2-3-4 داشت………………………………………………………………………………………………………………..37
2-4 يادداشت برداري ميزان بيماري ………………………………………………………………………………….37
2-5 محاسبات آماري ……………………………………………………………………………………………………..41
2-6 روش تجزيه و تحليل اطلاعات …………………………………………………………………………………41
فصل سوم- نتايج
3-1 خلاصه کلي نتايج صفات زراعي………………………………………………………………………………..43
3-2 نتايج کلي تجزيه وتحليل دادههاي مربوط به شدت نهايي بيماريها………………………………. 46
3-3 نتايج کلي تجزيه وتحليل دادههاي مربوط به دامنهي تغييرات سطح زير منحني پيشرفت
بيماريهاي باقلا (AUDPC) در ژنوتيپهاي مورد بررسي………………………………………………..48
3-4 مقدار سطح استاندارد شدهي زير منحني پيشرفت بيماريهاي باقلا (SAUDPC) در ژنوتيپ
هاي مورد بررسي………………………………………………………………………………………………………….49
3-5 ضرايب همبستگي ………………………………………………………………………………………………..62
فصل چهارم – بحث
4-1 وضعيت بيماري ها………………………………………………………………………………………………..67
4-2 استفاده ازAUDPC بهتر است ياSAUDPC ؟………………………………………………………….74
4-3 نتيجه گيري کلي…………………………………………………………………………………………………..75
منابع مورد استفاده
منابع فارسي……………………………………………………………………………………………………………… 78
منابع انگليسي………………………………………………………………………………………………………………………………….79
ز
فهرست جدولها
عنوان جدول صفحه1-2 مقايسهي وضعيت توليد باقلا سبز در ايران و جهان……………………………………………………….. 13
1-3 مقايسهي وضعيت توليد باقلا خشک در ايران و جهان…………………………………………………….13
2-1 مقياسهاي نرخدهي براي تعيين مقاومت لاينهاي باقلا نسبت به بيماريهاي لکه برگي باقلا…38
2-1-1 مقياس نرخ دهي بيماري لکه شکلاتي…………………………………………………………………………38
2-1-2 مقياس نرخ دهي بيماري برق زدگي……………………………………………………………………………38
2-1-3 مقياس نرخ دهي لکه برگي آلترناريايي و سوختگي استمفيليومي……………………………………39
3-1صفات زراعي يادداشت برداريشده در 13 ژنوتيپ مختلف باقلا در ايستگاه تحقيقات کشاورزي
گرگان در سال زراعي 91-90……………………………………………………………………………………………..48
3-2 شدت نهايي بيماريهاي يادداشت برداريشده و مقدار سطح پيشرفت بيماريها (AUDPC) و
مقدار سطح استاندارد شدهي پيشرفت بيماريهاي لکه برگي (SAUDPC) در 13 ژنوتيپ مختلف
باقلا در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان در سال زراعي 91-90…………………………………………51
3-3 تجزيه واريانس متغيرهاي مرتبط با ميزان شدت نهايي بيماري و AUDPC و SAUDPC
بيماريهاي لکه شکلاتي و سوختگي آلترناريايي و سوختگي آسکوکيتايي و سوختگي استمفيليومي ………………………………………………………………………………………………………………………………………52
3-4 نتايج تجزيه واريانس صفات زراعي……………………………………………………………………………..53
3-5 نتايج بررسي مقايسه ميانگين صفات زراعي………………………………………………………………….54
3-6 جدول مقايسه ميانگين بيماري هاي برگي در گياه باقلا…………………………………………………55
3-7 ضرايب همبستگي صفات زراعي يادداشت برداري شده در ژنوتيپهاي مختلف باقلا در
ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان در سال زراعي 91-90…………………………………………………..63
3-8 ضرايب همبستگي شدت نهايي بيماريهاي برگي مورد بررسي و (عملکرد و وزن صد دانه)
در ژنوتيپهاي مختلف باقلا در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان در سال زراعي 91-90……..64
3-9ضرايب همبستگي دامنهي تغييرات سطح زير منحني پيشرفت بيماريهاي برگي مورد بررسي
و (عملکرد و وزن صد دانه……………………………………………………………………………………………65
ح
3-10 ضرايب همبستگي ي دامنهي تغييرات سطح استاندارد شدهي زير منحني پيشرفت بيماريهاي برگي مورد بررسي ((SAUDPC و (عملکرد و وزن صد دانه) در ژنوتيپهاي مختلف باقلا در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان در سال زراعي 91-90………………………………………………………………………………………65
فهرست شکل ها
عنوان شکل صفحه
1-1-1 علايم بيماري لکه شکلاتي باقلا……………………………………………………………………………….16
1-1-2چرخه زندگي بيماري لکه شکلاتي……………………………………………………………………………16
1-2-1 علايم بيماري برق زدگي…………………………………………………………………………………………18
1-2-2 چرخه زندگي بيماري برق زدگي باقلا………………………………………………………………………18
1-3 علايم بيماري سوختگي استمفيليومي باقلا…………………………………………………………………….20
1-4-1 علايم بيماري زنگ باقلا…………………………………………………………………………………………22
1-4-2 چرخه بيماري زنگ باقلا…………………………………………………………………………………………22
1-5 علايم بيماري لکه برگي آلترناريايي باقلا………………………………………………………………………25
2-1 ژنوتيپهاي باقلاي مورد استفاده در آزمايش………………………………………………………………..35
2-2 فرم يادداشت برداري بيماريهاي باقلا…………………………………………………………………………39
3-1 نمودار تغييرات بيماريهاي باقلا در ژنوتيپهاي مورد مطالعه سال زراعي 91-90………………56
3-2 نمودار تغييرات شدت نهايي بيماريهاي باقلا در ژنوتيپهاي مورد مطالعه در سال زراعي
91-90……………………………………………………………………………………………………………………………57

3-3 نمودار تغييرات سطح زير منحني پيشرفت (AUDPC) بيماريهاي باقلا در ژنوتيپهاي مورد مطالعه………………………………………………………………………………………………………………………………58

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-4 نمودار تغييرات سطح استاندارد شدهي زير منحني پيشرفت (SAUDPC) بيماريهاي باقلا در
ژنوتيپهاي مورد مطالعه در سال زراعي 91-90…………………………………………………………………..59
3-5 مقايسهي بيماريهاي برگي به تفکيک ژنوتيپها در سال زراعي 91-90 در منطقه گرگان……60
3-6 مقايسهي صفات زراعي گياه باقلا در 13 ژنوتيپ مختلف باقلا در منطقهي گرگان در سال زراعي
91-90………………………………………………………………………………………………………………………….61
ط
چکيده
به منظور بررسي مقاومت مزرعهاي گونههاي باقلا مورد نظر دراين تحقيق شامل 13 ژنوتيپ به نامهايLeofourtun ،Saraziri ،Aqoudulce ،Giza717 ،GizaBlanca ،ILB1814 ، ILB3626،ILB3621 ،ILB3545 ،ILB3640 ،ILB3554 ،Zereshki ، Borkot بوده اين تحقيق در پاييز 1390 در ايستگاه تحقيقاتي گرگان در قالب طرح بلو کهاي کامل تصادفي در 3 تکرار انجام شد. براي ارزيابي مقاومت ژنوتيپها، ميزان وقوع و شدت بيماريهاي برگي (لکه شکلاتي، لکه برگي آلترناريايي، سوختگي آسکوکيتايي و سوختگي استمفيليومي) در فاصله زماني مشخص از ظهور علايم تا زمان برداشت اندازه گيري و بر اين اساس، منحني پيشرفت بيماري براي ميزان وقوع و شدت بيماري رسم و با استفاده از آن، متغيرهايAUDPC وSAUDPC محاسبه شدند. نتايج حاصل از تجزيه واريانس دادهها نشان داد که بين ژنوتيپها بر اساس متغيرها اختلاف معني داري وجود دارد. مقايسه ميانگين دادهها نشان داد بالاترين شدت بيماري‌هاي لکه شکلاتي، لکه برگي آلترناريايي، برق‌زدگي و سوختگي استمفيليومي در ژنوتيپ ILB3554 ديده شد. ژنوتيپ برکت مقاوم‌ترين واکنش را نسبت به بيماري لکه شکلاتي و لکه برگي آلترناريايي نشان داد. ژنوتيپ‌هاي Leofourtun و Aqoudulce هم مقاوم ترين واکنش را در برابر بيماري‌هاي برق‌زدگي و بيماري سوختگي استمفيليومي نشان دادند.
ژنوتيپ Boroket نسبت به بيماري برق زدگي و سوختگي استمفيليومي به ترتيب حساس و نسبتا حساس است ولي نسبت به بيماريهاي لکه شکلاتي و آلترناريايي به ترتيب مقاوم ونسبتا مقاوم است. ژنوتيپBorkot مقاومترين رقم نسبت به بيماري لکه شکلاتي بوده که مقدار آن 5/16 بوده و حساس ترين ژنوتيپ نسبت به بيماري لکه شکلاتي ژنوتيپ ILB3554 است که مقدار آن 12/34 بوده است.
ژنوتيپ zereshki و Borkot مقاوم ترين رقم نسبت به بيماري لکه برگي آلترناريايي بوده که مقدار آن 55/21 بوده و حساسترين ژنوتيپ نسبت به بيماري لکه برگي آلترناريايي ژنوتيپ ILB3554 است که مقدار آن 83/38 بوده است. ژنوتيپ Leofourtunمقاومترين رقم نسبت به بيماري برق زدگي بوده که مقدار آن 11/11 بوده و حساسترين ژنوتيپ نسبت به بيماري برق زدگي ژنوتيپ ILB3554 است که مقدار آن 00/67 بوده است. ژنوتيپ Leofourtun مقاومترين رقم نسبت به بيماري سوختگي استمفيليومي بوده که مقدار آن 11/44 بوده و حساسترين ژنوتيپ نسبت به بيماري سوختگي استمفيليومي ژنوتيپ ILB3554 و Borkot است که مقدار آن 62/61 بوده است.
واژه هاي کليدي: ژنوتيپ هاي باقلا، بيماريهاي لکه برگي، بيماري لکه شکلاتي، لکه برگي آلترناريايي، برق زدگي، سوختگي استمفيليومي، واکنش ژنوتيپ ها
مقدمه
1-1 حبوبات
حبوبات دانههاي خشك خوراكي هستند كه به خانوادهي بقولات تعلق دارند و پس از غلات، دومين منبع مهم غذايي ميباشند. بذر رسيده و خشك اين گياهان داراي ارزش غذايي زيادي بوده و به لحاظ قابليت نگهداري آن از جمله مهمترين منابع غذايي سرشار از پروتئين به شمار ميروند (مجنون حسيني و همکاران، ????). حبوبات به دليل داشتن ويژگيهاي غذايي و زراعي خاص، جايگاه ويژهاي در نظامهاي كشاورزي كشورهاي در حال توسعه دارند. همچنين به دليل توانايي تثبيت نيتروژن، افزايش باروري خاك و گسستن چرخهي زندگي بيماريهاي گندميان، براي قرارگيري در تناوب زراعي از ارزش زيادي برخوردار هستند و عامل مهمي در ثبات توليد غلات به شمار ميروند (1993 Doughton et al., 1993; Saxena , .(Whish et al., 2002;
حبوبات يکي از مهمترين غذاها در جهان است. نخود، عدس، باقلا و… در فصل سرد افزايش يافته در حاليکه لوبيا چشمبلبلي، ماش و سويا، به عنوان حبوبات فصل گرم شناخته شده است. عملکرد اين حبوبات در زمينهاي کشاورزي باعث کاهش تنشهاي زنده مانند بيماريها، حشرات و آفات، نماتدها و علفهاي هرز شده، خسارت ناشي از آنها را به طور قابل ملاحظهاي کاهش ميدهدpande et al., 2009)).
دانه حبوبات با داشتن حدود 32-18 درصد پروتئين نقش مهمي در تأمين مواد پروتئيني مورد نياز انسان ميتواند داشته باشد (مجنون حسيني، 1372). مقدار پروتئين موجود در دانه حبوبات 2 تا 3 برابر بيشتر از پروتئين موجود در دانههاي غلات و 10 تا 20 برابر بيشتر از پروتئين موجود در گياهان غدهاي و نشاستهاي است. علوفه حبوبات نيز به واسطه داشتن درصد پروتئين بالا داراي ارزش غذايي بالايي ميباشد (Pala et al., 2000). ريشه حبوبات نيز به لحاظ همزيستي با ريزوبيوم و تثبيت ازت، جايگاه خاصي در تناوب زراعي با ساير محصولات زراعي از جمله غلات را دارا ميباشند. حبوبات شامل گياهاني از جمله نخودCicer arietinum))، عدس (Lens culinaris Medikus)، لوبيا (Phaseolus vulgaris)، لوبيا چشم بلبلي (Vigna unguiculata)، باقلا (Vicia faba) و ماش (Vigna radiata) ميباشند (باقري و همکاران، 1376).
مطالعات نشان ميدهد که حبوبات بيشتر از گياهان ديگر قادرند از فسفر غير قابل دسترس در خاک استفاده کنند (کوچکي و بنايان اول، 1995؛ مجنون حسيني، 1977).
حبوبات از منابع مهم غذايي سرشار از پروتئين براي تغذيهي انسان به صورت مستقيم و غيرمستقيم، خصوصاً براي بخش عظيمي از جمعيت كم‌درآمد جهان محسوب ميشود. ميانگين سرانهي مصرف حبوبات در جهان در حدود 14 كيلوگرم و در برخي از كشورها به بيش از 40 كيلوگرم مي‌رسد. اين مقدار براي كشور ايران درحدود 8/7 كيلوگرم برآورد شده است كه نشان مي‌دهد مصرف اين مواد خوراكي علي‌رغم ارزش غذايي بالايي كه دارند و با توجه به كمبود پروتئين درجامعه ما سرانه مصرف بسيار كمتر از متوسط جهاني است. حبوبات از نظر كلسيم، فسفر، آهن، منگنز، روي و بسياري ديگر از عناصر معدني مورد نياز بدن غني هستند. علاوه بر آن حبوبات از منابع با ارزش تامين كننده پروتئين بدن بهشمار مي‌روند و جايگزين بسيار مناسبي براي انواع پروتئينهاي حيواني مي‌باشند. همچنين از آنجائيکه حبوبات حاوي مقاديري كاروتئين، ريبوفلاوين، اسيد آسكوربيك و نياسين و ساير ويتامينها مي‌باشد از لحاظ تامين ويتامين‌ها و اسيدهاي چرب ضروري بدن مورد توجه قرار مي‌گيرند (باقري و همکاران، 1376).
1-2 اهميت و جايگاه حبوبات در جهان
حبوبات در سراسر دنيا کشت ميشوند و گونههاي زراعي آنها با شرايط آب و هوايي متفاوتي سازگاري يافتهاند. انسان بهطور متوسط روزانه 2800 کالري انرژي نياز دارد ولي در کشورهاي پيشرفته مصرف روزانه کالري 3500 و در کشورهاي عقب افتاده و جهان سوم اين ميزان به 2200 کالري براي هر نفر در روز ميرسد. توليد پروتئين گياهي مشکلتر و گرانتر است و از طرفي پروتئين گياهي اساس توليد پروتئينهاي حيواني از قبيل گوشت قرمز، مرغ ، ماهي، شير و تخم مرغ ميباشد (مجنون حسيني، 1372). لذا، در کشورهايي که به دلايل اقتصادي گوشت و فرآوردههاي دامي را کم مصرف کرده و يا به دلايل مذهبي مصرف نميکنند حبوبات ميتوانند منبع عمده اين ماده غذايي (پروتئين) را تشکيل دهند. حبوبات “گوشت مردم فقير” ناميده شده است اولأ، اشاره به جانشيني گوشت ميکند ثانياً، اين عبارت يک پيوستگي با فقر را بيان ميدارد، زيرا رابطهي معکوسي بين مقدار مصرف حبوبات و مقدار مصرف غذاهاي حيواني شامل، گوشت در بين جيره غذايي ملل و خانوادههاي فقير را نشان ميدهد. بيشتر پروتئين حبوبات در برگ و دانه جمع ميشود و بيشتر از نوع گلبولينها بوده و مقدار اسيدهاي آمينه سيستئين، اسيد گلوتاميک، آرژنين و ازت آمونياکي آن کم است (نيک پور، تهراني و همکاران 1987؛ کوچکي و بنايان اول، 1993).
لگومها قديميترين نباتات هستند که مورد کشت و کار انسان قرار گرفتهاند. تاريخ آنها به عنوان نباتات زراعي به زمان نئوليتيک برميگردد يعني زماني که انسان از شکار و جمع آوري غذا به مرحله توليد موادغذايي پا گذاشت و وارد يک زندگي براساس اجتماع کشاورزي و روستايي شد. اين تغيير در دنياي قديم بين قرن پنجم و نهم قبل از ميلاد اتفاق افتاد و مرکز آن در خاور نزديک در محدوده شرق کوههاي زاگرس، شمال کوههاي تاروس (Taurus) و غرب مديترانه بود (کوچکي و همکاران، 1993). يافتههاي محققان در جارنو (Jarno) ترکستان از نخودفرنگي زراعي، عدس و يک لگوم کربنه شده به نام “ماشک آبي” متعلق به يک هزار سال، قبل از تاريخ مواد کشف شده در هاليکار ترکيه نشان از آن دارد که لگومها 8000 سال يا بيشتر است که توسط انسان مصرف ميشوند (کوچکي و بنايان و همکاران، 1993).
لگومها همچنين در توسعه کشاورزي دنياي جديد خيلي زود ظاهر شدهاند و آثاري از کدوها، فلفل و لوبياي معمولي در غارهاي اوکامپو (Ocampo) مکزيک، متعلق به 4000 سال قبل از ميلاد يا پيشتر کشف گرديده است. در اين آثار لوبياي معمولي با تاريخي حدود 1000 سال پيش از تاريخ کشف ذرت در آمريکا، يافت شده است لوبيا ليما (Phascolus iunatus) بعداً، حدود سال 1500 قبل از ميلاد ظاهر شد. نخودفرنگي (Peas) بهصورت وحشي از مديترانه تا هندوستان ميروييده است. سه تا از حبوبات ديگر که کلمه “Pea” در انگليسي به دنبال دارند شامل نخود معمولي (Chickpea)، لپه هندي (Pigconpea) و لوبيا چشم بلبلي (Cowpea) هستند. نخود، مثل نخود فرنگي از زمانهاي قديم در شرق مديترانه و مزوپوتاميا (Mesopotamia) کشت ميشده و از آنجا به هندوستان و شرق آسيا پراکنده شده است. لپه هندي بومي جنوب شرقي آسيا و از حبوبات مهم در هندوستان به شمار ميرود و در زمانهاي طولاني به مناطق گرمسير آفريقا و آمريکا انتقال يافته است. لوبيا چشم بلبلي احتمالا بومي آفريقايي غربي است و به طور وسيعي در مناطق گرمسير امروزي کاشته ميشود (مجنون حسيني و همکاران، ????).
اگر تاريخ يافتههاي جارنو و هاليکار صحيح باشند، عدس چند هزار سال قبل از اين که غذاي معمولي يونانيان، يهوديان، مصريان و روميان باستان باشد کشت ميشده است. باقلا احتمالا از شمال آفريقا نشأت يافته و تاريخي بسيار قديمي دارد. يک رقم از آن که در سويس يافت شده متعلق به عصر برنز است. لوبياي معمولي چندين قرن است که در همه قسمتهاي جهان از جمله در امريکا پراکنده شده، اما در آنجا اهميت کمتري از لوبياي بومي (Haricot bean) که در مکزيک حدود 6000 سال يا بيشتر اهلي شده است، دارد. لوبياي معمولي ضرورتا لگومي گرمسير و منشاء آن احتمالا برزيل ميباشد. يکي ديگر از لگومها که شايد با اهميتتر از لوبيا معمولي و لوبيا ليما است بادام زميني ميباشد. گونههاي وحشي آن در مناطق زيادي از آمريکاي جنوبي يافت شده، اما اولين محل گونه زراعي آن ناشناخته است و شايد در مناطقي حدود برزيل و به احتمال قوي پرو باشد. بادام زميني در آمريکاي شمالي تا قرن 19 نبات مهمي به شمار نميرفت و توليد انبوه آن به عنوان نبات روغني در آمريکا، هندوستان، چين، آفريقا و مناطق گرمسير متعلق به قرن بيستم است. (آيدين شکاري،1390). بعد از جنگ دوم جهاني اراضي زير کشت حبوبات و توليد دانه آنها بهسرعت غلات توسعه نداشت. براي مثال، در آن زمان توليد گندم و برنج تقريبا دو برابر شد (از 315 ميليون تن به 674 ميليون تن) در حاليکه ميزان توليد حبوبات فقط 26 درصد افزايش يافت. افزايش توليد غلات بيشتر به واسطه عملکرد بهتر و در حبوبات بيشتر به دليل افزايش سطح زيرکشت آنها بوده است (گزارشات آماري سازمان خواربار و کشاورزي جهاني).
توجهي به آمار و ارقام مذکور در رابطه با سطح زيرکشت و ميزان توليد حبوبات حکايت از اهميت و گسترش روزافزون آنها بهعنوان مواد غذايي مهم در اغلب کشورها دارد. اين گسترش براي لوبيا در کشورهاي خاور دور، خاور نزديک، آفريقاي جنوبي و اروپا ميباشد. براي نخود کشورهاي خاور دور و نزديک، براي باقلا کشورهاي اروپايي، آفريقايي وآمريکاي جنوبي. در مورد لوبيا چشم بلبلي، کشورهاي آفريقايي و بالاخره در مورد عدس گسترش در سطح کشورهاي خاور دور و نزديک هستند. (گزارشات آماري سازمان خواربار و کشاورزي جهاني). مرکز بين المللي تحقيقات کشاورزي در مناطق خشک (ICARDA) داراي مسئوليت گسترش و به نژادي باقلا است (Bonl, 1987). باقلا سابقه کشت زيادي دارد. در مصر باستان، يونان باستان و روم باستان از اين گياه استفاده مي‌شده‌ است و در ???? سال قبل از ميلاد مسيح به چين رسيده‌است (بي نام،1388). مطابق نظر De Condoll باقلا به فرم وحشي در جنوب درياي خزر و شمال آفريقا چند هزار سال قبل وجود داشته است و در آب و هواي مرطوب جنوب رشد ميكند (صباغ پور، 1372). باقلا يکي از محصولات عمده در ارتفاعات اتيوپي است .اين محصول چند منظوره است که نقش مهمي در زندگي اجتماعي و اقتصادي جوامع کشاورزي دارد (agegnehu ,fessehaie .,2006). تقاضا براي اين گياه با توجه به افزايش جمعيت و كاهش دسترسي به ساير منابع پروتئيني رو به افزايش است (Patrick and Stoddard., 2010). باقلا در خاورميانه (به خصوص درمصر، سوريه، تركيه و اردن)، چين و حتي نقاطي از اروپا و استراليا به-عنوان منبع پروتئين در تغذيه انسان و دام مورد توجه زيادي قرار گرفته است (Salem and Osman., 2001). بر اساس برآوردهاي بدست آمده، در هند حدود 10 تا 15 درصد از توليد مواد غذايي حبوبات به علت بيماري از دست ميدهد (pande et al.,2009).
بررسي مديريت کشاورزي که منجر به افزايش تثبيت ازت در لگومهاي دانهاي ميگردد، نشان ميدهد زمانيکه سطوح اوليه نيتروژن خاک پايين باشد، يك دوره گرسنگي (کمبود) نيتروژن در اوايل رشد، عملکرد گرهبندي و تثبيت ازت را کاهش ميدهد. در اين مرحله ريشه توسعه کمي يافته و فعاليتهاي تثبيت ازت در گرهها هنوز کامل نشده است و اضافه کردن مقداري نيتروژن کمکي (استارتر) در زمان کاشت علايم کمبود نيتروژن در مراحل اوليه رشد گياه را کاهش ميدهد (وان کسل و همکاران، 2000). مقدار ازت تثبيت شده در لگومهاي دانه‌اي يكساله 56 تا 112 كيلوگرم درهكتار (مجنون حسيني ،1372) و بر اساس تحقيقات ليند من و همكاران (1998) بالاي 2/280 كيلوگرم در هكتار گزارش شده است (Lindman et al,. 1998).
با وجود اهميت تثبيت بيولوژيك نيتروژن توسط حبوبات در كشاورزي و چرخه نيتروژن در طبيعت، ارزش اين فرآيند براي كشاورزي ايراني كمتر شناخته شده است. در مقابل با توجه به نياز روز افزون كشور به مواد غذايي و انگيزه افزايش توليد در واحد سطح، استفاده از كودهاي شيميايي در توليد محصولات كشاورزي الزامي تلقي شده و مصرف زياد كودهاي نيتروژن حتي در حبوبات كه خود قادر به تثبيت ازت هستند نيز متداول شده است. لذا جهت پيشگيري از مصرف بيرويه كودهاي شيميايي نيترژن در زراعت خانواده بقولات تحقيق و بررسي بيشتر در اين زمينه در كشور ما نيز لازم به نظر مي‌رسد (مجنون حسيني وهمکاران، 1372).
توليد جهاني حبوبات
بررسي سطح زيركشت و توليد جهاني حبوبات حاكي از آن است كه طي دوره 2007-2000 سطح زير كشت حبوبات با 17/12 درصد افزايش از 7/65 ميليون هكتار به حدود 3/73 ميليون هكتار رسيده است. قاره آسيا با بيش از ?? ميليون هكتار بيش از ?? درصد از كل سطح زير كشت حبوبات در جهان را به خود اختصاص داده است (سايت فائو).
نام محصولتوليد(تن)سهمازتوليد (درصد)لوبياخشك????????44/31لوبيا سبز6??????38/10لوبياچشم بلبلي54??4??81/8باقلا4?6?6??93/7نخود?????4?18/15عدس???????3/6نخودفرنگي?????4?65/16ساير????4444/3توليدجهاني6??4?45?100 (FAO, 2007)
مصرف جهاني حبوبات طي دوره (1990-????) با ميانگين درصد، از ?? ميليون تن در سال ???? به 39 ميليون تن در سال ???? رسيده است. كشورهاي شبه قاره هند و در راس آنها هند از جمله بزرگترين مصرفكنندگان حبوبات در جهان ميباشند. هند با ?? درصد مصرف جهاني، بزرگترين مصرفكننده حبوبات درجهان است. 65 الي ?? درصد كل توليد حبوبات در جهان به مصرف انسان ميرسد و حدود 25 درصد مورد مصرف دامي است كه عمدتاً مربوط به كشورهاي توسعه يافته در امريكا، اروپا و استراليا است. در بخش توليد، محاسبه شاخصهاي تمركز نشان ميدهد كشورهاي هند، چين، كانادا و برزيل چهار كشور بزرگ توليد كننده حبوبات در جهان بوده و طي سالهاي ????-2000 سالانه ?? تا ?? درصد توليد جهاني حبوبات را در اختيار داشته اند. كشور هند به تنهايي ?? تا حدود ?? درصد توليد را در سالهاي مختلف به خود اختصاص داده است (فائو، 2007).

1-3 باقلا:
تيره:بقولات (Leguminosae) نام علمي:Vicia faba L._Faba vulgaris Moenchنام انگليسي:Broad bean _common beanنام فارسي:باقلانام فرانسوي:Feveنام عربي:باقلي – فولباقلا (Vicia faba L) متعلق به تيره بقولات است (عجم نوروزي و همکاران، 1386). در زبان فارسي به اين گياه باقلا و به زبان انگليسي به نام Faba Bean شناخته ميشود. در اروپا انواع بذر ريز و متوسط راField bean و انواع بذر درشت را Broad bean مينامند. انواع بهاره و پاييزه بذر متوسط راhorse bean نيز ناميدهاند (کوچکي و بنائيان اول، 1380). ارقام دانه ريز در مناطق سردسيري و ارقام دانه متوسط تا درشت مخصوص مناطق مديترانهاي، گرمسيري و نيمهگرمسيري است (کوچکي و بنايان، 1380). بر پايه گزارش فائو باقلا از نظر اهميت بعد از لوبيا، نخودفرنگي و نخود چهارمين حبوبات از نظر سطح كاشت ميباشد (Kimber et al., 2006). با توجه به مقدار پروتئين بالا و قابليت آن در تثبيت نيتروژن هوا توسط ريشه همانند ساير حبوبات، داراي اثر تناوبي بسيار خوبي بوده و باعث تقويت و حاصلخيزي شيميايي و بيولوژيكي خاك ميگردد. اين گياه همچنين در بعضي مناطق به عنوان کود سبز استفاده ميشود و نقش منحصر به فرد در دنياي كشاورزي ايفا ميكند (Pala et al., 2000 و Statistics., 2008). گياه باقلا با داشتن 38-20 درصد پروتئين همانند ساير حبوبات داراي ارزش غذايي بالايي است (Jelenic et al., 2000).
ارزش غذايي پروتئين بقولات بيشتر به خاطر تعادل اسيدهاي آمينه ضروري خصوصاً تريپتوفان و ايزولوسين است و باقلا يکي از کارآمدترين تثبيت کنندههاي نيتروژن اتمسفري ميباشد (Dahmarde et al., 2010). باقلا گياه بسيار مناسبي در تناوب با غلات است که علاوه بر افزودن ازت به خاک و اصلاح ساختمان آن خاک موجب به کاهش جمعيت نماتدها، شکستن چرخه بسياري از بيماريهاي متداول غلات و تثبيت بيولوژيک ازت خاک ميشود که کاهش مصرف کود ازته و کاهش مصرف سموم کشاورزي در تناوب با کشت غلات، درصد بالاي پروتئين، هزينه كم توليد، مصرف دانه خشك جهت غذاي انسان، تامين غذاي دام، حاوي سه اسيد آمينه ضروري (ليزين، آرژينين و ميتونين) دانه از محسنات اين گياه هستند (Jelenic et al., 2000 و Lopez-Bellido, 2001). نکتهي حائز اهميت در باقلا عدم وجود ارتباط منفي بين محتواي پروتئين با پتانسيل عملکرد است (Dahmarde et al., 2010).
هر يکصد گرم دانه تازه باقلا حاوي ترکيبات زير است:
آبپروتئينمواد چربنشاستهکلسيمفسفرآهنسديمپتاسيمويتامين آويتامين ب1ويتامين ب ?ويتامين ب ?ويتامين ثارسنيک?? گرم?/?
گرم?/? گرم??/? گرم?? ميلي گرم??? ميلي گرم?/? ميلي گرم?? ميلي گرم??? ميلي گرم??? ميلي گرم? ?/? ميلي گرم?/?? ميلي گرم?/? ميلي گرم?? ميليگرم?/?? ميلي گرم(بينام، 1388)
1-4 گياهشناسي
Kingdom:Plantae
Division:Magnoliophyta
Class:Magnoliopsida
Order:Fabales
Family:Fabaceae
Subfamily:Faboideae
Tribe:Vicieae
Genus:Vicia
Species:fabaVicia faba متعلق به دستهاي از جنس Vicia تحت عنوان Faba است. از نظر مورفولوژي، باقلا گياهي است يک ساله، ايستاده با ارتفاع بين 30 تا 180 سانتيمتر که با شروع رشد زايشي، تمايل به ادامهي رشد رويشي در آن ديده ميشود. باقلا گياهي زمستانه است. ريشهي آن مانند ريشه اغلب حبوبات، طويل بوده، تا عمق 100 تا 120 سانتيمتري درخاک نفوذ کرده و گرههاي تثبيت ازت نيز بر روي آنها ديده ميشود (آقاجاني و همکاران، 1388). ساقه باقلا ضخيم، توخالي و چهارگوش است. برخلاف برخي حبوبات، نياز به قيم ندارد. برگهاي آن مرکب است که به طور متناوب روي ساقه قرار ميگيرد و تعداد آنها بين 3 تا 5 عدد است. داراي برگچههايي بهشكل تخم مرغ ميباشد. گلهاي باقلا درشت و سفيد كه داراي لكههاي سياه و بنفش است. ميوه آن كه همان باقلا است داراي غلافي پوشيده از كرك بهطول تقريبا 12 سانتيمتر است. دامنه کشت اين گياه بسيار وسيع بوده و از 9 درجه تا بيش از 40 درجه عرض شمالي و از نزديک سطح دريا تا بيش از 2000 متر بالاي سطح دريا گسترده شده است (آقاجاني و همکاران، 1388). دماي کمتر از 10 درجه سانتيگراد موجب افزايش تعداد روزهاي جوانهزني در باقلا خواهد شد. باقلا ميتواند تا منهاي 4 درجه سانتيگراد را تحمل کند و در دماي منهاي 7 درجه سانتيگراد از بين ميرود. بالاترين عملکرد دانه در دماي شبانه 10 درجه سانتيگراد در شب موجب تسريع در گلدهي ميشود. افزايش يا کاهش اين رژيم حرارتي، گلدهي باقلا را به تاخير مياندازد (آقاجاني و همکاران، 1388).
1-5 اهميت باقلا:
لگومها قديميترين نباتات هستند که مورد کشت و کار انسان قرار گرفتهاند. تاريخ آنها به عنوان نباتات زراعي به زمان نئوليتيک بر ميگردد يعني زماني که انسان از شکار و جمعآوري غذا به مرحله توليد موادغذايي پا گذاشت و وارد يک زندگي براساس اجتماع کشاورزي و روستايي شد. باقلا يکي از گياهان اين خانواده است موطن اصلي اين گياه شمال آفريقا ميباشد. يک رقم از آن که در سويس يافت شده متعلق به عصر برنز است (قرباني، 1374).
باقلا يكي از مهمترين حبوبات مخصوصاً در كشورهاي جنوب شرقي و شرق آفريقا مي‌باشد كه به دنيا به عنوان يک منبع غني پروتئين، سلولز و مواد معدني در کشورهاي در حال توسعه براي انسان و در کشورهاي صنعتي براي حيوانات استفاده ميشود طور وسيعي جهت تغذيه انسان كشت مي‌شود. در سال‌هاي اخير توليد باقلا به ‌عنوان يك منبع پروتئيني جهت غذاي دام در قسمت‌هايي از امريكاي لاتين كشت مي‌گردد و توليد باقلا به ‌عنوان يك منبع غذايي مطلوب از كشورهاي ياد شده فراتر رفته و تقريباً در تمام اروپا نيز كشت مي‌شود. باقلا براي تثبيت بيولوژيكي نيتروژن در خاك و در تناوب زراعي با غلات (برنج) قرار مي‌گيرد. در چين حدود Kg/ha 222 در هر سال زراعي نيتروژن به خاك اضافه مي‌نمايد (Haciseferogullari et al., 2003).
باقلا يك محصول چند منظوره است كه نقش مهمي در زندگي اقتصادي، اجتماعي جامعه كشاورزي دارد .(Agegneha and fessehaie; 2006) در آب و هواي مرطوب خوب رشد ميکند و در دوره رشد و نمو خود بسته به شرايط اقليمي به 5-3 دفعه آبياري نياز دارد. باقلا در تمام خاکها قادر به رشد بوده ولي طالب خاکهاي نسبتأ رسي، حاصلخيز و ميباشد. باقلا در تناوب با غلات بخوبي قرار ميگيرد. در ژاپن پس از برداشت دو بار برنج يکبار باقلا ميکارند. معمولأ باقلا و حبوبات ديگر که بيماريهاي مشترکي دارند حداکثر هر 4 سال يکبار بايد در مزرعه کاشته شوند. باقلا را نبايستي 2 سال پشت سر هم در يک زمين کشت نمود و بهتر است بعد از گياهان وجيني در تناوب قرار گيرد. هنگاميکه ميزان نماتد خاک به علت افزايش سهم غلات در تناوب افزايش مييابد قرار دادن باقلا در تناوب جمعيت نماتدها را کاهش مي دهد چونکه ميزبان اين آفت نميباشد. در نواحي درياي خزر باقلا يکي از حبوبات مهم به شمار ميرود که عمدتأ بهصورت سبز و تازه و بهمقدار کمتري بهعنوان باقلا خشک مورد استفاده قرار ميگيرد (آقاجاني و همکاران، 1388).

1-6 بيماري فاويسم
يونانيها و روميها باقلا را گياهي مضر ميدانستند و معتقد بودند مصرف آن باعث کوري ميشده است. امروزه بيماري همولتيک که فاويسم ناميده ميشود در فاويسم گلبولهاي قرمز خون 24 تا 48 ساعت بعد از خوردن باقلا شروع به تخريب شدن نموده و هموگلوبين خود را به گردش خون آزاد مي‌کنند. در نتيجه زردي و گاهي نارسايي کليوي ممکن است ايجاد شود. اين علايم داراي يک پايه ژنتيکي هستند. کمبود گلوکز 6 – فسفات دهيدروژناز که حدود 400 ميليون نفر به آن مبتلا هستند. براي باقلا خواصي در رابطه با سنگ کليه، رماتيسم، مثانه و نقرس ذکر شده‌ است. در عوض باقلا تحريک کنندهي اصلي بيماري فاويسم بوده و مصرف آن براي مبتلايان مي‌تواند به مرگ بيمار منجر گردد در بسياري از افراد باقالي جواب آزمايش هپاتيت ب را مثبت ميکند و باعث اشتباه شدن آزمايشات خون ميشود و توصيه ميشود خانمهاي باردار به هيچ عنوان مصرف نکنند تا به کودک آسيب وارد نشود. علايم بيماري عبارت است از سرگيجه، سردرد، ضعف شديد، تهوّع، رنگ پريدگي، لرزه، کمخوني، يرقان شديد، و سرانجام احتمالاً مرگ (بهويژه در کودکان) اغلب در بين اقوام مديترانهاي و کمتر در جاهاي ديگر، که با خوردن باقلا ممکن است بوجود آيد، ديده ميشود. در شمال ايران فاويسم بهصورت فصلي از اواسط ارديبهشت ماه تا اواخر خرداد ماه بروز مينمايد و گزارش شده است که پسران مبتلا به آن نسبت به دختران بيشتر ميباشند (مجنون حسيني، 1372).
1-7 آمار توليد باقلا
باقلا در ميان حبوبات جايگاه مهمي دارد اين محصول در بيش از 50کشور جهان کشت ميشود کشور چين، اندونزي و هند بزرگترين توليد کننده و بيشترين بخش زمينهاي قابل کشت خود را به باقلا اختصاص ميدهند به طور کلي در حدود 5/2 ميليون هکتار از اراضي کشاورزي دنيا باقلا کشت مي شود و ميزان توليد جهان باقلا بيش از 21 ميليون تن است.
ميزان توليد باقلا سبز در ايران حدود 58 هزار تن در سال 2011 بوده كه سطح زير كشت و با عملكرد محصول به ترتيب 65000 و 89000 در هكتار (به صورت سبز) بوده است ايران از اين لحاظ در رتبه شانزدهم دنيا قرار دارد (جدول1-2). از مناطق اصلي کشت و کار باقلا در ايران ميتوان از استانهاي لرستان، گلستان و مازندران نام برد كه گرگان با بيش از 35درصد سطح زير كشت و با عملكرد محصول آبي و ديم به ترتيب 10381 و 8385 در هكتار (به صورت سبز) بزرگترين توليد كننده باقلا بوده است (سايت آمار وزارتخانه). سطح زير کشت باقلا ي بهاره و پاييزه سال زراعي جاري ( 90 -89 ) بالغ بر 2389 هکتار و سطح سبز 2308 هکتار و ميزان توليد 32300 تن باقلا در استان گلستان است. استان گلستان از نظر توليد باقلا و همچنين توليد بذر مادري و گواهي شده مقام اول را در کشور داراست و از نظر سطح کشت بعد از استان مازندران مقام دوم کشور را به خود اختصاص داده است (سازمان جهاد کشاورزي استان گلستان، 1390).
پنج کشوري که بيشترين توليد باقلا سبز رو دارند، چين، چين ماينلاند، اندونزي، ترکيه و هندوستان متوسط بين سالهاي1992-2012هستند (FAO, 2012).
ميزان توليد باقلا خشک در ايران حدود 250 هزار تن در سال 2012 بوده كه سطح زير كشت و با عملكرد محصول به ترتيب 95000 و 8040 در هكتار (به صورت خشک) بوده است. ميزان بذر باقلا خشک 9025 تن بوده است که ايران از اين لحاظ در رتبه شانزدهم دنيا قرار دارد (جدول1-3).
جدول1-2- مقايسهي وضعيت توليد باقلا سبز در ايران و جهان (وب سايت FAOSTAT، 2011).
صفتواحدايرانجهانگلستانرتبه ايران در دنياسطح زير کشتهکتار65000153000260016توليدتن58000210000003230016عملکردکيلوگرم در هکتار89000133000130016
جدول1-3- مقايسهي وضعيت توليد باقلا خشک در ايران و جهان (وب سايت FAOSTAT، 2012).
صفتواحدايرانجهانگلستانرتبه ايران در دنياسطح زير کشتهکتار9500029000000260016توليدتن25000023000000-16بذرتن90251220000-16عملکردکيلوگرم در هکتار804026315-161-8 بيماريهاي باقلا:
در مجموعة حفظ نباتات مؤسسه CABI در سال 2005 از 36 گونه قارچ، 18 گونه ويروس و ويروئيد، 4 گونه باكتري و فيتوپلاسما و 4 گونه نماتد بهعنوان بيمارگرهاي گزارش شدهي باقلا از مناطق مختلف جهان ياد شده است. بر اساس گزارش وب سايت وزارت كشاورزي ايالات متحده آمريكا تا پايان سال 2009 ميلادي، 579 گونه قارچ از روي باقلا در دنيا گزارش شده است. از بيماريهاي مهم باقلا در گرگان لكه شكلاتي، برق زدگي، سوختگي استمفيليوم، زنگ و لکه برگي آلترناريايي ميباشد (آقاجاني و همکاران، 1388).
برقزدگي (Ascochyta fabae)، لکه‍شکلاتي (Botrytis fabae Sard)، زنگ (Uromyces viciae-fabae) و سوختگي استمفيليومي (Stemphylium vesicarium) مهمترين بيماريهاي قارچي باقلا محسوب ميشوند که با خسارت زدن به برگ و محدود نمودن فتوسنتز، باعث کاهش توليد باقلا در واحد سطح ميشوند. درصد کاهش عملکرد در مواجهه با بيماريها 25 درصد تخمين زده شده است و در شرايط مساعد خسارت بيماري تا 50% هم ميرسد (Tivoli et al., 2006; Farag and Afiah, 2012; Aghajani, 2013).
بيماريهاي گزارش شدهي باقلا در ايران عبارتند از:
لکهشکلاتي، زنگ، برقزدگي، سفيدک سطحي، لکه برگي آلترناريايي، لکه برگي سرکوسپورايي، سوختگي استمفيليومي برگ، پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه، پوسيدگي طوقه و ريشه، پژمردگي آوندي، بيماريهاي موزائيک و ماتل برگ، پيچيدگي برگ لوبيا، فيلودي، گل سبزي و جاروي جادوگر، نماتد ساقه (پنيره، 1390).
بيماريهاي گزارش شده در استان گلستان:
بيماريهاي لکهشکلاتي، زنگ، برقزدگي، لکهبرگي آلترناريايي، لکهبرگي سرکوسپورايي، سوختگي استمفيليومي، پوسيدگي اسکلروتينيايي، پوسيدگي طوقه و ريشه، علايم احتمالي ويروس زردي نکروتيک، علايم احتمالي ويروس رنگي باقلا (پنيره، 1391).
1-9-1 لکه شکلاتي:
يکي از مهمترين بيماريهاي باقلا بيماري لکه شکلاتي است که در اکثر مناطق کشت اين محصول در دنيا ديده شده است. بر اساس گزارش موسسه CABI ( Commonwealth Agricultural Bureaux International) در سال 2005، اين بيماري از 36 کشور دنيا گزارش شده است، ولي بيشتر در مناطق مرطوب دنيا، نظير اروپا و کشورهاي حوزه مديترانه، حائز اهميت ميباشد (Anonymous., 2008). در سالهايي که بارندگي بيشتر بوده و رطوبت هوا بالاتر است ميزان بيماري لکه شکلاتي بيشتر شده است (Stoddard et al., 2010). بيماري لكه شكلاتي اولين بار توسط بركلي(Berkeley., 1844) گزارش شد و تا سال 1849 گزارشهاي متعددي توسط ايشان از اين بيماري وجود دارد (Berkeley, 1849).
علايم بيماري:


پاسخ دهید