ملايم و شهرتي براي آرام کردن ناراحتي‌هاي شکمي دارد. اثر مقوي آن روي سيستم عصبي با قطعيتي کمتر از فرنجمشک است، با وجود اين به شادابي کمک ميکند و برعليه افسردگي موثر است (مظفريان، 1391). از نظر تقويت معده، بايد آنرا در رديف بهترين داروها قرار داد و براي اينمنظور نيز بهتر است هميشه بهصورت دم کرده مانند چاي مصرف شود (زرگري، 1375).
تركيب ليمونن مادهي تلخ مركبات و ليمو و داراي اثر سمي و تحريككننده پوست است. ليمونن در فرمول فرآوردههاي دارويي مانند قرص بيكربنات سديم و پمادهاي ضدعفونيكننده وارد، همچنين در ساخت ويتامين A از آن استفاده ميشود. تركيب ليمونن در صنايع عطرسازي، بهمنظور معطر نمودن مواد آرايشي، ساخت صابونهاي رنگي، خوشبوكنندهها، طعمدهندهها، بهعنوان حلال در ساخت رزينها و مرطوب كننده بهكار ميرود (راشدي، 1380).
تركيب 1و 8- سينوئل داراي اثرات كرمكشي، ضدآلرژي، گندزدايي، قارچكشي، باكتريكشي، تسكين‌دهنده، خلطآور، پايينآورندهي فشار خون، جلوگيري از التهاب گلو، التهاب حنجره، تحريك سيستم مركزي اعصاب و توليد صفرا بهوسيلهي كبد و در مواردي سبب قرمز شدن پوست و آلرژيزا است. تركيب ليمونن نيز يك مونوترپن تك حلقهاي با جرم ملكولي 136 بهشكلهاي راست گرد، چپگرد و شكل راسميك و مايعي بيرنگ با بويي شبيه ليمو و در آب غيرقابل حل، ولي در الكل قابل حل است. در مجاورت هوا، يك لايهي اكسيد تشكيل ميدهد و اين لايه رفتاري همانند لاستيك يا روغنهاي خشكشونده دارد (راشدي، 1380). همچنين بهعنوان ادويه در مصارف خانگي براي خوشبو و معطر ساختن گوشت، ماهي، انواع مربا، پوره و غيره بهكار ميرود. اسانس بهليمو، داراي خواص باكتريكشي و حشرهكشي است (كريمي، 1381).

1-2-11 مواد تشكيلدهنده اسانس بهليمو
متابوليتهاي ثانويه، مواد آلي شيميايي پيچيدهاي هستند كه گياهان در طول حيات خود توليد مينمايند، ولي در رشد و نمو و فعاليتهاي حياتي آنها نقشي ندارند و عمدتا بهمنظور دفع آفات، جذب حشرات گردهافشان و مبارزه با بيماريهاي ميكروبي در گياه توليد ميشوند (كومار و گوپتا9، 2008). در ايران ميزان اسانس برگ گياه بهليمو 6/0 درصد است. و بهنحو عمده شامل 24 ماده مختلف ميباشد، ليمونن10 (29.4%) و 1 و 8- سينئول11 تركيبهاي اصلي ميباشند. ژرانيول12، مگاژرانيول13 و كارمنفنيلاكسيد 14از ساير تركيبهاي اصلي اسانس ميباشند (مجاب، 1381؛ سارتوراتو15، 2004).
مجاب و همكاران (2003)، ترکيبات اسانس برگهاي بهليموي تهيه شده از عطاري تهران را ژرانيول، نرول، نرال، ژرانيال، ليمونن و 1 و 8- سينئول، اسپاتولنول16 و آلفاکورکومن17 گزارش کردند. طي پژوهشي عمده‌ترين ترکيبات اسانس در برگ بهليمو ليمونن، 1 و 8- سينئول، ژرانيال، نرال18، بتا-گوانين19، اسپاتولنول و سايوفيلناکسيد گزارش شده است (رضايي و جايمند، 2002).
با توجه بهاينکه مهمترين ترکيبات مورد استفاده از اسانس گياه بهليمو در صنايع مختلف خصوصاً صنايع دارويي، ژرانيال و نرال ميباشد و ميزان اين ترکيبات بهطور مشخص و فرايندهاي در اسانس استحصالي از بذر اين گياه در مقايسه با ساير اندامها در گزارشهاي يادشده بيشتر است، بنابراين توصيه مي‌شود که با اعمال روشهاي اصلاحي و بهزراعي متعدد که منجر به افزايش توليد بذر و افزايش کمي و کيفي اسانس آن ميگردد، منابع گياهي ترکيبات مذکور را افزايش داد (شاهحسيني و همكاران، 1390).
1-2-12 فرمولهاي شيميايي و شكل نمايي از برخي مواد تشكيل دهندهي اسانس بهليمو

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در اسانس حاصل از گياه به‌ليمو مواد مؤثره فراواني وجود دارد (شکل 1-2) از قبيل ژرانيول با فرمول شيميايي C10H18O، ليمونن كه يكي از اصلي‌ترين مواد مي‌باشد با فرمول شيميايي C10H16 که يک مايع بي‌رنگ هيدروکربني از کلاس سيکلوترپن است و معمولاً ايزومر D آن بوي قوي‌اي مانند پرتقال دارد. در سنتزهاي شيميايي به‌عنوان پيش ماده‌اي براي Carvone و نيز به‌عنوان يک حلال تجديدپذير در شوينده‌ها بکار مي‌روند. همچنين لينالول و نرول نيز با فرمول شيميايي C10H18O به‌همراه بسياري تركيبات ديگر وجود.

ژرانيول ليمونن
نرول لينالول
شکل 1-2 فرمول شيميايي برخي از مواد تشکيل دهنده‌ي اسانس بهليمو
1-3 كشت بافت
روش‌هاي كشت بافت گياهي و بخصوص زمينه تجاري آن كه ريزازديادي ناميده مي‌شود، از فناوري‌هاي كاربردي با دورنمايي جديد جهت تكثير رويشي گياهان مي‌باشند كه امكان توليد گياهاني سالم با ژنوتبپ يكسان را فراهم مي‌نمايند. روش ريزازديادي ضريب تكثير بالايي دارد، روند سلكسيون را كوتاه ميكند و عمليات آن با اقتصادي نمودن مكان‌هاي مورد نياز جهت كشت گياهان در تمام طول سال قابل انجام است. در بسياري از كشورهاي دنيا، ريزازديادي گياهان كه از آن تحت عنوان يك صنعت زيستي نام برده مي‌شود، در مسير صنعتي شدن قرار گرفته است و تاكنون صدها شركت كاري فعال در اين زمينه معرفي گرديده‌اند (قاسمي بزدي و رمضاني مقدم، 1391).
يكي از مزاياي روش‌هاي ريزازديادي، سرعت تكثير بسيار بالاي گياهان براساس انتقال ماهيانه ريزنمونه‌ها به محيط كشت‌هاي جديد مي‌باشد و تعداد گياهان توليد شده از هر ريزنمونه را مي‌توان در هر سال براساس سرعت‌هاي تكثيري مختلف و واكشت‌هاي ماهيانه در شرايط در شرايط متفاوت كشت و براي گونه‌هاي مختلف، پيش‌بيني نمود. به‌طور مثال با ضريب تكثير دو گياه در ماه، طي يك سال مي‌توان حدود 4 هزار گياه از هر ريزنمونه به‌دست آورد. با افزايش ضريب تكثير به 3 و 4 گياه در ماه، طي يك سال مي‌توان به‌ترتيب به بيش از 500 هزار و 16 ميليون گياه از هر ريزنمونه رسيد (قاسمي بزدي و رمضاني مقدم، 1391).
اين فن‌آوري در آغاز قرن بيستم از تفکر دانشمند آلماني بهنام هابرلند با توجه به خاصيت توتي‌پتنسي سلول منشا گرفت. هابرلند پيشنهاد کرد که بايستي تکنيک‌ها و روش‌هايي براي جداسازي و کشت‌بافت‌هاي گياهي با اين فرض شکل گيرد که اگر محيط و مواد غذايي سلول‌هاي کشت شده بهدرستي کنترل شوند آن سلول‎‌ها به گياهي طبيعي تبديل خواهند شد (باقري و صفاري 1386؛ قاسميبزدي و رمضانيمقدم، 1391). در سال 1934 اولين کشت بافت موفق توسط وايت انجام شد و اولين کشت کالوس موفق هويج و توتون تا سال 1939 توسط وايت گزارش شد (قاسمي بزدي و رمضاني مقدم، 1391).
مفهوم اصلي کشت بافت آن است که کليه عوامل ضروري لازم براي يک بافت (آنهايي که توسط خود بافت کشت شده تامين نمي‌شود) در يک محيط کشت مصنوعي فراهم آيد. از نخستين مواد مهم 16 عنصر ضروري را مي‌توان نام برد. کربن، هيدروژن و اکسيژن با يک قند و معمولاً با گلوکز يا ساکارز تامين مي‌شوند، در حالي که موادغذايي عمده يا پرمصرف (Ca,K,Mg,N,P,S) و مواد‌غذايي کم‌مصرف (Mn,Mo,Zn,B,Cu,Fe) به‌صورت نمک‌هاي معدني تامين مي‌گردند. همغلظت و همتوازن عناصر غذايي براي رشد مناسب بافت در محيط کشت اهميت دارند. دستورالعمل متعلق به محيط موراشيگ و اسکوگ (MS) است. بيشتر بافت‌هاي کشت شده نيازمند يک يا چند ويتامين مثل تيامين، پيريدوکسين و نيکوتينيک‌اسيد هستند. مواد گوناگون ديگري نيز براي پاسخ‌گويي به نيازهاي بافت کشت شده و يا اهداف خاص محقق به محيط‌کشت افزوده مي‌گردد. هورمون‌هاي گياهي (اکسين‌ها، سيتوکينين‌ها، جيبرلين‌ها) اغلب مورد استفاده قرار مي‌گيرند. معمولاً آگار- آگار يا يک ماده جامد‌کننده مفيد ديگر جهت جامدسازي محيط براي حفاظت از گياه استفاده مي‌شود اگرچه در سال‌هاي اخير کشت بافت در محيط کشت مايع نيز شايع شده است (توحيد‌فر و کاوياني، 1389).
کشت درون شيشه‌اي ميتواند بافت يا اندام‌هاي کامل را در برگيرد و از اين رو نيازمند آن است که ساختار بافت واردشونده به محيط حفظ شود و يا مي‌تواند کشت سلول‌ها با تکثير سازمان نيافته را شامل شود. هدف گزينه‌ي اول معمولاً القاء ساختار تا رسيدن به گياه کامل است. مثال‌هاي برجسته‌ي اندام‌هاي گياهي معمولاً با دو هدف عمده انجام مي‌شود. هدف اول تحقيق پايه‌اي در جهت درک مکانيسم نمو (مثل جنين‌زايي يا نمو رشته‌هاي آوندي) از طريق کنترل محيط مي‌باشد. هدف دوم، بدست آوردن گياهان به گونه‌اي است که با روش‌هاي معمول امکان‌پذير نيست (مثل تلاقي‌هاي دور يا تکثير کلوني مريستم‌ها). ساير اهداف از طريق کشت تک‌سلول‌ها يا مجموع سلول‌ها برآورده مي‌شود. يک مجموع سلولي تمايزنيافته روي يک محيط‌کشت (نه غوطهور شده) کالوس ناميده مي‌شود (توحيد‌فر و کاوياني، 1389).


پاسخ دهید